بررسی زندگی رهبران مکتب تشیع نشان میدهد که آنها در انجام کامل فرایض دینی الگوی حقیقی جامعه اسلامی به شمار میرفتند و اسلام را با عمل خود به مردم معرفی میکردند. مردم با نگاه به آنان تفاوت بین اسلام اهلبیت(ع) و شیعی را با اسلام خلفایی به خوبی درک میکردند. زهد پیشوایان مکتب تشیع به اندازهای برای جامعه جذابیت و نمود داشت که در قرن چهارم ابن بابويه قمي درباره زهد هر یک از معصومین یک کتاب مستقل تألیف کرد که عبارتند از: كتاب زهد النبي(ص)، كتاب زهد أمير المؤمنين(ع)، كتاب زهد فاطمة(س)، كتاب زهد الحسن(ع)، كتاب زهد الحسين(ع)، كتاب زهد علي بن الحسين(ع)، كتاب زهد أبي جعفر(ع)، كتاب زهد الصادق(ع)، كتاب زهد أبي إبراهيم(ع)، كتاب زهد الرضا(ع)، كتاب زهد أبي جعفر الثاني(ع)، كتاب زهد أبي الحسن علي بن محمد(ع)، كتاب زهد أبي محمد الحسن بن علي(ع). [1]
بنابراین واقعیت این است که یکی از علل مهم نفوذ علویان و دوستدارانشان دیانت و زهد آنها بود، مردم فرق بین اسلام علوی را با اسلام اموی و عباسی به خوبی مشاهده میکردند و به راحتی تشخیص میدادند که علویان و شیعیان گرایش دینی بسیار قوی دارند[2]، دربارۀ حضرت علی(ع) امام اول شیعیان نوشته اند وی بهره گیری از امور دنیوی را بر اساس ضعیف ترین مردم قرار میداد[3] و طبعاً دوستداران و شیعیان او نیز در این مسیر به وی اقتدا میکردند و این رویه نزد مردم پوشیده نبود سفیان ثوری در این باره میگوید: «هل ادرکت خیر الناس الا الشیعْ»، آیا بهترین مردم را جز شیعه دیده ای؟.یکی از صریح ترین تعابیر در مورد جنبه های اخلاقی برتر شیعیان در دورۀ اوّل از قول امام باقر (ع) چنین نقل شده است: اولیائنا وشیعتنا فی مضی خیر من کانوا فیه. ان کان امام مسجدِ فی الحیّ کان منهم، وان کان مؤذّن فی القبیله کان منهم، وان کان صاحب ودیعه کان منهم، وان کان صاحب امانه کان منهم، وان کان عالم فی الناس یقصدونه لدینهم ومصالح امورهم کان منهم[4]. شیعیان و دوستداران ما ، بهترین مردم زمان خویش بودند. اگر پیش نماز مسجدی در میان قومی بود، اگر مؤذّنی در قبیله ای به چشم میخورد، اگر امانتداری وجود داشت وبالاخره اگر دانشمندی در میان مردم یافت میشد که در مسائل دینی و مصالح اجتماعی مردم به وی مراجعه میکردند ، همه و همه از شیعیان و محبّان ما بودند.
نسل اول شیعه در زهد به حضرت علی(ع) اقتدا میکرد. سلمان فارسی که از نخستین چهرههای برجستۀ شیعه به شمار میرود. در زهد و تقوا، زبانزد تمامی اصحاب بود. به طوری که رسول گرامی اسلام(ص) در روایت معروفی فرمودند: «سلمان منا اهل البیت(ع)» وی در تقوا به حدی شهرۀ آفاق است که صوفیّه او را از جمله سر سلسله های خود به حساب میآوردند. ابوذر، هوادار دیگر مکتب تشیّع، در دوری از دنیا و بی علاقگی بدان و تقیّد در رعایت حقوق مردم، بسیار معروف بود. بر همین اساس رسول اکرم(ص) در روایت معروفی درباره ابوذر، شیعه و محب معروف علی(ع) فرمود: من أراد أن ينظر إلى زهد عيسى بن مريم فلينظر إلى أبي ذر[5]» همچنین دربارۀ عمار بن یاسر نیز گفته شده: وقد کان عمّار اشّد حراس الاسلام مراساً واکثرهم عناداً فی الحفاظ علی مثله ومبادئه[6] عمّار یاسر از سرسخترین پاسداران اسلام بود و بیشترین اهمیّت را به نگهبانی و حفظ ارزشهای متعالی و اصول آن میداد. همان طوری که قبلاً اشاره کردیم افرادی نظیر سلمان و ابوذر، مقداد و عمار در زمان حیات رسول اکرم(ص) به شیعۀ علی(ع) معروف بودند و پیامبر اکرم(ص) نیز این لقب را برای آنان تقریر فرموده بود.[7] اویس قرنی از زهّاد معروف شیعی است. او از شیعیان علی(ع) بود که در صفّین به شهادت رسید. مقام وی در عرفان بسیار بالاست[8]. نویسندۀ معروف معاصر دکتر شیبی در مورد او مینویسد: اویس قرنی شیعه بود. اسفراینی او را یکی از زاهدان و ناسکان مشهور میداند[9]. در مورد کمیل بن زیاد گفته شده: کان زاهداً شیعیاً قدیما[10]. در مورد خبّاب بن ارت گفته شده: کان خبّاب بن ارت ناسکا شیعیاً من النّواحین البکّائین[11]. درباره محمّد بن مسلم، روای شیعی نقل شده: من العبّاد فی زمانه[12]. همچنین در مورد سعید بن جبیر گفته شده: کان سعید بن جبیر زاهداً شیعیاً[13]. شیبی پس از آن به این موضوع تصریح میکند: وهکذا یتّضح لنا منشأ التشیّع فی الزهد[14]. یعنی بر همین اساس است که بر ما آشکار میشود منشا تشیع در زهد بوده است[15]. بر همین اساس است که سلسلههای متعدد تصوّف حتی در بین اهل تسنّن خود را به حضرت علی(ع) و اهلبیت(ع) منتسب میکنند.
این زهد و دینداری در بین نواب خاص و عالمان شیعۀ امامیه در دورانهای مختلف به روشنی دیده میشد به همین دلیل جامعۀ اسلامی در هر عصر صفات برجستۀ پیشوایان دینی خود را در عالمان شیعی میدید. دربارۀ سید مرتضی، عالم معروف شیعه در قرن چهارم، نوشته اند: «در علم و زهد وارث شمع مكه و يثرب است ، و در جاه و وقار سيد سادات مشرق و مغرب»[16] و در بارۀ شریف رضی از علمای بزرگ شیعه و جمع آوری کنندۀ نهج البلاغه نوشته اند «فكان الشريف الرضي امتدادا أصيلا للزاهدين ومستوعبا استيعابا عميقا لحكمة الموت التي نبع منها كل زهد إسلامي أو غير إسلامي».[17] آنچه که در زمان معاصر نیز موجب گرایش عاطفی جامعه به مراجع بزرگوار خصوصاً بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و بعد از ایشان به مقام معظم رهبری شده است نمود زهد شیعی در زندگی و مشی این بزرگان بوده است، بنابراین این مبنا هیچگاه نباید از لایههای دیگر جامعۀ روحانیت مغفول بماند. آنچه که بیش از توطئههای دشمن میتواند مقبولیت روحانیت شیعه را در جامعه کمرنگ کند فاصله گرفتن از مبانی زاهدانه و دینمدارانۀ سلف صالح مکتب تشیّع خواهد بود.
[1] – معجم رجال الحديث، السيد الخوئي، ج 17، ص 340 – 343.
[2] ـ رسول جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، ص 87.
[3] ـ مستدرك سفينة البحار، علي النمازي الشاهرودي، ج 4 ، ص 378.
[4] ـ دعائم الاسلام، ج1، ص 71.
[5] – شجرة طوبى، الشيخ محمد مهدي الحائري، ج 1، ص 75، در این باره ر.ک: الاستيعاب، 2: 664، الغدير، الشيخ الأميني، ج 8، ص 314.
[6] ـ الصله بین التّشیع والتّصوف، ص 43.
[7] ـ سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج 2، ص 27.
[8] ـ مختصر البلدان، ص 171.
[9] ـ الصله، ص 254؛ التبصیر فی الدّین، ص 22.
[10] ـ الصلّه بین التشیع والتصوف، ص 225.
[11] ـ حلية الأولیاء، ج 1، ص 143.
[12] ـ رجال کشی، ص 165.
[13] ـ الصله بین التشیّع والتصوّف، ص 255.
[14] ـ همان مدرک، ص 225.
[15] ـ در این باره ر.ک: تاریخ تشیع در ایران، پیشین.
[16] ـ فهرست منتجب الدين، منتجب الدين بن بابويه، ص 337.
[17] ـ مستدركات أعيان الشيعة، حسن الأمين، ج 2، ص 272.















هیچ نظری وجود ندارد