۳۰ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ولایت و امامت

سومین دوره تاریخی امامت (۳)

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

سومین دوره تاریخی امامت (۳)

 

 

بهره برداری امام از تریبون خلافت « ۴) اما بهره داری اصلی از این ماجرا بسی از این ها مهم تر است. امام (ع) با قبول ولیعهدی دست به حرکتی می زند که در تاریخ زندگی ائمه (ع)، پس از پایان خلافت اهل بیت (ع) در سال چهلم هجری تا آن روز و تاآن دوران بی نظیر بوده است و آن برملا کردن داعیه ی امامت شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پرده ی غلیظ تقیه و رساندن پیام تشیع به گوش همه ی مسلمان هاست. تریبون عظیم خلافت در اختیار امام (ع) قرار گرفت و امام (ع) در آن، سخنانی را که در طول یکصد و پنجاه سال جز در خفاو با تقیه، جز به خاصان و یاران نزدیک گفته نشده بود، به صدای بلند فریاد کرد و با استفاده از امکانات معمول آن زمان که جز در اختیارخلفا و نزدیکان درجه یک آنها قرار نمی گرفت، آن را به گوش همه رساند» (خامنه‌ای ، ۱۳۶۵ ، ۴۲ و ۴۳).
تحرکات ومناظرات علمی امام رضا(ع) بحث مهم در این خصوص ، منظرات علمی و فلسفی و حکمی عجیبی است که در دوران امامت ایشان (ع) صورت گرفت که در این مناظرات چهره ی نورانی آن حضرت (ع)، فاتح و غالب بود.«مناظرات امام(ع)در مجمع علماودرمحضر مأمون، که در آن قوی ترین استدلال های امامت را بیان فرموده است؛ در نامه ی جوامع الشریعه همه ی رؤوس مطالب عقیدتی و فقهی شیعی را برای فضل بن سهل نوشته است؛ حدیث معروف امامت که در مرو برای عبدالعزیز بن مسلم بیان کرده است (۵) ؛ قصائد فراوانی که در مدح آن حضرت (ع) به مناسبت ولایتعهدی سروده شده، و برخی از آن مانند قصیده ی دعبل و ابونواس همیشه درشمار قصائد برجسته ی عربی به شمار رفته است، نمایشگر این موفقیت عظیم(ع) بوده است. در آن سال در مدینه و شاید در بسیاری از آفاق اسلامی، هنگامی که خبر ولایتعهدی علی بن موسی الرضا(ع)رسید، در خطبه فضائل اهل بیت (ع) بر زبان رانده شده بود واهل بیت پیغمبر (ص) که نود سال علنی بر منبرها دشنام داده بودند وسال های متمادی دیگر کسی جرأت به زبان آوردن فضائل آنها را نداشت، هم اکنون همه جا به عظمت و نیکی یادمی شدند، دوستان آنان از این حادثه روحیه و قوت قلب گرفتند، بی خبرها و بی تفاوت ها با آنان آشنا شدند و به آنها گرایش یافتند و دشمنان سوگند خورده احساس ضعف و شکست کردند، محدثان و متذکران شیعه، معارفی را که تا آن روز جز در خلوت نمی شد به زبان آورد، در جلسات درسی بزرگ و مجالع عمومی بر زبان راندند» (خامنه ای، ۱۳۶۵ ، ۴۴).
ارتباط با مردم «۵) در حالی که مأمون، امام (ع)را جدا از مردم می پسندید و این جدایی را در نهایت وسیله ای برای قطع رابطه ی معنوی و عاطفی میان امام (ع) و مردم می خواست، امام (ع) در هر فرصتی خود را معرض ارتباط با مردم قرار می داد. با این که مأمون آگاهانه مسیر حرکت امام (ع) از مدینه تا مرو را طوری انتخاب کرده بود که شهرهای معروف به محبت اهل بیت (ع)، مانند کوفه و قم، سر راه قرار نگیرند، امام (ع)، در همان مسیر تعیین شده از هر فرصتی برای ایجاد رابطه ای جدید میان خود و مردم استفاده کرد. در اهواز آیات امامت را نشان داد، در بصره خود را در معرض مبحت دل هایی که با او نامهربان بودند قرار داد، در نیشابورحدیث سلسلهًْ الذهب را برای همیشه به یادگار گذاشت و علاوه بر آن نشانه ها و معجزه های دیگری نیز آشکار ساخت و در جای جای این سفر طولانی فرصت ارشاد مردم را مغتنم شمرد و در مردهم که سرمنزل اصلی و اقامتگاه دستگاه خلافت بود، هرگاه فرصتی دست داد، حصارهای دستگاه حکومت را برای حضور در انبوه جمعیت مردم شکافت» (خامنه ای، ۱۳۶۵ ، ۴۴).
شکل گیری مجدد جنبش ها «۶) نه تنها سرجنبانان تشیع از سوی امام (ع) به سکوت و سازش تشویق نشدند، بلکه قرائن حاکی از آن است که وضع جدید امام (ع)، موجب دل گرمی آنان شد و شورش گرانی که بیشترین دوران های عمر خود را در کوه های صعب العبور و آبادی های دور دست و با سختی و دشواری می گذراندند، با حمایت امام (ع)، علی بن موسی الرضا (ع) حتی مورد احترام وتجلیل کارگزاران حکومت در شهرهای مختلف نیز قرار گرفتند. حتی شخصیتی همچون دعبل، که هرگز به هیچ خلیفه و وزیر و امیری روی خوش نشان نداده و در دستگاه آنان رحل اقامت نیفکنده بود و هیچ کس از سران خلافت از تیزی زبان او مصون نمانده بود و به همین دلیل، همیشه مورد تعقیب و تفتیش دستگاه های دولتی به سر می برد و سالیان دراز، دار خود را بر دوش حمل می کرد و میان شهرها و آبادی ها سرگردان و فراری می گذارنید، توانست به حضور امام (ع) و مقتدای محبوب خود برسد و معروف ترین و شیواترین قصیده ی خود را که ادعانامه ی نهضت نبوی، ضد دستگاه های خلافت اموی و عباسی است، برای آن حضرت (ع) بسراید و شعر او در زمانی کوتاه، به همه ی اقطار عالم اسلام برسد؛ به طوری که در بازگشت از محضر امام (ع)، آن را اززبان رئیس راهزانان میان راه می شنود» (خامنه ای، ۱۳۶۵ ، ۴۴).
رخ نمودن عظمت امام رضا(ع) این نبرد مخفی، یک ره آورد گرانسنگ را به ارمغان نهاد و آن رخ نمودن و چهره نشان دادن عظمت های بی امام رضا (ع) برای همگان،اعم از دوست و دشمن و نا آشنایان به موقعیت آن حضرت (ع) بود.«اکنون بار دیگر نگاهی بر وضع کلی صحنه ی این نبرد پنهانی، که مأمون آن را به ابتکار خود آراسته و امام علی بن موسی الرضا(ع) را با انگیزه هایی که اشاره شد، به آن میدان کشیده بود افکنیم.مأمون، چه در متن فرمان ولایعهدی و چه در گفتارها و اظهارات دیگر، او را به فضل و تقوی و نسب رفیع و مقام علمی منیع ستوده است.او اکنون در چشم آن مردمی که برخی از او فقط نامی شنیده و حتی به همین اندازه هم او را نشناخته و شاید گروهی بغض او را همواره در دل پرورانده بودند، به عنوان یک چهره ی در خور تعظیم و تجلیل و یک انسان شایسته ی خلافت، که از خلیفه، به سال و تقوی و خویشی با پیغمبر(ص)، بزرگ تر و شایسته تر است شناخته اند. مأمون، نه تنها با حضور او نتوانسته معارضان شیعی او را به خود خوش بین و دست و زبان تند آنان را از خود و خلافت خود منصرف سازد، بلکه حتی علی بن موسی الرضا(ع)، مایه ی ایمان و اطمینان و تقویت روحیه ی آنان نیز شده است. در مدینه، مکه و دیگراقطارمهم اسلامی ،نه فقط نام علی بن موسی الرضا(ع)، به تهمت حرص به دنیا و عشق به مقام و منصب از رونق نیفتاده، بلکه حشمت ظاهری،برعزت معنوی او افزوده شده و زبان ستایش گران، پس از ده ها سال به فضل و رتبه ی معنوی پدران مظلوم و معصوم او (ع) گشوده شده است» (خامنه ای، ۱۳۶۵ ، ۴۵).
شکست تاریخی، سیاسی مأمون پس از گذشت مدتی و انجام اموری همچون واگذاری ولایتعهدی، انجام منظرات با صاحبان ادیان، منع از نماز عید و بسیاری از امور دیگر، مأمون در خود احساس شکست بزرگی را می نمود.«کوتاه سخن این مأمون در این قمار بزرگ، نه تنها چیزی به دست نیاورده، که بسیاری چیزها را ازدست داده و در انتظاراست که بقیه را نیز از دست بدهد. این جا بود که مأمون احساس شکسته و خسران کرد و در صدد برآمد که خطای خود را جبران کند و خود را محتاج آن دید که پس از این همه سرمایه گذاری سرانجام برای مقابله با دشمنان آشتی ناپذیر دستگاه خلافت، یعنی اهل بیت (ع)، به همان شیوه ای متوسل شود که همیشه گذشتگان ظالم و فاجر او متوسل شده بودند، یعنی قتل»(خامنه ای ۱۳۶۵ ،۴۶).
زمینه چینی مأمون برای قتل امام (ع) «بدیهی است قتل امام هشتم (ع)، پس از چنان موفقیت ممتاز، به آسانی میسر نبود. قرائن نشان می دهد که مأمون، پیش از اقدام قطعی خود برای به شهادت رساندن امام (ع)، به کارهای دیگری دست زده است، که شاید بتواند این آخرین علاج را آسان تر به کار برد. به گمان زیاد این که ناگهان در مرو شایع شد که علی بن موسی (ع) همه ی مردم را بردگان خود می دانند، جز با دست اندر کاری عمال مأمون نبوده است. هنگامی که اباصلت این خبر را برای امام آورد، حضرت (ع) فرمودند: بارالها! ای پدید آورنده ی آسمان ها و زمین، تو شاهدی که نه من و نه هیچ یک از پدرانم، هرگز چنین سخنی نگفته ایم، و این، یکی از همان ستم هایی است که از سوی اینان به ما می شود» (خامنه ای، ۱۳۶۵، ۴۶).مأمون نقشه های چندی برای قتل امام (ع) کشید.«بنابر روایت، یک یا دو بار توطئه ی قتل امام (ع)را به وسیله ی نوکران و ایادی خود ریخت و یک بار هم حضرت(ع)را در سرخس به زندان افکند،اما این شیوه ها هم نتیجه ای جز جلب اعتقاد همان دست اندر کران به رتبه ی معنوی امام (ع)، به بار نیاورد، و مأمون درمانده تر و خشمگین تر شد. در آخر چاره ای جز آن نیافت که به دست خود، و بدون هیچ واسطه ای امام (ع) را مسموم کند و همین کار را کرد» (خامنه ای، ۱۳۸۳، ۲۷۳).در سخنانی که پیش از این واقعه ی دهشتناک میان (ع)ومأمون رد و بدل شد، امام (ع) فرمودند:«پدرم از پدر و اجداد گرامی اش نقل کرده است که جدم رسول خدا(ص) درباره ی من فرمود و من قبل از تو (ای مأمون)به وسیله ی سم و مظلوم به شهادت خواهم رسید و اگر اجازه داشتم، می گفتم که کشنده ی من کیست» (صدوق، ۱۳۶۴، ج ۲، ص ۲۵۵).امام (ع)، قبل از ارتحالش به اباصلت هروی، و هرثمههً بن اعین نیز خبر شهادت خود را اعلام نمود.«اینک هنگام بازگشت من به سوی خدا فرارسیده است و زمان آن است که به جدم رسول خدا(ص) و پدرانم(ع) بپیوندم. طومار زندگی ام به انجام رسیده است. این طاغی (مأمون)تصمیم گرفته است تا با انگور و انار مسموم، مرا به قتل برساند» (صدوق،۱۳۶۴ ، ج ۲ ، ص ۳۲۵).«سرانجام، در ماه صفر ۲۰۳ هجری، یعنی قریب دوسال پس ازآوردن آن حضرت (ع) از مدینه به خراسان و یک سال و اندی پس از صدور فرمان ولایتعهدی به نام آن حضرت (ع)، دست خود را به جنایت بزرگ و فراموش نشدنی قتل امام (ع) آلود» (سید علی خامنه ای، ۱۳۸۳ ، ۲۷۳).مناسب است در پایان این بخش از زندگی امام (ع)، به بخشی از شعردعبل خزاعی اشاره کنیم.«الاما یعین بالدّموع اشتهلّتولونقّرت ماء السؤول لقلّتعلی من بکته الارض و اشتر جعت لهرئوس الجبال الشامخات و ذلّتو قد اعولت تبکی السماء لفقدهوانجمها ناحت علیه وکلّت
فنحن علیه الیوم اجدر با لبکاءلمرزئهًْ عزت علینا و جلّترزئنا رضیّ الله سبط نبیّنافاخلفت الدّنیا له و تولّتوما خیر دنیا بعد ال محمّدالا لاتبالیها اذا ما اضمحلّت(مجلسی، ۱۹۸۷، ج ۴۹، ص ۳۱۵).چه شده است که دیدگان، نرم نرم می بارند و می گریند، در حالی که آب دیده تمام می شود و چشمان بخشکند هم کم است.در مصیبت کسی که زمین بر او گریست و کوه های بلند و سر به فلک کشیده، در سوگ او به ناله و فغان آمده و عزادار شدند.آسمان از فقدان او فریاد بر آورده و ستارگان بر او نوحه کرده اند.اکنون سزاوار است که ما بر او اشک ریزیم، که مصیبتی بس گران و بزرگ برما وارد شده است.ما به از دست دادن سبط پیامبر (ص) مصیبت دیده ایم، مصیبتی که براهل دنیا گران و سنگین است.ودیگر، پس از فقدان خاندان پیامبر(ص)، در دنیا و زندگی آن خبری نیست و دیگر خوشی جایگاهی ندارد و آرزوی ماندن در ما نیست.
نتیجه نتایج چندی از این بخش می گیریم:۱)بنیاد سازی مبارزات شیعه در این دوره حساس تاریخی رقم خورد.۲)موسی بن جعفر(ع)جهادمستمر استراژیکی را پایه ریزی کرد.۳) جهاد امام موسی بن جعفر (ع)، همراه با تقیه ای دشوار صورت گرفت.۴) امام موسی بن جعفر (ع) توانستند خطی مشخص و راهی روشن را فراروی شیعه بگذارند.۵) در این دوره گرایش عمیق و همه جانبه از ناحیه مردم نسبت به اهل بیت (ع)روی داد.۶) طرح ولایتعهدی توسط مأمون، یک شگرد سیاسی برای زیر نظر گرفتن امام رضا(ع) و اهداف سیاسی خاصی صورت گرفت.۷) امام رضا(ع)، اندیشه ی انحرافی مأمون را به چالشی عجیب گرفتار کرد و آبروی امویان و عباسیان را ریخت.۸) امام رضا (ع) توانستند از تریبون خلافت و فرصت ولایتعهدی بهره برداری های مهم را انجام دهند.منابع و مآخذ۱)قرآن کریم.۲)خامنه ای، سیدعلی (مقام معظم رهبری) (۱۳۶۹).۳) ابن شهر آشوب، ابوجعفر محمد بن علی (۱۳۷۶ هـ)، مناقب آل ابی طالب، نجف اشرف، مکتبهًْ الحیدریه۴) اللیثی، سمیره مختار (۱۳۸۴)، جهاد شیعه در دوره ی اول عباسی، نشر شیعه شناسی.۵)خامنه ای، سیدعلی (مقام معظم رهبری) (۱۳۶۵).۶) مجلسی، محمد باقر (۱۹۸۷ م)،بحارلانوار ، ج ۴۹، بیروت، دارالعلم.منبع: دانشگاه علوم اسلامی رضوی ع ،دو ماهنامه اندیشه حوزه(۸۱/۸۲) ،۱۳۸۹

 

 

 

http://shiastudies.com

سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳). سومین دوره تاریخی امامت (۳)
نوشته قبلی

نخستین دوره تاریخی امامت (۱)

نوشته‌ی بعدی

سومین دوره تاریخی امامت (۲)

مرتبط نوشته ها

مرجعیّت دینی و علمی اهل بیت (ع)
ولایت و امامت

مرجعیّت دینی و علمی اهل بیت (ع)

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟
ولایت و امامت

چرا نام ائمه شیعه در قرآن نیامده است؟

چرا شیعیان ائمه را معصوم مى دانند؟
ولایت و امامت

جایگاه اهل بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه

مرجعیت اهل بیت (ع)
ولایت و امامت

مرجعیت اهل بیت (ع)

مفهوم‌شناسی بیعت در فرهنگ اسلامی
ولایت و امامت

مفهوم‌شناسی بیعت در فرهنگ اسلامی

منزلت اهل بیت (ع) و وجوب محبت و اطاعت از آنان
ولایت و امامت

منزلت اهل بیت (ع) و وجوب محبت و اطاعت از آنان

نوشته‌ی بعدی

سومین دوره تاریخی امامت (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی علیه السلام و عدالت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا