16 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

سيره عملى امام باقر(ع) ـ بخش اول

0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

آن گرامـى به پيامبر شباهت بسيار داشت, مردى بـود, گندم گـون, ميانه بالا و ميان باريك قوى هيكل و سنگيـن وزن, صـورتى گرد داشت و ريشى سياه, پـوستـش نرم و لطيف بود و صدايـش نيكـو, تابنده روى, پيوسته ابروى و پيچيده موى بـود. چشمانى بزرگ, بينى كشيده, و دندانهايى درشت داشت, به گاه خنده دندانهايـش چـون در مـى درخشيد, قهقه نمى زد.
و چـون خنده اش تمام مى شد مى فرمـود: خدايا بر مـن خشمگيـن مشـو, رخسارش را خالـى زينت بخشيـده بود, و بـدنـش خال قرمزى داشت و سـرش به پائيـن متمايل بـود, چـون خشمگيـن مى شـد, خشمگينانه به آسمان مـى نگريست, چنانكه بيننده خشـم را در چهره اش مى ديد. اوصاف جانشيـن پدر بـود و بزرگ علـويان, در علـم و تقـوا, زهد و پارسايى بزرگى و آقايى سرآمد بنى هاشـم بود, نامـش در ميان مردم مشهور بـود و بزرگى اش در  بيـن شيعه و سنـى آشكـار و دوست و دشمـن به فضل و بـرتـرىاش معترف.
در ميـان سـران مذاهب و بزرگـان فقها, علـم و فضلـش ضـرب المثل بـود. مسلمانان در هـر مسـاءله اى در مـى مـانـدنـد به گنجينه دانـش وى روى مـی آوردنـد. دانشمنـدان بزرگ در نزد وى چـون كـودكـى دانـش آمـوز, در نزد معلـم, بـودنــد.
((جابر بـن عبدالله انصارى)) آخريـن بازمانده ياران پيامبر, در مجلس درسـش حاضر مى شد و علـم می آمـوخت. ارباب مذاهب و جـويندگان دانـش, پرسشهاى مشكل خـود را از حضرتش مى پرسيدند. عبـادت هميشه به ياد خـدا بـود, در همه حـال نـام خـدا بـر لب داشت, نمـاز زياد مى خـواند و چـون سر از سجده بر مـى داشت. سجـده گاهـش از اشك چشمـش تر شـده بـود. امام صادق فرمـود: پـدرم در مناجات شبانه اش مـى گفت:((خدايا, فرمانـم دادى نبردم, نهيـم كـردى, اطـاعت نكـردم, اكنـون بنـده ات, نزد تـو آمـده و عذرى نـدارم)).
آنگاه كه به سفر حج مى رفت, چـون به حرم مى رسيد, غسل مـى كرد, كفشهايـش را در دست مى گرفت و مسافتـى را پياده مى رفت. و چـون وارد مسجـد الحرام مـى شد به كعبه نگاه مى كرد و با صداى بلند مى گريست, غلامـش اءفلح مى گويد: با امام باقر حج گزاردم, چون وارد مسجـدالحـرام شد, به ((بيت)) نگاه كرد و گريست تا آنكه صـدايـش بلنـد شـد, گفتـم: ((فـدايت شـوم, مـردم به شمـا نگـاه مـى كننـد, آهسته تـر گـريه كنيــد)), فرمـود:((واى بر تـو اى افلح, چرا گريه نكنـم, شايد خداوند از رحمت به مـن نگاه كند, و فرداى قيامت بـديـن سبب, نزدش رستگار شـوم)). حتـى در شب وفاتـش, مناجات شبانه اش را ترك نكرد. چـون غمگيـن مى شـد, زنان و كـودكان را جمع مـى كرد, او دعا مى كرد و آنها آميـن مـى گفتند. مهابت و شجاعت علـم و تقـوايـش, زهد و پارسايى اش, چنان عظمت, جلالت و ابهتى به وى داده بـود كه كسى نمى توانست او را سير نگاه كند.
و دانشمندان بزرگ از جمله((حكـم بـن عتيبه)) با همه عظمت و بزرگى اش, در نزد او, كودكى دانش آموز مى نمود, يكى از همراهان هشام بـن عبدالملك خليفه اموى, به هنگام حج, چون توجه و احترام مردم به آن حضرت را ديد, تصميـم گرفت با طرح سوالى او را شرمنده كند, و چون به نزد آن گرامى رسيد و چشمـش به او افتاد, تنش لرزيد, رنگـش پـريـد و زبانـش بنـد آمـد. يا آنكه در ميان مردم چـون يكـى از آنها بـود, و از متواضع تريـن مردم به شمار مىآمد, ولى در مقابل ستمكاران, شجاعانه مى ايستاد و از حق و حقيقت دفاع مى كرد. آنگاه كه خليفه امـوى هشام بـن عبدالملك, آن حضرت را به دمشق احضار كرده بود, در مجلسى كه تمام سران اموى گرد آمده بـودند ابتدا هشام و سپـس ديگـر بزرگـان بنـى اميه آن حضـرت را سـرزنـش كـردند.
مـردانه به پاخاست و از اسلام و اهل بيت پيامبـر دفاع كـرد, چنانكه هشام از سخـن آن حضرت, كه امويان را غاصب حقـوق اهل بيت معرفى مى كرد, به اندازه اى خشمگيـن شد كه فرمان داد امام را زندانـى كنند. در مجلسـى ديگر در نزد هشام در حالـى كه در كنار او و بـر تخت وى نشسته بـود, در پاسخ هشام, حقانيت خانـواده خـود را اثبات كرد, هشام از پاسخ امام چنان به خشـم آمد, كه صـورتـش سرخ شـد و چشمانـش برگشت. رفتار با ياران و ديگر مردم آن بزرگـوار, يارانـش را به همـدردى و برادرى و نيز يارى مسلمانان سفارش مى كرد و مـى فرمـود: ((دوست داشتنـى ترين كارها نزد خدا ايـن است كه مسلمانى, شكـم مسلمانى را سير كند, غمـش را بزدايد و دينش را ادا كند)).
با همه مهربان بـود, حتى با كسانى كه نسبت به او رفتار بدى داشتند, از بد كاران در مى گذشت, اگر نيمه شب مهمانى مى رسيد با مهربانى در برويـش باز مى كرد و در باز كردن بار و بنه اش به او كمك مـى كـرد, در تشييع جنازه مـردم عادى شـركت مـى كـرد, لغزشهاى ياران را ناديده مى گرفت و مى فرمود: ((اصلاح امـور زندگى و روش برخـورد با مـردم چـون پيمـانه پـرى است كه دو سـوم آن زيـركـى و يك سـوم آن گذشت است)).
از تحقير مسلمانان نهى مى كرد و به غلامان و كنيزانـش مـى فرمـود: ((گدايان را گدا نناميد و آنها را با اين نام نخـوانيد, بلكه آنان را به بهتريـن نامهايشان صـدا بزنيد)). در امر اصلاح جامعه و جلـوگيرى از فساد و تنبيه بـدكاران, تلاش مـى كـرد آنگاه كه از دزدى افرادى آگاه شد, به غلامانـش دستور داد. آنها را گرفتند و به والى مدينه تحـويل دادنـد و امـوال دزديـده شـده را خـود به صـاحبـان آنها بـرگـردانــد. ياران و همراهان را غذا مى داد و چـون كمى از آنان فاصله مى گرفت در برخـورد مجدد بـا آنان چنان احـوال پـرسـى مـى كـرد كه گـويا مـدتها است آنها را نـديـده است.
آراستگى ظاهر موى سرش تميز و مرتب بـود و مى فرمود:((هركـس موى نگه مى دارد, آنرا مرتب كند و فرق بگذارد)) و به دو طرف سرشانه كند, ريـش خود را كوتاه مى كرد و خط مى گرفت و مـوهاى دو طـرف صـورت و زير چانه اش را مى ستـرد, حجامت مـى كرد. دستها و ناخنهايش را حنا مـى گرفت. دندانهايـش را كه سست شده بود, با طلا محكـم كرده بـود انگشتـرى در دست مـى كـرد, نقـش انگشتـرىاش ((العزه لله)) بـود.
غذا خـوردن غذا را با ((بسـم الله)) آغاز و با ((الحمدلله)) ختـم مى كرد, و آنچه را در اطراف سفره ريخته بود, اگر در خانه بود, بر مـى داشت و اگر در بيابان بـود براى پرندگان وا مى نهاد. ميهمـانـى دادن غذا دادن به مـومنيـن بـويژه شيعيان را بسيار مهم مـى شمـرد و به ياران خود سفارش مى كرد, كه دوستان و هـم كيشان خـود را ميهمان كنند و غذا بدهند مى فرمـود: ((كمك به خانـواده يك مسلمان و سير كردن شكمشان و بى نياز كردن آنها از مردم, برايـم از هفتاد حج بهتر است)) به سير كردن شكـم خيلى اهميت مى داد. و سير كـردن يك نفـر نزد وى از آزاد كـردن يك بنـده بهتـر بـود.
خانه اش منزلگاه شيعيان, مسلمانان, غريبـان و رهگذران بـود, ميهمان زياد به خانه مى بـرد. به ميهمانان غذاى لذيذ مى داد, اجازه نمـى داد ميهمانـش كارى انجام دهـد. تجارت و كار يارانـش را به كار و كسب تشـويق مى كرد, از شغل آنها مـى پرسيـد. اگر بيكار بـودند, سفارش اكيد مى كرد كه به كارى مشغول شوند و مى فرمود: ((مـن كسى را كه كار و كاسبى را رها كرده و به پشت بخـوابد و بگـويد; خدايا روزيـم ده, دشمـن دارم)) به يكى از يارانـش كه بيكار بـود فرمود: ((مغازه اى بگير, جلويـش را جاروب كـن و آب بپاش, بساطى در آن بگستر, چون چنين كنى وظيفه ات را انجام داده اى!)) به يارانـش سفارش مى كرد كه اگر آب يا زمينى را مى فروشند حتما با پول آن آب و زميـن بخرند. آن گرامى تنها سفارش به كار نمى كرد, بلكه خود نيز به باغ و مزرعه خـويـش مـى رفت و حتـى در هـواى گـرم تـابستـان, عرق ريزان كـار مـى كـرد. آن حضــرت مى فرمود: ((دنيا چه ياور خوبى براى طلب آخرت است)) و غلامان خـويـش را به كارى وا مى داشت بـر آنها سخت نمى گرفت و آنها را در انجام كار آزاد مـى گذاشت, اگر كارشان سنگيـن و مشكل بـود خود نيز به آنها كمك مى كرد و مى فرمود: ((هرگاه غلامان خـود را به كار مـى گيـريـد, و كار بـر آنان سخت است خـودتـان نيز بـا آنان كار كنيـد)).
سخاوت و بخشش امام باقر(ع) با آنكه درآمدش كـم, خرجـش بسيار و عيال وار بود, در عين حال بخشندگى اش بيـن خاص و عام آشكار و بزرگـواری اش – مشهور, و فضل و نيكى اش معروف بـود, افراد زيادى به اميد بهره مندى از جود و كرمـش به سويـش مى شتافتند و هيچ يك نااميد بر نمى گشتند. هركـس به خانه اش وارد مى شد, از آنجا بيرون نمـى رفت, مگر آنكه غذايش مى داد, لباس نيكويـش مى پوشاند و مبلغى پـول به او مى بخشيد بخشـش او به حدى بـود كه مـورد اعتراض نزديكان قرار گرفت. آن حضرت ياور بيچارگان, يار درماندگان و دستگير در راه ماندگان بود.
هرگاه شيعيانـش از شهرهاى ديگـر به ديـدارش مـى رفتنـد. زاد و تـوشه راه, لباس و جايزه شان مى داد, و مى فرمود: ((پيش از آنكه ملاقاتـم كنيد اينها برايتان آماده شده بود)).
جايزه هايـش بيـن پانصـد تا هزار درهم بـود. هم خـود مـى بخشيـد و هـم به ياران و خـويشانـش سفارش مـى كرد كه بخشنده باشند, در يك روز هشت هزار دينار به مستمندان مـدينه بخشيد و خانـواده اى را كه يازده نفر بودند و همه غلام و كنيز بـودند آزاد كرد. به سبب بخشش هايـش نيازمندان زيادى به منزلـش مراجعه مـى كردند و آن حضرت به غلامان و كنيزانـش سفارش مـى كرد كه آنها را تحقير نكنند و گـدا ننامند بلكه آنان را به بهتـريـن نامهايشـان صـدا بزننـد. هـر روز جمعه يك دينـار صـدقه مـى داد و مى فرمود: ((نيك و زشت و صدقه روز جمعه دو چندان مى شـود)) و نيز مى فرمود: ((نيكى, فقر را مى زدايد و بر عمر مى افزايد و از مرگ بد پيشگيرى مى كند)). پيوسته يارانـش را به همـدرى و دستگيرى يكـديگر سفارش مى كرد و مـى فـرمـود ((چه بـد بـرادرى است, برادرى كه چون غنى باشـى همراهت باشد و چـون فقير شـوى تـو را تنها بگذارد)). و مى فرمـود: ((برادرى آنگاه كامل است كه يكى از شما دست در جيب رفيقـش كند و هرچه مى خواهد برگيرد)).  
 

نوشته قبلی

تجلى قرآن در رفتار حضرت فاطمه سلام الله علیها

نوشته‌ی بعدی

سيره عملى امام باقر(ع) ـ بخش دوم

مرتبط نوشته ها

مبارزات امام کاظم (ع)
امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت
امام علی (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت
غدیر خم

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

محمد بن ابی‌ بکر
شخصیت های شیعه

محمد بن ابی‌ بکر

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟
ویژه جنگ رمضان

چرا بحرین را پس نمی‌گیریم؟

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

نوشته‌ی بعدی

سيره عملى امام باقر(ع) ـ بخش دوم

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

امام علی (ع) در سفر هجرت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

محمد بن ابی‌ بکر

محمد بن ابی‌ بکر

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا