۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

سبئیه

فرقه «زُراریه»
0
SHARES
8
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

سبئیه

مهم‏ترین فرقه، بزرگترین دستاورد و قوى‏ترین دژ مستحکم پیروان مکتب خلفا در رابطه با اتهام غلوّ به شیعیان، انگ غالى‏گرى فرقه «سبئیه» به رهبرى «عبداللّه بن سبأ» است که آنان با همین مبناى غیر شرعى در ادوار مختلف تاریخ شیعه را مورد هجوم، تحقیر و تکفیر قرار داده‏اند.

عقاید منسوب به فرقه موهوم «سبئیه»

فرقه‏شناسان منصف، مستشرقین مدقق و مطلع، شخصیت‏هاى علمى برجسته و اسلام‏شناسان، همه بر موهوم و افسانه بودن، جریان «عبداللّه بن سبأ» اتفاق‏ نظر دارند. دانشمند اسلام‏شناس، شبهه‏شناس برجسته عالم اسلام، علامه سید مرتضى عسکرى& با دلائل متقن و استدلال‏هاى علمى و منطقى و با بیان شواهد و قرائن گویا، رسا و غیر قابل خدشه، ثابت کرده‏اند که در تاریخ اسلام هرگز شخصى به نام «عبداللّه بن سبأ» وجود نداشته است.[۱]

بنابراین «سبئیه‏اى» وجود ندارد تا به بررسى عقاید آنان بپردازیم.

امّا به دلیل آنکه، طراح و خالق شیطانىِ افسانه ابن سبأ، مسائلى را به عنوان عقاید وى، به پیکر بى‏وجودش بافته است، به ناچار عقاید نسبت داده شده به وى را به صورت اجمال مورد بررسى قرار مى‏دهیم.

همه پژوهشهاى علمى و عمیق و تحقیقات منصفانه و دقیق حکایت از دروغ، موهوم و ساختگى بودن اعتقادات نسبت داده شده به «عبد اللّه بن سبأ» دارد که دلایل غیر واقعى بودن آن را اندیشمند بزرگ معاصر، علامه سید مرتضى عسکرى& بیان کرده‏اند.

ما در این قسمت بصورت بسیار فشرده، برخى از ادله غیر واقعى بودن این افسانه را با اقتباس از منابع معتبر و تحقیقى موجود یاد آورد مى‏شویم؛

نکته اول

در کتب بزرگ، معتبر و معروف تاریخ همچون «طبقات»[۲]، «انساب الاشراف»[۳]، «تاریخ یعقوبى»[۴]، و دیگر کتب تاریخى معتبر قبل از تاریخ طبرى هیچ گونه اشاره‏اى حتى به جریان «عبد اللّه بن سبأ» نشده است.

اما طبرى روایات مربوط به «سبئیه» را از قول و زبان «سیف بن عمر» در تاریخ خود مى‏آورد و از «سبئیى» به عنوان لقبى مذموم و ناپسند نام مى‏برد.

این جریان از این طریق به دیگر کتب تاریخى راه مى‏یابد و باعث اشتهار و معروفیت آن مى‏گردد. این در حالى است که راوى این فتنه «سیف بن عمر» حتى در میان رجال نویسان اهل سنت نیز متهم به زندقه و کفر شده و به ساختگى بودن احادیث وى تصریح شده است. وى در جعل حدیث و نام بردن از صحابى ساختگى و قصه سرایى‏هاى دور از واقعیت، مهارت داشته است و به دلیل مصاحبت و دوستى با دشمنان على ×  همچون «عبداللّه بن وهب همدانى» ـ که از سران و رهبران خوارج بود ـ در جعل احادیث بر علیه امیر مؤمنان على× هیچ پروایى نداشته است.

نکته دوّم

از دلایل مهم اختراع این اتهام بى اساس وارد نمودن ضربه به مکتب تشیع و اهل بیت پیامبر^ و به ویژه زیر سئوال بردن خلافت بلافصل امام على ×  است. دلیل دیگر این افسانه‏سرایى ضربه زدن به قبیله «سبأ» بوده است. حضرت اسماعیل ×  (سر شاخه اصلى اعراب) دو پسر به نام‏هاى عدنان و قحطان داشت که قبایل معروف و بزرگ «عدنانى» و «قحطانى» از نوادگان آنان هستند. قبایل معروف یمن از فرزندان سبأ بن یشحب بن یعرب بن قحطان هستند که در آن زمان معروف به سبئى بوده‏اند. همیشه منظور از سبئى طایفه و فرزندان «سبأ بن یشحب» بوده است و بیشتر یمنیها «سبئى» بوده‏اند.

نکته مهم این است که «سیف بن عمر تمیمى» متوفاى ۱۷۰ ه.ق خالق موهومات «عبد اللّه بن سبأ» از قبیله تمیم و عدنانى بود. وى با آگاهى از کینه توزى و مبارزه‏هاى تاریخى عدنانى‏ها و قحطانى‏ها، سعى فراوان در تحریف تاریخ به نفع قبیله خود یعنى عدنانیها و جعل احادیث علیه رقیب یعنى قحطانیها به عمل مى‏آورد. وى با این افسانه سرایى خود توانست به طوایف قحطانى و «سبئى» ضربه سنگینى وارد نماید.

در واقع با یک تیر نشان‏هاى متعددى را هدف قرار داد؛ هم به تشیع و اهل‏بیت^ ضربه وارد نمود؛ هم طوایف رقیب را جریحه دار کرد؛ هم تمامى مشکلات غاصبین ولایت حقیقى اهل بیت^ را برگرده شخصیت موهومى چون «عبد اللّه سبأ» سوار کرد و او را بانى تمامى اختلافات به حساب آورد.

نکته سوّم

عامل و علت اصلى دشمنى «سیف‏بن عمر» با تشیع وجود انبوه طرفداران تشیع در قبایل و طوایف مقابل قبیله «سیف‏بن عمر» است.

بیشتر قحطانی‌ها از طرفداران شیعه بوده و باعث تقویت شیعه مى‏شده‏اند و بیشتر طوایف مخالف ابوبکر و عثمان از قحطانیها بوده‏اند.

در زمان حکومت حضرت امام على ×  اکثر مسئولان، اطرافیان و فرمانداران شهرها از قبایل «سبأبن یشحب‏بن یعرب‏بن قحطان» بوده‏اند. قبایل یمن و اوس و خزرج معمولاً از طرفداران شیعه و همه قحطانى هستند و بزرگان، معاریف و برجسته‏گانى همچون مالک اشتر، عثمان بن حنیف، سهل بن حنیف، قیس بن سعد، کمیل بن زیاد و… از این طوایف هستند.

سیف، هنگامى افسانه و اباطیل خود را طراحى کرد که جنگ و نزاع بین طوایف قحطانى و عدنانى در کوفه بسیار گسترده بوده است و به همین دلیل این افسانه به راحتى و به سرعت گسترش یافت.

نکته چهارم

وقتى سیف بن عمر فتنه «عبد اللّه بن سبأ» را طراحى و ابداع نمود، تنها دو مورد از عقاید خاص وى را بیان کرد و طبرى نیز همین دو مورد را از وى نقل مى‏نماید اما به مرور زمان و هر کدام به نوبه خود خرافه‏اى و غلوى بر آن افزودند.

عقاید اولیه‏اى که «سیف بن عمر» مطرح کرد به شرح ذیل است:

اولین بار رجعت و بازگشت محمد|  به دنیا را مطرح کرد و گفت: تعجب‏آور است که شما به رجعت و بازگشت عیسى ×  معتقد هستید و رجعت محمد را قبول ندارید.

وى وصایت حضرت على ×  را مطرح کرد و گفت:

هزار پیامبر در دنیا بوده‏اند و هر کدام وصى و جانشینى داشته‏اند، على ×  جانشین محمد است؛ محمد خاتم الانبیاء و على خاتم الاوصیاء است و آنان که حق وصایت على ×  را از او گرفتند بر او ظلم کردند و هم اکنون عثمان این ظلم را ادامه مى‏دهد. پس باید بر ضد او قیام کرد و حق على ×  را از او گرفت.

در این کار باید به سرزنش وطعن ایران او فرمانداران پرداخت و با اظهار امر به معروف و نهى از منکر مردم را به خود جذب کرد»[۵]

همه عقایدى که سیف براى ابن سبأ تراشیده و طبرى آن را در تاریخ خود آورده همین بود امّا با دقت در تمامى الفاظ و عبارت مى‏بینیم هیچگونه غلوّى در کلام وى وجود ندارد و هرگز عبد اللّه بن سبأ ادعاى خدایى و الوهیت براى على× نکرده است. بقیه مطالب نسبت داده شده به ابن سبأ افزودنیهاى کذب طایفه تزویر در طول تاریخ یکى پس از دیگرى بوده است.

در مورد قسمت اول عقیده ابن سبأ به رجعت حضرت محمد|  ما سابقه این عقیده را که ابداع کننده و اولین قائل آن عمر بن خطاب بوده است، در قسمت ریشه‏هاى تاریخى غلو در اسلام آوردیم و در آن جا نیز به نقل از همین تاریخ طبرى و دیگر تواریخ ثابت کرده‏ایم که این عقیده ابتدا توسط عمر مطرح و به شدت به آن اصرار مى‏ورزید.

ابن سبأ از خاتم الانبیاء بودن پیامبر|  و وصایت على ×  و غصب خلافت او، سخن به میان آورده است. در مرحله اول باید گفت:

این سخن مخصوص عبداللّه بن سبأ نیست، این سخن فرموده پیامبر اسلام’ است و بیشتر صحابى و مورخین صدر اسلام نیز آن راتأیید نموده و در کتب خود آورده‏اند.

مستندات متعدد و متکثرى نیز وجود دارد که پیامبر اسلام’، حضرت على × را به عنوان وصى و جانشین پس از خویش معرفى نموده است. احادیث شریفه «یوم الدار»؛ «منزلت»؛ «غدیر» و صدها حدیث معتبر دیگر از پیامبر اسلام’ -که در منابع اهل سنّت نیز آمده است.- حکایت از جانشینى بلافصل حضرت على ×  دارد. بنگرید:

قال رسول اللّه: «لکل نبى وصى و وارث و ان وصیى و وارثى على بن ابى طالب»[۶]

توجه به حدیث دیگرى از پیامبر اسلام’ نیز این حقیقت را اثبات مى‏نماید که این نظریه مختص به عبد اللّه بن سبأ ساختگى نیست و به یقین از رسول مکرم اسلام صادر شده است؛

قال رسول اللّه‏ |:

«ان اللّه‏ جعل ذرّیّه کلّ نبىّ فى صلبه و انّ اللّه‏ تعالى جعل ذرّیتى فى صلب علىّ بن ابى‏طالب»[۷]

ما در این احادیث منابع و مستندات متعدد و متکثرى از اهل سنت را نقل مى‏نماییم تا أولاً همه بدانند که این سخن و نظریه از طرف پیامبر و بصورت متواتر وارد شده است و ثانیاً معلوم گردد که هدف از نسبت دادن این مهم به عبد اللّه بن سبأ کم رنگ جلوه دادن موضوع و مخدوش نمودن آن است.

بیان حدیث دیگرى از پیامبر اسلام’ مؤید و متممم این کلام خواهد بود؛

قال رسول اللّه‏ |:

«انّ وصیّى و خلیفتى و خیر من اترک بعدى ینجز موعدى و یقضى دَینى علىّ بن ابى‏طالب»[۸].

شگفت آور و مایه تأسف است که با وجود آیات ولایت در قرآن کریم و آن همه مستندات متواتر حدیثى از پیامبر اسلام’ حتى روایات موجود در صحاح سته اهل سنت، هنوز هم این عقیده به عنوان غلو و از عقاید غلوآمیز «عبداللّه بن سبأ» شمرده مى‏شود.

پس از بررسى این که طبرى تنها دو مورد از عقاید خاص «عبداللّه بن سبأ» را به نقل از سیف بن عمر ذکر کرده بود، اکنون بنگرید به غوغاى یک کلاغ چهل کلاغ طایفه اهل تزویر و مبالغه و غلو به ویژه مورخان اهل سنت در مورد عقاید «عبد اللّه بن سبأ» موهوم.

دشمنان اهل بیت^ که مستمسک و بهانه‏اى براى حمله و نشر اکاذیب و تهمت‏هاى متعدد بدست آورده بودند، هر کدام به نوبه خود عقیده‏اى را جعل نموده و بر عقاید «ابن سبأ» افزودند؛ گویا مسابقه‏اى گسترده و فراگیر در نسبت دادن تمامى مشکلات و مصائب به نام ابن سبأ برقرار گردیده است و هر کدام که تاریخ جدیدى مى‏نوشتند و یا قصد جعل روایتى داشتند، بى درنگ سهم «ابن سبأ» را فراموش نکرده و مورد دیگرى به افکار و عقاید وى مى‏افزودند.

برخى ادعا نمودند، او یهودى بود و با هدف مخدوش نمودن عقاید و افکار اسلامى مسلمان شد؛ برخى ادعا کرده‏اند، وى على ×  را خدا مى‏دانست و مُبلّغ الوهیت وى بود؛

برخى با نسبت دادن اعتقاد وى به امامت على ×  پس از پیامبر خواسته‏اند، اصل موضوع امامت على ×  و اهمیت موضوع را خدشه دار نمایند؛

برخى که اطلاعات کافى از معارف اسلامى نداشته‏اند، موضوع «رجعت» را به وى نسبت داده‏اند، بى سواد دیگرى موضوع «مهدویت» را به او نسبت داده است، کم سواد دیگرى عقیده به «بداء» را به وى نسبت داده‏اند اما کسانى که مستندات روایى و قرآنى مهدویت، رجعت و بداء و… را دیده و توان اعتراف به آن را نداشتند نیز اکاذیب دیگرى به عنوان عقاید مخصوص به وى مى‏افزودند؛ برخى مى‏نوشتند که وى قائل به تناسخ است و گاهى مى‏نوشتند که وى معتقد است که روز قیامتى در پیش نخواهد بود.

برخى نوشته‏اند؛ وى اولین کسى بود که در اسلام جعل حدیث نمود؛

برخى نوشته‏اند؛ وى اولین بود کسى که قائل به حلول جزء اللهى در حضرت على × و دیگر اهل بیت^ شد؛

برخى نوشته‏اند؛ وى قائل بود که على× در ابرهاست و رعد صداى او و برق ابرها تازیانه اوست؛

برخى نوشته‏اند؛ اولین کسى بود که به صحابه بدگویى نمود؛

برخى نوشته‏اند؛ وى اولین دشمن خلفاء و بدگویى کننده به آنها «ابن سبأ» بود… .

در صورت بررسى کامل کتب اهل سنت و مستشرقین پیرو آنان، صدها مورد از اکاذیبى که به عنوان عقاید «ابن سبأ» مطرح گردیده یافت مى‏شود. درحالى که به طور قطع و یقین هیچ کدام واقعیت نداشته است. اینان به افسانه‏اى همچون «عبد اللّه بن سبأ» که سالبه به انتفاء موضوع است، این همه نسبت‏هاى ناروا افزوده‏اند، تا چه رسد به شخصیت‏هایى که وجود داشته و در ترویج تشیع تأثیرگذار بوده‏اند.

[۱]. ر.ک: «عبداللّه بن سبأ» در دو جلد، تألیف علامه سید مرتضى  عسکرى&.

[۲]. ابن سعد، وفات ۲۳۰ ه.ق.

[۳]. بلاذرى، متوفاى ۲۷۹ ه.ق.

[۴]. یعقوبى، متوفاى ۲۸۴.

[۵]. طبرى، محمد بن جریر، تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۶۴۷، بیروت ۱۴۰۷ ه.ق.

[۶].شیخ سلیمان قندوزى حنفى، ینابیع الموده، ص ۷۹ و ۱۸۰، چاپ اسلامبول؛ سیدعلى همدانى،  موده القربى، ص ۱۶؛ دیلمى، فردوس الاخبار، ج ۳، ص ۳۳۶، ح ۵۰۰۹؛ شافعى همدانى، السبعین، ص  ۵۰۷، چاپ پاکستان؛ محب الدین طبرى، ذخائر العقبى، ص ۷۱؛ علامه ابن مغازلى، مناقب، ص ۲۰۰؛ علامه گنجى شافعى، کفایه الطالب، ص ۲۶۰؛ علامه مناوى، کنوز الحقایق، ج ۲، ص۱۲۱؛ شیخ جمال الدین اسنوى، الکوکب الدّرى، ج ۱، ص ۷۷؛ حافظ ابونعیم اصفهانى، حلیه الاولیاء، ج ۱، ص ۶۳؛ محب‏الدین طبرى، الریاض النضره، ج ۲، ص ۱۷۸؛ علامه خوارزمى، مناقب، ص ۴۲؛ علامه سیوطى، جامع الصغیر، ص ۶۹؛ ابن عساکر، ترجمه الامام على، ج ۳، ص ۵؛ سید بن طاووس، الطرایف، ص ۲۳ و ۳۵؛ شیخ حرّ عاملى، اثبات الهداه، ج ۲، ص ۲۴۶؛ علامه اربلى، کشف الغمه، ج ۱، ص ۱۵۳؛ آیت‏اللّه‏ سید محمدهادى میلانى، قادتنا کیف نعرفهم، ج ۱، ص ۱۷ و ج ۲، ص  ۳۲؛ مقدس اردبیلى، حدیقه الشیعه، ص ۱۳۱؛ ابن بطریق، العمده، ص ۲۳۴؛ نجم‏الدین عسکرى، علىّ والوصیه، ص ۵۵، چاپ بیروت؛ علامه بحرانى، حلیه الابرار، ج ۱، ص ۴۸۲؛ علامه حلى، نهج الحق، ص ۲۱۴؛ علامه مظفر، دلایل الصدق، ج ۲، ص ۳۷۷؛ صابرى یزدى، الحکم الزاهره، ج  ۱، ص ۸۷؛ علامه حلى، کشف الیقین، ص ۲۸۳؛ شوشترى، احقاق الحق، ج ۴، ص ۷۱؛ رى شهرى، دانش‏نامه امیرالمؤمنین، ج ۲، ص ۸۹.

[۷].علامه هیثمى، مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۷۲، چاپ بیروت؛ طبرانى در معجم الکبیر، ج ۳، ص ۳۵،  ح  ۲۶۳۰؛ سیوطى در الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۱۰۷، ح ۱۷۱۷؛ خوارزمى در المناقب، ص ۳۲۸، ح۳۳۹۷، چاپ قم؛ متقى هندى، منتخب کنز، ج ۴، ص ۶۴۰، بیروت؛ ابن عساکر، ترجمه الامام على، ج ۲، ص ۱۵۹، چاپ بیروت؛ شیخ الاسلام جوینى، فرائد السمطین، ج ۱، ص ۳۲۴، چاپ بیروت؛ شافعى همدانى، السبعین، ص ۵۰۹؛ علامه ابن حجر عسقلانى، لسان المیزان، ج ۳، ص ۴۲۹؛ متقى هندى، کنز العمال، ج ۱۱، ص ۶۰۰، چاپ بیروت؛ تاریخ خطیب بغدادى، ج ۱، ص ۳۱۷، چاپ بیروت؛ علامه کشفى ترمذى، مناقب مرتضویه، ص ۸۶؛ علامه گنجى شافعى، کفایه الطالب، ص ۷۹؛ علامه ابن حجر مکى، الصواعق المحرقه، ص ۱۲۴، چاپ مصر؛ شیخ سلیمان حنفى، ینابیع الموده، ص  ۲۶۶، چاپ اسلامبول و ج ۲، ص ۸ و ۷۶، چاپ بیروت؛ علامه مناوى، فیض القدیر، ج ۲، ص ۲۲۳؛ علامه بحرانى، حلیه الابرار، ج ۱، ص ۵۶۶؛ علامه بحرانى، غایه المرام، ج ۱، ص ۹۲؛ شیخ صدوق، امالى، ص ۳۲۸؛ آیت‏اللّه‏ سید مرتضى حسینى فیروزآبادى، فضائل الخمسه، ج ۲، ص  ۱۶۱؛ الوصول، ص ۹۱؛ آیت‏اللّه‏ سید محمدهادى حسینی میلانى، قادتنا کیف نعرفهم، ج ۱، ص ۲۰۸ و ۴۷۳؛ رحیمیان، الحقایق من الصواعق، ص ۳۹.

[۸]. علامه خوارزمى، مناقب، ص ۶۷؛ طبرى، فضائل امام على×، ص ۶۷؛ علامه عینى، مناقب سیدنا  على×، ص ۲۰؛ علامه گنجى شافعى، کفایه الطالب، ص ۱۵۹؛ شیخ سلیمان حنفى، ینابیع الموده، ص ۲۳۱، چاپ اسلامبول و ج ۲، ص ۷۸، بیروت؛ متقى هندى، کنز العمال، ج ۶، ص ۱۵۴، چاپ قدیم و ج ۱۱، ص ۶۱۰، چاپ بیروت؛ محب‏الدین طبرى، ذخائر العقبى، ص ۷۱؛ محب‏الدین طبرى، الریاض النضره، ج ۲، ص ۱۷۸، چاپ بیروت؛ شیخ جمال الدین اسنوى، الکوکب الدّرى، ص ۱۱۰، چاپ پاکستان؛ حاکم حسکانى، شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۷۷، چاپ بیروت؛ على بن‏حسام‏الدین، منتخب کنز العمال، ج ۵، ص ۳۲ و ج ۴، ص ۶۴۲، بیروت؛ امام احمد حنبل، مناقب، ج ۱، ص ۱۷۲، چاپ بیروت؛ علامه سبط ابن جوزى، تذکره الخواص، ص ۴۳ و ص ۴۸، چاپ قم؛ علامه بحرانى، غایه المرام، ج ۱، ص ۲۸۵؛ نجم‏الدین عسکرى، علىّ والوصیه، ص ۵۹، چاپ بیروت؛ علامه مجلسى، بحار الانوار، ج ۳۸، ص ۱، چاپ بیروت؛ آیت‏اللّه‏ مدنى کاشانى، الخلافه، ص ۲۱؛ علامه ابن شهر آشوب، مناقب، ج ۳، ص ۴۷، چاپ قم؛ آیت‏اللّه‏ سید محمدهادى میلانى، قادتنا کیف نعرفهم، ج ۱، ص ۱۶۹ و ج ۲، ص ۱۹ و ج ۳، ص ۴۱، چاپ بیروت؛ بیاضى، الصراط المستقیم، ج ۲، ص ۲۸؛ شاذان قمى، الفضائل، ص ۲۳۵، با تفاوت؛ حر  عاملى، اثبات الهداه، ج ۲، ص ۴۳، ح ۱۶۶.

نوشته قبلی

پیامدهاى خطرناک غلوّ

نوشته‌ی بعدی

مبارزه پیشوایان تشیّع با غلوّ

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟
بدون دسته ( پیشفرض)

تعریف عدل تکوینی و تشریعی؟

نوشته‌ی بعدی
عوامل و اسباب غلوّ

مبارزه پيشوايان تشيّع با غلوّ

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

Home 1

برکات جنگ رمضان

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا