8 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

شبهه ادبی به آیه ولایت و نقد آن

تفسیر های گوناگون از قرآن کریم
0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بعضى از شبهاتى كه به استناد ادبيات عرب بيان كرده‏اند عبارتند از:

1 – لغو بودن ذكر ركوع بعد از صلات؛

گفته‏اند، اگر مقصود از ركوع، ركوع اصطلاحى باشد، با توجه به اينكه قبل از اين جمله، عبارت {يقيمون الصلوة} آمده است و صلات شامل ركوع هم مى‏شود، ذكر {و هم راكعون} لغو خواهد بود.

به اين شبهه توجه كنيد:

«و الركوع هنا ظاهره الخضوع لا الهيئة التى فى الصلاة، لانّه يلزم فى هذا القول تكرير الركوع لقوله يقيمون الصلاة.»

اين شبهه در منابع گوناگون آمده است.([1])

نقد

در پاسخ به اين شبهه ابتدا بايد جايگاه جمله «و هم راكعون» را از نظر ادبى مشخص كرد.

درباره اين جمله دو احتمال زیر داده شده است:

1 – اينكه «واو» عاطفه و جمله عطف بر جملات قبل باشد كه عده‏اى بر اين باورند.

در اين جمله دو وجه جايز است که روشن‏ترين آن اين است كه جمله عطف بر جمله‏هاى گذشته است پس معناى آيه چنين مى‏شود: «ولى و سرپرست شما تنها كسانى هستند كه نماز مى‏خوانند و زكات مى‏دهند و ركوع مى‏كنند».([2])

براساس اين نظريه اين اشكال مطرح مى‏شود كه ذكر «راكعون» تكرار و لغو است؛ زيرا قبل از آن جمله {يقيمون الصلوة} آمده است.

پاسخهای مفسران اهل سنت

الف – چون رکوع بارزترین رکن نماز است و به دلیل اهمیت – آن – بر خلاف جملات قبل – این جمله را اسمیه آورده و نگفته است؛ «یرکعون» ([3])

اين پاسخ – همان طور كه ملاحظه مى‏كنيد – ادعایی بیش نیست و دليلى بر اظهر بودن ركوع نسبت به بقيه اركان نداريم و ايشان هم نتوانسته برای اثبات آن دليلى ارائه كند، بلكه اگر بحث مقايسه بين اركان نماز مطرح شود، آشكارترين اركان نماز تكبيرة الاحرام است؛ زيرا با گفتن آن نماز آغاز و كارهاى منافى نماز با گفتن اين تكبير حرام مى‏شود.

ب – ممكن است تكرار براى تأكيد باشد، چون نماز در ميان تكاليف الهى از شرافت و عظمت زیادی برخوردار است.([4])

چنان كه ملاحظه مى‏كنيد، اين پاسخ نيز ربطى به موضوع ندارد؛ زيرا اشكال اين بود كه تكرار ذكر ركوع پيش مى‏آيد، نه تكرار نماز و پاسخ ياد شده مبتنى بر تكرار نماز است، در حالى كه در آيه نماز تكرار نشده است.

ج – ذكر ركوع بعد از نماز بدين خاطر است كه شريف‏ترين اعمال نماز ركوع است.([5])

اين پاسخ نيز كه شريف‏ترين اعمال نماز ركوع است؛ ادعایی بیش نیست، زيرا در روايات آمده است كه نزديك‏ترين حالت انسان به خدا در حال سجده است؛ به اين روايت توجه کنید:

«قال النبى | : اقرب ما يكون العبد من ربّه و هو ساجد.»([6])

 نزديك‏ترين حال قرب بنده به پروردگارش هنگام سجده است.

بدين سان اشكال تكرار ركوع و لغو بودن آن در صورتى وارد مى‏شود كه «واو» را عاطفه بدانيم. در اين صورت، هيچ يك از پاسخ‏هايى كه ارائه كرده‏اند قانع‏كننده نيست.

اشكال اساسى كه بر عاطفه گرفتن «واو» وارد مى‏شود؛ اين است كه با توجه به اينكه «انّما» براى حصر است و خداوند در مقام تعيين ولى و سرپرست مسلمانان بعد از رسول خداست، اگر واو را عاطفه بدانيم، اين هدف تأمين نمى‏شود؛ زيرا معناى آيه اين مى‏شود كه ولى و سرپرست شما خدا و رسول خدا و کسانی هستند كه نماز مى‏خوانند و زكات مى‏دهند و ركوع مى‏كنند.

اين اوصاف در همه مسلمانان وجود دارد و از طرفى همه نمى‏توانند «ولىّ» باشند پس حصرى اثبات نمى‏شود.

2- بيشتر مفسران عامه و تمام مفسران خاصه اين نظريه را پذيرفته‏اند كه «واو» حاليه و صاحب حال نيز فاعل {يقيمون و يؤتون} است.

توجيههای زیر از سوی مفسران اهل‏سنت ارائه شده است:

الف – ركوع به معناى اصطلاحى نيست، بلكه به معناى خضوع است؛

چون عدهای از صحابه در هنگام نزول اين آيات در حال نماز و عده‏اى در حال پرداخت زكات بوده‏اند و اين دو كار را با حالت خضوع انجام مى‏دادند، اين آيه نازل شد.([7])

گرچه ركوع در لغت به معناى خضوع آمده است ولى در بكارگيرى لغتى كه چند معنى دارد در يك معناى معين، نياز به قرائتى است كه مؤيد معناى ياد شده باشد، در حالى كه در اينجا ركوع را به معناى خضوع گرفتن نه تنها قرينه مؤيد ندارد، بلكه بر خلاف تاريخ و كتاب و عقل است.

1- در اين پاسخ ادعا شده است كه صحابه هنگام نزول آيه در حال نماز و پرداخت زكات بوده‏اند، در حالى كه نزول آيه چند دقيقه هم طول نمى‏كشد. اگر پرداخت زكات از طرف اميرالمؤمنين × را ناديده بگيريم و انكار كنيم – كه اين گروه درصدد چنين كارى هستند – از نظر تاريخى چه دليلى هست كه در آن لحظه اصحاب در حال پرداخت زكات بودند؟ انسان با اندك تأمل در مى‏يابد كه اين سخن بى‏مدرك است.

از طرفى اگر پرداخت زكات از سوى صحابه در آن لحظه اثبات نشود، براساس اين نظريه، جمله {يؤتون الزكاة} را نمى‏توان معنى كرد و جمله‏اى خلاف واقع خواهد بود؛

2- اگر ركوع به معناى خضوع باشد، اشكال تكرار به گونه‏اى ديگر وارد مى‏شود؛ زيرا نماز و زكات هر دو كار عبادى هستند و عبادت بايد با اخلاص و خضوع انجام شود. در اين صورت جمله {و هم راكعون} به معناى و «هم خاشعون» است كه با قرآن تناسب ندارد؛

3- اگر ركوع به معناى خضوع باشد، گذشته از دو اشكال پيشين، اشكال ديگرى نيز خواهد داشت، بدين معنى كه هدف آيه كه تعيين ولى بعد از نبى| است تأمين نمى‏شود؛ زيرا خضوع در نماز و زكات در اين صورت، ميان همه مسلمانان مشترك است، نه آنكه به عده‏اى ويژه اختصاص داشته باشد تا با حصر «انّما» متناسب باشد.

ب – «واو» عاطفه نيست، ولى ركوع هم به معناى اصطلاحى نیست.

اگر «واو استينافى» باشد جايز است كه مقصود از ركوع، مبالغه در مواظبت بر نافله‏ها باشد.([8])

نقد

1- هيچ كس در هيچ لغتى ركوع را به معناى مواظبت بر نافله معنى نكرده است؛

2- در شرع نيز لفظ ركوع بر مواظبت بر نافله اطلاق نشده است؛

3- در ميان دانشمندان نيز ركوع اصطلاحى به معناى مواظبت بر نافله نيست.

4- براساس اين نظريه، آيه شأن نزول نخواهد داشت؛ زيرا معناى آيه اين مى‏شود: ولىّ شما خدا و رسول و كسانى هستند كه نماز مى‏گزارند، زكات مى‏دهند و بر نافله‏ها مواظبت مى‏كنند؛

اين ويژگى همه مسلمانان را در برمى‏گيرد؛ چنان كه طرفداران نظريه «تعميم» مى‏گويند.

5- هدف آيه نيز – همان طور كه در اشكال پيشين بيان شد – تأمين نخواهد شد.

ج – دانشمندان شیعه بر این باورند که «واو» حاليه است، و ركوع نیز به معناى اصطلاحى آن به کار رفته است در اين صورت هم حصر «انّما» درست است و هم هدف آيه تأمين مى‏شود؛ زيرا در اين صورت مصداق منحصر در امامعلى× است و اشكال تكرار نيز وارد نيست؛ چه اينكه اشكال تكرار براساس عاطفه بودن «واو» مطرح مى‏شد و براساس حاليه بودن «واو» تكرار پيش نمى‏آيد و اين اشكال را بر شيعه وارد كرده‏اند؛ زيرا براساس عاطفه بودن، «واو» معناى آيه چنين مى‏شد: ولىّ شما تنها خدا و رسول او و كسانى هستند كه نماز مى‏گزارند و زكات مى‏دهند و ركوع مى‏كنند، ولى براساس حاليه بودن «واو» معناى آن اين گونه مى‏شود: ولىّ شما تنها خدا و رسول و كسانى هستند كه نماز مى‏گزارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند كه بيان حالت پرداخت زكات است، نه بيان كارى كه در نماز انجام مى‏شود، تا در جمله قبل تكرار شده باشد.

2 – عدم اطلاق زكات بر صدقه مستحبى

گفته‏اند؛ زكات هر كجا به كار رود به زكات واجب اختصاص دارد و بر صدقه مستحبى اطلاق نمى‏شود. به اين شبهه توجه كنيد:

«انّ الزكاة لا تاتى الاّ بلفظها الخاص بها و هو الزكاة المفروضة، فهى اسم للواجب لا للمندوب.»

بنابر اين مقصود از ركوع، ركوع نماز نیست، تا بگوييم آيه در شأن على× نازل شده است.

اين شبهه در بعضى از منابع ذكر شده است.([9])

نقد

زكات از منظر لغت

بدون ترديد، زكات واژه‏اى عربى است و قبل از اينكه پيامبر اسلام به رسالت برانگيخته شود و قرآن نازل گردد، عرب زبانان واژه زكات را در گفتگوهای خود به كار مى‏برده‏اند.

بنابر اين بايد ديد در لغت عرب زكات به چه معنى است؟

ابن منظور از لغت‏شناسان عرب‏زبان در اين‏باره مى‏نويسد:

«قال ابوعلى: الزكاة صفوة الشى‏ء و زكّاه اذا اخذ زكاته وتزكّى اى تصدّق.»([10])

«زكات، برگزيده چيز است و زكّاه؛ يعنى برگزيده‏اش را گرفت و تزكّى؛ يعنى انفاق كرد».

«قال الفراء: زكاة صلاحا.»([11])

«قال ابو زيد النحوى: واصل الزكاة فى اللغة الطهارة و النماء و البركة و المدح و كلّه قد استعمل فى القرآن و الحديث.»([12])

اصل زكات در لغت به معناى طهارت، رشد، بركت و ستايش است و همه اين موارد در قرآن و حديث به كار رفته است.

مير شريف مى‏نويسد:

«الزكاة فى اللغة الزيادة.»([13])؛ «زكات در لغت به معناى زيادى است».

راغب مى‏نويسد:

«اصل الزكاة النموّ الحاصل عن بركة اللّه تعالى و يعتبر ذلك بالامور الدنيوية و الاخروية و منه الزكاة مما يخرج الانسان من حق اللّه تعالى الى الفقراء و تسميته بذلك لما يكون فيها من رجاء البركة او لتزكية النفس، اى تنمتيها بالخيرات و البركات.»([14])

«اصل زكات، رشدى است كه از بركت خداوند حاصل مى‏شود و اين مسئله هم در امور دنيوى و هم در امور اخروى كاربرد دارد. از همين مقوله است زكاتى كه انسان به عنوان حق خداوند به فقرا مى‏دهد و اينكه به چنين مالى زكات مى‏گويند يا به اميد بركت در مال است، يا بدين سبب است كه باعث تكامل نفس مى‏شود».

زكات در قرآن

قرآن كتاب عربىِ مبين است([15]) و براى انذار اعراب و ديگران نازل شده است.([16])

بنابر اين بايد واژه‏هايى كه در آن به كار مى‏رود يا به همان معنايى باشد كه در لغت عرب كاربرد دارد، يا دست‏كم مناسبتى با معناى لغوى داشته باشد.

واژه زكات در قرآن 32 بار به كار رفته است كه برخى از مصاديق آن بدين شرح است:

الف – درباره مشركان

{قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكينَ * الَّذينَ لا يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِاْلآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ}([17])

«بگو من فقط يك انسان مانند شما هستم به من وحى شده است كه تنها معبود شما خداى يگانه است، به او رو آوريد و از او طلب آمرزش كنيد. واى بر مشركان؛ آنان كه زكات نمى‏دهند و به آخرت ايمان ندارند.

با توجه به نکات زیر، مقصود از اين زكات زكات واجب نیست:

1- اين سوره مكى است و حال آن که زكات در مدينه واجب شده است؛([18])

2- شأن نزول آيه را چنين گفته‏اند كه مشركان قريش، كه حجاج را سقايت و اطعام مى‏كردند، اعلام نمودند اين امكانات را در اختيار كسانى كه به پيامبر ايمان آورده‏اند قرار نمى‏دهند. اين آيه درباره آنان نازل شده است؛([19])

3- مشركان مكه اعتقادى به پيامبر و قرآن نداشتند، تا چه رسد به زكات، تا آنان بر عدم انجام اين كار سرزنش شوند.

بنابراين مقصود از زكات، در اين آيه، مطلق انفاق‏ها و خدماتى است كه مشركان در عصر جاهليت به زائران «بيت اللّه» ارائه مى‏كردند، نه زكات تشريع شده در اسلام.

([1]) البحر المديد فى تفسير القرآن المجيد، ج 2، ص 52؛ البحر المحيط، ج 3، ص 525؛ مواهب الرحمن فى تفسير القرآن، ج 3، ص 167؛ تفسير القرآن العظيم المسمّى باولى ما قيل فى آيات التنزيل، ج 3، ص 42.

([2]) اللباب فى علوم الكتاب، ج 7، ص 399؛ البحر المحيط، ج 3، ص 525 و … .

([3]) اللباب في علوم الکتاب، ج 7، ص 399.

([4]) البحر المحيط، ج 3، ص 525.

([5]) كتاب التسهيل لعلوم التنزيل، ج 1، ص 181.

([6]) سنن، ابن ماجه، ج 1، ص 480.

([7]) البحر المحيط فى التفسير، ج 3، ص 525 و بيشتر تفاسير اهل سنت در اينجا مورد بررسى قرار گرفته‏اند.

([8]) تفسير القرآن العظيم المسمى اولى ما قيل فى آيات التنزيل، ج 3، ص 42.

([9]) تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج 4، ص 284؛ التفسير الشامل، ج 2، ص 977؛ تفسير كبير، ج 12، ص 30؛ تفسير، قرطبى، ج 6، ص 222.

([10]) لسان العرب، ج 14، ص 358.

([11]) همان.

([12]) همان.

([13]) التعريفات، ص 50.

([14]) مفردات، ص 213.

([15]) شعراء/195.

([16]) شورى/7.

([17]) فصلت/7.

([18]) الجامع لاحكام القرآن، ج 6، ص 30.

([19]) همان، ج 15، ص 341؛ الكشاف، ج 3، ص 443.

نوشته قبلی

شبهه به آیه ولایت: «ولىّ» به معناى ياور و پاسخ به آن

نوشته‌ی بعدی

شبهه به آیه ولایت: عدم دلالت «انّما» بر حصر و پاسخ به آن

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
ولایت سیاست و مرجعیت دینی امام علی علیه السلام

شبهه به آیه ولایت: عدم دلالت «انّما» بر حصر و پاسخ به آن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا