ازدواج توطئه آميز دختر مأمون با امام جواد×
وقتي مأمون از طوس به بغداد آمد، نامهاي براي حضرت جواد× فرستاد و امام را به بغداد دعوت کرد. البته اين دعوت نيز مثل دعوت امام رضا× به طوس، دعوت ظاهري و در واقع سفري اجباري بود. حضرت پذيرفتند و پس از چند روز که وارد بغداد شدند، مأمون، آن حضرت را به کاخ خود دعوت کرد و پيشنهاد تزويج دختر خود «أم الفضل» را به ايشان کرد. امام در برابر پيشنهاد او سکوت کردند، مأمون اين سکوت را نشانة رضايت حضرت شمرد و تصميم گرفت مقدمات اين امر را فراهم سازد.
انتشار اين خبر در بين عباسيان، موجي ايجاد کرد، به طوري که بني عباس اجتماع کردند و با لحن اعتراض آميزي به مأمون گفتند: اين چه برنامهاي است؟ چرا باز ميخواهي خلافت را به آل علي برگرداني؟
انگيزههاي مأمون از ازدواج دخترش با امام جواد×
اين ازدواج که مأمون بر آن اصرار داشت، کاملاً جنبة سياسي داشت و هدفش اين بود که:
- 1.دختر خود را به خانه امام بفرستد تا آن حضرت را دائماً زير نظر داشتهباشد و از کارهاي آن حضرت بيخبر نماند.
- 2. با اين ازدواج، به خيال خام خويش، امام را با دربار پر عيش و نوش خود مرتبط و آن بزرگوار را به لهو و لعب و فسق و فجور بکشاند و بدين ترتيب بر قداست امام لطمه وارد سازد.
- با اين ازدواج، علويان را از اعتراض و قيام بر ضد خود باز دارد و خود را دوستدار و علاقهمند به آنان وانمود کند.([1])
4. هدف ديگر مأمون عوام فريبي بود، چنان که گاهي ميگفت: من به اين وصلت اقدام کردم تا ابوجعفر از دخترم صاحب فرزند شود و من پدر بزرگ کودکي باشم که از نسل پيامبر| و علي بن ابيطالب× است. اما خوشبختانه اين حُقّه مأمون نيز عقيم ماند، زيرا دختر مأمون هرگز فرزندي نياورد و فرزندان امام جواد× همگي از همسر ديگر ايشان بودند.([2])
[1]. پیشوای نهم حضرت امام محمد تقی، ص38.
[2]. سيرهي پيشوايان، مهدي پيشوايي، ص558.

















هیچ نظری وجود ندارد