25 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

شبهه‌ای بر آیه ولایت: ساختگی بودن روايات

شبکه جهاني ولايت
0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

ساختگی بودن روايات

يكى از شبهاتى كه بر استدلال شيعه به آيه ولايت وارد كرده‏اند، اين است كه گفته‏اند رواياتى كه دلالت دارد اين آيه در شأن على × نازل شده است، ساختگی است.

«{إِنَّما وَلِـيُّـكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا…}. هو علي و يذكرون الحديث الموضوع باجماع اهل العلم و هو تصدّقة بخاتمه فى الصلاة.»([1])

«مى‏گويند: آيه انّما وليّكم اللّه … درباره على × نازل شده است و در اين باره حديثى نقل مى‏كنند كه او در نماز انگشترى خود را صدقه داده است، در حالى كه اين حديث به اجماع اهل علم جعلى است!».

اولين كسى كه بر خلاف نظر صحابه پاک پیامبر و تابعین و علمای قبل از خود این فضیلت را درباره صحابی بزرگ پیامبر | حضرت علی × نفی کرده و اين سخن ناصواب را گفته، ابن تيميه است و پس از او اين سخن نادرست به منابع ديگر راه يافته. و مورد سوء استفاده وهابیان قرار گرفته است([2])

ابن تيميه كيست؟

در نقد و بررسى شبهات، روى سخن با شبهه و استدلال اوست و با گوينده كارى نداريم؛ گرچه بر اين باوريم كه شاكله و شخصيت فرهنگى و علمى افراد در كلمات آنان بروز مى‏كند. انسانها هر چه شخصيت خود را از ديد ديگران پنهان كنند، ولى چه بسا ناخودآگاه به ابراز انديشه‏هاى درونى خود مى‏پردازند.

امام على × در اين زمينه مى‏فرمايد:

«ما اضمر احد شيئا الاّ ظهر فى فلتات لسانه و صفحات وجهه.»([3])

«هيچ كس چيزى را در دل پنهان نكرد مگر اينكه در سخنانی ‏انديشه‏اش آشكار گشت و در صفحه رخسارش پديدار شد».

سخن ابن‏تيميه برخلاف باور همه فرقه‏هاى اسلامى است و دستاويز عده‏اى از خدا بى‏خبر – که تلاش براى تفرقه بين امت اسلامى را وجهه همت خود قرار داده‏اند شده است. شايسته است نگاهى به عقايد ابن تيميه و شخصيت او از ديدگاه اهل سنت داشته باشيم.

وى، احمد بن عبدالحليم بن عبدالسلام بن عبدالله ابوالعباس مشهور به ابن تيميّه (661 – 728 ق) در سال 661 در حران و در خانواده‏اى از سنّیان شامی به دنيا آمد. لازم به توضیح است که اکثر شامیان از دیر زمان تحت تأثیر تبلیغات امویان از اسلام ناب اهل بیت پیامبر | اطلاعات اندکی داشتهاند. پدرش در حران خطيب و شيخ و … بود تا اينكه در سال 667 ق به دليل مشكلات سياسى امنيتى، كه براى منطقه حران به وجود آمد، به طرف دمشق حركت كرد. در دمشق علما از پدرش استقبال كردند. و در اين شهر سمت خطيب داشت تا اينكه در سال 682 ق پدرش از دنيا رفت. مردم و علما به خاطر دلجويى از اين پسر و تقدير از زحمات پدر كرسى خطابه پدرش را در مسجد جامع دمشق در اختيار او گذاشتند. با اينكه جوانى بيست و سه ساله بود، اين پست مهم دينى را در اختيار او گذاشتند. از اين زمان شهرت او آغاز شد و به دليل اينكه تا پايان عمر ازدواج نكرده بود و به دليل مشكلات سياسى، فرهنگى، اجتماعى حاكم بر منطقه حران و دمشق و … شخصيت فرهنگى خاصى يافته بود كه با بسيارى از عقايد و رفتار مسلمانان مخالفت مى‏كرد و فتواهايى برخلاف مذاهب چهارگانه اهل سنت مى‏داد و موجب درگيرى بين پيروان مذاهب چهارگانه اهل سنت مى‏شد؛ به ويژه درباره بقيّه فرقه‏هاى مسلمانان كه هم عقيده او نبودند عقايدى بسيار افراطى داشت و آنان را كافر، مهدُورالدّم و مال آنان را مباح مى‏دانست.

عده‏اى از محققان فتواهايى را كه وى برخلاف همه مذاهب اسلامى صادر كرده است، گردآورى و بيش از 60 مورد نوشتهاند. به دليل اين فتواها، – كه خارج از مذاهب اسلامى بود و موجب فتنه و آشوب مى‏شد و عقايدى كه برخلاف اكثر فرقه‏هاى اسلامى از او صادر مى‏شد و ديگران را متهم به كفر مى‏كرد – علماى اسلامى در برابر او ايستادند و به خاطر همين فتواها و عقايد چندين بار زندانى شد البته در مواردى هم حاكمان دمشق و مصر به كمك او مى‏آمدند كه اين حمايت‏ها موجب جسارت بیشتر او شده بود.([4])

تا اينكه رهبران مذاهب چهارگانه اهل سنت معاصر وى، او را از فتوا دادن بازداشتند([5]) و چون اين اقدام سودى نبخشيد او را زندانى كردند([6]) و سرانجام در پى حكم به كفر ابن تيميه از طرف رهبران مذاهب چهارگانه معاصر وى، حكومت وقت بخشنامه‏اى صادر و به صورت اعلاميه‏اى براى همه خواندند:

«من كان على عقيدة ابن تيميه حلّ ماله و دمه.»([7])

«هر كس انديشه و عقيده ابن تيميه را داشته باشد، خونش مباح و مالش حلال است».

وی در زندان درگذشت.

گذشته از اين مسائل، دانشمندان اهل سنت بعد از عصر او نيز اظهارنظرهاى او را بى‏اساس و او را منافق و ناصبى شمرده‏اند.

ابن حجر عسقلانى صاحب كتاب الاصابة و فتح‏البارى و … درباره ابن تيميه مى‏نویسد:

«و منهم من ينسبه الى النفاق لقوله فى علي … فانه شنع فى ذلك فالزموه بالنفاق لقوله | و لا يبغضك الاّ منافق.»([8])

«به دلیل آنچه ابن تیمیه درباره على × گفته است، (او سپس چندين اظهارنظر ابن تيميه را درباره امام مى‏آورد كه از آوردن آنها شرم داريم) ابن تيميه به على × فحش و ناسزا گفته است؛ از اين جهت او را محكوم به نفاق كرده‏اند؛ زيرا رسول خدا | به على × فرمود: جز منافق كسى نسبت به تو كينه و دشمنى ندارد».

تعجب این جاست که وهابیان – که ناسزا به صحابه را برابر با کفر و شرک میدانند – ابن تیمیه را نه تنها کافر و مشرک ندانستهاند بلکه افکار او را پایه مکتب خود نهادهاند.

ابن حجر هيثمى، صاحب كتاب الصواعق المحرقه و … درباره ابن تيميه مى‏گويد:

«ابن تيمية عبد خذله اللّه و اصمّه و اعماه و اذلّه و بذلك صرح الائمة الذين بيّنوا فساد احواله و كذب اقواله‏و من اراد ذلك فعليه بمطالعة كلام الامام المجتهد المتفق على امامته و جلالته و بلوغه مرتبة الاجتهاد ابى الحسن السبكى و ولده التاج و الشيخ الامام العزّ بن جماعة و اهل عصرهم و غيرهم من الشافعيّة و المالكية و الحنفيّة و الحاصل انّه لا يقام لكلامه وزن بل يرمى فى كلّ و عرو حزن و يعتقد فيه انّه مبتدع ضالّ و مضلّ جاهل غال عامله اللّه بعدله.»([9])

«ابن تيميه كسى است كه خداوند او را خوار، گمراه، كور، كر و ذليل كرده است. رهبران دينى كه فساد حال و دروغ بودن گفتار او را بيان داشته‏اند، براين مسئله تصريح كرده‏اند؛ هر كس مى‏خواهد ابن تيميه را بشناسد بايد سخن رهبر و مجتهد والا مقامى كه همه به اجتهاد او وحدت‏نظر دارند؛ يعنى ابوالحسن سبكى را مطالعه كند. همچنين فرزندش و عزّ بن جماعة و معاصران او و غير آنها از رهبران شافعى، مالكى و حنفى و خلاصه آنكه سخن او هيچ ارزشى ندارد، بلكه بايد در دشت و صحرا انداخته شود.

درباره او عقيده بر اين است كه او يك بدعت‏گذار گمراه و گمراه كننده و نادان و غلوكننده بود. خداوند با عدلش با او رفتار كند».

محمد زاهد الكوثرى درباره ابن تيميه مى‏نویسد

«و تبدو على كلامه آثار بغضه لعلىّ × فى كلّ خطوة من خطوات تحدث عنه.»([10])

«در سخن ابن تيميه در هر قدمى كه از على × سخن مى‏گويد، آثار بغض و كينه او نسبت به على × آشكار مى‏شود».

اتهام به نفاق و ناصبى بودن ابن تيميه از طرف دانشمندان اهل سنت اختصاص به اين چند نفر ندارد، بلكه فراوانند كسانى كه درباره او اين گونه قضاوت كرده‏اند؛ «حبشى» در كتاب «المقالات السنّيه»، به دشمنى ابن‏تيميه با على× اشاره مى‏كند و سرانجام مى‏نويسد:

«و ابن تيميه ينطبق عليه قوله … و من ابغض عليّا فقد ابغضنى و كفاه بهذا خزيّا.»([11])

«ابن تيميه كسى است كه سخن رسول خدا | درباره او تطبيق مى‏كند كه فرمود: هر كس با على دشمنى ورزد با من دشمنى ورزيده است و همين خوارى ابن تيميه را كافى است».

بر اين اساس، ابن تيميه درباره شأن نزول آيه ولايت اظهارنظر علمى نكرد، بلكه به صورت علمى از حضرت امير × انتقام گرفته است. البته اين تنها موردى نيست كه او چنين رفتار كرده است، بلكه هر جا در احاديث به فضيلتى از فضائل امام على × برخورده، بغض و كينه خود را ابراز داشته است كه به چند نمونه اشاره مى‏كنيم:

«انت ولىّ كلّ مؤمن بعدى: هذا موضوع باتفاق اهل المعرفة بالحديث.»([12])

«رسول خدا | خطاب به امام على × : تو بعد از من ولى هر مؤمنى هستى».

ابن تيميه: اين حديث به اتفاق آشنايان به حديث، جعلى است.

«هو ولىّ كلّ مؤمن بعدى، كذب على رسول الله.»([13])

رسول خدا | درباره امام على × فرمود: او بعد از من ولى هر مؤمنى است.

ابن تيميه: اين دروغی است که به رسول خدا | نسبت داده شده است.

«و حديث ردّ الشمس له قد ذكره طائفة كالطحاوى و القاضى عياض و غيرهما و عدّوا ذلك من معجزات النبىّ و لكنّ المحقّقون من اهل العلم و المعرفة بالحديث يعلمون انّ هذا الحديث كذب موضوع.»([14])

«و حديث ردّ الشمس براى امام على × كه عده‏اى از دانشمندان همانند طحاوى، قاضى عياض و … اين جريان را از معجزات رسولخدا × شمرده‏اند، ولى محققان از اهل علم و آشنايان به حديث مى‏دانند كه اين حديث جعلى است».

«كذلك قوله و سدّوا الابواب كلّها الاّ باب علّى، فانّ هذا وضعته الشيعة على طريق المقابله.»([15])

«همچنين سخن رسول خدا | كه همه درها را ببنديد جز درِ [خانه] على × . اين حديث واقعيت ندارد، بلكه شيعه براى مقابله با حديثى كه درباره ابوبكر آمده است، اين حديث را جعل كرده‏اند».

«و حديث انا مدينة العلم و علىّ بابها اضعف و او هى و لهذا يعدّ فى الموضوعات.»([16])

«و حديث من شهر علمم و على درِ آن، ضعيف‏تر و سست‏تر است و بر اين اساس از جعليات شمرده مى‏شود».

«و اما حديث المؤاخاة فباطل موضوع، فانّ النبى لم يواخ احدا و لم يواخ بين المهاجرين و الانصار.»([17])

«و اما حديث برادرى، باطل و جعلى است؛ زيرا پيامبر هيچ كس را به عنوان برادر انتخاب نكرده و بين مهاجر و انصار هم پيوند برادرى ايجاد نكرده است».

«و اما قوله اقضاكم علىّ و القضاء يستلزم العلم و الدين، فهذا الحديث لم يثبت و ليس له اسناد تقوم به الحجّة.»([18])

«اما سخن رسول خدا | كه على × شايسته‏ترين شما به قضاوت است، در حالى كه قضاوت نيازمند علم و تقوا است. اين حديث هم ثابت نشده و سندى كه حجت باشد، ندارد».

شايد زشت‏ترين قضاوت را ابن‏تيميه درباره اين حديث دارد؛ زيرا با اين جمله هم منكر علم امام است و هم منكر ديانت و تقواى امام علی × !!

همان‏طور كه ملاحظه مى‏كنيد، ابن‏تيميه در هيچ‏يك از اين موارد دليلى ارائه نمى‏كند و تنها به كلى‏گويى و ادعاى اجماع و اتفاق نظر مى‏پردازد، بدون اينكه براى اين ادعاها مدركى ارائه كند.

مسئله ناصبى بودن ابن‏تيميه به قدرى فراگير است كه يكى از طرفداران او در عربستان به دفاع از او برخاسته و كتابى تحت عنوان «شيخ‏الاسلام لم يكن ناصبيا» نوشته است.([19])

گرچه پاسخ گفتن به هر يك از ادعاهاى ابن تيميه نيازمند فرصت ديگرى است، ولى ادعاى او را درباره جعلى بودن روايات نزول آيه {إِنَّما وَلِـيُّـكُمُ اللّهُ…} درشأن امام على ×  بايد پاسخ گفت.

نقد

1- همان طور كه در بحث شأن نزول بیان كرديم، تمام مفسرانى كه شأن نزول آيه را آورده‏اند، نزول آن درشأن امام على × را نقل كرده‏اند؛ چه به صورت اختصاصى، يا همراه با ديگران.

2- با اعتراف صحابه – كه معاصر نزول آيات بودند – چه مخالفان امامعلى× همانند عمروبن عاص، و چه موافقان آن حضرت، مانند حذيفة بن يمان، صاحب سر رسول اللّه | و خذيمة بن ثابت، ذوالشهاذتين، جايى براى ادعاى «ابن‏تيميه» باقى نمى‏ماند.

3- چنان كه در بحث استناد فقها به آيه ولايت اشاره كرديم، دانشمندان اهل سنت با استناد به شأن نزول، اين آيه را مستند فقهى براى استنباط احكام قرار داده‏اند([20]) و اين گواه بر آن است كه صدور حديث نزد آنان قطعى است.

4- متكلمان و مفسرانى كه بر استدلال شيعه به اين آيه شبهه‏اى وارد كرده‏اند، از نظر دلالت آن اشكال وارد كرده‏اند كه اين نيز حكايت از صحت شأن نزول دارد.

5- گذشته از اعترافات صحابه، تابعين و مفسران – كه پيشتر نقل كرديم – هيچ‏يك از دانشمندان اسلامى شيعه يا سنى تا قرن هفتم، كه ابن تيميه، اين ادعا را كرده است، نزول آيه درشأن امام علی ×  را انكار نكرده‏اند و در هيچ‏يك از منابع تفسيرى و روايى اهل سنت نيز اثرى از آن نيافتيم.

6- شاگردان ابن تيميه، مانند ابن كثير و … كه سخنان او را بدون نقد نقل كرده‏اند و طرفداران انديشه ابن‏تيميه – كه بعد از او اين سخنان را آورده‏اند – نتوانسته‏اند حتى يك سند براى ادعاى اتفاق نظر اهل علم بر ساختگی بودن اين روايات ارائه كنند.

 

([1]) مقدمة فى اصول التفسير، ص 88.

([2]) تفسير القرآن، ج 1، ص 394؛ تفسير البيضاوى، محقق، ج 2، ص 338 كه محقق اين سخن را آورده است؛ تفسير، ابن كثير، ج 2، ص 67؛ لباب التفسير، ج 1، ص 342؛ تهذيب التفسير و تجريدالتاويل، ج 4، ص 200؛ الفتح السماوى، ج2، ص 571؛ التفسير الوسيط، ج 4، ص 200؛ حاشية الشهاب على تفسير البيضاوى، ج 3، ص 498؛ پاورقى النكت و العيون، ج 2، ص 49؛ زاد المسير فى علم التفسير، ج 2، ص 292؛ اتجاهات التفسير فى القرن الرابع عشر، ج 1، ص 109؛ تيسير العلى القدير لاختصار تفسير ابن كثير، ج 2، ص 61.

([3]) نهج‏البلاغه، حكمت 26.

([4]) عبدالحميد، صائب، ابن تيميه، حياته، عقائده، ص 17؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج 3، ص 171.

([5]) المقالات السنّيه، ص 16.

([6]) رفع الشبهة عن الرسول و الرسالة، ص 98 – 97؛ السيف الصيقل، ص 187.

([7]) رفع الشبهة عن الرسول و الرسالة، ص 98.

([8]) الدرر الكاملة، ج 1، ص 155.

([9]) الفتاوى الحديثيّة، ص 156.

([10]) الحاوى فى سيرة الامام ابى جعفر الطحاوى، ص 27.

([11]) المقالات السنّيه، ص 367 ؛ مقاله سيزدهم، ص 307 تا 371.

([12]) منهاج السنة، ج 3، ص 9.

([13]) همان، ج 4، ص 104.

([14]) همان، ج 4، ص 186.

([15]) همان، ج 3، ص 9؛ مجموع الفتاوى، ج 4، ص 415.

([16]) همان، ج 4، ص 138؛ مجموع الفتاوى، ج 4، ص 410.

([17]) همان، ج 2، ص 119.

([18]) همان، ج 4، ص 138.

([19]) اين كتاب را در 184 صفحه، سليمان بن صالح الخراشى تأليف كرده و در دارالوطن رياض به سال 1998 م منتشر شده است.

([20]) جصّاص، احكام ‏القرآن، ج4، ص102؛ مدارك ‏التنزيل و حقايق التاويل، ‏نسفى، ج 1، ص456.

نوشته قبلی

شبهه به راويان نزول آيه ولایت در شأن امام على 

نوشته‌ی بعدی

شبهه‌ای بر آیه ولایت: اضافه شدن شرايط امامت

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
شبکه جهاني ولايت

شبهه‌ای بر آیه ولایت: اضافه شدن شرايط امامت

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا