7 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

زنادقه در سده های نخستین اسلامی (۳)

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۴-نبرد خلفا با زنادقهآخرین خلفای اموی با تعقیب شیعیان افراطی (غلاه)یا جهمیه راه مبارزه با ارتداد را گشوده بودند و منصور خلیفه ی عباسی نیز از آن ها پیروی کرد.(۱۵۱)هر چند دقیقاً معلوم نیست که تدابیر ضد زندیقان (۱۵۲)در چه سال هایی آغاز شده است.روی کار آمدن عباسیان موجب شد که در کار رهبری مسلمانان برخی از خانواده های بزرگ ایرانی که از لطف عباسیان برخوردار بودند جنبش فرهنگی شعوبیه به وجود آید و طلب حق نمایند، و بوسیله ی این جهش یک جنبش مذهبی غیر عرب را به وجود آورند.(۱۵۳)می دانیم که عباسیان غدارانه از مخالفت ایرانیان با خلفای ستمگر اموی استفاده کردند و بر اریکه ی خلافت نشستند ولی خود به سختترین دشمن ایرانیان بدل شدند تا آنجا که بویژه از زمان متوکل دست در دامن سرداران ترک زدند تا در برابر نفوذ ایرانیان سدی بکشند، شگفت نیست که اکثر زنادقه یا لااقل کسانی که به زندقه متهم شدند از موالی ایرانی نژاد یا خود ایرانی اند. منصور عباسی مبارزه با زنادقه را بسط داد و مهدی خلیفه ی دوم آن را به عنصر مهمی در سیاست دولتی خود مبدل کرد.(۱۵۴)مهدی بلافاصله پس از جلوس به مسند خلافت عفو عمومی داد و بدین سان امید می رفت که سیاست مسالمت آمیز در پیش گیرد، از جمله زندانیانی که آزاد شدند، دو شیعی مشهور، ابراهیم و یعقوب بن داوود بودند که بعدها خلیفه به این امید که علویان و عباسیان را با هم نزدیک سازد مدت شش سال یعقوب بن داوود را یکی از مشاوران خود ساخت.(۱۵۵)با این همه مهدی بر اثر اغتشاشاتی که رخ داد مجبور شد مبارزه با زنادقه را شدت بخشد، (۱۵۶)از این رو تعقیب و آزار زنادقه آغاز شد.از جمله ی کسانی که قربانی این جریان شدند رافضیان از هر نوع بودند، از مانویان گرفته تا شیعیان افراطی یا میانه رو و ادیبان و شاعران.(۱۵۷)اطلاعاتی که منابع موجود درباره ی آزار و پیگرد زنادقه بدست می دهد فقط ما را قادر می سازد تاریخ دوره ی کوتاهی (۱۶۳- ۱۷۰/ ۷۷۹- ۷۸۶)، یعنی سال های خلافت مهدی و دوره ی کوتاه هادی و رویدادهای چند سال قبل یا بعد از این دوره را بررسی کنیم.(۱۵۸)مهدی نخستین بار در سال (۱۶۷/ ۷۸۳)به پیگرد زنادقه پرداخت.او در یکی از لشکرکشی ها وقتی با پسرش هارون به حلب رهسپار می شد، عبدالجبار محتسب را مأمور ساخت زنادقه ای را که در آن سرزمین بسر می بردند دستگیر سازد. زنادقه را به حضور خلیفه بردند و او فرمان قتل عده ای از آنان را صادر و کتاب های آنان را نابود کرد.در سال های بعد آزار و پیگرد زنادقه با شدت بیشتری انجام گرفت و از سال (۱۶۶- ۱۷۰/ ۷۸۲- ۷۸۶)به اوج خود رسید و عفو عمومی که هارون الرشید هنگام جلوس بر مسند خلافت صادر کرد شامل زنادقه نشد (۱۵۹)هارون الرشید نیز به تعقیب و از زنادقه مبادرت کرد ولی در این راه کمتر از سلف خویش پیش رفت، هر کس که می گریخت یا پنهان می شد، امید نجات داشت به استثنای چند تن از علویان که بسیار خطرناک تلقی شده بودند. قیام مکرر دشمنان خلیفه وی را به این تدابیر خشونت آمیز وا می داشت.(۱۶۰) در این هنگام قاضیانی مخصوص مأمور پیگرد زنادقه شدند که از جمله ی آن هاست عبدالجبار، (۱۶۱)که طبری او را فقط «محتسب»و ابوالفرج اصفهانی در اغانی « صاحب الزنادقه»که عنوان مفتش عقایدست معرفی می کند، (۱۶۲)و عمر کلواذی اولین کسی بود که در سال (۱۶۷/ ۷۸۳)به این سمت منصوب شد.کلواذی بی گمان محتسبی بود که امتحان خود را داده بود.(۱۶۳)پس از مرگ وی محمد بن عیسی حمدویه (۱۶۴)به این سمت منصوب شد (۱۶۵)درباره ی ابن حمدویه گویند در باطن زندیق بوده و به شیوه ی زنادقه که رسم تقیه و دین پوشی را مرعی داشته اند عقیده ی خود را سخت پنهان کرده بود چنان که هنگامی هم که به مقام ریاست مبارزه با زنادقه رسیده بود بدان ها کمک بسیار می کرد و از خطر نجاتشان می داد.(۱۶۶)با وجود این در خلافت مهدی دو بار یکی در سال (۱۶۳/ ۷۷۹)و دیگری در سال (۱۶۹/ ۷۸۵)قتل عام زندیقان رخ داد. مهدی هنگام مرگ به فرزندش هادی سفارش کرد که از تعقیب و کشتار زنادقه غافل نباشد.این سفارشنامه نشان می دهد که خلیفه چه وحشت مرگباری از این گروه داشته است. هادی نه تنها برای اطاعت امر پدر، بلکه بعنوان ضرورتی سیاسی که به سود خلافت بود، این وصیت را با خشونتی بی نظیر اجرا کرد.(۱۶۷)هادی در سال (۱۶۹/ ۷۸۵)به پیگرد زنادقه پرداخت و عده ای از آنان را از جمله یزدان بن باذان دبیر یقطین و پسرش علی بن یقطین را اعدام کرد.(۱۶۸)یزدان بن باذان بخاطر آن که مسلمانانی را که طواف می کردند به گاوان نری تشبیه کرده بود که گندم لگد می کنند مشهور شد.(۱۶۹)شیوه ی مبارزه ی با زنادقه آن بود که آن ها را به ضرب تازیانه به اعتراف وا دارند. در پرتو اطلاعاتی که متأسفانه فقط از معدودی متون به دست می آید می توان از نوع تفتیش عقاید آگاه شد، کوچکترین خبر درباره ی اعمال مشکوک افراد کافی بود که قاضی شخصاً دست به کار شود و آنان را مجازات کند.(۱۷۰)خواندن یک کتاب مشکوک ممکن بود توجه دستگاه حسبه را جلب کند، غالباً زنادقه دسته جمعی دستگیر می شدند، ابتدا آنان را نزد مأمور تفتیش عقاید یا خلیفه می بردند و از آنان بازجویی می شد، اگر ایمان و اعتقاد خود را لعن می کردند، آزاد، و گر نه آنان را سر می بریدند و به دار می آویختند.(۱۷۱)درباره ی جزئیات این محاکمات دو متن جالب توجه وجود دارد، یکی از این متون مستخرجی است از یک نسخه ی خطی موجود در کتابخانه ی استانبول به نقل رشر Rescher، مضمون آن چنین است:روزی ابونواس (م.۱۹۸/ ۸۱۳)در حال مستی به مسجدی در آمد که در آن نماز مغرب گزارده می شد. چون امام جماعت «قل یا ایها الکافرون»(172)را خواند، ابو نواس که پشت سر او بود بانگ بر آورد کافر منم، مؤمنین او را نزد شرطه بردند که او اقرار به کفر کرده است، امیر شرطه او را نزد ابن حمدویه که محتسب زنادقه بود فرستاد، این قاضی که فکر نمی کرد که ابونواس زندیق باشد، نخست از قضاوت درباره ی او خودداری کرد ولی سرانجام برای آرام ساختن جماعت دستور داد تصویری از مانی (۱۷۳)بیاورند و به شاعر گفت بر آن تف اندازد، ابو نواس کار بهتری کرد یعنی انگشت در گلو کرد و بر روی تصویر قی کرد و حمدویه پس از این کار او را آزاد ساخت.(۱۷۴)می دانیم که ابونواس زمانی در زندان زنادقه محبوس بود. (۱۷۵)در تاریخ طبری اسامی گروهی از رجال که در محاکمه ی زنادقه درگیر بوده اند محفوظ مانده است.در سال (۱۶۶/ ۷۸۲) داوود بن روح و اسماعیل بن سلیمان، محمد بن ابی ایوب مکی، محمدبن طیفور به جرم زندقه دستگیر شدند، آن ها را به حضور مهدی بردند و پس از اظهار ندامت (لعن)خلیفه آزادشان ساخت و داوود بن روح را نزد پدرش حاکم بصره فرستاد و به او توصیه کرد که فرزندش را کیفر دهد.(۱۷۶)تاریخ طبری نشان می دهد که زنادقه حتی در خاندان های بزرگ مریدانی داشته اند.طبری یادآور می شود که پسر ابوعبیدالله وزیر به زندقه متهم شد. این تنها اتهام بدبینی نبود که علیه این خاندان اقامه شد.(۱۷۷)چنان که گفته شد در سال (۱۶۷/ ۷۸۳)مهدی خلیفه ی عباسی زنادقه را سخت تحت پیگرد و آزار قرار داد و فرمان داد که همه جا به جستجوی آنان بپردازند.طبری در وقایع همین سال دستگیری یزیدبن فیض دبیر منصور را گوشزد می سازد که به فرار از زندان توفیق یافت.(۱۷۸)سه سال بعد یونس بن ابی فروه را از فهرست مشمولان عفو عمومی که هارون الرشید صادر کرد خارج ساختند.(۱۷۹)زندقه حتی در خاندان هاشمی نیز نفوذ کرده بود و دو عضو این خاندان یعنی یکی از پسران داوود بن علی و شخصی به نام یعقوب بن فضل به جرم زندیق بودن به نزد مهدی خلیفه ی عباسی جلب شدند، خلیفه به خاطر سوگندی که یاد کرده بود نتوانست آنان را به قتل برساند ولی در این زمینه به پسرش هادی وصیت کرد. پسر داوود بن علی قبل از وفات مهدی در زندان درگذشت، اما هادی پس ازمرگ خلیفه فرمان داد که یعقوب را در همان زندان خفه کنند.(۱۸۰)با روی کار آمدن مأمون عباسی زندیق کشی فروکش کرد، حکایتی از ثمامه بن اشرس (۱۸۱)(م.۲۱۳/ ۸۲۸)نقل شده که مربوط است به دوره ی مأمون که نشان می دهد این خلیفه زنادقه را در معرض چندین امتحان قرار می داده از آن جمله تف انداختن بر تصویر مانی (۱۸۲)و دیگری سر بریدن مرغ دریایی به نام تذرو.(۱۸۳)اصولاً پیدایش زندقه را بعنوان مانی گرایان از موقعی می توان در نظر گرفت که فرقه ی معتزله موقعیت موقت و زودگذری را که در زمان مأمون (۱۸۴)و جانشینانش بدست آورده بود از دست داد.در طول قرن سوم دیگر برای آزار و شکنجه ی زنادقه احتیاجی به دادگاه تفتیش عقاید از طرف حکومت نبود.اما زندقه به معنای عمیق کلمه بعنوان کفرگویی و مخالفت با مذهب هنوز سرکوب نشده بود، (۱۸۵)و حکمای معتزله هر چند که خودشان در معرض حمله ی حریفان قرار داشتند از ادامه ی یک مشاجره ی قلمی که هنوز دو علت داشت، یعنی دفاع کلی از اسلام و دفاع از اصول و عقاید خود دست بردار نبودند.
۵-زنادقه مشهوراسامی متکلمان وابسته به زنادقه که در الفهرست (۱۸۶)ابن ندیم آمده به تعبیر لویی ماسینیون بسیار نامتجانس است، (۱۸۷)و عقاید دوره ای را منعکس می سازد که در آن ناراضیان بآسانی به صفت زندقه موصوف می شده اند.نام ابن طالوت و نعمان در کتاب الانتصار (۱۸۸)خیاط معتزلی بعنوان استاد ابن راوندی که خود لقب زندیق گرفته یاد شده است.(۱۸۹)ابوشاکر معروف نیز استاد ابن راوندی ذکر شده که خیاط معتزلی وی را با هشام بن حکم متکلم معروف شیعی مربوط می داند، یگانه پیوند میان این سه استاد ابن راوندی ظاهراً موضوع شیعیگری افراطی آن هاست که برای قرار دادن آنان در زمره ی زنادقه کافی بوده است.(۱۹۰)تعداد اشخاصی که در الفهرست ابن ندیم از آنان بعنوان زندیق یاد شده بسیارست، گروهی از این مردم بی جهت به این نام خوانده شده اند و بعضی از آن ها نسبت به آیین مانوی بیگانه بوده و یا چنان غیرمعروف بوده اند که به علت فقدان مدارک و اسناد نمی توان به ضرس قاطع زندیق بودن آن ها را تأیید کرد.اکثریت این زندیقان ایرانی نژاد بوده اند، اما برخی از اعراب و حتی قریش (۱۹۱)و بنی هاشم نیز گاه طریق زندقه پیش می گرفته اند.اسامی زنادقه ی مشهوری که در کتاب های الحیوان (۱۹۲)الفهرست (۱۹۳)و الاغانی (۱۹۴)آمده بقرار زیرست:ابن مقفع، ابو علی سعید، حماد عجرد، ابونواس، حماد الزبرقان، ابوالعتاهیه، محمد بن النجم، بشاربن برد، وده الشروی، ابن طالوت،واله بن ایاس، یعقوب بن فضل هاشمی، الحریزی، ابراهیم بن سیابه، علی بن الخلیل، داوود بن علس عباس، ابوشاکر، ابان بن عبدالحمید اللاحقی، محمد بن ابی عبیدالله، داوود بن روح، ابوعیسی وراق، مطیع بن ایاس، اسماعیل بن سلیمان، ابن ابی العوجا، صالح بن عبدالقدوس، اسحق بن خلف، محمد بن طیفور، یونس بن ابی فروه، علی بن ثابت، علی بن یقطین، یحیی بن زیاد، محمد بن زیاد، یزدان بن باذان، یزید بن فیض، ابوالعباس ناشیء، حماد الراویه، جیهانی، حفض بن ابی وده (۱۹۵)…
پی نوشت ها :

۱٫Louise Gardet. “PhIosophie et religion en Islam avant L,an 330 de L,Hegire.” L, Elaboration de L,Islam (Paris 1961) pp.45-462.ibid. p.453.Otto Pretzl. Die streit schrifi des Gazali gegen Ibahivs (Bayerischen Akademe der Wissen-schaften 1933). Hefte 7, pp. 1-154.Henry Laoust. Les Schismes dans L,Islam, (paris 1977),P.725.L. Gardet,ibid, p.466.مهدی محقق.«ابن راوندی» بیست گفتار ( تهران ۱۳۵۵)، ص ۱۹۵۷٫ابو عبدالله محمد بن خوارزمی، مفاتیح العلوم، باهتمام فان فلوتن ( لیدن ۱۸۹۵)، ص ۳۷۸٫ابوالمعالی محمد الحسینی العلوی. بیان الادیان. باهتمام عباس اقبال ( تهران ۱۳۱۳)، ص ۲۱۹٫عبدالجلیل قزوینی رازی، بعض مثالب النواصب فی نقض «بعض فضائخ الروافض». باهتمام محدث ارموی ( تهران ۱۳۵۷). ج۲، ص ۳۱۷۱۰٫ابوسعید بن نشوان الحمیری، الحور العین. باهتمام کمال مصطفی ( تهران ۱۹۷۲)، ج ۲، ۲۰۰۱۱٫عبدالله بن علی یافعی، مرآه الجنان و عبره الیقضان ( حیدرآباد دکن ۱۳۳۷- ۱۳۳۹ ه). ج۲، ص ۲۳۸۱۲٫ابوالفضل بیهقی، تاریخ بیهقی. تصحیح دکتر غنی و فیاض ( تهران ۱۳۲۴)، ص ۹۹۱۳٫ابوالعلای معری، رساله الغفران (قاهره ۱۹۵۰)، ص ۴۸۶۱۴٫درباره ی آراء الحادی ابن راوندی به مقاله ی ارزشمند پاول کراوس با عنوان « گفتاری درباره ی تاریخ الحاد در اسلام» رجوع شود. کراوس در این مقاله پاره ای منقول از کتاب الزمرد او را که در کتاب المجالس مؤید شیرازی آمده نقل کرده است. ن.ک. به:Opaul kraus. Beitrage zur islamichen ketzergeschichte, RSO.XIV (1934) pp.93-129,335-79.15.تازه ترین پژوهشی که درباره ی صالح بن عبدالقدوس صورت گرفته، تحقیقی است از یوزف فان اس با عنوان « اعدام صالح بن عبدالقدوس»این مقاله در جشن نامه ی بر تولد اشپرلر که به مناسبت هفتادمین سال تولدش نشر یافته، منتشر شده است، ن.ک. به:J.Van Ess, “Die hinrichtung des Salih B. Abdul quddus”.Geshichte und kultur des Vorderen Orients. (Leiden 1981),pp.53-66.16.ابو حیان توحیدی، الامتاع و الموانسه، باهتمام احمد امین و احمد الزین ( قاهره ۱۹۴۲)، ج۲، ص۲۰۱۷٫مهدی محقق، همان کتاب، ص ۱۹۶۱۸٫در این مختصر اگر به تمام منابع و مآخذ اولیه اشاره نشد ناشی از تسامح نیست، بلکه کوشش بر این بوده است که گزارش اجمالی از کتاب های مهم بدست دهیم. حتی اشارتی کوتاه به منابع در دسترس، نوشته ای بیش از متن مقاله خواهد بود.۱۹٫Alfred Von Kremer. Culturgeschichte Streifzuge aufdem gebiete des Islam. (Leipzig) 1873,I,P.14120.و.و. بارتولد. خلیفه و سلطان. ترجمه ی سیروس ایزدی ( تهران۱۳۵۸)، ص ۷۲۱٫ابو منصور احمدی بن طبرسی. الاحتجاج. تعلیقات و ملاحظات محمد باقر موسوی ( بیروت ۱۹۸۱) ج۲، ص ۴۱۵ به بعد.۲۲٫geroge vajda.les zindips en pays d, Islam au debut de la periode abbaside, rso,xvi ( rome 1937),p.22323.ibid. p.22324.عبدالرحمن بدوی، من تاریخ الحاد فی الاسلام ( مصر۱۹۴۵)، ص ۲۴۲۵٫همان کتاب، ص ۲۵۲۶٫Francesco Gabrieli. “La ,Zandaqa au ler Sience Abbasside” in L,Elaboration de L,Islam, (Paris 1961),p.3227.بدوی، همان کتاب، ص ۲۳۲۸٫ L. Gardet. Ibid. P.4629.طه حسین، حدیث الاربعاء ( قاهره ۱۹۲۵)، ج۲، ص ۱۶۲۳۰٫ابوعثمان عمر بن جاحظ. الحیوان. باهتمام محمد هارون (مصر۱۳۵۶ه). ج۱، صص ۵۷-۵۸، ج۴، صص ۴۴۱-۴۴۳۳۱٫____کتاب التاج فی اخلاق الملوک. باهتمام احمد زکی پاشا ( مصر۱۳۲۲ه) ص ۱۸۴۳۲٫____البیان و التبین ( قاهره ۱۹۴۸)، صص ۲۹-۳۰۳۳٫____التربیع و التدویر. باهتمام شارل پلا ( دمشق ۱۹۵۵)، ص ۷۷۳۴٫ابن قتیبه دینوری، عیون الاخبار، باهتمام احمد زکی عدوی (مصر۱۳۴۹ ه)، ج۲، صص۱۵۲-۱۵۴۳۵٫عبدالرحیم خیاط معتزلی. الانتصار و الرد علی ابن الراوندی الملحد، باهتمام ساموئل نیبرگ ( مصر۱۹۲۵)، صص ۳۰-۴۵۳۶٫ابوحاتم رازی، اعلام النبوه. باهتمام غلامرضا اعوانی، (تهران۱۳۵۶)۳۷٫ابوالحسن اشعری، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلیین. باهتمام هلموت ریتر ( استانبول ۱۹۲۹-۱۹۳۰)، ج۲، صص ۳۳۶-۳۴۹۳۸٫ابوالحسن مسعودی، مروج الذهب فی معادن الجوهر. ترجمه ی ابوالقاسم پاینده ( تهران۱۳۴۷)، ج۲، صص۳۱۷-۶۹۷۳۹٫التنبیه و الاشراف. ترجمه ی ابوالقاسم پاینده ( تهران ۱۳۴۹)۴۰٫ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، صص ۷۷-۸۱۴۱٫محمد بن احمد ملطی. التنبیه و الرد علی اهل الاهواء و البدع. باهتمام دیدرینگ، ( استانبول ۱۹۳۶)، ص صص ۱۵-۱۷۴۲٫ابن ندیم، الفهرست. ترجمه ی رضا تجدد ( تهران ۱۳۴۶، صص ۵۹۴-۶۰۲۴۳٫ابومنصور بغدادی، الفرق بین الفرق. باهتمام دکتر محمد جواد مشکور ( تهران ۱۳۵۸)، ص ۱۰۱۴۴٫شریف مرتضی،امالی ( مصر ۱۹۵۴)، ج۱، صص ۱۲۷-۱۲۸۴۵٫ابوریحان بیرونی، آثار الباقیه. ترجمه ی اکبر داناسرشت ( تهران ۱۳۵۲)، صص ۴۳، ۱۶۱-۱۶۴۴۶٫تحقیق ماللهند من مقوله مقبوله فی العقل او مزدوله. باهتمام ادوارد زاخائو ( لایپزیگ ۱۹۲۵)، صص۱۸-۲۱۴۷٫حسنی رازی، تبصره العوام فی معرفه مقالات الانام. باهتمام عباس اقبال. ( تهران ۱۳۱۳)، صص ۱۹-۲۰، ۷۰-۷۱۴۸٫بدوی، همان کتاب. ص ۲۶۴۹٫Ignaz Goldziher. Salih B. Abd-al-kuddus das Zindikthum Wahrend der regierung des chali-fen Al-Mahdi. (London 1893), II,pp.104-12950.بدوی، همان کتاب، ص ۲۶۵۱٫عباس اقبال، شرح حال ابن مققع. ( برلین ۱۳۰۶ ش)، ص ۷۶۵۲٫F. Gabriel, L,opere d,ibn al-muqaffa. RSO. (Rome 1923),XIII,pp.197-24753.ibid. p.23654.Dominique Sourdel. “La Brographa dibu a mugatta d,apres sourees anerennes, Arabica, (1953) pp. 307ff55.ابوعبدالله محمد بن جهشیاری، الوزراء و الکتاب. ترجمه ی ابوالفضل طباطبایی، ( تهران ۱۳۴۸)، صص ۱۴۲-۱۵۰۵۶٫D. Sourdel. Ibid. P.30757.F. Gabrieli, “Appunti su Bassar b, Burd” in Bulten of the School of Oriental Studies, (1937),pp.151-15758.”La , Zandaqa au ler Siencle Abbasside”, in L,Elaboration de L,Islam, pp.23-3859.Samuel Nyberg. “der Kampf zwischen Islam und Manichaismus” in Orientalisches Literature-zeitung. (1929).p.423ff60.Michelangelo Guidi. La lotta tra L,Islam e il mancheismo (Rome 1929),pp.I-XXVIII.61.G. Richter.Studien zur geschichte der alteren Arabischen Furstenspiegel (Leipzig 1923),pp.1-4462.نگاه کنید به زیر نویس ۱۴ همین مقاله، نیز مؤید الدین شیرازی، المجالس المؤیدیه. تلخیص حاتم بن ابراهیم. تحقیق عبدالقادر عبدالناصر ( مصر ۱۹۷۵) ص ۴۵۹۶۳٫مشخصات مقاله ی واژدار در زیرنویس ۲۲ داده شده است.۶۴٫G. Vajda. Ibid, pp.173-18365.ibid, p.19766.ibid,p.19867.H. H. Schaeder. “Zandik-zindig” in Iranische Beitrage, (1930), pp.274-29168.Louis Massignon. “zindik”, EI, IV, p.139869.La Passion de Hallaj, Marryr Mystigue de L”Islam. (Paris 1975). 1,p.428ff70.بدوی، ص ۲۵۷۱٫طه شرف، الزندقه و الزنادقه منذ ظهور الاسلام حتی نهایه العصر العباسی الاول ( مصر ۱۳۴۰)۷۲٫سمیره مختار لیثی، الزندقه و الشعوبیه و انتصار الاسلام و العروبه علیهما (مصر۱۹۶۸)، ص۲۵۴۷۳٫زاهیه قدوره. الشعوبیه و اثرها الاجتماعی و السیاسی فی الحیاه الاسلامیه فی العصر العباسی الاول، صص۱۲۷-۱۷۳۷۴٫متأسفانه به اصل این کتاب دسترس نداشتم.۷۵٫برای آگاهی از آرای گوناگونی که بوسیله ی پژوهندگان ایرانی درباره ی زنادقه ارائه شده، به گزیده ای از آن ها که به صورت الفبایی در زیر آمده نگاه کنید:الف) محمد علی امام شوشتری. فرهنگ واژه های فارسی در زبان عربی ( تهران۱۳۴۶)، صص۳۲۶-۳۲۸ب) غلامرضا انصاف پور، روند نهضت های ملی… ( تهران۱۳۵۹)، صص۵۸-۶۳پ) مهرداد بهار. «زندیق»«سالنامه ی دنیا» (1327)، ص۱۱۸-۱۲۱ت) ابراهیم پور داوود، «زندیق»«سالنامه ی دنیا» (1327)، ص ۱۱۸-۱۲۱ث) رحیم رئیس نیا. از مزدک تا بعد ( تهران ۱۳۶۰)، صص ۷۴-۸۳ج) عبدالحسین زرین کوب. دو قرن سکوت ( تهران ۱۳۶۰)، سس ۳۱۰-۳۱۲_________تاریخ ایران بعد از اسلام ( تهران ۱۳۵۵)، صص ۴۲۶-۴۳۶_________«زندقه و زنادقه» نه شرقی، نه غربی، انسانی ( تهران ۱۳۵۳)، صص ۱۰۵-۱۲۶چ)احسان طبری، جنبش های اجتماعی ایران (۱۳۴۸)، صص ۱۶۰-۱۶۳ح) صادق گوهرین. حجه الحق ابوعلی سینا ( تهران ۱۳۵۶)، صص ۳۸۰-۳۸۲خ) مهدی محقق. «ابن راوندی» بیست گفتار، صص ۱۹۱-۱۹۸د) حسینعلی ممتحن. نهضت شعوبیه ( تهران۱۳۵۴)، صص ۲۱۶-۲۲۳ذ) علی میرفطروس. حلاج ( تهران ۱۳۵۷)، صص ۸۱-۱۰۳ر) ناصح ناطق. بحثی درباره ی مانی و پیام او ( تهران ۱۳۵۶)، صص ۱۶۳-۱۷۳ز) علی محمد نقوی، عقاید مزدک (تهران ۱۳۵۳)، صص ۱۰۰-۱۱۳۷۶٫ژام دارمستتر در پیوستگی بین زندیک و زند تردید نموده و برای اثبات آراءخود به دو بخش از اوستای تازه استناد می کند و هانس شدر با اصلاح نظر دارمستتر معلوم کرده است که مسعودی (م.۳۴۶ه) و به دنبال آن هجویری (م.۴۶۵ه) درست اندیشیده اند که در میان مزداییان، زندیق به معنی کسی است که بدعت آورده باش. ن.ک. به:H.Schaeder. ibid. P.268L.Massignon, ibid,p.42877.Schaeder. ibid, p.27478.Philippe Gignoux, glossaire des inscription pehleveis et parthes, (London 1972),p.3879.A.A. Beven, “Manichaeism” in Encyclopaedia of Geligion and Ethics. (1903),VIII,p.39880.C. Mitchell,S. Epharaem. Prose Refutation of Mani, Marcion, and Bardism,1,30. 18,12881.ابن ندیم صاحب الفهرست که بهترین و غنی ترین منبع اطلاعات ما درباره ی مانویان است، واژه ی زندیق را برای مانویان و به معنی کافران درست به همان طریقی که دیگر مؤلفان آثار عربی بکار برده اند ذکر کرده است که بعضی از آن ها این واژه را بر مانی اطلاق کرده اند. ن.ک. به:Kanrad kessler, Mani Forschungen uber die Manichaische religion. (Berlin 1889). P. 181. H. Schaeder. Ibid, p.27682.Gustav Flugel. Mani Seine Lehre und Seine Schriften. (Leipzig 1862),p.7383. عبدالعزیز الدوری، الجذور التاریخیه للشعوبیه، ص ۱۲۱؛ قاسم العزیز. البابکیه، صص ۹۰-۹۴؛ بدوی، همان کتاب، ص ۲۳؛ زاهیه قدوره. همان کتاب، صص ۱۲۷-۱۷۲۸۴٫درباره ی این تعابیز ن.ک.به:Francis,C. Burkitt.The Religion of the Mainchees. (Cambridge 1925), index.85.ابن واضح یعقوبی. تاریخ بیهقی. ترجمه ی دکتر محمد آیتی (تهران ۱۳۴۷)، ج۱، ص ۱۹۶۸۶٫تئودورنلد که. تاریخ ایرانیان و عرب ها در زمان ساسانیان. ترجمه ی دکتر عباس زریاب خوبی (تهران ۱۳۵۸)، ص ۸۷۸۷٫بر طبق آیین مزدایی زندیکی شامل ۳۰ گناه کبیره است و آن عبارت ازاین اعتقادست که منشاء خیر، اهریمن و دیوان می توانند باشند، و در نتیجه گناه کسی است که دیوان را نیایش می کند. هنگامی که مانویان در حدود سال ۲۶۰ میلادی آیین دو بنی مزدایی رسمی دولت ساسانی را برانداختن به اتهام زندقه تعقیب و قتل عام شدند. ن.ک. به:L. Massignon, La Passion… p. 42888.Schaeder, ibid, p. 28589. بنا به رای شدر، قدیمی ترین سندی که در آن مانویان را زندیک خوانده اند، مربوط به حدود ۲۰۰ سال پس از مرگ مانی است. این سند در نوشته های مذهبی پارسیان به چشم نمی خورد زیرا آنان نه به اصل و مفهوم این واژه توجه داشتند و نه اشاره ای در مورد تاریخ گذاری آن ها کرده اند، بلکه این ارمنی های مسیحی بودند که در ادبیات قدیمی خود واژه ی زندیک را دوباره بکار برده اند و در هر مورد مرادشان از این واژه مانویان بوده است. ن.ک. به:Schaeder, ibid, p. 27890.رساله ی پهلوی « گنجستک ابالیش» شامل شرح مباحثه ابالیش با موبد زرتشتی، آذر فرنبغ پسر فرخ زاد، می باشد. از این رساله بر می آید که مأمون خلیفه ی عباسی به گفتگوهایی که بین مجوس و زنادقه روی می داده با نظر توجه و علاقه می نگریسته است. ن.ک. به:صادق هدایت. «گجسته ابالیش» نوشته های پراکنده ( تهران ۱۳۴۴)، صص ۳۳۰-۳۴۲؛ ابراهیم پور داوود. « زندیق»، ص ۱۱۹؛ عبدالحسین زرین کوب. تاریخ ایران، ص ۴۳۴۹۱٫Schaeder, ibid, p.28592.مروج الذهب و معادن الجوهر. ج۱، ص ۲۴۵۹۳٫Scheader, ibid, p.27494.M. Horten. Die philosophia des Islam. (1924), p.126تئودور نلد که بنا بر نوشته ی ازنیک Eznik ارمنی معتقدست این واژه درباره ی مانویان بکار رفته است، همچنین این کلمه ها درباره ی پیروان مزدک استعمال شده است. مسلمانان این واژه را به فرق گوناگون مخالف اسلام اطلاق می کردند این نام را درباره ی بیدینان نیز استعمال می کردند. ن.ک. به: نلد که، همان کتاب، ص ۹۸، حاشیه ی ۴۵۹۵٫بنا بر رای الکساندر یا کوبوفسکی در ماوراء النهر مزدکیان بسیاری به نام زندیق شهرت داشتند، مؤلف در این باره با آراء اولدنبورگ و روزن همداستان است، به عقیده ی آنان واژه ی زندیق به زردتشتیان و حتی بوداییان و مزدکیان اطلاق شده است. ن.ک. به:Aleksandr. J. Jakubovskij. “Vosstanie mukanny-dvizenie Ljudej V belych odezadach”. Sovetskoe Vostokovedenie, (1948),p.4296. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به کتاب اوتاکر کلیما درباره ی « گفتاری درباره ی تاریخچه ی مکتب مزدک » رجوع کنید. کلیما در این اثر در فصل ششم ( زیرنویس های ۱۳ و ۱۹) نکاتی درباره ی زندقه آورده است. مؤلف بنابر نوشته ی محمد بن جریر طبری (ج۳، ص ۵۸۸) ثنویان ریاضت کش و مانویان را که بطور مخفی در میان مسلمانان زندگی می کردند، در شمار زنادقه آورده است. همچنین معتقدست که زنادقه را به پنج گروه تقسیم کردند که مهم ترین آنها علاوه بر مانویان و مزدکیان، فلاسفه بودند که به وجود خداوند اعتقاد نداشتند و عالم را قدیم می دانستند. ن.ک. به:Otakar Klima. Beitrage zur Geschichte des Mazdakimus. (Praha 1977), pp. 81-82.Allahabad 1928) p.228 Vols II,. 97.Proceefings and transactions of the fourth oriental conference98-99. Schaeder, ibid, p.277100.این ارتباط قبلاً به وسیله ی فریدریش اشپیگل و کارل فولرس بیان شده بود. ن.ک. به:F. Spiegel. Die traditionelle litrature der Parsen. (1860),p.16K.Vollers. Beitrage zur tenntniss der Lebenden arabischep sprache in Agypt, ZDMG. (Vols,50),p.642101.Schaeder, ibid,p.277102.ibid, p.279103.ابومنصور جوالیقی. المعرب من کلام الاعجمی علی المعجم. تحقیق احمد محمد شاکر ( مصر۱۳۶۱ ه)، صص۱۶۶-۱۶۷۱۰۴٫محمد بن خلف تبریزی، برهان قاطع. باهتمام محمد معین. ج۲، ص ۱۰۳۶؛ ابراهیم پورداوود، « زندیق»، ص ۱۱۸۱۰۵٫R.A. Nicholson. A Lirerary History of the Arabs. P.372106. تاریخ طبری، ج۳، ص ۴۲۲، نیزH.Schaeder. urform undfortbildungen des Manichaischen system. (Leipzig 1927),pp.65-157107.O.Klima. Manis Zeit und Leben. (1962) pp.119-157108.CHr. Bartholomae. Altiranisches Worterbuch, (1904), Columns 1659-1660;o. Klima. Beitrage zur…p.81,n,19.109.ایگناتس گلدتسیهر. درس هایی درباره ی اسلام. ترجمه ی دکتر علینقی منزوی، ج۲، ص ۴۲۳؛ نیز ن.ک. به:M. Mole. “Le Problem des Sectes Zoroastriennes dans les Livres Pehlevis.” In Oriens, (1960-1) p.20110.L. Massignon. Ibid, p.429111. حسن بن موسی نوبختی. فرق الشیعه. ترجمه ی دکتر جواد مشکور( تهران ۱۳۶۱)، ص ۴۱۱۱۲٫L. Massignon. Ibid. P.429113.Zindil,IV,p.1393114. تقی الدین احمد بن تیمیه. الصارم المسلول علی شاتم الرسول (حیدر آباد دکن ۱۳۲۲ ه)، ص ۵۱۵؛ نیز بسنجید با عثمان بن سعید الدرامی. الرد علی الجهمیه. باهتمام Gostavitestam( لایدن ۱۹۶۰)، ص ۱۰۰۱۱۵٫Waladimir Ivanow. The Rise of the Fatimid, (London 1942),p.117116.L.Massignon.La Passion…p.659117.شمس الدین ذهبی، تذکره الحفاظ ( بیروت ۱۳۷۴ق). ج۲، ص ۵۵۱۱۱۸ L. Massignon.”Zindilk”.EI. IV. P.1398119.Ignazio di Matteo. La poesia araba nel 1 secolo delgi Abbasidi. (1935).pp.9ff120.برای پژوهش در وضع عقیدتی ابن حنبل و آراء او درباره ی زنادقه به رساله ی کوچک وی زیر عنوان الرد علی الزنادقه و الجهمیه فیما شکت فیه من القرآن رجوع شود. ابن حنبل در این رساله تعلیمات جهم بن صفوان را که درخراسان بسیار انتشار یافته و مورد قبول بعضی از شاگردان ابوحنیفه قرار گرفته بود رد می کند از این رساله دو چاپ در دست است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تحقیق حسین علی محفوظ ( بغداد ۱۹۶۲)، حاشیه؛ هانری لائوست. دانشنامه ی ایران و اسلام. ج۹، ۱۰ ، صص ۱۲۴۰-۱۲۴۸۱۲۱٫ L. Massignon. La Passion …1.p.430122.Schaeder,ibid,p.273123.ابن بطه عکبری. کتاب الشرح و الابانه علی اصول السنه و الدیانه. تحقیق هانری لائوست ( دمشق ۱۹۵۸)، ص ۳۳H. Laoust. Les Schaeder, dans L,Islam. P.72124.احمد امین. پرتو اسلام. ترجمه ی عباس خلیلی ( تهران ۱۳۱۵)، صص ۱۸۷-۱۸۸۱۲۵٫امام محمد غزالی. فیصل التفرقه بین الاسلام و الزندقه ( قاهره ۱۳۱۹ه)، ص ۳۲۱۲۶٫خیاط معتزلی، الانتصار، ص ۸۶۱۲۷٫ابونصر اسماعیل جوهری، صحاح اللغه (۱۲۷۰ه) ، ج۱۴، ص ۴۳۱۲۸٫ابن سیده. کتاب المخصص ( مصر ۱۳۱۶-۱۳۲۱ه) ج ۱۵، ص ۱۶۹۱۲۹٫ شهاب الدین نویری. نهایه الارب فی فنون الادب ( مصر ۱۹۲۳-۱۹۴۹) ج۱۵، ص ۱۶۹۱۳۰٫ابن کمال پاشا. همان کتاب، حاشیه ی ۱۱۳۱٫ابو منصور جوالیقی. همان کتاب، صص ۱۶۶-۱۶۷۱۳۲٫امام محمد غزالی، همان کتاب، ص ۵۶۱۳۳٫عبدالرحمن بن جوزی، تلبیس ابلیس. تحقیق محمد منیر دمشقی ( مصر ۱۳۴۷)، ص ۴۷۱۳۴٫ابوالعلاء معری، همان کتاب، ص ۳۵۴۱۳۵٫محمد بن احمد ملطی. همان کتاب، ص ۱۹۱۳۶٫قاضی صاعد. طبقات الامم. تحقیق لویس شیخو ( بیروت ۱۹۱۲)، ص ۳۳۱۳۷٫ ابن الوردی. تتمه المختصر ( مصر۱۲۸۵ه) ج۱۲، ص ۲۲۰۱۳۸٫ابن قیم الجوزیه. اغاثه الهفان من مصاید الشیطان. تحقیق محمد حامد الفقی (مصر۱۳۵۸ه) ج۲، ص ۱۴۵۱۳۹٫ابن حجر. فتح الباری ( مصر ۱۳۱۹-۱۳۲۹). ج۱۲، ص ۲۲۰۱۴۰٫شریف مرتضی. امالی.ج۱، ص ۱۴۳۱۴۱٫ابو منصور ثعالبی. ثمار القلوب فی المضاف و المنسوب ( قاهره ۱۹۰۸)، ص ۱۲۱۱۴۲٫ شریف مرتضی. همان کتاب. ص ۱۴۳۱۴۳٫یاقوت حموی. معجم البلدان. باهتمام فردیناندو وستنفلد ( لایپزیگ ۱۸۷۲). ج۱، ص ۸۴۱۴۴٫ابن منظور. لسان العرب. ج۱۲، ص ۱۲۱۴۵٫سعدالدین تفتازانی. شرح مقاصد الطالبین فی علم اصول الدین ( استانبول، ۱۳۰۵ه) ج۲، ص ۶۴۱۴۶٫ابن اثیر. اللباب فی تهذیب و الانساب ( مصر۱۳۵۷ه) ج۱، ص ۵۱۱۱۴۷٫عبدالرحمن بن عباس. معاهد التنصیص علی شواهد التلخیص ( ۱۲۷۴)، ص ۷۱۱۴۸٫جلال الدین سیوطی. المزهرفی علوم اللغه. تحقیق علی محمد البجاوی ( مصر۱۳۶۸). ج۱، ص ۲۷۸-۲۷۹۱۴۹٫شهاب الدین خفافی. شفاء الغلیل فیما فی کلام العرب من الخیل (۱۲۸۲ه)، ص ۱۱۲۱۵۰٫فخرالدین طریحی، مجمع البحرین و مطلع النیرین ( تهران۱۲۶۳ه)، ماده ی زندق، ص ۴۴۹۱۵۱٫Henry Laoust. Les Schismes dans L,Islam. P.72152.ibid, p.72153.F. Gabrieli. La “zandaga” au ler…,p.30154.احسان طبری. جنبش های اجتماعی در ایران. ص ۱۶۱۱۵۵٫Gh. sadaghi. Les Mouvements religieux iraniens Iieme siecle de L,hegire. (Paris 1938) pp.91-93156.D. Sourdel. “Abbasid Caliphate” in the Cambridge History of Islam. (1970).1,p.112157.H. Laoust. Ibid,p.74158.J. Vajada. P.182159.تاریخ طبری، ج۳، ص ۶۰۴۱۶۰٫H. Laoust. Ibid, p.74161.Goldziher. ibid, p.108162.اغانی، ج۳، ص ۷۲۱۶۳٫تاریخ طبری، ج۳، ۵۱۹۱۶۴٫ عبدالرحمن الاربلی، خلاصه الذهب المسبوک، ص ۷۲؛ ابن کثیر. البدایه و النهایه فی التاریخ. ج۱۰، ص ۱۴۹؛ معتزلی. الانتصار، ص ۱۵۹۱۶۵٫تاریخ طبری، ج۳، ص ۵۲۲؛ اغانی. ج ۳، ص ۱۲۹۱۶۶٫احسان طبری. همان کتاب، ص ۱۶۱۱۶۷٫همان کتاب، ص ۱۶۱؛ ابن جوزی. تلبیس ابلیس، ص ۶۴؛ جاحظ، الحیوان، ص ۱۴۹۱۶۸٫ تاریخ طبری، ص ۵۴۸۱۶۹٫مطهر بن مقدسی. البداء و التاریخ. باهتمام کلمان هوار، ج۳، ص ۱۰۰؛ نیز ترجمه ی فارسی آفرینش و تاریخ. ترجمه ی دکتر شفیعی کدکنی.ج۶، ص ۱۰۲؛ همچنین شواهد تمسخر طواف را پاول کراوس و کارلو آلفونسو نالینو بتفصیل آورده اند. ن.ک. به:Paul kraus. Beitrage zur Islamiscen ketzergeschict, p.112; C.A. Nallino. Noterelle su ibn mugaffa e suo figlio RSO,XIV.p.132Cf. Vajda. P.189.n.5170.همان کتاب، صص ۱۷-۱۸۱۷۱٫G. Vajda. P.184172.سوره ی ۱۰۹، آیه ی۱۱۷۳٫گویا تصویر مانی از همان ابتدا نزد مانویان مقدس شمرده می شد و این مسأله در اسناد قبطی تأیید شده است، همچنین مزامیر آلات موسیقی و کتاب هایی که پس از پای گرفتن دین مانوی به دست « راستان و پارسیان» افتاده است مقدس بحساب می آمده اند. ن.ک. به:Hans. J.Polotsky. Abriss des Mainchaischen system (1934) pp.24-25Et. Vajda. p.185.n.1174.O. Rescher. Abriss des Arabischen Literaturgeschichte (Konstantinopol 1925),pp.18-19175.احمدبن حرب المهزمی. اخبار ابی نواس، ص ۲۲۴؛ همچنین نگاه کنید به سرگذشت اواخر عمر او در تاریخ طبری (ج۳، ص ۹۶۴)، در آنجا سلیمان بن ابی جعفر او را از بزرگان ثنوی یاد کرده است. ن.ک. به:G. Vajada.p.185.n.1176.تاریخ طبری، ج۳، ص ۵۱۷۱۷۷٫G.Vajda. p.186178.جاحظ. الحیوان. ج۴، ص ۱۴۳؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۶۰۴۱۷۹٫و ۱۸۰٫ تاریخ طبری. ج۳، ص۵۴۹۱۸۱٫ متکلم السلامی در اوائل عصر عباسی، وی معاصر هارون الرشید و مأمون عباسی بود و شهرت دارد که مأمون تحت تأثیر گفتگوهای او به الحاد گراییده است. برای آگاهی بیشتر ن.ک. به: دایره المعارف فارسی. زیر نظر غلامحسین مصاحب. ج۱، ص ۷۱۳J.W. Fuck. “some hitherto unpublisched texts on the Mutazilite movement from ibn-al-Na-dim,s kitab-al-fihrist” in the Majlis-e-llmi. (Lahore 1955) p.63182.جاحظ. همان کتاب. ج۴، ص ۱۴۱؛ ابن ندیم در الفهرست اطلاعاتی را که یکی از منابع مانوی ثبت کرده می رساند مأمون یکی از مانویان بوده است؛ همچنین به موجب داستانی که مسعودی در مروج الذهب نقل کرده در بغداد آن دوره مانویت رقیب اسلام شمرده شد. ن.ک. به: الفهرست، ص ۶۰۱Ef.Vajada.p.185.n.2183.درباره ی ارزش نمادی این آزمایش نگاه کنید به واژدا، ص ۱۸۵ یادداشت۳؛ نیز احمدبن شریشی، شرح المقامات الجریریه ( مصر ۱۲۸۴). ج۱، صص ۲۷۲-۲۷۳؛ ابو علی تنوخی.المستجاد من فعلات الاجواد. باهتمام محمود کردعلی (دمشق۱۹۴۶)، ص ۵۳۱۸۴٫هر چند مأمون خلیفه ی عباسی به بحث درباره ی مذاهب علاقه مند بود و مجالس برای این کار داشت. اما زندان های مأمون پر از اندیشمندان ایرانی مانوی و شیعی بود. از این رو نمی توان حسن نیت علمی بدو نسبت داد. شاید پیش از آن تاریخ، فلسفه ی اشراق سلاح ایدئولوژیک ایرانیان بود. و مأمون خواست با ترجمه ی فلسفه ی مشاءاز سریانی به عربی سلاح ایرانیان را کند نماید و علم کلام مشائی را سلاح دفاع از مذهب قرار دهد.۱۸۵٫F. Gabrieli. La zandaga au ler siecle Abbasside, p.32186.ابن ندیم، همان کتاب، ص ۶۰۱۱۸۷٫L. Massignon. “Zindik” EI,IV,p.1328188.الانتصار، ص ۱۴۲۱۸۹٫همان کتاب، ص ۲۵۱۹۰٫ G. Vajada. ibid, p.192191.ابن قتیبه در ذکر معتقدات اعراب صدر اسلام در جنب اعراب یهودی، نصرانی، زردتشتی و بت پرستی از نوعی زندقه که برخی از قریشیان از حیره با خود آورده اند یاد می کند (و کانت الزندقه «قریش »اخذوها من «الخیره»).این متن ابن قتیبه با فرضی که هانس شدر بیان کرده است توافق دارد.بنا به رای وی مانویت از پایان قرن سوم میلادی در حیره ریشه دوانیده است. ن.ک. به:ابن قتیبه.المعارف.(بخش ادیان عرب). تحقیق ثروت عکاشه ( مصر۱۹۶۹)، ص ۶۲۱Et. Vajada.p.188.n.1192. جاحظ، الحیوان، ج۴، صص ۴۴۷-۴۵۱۱۹۳٫ابن ندیم، همان کتاب، ص ۶۰۱۱۹۴٫ابوالفرج اصفهانی، همان کتاب، ج۱۲، صص ۷۷-۷۸۱۹۵٫فاروق عمر. بحوث فی التاریخ العباسی، صص ۲۸۸-۲۸۹
منبع: نشریه فکر و نظر شماره ۱

 

نوشته قبلی

وقایع ماه ذی حجه [۱]

نوشته‌ی بعدی

زنادقه در سده های نخستین اسلامی (۲)

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

زنادقه در سده های نخستین اسلامی (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

اهلبیت (ع) برترین های جهان هستی

اهلبیت (ع) برترین های جهان هستی

نسخۀ عربیِ اسرائیل

نسخۀ عربیِ اسرائیل

امتیازات شیعه راستین در آخرالزمان

امتیازات شیعه راستین در آخرالزمان

آیه اطاعت دلیل حقانیت مذهب شیعه

آیه اطاعت دلیل حقانیت مذهب شیعه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا