سياست ريا و تزوير مأمون
مأمون فردي رياکار و داراي ظاهري فريبنده بود. او در ظاهر به تقوي و پرهيز از معاصي تظاهر ميکرد، اما يکي از آلودهترين افراد زمان خود بود. يکي از مظاهر رياکاري و نفاق او، تظاهر به طرفداري از حضرت علي× و فرزندان آن حضرت بود، تا جايي که برخي او را شيعه دانستهاند. او حتي نسبت به دشمنان آن حضرت، اعلام انزجار ميکرد؛ از اين رو از بني اميه بخصوص معاويه، سخت بيزاري ميجست و در سال 211هـ .ق، دستور داد در تمام شهرهاي مسلمان نشين ندا دهند که کسي معاويه را به نيکي ياد نکند و برترين کس بعد از پيامبر|، علي× بوده است.([1]) همچنين دستور داد اعلام کنند هر کس معاويه را به نيکي ياد کند يا او را بر ديگر اصحاب پيامبر| ترجيح دهد، ذمه خود را از او برئ کردم (و امنيتي ندارد).([2])
او با تمام اين رياکاريها، در باطن از فرزندان حضرت علي× و شيعيان آن حضرت سخت نفرت داشت و هر جنايتي را نسبت به آنان روا ميدانست که بالاترين آنها به شهادت رساندن امام هشتم× بود.([3])
اقدامات مأمون در روزهاي نخست اقامت در بغداد
مأمون در ماه صفر سال 204 هجري قمري وارد بغداد شد و اين شهر را مرکز خلافت خود ساخت.([4]) وي در روزهاي نخست اقامت خود در بغداد دو دستور صادر کرد:
نخست آنکه: طي مراسم خاصي دستور داد لباس سبز را که شعار علويان بود از تن در آورده و لباس سياه که شعار عباسيان بود بپوشند.
ديگر آنکه: نسبت به مخالفان ـ به جز علويان ـ فرمان عفو عمومي صادر کرد. «فضل بن ربيع»، وزير امين، را که تا آن روز پنهان بود بخشيد، همچنين «عيسي»، وزير ابراهيم، را نيز مورد عفو قرار داد با آنکه اين دو نفر منشأ بسياري از فتنهها عليه مأمون بودند.([5])
مأمون پس از استقرار در بغداد و جلب رضايت هواداران امين و ابراهيم، متوجه امام جواد× شد و همان سياستي را که در مورد امام رضا× داشت دنبال کرد.
[1]. مروج الذهب، مسعودی، ص330؛ و تذکرهًْ الخواص، ص201.
[2]. الکامل في التاریخ، ابن اثیر، ج 6، ص406.
[3]. تاریخ زندگانی امام جواد×، ص137.
[4]. البدایهًْ و النهایهًْ، ابن کثیر، ج 10، ص262ـ260؛ عصر مأمون، ج 1، ص267 ـ270.
[5]. البدایهًْ و النهایهًْ، ابن کثیر، ج 10، ص262ـ260؛ عصر المأمون، ج 1، ص270 ـ267.

















هیچ نظری وجود ندارد