مقدمه
يکى از ويژگى هاى مؤمن اين است که مى خواهد دائماً خود را به خدا نزديک کند و پيوسته در جهت جلب رضاى اوست. همانطور که در روايات بسيارى به توبه يا دعا و…سفارش شده و از طرف ديگر مکانها يا زمانهاى خاصى براى اجات دعا يا قبولى توبه ذکر شده، براى جلب رضايت حق نيز اوقات يا مکانهايى بيان شده که مؤمن مى تواند در آنها، به خداوند تقرّب جويد. خداوند، مهربان و بخشنده بوده و رحمت او هميشه بر خلقش جارى است، اما بايد بدانيم برخى از اوقات يا در برخى از مکانها رحمت خداوند بر خلق بيشتر بوده و بخشش معاصى راحت تر مى باشد، يکى از همين اوقات روز عرفه است. براى کسى که در جستجوى رحمت الهى است روز عرفه فرصت خوبى است تا بتواند رضايت خداوند را جلب نموده و از گناهان خود توبه کند در اين نوشته سعى مى کنيم به برخى از اين فرصتها اشاره کنيم.
عرفه و فرصت خداشناسى
روز عرفه داراى فضايل بسيارى است، هم براى کسانى که در عرفات حاضرند و هم براى کسانى که در اماکنى غير از عرفات اند، به همين دليل بر مؤمنان لازم است نهايت بهره بردارى از اين روز شريف را بنمايند. يکى از مهمترين و بهترين فرصتهاى موجود در اين روز، فرصت خداشناسى است، تأمّل و تدبّر در دعاى عرفه امام حسين که در حقيقت بيان و شرح حقايق توحيدى و مراتب آن است ما را به اين موضوع يعنى خداشناسى نزديکتر مى کند. اينکه خداوند انسان را چگونه خلق فرمود، چگونه روزى داد، چقدر بر بندگان نعمت ارزانى داشت، چقدر از گناهان ايشان بخشيد،و… همه از مواردى است که در دعاى عرفه ذکر شده است. با قرائت دعاى عرفه خدا را بهتر مى شناسيم، وقتى فهميديم که نهايت مرتبه توحيد آن است که غير از خدا نبينيم و غير از او نخواهيم، سعى مى کنيم تا خود را به آن مرتبه برسانيم، همانکه امام فرمود: ايکون لغيرک من الظهور ما ليس لک حتى يکون هو المظهر لک متى غبت حتى تحتاج الى دليل يدلّ عليک عميت عين لا تراک؛ آيا براى غير تو ظهورى هست که براى تو نباشد تا آن غير بخواهد مظهر تو باشد؟ چه وقت غايب بوده اى تا به دليلى احتياج باشد که بر تو دلالت کند؟ کور باد چشمى که تو را نبيند. همه اينها با تأمّل و تفکر در دعاى عرفه بدست مى آيد، براى آنانکه اراده دارند معرفت خود را نسبت به حقتعالى زياد کنند. در اين فصل سعى مى کنيم به برخى از راههاى افزايش خداشناسى اشاره کنيم.
الف: استفاده کردن از نعمتهاى در دسترسخداوند مى فرمايد: الّذى جعل لکم الأرض فراشاً و السّماء بناءً و انزل من السّماء ماء فاخرج به من الثّمرات رزقاً لکم فلاتجعلوا للّه انداداً و انتم تعلمون؛ (1) آن (خداوندي) که زمين را براى شما فرشى (گسترده) و آسمان را بنايى (افراشته) قرار داد و از آسمان، آبى فرو فرستاد و به آن از ميوه ها، روزى براى شما بيرون آورد، پس براى خداوند شريک و همتايى قرار ندهيد با آنکه خودتان مى دانيد (که هيچ يک از شرکا و بت ها، نه شما را آفريده اند و نه روزى مى دهند و اينها فقط کار خداست). اينکه انسان بداند از نعمتهاى خداوند استفاده مى کند و روزى خود را از آنها تأمين مى کند، او را به اين موضوع راهنمايى مى کند که اولاً آنکه اين نعمتها را به او ارزانى داشته، اگر اراده فرمايد مى تواند همه را از او بگيرد. چنانکه مى بينيم هر گاه به سبب گناهان مردم، خشکسالى شده و آسمان باران را از زمين دريغ مى کند مردم به تضرع و زارى به درگاه خداوند رفته، تا شايد حق از گناهان آنها درگذرد و درهاى رحمت خود را برايشان بگشايد. و ثانياً به لطف و رحمت و مهربانى خداوند پى مى برد که چگونه لحظه اى بندگان را مهمل نگذاشته و روزى آنها را دائماً عنايت مى فرمايد.امام حسين (ع) در دعاى روز عرفه در مورد نعمتهاى الهى و توجه بندگان به خداوند روزى دهنده مى فرمايد: فايّ نعمک يا الهى احصى عدداً و ذکراً ام ايّ عطاياک اقوم بها شکراً و هى يا ربّ اکثر من ان يحصيها العادّون؛ پروردگارا کدام نوع از نعمت هاى بى حسابت را به ذکر و شماره مى توان آورد، به شکرانه کداميک از عطاهايت مى توان قيام نمود در صورتى که نعمتت بيش از آن است که حسابگران به شمار آرند.
ب: تفکر در ربوبيت خداونددقت در سير تکاملى موجودات زنده، و تحوّل و دگرگونى هاى موجودات بى جان، و فراهم آمدن زمينه هاى تربيت موجودات، و ريزه کارى هايى که در هر يک از اين قسمت ها نهفته شده است يکى از بهترين طرق خداشناسى است. هماهنگى هايى که در هر يک از اين قسمت ها نهفته شده است يکى از بهترين طرق خداشناسى است. هماهنگى هايى که در ميان اعضاء بدن ماست که غالباً بدون آگاهى ما برقرار مى باشد، يکى از نمونه هاى زنده آن است. فى المثل هنگامى که حادثه مهمى در زندگى ما رخ مى دهد، و بايد با تمام توان در برابر آن بپاخيزيم، در يک لحظه کوتاه فرمانى هماهنگ به تمام ارگان هاى بدن ما به صورت ناآگاه صادر مى شود، بلافاصله، ضربان قلب بالا مى رود، تنفس شديد مى شود، تمام نيروهاى بدن بسيج مى گردند، مواد غذايى و اکسيژن هوا از طريق خون به طور فراوان به تمام سلول ها مى رسند، اعصاب آماده کار، و عضلات آماده حرکت بيشتر مى شوند، نيروى تحمّل انسان بالا مى رود، احساس درد کمتر مى شود، خواب از چشم مى پرد، خستگى از اعضا فرار مى کند، احساس گرسنگى به کلّى فراموش مى شود. چه کسى اين هماهنگى عجيب را در اين لحظه حساس، با اين سرعت، در ميان تمام ذرات وجود انسان، ايجاد مى کند؟ آيا اين پرورش جز از ناحيه خداوند عالم و قادر ممکن است؟! آيات قرآن پر است از نمونه هاى اين پرورش الهى که بخواست خدا هر کدام در جاى خود خواهد آمد و هر کدام دليل روشنى براى شناخت خدا هستند. (2) امام حسين (ع) ربوبيت خداوند را در دعا چنين بيان مى فرمايد: معترفم که نعمتهايت را که بس زيادند در وجود حادث من نيست که بتوانم آن نعمتها را شماره کنم که پيوسته مرا با آن نعمتها از بدو خلقت و اول زندگانى منظور داشتى و احتياجم را به غنا و بى نيازى مبدّل ساختى و رنج و الم را از من رفع نمودى و اسباب و وسايل آسايش عطا فرمودى و دفع هر سختى نمودى و از هر غم و اندوه مرا رهانيدى و عافيت در تن و سلامت در دين بخشيدي.
ج: تفکر در قدرت الهى و مقايسه قدرت حقتعالى با بندگانخداوند در بيان قدرت خود مى فرمايد: قل من يرزقکم من السّماء و الأرض أمّن يملک السّمع و الأبصار و من يخرج الحيّ من الميّت و يخرج الميّت من الحيّ و من يدبّر الأمر فسيقولون اللّه فقل أفلا تتّقون؛ (3) بگو: چه کسى از آسمان و زمين شما را روزى مى دهد؟ يا چه کسى مالک گوش و چشم هاست؟ و چه کسى زنده رااز مرده و مرده را از زنده بيرون مى آورد و چه کسى کار هستى را سامان مى دهد؟ (در پاسخ) خواهند گفت: خدا. پس بگو: آيا از کيفر پرستش غير خدا پروا نمى کنيد؟همچنين در مقايسه قدرت خود با ديگران چنين مى فرمايد: هذا خلق اللّه فارونى ما ذا خلق الّذين من دونه بل الظّالمون فى ضلالٍ مبين؛ (4) اين آفرينش خداست، پس به من نشان دهيد که (معبودان) غير او چه آفريده اند؟ آرى، ستمگران (مشرک) در گمراهى آشکارند.امام حسين (ع) در دعاى روز عرفه مى فرمايد: و هو للدّعوات سامع و للکربات دافع و للدرجات رافع و للجبابرة قامع، فلا اله غيره و لا شى ء يعدله و ليس کمثله شى ء و هو السميع البصير او دعاى بندگان را مى شنود و سختى هاى ايشان را از بين مى برد و مقامشان را بالا مى برد و گردنکشان را سرکوب مى کند پس غير آن ذات يکتا هيچ خدايى نيست و او را عديل نباشد و مثل و مانند ندارد و او شنوا و بيناست.
د: تفکر در طبيعتخداوند در آيات بسيارى انسان را به تفکّر در طبيعت و جهان آفرينش دعوت کرده است از آن جمله مى فرمايد: انّ اللّه فالق الحبّ و النّوي؛ (5) همانا خداوند، شکافنده دانه و هسته است. فالق الاصباح و جعل اللّيل سکناً و الشّمس و القمر حسباناً ذلک تقدير العزيز العليم؛ (6) (خداوند) شکافنده سپيده دم است، و شب را مايه آرامش قرار داد و خورشيد و ماه را اسباب شمارش (ايّام). اين است اندازه گيرى خداوند قدرتمند دانا. حضرت علي (ع) مى فرمايد: خداوند با نشانه هاى تدبير استوار و خواسته هاى حکيمانه در خلق نظام احسن، در برابر غفلتها، آشکارا جلوه کرده است. (7)
عرفه و فرصت توبه و استغفار
يکى ديگر از فرصتهاى موجود در اين روز که شايد مهمترين فرصت باشد، فرصت توبه است، فرصتى که به جرأت مى توان گفت در هيچ روزى مثل اين روز تکرار نخواهد شد. توبه مهمترين چيزى است که بنده به آن احتياج دارد. در اين روز خداوند توبه بسيارى را قبول فرموده و از گناهان بندگان در مى گذرد، کافى استکه عزم بر ترک گناه کرده و به حقيقت از کرده هاى خود پشيمان باشيم، آنگاه خود را غرق در رحمت خداوند خواهيم ديد.
تا کنون کردى گنه ديگر مکن / تيره کردى آب، افزون تر مکن
و به اين نکته توجه داشته باشيم که شايد روز عرفه ديگرى در کار نباشد تا بخواهيم از آن استفاده کنيم، شايد اين آخرين باشد، پس زنهار زنهار اى برادر:
چو پنجاه سالت برون شد زدست / غنيت شمر پنج روزى که هستمخسب اى گنه کرده خفته، خيز / به قدر گنه آب چشمى بريز
احاديثى در باب توبه در روز عرفه
روز عرفه، روزى است که خداوند توبه داوود و آدم (عليهما السلام) را قبول فرمود. (8) در عظمت و بزرگى روز عرفه و قبولى توبه در آن، همين روايت بس که امام صادق (ع) فرمود: من لم يغفر له فى شهر رمضان لم يغفر له الى قابل الّا ان يشهد عرفه؛ (9) کسى که در ماه رمضان بخشيده نشود، براى او بخششى، (در مواقع ديگر سال) نخواهد بود جز اينکه در عرفه حاضر باشد.در خبرى از رسول خدا (ص) است که فرمود: در ذى الحجه شبى است که آن سيّد شبهاست و آن شب ابراهيم خليل است و در اين شب خداى تعالى توبه داوود را قبول کرد و آن شب عرفه است. هر که در اين شب عملى کند از عبادت، او را مزد صد و هفتاد سال عبادت دهند و دعايش را اجابت کنند. (10)همچنين على بن ابراهيم از صادق آل محمد (ص) چنين روايت مى کند که پس از آنکه آدم (ع) در زمين صفا از مفارقت بهشت که در جوار حق تعالى بود در حال سجده چهل روز گريست، جبرئيل بر وى نازل گرديد و گفت: اى آدم چرا اينقدر گريه مى کني؟ آدم گفت: اى جبرئيل چگونه گريه نکنم در صورتى که خداوند مرا از جوار خود خارج نمود و بزمين سقوط نمودم. جبرئيل گفت: اى آدم توبه کن. آدم (ع) گفت: چگونه توبه کنم؟ آن گاه خداوند در محل کعبه، قبّه اى از نور براى او پديد آورد و نور آن اطراف مکه و کوه هاى مکه را فرا گرفت پس آنجا حرم شد و جبرئيل (ع) مأمور گرديد که در آنجا علامتى بگذارد و گفت: اى آدم برخيز و غسل کن و محرم شو و روزى که آدم (ع) از بهشت سقوط نمود اول ذى القعدة الحرام بود و روزى که محرم شد و داخل در عرفات گرديد هشتم ماه ذى الحجة الحرام بود و مأمور شد بتلبيه و چون ظهر روز عرفه شد مأمور شد غسل کند و پس از نماز عصر خداوند کلماتى بوى القاء کرد و آن کلمات اين بود: سبحانک اللّهم و بحمدک لا اله الّا انت عملت سوء و ظلمت نفسى و اعترفت بذنبى فاغفر لى انّک انت التّوّاب الرّحيم و آدم (ع) با حال گريه و مناجات در عرفات ماند بعد از غروب روانه گرديد بسوى مشعر الحرام و چون صبح شد خدا را بکلماتى خواند و خداوند توبه او را قبول نمود. (11)
عرفه و فرصت دعا
يکى از فرصتهاى مهم در روز عرفه، که بسيار مورد تأکيد ائمه معصومين و بزرگان دين قرار گرفته است، فرصت دعا و مسئلت از خداوند است. چنانکه در فصل قبل گفتيم بنا به فرموده امام سجاد (ع) اين روز روزى است که در آن درهاى رحمت الهى باز بوده و خداوند عطاى خود را بر مردم گسترانيده و بر همگان تفضّل فرموده است، به همين خاطر توبه در آن مقبول و دعا به اجابت خواهد رسيد. کسى که به عظمت اين روز بزرگ پى نبرده و مقام آن را نشناخته باشد. به جاى درخواست حاجات خود از خداوند به سراغ خلق او رفته، طلب نياز از آنها مى کند.
احاديثى در فضيلت دعا در روز عرفه
در روايت معتبرى است که امام سجاد (ع) در روز عرفه مردان و زنانى را ديد که گدايى مى کنند فرمود: هؤلاء شرار خلق اللّه، الناس مقبلون على اللّه و هم مقبلون على النّاس؛ (12) اينها بدترين خلق خدا هستند (زيرا رحمت خداوند در اين روز را ناديده گرفتند همانا) مردم به خدا روى مى آورند و آنها روى به مردم مى آورند. مهمترين وظيفه يک مؤمن در اين روز آن است که علاوه بر اينکه خود به عنايت حقتعالى توجه دارد ديگران را نيز به رحمت و مغفرت و عطاياى حق در اين روز مبارک متوجه کند و از آنها بخواهد پيوسته دعا کرده و حاجات خود را از خداوند طلب کنند. اهمّيت دعا در اين روز به قدرى است که سيد بن طاووس در اقبال، حديثى از امام باقر (ع) نقل فرموده مبنى بر اينکه چنانچه روزه دارى در اين روز سبب ضعف از دعا شود بايد اين روز را افطار کرد. عن حنّان بن سدير عن ابيه عن ابى جعفر (ع) قال: سألته عن صوم عرفه فقلت: جعلت فداک انّهم يزعمون انّه يعدل صيام سنه؟ قال: کان ابي (ع) لايصومه، قلت: و لم ذلک جعلت فداک قال: انّ يوم عرفه يوم دعاء و مسأله، فاتخوف ان يضعفنى عن الدعاء و… حنان بن سدير از پدرش نقل مى کند که از ابى جعفر (ع) درباره روزه روز عرفه پرسيدم و عرض کردم: فدايت شوم آنها (اهل سنت) گمان مى کنند روزه آن روز برابر روزه يک سال است، فرمود: پدرم آن روز را روزه نمى گرفت (من هم نمى گيرم) عرض کردم: فدايت شوم چرا؟ فرمود: روز عرفه روز دعا و درخواست از خداست بيم آن دارم که ضعف روزه مرا از دعا باز دارد…مرحوم ابن فهد حلي (ره) با عنايت به حديث فوق مى فرمايد: روز عرفه روز دعا و مسئلت از درگاه حقتعالى است و به همين دليل خوردن در آن افضل از روزه گرفتن مى باشد، با آنکه در روايات ترغيب به روزه گرفتن در آن بسيار شده است. (13)به خاطر اهميت دادن به دعاست که در اين روز دعاهاى بسيارى از معدن اهل بيت عصمت و طهارت وارد شده است که همگى نشان از جلب رضايت و مغفرت پروردگار و طلب توبه از درگاه ذات کبريايى او دارند. (14)
عرفه و فرصت زيارت امام حسين (ع)
در مورد زيارت امام حسين (ع) در روز عرفه فوائد و فضيلتهاى بسيارى وارد شده که حاکى از اهميّت و جلالت شأن و بزرگى امام حسين (ع) و زمين کربلا است. آنچه از ظاهر برخى روايات معلوم مى شود آن است که روز عرفه خداوند ابتدا بر زوّار قبر امام حسين توجه مى فرمايد و آنگاه به حاضران در عرفات. پس بهترين فرصت براى کسى که در چنين روزى در کربلا حاضر است، اين است که علاوه بر بهره گيرى از رحمت بى پايان خداوند، امام را نيز واسطه در پيشگاه خداوند قرار داده و حوائج خود را بطلبد و البته بهترين عمل در اين مکان مقدّس، قرائت دعاى امام حسين در روز عرفه است. از امام صادق (ع) روايت شده است که فرمود: انّ اللّه تبارک و تعالى يتجلّى لزوّار قبر الحسين (ع) قبل اهل العرفات و يقضى حوائجهم و يغفر ذنوبهم و يشفّعهم فى مسائلهم ثمّ يأتى اهل عرفه فيفعل بهم ذلک. (15) خداوند تبارک و تعالى در روز عرفه، قبل از اهل عرفات، بر زوار قبر امام حسين (ع) تجلّى فرموده و حوائج ايشان را رفع و گناهانشان را مى بخشد و در مشکلاتشان يارى خواهد نمود آنگاه به سراغ اهل عرفات آمده و مثل همين انجام مى دهد.همچنين امام صادق (ع) در حديث ديگرى فرمود: اذا کان يوم عرفه نظر اللّه تعالى الى زوّار قبر الحسين بن علي (ع) فقال: ارجعوا مغفوراً لکم ما مضى و لا يکتب على احد ذنب سبعين يوماً من يوم ينصرف. (16) چون روز عرفه شود خداوند بر زوار قبر حسين (ع) نظر انداخته مى فرمايد: بازگرديد در حالى که گناهان گذشته شما را بخشيده ام و بر هيچيک از شما از زمان انصراف از زيارت گناهى تا هفتاد روز نمى نويسم (در صورتى که گناه به عمد نباشد زيرا زيارت ائمه بايد که همراه با معرفت باشد و معرفت ائمه مقتضى اين است که انسان از گناه دورى کند. اگر با زيارت ايشان باز هم بنده به سراغ گناه برود معنايش آن است که زيارتش همراه با معرفت نبوده است.)توجه به اين نکته ضرورى است که زيارتى داراى فضيلت و ثوابهاى مذکور است که همراه با معرفت و شناخت باشد، چنانکه در روايت امام صادق (ع) است که فرمود: من اتاه فى يوم عرفه عارفاً بحقه کتب له الف حجّة و الف عمرة مقبولة و الف غزوة مع نبيّ مرسل او امام عادل؛ (17) هر کس در روز عرفه به زيارت حسين (ع) بيايد در حاليکه حق او را بشناسد، خداوند براى او ثواب هزار حج و هزار عمره مقبول و هزار غزوه مى نويسد که همراه نبى مرسل يا امام عادلى بر پا کرده باشد.پس روز عرفه روز بهره گيرى از فرصتهاى بسيارى است که بواسطه فزونى رحمت خداوند در اين روز مى توان از آنها بهره گرفت، روزى که تنها در سال يک بار به انسان رو مى کند، بنابراين اگر بخواهيم مى توانيم که از اين روز استفاده کامل را ببريم. بياييم تلاش کنيم رحمت خداوند را هرچه بيشتر به سمت خود جلب کنيم.
——————————————–پى نوشت ها :
1. سوره بقره، آيه 22.2. تفسير نمونه، آيت اللّه ناصر مکارم شيرازى، دارالکتب الاسلاميه، 1374، ج 1، ص 36.3. سوره يونس، آيه 31.4. سوره لقمان، آيه 11.5. سوره انعام، آيه 95.6. همان، آيه 96.7. ترجمه نهج البلاغه محمد دشتى، مؤسسه انتشارات مشهور، 1379، ص 347.8. مسار الشيعه، شيخ مفيد، چاپ کنگره جهانى هزاره شيخ مفيد قم، 1413، ص 37.9. الاقبال بالاعمال الحسنه، سيد بن طاووس، مرکز انتشارات دفتر تبليغات، 1376، ج 1، ص 28.10. روض الجنان و روح الجنان، ابوالفتوح رازى، بنياد پژوهش هاى آستان قدس رضوى، 1408 ق، ج 20، ص 256.11. مخزن العرفان در تفسير قرآن، سيده نصرت امين بانوى اصفهانى، نهضت زنان مسلمان، 1361، ج 1، ص 277.12. علم اخلاق اسلامى، ترجمه جامع السعادات، سيد جلال الدين مجتبوى، انتشارات حکمت، 1377، ج 3، ص 143.13. اقبال الأعمال، ج 2، ص 60.14. عدة الداعى، ابن فهد حلى، دارالکتب الاسلاميه، 1407 ق، ص 54.15. ر.ک اقبال، ج 2، ص 61 و ج 3، ص 251.16. مصباح المتهجد شيخ طوسى، مؤسسه فقه الشيعه لبنان، 1411 ق، ص 715.17. کامل الزيارات، جعفر بن محمد بن قولويه، مؤسسه النشر الاسلامى، 1417 ق، ص 319.18. الامالى شيخ صدوق، مرکز الطباعة و النشر فى مؤسسه البعثه، 1417 ق، ص 207.

















هیچ نظری وجود ندارد