سخنان اهل سنت در مورد حدیث غدیر
۱ – کتاب الولایه، درباره طرق حدیث غدیر از محمد بن جریر طبرى، صاحب تاریخ و تفسیر و دهها کتاب دیگر (۲۲۴ – ۳۱۰ ق).
این کتاب امروز در اختیار ما نیست، ولى بسیارى از دانشمندان اهلسنت این کتاب را دیده و از آن یاد کردهاند؛ یاقوت درباره این کتاب مىنویسد:
«و کتاب فضائل على بن ابى طالب رضى الله عنه تکلّم فى اوّله بصحه الاخبار الوارده فى غدیرخم ثم تلاه بالفضائل و لم یتم»([۱])
«از کتابهاى طبرى، کتاب فضائل على بن ابى طالب× است که در آغاز کتاب درباره صحت اخبار غدیر سخن گفته و سپس فضائل آن حضرت را آورده است که نتوانسته تمام کند.»
ذهبى مورخ مشهور اهلسنت درباره این کتاب مىنویسد:
«جمع طرق حدیث غدیرخم فى اربعه اجزاء رایت شطره فبهرنى سعه روایاته و جزمت بوقوع ذلک.»([۲])
«محمد بن جریر طبرى راویان حدیث غدیرخم را در چهار جلد گردآورى کرده است. من بخشى از آن را دیدهام و با دیدن این کتاب و گستردگى روایات غدیرخم مبهوت شدم و یقین پیدا کردم که چنین حادثهاى در تاریخ اسلام از طرف رسولخدا| رخ داده است»!
ابن کثیر درباره این کتاب مىنویسد:
«و قد رایت له کتابا جمع فیه احادیث غدیرخم فى مجلدین ضخمین.»([۳])
«کتابى از محمد بن جریر طبرى درباره احادیث غدیر در دو جلد بزرگ دیدهام که روایات آن را جمع کرده است».
البته نباید از اشخاصى مانند رشید رضا، انتظارى بیش از این داشت که صدور حدیث را انکار کند؛ چرا که همفکران او در طول تاریخ تمام تلاش خود را براى حذف مکتب اهلالبیت × و پیروان آن انجام دادهاند؛ در این میان، نابودى متونى که درباره اهلبیت × از طرف اندیشمندان اهل سنت نوشته شده است، قصهاى غمانگیز در تاریخ دارد. در همین کتاب یاد شده از طبرى که هیچ اثرى از آن در دست نیست؛ کتابى که روى امثال ذهبى تأثیر فراوانى داشته است. تنها بخشهاى به جا مانده از آن در متون بعدى – که به استناد کتاب طبرى نقل حدیث کردهاند- توسط یکى از معاصران گردآورى شده است، از یکصد صفحه تجاوز نمىکند.([۴])
۲- کتاب من روى حدیث غدیرخم، از ابوبکر الجعابى محمد بن عمر بن سالم (۲۸۴ – ۳۵۵ ق)([۵]).
براساس شرح زندگى مؤلف که در کتاب سیر اعلام النبلاء ذهبى (ج ۱۶، ص ۸۸) آمده، وى بیش از چهارصد هزار حدیث حفظ بوده است. خطیب بغدادى نیز در تاریخ بغداد (ج ۳، ص ۳۱-۲۶) شرح مفصل زندگى او را آورده است و اقوالى از دانشمندان درباره حافظه و شخصیت علمى او نقل مىکند که اعجاب انسان را برمىانگیزد.
۳- کتاب طرق حدیث الغدیر، از ابوالحسن على بن عمر بغدادى معروف به حافظ دارقطنى (۳۰۶ – ۳۸۵ ق).
شرح حال او را مورخان، محدثان و… آوردهاند؛ از جمله خطیب بغدادى در تاریخ بغداد (ج ۱۲، ص ۳۴) او را سرآمد محدثان عصر خود مىداند و در سیر اعلام النبلاء (ج ۱۶، ص ۴۶۱ – ۴۴۹) چندین بار از کثرت تألیفات او یاد مىکند، به گونهاى که ذکر آنها را خارج از کتاب مىداند
گنجى شافعى نیز این کتاب را دیده و از آن حدیث نقل کرده است.([۶])
۴- کتاب طرق حدیث «من کنت مولاه فعلى مولاه»: از محمد بن عبدالله بن محمد معروف به حاکم نیشابورى ابن البیّع (۳۲۱ – ۴۰۴ ق).
ذهبى او را شیخ المحدثین مىنامد؛ (سیر اعلام النبلاء، ج ۱۷، ص۱۶۳). او از بیش از دو هزار نفر شیخ حدیث شنیده و خود در یکى از آثارش([۷]) از این کتاب یاد کرده است.
۵- کتاب دعاء الهداه الى اداء حق الموالات، از ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله ابن احمد معروف به حاکم حسکانى (متوفاى بعداز ۴۷۰ ق).
ذهبى از او به عنوان الامام المحدث البارع یاد مىکند. (سیره اعلام النبلاء، ج۱۸، ص ۲۶۸). او کتابهاى بسیارى دارد؛ کتابى را درباره آیاتى که درباره اهلالبیت× نازل شده است تدوین کرده و در آن ۲۱۰ آیه از آیات نازل شده را آورده است. او وقتى آیه مورد بحث یعنى {یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک…} را از چندین طریق نقل مىکند که در غدیر نازل شده است، مىنویسد:
«و طرق هذا الحدیث مستقصات فى کتاب دعاء الهداه الى اداء حق الموالات من تصنیفى فى عشره اجزاء.»([۸])
«طرق حدیث غدیر را در کتابى به نام دعاء الهداه الى اداء حق الموالات که در ده جلد تألیف کردهام به طور کامل آوردهام.»
۶- کتاب الداریه فى حدیث الولایه، حدیث من کنت مولاه فعلى مولاه، از ابوسعید مسعود بن ناصر الجستانى (المتوفى ۴۷۷ ق). مورخان شرح حال مفصلى براى او نوشتهاند. سمعانى از دانشمندان اهلسنت از کتاب وى – که داراى ۱۷ جزء است – یاد مىکند.([۹]) از دانشمندان شیعه نیز ابن شهرآشوب از این کتاب یاد کرده، مىنویسد: مؤلف، این حدیث را از ۱۲۰ صحابى نقل کرده است.([۱۰])
۷- کتاب حدیث «من کنت مولاه فعلى مولاه»، از شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان مشهور به ذهبى (۶۷۳ – ۷۴۸ ق).
ذهبى مشهورتر از آن است که نیاز به معرفى داشته باشد. پیشتر از قول او درباره کتاب طبرى درباره حدیث غدیر نقل کردیم که مىگفت: وقتى کتاب طبرى را دیدم مبهوت شدم و یقین پیدا کردم که چنین حادثهاى در تاریخ اسلام اتفاق افتاده است. او خود کتابى در این باره دارد و در شرح حال حاکم نیشابورى پس از آن که قضیهاى از او درباره حدیث طیر – که یکى از فضائل امام على × است – یاد مىکند مىنویسد:
«و قد جمعت طرق حدیث الطیر فى جزء و طرق حدیث من کنت مولاه و هو اصح و اصّح منهما ما اخرجه مسلم عن على قال: انّه لعهد النبى الامى | الىّ انّه لا یحبّک الاّ مؤمن و لا یبغضک الاّ منافق.»([۱۱])
«من طرق حدیث طیر را در یک جزء گردآورى کردهام. همچنین طرق حدیث من کنت مولاه را نیز در یک جزء گردآورى کردهام که این حدیث از حدیث طیر درستتر است و درستتر از هر دو حدیث، حدیثى است که مسلم آورده است که على × فرمود: بدون تردید نبى امّى | به من فرموده است که جز مؤمن کسى مرا دوست ندارد و جز منافق کسى با من دشمن نیست».
۸- طراز الکم فى ما روى فى غدیرخم، از محمد بن على بن محمد معروف به ابن طولون (۸۸۰ – ۹۵۳ ق).
مترجمان در شرح حال او نوشتهاند که در بسیارى از علوم معاصر خود تخصص داشته است و تألیفات او را به بیش از ۷۰۰ عنوان کتاب رساندهاند.([۱۲])
کتاب الفلک المشحون فى احوالات ابن طولون، درباره شرح حال و فهرست کتابهاى خود اوست و… که او در این کتاب از این کتابش درباره حدیث غدیر یاد مىکند.([۱۳])
آنچه بیان شد، بخشى از کتابهایى است که دانشمندان مشهور اهل سنت در چندین جلد درباره حدیث غدیر تدوین کردهاند. حال با توجه به آنچه درباره تواتر حدیث و نیز دلالت حدیث از دانشمندان اهلسنت نقل کردیم، آیا منطقى است که بگوییم رسول خدا | در حجهالوداع چیزى درباره جانشینى پس از خود نفرموده است؟!
گذشته از بحث سندى حدیث غدیر، همان طور که رشید رضا مىگوید؛ رسول خدا | در این خطبهها به شیوهاى خاص سخنرانى کرده است، به گونهاى که بعد از بیان هر مطلبى از مردم اعتراف مىگرفت که آیا چنین چیزى را تبلیغ کردهام؟ پس از آن که مردم اعتراف مىکردند که چنین چیزى را تبلیغ کرده است، خداوند را به عنوان شاهد بر جریان مورد خطاب قرار مىدهد که این شیوه منحصر به فرد دلیل بر اهمیت این خطبه و مطالب یاد شده در آن است که یکى از آنها مسأله جانشینى اوست.















هیچ نظری وجود ندارد