25 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

روایان و منابع حدیث مهدویّت

آیا در قرآن کریم نامی از حضرت مهدی (عج) برده شده است؟
0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

روایان و منابع حدیث مهدویّت

الف) راویان

على بن ابى‏طالب، عثمان بن عفان، عبدالرحمن بن عوف، طلحة بن عبيداللّه، حسن بن على × ، ام سلمه، ام حبيبه، عبداللّه بن عباس، عبداللّه بن مسعود، عبداللّه بن عمر، ابوسعيد خُدرى، جابر بن عبداللّه انصارى، ابوهريره، انس بن مالك، عمار بن ياسر، حذيفة بن يمان و…

ب) منابع

ابوداود در سنن، ترمذى در جامع، ابن ماجه در سنن، نسايى در سنن، احمد بن حنبل در مسند، حاكم نيشابورى در مستدرك، طبرانى در المعجم الكبير، قطرانى در الأفراد، بيهقى در دلائل النبوة، ابن جوزى در تاريخ خود، ابن سعد در طبقات، قندوزى حنفى در ينابيع المودة، هيثمى در الصواعق المحرقه، متقى هندى در كنزالعمال، ابن صباغ مالكى در فصول و…

بزرگان اهل‏سنّت نه تنها احاديث مهدويت را ذكر نموده‏اند بلكه برخى از آنها كتاب مستقل در اين موضوع به رشته تحرير در آورده‏اند؛ «ابونعيم اصفهانى»[1]، «ابن حجر»[2]، «شوكانى»[3] «متقى هندى»[4] و… برخى ديگر نيز بخش‌هاى مختلفى از كتاب‏هاى خود را به اين موضوع اختصاص داده‏اند و قائل به حد تواتر احاديث مربوط به حضرت مهدى# شده‏اند.

چون بنا بر اختصار است، تنها يك مطلب را از كتب آنان نقل مى‏نماييم تا اهميت موضوع -حتى نزد اهل‏سنّت- بيشتر روشن گردد؛

اعتقاد به مهدويت واجب است و كسى كه منكر آن باشد بايد تعزير و تأديب شود يا اگر از اعتقادش برنگشت، خونش هدر است و…[5]

آرى! اين اعتقاد امت اسلام به مهدويت و آن هم اتهام تشيع و مختار به غلوّ به دليل اعتقاد به مهدويت در اسلام است.

5) از ديگر اتهامات مختار اعتقاد به رجعت بوده است.

متهم نمودن مختار به غلو به دليل اعتقاد به رجعت حاكى از ناتوانى در اسلام‏شناسى و بى‏سوادى مخالفان است.

موضوعات و عناوين مختلف اعتقادى تشيع، داراى ملاك، مناط، مبادى بنيادى و به گونه‏اى كه سرچشمه آن معارف غنى اسلام عزيز است. اين معارف الاهى، از طريق پيامبر اسلام و ائمه معصوم^ تبيین و تشريع گرديده است.

اعتقاد شيعيان به رجعت نيز برگرفته از كلام ائمه معصوم^ و داراى دليل عقلى، برهان و استدلال‌هاى قوى علمى است؛

اعتقاد ما به رجعت برگرفته از روايات صحيحى است كه از ائمه اطهار^ رسيده است… رجعت از امورى است كه ائمه اطهار وقوع آن را خبر داده‏اند و اين رخداد محال نيست.[6]

مويد اصلى استدلال شيعه به رجعت آيات مختلفى از قرآن كريم است كه به صراحت رجعت را مورد تأييد قرار داده است.

عمده استدلال شيعه در اثبات رجعت به آيات و روايات است.

ابى‏عمير از حماد و او از امام صادق× نقل كرده است كه حضرت فرمود:

«ما يَقُول النّاس فى هِذِه الآيه: {وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً…}[7] يقولون اِنَّهُ يَوْمَ القيامَة، قالَ: لَيْسَ كما يقولون، اِنّها فى الرجعة[8] اَيَحْشُرُ اللّه فى يَوْم القيامَة مِن كل اُمَةٍ فَوْجاً و يَدَعَ الْباقين؟ اِنّما آية القيامَة «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً».[9]

مردم درباره آيه {وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً…} چه مى‏گويند؟ گفتم مى‏گويند: اين آيه درباره روز قيامت است. فرمود اينگونه كه مى‏گويند، نيست. اين آيه درباره رجعت است. آيا خداوند در روز قيامت از هر امتى گروهى را بر مى‏انگيزاند و بقيه را رها مى‏كند؟ آيه قيامت اين است: «و همه آنان را برانگيختيم و يك نفر را هم باقى نگذاشتيم».

خداوند متعال در قرآن كريم از زبان كسانى كه يك بار پس از مرگ به دنيا باز گشته‏اند، حكايت مى‏كند كه آنان آرزو مى‏كنند، دوباره زنده شوند.

{قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ}[10]

خداوندا ما را دوباره زنده كردى و ميراندى؛ ما نيز به گناهانمان اعتراف كرديم، آيا اكنون راهى براى زنده شدن هست؟

قمى در كتاب تفسير قمى از امام صادق ×  روايت كره است: «ذالك فى الرجعة» اين آيه درباره رجعت است.

آيات متعددى از قرآن كريم مربوط به واقعيت رجعت است. دقت و مراجعه به تفاسير معتبر كه در تفسير خود از روايات اهل‏بيت^ كمك گرفته‏اند، ثابت مى‏كند، آياتى همچون آيه 259، 243، 55، 56 سوره بقره همه موضوع رجعت را تأييد مى‏كنند.

خداوند متعال اصحاب كهف را كه سيصد سال در غار به صورت مرده باقى مانده بودند، دوباره زنده كرده فرموده:

{ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً}[11]

سپس آنان را زنده كرديم تا بدانيم كدام يك از آن دو گروه، مدت توقفشان را در غار مى‏دانند.

علاوه بر آيات فوق كه به صراحت موضوع رجعت را مورد تأييد قرار مى‏دهند يك نمونه عينى ديگر را كه بازگشت به دنيا را به اثبات مى‏رساند را ذكر مى‏كنيم.

خداوند متعال معجزه‏اى را براى حضرت عيسى× نقل مى‏كند؛

{وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللّهِ}[12]

من كور مادرزاد و مبتلاى به پيسى را شفا مى‏دهم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كنم.

پس با توجّه به آيات قرآن كه جريان‌های زنده كردن مردگان از دوران‌هاى مختلف اعم از زمان حضرت موسى، اصحاب كهف، زمان حضرت عيسى و.. را بيان مى‏فرمايد، مى‏توان نتيجه گرفت كه در ميان امتهاى گذشته نيز موضوع رجعت وجود داشته است. قابل توجّه و تأمل است كه ناآگاهان و خام‏انديشان مخالف خيال مى‏كنند كه اعتقاد به رجعت اعتقاد به تناسخ است در حالى كه اصلاً اينگونه نيست.

كسانى كه قائل به تناسخ هستند نمى‏گويند كه انسان با جسم، روح، شكل، قيافه و همه وجودش به دنيا باز مى‏گردد، آنان قائلند روح از انسانى كه مرده است، به كالبد انسان ديگرى كه به دنيا مى‏آيد منتقل مى‏شود.[13]

پس تفاوت رجعت با تناسخ كاملاً مشخص است و قابل خلط نيست امّا كسانى كه هر دو را با يك ديده مى‏نگرند، قصدشان تنها اشكال گرفتن به شيعه و زير سؤال بردن حقائق شيعى است.

6) از ديگر اتهاماتى كه به عنوان عقايد مختار به وى نسبت داده‏اند، اين است كه گفته‏اند: مختار به پيامبرى امام على ×  به جاى حضرت رسول اعتقاد داشت.[14]

ابن حزم هنگام نسبت دادن اين اتهام بى‏اساس هيچ مدرك و منبعى را ذكر نمى‏كند كه به صورت مستند و قابل اعتماد باشد.

طرفداران تشيع و اهل‏بيت^ همیشه آماج تير و تركش اينگونه حملات و تهمت‌ها بوده‏اند. هدف اين گونه نسبت‏هاى ناروا بر ضربه زدن به حقانيت تشيع است. مكتب تشيع با الهام و تبعيت از قرآن كريم و سنت و كلام حضرت رسول | و در پيروى از روايات صحيح و روشن اهل‏بيت^، تنها حضرت رسول مكرم اسلام يعنى محمد بن عبداللّه را پيامبر اعظم اسلام مى‏داند و با تمامى مستدنات عقلى و نقلى و با اعتقاد كامل او را خاتم الانبياء’ مى‏داند.

علاوه بر اين، امام و پیشوای بزرگ مكتب تشيع، دمین شخصيت عالم بشريت بعد از پیامبر اکرم’ حضرت على × نيز اين مورد يعنى حقيقت پيامبرى حضرت «محمد بن عبداللّه | » می‌فرماید:

«و اشهد اَن لا اِلهَ اِلاّ اللّه وَحْدَهُ لا شريكَ لَه و اَشْهَدُ اَنْ محمداً عَبْدُهُ و رَسوُلُهْ، خاتم النبيين و حجة اللّه عَلىَ العالَمين».[15]

گواهى مى‏دهم كه خدايى جز پروردگار يگانه و بى‏همتا نيست؛ گواهى مى‏دهم كه محمد|  بنده و پيامبر خدا و خاتم پيامبران و حجت خدا براى جهانيان است.

آرى! بزرگ پيشواى عالم تشيع، بر حقانيت و صحت اعتقاد شيعيان شهادت داده است و هرگز اين نسبت ناروا به هيچ يك از شيعيان واقعيت نداشته است، تا چه رسد به مختار كه شخصيتى مبارز و حقيقت‏جو و از نزديكان محمد بن حنفيه فرزند حضرت امام على ×  بوده است. مبانى عقيدتى وى كاملاً برگرفته از عقايد صحيح اسلامى و اهل‏بيت^ بوده است.

حديث بسيار ارزشمندى از امام صادق × روايت شده است كه مى‏فرمايند:

لَمْ يبعَثَ اللّه عَزَّوجَل مِن العرب اِلاّ خمسةَ انبياء: هوداً و صالحاً و اسماعيل و شعيباً و محمداً خاتم النبيين |».[16]

خداوند از ميان قوم عرب تنها پنج پيامبر را برانگيخت، هود، صالح، اسماعيل، شعيب و حضرت محمد| كه خاتم پيامبران است.

آنگاه كه مى‏بينيم حضرت اميرالمؤمنين على ×  و حضرت امام جعفر صادق×  به اين روشنى و صراحت پيامبرى و خاتميت حضرت محمّد|  را مورد تأييد و تأكيد قرار مى‏دهند و از طرفى دانشمندان، بزرگان و تمامى شيعيان -كه پيروان واقعى و راستين اين شخصيت‏هاى الهى هستند- نيز به خاتميت و نبوت حضرت محمد’ اعتقاد راسخ دارند، پس چگونه مى‏توان اين اتهام واهى را به آنان نسبت داد؟

«او در اين قيام فقط خود را مجاز از طرف محمّد بن حنفيه مى‏دانست و هيچ ادعاى گزافى نداشت و هيچ عقيده كفرآميزى ابراز نكرد».[17]

منابع معتبر و قابل استناد شيعه و اهل‏سنّت -در موارد متعدد و متكثر- احاديث منزلت، غدير و ولايت و… را كه دلالت بر پيامبرى و خاتميت حضرت رسول و وصايتِ و امامت حضرت اميرالمؤمنين على × مى‏نمايند نقل نموده‏اند که از مسلمات مكتب تشيع و بوده است که انديشمندان منصف و عادل اهل‏سنّت نیز آن را پذیرفته‌اند. پس اتهام نسبت داده شده به مختار طرح و اختراع فتنه و كذبى بيش نيست.

[1]. ابونعيم اصفهانى كتاب اخبار المهدى.

[2]. ابن حجر كتاب الفصول المختصر فى علامات المنتظر.

[3]. شوكانى: «التوضيح فى تواتر ما جاء في المنتظر و الدجاج و المسيح».

[4]. متقى هندى كتاب البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان.

[5]. متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان#، ص 178 تا ص 183.

[6]. مظفر، محمدرضا، عقايد الامامية، ص 118.

[7].

[8]. قمى، تفسير قمى،.

[9].

[10]. غافر (مؤمن)/11، ر. ك: علامه طباطبائى، تفسير الميزان ج 17 ص 313.

[11]. كهف/ 12.

[12]. آل‏عمران/ 49.

[13]. ملاهادى سبزوارى، منظومه، ص 316.

[14]. ابن حزم، الفصل فى الملل الاهواء و النحل، ج 4 ص 184، چاپ بيروت.

[15]. شيخ كلينى، اصول و فروع كافى، ج 8، ص 67، تهران چاپ دوم 1389؛ نهج‏السعادة، ج 1 ص 188 بيروت.

[16]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 11 ص 42 بيروت چاپ دوّم 1403 ه ق.

[17]. الكامل فى التاريخ، ج 4 ص 27.

الف) راویان

على بن ابى‏طالب، عثمان بن عفان، عبدالرحمن بن عوف، طلحة بن عبيداللّه، حسن بن على × ، ام سلمه، ام حبيبه، عبداللّه بن عباس، عبداللّه بن مسعود، عبداللّه بن عمر، ابوسعيد خُدرى، جابر بن عبداللّه انصارى، ابوهريره، انس بن مالك، عمار بن ياسر، حذيفة بن يمان و…

ب) منابع

ابوداود در سنن، ترمذى در جامع، ابن ماجه در سنن، نسايى در سنن، احمد بن حنبل در مسند، حاكم نيشابورى در مستدرك، طبرانى در المعجم الكبير، قطرانى در الأفراد، بيهقى در دلائل النبوة، ابن جوزى در تاريخ خود، ابن سعد در طبقات، قندوزى حنفى در ينابيع المودة، هيثمى در الصواعق المحرقه، متقى هندى در كنزالعمال، ابن صباغ مالكى در فصول و…

بزرگان اهل‏سنّت نه تنها احاديث مهدويت را ذكر نموده‏اند بلكه برخى از آنها كتاب مستقل در اين موضوع به رشته تحرير در آورده‏اند؛ «ابونعيم اصفهانى»[1]، «ابن حجر»[2]، «شوكانى»[3] «متقى هندى»[4] و… برخى ديگر نيز بخش‌هاى مختلفى از كتاب‏هاى خود را به اين موضوع اختصاص داده‏اند و قائل به حد تواتر احاديث مربوط به حضرت مهدى# شده‏اند.

چون بنا بر اختصار است، تنها يك مطلب را از كتب آنان نقل مى‏نماييم تا اهميت موضوع -حتى نزد اهل‏سنّت- بيشتر روشن گردد؛

اعتقاد به مهدويت واجب است و كسى كه منكر آن باشد بايد تعزير و تأديب شود يا اگر از اعتقادش برنگشت، خونش هدر است و…[5]

آرى! اين اعتقاد امت اسلام به مهدويت و آن هم اتهام تشيع و مختار به غلوّ به دليل اعتقاد به مهدويت در اسلام است.

5) از ديگر اتهامات مختار اعتقاد به رجعت بوده است.

متهم نمودن مختار به غلو به دليل اعتقاد به رجعت حاكى از ناتوانى در اسلام‏شناسى و بى‏سوادى مخالفان است.

موضوعات و عناوين مختلف اعتقادى تشيع، داراى ملاك، مناط، مبادى بنيادى و به گونه‏اى كه سرچشمه آن معارف غنى اسلام عزيز است. اين معارف الاهى، از طريق پيامبر اسلام و ائمه معصوم^ تبيین و تشريع گرديده است.

اعتقاد شيعيان به رجعت نيز برگرفته از كلام ائمه معصوم^ و داراى دليل عقلى، برهان و استدلال‌هاى قوى علمى است؛

اعتقاد ما به رجعت برگرفته از روايات صحيحى است كه از ائمه اطهار^ رسيده است… رجعت از امورى است كه ائمه اطهار وقوع آن را خبر داده‏اند و اين رخداد محال نيست.[6]

مويد اصلى استدلال شيعه به رجعت آيات مختلفى از قرآن كريم است كه به صراحت رجعت را مورد تأييد قرار داده است.

عمده استدلال شيعه در اثبات رجعت به آيات و روايات است.

ابى‏عمير از حماد و او از امام صادق× نقل كرده است كه حضرت فرمود:

«ما يَقُول النّاس فى هِذِه الآيه: {وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً…}[7] يقولون اِنَّهُ يَوْمَ القيامَة، قالَ: لَيْسَ كما يقولون، اِنّها فى الرجعة[8] اَيَحْشُرُ اللّه فى يَوْم القيامَة مِن كل اُمَةٍ فَوْجاً و يَدَعَ الْباقين؟ اِنّما آية القيامَة «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً».[9]

مردم درباره آيه {وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً…} چه مى‏گويند؟ گفتم مى‏گويند: اين آيه درباره روز قيامت است. فرمود اينگونه كه مى‏گويند، نيست. اين آيه درباره رجعت است. آيا خداوند در روز قيامت از هر امتى گروهى را بر مى‏انگيزاند و بقيه را رها مى‏كند؟ آيه قيامت اين است: «و همه آنان را برانگيختيم و يك نفر را هم باقى نگذاشتيم».

خداوند متعال در قرآن كريم از زبان كسانى كه يك بار پس از مرگ به دنيا باز گشته‏اند، حكايت مى‏كند كه آنان آرزو مى‏كنند، دوباره زنده شوند.

{قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ}[10]

خداوندا ما را دوباره زنده كردى و ميراندى؛ ما نيز به گناهانمان اعتراف كرديم، آيا اكنون راهى براى زنده شدن هست؟

قمى در كتاب تفسير قمى از امام صادق ×  روايت كره است: «ذالك فى الرجعة» اين آيه درباره رجعت است.

آيات متعددى از قرآن كريم مربوط به واقعيت رجعت است. دقت و مراجعه به تفاسير معتبر كه در تفسير خود از روايات اهل‏بيت^ كمك گرفته‏اند، ثابت مى‏كند، آياتى همچون آيه 259، 243، 55، 56 سوره بقره همه موضوع رجعت را تأييد مى‏كنند.

خداوند متعال اصحاب كهف را كه سيصد سال در غار به صورت مرده باقى مانده بودند، دوباره زنده كرده فرموده:

{ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً}[11]

سپس آنان را زنده كرديم تا بدانيم كدام يك از آن دو گروه، مدت توقفشان را در غار مى‏دانند.

علاوه بر آيات فوق كه به صراحت موضوع رجعت را مورد تأييد قرار مى‏دهند يك نمونه عينى ديگر را كه بازگشت به دنيا را به اثبات مى‏رساند را ذكر مى‏كنيم.

خداوند متعال معجزه‏اى را براى حضرت عيسى× نقل مى‏كند؛

{وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللّهِ}[12]

من كور مادرزاد و مبتلاى به پيسى را شفا مى‏دهم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كنم.

پس با توجّه به آيات قرآن كه جريان‌های زنده كردن مردگان از دوران‌هاى مختلف اعم از زمان حضرت موسى، اصحاب كهف، زمان حضرت عيسى و.. را بيان مى‏فرمايد، مى‏توان نتيجه گرفت كه در ميان امتهاى گذشته نيز موضوع رجعت وجود داشته است. قابل توجّه و تأمل است كه ناآگاهان و خام‏انديشان مخالف خيال مى‏كنند كه اعتقاد به رجعت اعتقاد به تناسخ است در حالى كه اصلاً اينگونه نيست.

كسانى كه قائل به تناسخ هستند نمى‏گويند كه انسان با جسم، روح، شكل، قيافه و همه وجودش به دنيا باز مى‏گردد، آنان قائلند روح از انسانى كه مرده است، به كالبد انسان ديگرى كه به دنيا مى‏آيد منتقل مى‏شود.[13]

پس تفاوت رجعت با تناسخ كاملاً مشخص است و قابل خلط نيست امّا كسانى كه هر دو را با يك ديده مى‏نگرند، قصدشان تنها اشكال گرفتن به شيعه و زير سؤال بردن حقائق شيعى است.

6) از ديگر اتهاماتى كه به عنوان عقايد مختار به وى نسبت داده‏اند، اين است كه گفته‏اند: مختار به پيامبرى امام على ×  به جاى حضرت رسول اعتقاد داشت.[14]

ابن حزم هنگام نسبت دادن اين اتهام بى‏اساس هيچ مدرك و منبعى را ذكر نمى‏كند كه به صورت مستند و قابل اعتماد باشد.

طرفداران تشيع و اهل‏بيت^ همیشه آماج تير و تركش اينگونه حملات و تهمت‌ها بوده‏اند. هدف اين گونه نسبت‏هاى ناروا بر ضربه زدن به حقانيت تشيع است. مكتب تشيع با الهام و تبعيت از قرآن كريم و سنت و كلام حضرت رسول | و در پيروى از روايات صحيح و روشن اهل‏بيت^، تنها حضرت رسول مكرم اسلام يعنى محمد بن عبداللّه را پيامبر اعظم اسلام مى‏داند و با تمامى مستدنات عقلى و نقلى و با اعتقاد كامل او را خاتم الانبياء’ مى‏داند.

علاوه بر اين، امام و پیشوای بزرگ مكتب تشيع، دمین شخصيت عالم بشريت بعد از پیامبر اکرم’ حضرت على × نيز اين مورد يعنى حقيقت پيامبرى حضرت «محمد بن عبداللّه | » می‌فرماید:

«و اشهد اَن لا اِلهَ اِلاّ اللّه وَحْدَهُ لا شريكَ لَه و اَشْهَدُ اَنْ محمداً عَبْدُهُ و رَسوُلُهْ، خاتم النبيين و حجة اللّه عَلىَ العالَمين».[15]

گواهى مى‏دهم كه خدايى جز پروردگار يگانه و بى‏همتا نيست؛ گواهى مى‏دهم كه محمد|  بنده و پيامبر خدا و خاتم پيامبران و حجت خدا براى جهانيان است.

آرى! بزرگ پيشواى عالم تشيع، بر حقانيت و صحت اعتقاد شيعيان شهادت داده است و هرگز اين نسبت ناروا به هيچ يك از شيعيان واقعيت نداشته است، تا چه رسد به مختار كه شخصيتى مبارز و حقيقت‏جو و از نزديكان محمد بن حنفيه فرزند حضرت امام على ×  بوده است. مبانى عقيدتى وى كاملاً برگرفته از عقايد صحيح اسلامى و اهل‏بيت^ بوده است.

حديث بسيار ارزشمندى از امام صادق × روايت شده است كه مى‏فرمايند:

لَمْ يبعَثَ اللّه عَزَّوجَل مِن العرب اِلاّ خمسةَ انبياء: هوداً و صالحاً و اسماعيل و شعيباً و محمداً خاتم النبيين |».[16]

خداوند از ميان قوم عرب تنها پنج پيامبر را برانگيخت، هود، صالح، اسماعيل، شعيب و حضرت محمد| كه خاتم پيامبران است.

آنگاه كه مى‏بينيم حضرت اميرالمؤمنين على ×  و حضرت امام جعفر صادق×  به اين روشنى و صراحت پيامبرى و خاتميت حضرت محمّد|  را مورد تأييد و تأكيد قرار مى‏دهند و از طرفى دانشمندان، بزرگان و تمامى شيعيان -كه پيروان واقعى و راستين اين شخصيت‏هاى الهى هستند- نيز به خاتميت و نبوت حضرت محمد’ اعتقاد راسخ دارند، پس چگونه مى‏توان اين اتهام واهى را به آنان نسبت داد؟

«او در اين قيام فقط خود را مجاز از طرف محمّد بن حنفيه مى‏دانست و هيچ ادعاى گزافى نداشت و هيچ عقيده كفرآميزى ابراز نكرد».[17]

منابع معتبر و قابل استناد شيعه و اهل‏سنّت -در موارد متعدد و متكثر- احاديث منزلت، غدير و ولايت و… را كه دلالت بر پيامبرى و خاتميت حضرت رسول و وصايتِ و امامت حضرت اميرالمؤمنين على × مى‏نمايند نقل نموده‏اند که از مسلمات مكتب تشيع و بوده است که انديشمندان منصف و عادل اهل‏سنّت نیز آن را پذیرفته‌اند. پس اتهام نسبت داده شده به مختار طرح و اختراع فتنه و كذبى بيش نيست.

[1]. ابونعيم اصفهانى كتاب اخبار المهدى.

[2]. ابن حجر كتاب الفصول المختصر فى علامات المنتظر.

[3]. شوكانى: «التوضيح فى تواتر ما جاء في المنتظر و الدجاج و المسيح».

[4]. متقى هندى كتاب البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان.

[5]. متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان#، ص 178 تا ص 183.

[6]. مظفر، محمدرضا، عقايد الامامية، ص 118.

[7].

[8]. قمى، تفسير قمى،.

[9].

[10]. غافر (مؤمن)/11، ر. ك: علامه طباطبائى، تفسير الميزان ج 17 ص 313.

[11]. كهف/ 12.

[12]. آل‏عمران/ 49.

[13]. ملاهادى سبزوارى، منظومه، ص 316.

[14]. ابن حزم، الفصل فى الملل الاهواء و النحل، ج 4 ص 184، چاپ بيروت.

[15]. شيخ كلينى، اصول و فروع كافى، ج 8، ص 67، تهران چاپ دوم 1389؛ نهج‏السعادة، ج 1 ص 188 بيروت.

[16]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 11 ص 42 بيروت چاپ دوّم 1403 ه ق.

[17]. الكامل فى التاريخ، ج 4 ص 27.

نوشته قبلی

«فرقه مختاريه يا كيسانيه»

نوشته‌ی بعدی

پيامدهاى خطرناك غلوّ

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
معناى لغوى غلوّ

پيامدهاى خطرناك غلوّ

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا