8 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

سیر تأویل نزد اسماعیلیان (۲)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مفسران دوره گنانى دوره گنانى با امام شمس‌الدین محمّد (م حدود۷۲۰/۱۳۲۰) آغاز و با امام خلیل‌اللّه سوم (م۱۲۳۳/۱۸۱۸) پایان یافت. در حدود پایان قرن سیزدهم پیرها در شمال هندوستان شروع به تبلیغ کردند. پیر (حجّت) که در رتبه معنوى «عقل کلى» قرار دارد دومین شخصیت مهم پس از امام در سلسله مراتب روحانى است. مهم‌ترین پیرها عبارت بودند از: پیر شمس (م حدود اواسط قرن هشتم / چهاردهم)، پیر صدرالدین (م پایان قرن هشتم / چهاردهم) و پیر حسن کابرالدین (م پایان قرن نهم / پانزدهم). پیرها گنانها (قصاید عرفانى) را تألیف کردند که تفسیر باطنى قرآن را ارائه مى‌دهند و حاوى دستورات اخلاقى و دینى‌اى‌ هستند که به سَت پَنث (صراط مستقیم) مى‌انجامند. گنانها ماهیتى «باطنى»[40] دارند؛ زیرا مى‌توانند بافته‌اى از معانى چند سطحى پدید آورند. به گفته آغاخان سوم (م۱۳۷۶/۱۹۵۷) کسانى که قرآن على(علیه السّلام) را ردّ کردند تا روز قیامت از محتواى واقعى آن بى‌خبر خواهند بود.[۴۱]او مى‌گوید که کتاب وحیانى، قرآن، ده بخش اضافى دارد که پیر صدر‌‌الدین در گنانهایش درباره آنها توضیحاتى داده است.[۴۲]یکى از مضامین عمده‌اى که در گنانها پرورده شده طلب عرفانىِ علمِ معنوى از طریق ذکر نام الاهى‌است. بسیارى از آیات قرآن (عنکبوت: ۴۴ـ۴۵؛ انسان: ۲۵ـ۲۶؛ و…) اهمیت ذکر لوگوس (کلمه خدا) را براى نزدیک‌تر شدن به خداى واحدِ فوق همه چیز بازگو مى‌کنند.[۴۳]محمّد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) استاد (گورو) کلمه نامیده مى‌شود: او هر مؤمنى را به راه معنوى هدایت خواهد کرد.[۴۴]شاگِرْد با علم به اسم اعظم تشرّف می‌یابد؛ در گنان واژه فنّى معادل این اسم عبارت است از بُل (bol)، نام (nam) یا شَبده (shabda).[45]این طلب ریشه قرآنى دارد: واذکر اسم ربّک و تبتّل الیه تبتیلا (مزّمل: ۸).کلمه حقیقى (سَت شَبده) استاد (گورو) ماست.
جهان آن را نمى‌شناسد. بیندیش درباره کلمه حقیقى.پیر ـ شاه [پیر = حجّت امام ، شاه = امام شیعى] پیوسته.[۴۶]محمّد، فاطمه، حسن، حسین و على در اعتقاد شیعى «پنج تن اهل کساء» (پنج تن پاک) هستند.[۴۷]این مخلوقاتِ نورانى سرآغاز کار خلقت خدا بودند. پیش از خلقت اشیاى مادى، تنها خداى (نارایَنَه)[۴۸] مبدِع، لایزال و فوق هر صفتى وجود داشت. راز ناشناختنى (باطن) مى‌خواست خود را ظاهر کند. پس از مدتى، خواستِ او با ابداع جهان معنوىِ پنج تنِ پاک محقق شد، یعنى نور على، محمّد، فاطمه، حسن و حسین. این پنج نورْ نخستین مخلوق از عدم بودند که از دهان خدا (نارایَنَه) خارج شدند؛ این استعاره شبیه مفهوم «کُن» در قرآن است. پنج تن پاک همان اهل بیت مذکور در قرآن هستند (احزاب: ۳۳). این برداشت گنانى فراتر از معانى ظاهرى قرآن است و برای اهل بیت اهمیت قائل مى‌شود.[۴۹]مفهوم نور که در قرآن و به‌خصوص در سوره نور بسط یافته، در نوشته‌های شیعى به‌طور گسترده مورد شرح قرار گرفته است. از این‌رو «شجره مبارکه زیتونه» نماد امامى است که منبع نور است. پیر شمس در گربى[۵۰]نقل مى‌کند که نور امام براى همیشه در جهان حاضر است. امام در همه سطوح معنوى براى هدایت مؤمنان ظاهر مى‌شود، ولى وجود واقعى او بر حسب درک هر فرد متفاوت تصور مى‌شود. این آموزه «تک‌واقع‌گرایى»[51] قبلاً در سنت ویشنویى هندویى وجود داشت و پیرهاى اسماعیلى آن را برگرفته و با ضرورت امام زنده پیوند دادند. حضور امام با نماد خورشید بیان مى‌شود[۵۲]که سابق بر پیدایش بشر بوده، تا پایان زمان نیز ادامه خواهد داشت. همان‌طور که خورشید براى بقاى همه موجودات ضرورى است، امام نیز براى رستگارى مریدانش ضرورى است. کسانى «که امام زمان را بشناسند به جاودانگى مى‌رسند».[53]پیر باید نفس مرید خود را شفا و شکل دهد و تعلیم ضرورى را به او منتقل کند تا به اتحاد عرفانى برسد. هر یک از پیرها تأویل قرآن را در گنان خودشان ارائه مى‌دهند؛ بدینسان حقیقت باطنى تنها از طریق پیرِ صاحب حکمت قابل دسترسى است. مرید به تنهایى قادر بر افشاى ماهیت حقیقى امام نیست؛ پیر حلقه رابط میان مرید و امام است.پیرهاى نزارى اسلام را به صورتى ارائه دادند که براى هندوها جذّاب بود. آنان کوشیدند که روح اسلام را انتقال دهند و آرمان‌های والاى آن را با اصطلاحات آشنایى که نوگرویدگان هندو آنها را مى‌فهمیدند، توضیح مى‌دادند. آنان اسلام را به مثابه برترین مرحله هندوئیسم، و قرآن را به‌عنوان وداى نهایى ــ که وحى‌های قبلى را کامل مى‌کرد ــ ارائه مى‌دادند. در سنت گنانى، نور نبوّت و نور امامت باید همیشه در این جهان حاضر باشند. «نور محمّد» به حسن بن‌على و سپس از طریق سلسله خاصى از پیرها منتقل شد؛ در حالى که نور امامت از ابوطالب نشئت مى‌گرفت. پیر صدرالدین در یکى از گنانهایش نوشت کسانى که علم حقیقى قرآن (اَتهَرو ـ ودا) را در اختیار دارند، امام زمان را که اکنون بدون حجاب است، مى‌شناسند.[۵۴]سید فتحعلى شاه در یکى از گنانهایش نوشته است: «هیچ کس به راز امام زمان، نکلنکى،[۵۵] علم ندارد. تنها کسانى مى‌توانند او را بشناسند که گورو راهنمایشان باشد. بدانید که گوروى حقیقى در شخص محمّد رسول اللّه است».[56]نکلنکى در اینجا به امام على و همه امامانى که تا روز قیامت مى‌آیند، اشاره دارد.
مفسران دوره جدید دوره کنونى از آغاخان اول (شاه حسن على م۱۲۹۸/۱۸۸۱) شروع شده است. تا همین اواخر این امامان در شبه قاره هند زندگى مى‌کردند، ولى اکنون به اروپا نقل مکان کرده‌اند. والاحضرت شاه‌کریم آغاخان چهارم، رهبر روحانى اسماعیلیان نزارى، امروزه در فرانسه زندگى مى‌کند. امام کنونى تأویلى از قرآن ارائه مى‌دهد که متناسب دوران جدید است. او عمدتاً بر رویکرد عقلى به قرآن تأکید مى‌کند و از به کارگیرى عقل به‌عنوان وسیله‌اى براى کسب علم جانبدارى مى‌کند.پیر شهاب‌الدین شاه (م۱۳۰۲/۱۸۸۵) پسر چهل و هفتمین امام اسماعیلیان نزارى، آغاخان دوم (شاه على شاه)، نیز اهمیت عقل را تصدیق مى‌کرد. او در رساله‌اش به نام رساله در حقیقت دین توضیح مى‌دهد که انسان برای باقى ماندن بر صراط مستقیم باید از عقل که توانایى کشف هدف خلقت را دارد، پیروى کند. شهاب‌الدین احادیثى را نقل مى‌کند: «اى محمّد اگر به خاطر تو نبود، جهان را خلق نمى‌کردیم؛ اگر على نبود، تو را خلق نمى‌کردیم». از نظر شهاب‌الدین، هدف خلقت نشان دادن محمّد و على به بشر است. اگر پیامبر ولایت على را اعلام نمى‌کرد، رسالتش ناقص مى‌ماند؛ چنان‌که صریحاً در قرآن گفته شده است: یا أیها الرسول بلّغ ما أنزل الیک من ربّک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته (مائده: ۷۰). محمّد بعد بیرونى دین را بر عهده داشت در حالى که على بعد درونى آن را به ارث برد.[۵۷]پیر شهاب‌الدین درباره قرآن نوشت:در دوره عثمان حاکمان بخش‌هایى را گزینش کرده و بقیه را ردّ کردند. نقل مفصل این ماجرا خیلى طولانى خواهد بود. سپس آنها همه نسخه‌های دیگر را به زور تصاحب کرده و سوزاندند. بدینسان علم قرآن اصلى، که در واقع از پیامبر به جا مانده بود، از مردم گرفته شد اما نزد عترت یا جانشینان برحقّ او باقى ماند. این جانشینان برحقّ پیامبر هنوز باقى‌اند.[۵۸]بنابراین از نظر شهاب‌الدین، علم قرآن همواره نزد امام زمان، که باید جسماً در این دنیا حاضر باشد، باقى مى‌ماند.امام آغاخان سوم (م۱۳۷۶/۱۹۵۷) در خاطراتش تصویرى از رویکردش به قرآن ارائه مى‌دهد:من تاحدّى متوجه شده‌ام که آیه ۳۵ سوره نور، مادامى که به معنایى صرفاً غیرمادى فهمیده شود، به من و مسلمانان دیگر کمک و فهم داده است. ولى باید به همه کسانى که آن را مى‌خوانند هشدار دهم که اجازه ندهند نگاه انتقادى مادى‌شان با توضیحات لفظى و لغوى درباره چیزى که نمادین و تمثیلى است مداخله کند.[۵۹]آغاخان سوم درباره اینکه‌ چگونه مؤمنان‌ باید به ‌قرآن نزدیک شوند بیشتر توضیح مى‌دهد:خوشبختانه خود قرآن این کار را آسان کرده است؛ زیرا شمارى از آیات مى‌گویند که خداوند با بشر با مَثَل و تمثیل سخن مى‌گوید. بنابراین قرآن امکانِ همه نوع تفسیرى را مى‌دهد، بدون اینکه هیچ مفسرى بتواند مفسر دیگر را به مسلمان نبودن متهم کند. یک پیامد شیرین این اصل اساسى اسلام (یعنى اینکه قرآن پیوسته پذیراى تفسیر تمثیلى است) آن بوده که کتاب مقدس ما توانسته است طی قرن‌ها، اندیشه مؤمنان را مطابق شرایط و محدودیت‌های دریافت عقلانى، که عوامل مؤثر بیرونى تحمیل‌شان مى‌کردند، هدایت و روشن کند. این به محبت بیشتر در میان مسلمانان نیز مى‌انجامد؛ زیرا از آنجا که هیچ تفسیر حاضر و آماده‌اى نمى‌تواند وجود داشته باشد، همه مکاتب فکرى مى‌توانند در این دعا متحد شوند که قادر متعال در رحمت بى‌انتهایش همه تفسیرهاىِ اشتباه از ایمان را که ناشى از جهل و بدفهمى است ببخشاید.[۶۰]آغاخان سوم سخن خود را با توضیح وظیفه امام شیعى ادامه مى‌دهد؛ امامى که:جانشین پیامبر در سمت دینى‌اش است؛ او انسانى است که باید اطاعت شود و در میان کسانى ساکن است که از جانب آنها سزاوار اطاعت روحانى است…. شیعیان مى‌گویند این مرجعیت همه‌گیر است و به امور معنوى نیز ربط دارد، و با حقّ موروثى به جانشینانِ از تبار پیامبر منتقل مى‌شود.[۶۱]آغاخان چهارم، امام زنده کنونى، در سخنرانى‌اى که در مرکز اسماعیلى (لندن) در ۱۹ اکتبر ۲۰۰۳ در افتتاحیه نشست «کلمه خدا، هنر بشر: قرآن و بیانات خلاّقانه‌اش» ایراد کرد، برداشتى مشابه برداشت پدربزرگش (آغاخان سوم) درباره قرآن دارد:قرن‌هاست که این کتاب مقدس به هدایت و روشنى‌بخشىِ اندیشه و رفتار مسلمانانى که به جوامع متفاوتِ تفسیرى و اخوّت معنوى تعلق دارند، در محیط‌های فرهنگى گوناگون ادامه داده است. قرآن شریف اصلِ کثرت‌گرایى خود را به پیروان ادیان دیگر نیز تعمیم مى‌دهد. قرآن تصدیق مى‌کند که هر یک از آنها جهت و مسیرى دارند که به سوى آن باز مى‌گردند، در نتیجه همه باید براى کارهاى نیک بکوشند به این امید که هر جا که باشند خداوند آنها را یکجا جمع خواهد کرد…. کاوش‌های علمى، پژوهش‌های فلسفى و تلاش‌های هنرى همگى همچون پاسخ مؤمنان به دعوت مکرر قرآن به تأمل در خلقت به مثابه راهى براى فهم عظمت نیکخواهانه خداوند لحاظ مى‌شوند. چنان‌که در سوره بقره آمده است: «هر جا که رو کنید آنجا وجه اللّه است». آیا قرآن هنرمندان و عارفان را دعوت نمى‌کند که از امور مادىِ بیرونى فراتر روند تا در طلب کشف آنچه که در مرکز قرار دارد ولى به پیرامونْ حیات مى‌بخشد، بر آیند؟… بینش قرآن بینشى کلى نسبت به جامعه است که اولویت را به اصالت رفتار مى‌دهد. قرآن از تفاوت‌های زبان و رنگ به‌عنوان نشانه رحمت الاهى و نشانه‌اى براى اینکه اهل علم در آن بیندیشند، سخن مى‌گوید. زمانه ما زمانى است که علم و اطلاعات با آهنگى پرشتاب و شاید اضطراب‌آور در حال گسترش است و ظرفیتى بى‌سابقه براى اصلاح وضعیت بشر وجود دارد. با این حال مصایبى نظیر فقر و جهل کامل و اختلافات نژادى همچنان جهان را رنج مى‌دهند. قرآن آشکارا به این چالش مى‌پردازد. قدرت پیام قرآن در گرایش ملاطفت‌آمیزش به تفاوت‌های تفسیرى؛ احترامش به ادیان و جوامع دیگر؛ تأییدش از اولویت عقل؛ تأکیدش بر اینکه علم هنگامى ارزشمند است که در راه خدمت به مخلوقات خدا به کار رود و بالاتر از همه تأکیدش بر بشریتِ مشترکِ ما منعکس شده است. [۶۲]بدینسان از نظر آغاخان چهارم قرآن که پر از مَثَل و تمثیل است، آزادى تفسیر را روا مى‌داند؛ این آزادى به قرآن امکان مى‌دهد مسلمانانى را که در محیط‌های فرهنگى مختلف زندگى مى‌کنند، هدایت و روشن کند. قرآن مسلمانان را به تأمل در خلقت به منظور شناخت خدا دعوت مى‌کند. از این‌رو قرآن منبع الهام‌بخشى براى خیلى از پژوهش‌های علمى، فلسفى و هنرى مى‌شود. قرآن همچنین الهام‌بخش پیشرفت رفتار اخلاقى، احترام به ادیان دیگر و تحصیل علم به منظور خدمت به خلق خداست.
نتیجه‌گیرى اسماعیلیان شاخه‌اى از اسلام شیعى‌اند. امامت اصل اساسى مذهب شیعى است؛ زیرا تنها از راه امام است که علم حقیقى را مى‌توان به دست آورد. اصل مهم تأویل شیعى مبتنى بر این حقیقت است که قرآن ظاهر و باطنى دارد؛ باطن آن نیز تا هفت بطن دارد. حکمت الاهى فاطمیان تعادل میان ظاهر و باطن را حفظ مى‌کند؛ در حالى که حکمت الاهى الموت بر ارزش باطن می‌افزاید، البته همچنان ظاهر را اولین قدمِ ضرورى در تشرّف مى‌داند.اسماعیلیان نزارى همانند شیعیان چهار قرن نخست هجرى بر آن‌اند که عثمان آیات مهمى از قرآن را حذف کرد. میان دو شاخه نزارى و مستعلوى اسماعیلیه تفاوت‌های زیادى وجود دارد، هرچند که هر دوى آنها خاستگاه مشترکى دارند. این تفاوت‌ها در آغاز جزئى بود ولى هنگامى که آخرین امام مستعلوى در ۴۹۵/۱۱۰۱ به غیبت رفت عمیق‌تر شد. جامعه مستعلوى پس از غیبت امامشان دیگر به هدایت مستقیم او دسترسى نداشتند و در نبود علما، تنها منبع هدایت آنها قرآن عثمانى بود. از آنجا که در اسماعیلیه نزارى مفهوم غیبت وجود ندارد، آنان عمدتاً براى روزآمد کردن قرآن طبق زمان و پرده‌بردارى از معانى باطنى آن بر امام زنده متکى‌اند.کتاب‌نامه :آغاخان سوم، کلام امام مبین، مؤسسه اسماعیلى بمبئى، ۱۹۵۰م.البستانى، بطرس (ویراسته)، رسائل اخوان الصفا، ۴ مجلد، بیروت: دار صادر، ۱۳۷۶ / ۱۹۵۷٫پوناوالا، اسماعیل، «تأویل قرآن در نگاه اسماعیلیان»، ترجمه محمد‌حسن محمدى مظفر، هفت آسمان، ش۳۴، تابستان ۱۳۸۶٫السجستانى، ابویعقوب، کتاب المقالید (نسخه خطى) در مجموعه همدانى.شهاب‌الدین شاه، رساله در حقیقت دین، تصحیح و ترجمه ویلادیمیر ایوانف، انجمن اسماعیلى بمبئى، ۱۹۴۷ـ۱۹۶۶٫شهرستانى، ابوالفتح، کتاب الملل و النحل، تصحیح محمد فتح اللّه بدران، قاهره: مکتبه آنجلو المصریه، ۷۵ـ۱۳۶۶ / ۵۵ـ۱۹۴۷٫ـــــــــــــ ، مجلس مکتوب شهرستانى منعقد در خوارزم، تصحیح سید محمدرضا جلالى نائینى، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، ۱۳۸۲٫ـــــــــــــ ، مفاتیح الاسرار و مصابیح الابرار، تهران: مرکز انتشار نسخ خطى، ۱۹۸۹٫ـــــــــــــ ، نهایه الاقدام فى علم الکلام، قاهره: مکتبه المتنبى، ۱۹۳۴٫طوسى، نصیرالدین، تصورات، تصحیح ویلادیمیر ایوانف، بریل: لیدن، ۱۹۵۰٫قهستانى، ابواسحاق، هفت باب، تصحیح و ترجمه ویلادیمیر ایوانف، انجمن اسماعیلى بمبئى، ۱۹۵۹٫ ]این رساله در کتاب فرقه اسماعیلیه (تألیف هاجسن، ترجمه فریدون بدره‌اى، تبریز، ۱۳۴۳) ص ۵۰۸ـ۵۷۵ آمده است[.کُربن، هانرى، تاریخ فلسفه اسلامى، ترجمه جواد طباطبایى، تهران: انتشارات کویر، چاپ چهارم، ۱۳۸۴ / ۱۹۹۳٫مستنصر باللّه دوم، پندیات جوانمردى، تصحیح و ترجمه ویلادیمیر ایوانف، بریل: لیدن، ۱۹۵۳٫ناصر خسرو، شش فصل، تصحیح و ترجمه ولادیمیر ایوانف، بریل: لیدن، ۱۹۴۹٫نعمان، ابوحنیفه، اساس التأویل، تصحیح عارف تامر، بیروت: دارالثقافه، ۱۹۶۰٫ـــــــــــ ، الرساله المذهبه، در خمس رسائل اسماعیلیه، تصحیح عارف تامر، سوریه، سلمیه: دارالانصاف، ۱۹۵۶٫Agha Khan III, The Memoirs of Aga Khan, London: Cassell and Company, 1954.Agha Khan IV, Speech at the Opening Session of “Word of God, Art of Man: The Qurän and its Creative Expression” (Ismaili Center London: October 19) www. iis. ac. uk/learning/speechs_ak4/2003b. pdf, 2003.Collectanea, ed. Wladimir Ivanow. E. J. Brill: Leiden, 1948.Engineer, Asghar, Ali, The Bohras, New Delhi: Vikas Publishing House, 1980.Hodgson, Marshall G. S., The Venture of Islam, 3 vols., Chicago: University of Chicago Press, 1974.Imam Shah, Sayyid, Dasa Avatara, tr. Gulshan Khakee, The Das Avatara of Satpanthi Ismailis and Imam-Shahis of Indo-Pakistan. PhD thesis, Harvard University: Cambridge, 1972.Nanji, Azim, “Toward a hermeneutic of Qur¨anic and other narratives in Ismaili thought”, In: Martin, Richard C. (ed.), Approaches to Islam in Religious Studies, University of Arizona Press, Tucson, pp. 164-73, 1985.Shacke, Christopher, and Moir, Zawahir, Ismaili Hymns from South Asia: An Introduction to the Ginans, London: School of Oriental and African Studies, University of London, 1992.Steigerwald, Diane, La pensee philosophique et theologique de Shahrastani (m. 548/1153) Quebec: Les Presses de l¨Universite Laval, Sainte-Foy, 1997.____________ , “Le Logos: clef de l¨ascension spirituelle dans l¨ismaelisme”, Studies in Religion / Sciences religieuses 28: 2, 175-96, 1999.
پى‌نوشت‌ها :
[۴۰]. anagogic[41]. آغاخان سوم، کلام امام مبین، ج۱، ص۶۳ـ۶۴٫[۴۲]. همان،ص ۸۱٫[۴۳]. Steigerwald, Le Logos, p 175-96.[44]. Imam Shah, Dasa Avataya, p 475; Sadr al-Din in Collectanea, p 114.[45]. Shacke and Moir, Ismaili Hymns from South Asia, p 150.[46]. Pir Shams, 1985, p 41.[47]. Nanji, “Toward a…”, p 170-1.[48]. narayana[49]. Steigerwald, La Pensee, p 70-113.[50]. Garbi[51]. monorealism[52]. Imam Shah, Dasa Avatara, p 304,353.[53]. Collectanea, p 65.[54]. Collectanea, p 105.[55]. Naklanki[56]. Collectanea, p 111.[57]. شهاب‌الدین شاه، رساله در حقیقت دین، ص۱۴ـ۱۵، ۲۳ـ۲۴ و ۴۳٫[۵۸]. همان،ص۶۳٫[۵۹]. Agha Khan III, The Memoirs, p 172-3.[60]. Ibid, p 173.[61]. Ibid, p 178-9.[62]. Agha Khan IV, “Speech at…”, p 2-3.منبع:پایگاه دانشگاه ادیان و مذاهب/ن

 

برچسب ها: اسماعیلیه
نوشته قبلی

ابو هریره و نشر اسرائیلیات (۱)

نوشته‌ی بعدی

سیر تأویل نزد اسماعیلیان (۱)

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

سیر تأویل نزد اسماعیلیان (۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا