شأن نزول آيه
يكى از مقدمات استدلال شيعه به اين آيه بر امامت و ولايت امام اميرالمؤمنين على × نزول آيه درشأن آن حضرت است كه اكنون به بررسى اين مسأله مىپردازيم.
گرچه در شأن نزول آيه روايات مختلفى وارد شده است، ولى آنچه در منابع شيعه پذيرفته شده و مشروحتر از بقيه روايات نقل گرديده، روايت «عبايه ربعى» است:
ابن عباس كنار چاه زمزم نشسته بود و به مردم مىگفت: رسول خدا | فرمود…:
در اين بين مردى كه سر و صورت خود را با عمامه و دستار خويش بسته و پوشانده بود، هرگاه كه ابن عباس مىگفت: قال رسول اللّه | ، آن مرد نيز همين سخن را تكرار مىكرد.
ابن عباس به او رو كرد و گفت: تو را به خدا سوگند مىدهم خود را معرفى كن.
آن مرد دستار از چهره كنار زد و گفت: هر كس مرا مىشناسد كه مىشناسد و آن كه مرا نمىشناسد بداند من جندب بن جناده بدرى – ابوذر غفارى – هستم.
با اين دو گوش خود از رسول خدا | شنيدم، اگر دروغ بگويم گوشهايم كر گردد و با اين دو چشم خويش رسول خدا | را ديدم. اگر دروغ گويم ديدگانم نابينا شود، آرى! شنيدم و ديدم كه مىفرمود:
«علي قائد البررة و قاتل الكفرة منصور من نصره مخذول من خذله.»([1])
«على × رهبر نيكان و قاتل كافران است. آن كه او را يارى كند، از يارى خداوند بهرهمند مىشود و آن كه او را خوار سازد، خود را خوار ساخته است».
روزى نماز ظهر را با رسول خدا | به جا آوردم، مرد بينوايى در مسجد از مردم تقاضاى كمك كرد. كسى چيزى به او نداد، مرد بينوا دستها را به سوى آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! تو گواه باش كه من در مسجد رسول خدا | از مردم درخواست كمك مالى نمودم، ولى كسى چيزى به من نداد.
على × كه در حال ركوع بود، با انگشت خنصر (خُرد يا ميانه) دست راست خود به سائل اشاره كرد تا انگشترى را از انگشت او بيرون كشد، سائل انگشترى را از دست آن حضرت بيرون كشيد و رسول خدا | نيز شاهد و ناظر اين صحنه بود.
پس از پايان نماز، رسول خدا | سر به سوى آسمان برداشت و عرض كرد: خدايا! برادرم موسى × درخواستى با تو در ميان گذاشت و گفت:
{رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّـرْ لِي أَمْرِي * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي * يَـفْـقَهُوا قَـوْلِي * وَاجْـعَلْ لِي وَزِيراً مِـنْ أَهْـلِي * هـرُونَ أَخِي * أُشْـدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي}([2])
«پروردگار! سينهام را گشاده ساز و به من شرح صدر مرحمت فرما و كارم را سهل و هموار گردان و گره از زبانم بگشا و آن را گويا ساز، تا مردم گفتارم را درست دريابند. برايم وزيرى از خاندانم فراهم آور، برادرم هارون را وزيرم قرار ده و به وسيله او پشتم را استوار دار، پشیبان من باشد و او را شريك كارم گردان تا در اين كار مرا يارى كند».
رسول خدا | عرض كرد: خدايا! تو در قرآن فرمودى:
{سَنَـشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِـيكَ وَنَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَـلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما}»([3])
«به زودى بازويت را به وسيله برادرت استوار خواهيم كرد و براى شما دو نفر آنچنان نيرويى مقرر خواهيم كرد تا به شما نرسند».
سپس رسول خدا | عرض كرد:
«اللّهم فأنا محمّد نبيّك و صفيّك. اللّهم فاشرح لى صدرى و يسّرلى امرى و اجعل لى وزيرا من اهلى عليّا أشدد به ازرى»
«بار خدايا! من محمد پيامبر و برگزيده تو هستم. بار خدايا! پس به من شرح صدر مرحمت فرما. كارم را آسان گردان، و براى من وزيرى از خاندانم، يعنى على را فراهم كن و به وسيله او پشتم را استوار كن».
ابوذر گفت: سوگند به خدا هنوز سخن آن حضرت به پايان نرسيده بود كه جبرئيل نازل شد و عرض كرد: اى محمد! بخوان!
فرمود: چه بخوانم؟
عرض كرد: بخوان.
{«إِنَّما وَلِـيُّـكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِـيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ}([4])
«ولىّ و سرپرست شما تنها خدا و رسول او و مؤمنانى هستند كه نماز را به پا مىدارند و در حال ركوع زكات خويش را مىپردازند».([5])
این كه اين آيه در شأن امام على × نازل شده است، در بین علمای شیعه اجماعی است([6])و آنان ادعاى اجماعی امامان شيعه را نيز دارند كه آنچه از آنان نقل شده – چه در تفسير و چه در مناظرات – مبيّن اين مطلب است كه اين آيه در شأن امام على × نازل شده است.([7])
گذشته از اجماع شيعه، امت اسلامی نیز اتفاق نظر دارند که اين آيه در شأن امام على × نازل شده است.
([1]) مناقب، ابن مغازلى، ص 80؛ كنزالعمال، ج 11، ص 602.
([5]) مجمع البيان، ج 3، ص 210؛ الميزان، ج 6، ص 21 و منابع ديگر.


















هیچ نظری وجود ندارد