در معتبرترین کتاب جامع حدیثی اهل تسنّن، صحیح بخاری و سایر مصادر و مجامع حدیثی شیعه و سنی حدیثی آمده است که به حدیث «یوم الرزیه» (روز مصیبت بزرگ اسلام) معروف شده و با تعابیر مختلف و اسانید متعدد ذکر گردیده است لذا در سند آن و صدورش هیچگونه شکی نیست.
بخاری این واقعه را هفت بار با اسانید مختلف آورده و یکی از نقلهای او از «ابن عباس» این چنین است: ابن عباس، صحابی و پسر عموی پیامبر اکرم(ص ) در حالی که از حزن بسیار زیاد به شدت گریه میکند، میگوید: «روز پنجشنبهای که دوشنبهاش حضرت به شهادت رسید به اطرافیان حاضر در کنار بسترش فرمود: «ائتونی بکتاب أکتب لکم کتاباً لا تضلّوا بعده»: (برای من کاغذ و قلمی بیاورید که برای شما مطلبی بنویسم که هرگز بعد از آن گمراه نشوید). ولی عمر گفت: «إن النبی غلبه الوجع وعندنا کتاب الله حسبنا»: (بیماری و بیهوشی بر پیامبر غلبه کرده و متوجه گفتار خود نیست و نزد ما کتاب خدا هست که ما را کفایت میکند)».(بخاری/کتاب العلم/باب کتابه العلم/ح۴)
البته بخاری در اینجا تحریف و سانسور کرده است وگرنه گفتۀ عمر و حقیقت مطلب، طبق نقل صحیح مسلم و مسند احمد حنبل بسیار وقیحانهتر بوده تا آنجا که نسبت هذیان به رسول خدا(ص ) داده ولی ما از آن صرف نظر کرده و مختصراً به بررسی نقل بخاری میپردازیم.
۱ ـ عمر گفته است: «بیماری و بیهوشی بر پیامبر(ص ) غلبه کرده و متوجه گفتار خود نیست».
این سخن عمر مخالف نصوص صریح قرآن است از جمله: {مَا ضَلّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى}: پیامبر شما هیچگاه در ضلالت و گمراهی نبوده و هرگز به هوای نفس سخن نمیگوید.(نجم/۲و۳)
۲ ـ عمر گفته است: «نزد ما کتاب خداست که ما را کفایت میکند» این جمله نیز اهانتی دیگر به ساحت شریف رسول خدا(ص ) و مخالف نصوص صریح قرآن است از جمله: {وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذّکْرَ لِتُبَیّنَ لِلنّاسِ مَا نُزّلَ إِلَیْهِمْ}: ای پیامبر! ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا تو بر مردم آنچه را به آنها نازل شده تبیین و روشن گردانی.(نحل/۴۴) همچنین آیات ۶۴نحل، ۵۸دخان، ۹۷مریم و… به ضرورت تبیین قرآن از جانب رسول خدا(ص ) اشاره دارند. لذا بر اساس آیات قرآن کریم، قرآن به تنهایی راهگشا و کافی نیست.
۳ ـ عمر بر خلاف فرمایش رسول خدا(ص ) عمل کرده و کلامی را بر زبان رانده که مشمول توبیخ الهی در این آیه شریفه گردیده است: {وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلاَ مُؤْمِنَهٍ إِذَا قَضَى اللّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن یَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلّ ضَلاَلاً مّبِیناً}: هنگامی که خداوند متعال و رسول گرامیاش به مطلبی امر میکنند هیچ زن و مرد مؤمنی حق انتخاب و اعتراض ندارند و باید اطاعت کنند و هر کس خلاف فرمایش خدا و رسولش عمل کند به گمراهی آشکاری گرفتار شده است.(احزاب/۳۶)
۴ ـ بر اساس فرمایش رسول خدا(ص ) که برای پیشگیری از گمراهی امت امر به آوردن کاغذ و قلم نمود، عمر که مانع کتابت رسول خدا(ص ) در آن لحظه شدند، موجب گمراهی امت گردید و از آنجایی که به فرمودۀ خداوند متعال گمراه کردن حتی یک نفر بالاترین فتنه و توطئه است: {وَصَدّ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَکُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِندَ اللّهِ وَالْفِتْنَهُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ}: گمراه کردن و بازداشتن مردم از راه خدا و کفرورزی به او و بازداشتن مردم از مسجد الحرام و بیرون راندن اهلش از آن، در نزد خدا بسیار بزرگتر از جنگ در ماه حرام است و این فتنه است و فتنه بسیار بزرگتر از کشتار مردم است.(بقره/۲۱۷)
و بار دیگر فرمود: {وَالْفِتْنَهُ أَشَدّ مِنَ القَتْلِ}: فتنه از کشتار مردم بسیار بدتر است.(بقره/۱۹۱)
لذا عمر مرتکب گناهی اکبر، اَشدّ و بسیار بالاتر از کشتار مردم یعنی مایۀ گمراهی مردم گردید و حال آنکه قتل حتی یک نفر از دیدگاه خداوند متعال گناهی نابخشیدنی و برابر با نسلکشی، کشتار جمعی و قتل تمامی بشریت است: {مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنّمَا قَتَلَ النّاسَ جَمِیعاً}: هر کس انسانی را جز برای قصاص یا کفارۀ ارتکاب فسادی در زمین، به قتل برساند مانند آن است که همۀ انسانها را به قتل رسانده باشد.(مائده/۳۲)
حال شما خود، دربارۀ جنایتی که عمر بن خطاب مرتکب شده است قضاوت نمایید!
منبع : نشریه امام شناسی ، شماره ۳۶















هیچ نظری وجود ندارد