شبهات اسباب النزول در آیه تطهیر
اسباب النزول
۱ – همسران سبب نزول آیه هستند
از شبهاتى که بر این استدلال وارد کردهاند؛ این است که همسران رسولخدا سبب نزول آیه بودهاند. بنابر این آیه باید آنان را هم دربرگیرد.
به این شبهه توجه کنید:
«و هذا نصّ فى دخول ازواج النبى فى اهلالبیت هنا، لانهنّ سبب نزول هذه الآیه و سبب النزول داخل فیه قولاً واحدا اما وحده او مع غیره على الصحیح.»([۱])
این آیه تصریح مىکند که اهلالبیت در آیه شامل همسران رسولخدا نیز مىشود؛ زیرا آنان سبب نزول این آیه شدهاند و همه بر این باورند که سبب نزول آیه داخل در آیه است، یا بنابر این قول که حکم در آیه اختصاص به شأن نزول دارد، یا بنابر این قول که حکم آیه اختصاص به شأن نزول ندارد.
نقد
۱- اگر بگوییم که سبب نزول این آیه همسران بودند، پس باید شامل آنان هم بشود که بپذیریم این آیه هم جزء آیات قبل و بعد است، در حالى که پیشتر اثبات کردیم که چه طرفداران اختصاص به همسران و چه طرفداران اختصاص به اصحاب کساء و چه طرفداران جمع بین این دو قول که همسران و اصحاب کساء باشند. همه قائل بر این هستند که این آیه مستقل است؛
۲- در کتب اسباب النزول هیچکس همسران را سبب نزول آیه نمىداند و همانطور که ملاحظه مىکنید، ابنکثیر هم دلیلى بر این نظریه اقامه نمىکند و تنها ادعایى بدون دلیل دارد و تنها دلیلى که شاید براى این نظریه آورد، مسأله سیاق و نظم آیه است که پیشتر صلاحیت سیاق و نظم براى دلیل بودن آن رد شد؛
۳- پیشتر بیان کردیم که امسلمه از رسول خدا تقاضا کرد که اجازه دهد تا او هم داخل در کساء شود. رسول خدا در برابر این پیشنهاد مقاومت کرد و کساء را از دست «امسلمه» کشید.
مقاومت رسول خدا شاهد بر این است که همسران سبب نزول آیه نبودند والاّ رسول خدا بهتر از هر کس مىداند که آیه شامل مورد نزول مىشود. گذشته از آن که اگر همسران سبب نزول بودند، لازم نبود که امسلمه تقاضاى ورود به زیر کساء را مطرح کند، چون آیه شامل او مىشد. همچنین امسلمه در برابر اقدام رسول خدا حق اعتراض داشت که آیه درباره ما نازل شده است؛
۴- پیشتر بیان کردیم که در میان نظریههایى که درباره مصداق اهلالبیت وجود دارد؛ سه نظریه زیر قابل توجه بود:
الف – نظریه اختصاص آیه به همسران، که طرفداران این نظریه تنها چند نفر از تابعان بودند که از حیث سند و محتوا نقد شد که این شبهه براساس این نظریه است؛
ب – این نظریه که هم شامل همسران و هم شامل اصحاب کساء شود که مستند این قول، سیاق و نظم آیات و معناى لغوى اهلالبیت با توجه به روایاتى بود که این نظریه هم نقد گردید و دلائل آن ارائه شد؛
ج – نظریه اختصاص آیه به اصحاب کساء، که پیشتر اجماع محدثان، مفسران، تطبیق رسول خدا ، فهم صحابه، ادعاى همسران رسولخدا را نقل کردیم که اینان براین باورند که سبب نزول آیه اصحاب کساء هستند نه همسران؛
۵- پیشتر بیان کردیم که کاربرد کلمه حصر، عموم رجس، مفرد محلّى به الف و لام، تأکید به مصدر، اراده تکوینى همه حکایت از آن دارد که آیه درباره عدهاى غیر از همسران رسول خدا – که همان اصحاب کساء باشند – نازل شده است؛
۶- این نظریه که سبب نزول آیه اصحاب کساء هستند، اختصاص به شیعه ندارد، بلکه در بین اهل سنت هم هستند افرادى که بر این باورند؛
«اما دخول على و فاطمه و الحسن و الحسین فلکونهم قرابته و اهل بیته فى النسب و یؤید ذلک ما ذکرناه من الاحادیث المصرحّه بانّهم سبب النزول.»([۲])
اما این که اهلالبیت در آیه شامل على و فاطمه و حسن و حسین مىشود به این دلیل است که اینان نزدیکان رسولخدا و اهل بیت نسبى او هستند و مؤید این مطلب احادیثى است که ذکر کردیم که تصریح مىکنند که سبب نزول آیه اینان بودهاند.
۲- دعاى پیامبر، عامل مشمول
یکى از شبهاتى که بر این استدلال وارد کردهاند؛ این است که لفظ اهلالبیت شامل اصحاب کساء نمىشود، بلکه بعد از نزول آیه، رسول خدا دعا کرد تا امتیازى که خداوند براى همسران ایشان در نظر گرفته است، شامل آنان نیز بشود.
به این شبهه توجه کنید:
«و انّما هذا شىء جرى فى الاخبار انّ النبى لما نزلت علیه هذه الآیه دعا علیّا و فاطمه و الحسن و الحسین فعمد النبى الى کساء فلفّها علیهم، ثم الوى بیده الى السماء فقال: اللهم هولاء اهلبیتى اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا، فهذه دعوه منالنبى بعد نزول الآیه احبّ ان یدخلهم فى الآیه التى خوطب الازواج، فذهب الکلبى و من وافقه فصیّرها لهم خاصّه و هى دعوه لهم خارجه عن التنزیل.»([۳])
در روایات آمده است: رسول خدا پس از نزول آیه، على و فاطمه و حسن و حسین را فراخواند، کساء را برداشت و بر روی آنان انداخت. سپس دستش را به طرف آسمان بلند کرد و عرض کرد: خدایا اینان اهلبیت من هستند! خدایا! پلیدى را از آنان دور کن و آنان را آنطور که شایسته است، پاک گردان. بنابر این، این دعایى است از رسول خدا بعد از نزول آیه که دوست داشت آنان را داخل آیهاى کند که مخاطبش همسران او هستند، ولى کلبى و همفکران او گفتهاند که این آیه به اصحاب کساء اختصاص دارد، در حالى که این تنها دعایى است براى آنان بدون ارتباط با قرآن».
نقد
این شبهه چند پیشفرض دارد که با توجه به آنها اشکالهای زیر وارد شده است:
۱- این آیه همراه با آیات قبل و بعد نازل شده است که پیشتر پاسخ دادیم:
اوّلاً: همه – یعنى چه طرفداران نظریه اختصاص و چه طرفداران نظریه تعمیم – قائلند که این آیه مستقل نازل شده است؛
ثانیا: این که امروز در قرآن موجود آیات کنار هم قرار گرفتهاند، دلیل بر این نیست که آیات با هم نازل شده باشند؛ زیرا این مسأله مورد اتفاق است که بیشتر آیات در مناسبتهاى مختلف نازل شده است.
سیوطى مىنویسد:
«النوع الثالث عشر ما نزل مفرقا و هو غالب القرآن و من امثلته فىالسور القصار اقرأ اول ما نزل منها الى قوله مالم یعلم و الضحى اول ما نزل منها الى قوله فترضى.»([۴])
نوع سیزدهم آیاتى است که جداگانه نازل شدهاند و بیشترین حجم قرآن را شامل مىشود که نمونههاى آن در سورههاى کوچک؛ در سوره اقراء از ابتداى سوره تا «مالم یعلم» نازل شد و سپس بقیه آیات و در سوره «و الضحى» از ابتداى سوره تا «فترضىٰ» نازل شد، سپس بقیه آیات.
ثالثا: توقیفى بودن آیات تنها این مسأله را ثابت مىکند که رسولخدا دستور داده است که کدام آیه در کجا قرار گیرد، ولى این را ثابت نمىکند که این آیات با هم نازل شده است؛
رابعا: براساس اندیشه شیعه که جمع قرآن را در عصر رسول خدا مىدانند، توقیقى بودن آیات را مىتوان اثبات کرد ولى براساس اندیشه بیشتر اهل سنت – که جمع قرآن را بعد از رسول خدا مىدانند – معلوم نیست به دستور توقیفى بودن آیات عمل کرده باشند.
جمع کردن سوره احزاب – که آیه تطهیر در آن واقع شده است – توجه کنید:
«قال ابن شهاب و اخبرنى خارجه بن زید بن ثابت سمع زید بن ثابت قال فقدت آیه من الاحزاب حین نسخنا المصحف قد کنت اسمع رسول الله یقرأ بها فالتمسناها فوجدناها مع خزیمه بن ثابت الانصارى «مِنَ المُـؤْمِنِـینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَـدُوا اللّهَ عَلَیْهِ» فالحقناها فى سورتها فى المصحف.»([۵])
ابن شهاب مىنویسد: پسر زید بن ثابت به من گزارش داد که از پدرش شنیده است که وقتى مشغول گردآورى قرآن بودیم آیهاى از سوره احزاب گم شد. با این که من از رسول خدا آن آیه را شنیده بودم که مىخواند، جستوجو کردیم و آن را نزد خزیمه بن ثابت انصارى یافتیم که آیه این بود: «من المؤمنین رجال…» و ما هم آن را در همان سوره در قرآن قرار دادیم.
همان طور که ملاحظه مىکنید، تصریح مىکند که ما آیه را در آن سوره قرار دادیم نه در کنار آیهاى که رسول خدا قرار داده بود؟ شاید آیه تطهیر هم به همین سرنوشت گرفتار شده است و شاید با انگیزههاى دیگرى این آیه را اینجا قرار دادهاند.
در هر حال توقیفى بودن آیات تنها این مسأله را اثبات مىکند که رسولخدا دستور داده است که این آیه اینجا باشد و بس ولى این مسأله را ثابت نمىکند که این آیه با آیات قبل و بعد از آن نازل شده است.
۲- این که آیه در شأن همسران پیامبر نازل شده باشد.
۳- این که بعد از نزول آیه رسول خدا دعا کرده باشد، این نیز قابل نقد است اما در منابع اهل سنت روایاتى که از طریق امسلمه و عایشه وارد شده است گواه بر این است که بعد از این که اینان در خانه جمع شدند و حضرت دعا کرد، آیه نازل شد که روایات آن در بحث شأن نزول گذشت.
در منابع شیعه نیز اکثر بر این باورند که بعد از دعاى رسول خدا آیه نازل شده است؛
«و قد نقل المخالف و الموافق انّ هذه الآیه نزلت فى بیت امسلمه رضى اللّه تعالى عنها و رسولالله فى البیت و معه علىّ و فاطمه و الحسن و الحسین و قد جللّهم بعباءه خیبریه و قال اللهم هولاء اهلبیتى فانزل اللّه عزّ و جلّ انّما یرید الله… فتلاها رسولالله فقالت له امسلمه رضىعنها: یا رسول اللاه ّلست من اهلبیتک؟ فقال: انّک الى خیر و لم یقل انّک من اهل بیتى.»([۶])
شیعه و سنى نقل کردهاند که این آیه در خانه امسلمه رضى اللّه عنها نازل شده است. رسول خدا در خانه بود و على و فاطمه و حسن و حسین هم بودند. در حالى که رسول خدا کساء خیبرى را بر آنان پوشانده بود، عرض کرد: خدایا! اینان اهلبیت من هستند. که خداوند آیه {انّما یریدالله…} را نازل کرد و رسولخدا آیه را تلاوت کرد.
امسلمه عرض کرد: اى رسول خدا من از اهلبیت تو نیستم؟
پیامبر فرمود: تو عاقبت به خیر هستى و نفرمود تو از اهلبیت من هستى.
عدهاى از دانشمندان اهل سنت بر این باورند که دعا کردن رسولخدا به این سبک خاص چندین بار تکرار شده است؛
«ان هذا الفعل منه مکرّر مره فى بیت امسلمه و مره فى بیت فاطمه کما جاءالحدیث.»([۷])
همان طور که در حدیث آمده است: این کار چند بار از طرف رسولخدا تکرار شده است، گاهى در خانه امسلمه و گاهى در خانه فاطمه ÷.
بنابر این اصل دعا قبل از نزول آیه بوده است، ولى تکرار آن بعد از نزول آیه است.
شبهه تحریف
از شبهاتى که بر این استدلال وارد شده است، این است که چنانچه مقصود از اهلالبیت تنها اصحاب کساء باشند، آیات قرآن تحریف شده است.
به این شبهه توجه کنید:
«و تخصیص الشیعه اهلالبیت فى الآیه بعلیّ و فاطمه و الحسن و الحسین رضىالله عنهم دون نسائه من تحریفهم لآیات اللّه تعالى انتصارا لاهوائهم.»([۸])
اختصاص دادن اهلالبیت در آیه تطهیر به على، فاطمه، حسن و حسین به طورى که شامل همسران رسول خدا نشود، از موارد تحریف قرآن است که شیعه براى اثبات آراى خود، به آن دست زده است؟!
نقد
۱- این دیدگاه تحریف نیست، بلکه کمک گرفتن از آیات قرآن، لغت، روایات رسول خدا ، عرف مسلمانان و آراى دانشمندان اسلامى براى مشخص کردن مصداق آیهاى از آیات قرآن است.
۲- شیعه این آیه را به اصحاب کساء اختصاص نداده است، بلکه ابتدا رسولخدا هم در رفتار و هم در گفتار، آیه را بر اصحاب کساء تطبیق کرده است و شیعه به استناد اعتراف همسران و اصحاب رسول خدا، مفسران و محدثان اسلامى و… چنین نظریهاى را پذیرفته است.
۳- با توجه به اسناد و مدارکى که پیشتر ارائه کردیم، اکثر دانشمندان اهل سنت به تبعیت از رسول خدا و… بر این باورند که آیه به اصحاب کساء اختصاص دارد، مشخص مىشود که این گونه اظهارنظرها حاکى از بىاطلاعى از منابع اهل سنت است.
([۱]) تفسیر، ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۹۱؛ تفسیر اضواء البیان، ج ۶، ص ۵۷۷٫
([۲]) التفسیر الواضح، ج ۲۱، ص ۶؛ فتحالقدیر، ج ۴، ص ۲۸۰٫
([۳]) تفسیر، قرطبى، ج ۱۴، ص ۱۸۴؛ تفسیر، ابن عاشور، ج ۲۱، ص ۲۴۸٫
([۵]) صحیح، بخارى، ج ۳، باب جمع القرآن، ص ۹۹؛ تفسیر، النسایى، ج ۲، ص ۱۶۶؛ جامع التفسیر من کتب الاحادیث، ج ۳، ص ۱۶۱۳؛ الاتقان، ج ۱، ص ۵۹٫
([۶]) سلسله مولفات الشیخ المفید، ج ۲، ص ۵۳٫
([۸]) سلسله الاحادیث الصحیحه، ج ۴، ص ۳۵۹٫
منبع: برگرفته از کتاب آیات ولایت قرآن جلد۴؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید.
















هیچ نظری وجود ندارد