11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

رفتار منصور با علويان

منصور دوانيقي
0
SHARES
10
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

رفتار منصور با علويان

عباسيان همانند امويان، از قبيلة قريش، يعني قبيلة حضرت رسول اکرم’ بودند، با اين تفاوت که عباسيان از نسل عباس عموي پيامبر’ بودند. آنان با استفاده از احساسات پاک ايرانيان در دوستي با خاندان حضرت محمد’، توانستند دولت خود را تأسيس کنند. علويان که فرزندان علي بن ابي طالب×، پسر عموي حضرت رسول’ و همسرش فاطمه÷، دختر رسول اکرم’، بودند، به شدت توسط عباسيان سرکوب شدند. شمار زيادي از ايرانيان از علاقه‌مندان خاندان اهل بيت^ بودند و پس از آنکه متوجه حيله عباسيان در منحرف کردن خلافت اسلامي از علويان به خودشان شدند، انقلاب‌ها و شورش‌هاي فراواني را به حمايت از فرزندان علي× آغاز کردند.([1])

شالودة اداري حکومت بني عباس را منصور ريخت و تقريباً همان روية بني اميه را که از روش اداري روم شرقي و ساسانيان اقتباس شده بود، حفظ کرد.

از ديدگاه منصور، اساسي‌ترين خطري که موجوديت خاندان عباسي و حکومت آنان را تهديد مي‌کرد علويان بودند، زيرا هم دلائل و توجيهات آنان براي خلافت نيرومندتر، و هم خويشاوندي ايشان با پيامبر’ نزديک‌تر از عباسيان بود، علاوه بر اينکه در ميان مردم افرادي شناخته شده و از نفوذ و موقعيتي برتر برخوردار بودند.

کشتار و شکنجه علويان

منصور به شيوه‌هاي مختلف شيعيان را تحت فشار قرار مي‌داد؛ گروهي از آنان را در «ربذه» گرد آورد و به زنجير بست و به قدري به آنان تازيانه زد که گوشت و خونشان به هم آميخت، سپس آنها را تحت سخت‌ترين شرايط به کوفه منتقل کرد و به زنداني افکند که شب و روز را تشخيص نمي‌دادند. زندانيان ناچار بودند براي تشخيص اوقات نماز، قرآن را به پنج بخش تقسيم کنند و هر يک از نمازهاي روزانه را پس از قرائت يک بخش از قرآن اقامه کنند. علويان در اين زندان در وضعيت بسيار بدي بسر مي‌بردند و سرانجام با فرو ريختن سقف روي آنان توسط مأموران، همه آنها به شهادت رسيدند.([2])

مسعودي در «مروج الذهب» و مقريزي در کتاب «النزاع و التخاصم» مي‌نويسند: «منصور فرزندان حسن× را جمع‌آوري نموده و دستور داد زنجير و کُند به پا و گردن آنان بزنند و همانند يزيد که نسبت به اولاد حسين× انجام داد، داخل کجاوه بدون سرپوش و بدون فرش سوارشان کنند و به دار الحکومه‌ي او منتقل نمايند، … اولاد علي× وسيله مستراح نداشتند و ناچار بودند براي قضاي حاجت از محل سکونت خود استفاده کنند. از اين رو بوي کثافت بر ايشان مشقت آور بود و بدن آنها ورم کرد و اين ورم از پا شروع مي‌شد، آنگاه که به قلب مي‌رسيد از شدت مرض و گرسنگي از دنيا مي‌رفتند!([3])

روش ديگر مبارزه منصور با علويان اين بود که آنان را زنده در ميان ديوار مي‌گذاشت تا بدين وسيله جان سپارند.([4])

او در سخني به قتل صدها نفر از علويان اعتراف کرده، مي‌گويد: من هزار تن يا بيشتر از فرزندان فاطمه را کشتم.([5])

وي خزانه‌اي از سرهاي بريدة علويان را براي  پسرش مهدي به ميراث نهاد و بر هر سري ورقه‌اي آويخته بود که معرف صاحب آن بود و در ميان آنان سرهاي پيرمردان، جوانان و کودکان وجود داشت.([6]) معلي بن خنيس از شيعيان مقرب حضرت صادق× و متصدي امور مالي آن حضرت بود. منصور به داوود بن عروه فرماندار مدينه نامه نوشت که معلي را بکش. داوود، معلي را احضار کرد و گفت: نام شيعيان را بنويس که اگر اين کار را انجام ندهي سرت را از تنت جدا مي‌کنم. معلي گفت: «أبالقتل تهددني» آيا به کشتن مرا تهديد مي‌کني؟ به خدا سوگند! اگر اسم يکي از آنها زير پايم باشد، پاي خود را بر نمي‌دارم. داوود گردن معلي را زد و او را به دار آويزان نمود. حضرت صادق× از اين عمل ناراحت شد و عليه داوود نفرين کرد و هنوز نفرينش تمام نشده بود که فرياد ناله بلند شد و خبر مرگ داوود را آوردند.([7])

ابن بابويه روايت کرده است که چون منصور در بغداد عمارتي بنا مي‌کرد، اولاد حضرت علي× را تفحصّ مي‌کرد و هر که را مي‌يافت در ميان ستون‌هاي آجر مي‌گذاشت تا به اين زجر شهيد مي‌شدند. روزي کودک خوش روي خوش موئي از فرزندان حضرت امام حسن× را آوردند و به بنّا دادند که آن امام زادة مظلوم را در ميان ستون گذارد، مردي را بر او موکّل گردانيدند که در حضور او اين را واقع سازد. چون نظر بنّا بر جمال بي مثال آن خورشيد اوج رفعت و جلال افتاد، بر او ترحّم نمود و تاب نياورد که آن نو نهال زيباروي را از برگ و بار زندگاني عاري گرداند. پس آن جوان را در ميان ستون گذاشت و فرجه‌اي براي نفس کشيدن او قرار داد و گفت: اي نورديده غمگين مباش که به زودي نزد تو مي‌آيم و تو را از اين مهلکه نجات مي‌دهم.

چون شب فرا رسيد، و مردم ‌آرام گرفتند، بنّا آمد و آن جوان عربي را بيرون آورد و گفت: اي جوان من بر تو رحم کردم، تو نيز بر من رحم کن و در خون من و ساير عمله‌اي که با من کار مي‌کردند شريک مشو و خود را از نظر خلق پنهان ساز و هيأت خود را تغيير ده که کسي تو را نشناسد، و من در اين شب تار نزد تو آمدم و تو را نجات دادم و خود را در خوف و بيم افکندم براي آن که جدّ تو در روز قيامت با من خصمي نکند. پس به آن آلتي که گچ‌کاران را مي‌باشد گيسوهاي آن سيد عربي را بريد و گفت: از اين ديار بيرون رو و به سوي مادر خود بر مگرد که مبادا من رسوا شوم.

امام زادة مظلوم گفت: چون مصلحت نمي‌داني که من به نزد مادر خود بروم و بر من منّت نهادي و مرا از مردن نجات دادي، بر مادر من نيز منّت گذار و او را خبر ده که حيات من باقي است. شايد جزع و زاري و ناله و بي قراري او بر من تسکين يابد و اين گيسوهاي مرا به نشانه براي او ببر که سخن تو را باور کند. پس در آن شب آن امامزاده گريخت و کسي ندانست که کجا رفت، بنّا گفت که: بعد از آن من رفتم و خانة مادر او را جستم، چون نزديک آن غم خانه شدم، صداي گريه و نوحة آن سيده را شنيدم، پس خبر حيات پسرش را به او رساندم، و او را شاد گرداندم و برگشتم.([8])

[1]. جعفريان، رسول، مقالات تاريخی، دفتر چهارم، ص326.

[2]. الامام صادق و المذاهب اربعه، ج1، ص474.

[3]. مروج الذهب، مسعودی، ص309ـ310؛ و النزاع و التخاصم، مقريزی، ص101 و 102.

[4]. کامل، ابن اثير، ج5، ص526.

[5]. الحياهًْ السياسيهًْ للامام الرضا×، ص87.

[6]. همان.

[7]. مجلسی، بحار الانوار، ج47، ص181 باب احوالات صادق× و منصور.

[8]. مجلسی، تاریخ چهارده معصوم، 1374 هـ.ش، ص887ـ888.

نوشته قبلی

منصور دوانيقي

نوشته‌ی بعدی

رفتار منصور با سادات حسني

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
رفتار منصور با سادات حسني

رفتار منصور با سادات حسني

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا