شبهات ادبى آیه اطاعت
۱ . اطلاق جمع و اراده فرد خلاف ظاهر است
گفته شده «اولىالامر» جمع است، در حالى که شیعه بر این باور است که در هر عصرى یک نفر بیشتر امام نیست. بنابر این باید مقصود از اولىالامر یک نفر باشد و این خلاف ظاهر است.
به این شبهه توجه کنید:
«انّه تعالى امر بطاعه اولى الامر و اولىالامر جمع و عندکم لا یکون فىالزمان الاّ امام واحد و حمل الجمع على الفرد خلاف الظاهر.»([۱])
خداوند به اطاعت از اولىالامر دستور داده است و این کلمه جمع است، در حالى که شیعه بر این باور است که در هر زمانى تنها یک امام وجود دارد. بنابر این باید لفظ جمع را بر مفرد حمل کرد و این بر خلاف ظاهر است.
نقد
۱- کاربرد جمع و اراده مفرد در ادبیات عرب امرى رایج است؛
۲- در قرآن موارد متعددى لفظ جمع آمده است، در حالى که طبق دیدگاه همه مفسران مقصود فرد است. پیشتر موارد متعددى از آیات یاد شده را بیان کردیم که تکرار نمىکنیم.
۳- مقصود از اولىالامر همانند لفظ آن، جمع است؛ یعنى دوازده امام معصوم و این با عقیده شیعه که در هر عصرى یک امام وجود دارد نیز منافات ندارد؛ زیرا این دوازده نفر در کل زمان توزیع مىشوند. بنابر این نه کاربرد جمع اشکال دارد و نه مخالف عقیده شیعه است.
۲- اطاعت از امامان؛ تکلیف مالا یطاق و یا مشروط
به این شبهه توجه کنید:
«انّ طاعه الائمّه المعصومین مشروطه بمعرفتهم و قدره الوصول الیهم، فلو وجب علینا طاعتهم قبل معرفتهم کان هذا تکلیف مالا یطاق و لو وجب علینا طاعتهم اذا صرنا عارفین بهم و بمذاهبهم صار هذاالایجاب مشروطا و ظاهر قوله تعالى {اطیعوا الله و اطیعو الرسول و اولى الامر منکم} یقتضى الاطلاق.([۲])
اطاعت از امامان معصوم در صورتى امکان دارد که آنان را بشناسیم و به آنان دسترسى داشته باشیم. بنابر این اگر قبل از شناخت ایشان اطاعت از آنان واجب شود، این تکلیف خارج از توان و قدرت ماست و اگر بعد از این که آنان را شناختیم اطاعت از آنان واجب باشد، این تکلیف مشروط به شناخت مىشود، در حالى که در آیه مورد بحث اطاعت از اولىالامر مطلق است
نقد
در پاسخ به این شبهه باید گفت در آیه مورد بحث اطاعت از سه نفر واجب شده است:
۱- اطاعت از خداوند: آز آقاى فخر رازى باید پرسید با این که اطاعت از خداوند در آیه مطلق است، اطاعت از خداوند قبل از شناخت خداوند است یا بعد از شناخت خداوند؟ اگر قبل از شناخت خداوند اطاعت از او واجب شده باشد، تکلیف مالایطاق است و اگر بعد از شناخت خداوند واجب شده باشد، تکلیف مشروط است. بر این اساس هر پاسخى که فخر رازی به این شبهه مىدهد، پاسخ ما نیز به شبهه وى همان خواهد بود.
۲- اطاعت از رسول: این مورد نیز مانند مورد پیشین است و هر پاسخى که فخر رازى بدهد، در واقع پاسخ شبهه پیشین وى خواهد بود.
۳- اولی الامر: که اگر مقصود از اولىالامر اهل اجماع باشند – که بیشتر اهل سنت بر این باورند – باز هم این اشکال وارد مىشود که اطاعت اهل اجماع قبل از شناخت آنان واجب است یا بعد از شناخت آنان؟ اگر قبل از شناخت آنان اطاعت از آنان واجب شده باشد، تکلیف مالایطاق است و اگر بعد از شناخت آنان اطاعت از آنان واجب شده باشد، تکلیف مشروط است و هر پاسخى که آقاى فخر رازى به اهل اجماع بدهد، نسبت به امامان معصوم هم مىتوان داد.
۴- اطاعت از امامان معصوم : نیز همانند اطاعت از رسول خدا مطلق است. بنابر این همان طور که شناخت رسول خدا از باب مقدمه اطاعت لازم و واجب است در این جا نیز شناخت امامان از باب مقدمه اطاعت آنان لازم است و همان طور که شناخت انبیا در طول تاریخ و بخصوص درباره پیامبر اسلام امکان دارد و تکلیف مالایطاق و تکلیف مشروطى هم اتفاق نمىافتد، درباره امامان معصوم ÷ هم شناخت آنان امکان دارد و لازمه آن نیز تکلیف مالایطاق و تکلیف مشروط نیست.
۵- درباره در دسترس نبودن امامان نیز باید گفت در آیه مورد بحث اطاعت خداوند، اطاعت رسول او و اطاعت اولىالامر به طور مطلق واجب شده است، اما خداوند که هرگز در دسترس بشر نیست، چنان که فرمود:
{لا تُدْرِکُهُ الأَبْصارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الأَبْصارَ}([۳])
اما درباره رسول خدا نسبت به مسلمانان عصر خودش در دسترس بوده است، اما در دسترس ما نیست. امامان ÷ نیز در دسترس مسلمانان عصر خود بودهاند، ولى برای ما این گونه نیست و همان طور که ما از راه آثار به جا مانده از رسول خدا – که روایت راویان باشد – او را مىشناسیم، دسترسى به امامان نیز از همین راه میسّر است.
۳- ذکر نشدن امامان در آیه:
گفتهاند اگر مقصود از «اولىالامر» امامان معصوم بودند مىبایست در آیه ذکر مىشد. به این شبهه توجه کنید:
«و لو کان المراد باولى الامر الامام المعصوم لوجب ان یقال فان تنازعتم فى شىء فردّوا الى الامام.»([۴])
اگر مقصود از اولىالامر امام معصوم بود، مىبایست گفته مىشد اگر در چیزى اختلاف کردید به امام رجوع کنید.
نقد
۱- این اشکال بر نظریه اهل سنت هم وارد است که اگر مقصود از اولىالامر اهل اجماع بود، مىبایست در آیه ذکر مىشد که در صورت اختلاف به اهل اجماع رجوع کنید. پس هر جوابى که فخر رازى به اهل اجماع بدهد، همان جواب در این جا هم قابل ذکر است.
۲- همان طور که پیشتر بیان کردیم، اطاعت از امامان همان اطاعت از سنت رسول خدا است که در اطیعوا الرسول آمده است و حتى پیشتر بیان کردیم که خداوند درباره خود اطیعوا الله و درباره رسولش، اطیعوا الرسول را به کار برده است، ولى درباره اولىالامر، اطیعوا را به کار نبرده است، چون آنان در این زمینه مستقل لحاظ نشدهاند، بلکه اطاعت آنان عین اطاعت رسول است.
بنابر این در ردّ به رسول، ردّ به امام نیز آورده شده است.
([۱]) تفسیر، فخر رازى، ج ۱۰، ص ۲۵۱٫
([۴]) تفسیر، فخر رازى، ج ۱۰، ص ۲۵۱٫
منبع: برگرفته از کتاب آیات ولایت قرآن جلد۵؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید.

















هیچ نظری وجود ندارد