روش آیت الله معرفت رحمه الله در «التفسیرالأثری الجامع»(2)
جایگاه فقه در تفسیر
آیت الله معرفت (رحمه الله) در تفسیر خویش ذیل آیات الاحکام، روایاتی که حکم فقهی آیه را بیان نموده، آورده و سپس درباره ی آن حکم به طور مبسوط سخن می گوید. ایشان معتقد است که آیات مرتبط با اعمال مکلفان – آیات الاحکام – از پانصد آیه بسیار بیشتر و تقریباً به دو هزار آیه می رسد. وی می گوید: «اگر به دقت به آیات و فحوای آنها بنگریم، این امر بر ما محقق می شود؛ هر چند که گفته اند این بخش شامل حدود پانصد آیه است که به طور مستقیم با اعمال مکلفین اعم از عبادات و معاملات مربوط است، وگرنه تمامی آیات دستورهایی عملی است و برهمه مسلمانان واجب است که زندگی فکری و عملی خویش را بر آن منطبق سازند؛ دستورهایی عام و فراگیر که همه ابعاد زندگی انسان را در بر می گیرد.» (التفسیر و المفسرون، ۲۲۸/۲) اکنون به مواردی از بحث های فقهی موجود در «التفسیر الاثری الجامع» اشاره می کنیم: مفسر گرانقدر ذیل آیه ی (هو الذی خلق لکم ما فی الأرض جمیعاً) (بقره/۲۹) می نویسد: «این آیه و آیات مشابه آن به اصلی از قواعد فقهی اشاره دارد.» (التفسیر و الاثری الجامع، ۲۹۷/۲-۲۹۸) و متذکر مباحثی با عنوان «اباحه الذاتیه تتبعها اباحه الظاهریه» ، «سواء الشبهه الحکمیه ام الموضوعیه» شده و در انتها به بیان قاعده ی «قبح العقاب بلا بیان» می پردازد. ایشان ذیل آیات ۱۸۵-۱۸۳ سوره ی بقره مبحثی کامل درباره ی روزه آورده و احکام آن را در روایات مذکور بیان نموده است. همچنین درباره ی ماه رمضان به موضوعاتی از قبیل «تعظیم التلفظ بشهر رمضان» و «فی اشتقاق رمضان» اشاره کرده است. (همان، ۴۹۷/۴-۴۴۸) وی در باب «ارتداد» ذیل آیه ی (و من یرتدد منکم عن دینه فیمت و هو کافر فأولئک حبطت اعمالهم فی الدنیا و الآخره و أولئک أصحاب النارهم فیها خالدون) (بقره /۲۱۷) به موضوعات اختلاف فقها در تحدید ارتداد، احکام مرتبط به آن و قبول توبه ی مرتد پرداخته و احادیث مربوط به آن را نقل نموده است. (همان، ۴۱۳/۵-۴۱۸) ذیل آیه ی ۲۳۳ سوره ی بقره (و الوالدات یرضعن أولادهن حولین کاملین لمن أراد أن یتم الرضاعه)، مبحثی با عنوان «کلام عن حق الحضانه» آورده و آراء مختلف فقها را در این باب بیان نموده است. وی حضانت فرزند را تا هفت سالگی حق مادر دانسته و در انتها برای مطالب بیان شده، به روایاتی از ائمه علیهم السلام استناد می کند. (همان، ۵۷/۶-۶۸)
جایگاه ادبیات و شعر در تفسیر
براساس آنکه زبان قرآن زبان عربی است، باید تشبیه ها، استعاره ها و کاربردهای مجازی و تعابیرکنایی قرآن کریم را مطابق با قواعد ادبی برگرفته از فصیح ترین گفتارها و نوشتارهای عربی به دست آورد و آیات قرآن را بر مبنای آنها تفسیر نمود. (بابایی، /۱۰۵) آیت الله معرفت (رحمه الله) به قواعد ادبیات عرب در «التفسیر الاثری الجامع» عنایت داشته و ذیل برخی آیات تحت عنوان «اللغه و الادب» به این موضوع پرداخته است. برای نمونه ذیل آیه ی ۲ سوره ی مبارکه ی حمد می نویسد: «الحمدلله» جمله ای انشایی است برای شروع شکر پروردگار در برابر نعمت های فراوانش، و «لام» آن «لام» جنس است، نه استغراق. (التفسیرالاثری الجامع، ۲۸۵/۱) مفسر محترم در مواردی به واژگان معرب اشاره کرده است. مثلاً از قول ابواسحاق ثعلبی آورده که واژه ی «الطور» به معنای «جبل» و به زبان سریانی است و همچنین می نویسد: «برخی گفته اند همه لغات موجود در دنیا، در قرآن وجود دارد و برخی دیگر بر این عقیده اند که جایز نیست در قرآن لغتی غیر از لغت عرب باشد؛ چرا که خداوند متعال می فرماید: (قرآناً عربیاً) (یوسف/۲ و طه/۱۱۳)، (بلسان عربی مبین) (شعراء/۱۹۵) و هر آنچه در قرآن بدین گونه است. از باب «توارد لغتین) است.» (همان، ۲۴۴/۳-۲۴۵) آیت الله معرفت (رحمه الله) دیدگاه خود را در این زمینه بیان ننموده است.(۱۳) علامه معرفت (رحمه الله )در تفسیر خویش در بیان مفاد برخی از آیات و به ویژه مفردات قرآن کریم از اشعار عرب بهره برده است و به عنوان شاهدی برای بیان معنای واژگان در تفسیر مورد بحث فراوان یافت می شود.(۱۴)
جایگاه سیاق در تفسیر
سیاق، قرینه پیوسته لفظی است که نوعی ویژگی برای واژگان، عبارت و یا یک سخن محسوب می شود و بر اثر همراه بودن آنها با کلمه ها و جمله های دیگر به وجود می آید. (بابایی، /۱۱۸-۱۲۰) آیت الله معرفت (رحمه الله) به سیاق آیات توجه نموده، برای آن نقش اساسی قائل شده و آن را بهترین قرینه پیوسته کلام برشمرده است. (التفسیر الاثری الجامع، ۷۱/۱) وی براین باوراست که نظم میان آیات و ترتیب آنها توقیفی محض است، اما ترتیب سوره ها بعد از وفات پیامبر اکرم (ص) و توسط صحابه کبار صورت گرفته، از این رو میان سوره ها سیاقی برقرار نیست. وی انواع سیاق را سه گونه می داند: سیاق عام؛ که تمام قرآن از آغاز سوره حمد تا انتهای سوره ناس را در بر می گیرد. مفسر محترم در این باره می نویسد: «اما سیاق عام، مقصود از سخن آنهاست که می گویند: قسمتی از قرآن بعض دیگر آن را تفسیر می کند… پس چه بسا آیه ای که در جایگاه خاص خود دارای ابهام بوده و ابهام آن در آیه دیگر نظیر آن رفع می گردد.» وی سپس به بیان مثال هایی دراین زمینه می پردازد. (همان، /۷۸-۷۴، مفسر محترم در مجلد پنجم از کتاب التمهید به بحث سیاق اشاره نموده است؛ ۱۸۸/۵) سیاق سوره: آیت الله معرفت (رحمه الله) می گوید: هر سوره به لحاظ وحدت موضوعی خود سیاق خاصی دارد (همان، ۷۵/۱) و با دانستن جایگاه نزول آن، یعنی بسته به اینکه آیه در اوایل بعثت و قبل از هجرت و یا بعد از آن دو، به هنگام ضعف مسلمین یا هنگام قدرت و شوکت آنان یا زمان تهدید یا تشریع نازل شده – در سایه سیاق – روشن می شود که وجه دلالت آیه تکلیف است یا ارشاد، تبشیراست یا انذار. (همان، /۷۸) سیاق آیه: مفسر محترم معتقد است آیه یا آیاتی که با هم نازل می شوند نیز دارای سیاق هستند و این سیاق معنای لفظ را در جایگاه های متفاوت روشن می سازد. مفسر به عنوان نمونه لفظ «الدین» را در آیات مختلف بیان نموده و معانی آن را با توجه به سیاق متذکرشده است. وی شروط تتابع نزول جملات در یک آیه یا آیاتی که با هم نازل می شوند، همچنین وحدت و ارتباط موضوعی حاکم بر جملات یا آیاتی که پیاپی نازل می شوند را در سیاق آیه لازم می داند. (همان، /۷۹-۸۰)(۱۵)
مباحث عرفانی در تفسیر
آیت الله معرفت (رحمه الله) می گوید: «تفسیر عرفانی براساس رمز و اشاره بنا نهاده شده است. عرفا بیشتر تعابیر قرآن را رمز و اشاره به اسرار نهفته ای می دانند که فقط خواص به آن راه دارند و عوام را بدان راهی نیست.» (معرفت قرآنی، ۶۰/۲) وی عدم تقید عرفا به اصول ادبی و قواعد لغت را یکی از ناهمگونی های تفاسیر عرفانی می داند (التفسیر و المفسرون، ۳۷۹/۲) و براین باور است ناهمگونی در تفسیر و تأویل آیات قرآنی – که ناشی از اختلاف ذوق آنان است – از شاخصه های این تفاسیر به شمار می آید. (همان، /۳۸۳) نمونه هایی از تفسیر اشاری و عرفانی در «التفسیر الاثری الجامع» دیده می شود. آیت الله معرفت ذیل آیه ی ۵۴ سوره ی بقره تحت عنوان «تحقیق لطیف»، به نقل سخنان «سلمی» و «قشیری» پرداخته است. (التفسیرالاثری الجامع، ۱۱۱/۳) گاه ضمن بیان حدیثی از ائمه ی اطهار علیهم السلام، به نقل قول مفسری می پردازد که در تفسیر عرفانی آن سخن گفته است. به عنوان مثال ذیل آیه ی (اهدنا الصراط المستقیم) روایتی از امام صادق علیه السلام نقل کرده و سپس کلام فیض کاشانی را در «تفسیر صافی» در توجیه عرفانی آن بیان می دارد. (همان، ۳۸۸/۱-۳۸۹) آیت الله معرفت (رحمه الله) در مقدمه تفسیر تحت عنوان «التأویل عند ارباب القلوب» مباحثی را پیرامون تفسیرهای عرفانی و صوفیه بیان کرده و تلاش نموده راه آنان را از باطنیه جدا سازد؛ چرا که عرفا تفسیرهای اهل شریعت را در اخذ به ظاهر قرآن پذیرفته و آنها را در نزول قرآن اصل می دانند، لیکن در رابطه با آیات قرآن از ذوق های قرآنی لطیفی برخوردارند که نوعی واردات قلبی و الهامات قدسی به شمار می آید. از این رو میبدی در تفسیر «کشف الاسرار» بین ظاهر و باطن جمع کرده است. (همان، /۴۳) مفسر محترم معتقد است که این گونه سخنان از باب تداعی معانی است، نه تفسیر اصطلاحی.(۱۶)
مباحث کلامی در «التفسیر الأثری الجامع»
مباحث کلامی از دیگر موضوعاتی است که آیت الله معرفت (رحمه الله) در تفسیر خویش بدان ها پرداخته است. گاه نظرات مختلف پیرامون مسئله ای را مطرح می کند و سپس درباره ی آن توضیح می دهد. از جمله این موضوعات می توان به مباحثی از قبیل ایمان، (۶۹/۲-۱۰۲) اراده، (۴۷/۲ و ۵۶۹/۳) شفاعت، (۲۸/۳) رؤیت خدا، (۱۳۰/۳) امامت، (۵۲/۴) عصمت، (۵۷/۴-۵۸) رجاء، (۳۷۷/۵) ارتداد (۴۳/۵) و تفضیل رسل (۲۳۵/۶) اشاره نمود.
تفسیر موضوعی در «التفسیر الاثری الجامع»
آیت الله معرفت (رحمه الله) می گوید: «تفسیر قرآن از آغاز به دو شکل ترتیبی و موضوعی (۱۷)تقسیم شد، با این تفاوت که مفسران در تفاسیر ترتیبی اکثراً به نقل اقوال و آثار سلف در زمینه تفسیر اکتفا کرده اند و در تفسیرهای موضوعی تنها به فقه و لغت پرداخته اند. تا اینکه متأخران، ناسخ و منسوخ و اسباب نزول و دیگر مباحث قرآنی را به تفسیر افزودند و برای هر یک از این جوانب به طور جداگانه کتاب هایی تألیف کردند.» (التفسیر و المفسرون، ۱۴/۲-۱۵) هرچند ظاهر «التفسیر الاثری الجامع» تفسیری ترتیبی است، اما گاه شیوه ی موضوعی در آن به چشم می خورد. بدین معنا که آیات پیرامون برخی مسائل را یک جا آورده و مباحث کاملی در آن زمینه بیان نموده است که می توان به موارد ذیل اشاره کرد: از جمله مواردی که در تفسیر به صورت موضوعی بدان پرداخته شده، «روح» است. آیات مربوط به روح در سوره های مختلف جمع آوری و معانی مختلف و کاربردهای آن بیان شده است. (التفسیر الاثری الجامع، ۳۴۸/۳-۳۵۰؛ معرفت قرآنی، ۲۷۷/۲) «قلب» موضوع دیگری است که در اصطلاح قرآنی بررسی شده است. (التفسیر الاثری الجامع، ۳۷۲/۳-۳۷۴؛ معرفت قرآنی، ۲۷۳/۲) سخنی درباب صبر با توجه به آیاتی که در قرآن در آن مقام آمده، آورده شده است. (التفسیر الاثری الجامع، ۲۰۳/۴-۲۲۳) فرقان در قران (همان، /۴۹۹) و عرش و کرسی (همان، ۲۶۱/۶-۲۶۵) از دیگر نمونه های تفسیر موضوعی است.منبع:نشریه پژوهش های قرآنی ،شماره۶۰-۵۹ ادامه دارد …

















هیچ نظری وجود ندارد