نصب نشدن امام على × در غدير
از شبهاتى كه بر استدلال شيعه به حديث غدير وارد كردهاند، اين است كه گفتهاند:
«وانت تعلم انّ اخبار الغدير التى فيها الامر بالاستخلاف غير صحيحة عند اهل السنّة و لا مسلّمة لديهم اصلاً.»([1])
و تو مىدانى كه گزارشهاى حادثه غدير كه در آن اثرى از جانشينى [على ×] پس از رسول خدا | باشد، نزد اهل سنت گزارش واقعى و درستى نيست و اصل حادثه غدير نزد آنان به طور كلى قطعى نيست.
نقد
همه كسانى كه با تاريخ اسلام آشنايى دارند، مىدانند كه سفر حجة الوداع از بخشهای غیر قابل انکار زندگى رسول خدا | است. بخشى از اين سفر، توقف رسول خدا | در غديرخم و سخنرانى مهم اوست. پيشتر نقل كرديم كه ابنكثير با عناد خاصى که با شيعه دارد، يك فصل از كتابش را به حادثه غدير خم اختصاص مىدهد و در ابتداى فصل نيز دشمنى خود را آشكار كرده، مىنويسد:
من گزارشهاى مربوط به حادثه غدير را مىآورم، ولى اعلام مىكنم كه شيعه از اين حادثه بهرهاى ندارد.
بنابر اين انكار اصل حادثه غدير در حد انكار اصل حجة الوداع است كه مستند چنين انكارى تنها مىتواند عناد و لجبازى باشد. ولى در پاسخ به اين بخش از سخن آلوسى كه در حادثه غدير مسأله جانشينى مطرح نشده است، بايد گفت: قراین زیر در منابع اهل سنت وجود دارد كه دلالت مىكند اين جانشينى و نصب امام على × در آن روز اتفاق افتاده است:
1- بيان حديث ثقلين:
مراسم غدیر، يكى از موارد چهارگانهاى است كه رسول خدا |حديث ثقلين را بيان كرد. در حديث ثقلين رسول خدا | قرآن و عترت خود را به عنوان دو امانت و در بعضى از روايات دو خليفه در بين امت گذاشته است که مصداق آن سيد و سرور اهل بيت ^ امام على × است كه پيشتر منابع آن را از كتب اهل سنت نقل کردیم.
2- تواتر حديث غدير:
يكى از قراينى كه بر وقوع حادثه غدير و طرح جانشينى پس از رسولخدا| دلالت دارد، تواتر حديث غدير و حديث «من كنت مولاه» است كه پيشتر آن را از منابع اهلسنت نقل كرديم.
3- كتاب شناسی حديث «من كنت مولاه»:
از قراينى كه بر طرح جانشينى امام على × از طرف رسول خدا | در غدير دلالت مىكند، كتبى است كه درباره طرق حديث «من كنت مولاه فعلى مولاه» و دلالت آن بر امامت از طرف دانشمندان اهل سنت نوشته شده است كه پيشتر به بعضى از آنها اشاره كرديم.
4- اطلاق لقب وصى بر امام على ×:
از قراينى كه بر طرح جانشينى امام على × از سوى رسول خدا | در غدير خم دلالت دارد، اين است كه صحابه به استناد آن حادثه، لقب وصى را بر آن حضرت اطلاق كردهاند كه پيشتر از منابع اهل سنت شواهدى به نقل از چهارده نفر از شعراى صحابى و چندين نفر از شعراى تابعى كه اين لقب را در اشعار خود براى آن امام به كار بردهاند، ياد كرديم.
5- اطلاق لقب «مولى» بر امام على ×:
از قراينى كه جانشينى امام على × از طرف رسول خدا | در غديرخم را مىرساند، این است که صحابه حاضر در آن حادثه به استناد جمله «من كنت مولاه فعلى مولاه» امام على × را «مولی» خطاب مىكردند که پیشتر از منابع اهل سنت نقل کردیم.
6- تبريك گفتن به امام على ×:
از قراينى كه بر طرح جانشينى امام على ×از طرف رسول خدا | در حادثه غدير دلالت مىكند، اين است كه صحابه از جمله خليفه اول و دوم در همان مجلس به امام اين نصب را با جمله
«بخّ بخّ لک يا ابن ابى طالب، اصبحت مولاى و مولا كلّ مؤمن و مؤمنة»
تبريك گفتند كه اگر اين نصب انجام نگرفته بود، چه چيزى را به او تبريك گفتهاند؟ پيشتر مدارك اين تبريك را از كتب اهل سنت نقل كرديم.
7- عمامه گذارى امام على × توسط رسول خدا |:
از دیگر قراين جانشينى امام على × از طرف رسول خدا | در حادثه غدير، مراسم بعد از سخنرانى است كه رسول خدا | دستور اجراى آن را داده بود، بدين گونه كه خيمهاى براى اين كار در نظر گرفت تا امام على × در آن خيمه بنشيند و مردم با او بيعت كنند و به او تبريك بگويند. همچنين رسولخدا| براى ابهت بخشيدن به مراسم براى امام على × به سبك خاصى عمامه بست كه اسناد آن را پيشتر ارائه كرديم.
8 – نزول آيات ولايت:
از قراينى كه بر طرح جانشينى امام على × از طرف رسول خدا | در حادثه غدير دلالت مىكند، مسأله نزول آيات اكمال و تبليغ در اين ايام است كه رسول خدا | را به عدم انجام رسالت در صورت انجام نگرفتن اين كار تهديد مىكند و پس از انجام كار، خداوند پايان نزول احكام و اكمال دين و اتمام نعمت را اعلام كرده است كه پيشتر از منابع اهل سنت، نزول اين آيات را نقل كرديم.
9- اختلاف قرائت در آيه تبليغ:
از قراينى كه دلالت مىكند رسول خدا | مسأله جانشينى امام على × را مطرح كرده است، مسأله اختلاف قرائت صحابه در آيه تبليغ است، چنان كه در قرائت عبدالله بن مسعود {بلّغ ما انزل اليك من ربّك انّ عليّا مولى المؤمنين و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته} آمده است و پيشتر اسناد آن را از منابع اهل سنت ارائه كرديم.
10- نزول آيه عذاب:
از قراينى كه بر مطرح شدن جانشينى امام على × از طرف رسولخدا| در غدير خم دلالت مىكند، نزول آيه عذاب است كه از طرف مخالفان امامت امام على × پس از پايان مراسم و مناظره با رسول خدا | از خداوند درخواست شده بود كه اسناد آن از منابع اهل سنت ارائه شد
11- احتجاج به نصب در غدير:
از قراينى كه بر مطرح شدن جانشينى امام على ×از طرف رسولخدا| در غديرخم دلالت مىكند، احتجاج به اين نصب در طول سى سال بعد از ارتحال رسول خدا | است؛ به گونهاى كه در اختلافات سياسى اعم از انتخاب ابوبكر، انتصاب عمر، رأى شورا، جنگ جمل، جنگ صفين، جنگ نهروان و… كه يك طرف منازعه امام على × بود، براى اثبات حقانيت آن حضرت به نصب در غدير از طرف رسول خدا | مناشده انجام مىگرفت؛ چه از طرف خود امامعلى× و چه از طرف اهلالبيت و چه از طرف صحابه كه پيشتر اسناد آن را از منابع اهل سنت ارائه كرديم.
12- اعتراف صحابه:
از قراينى كه مطرح شدن جانشينى امام على × از طرف رسول خدا | درغديرخم را مىرساند، اين است كه در دوران حکومت ظاهرى امام على × بعد از جنگ صفين، معاويه و اطرافيانش براى تضعيف حكومت امام و نامشروع جلوه دادن آن شايعهاى را پخش كردند كه على × به رسول خدا | تهمت مىزند كه میگوید: رسول خدا | او را به عنوان جانشين و خليفه خود تعیین كرده است. با پخش اين شايعه امام على × در يك سخنرانى از صحابه رسولخدا| كه در جلسه حاضر بودند و در غدير نيز حضور داشتند و شاهد مراسم نصب بودهاند، خواست تا برخيزند و شهادت دهند كه در آن مراسم بعد از گذشت حدود سى سال، دوازده نفر برخاستند و شهادت دادند كه ما در غديرخم شاهد اين جريان بوديم. اسناد آن از منابع اهلسنت پيشتر ارائه شد.
براساس قراين ياد شده – كه اسناد آن در منابع اهل سنت فراوان يافت مىشود – نه اصل حادثه در تاريخ اسلام قابل انكار است و نه دلالت حادثه بر امامت آن حضرت قابل ترديد است.
















هیچ نظری وجود ندارد