– شبهه سياق
يكى از شبهاتى كه بر استدلال به اين آيه وارد كردهاند؛ شبهه سياق آيات است. به اين شبهه توجه كنيد:
«والوصية بالخلافة لا مناسبة لها فى سياق محاجّة اهل الكتاب فهى ممّا لا ترضاه بلاغة القرآن.»([1])
«وصيت به جانشينى مناسبتى با بحث با اهل كتاب ندارد و اين مسأله از چيزهايى است كه بلاغت قرآن آن را نمىپسندد.»
نقد
رشيد رضا چنين تصور كرده است كه ترتيب موجود آيات همان ترتيب نزول است و چون در ترتيب موجود آيات قبل و بعد درباره اهل كتاب است، بايد اين آيه هم درباره اهل كتاب باشد. در پاسخ به اين شبهه بايد گفت:
الف – گرچه مسلمانان ترتيب آيات را توفيقى مىدانند، به اين معنى كه پس از آن كه آيات متفرق نازل مىشد، رسول خدا | دستور داده است كه اين آيه در كجا و آن آيه در كجا قرار گيرد، اين مسأله نسبت به ترتيبى كه رسولخدا| مشخص كرده درست و پذيرفته است، ولى آيا ترتيب قرآن موجود همان ترتيب رسول خدا | است؟
منابع اهل سنت در اين بحث خلاف اين مسأله را بيان مىكنند:
«قال ابن شهاب و اخبرنى خارجة بن زيد بن ثابت سمع زيد بن ثابت قال فقدت آية من الاحزاب حين نسخنا المصحف قد كنت اسمع رسول الله | يقرأ بها فالتسمناها فوجدناها مع خزيمة بن ثابت الانصارى من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فالحقناها فى سورتها فى المصحف.»([2])
«ابن شهاب مىگويد: خارجة بن زيد به من خبر داد كه از پدرش زيد بن ثابت شنيده است كه هنگام تنظيم مصحف آيهاى از سوره احزاب را نيافتيم، با اين كه من شنيده بودم و رسولخدا| آن را قرائت مىكرد، تحقيق كرديم آن را نزد خزيمة بن ثابت انصارى يافتيم و آيه اين بود:
{مِنَ المُـؤْمِنِـينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَـدُوا اللّهَ عَلَيْهِ}
«پس از يافتن آن را در قرآن در سورهاش نهاديم».
همان طور كه ملاحظه مىكنيد، زيد بن ثابت كه نقش اوّل را در جمع قرآن در منابع اهل سنت داشته است، اعتراف مىكند كه اين آيه را در سورهاش قرار داديم، ولى آيا در جايى كه رسول خدا | در عصر خودش مشخص كرده بود؟ يا هر جايى كه آنان مناسب ديدهاند؟
ب – مسلمانان – چه شيعه و چه اهل سنت – وحدت نظر دارند كه ترتيب موجود براساس نزول نيست؛ سيوطى كه نزول آيات را به انواع مختلف تقسيم كرده است، مىنویسد:
«النوع الثالث عشر ما نزل مفرقا و هو غالب القرآن.»([3])
«نوع سيزدهم از آيات، آياتى است كه جداگانه نازل شدهاند و بيشتر آيات چنین است.»
گذشته از آن كه ترتيب موجود براساس نزول نيست، گاه در يك آيه هم نمىتوان گفت كل آيه مربوط به يك مطلب است؛
«لا خلاف بين الامّة انّ الآية من القرآن قد ياتى اوّلها فى شىء و آخرها فى غيره و وسطها فى معنى و اوّلها فى سواه.»([4])
«در بين امت اختلافى نيست كه گاهى آيهاى از قرآن اولش درباره چيزى است و آخرش درباره چيزى و وسطش درباره چيزى غير از اول آن است»
پيشتر از قول دانشمندان اهل سنت درباره آيه تطهير – كه همين شبهه مطرح بود – نقل كرديم كه استطراد شيوه قرآن است و گاهى جملهاى معترضه را وسط آيه مىآورد كه نمونههايى را نيز از قرآن بيان كرديم.
ج – پيشتر بيان كرديم كه بهترين راه شناخت اينكه آيهاى با آيات ديگر نازل شده است يا نه، اين است كه اگر آيه مورد بحث را از مجموعه آيات ياد شده برداريم، ارتباط معنوى آيات به هم نخورد و اين جا نيز همين شيوه قابل اعمال است. بدين سان اگر اين آيه را برداريم نه تنها خللى به ارتباط معنوى آيات قبل و بعد آن وارد نمىشود، بلكه كاملاً هماهنگ خواهند بود. با مراجعه به قرآن و قرائت آيات قبل و بعد بدون در نظر گرفتن اين آيه مىتوان اين روش را تجربه كرد.
د – در آيات قبل و بعد مخاطبان را با عنوان اهل كتاب، يهود و نصارا … ياد مىكند. حال تغيير از اين عناوين به عنوان {يعصمك من الناس} حكايت از آن دارد كه مخاطب در اين آيه با آيات قبل و بعد متفاوت است و اين خود حاكى از اين مسأله است كه اين آيه با آن آيات نازل نشده است.
([1]) تفسير المنار، رشيد رضا، ج 6، ص 466.
([2]) الصحيح، البخارى، ج 3، باب جمع القرآن، ص 99، كتاب التفسير، باب فمنهم من قضى، ص 22؛ تفسير، النسايى، ج 2، ص 166؛ جامع التفسير من كتاب الاحاديث، ج 3، ص 1613؛ الاتقان ج 1، ص 59.

















هیچ نظری وجود ندارد