پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و جانشینان راستین او به پیروی از قرآن مجید موضوع شفاعت را در سخنان خود یاد كرده و آن را بصورت یك اصل مسلم اسلامی كه دارای حدود و شرائطی میباشد بیان نمودهاند. روایات مربوط به شفاعت بیش از آن است كه بتوان در چند صفحه گردآوری كرد و ما در این بخش فقط یكصد حدیث از احادیث این باب را انتخاب و نقل كردهایم و چون این روایات از نظر اثبات اصل شفاعت متواتر و قطعی است دیگر نیازی ندارد كه در اسناد آن بحث و گفتگو كنیم، آری اگر روایتی دارای نكتهای باشد كه در دیگر احادیث موجود نباشد، اثبات آن نكته به اثبات صحت سند آن روایت بستگی خواهد داشت.
از این صد روایت ، چهل و پنج روایت را از كتابهای اهل تسنن كه همه آنها از پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نقل شده و پنجاه و پنج روایت را از كتابهای شیعه كه از پبامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و امیرمؤمنان و فرزندان معصوم او ـ علیهم السّلام ـ روایت شده است انتخاب كردهایم.
در انتخاب روایات سعی شده است از آوردن روایات طولانی و نیز از آوردن روایاتی كه مربوط به شفاعت در آخرت نبوده، و نیز روایاتی كه متن آنها احتیاج به شرح و توضیح داشته باشد و یا احیاناً متن آنها از جهتی مورد اشكال بوده، خودداری شود، و ضمناً روایات انتخاب شده هم گاهی تلخیص شده و همان قسمتی را كه مربوط به مسأله مورد بحث بوده، ذكر نمودهایم، اما در عین حال كوشش شده كه مضامین همه روایات این باب در این صد حدیث گنجانیده شود، تا در نتیجه گیری از روایات نقصی در كار نباشد و در ترجمه روایات هدف این بوده كه معنای حدیث به طور مفهوم نوشته شود گرچه از ترجمه تحت الفظی خارج باشد.
– برخی از احادیث از كتابهای اهل تسنن پیرامون شفاعت 1 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «لكل نبی دعوه مستجابه فتعجل كل نبی دعوته و انی اختبات دعوتی شفاعه لامتی فهی نائله من مات منهم لایشرك بالله شیئاً»[1] خداوند بزرگ برای هر پیامبری دعاء مستجایی قرار داده است، پیامبران گذشته در همین دنیا از آن استفاده كردند، اما من آن دعا را برای شفاعت كردن امت خود در آخرت نگاه داشتهام، شفاعت من نصیب افرادی از امت خواهد شد كه، با ایمان از دنیا بروند و مشرك نباشند، (زیرا شرك مانع از شفاعت میگردد)».
2ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: « اعطیت خمساً …. واعطیت الشفاعه فادخرتها لامتی فهی لمن لا یشرك بالله شیئاً».[2] خداوند بزرگ به من پنج امتیاز اعطا كرده است، … یكی از آنها شفاعت است كه آنرا برای امت خود نگاه داشتهام، شفاعت برای كسانی است كه مشرك نباشند».
3 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «شفاعتی نائله ان شاءالله من مات لایشرك بالله شیئاً»[3] «شفاعت من بخواست خدا به كسانی میرسد كه با ایمان از دنیا بروند و مشرك نباشند».
4 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «قوله عسی ان یبعثك ربك مقاماً محمودا؛ هوالمقام الذی اشفع لامتی فیه».[4] «مقام محمود كه در آیه 79 سوره بنی اسرائیل آمده است، همان مقامی است كه در آن برای امت شفاعت میكنم».
5 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: « انا اول شافع و اول مشفع» .[5] من نخستین كسی خواهم بود كه شفاعت میكند و اولین كسی خواهم بود كه شفاعت او پذیرفته میشود».
6 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «شفاعتی لمن شهد ان لا اله الا الله مخلصاً یصدق قلبه لسانه و لسانه قلبه».[6] شفاعت من برای كسی است كه به خدای یگانه ایمان داشته باشد و زبان و قلبش یكی باشد.
7 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «ان شفاعتی یوم القیامه لاهل الكبائر من امتی».[7] شفاعت من در روز قیامت برای كسانی از امتم خواهد بود كه مرتكب گناهان بزرگ شده باشند».
8 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در ضمن حدیثی فرمود: «رایت ماتلقی امتی بعدی (ای من الذنوب) فسألت الله ان یولینی شفاعه یوم القیامه فیهم ففعل …» [8] چون دیدم كه امت من پس از من به گناه آلوده میشوند از خدای متعال خواستم كه به من مقام شفاعت بدهد تا در روز قیامت برای آنها شفاعت كنم و خدای متعال هم خواسته مرا برآورد».
9 ـ پیامبر فرمود: «اسعد الناس بشفاعتی یوم القیامه من قال لا اله الا الله خالصاً من قلبه او نفسه».[9] بیش از همه كسانی به شفاعت من در روز قیامت خوشبخت میشوند كه قبلاً و از روی اخلاص به خدا ایمان داشته باشند.
10 ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در ضمن حدیثی فرمود: «انا اول شافع فی الجنه» .[10] «من اولین كسی هستم كه در بهشت شفاعت میكند». 11 ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در ضمن حدیثی فرمود: « شفاعتی لكل مسلم».[11] < هر كس مسلمان باشد از شفاعت من بهرهمند خواهد شد.» 12 ـ پیامبر فرمود: «اذا كان یوم القیامه كنت امام النبیین و خطیبهم و صاحب شفاعتهم غیر فخر».[12] هنگامی كه قیامت بر پا شود من پیشوای پیامبران، و سخن گوی ایشان، و صاحب شفاعت ایشان خواهم بود، ولی بخاطر داشتن این مقامها به كسی فخر نمیكنم. » 13ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: « انا سید ولد آدم ….و اول شافع و اول مشفع و لافخر….»[13] من آقای فرزندان آدمم ….. و اولین كسی هستم كه شفاعت خواهد كرد و اولین كسی هستم كه شفاعت او پذیرفته خواهد شد ولی برای داشتن این مقامها به كسی فخر نمیكنم». 14 ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «انی لارجو ان اشفع یوم القیامه عدد ما علی الارض من شجره و مدره».[14] من امیدوارم كه به عدد درختان و كلوخهائی كه روی زمین است در روز قیامت از مسلمانان شفاعت كنم». 15 ـ پیامبر فرمود: « لیخرجن قوم من امتی من النار بشفاعتی یسمون الجهنمیین».[15] گروهی از امتم به شفاعت من از آتش خارج میشوند و به این نام « جهنمیان» نامیده میشوند». یعنی كسانی كه اهل جهنم بودند و در پرتو شفاعت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نجات یافتند. 16 ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در ضمن حدیثی فرمود: «خیرت بین الشفاعه و بین ان یدخل نصف امتی الجنه فاخترت الشفاعه لانها اعم واكفی اترونها للمتقین لا ولكنها للمذنبین الخطائین المتلوثین». [16] مخیر شدم میان دو موضوع 1 ـ شفاعت 2 ـ این كه نیمی از امتم بهشتی باشند پس من شفاعت را برگزیدم زیرا شفاعت دامنهاش وسیعتر و برای نجات امت كافی تر بود، آیا شما فكر میكنید كه شفاعت برای پرهیزگاران است؟ نه بلكه برای كسانی است كه گناهكار و خطا كار و آلوده باشند». 17ـ ابوذر میگوید: « صلی رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ لیله فقرأ بآیه حتی اصبح یركع بها و یسجد بها: « ان تعذبهم فانهم عبادك و ان تغفرلهم فانک انت العزیز الحكیم» فلما اصبح قلت یا رسول الله مازلت تقرء هذه الایه حتی اصبحت تركع بها و تسجد بها قال: انی سألت ربی عزوجل الشفاعه لامتی فاعطانیها فهی نائله ان شاء الله لمن لا یشرك بالله عزوجل شیئا».[17] شبی تا صبح رسول گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نماز میخواند و ركوع و سجود میكرد و پیوسته آیه 119 سوره مائده را میخواند چون صبح شد جهتش را پرسیدم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: من از پروردگار عزوجل شفاعت امتم را خواستم و او خواسته مرا برآورد پس شفاعت من به خواست خدا به كسانی میرسد كه مشرك نباشند و ایمان به خدا داشته باشند». 18 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در حدیثی فرمود: «یشفع النبیون و الملائكه و المؤمنون فیقول الجبار بقیت شفاعتی».[18] پیامبران و فرشتگان و مؤمنان شفاعت میكنند آن گاه خدای متعال میفرماید: شفاعت من باقی مانده است.» یعنی گروهی از آنها كه به شفاعت شفاعت كنندگان نجات نمییابند باز مشمول رحمت الهی خواهند شد. 19 ـ پیامبر فرمود: «ان الله یخرج قوماً من النار بالشفاعه».[19] خداوند گروهی را به وسیله شفاعت شفاعت كنندگان از آتش جهنم خارج میكند. 20 ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «یشفع یوم القیامه الانبیاء ثم العلماء ثم الشهداء».[20] روز قیامت به ترتیب پیامبران و سپس دانشمندان و سپس شهیدان در راه خدا شفاعت میكنند. 21 ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در حدیثی فرمود: « فاذا فرغ الله عزوجل من القضاء بین خلقه و اخرج من النار من یریدان یخرج امرالله الملائكه و الرسول ان تشفع فیعرفون بعلاماتهم ان النار تاكل كل شی من ابن آدم الا موضع السجود ….»[21] هنگامی كه خداوند از داوری میان بندگان فراغت یافت، و آنان را كه میخواست از آتش در آورد؛ امر میكندكه فرشتگان و پیامبران، شفاعت كنند و كسانی كه باید شفاعت شوند نشانهای دارند كه با آنان نشانه شناخته میشود، و آن این است كه چون اهل سجده و نماز بودهاند آتش دوزخ پیشانی آنان را نمیسوزاند». 22 ـ پیامبر گرامی ضمن حدیثی فرمود: «فیؤذن للملائكه والنبیین والشهداء ان یشفعوا فیشفعون و یخرجون من كان فی قلبه میزان ذره من ایمان»[22] پس اجازه داده میشود كه فرشتگان و پیامبران و شهداء شفاعت كنند، آنگاه آنان شفاعت میكنند و هر كس را كه ذرهای ایمان در قلب او باشد از آتش جنهم خارج میكنند». 23 ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: « اذا میز اهل الجنه و اهل النار فدخل اهل الجنه الجنه و اهل النار النار قامت الرسل فشفعوا».[23] هنگامی كه اهل بهشت و جهنم از هم جدا شوند و اهل بهشت به بهشت و اهل جنهم به جهنم جای گیرند؛ در آن هنگام پیامبران به شفاعت میپردازند. » 24 ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ضمن حدیثی فرمود: « یشفع الانبیاء فی كل من كان یشهدان لا اله الا الله مخلصاً فیخرجونهم منها »[24] «پیامبران برای كسانی كه از روی اخلاص به یگانگی خدا گواهی میدادهاند شفاعت میكنند و آنان را از جهنم خارج میكنند. » 25 ـ «انه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ذكر الشفاعه فقال ان الناس یعرضون علی جسرجهنم … و بجنبتیه الملائكه یقولون اللهم سلم سلم ….».[25] پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ از موضوع شفاعت یاد كرد، آنگاه فرمود: هنگامی كه مردم میخواهند از پل جهنم بگذرند فرشتگانی كه در دو طرف پل هستند آنان را دعا میكنند (و شفاعت میكنند) كه از این موقف خطرناك به سلامت بگذارند». 26 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در حدیثی فرمود: «اما اهل النار الذین هم اهلها فلا یموتون فیها ولا یحیی ولكن ناس اصابتهم نار بذنوبهم او بخطایاهم فاماتتهم اماته حتی اذا كانوا فحماً اذن فی الشفاعه فیخرجون ضبائر ضبائر».[26] اما آنان كه مشرك و اهل جهنم هستند كه برای همیشه در آن مخلد خواهند بود، نه میمیرند و نه زنده میشوند، ولی آنان كه ایمان بخدا داشتهاند اما بخاطر گناهان و خطاهاشان گرفتار آتش جهنم شدهاند مدتها در جهنم میمانند تا اجازه شفاعت داده میشود، و آنگاه به توسط شفاعت شفاعت كنندگان، گروه گروه از آتش خلاص میگردند». 27 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در حدیثی فرمود: « فیشفعون حتی یخرج من قال لااله الا الله ممن فی قلبه میزان شعیره».[27] آنگاه شفاعت میشوند تا آنكه هركس كه حتی یك جو ایمان واقعی داشته باشد از آتش جهنم خلاص میشود». 28 ـ پیامبر گرامی فرمود: «یشفع الشهید فی سبعین انساناً من اهل بیته». [28] شهید در راه خدا برای هفتاد نفر از خویشاوندان خود شفاعت میكند». 29 ـ علی ـ علیه السّلام ـ از پیغمبر گرامی نقل میكند: « من تعلم القرآن ( من قرأ القرآن ) فاستظهره فاحل حلاله و حرم حرامه ادخله الله به الجنه و شفعه فی عشره من اهل بیته كلهم قد وجبت له النار». [29] « كسی كه قرآن را یاد بگیرد ( كسی كه قرآن را بخواند) و آن را حفظ كند و حلال آن را حلال، و حرام آن را حرام بداند( مقید به احكام قرآن باشد) خداوند او را به واسطه اهل قرآن بودن، اهل بهشت قرار میدهد و شفاعت او را درباره ده نفر از خویشاوندانش كه همه مستحق آتش باشند میپذیرد». 30ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در ضمن حدیثی فرمود: « اذا بلغ الرجل التسعین غفر الله ما تقدم من ذنبه و ما تأخر و سمی اسیرالله فی الارض و شفع فی اهله ».[30] «هنگامی كه یك انسان (مؤمن) به نود سالگی برسد خداوند گناهان او را میآمرزد و شفاعت او را درباره خویشاوندانش میپذیرد». « ربیعه و مضر» یا به اندازه جمعیت هر دوی آنها وارد بهشت میشوند. 31 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «ان الرجل من امتی لیشفع للفئام من الناس فیدخلون الجنه و ان الرجل لیشفع للقبیله و ان الرجل لیشفع للعصبه و ان الرجل لیشفع للثلاثه و للرجلین و للرجل». [31] « مردی از امت من برای گروههای زیادی از مردم شفاعت میكنند. و مردم برای یك قبیله و طایفه، و مردی برای خویشاوندان خود، و مردی برای سه نفر، و مردی برای دو نفر، و برخی برای یك نفر شفاعت میكنند». یعنی هركه نزد خدا مقربتر باشد بیشتر شفاعت میكند. پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «یصف الناس (اهل الجنه ) صفوفاً فیمر الرجل من اهل النارعلی الرجل فیقول یا فلان اما تذكر یوم استقیت فستقیتك شربه قال فیشفع له و یمرالرجل فیقول اما تذكر یوم ناولتك طهوراً فیشفع له» . [32] « اهل بهشت در صفهائی صف میكشند. آنگاه یكی از اهل جهنم بر یكی از اهل بهشت میگذرد و به او میگوید: آیا یادداری كه یك روز از من آب خواستی و من ترا سیراب كردم (پس اینجا بمن كمك كن) در این موقع آن شخصی كه اهل بهشت است برای او شفاعت میكند. و همچنین یكی از اهل جهنم بر یكی از اهل بهشت میگذرد و به او میگوید: آیا به خاطرداری كه روزی آب وضو به تو دادم (پس اینجا مرا یاری كن) پس آن شخص او را شفاعت میكند». 32 ـپیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در حدیثی فرمود: « لا یصبر علی لاوائها (ای المدینه) و شدتها الا كنت له شفیعاً یوم القیامه»[33] «هر كس در شهر مدینه بماند و برگرسنگی و سختی آن صبر كند من در روز قیامت شفیع یا گواه او خواهم بود.» یعنی اگر گناهكار باشد شفیع او، و اگر اهل طاعت باشد گواه او میباشم. 33 ـ از پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ضمن حدیثی نقل شده است: < قال لخادمه ما حاجتك قال: حاجتی ان تشفع لی یوم القیامه قال و من ذلك علی هذا قال ربی قال اما فاعنی بكثره السجود».[34] «كه به خادم خود فرمود: حاجت تو چیست گفت: حاجتم این است كه در روز قیامت مرا شفاعت كنی فرمود: این مطلب را كه به تو آموخت؟ گفت: پروردگارم (به دلم الهام شد) فرمود پس مرا با كثرت سجده بر این كار یاری كن. یعنی عبادت تو موجب میشود من بهتر بتوانم تو را شفاعت كنم.» 34 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: « من صلی محمد و قال اللهم انزله المقعد عندك یوم القیامه وجب له شفاعتی».[35] «هر كسی بر من صلوات و دورد بفرستد و بگوید: بارلها! او را در روز قیامت به مقام قرب خود جای ده شفاعت من برای او واجب میشود.» یعنی حتماً او را شفاعت میكنم. 35 ـ پیامبر گرامی فرمود:«من قال حین یسمع النداء « اللهم رب هذه الدعوه التامه و الصلواه القائمه آت محمد الوسیله و الفضیله وابعثه مقاماً محموداً الذی وعدته حلت له شفاعتی یوم القیامه»[36] «هر كس هنگامی كه اذان را میشنود این دعا را «اللهم رب …» بخواند بر من لازم میشود در روز قیامت او را شفاعت كنم». 36 ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «اذا سمعتم المؤذن فقولوا مثل ما یقول ثم صلوا علی فانه من صلی علی صلواه صلی الله علیه عشراً ثم سلوا الله عزوجل لی الوسیله… فمن سأل الله لی الوسیله حلت علیه الشفاعه»[37] «هنگامی كه صدای مؤذن را شنید پس هر چه او میگوید شما هم بگوئید (جملههای اذان را بازگو كنید) سپس بر من صلوات بفرستید زیرا هر كس یك بار بر من صلوات بفرستد خدای متعال ده بار بر او دورد و رحمت میفرستد. سپس از خدا برای من «مقام وسیله» كه مقامی است بس بلند بخواهید هر كس این مقام را برای من بخواهد شفاعت من به او میرسد» .
– و اینك برخی احادیث از كتابهای شیعه پیرامون شفاعت 1 ـ پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: « انی لاشفع یوم القیامه فاشفع و یشفع علی فیشفع و یشفع اهل بیتی فیشفعون».[38] من در روز قیامت شفاعت میكنم و شفاعتم پذیرفته میشود و علی هم شفاعت میكند و شفاعت او نیز پذیرفته میشود و اهل بیت من نیز شفاعت میكنند و شفاعت آنان هم پذیرفته میشود». 2 ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «اعطیت خمساً …. اعطیت الشفاعه».[39] خداوند به من پنج امتیاز اعطا كرده است …. یكی از آنها شفاعت است». 3 ـ ابوذر و سلمان از پیامبر روایت میكنند: « قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ان الله اعطانی مسأله فادخرت مسألتی لشفاعه المؤمنین من امتی یوم القیامه ففعل ذلك» [40] «كه آن حضرت فرمود: خداوند به من یك درخواست برآورده عطا كرد، (دعاء مستجاب) پس من آن را برای شفاعت افراد باایمان امتم در روز قیامت نگاه داشتم. و خدای متعال هم پذیرفت». 4 ـ پیامبر فرمود: « ان من امتی من سیدخل الله الجنه بشفاعته اكثر من مضر».[41] «در امت من كسانی هستند كه برای جمعیتی بیش از جمعیت قبیله (مضر) (قبیلهای پر جمعیت از عرب) شفاعت میكنند». 5 ـ پیامبر (ص) فرمود: «انما شفاعتی لاهل الكبائر من امتی».[42] همانا شفاعت من برای گناهكاران امتم خواهد بود كه مرتكب گناهان بزرگ شده باشند». 6 ـ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «الشفعاء خمسه القرآن و الرحم و الامانه و نبیكم و اهل بیت نبیكم». [43] شفاعت كنندگان پنج چیزاند: 1 ـ قرآن 2 ـ خویشاوندان 3ـ امانت 4 ـ رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ5 ـ اهل بیت ـ علیهم السلام ـ». 7ـ علی ـ علیه السّلام ـ در حدیثی فرمود: «لنا شفاعه و لاهل مودتنا شفاعه»[44] «ما شفاعت میكنیم و دوستان ما هم شفاعت میكنند». 8 ـ علی ـ علیه السّلام ـ میفرماید: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: «ثلاثه یشفعون الی الله عزوجل فیشفعون الانبیاء ثم العلماء ثم الشهداء».[45] «سه دسته هستند كه در پیشگاه خداوند شفاعت میكنند و شفاعت آنان پذیرفته میشود: 1 ـ پیامبران 2ـ دانشمندان دینی. 3 ـ شهدای راه خدا». 9ـ علی ـ علیه السّلام ـ به فرزندش محمد بن الحنیفه سفارش میكند: « اقبل من متنصل عذره فتنالك الشفاعه».[46] «پوزش كسی را كه از تو عذر خواهی میكند بپذیر تا شفاعت نصیب تو گردد». 10 ـ علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «اعلموا انه (ای القرآن) شافع و مشفع و قائل و مصدق و انه من شفع له القرآن یوم القیامه شفع فیه».[47] «بدانید كه قرآن شفاعت كنندهای است كه شفاعت او پذیرفته میشود، و گویندهای است كه گفتار او تصدیق میشود، و قرآن برای هر كس در روز قیامت شفاعت كند شفاعتش درباره او پذیرفته خواهد شد». 11 ـ علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ اذا قمت المقام المحمود تشفعت فی اصحاب الكبائر من امتی فیشفعنی الله فیهم والله لا تشفعت فیمن اذی ذریتی» [48] «رسول گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: هنگامی كه در مقام محمود (مقام شفاعت) قرار گیرم، برای آن افراد از امتم كه مرتكب گناهان بزرگ شدهاند شفاعت میكنم. و خدای متعال شفاعتم را درباره آنان میپذیرد. به خدا سوگند برای كسانی كه ذریه و فرزندان مرا آزار كرده باشند شفاعت نمیكنم». 12 ـ امام حسن ـ علیه السّلام ـ فرمود: « ان النبی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ قال فی جواب نفر من الیهود سألوه عن مسائل: و اما شفاعتی ففی اصحاب الكبائر ما خلا اهل الشرك و الظلم».[49] «رسول گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در ضمن پاسخ آن دسته از یهود، كه مسائلی از آن گرامی پرسیده بودند فرمود: شفاعت من برای كسانی است كه مرتكب گناه شده باشند، غیر از شرك به خدا و ستمكاری» (كه این دو مانع از شفاعت میگردد). 13 ـ از امام حسین ـ علیه السّلام ـ روایت شده است كه هنگام خروج از مدینه (در داستان كربلا) رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در خواب به آن گرامی فرزند خود فرمود: « حبیبی یا حسین كأنی اراك عن قریب مرملا بدمائك مذبوحاً بارض كربلاء علی ایدی عصابه من امتی و انت مع ذلك عطشان لا تسقی و ظمآن لا تروی و هم مع ذلك یرجون شفاعتی یوم القیامه».[50] ای حسین گویا تو را میبینم كه به همین زودی بخون خود آغشته میشوی، و در زمین كربلا با لب تشنه بدست گروهی از امت من كشته میشوی، اینان با این عملشان باز امید به شفاعت من دارند خدا شفاعت مرا نصیبشان نگرداند. 14 ـ در دعای دوم صحیفه سجادیه چنین آمده است: «عرفه فی اهله الطاهرین و امته المؤمنین من حسن الشفاعه اجل ما وعدته».[51] «آنچه به او نوید دادی از شفاعت نیكو درباره خاندان پاك و امت با ایمان او بیشتر از آن عطا فرما». 15 ـ و در دعای دیگر میگوید: « اللهم صل علی محمد و آل محمد و شرف بنیانه و عظم برهانه و ثقل میزانه و تقبل شفاعته».[52] «خدایا درود بر محمد و آل محمد فرست و پایه او را والا، و حجت او را بزرگتر، و ترازوی او را سنگینتر گردان، و شفاعت او را بپذیر». 16 ـ امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: « ان لرسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ شفاعه فی امته» [53] همانا برای رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ است شفاعت كردن در امتش». 17 ـ و نیز آن حضرت فرمود: «من تبع جنازه مسلم اعطی یوم القیامه اربع شفاعات ….»[54] «هر كس جنازه مسلمانی را تشییع كند در روز قیامت چهار شفاعت به او داده میشود». 18 ـ امام باقر در ضمن حدیثی فرمود: «یشفع الرجل فی القبیله و یشفع الرجل لاهل البیت و یشفع الرجل للرجلین علی قدر عمله فذلك المقام المحمود».[55] «هر كس به قدر عمل خود شفاعت میكند، ممكن است یك فرد قبیله ای را شفاعت كند، و یا فقط خویشاوندان خود را شفاعت كند؛ و یا دو نفر را شفاعت كند، و این شفاعت كردن همان مقام محمود است. » (كه در قرآن ذكر شده است) 19 ـ از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده است: «والله لنشفعن لشیعتنا والله لنشفعن لشیعتنا والله لنشفتعن لشیعتنا حتی یقول الناس: فما لنا من شافعین و لا صدیق حمیم».[56] به خدا سوگند كه شیعیان خود را شفاعت میكنیم، بخدا سوگند آنان را شفاعت میكنیم، بخدا سوگند آنان را شفاعت میكنیم تا این كه اهل جهنم میگویند: پس برای ما شفاعت كنندگانی نیست…» 20 ـ امام صادق ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «لكل مؤمن خمس ساعات یوم القیامه یشفع فیها».[57] «برای هر مؤمنی در روز قیامت پنج ساعت است كه در آن پنچ ساعت شفاعت میكند». 21 ـ امام صادق ـ علیه السّلام ـ میفرماید: « شفاعتنا لاهل الكبائر من شیعیتنا و اما التائبون فان الله عزوجل یقول ما علی المحسنین من سبیل».[58] «شفاعت ما برای كسانی از شیعیان ما است كه مرتكب گناهان بزرگ شده باشند، اما كسانی كه از گناهشان توبه كرده باشند (نیكوكارند و نیكوكاران را ایرادی نیست و) خدای متعال در آیه 91 سوره توبه میفرماید: (ما علی المحسنین من سبیل بر نیكوكارن راه اشكالی نیست). 22 ـ امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «من انكر ثلاثه اشیاء فلیس من شیعتنا: المعراج و المسائله فی القبر و الشفاعه ».[59] «هر كس سه چیز را انكار كند، از شیعیان ما نیست 1 ـ معراج 2 ـ سؤال قبر 3 ـ شفاعت.» 23 ـ معاویه بن عمار میگوید: «قلت من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه قال نحن اولئك الشافعون». [60] از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پرسیدم از جملهای كه در آیه الكرسی است (كیست كه بدون اذن خدا نزد خدا شفاعت كند) فرمود ما هستیم آن شفاعت كنندگان» (كه به اذان خدا شفاعت میكنند). 24ـ از امام صادق ـ علیه السّلام ـ سؤال شد:« عن المؤمن هل یشفع فی اهله قال نعم المؤمن یشفع فیشفع». [61] «آیا مؤمن میتواند برای خویشاوندان خود شفاعت كند؟ حضرت فرمود: آری، مؤمن شفاعت میكند و شفاعت او پذیرفته میشود». 25ـ امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: « اذا كان یوم القیامه نشفع فی المذنب من شیعتنا فاما المحسنون فقد نجاهم الله».[62] « در روز قیامت ما برای شیعیان گناهكارمان شفاعت میكنیم، اما نیكوكاران را خدا نجات داده است» ( و شفاعت نمیخواهند). چند حدیث از امام كاظم ـ علیه السّلام ـ 26- ابی بصیر میگوید: « قال ابوالحسن الاول علیه السلام انه لما حضرابی الوفاه قال لی یا بنی انه لاینال شفاعتنا من استخف بالصلوه» . [63] «امام هفتم ـ علیه السّلام ـ فرمود: پدرم امام صادق هنگام وفاتش به من فرمود ای فرزند! شفاعت ما به كسی كه نماز را سبك بشمارد نمیرسد». 27ـ امام كاظم ـ علیه السّلام ـ میفرماید: « كان رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ یقول: لا تستخفوا بفقراء شیعه علی فان الرجل منهم لیشفع لعدد ربیعه و مضر». [64] «رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: به فقراء و تنگدستان شیعیان علی ـ علیه السّلام ـ استخفاف و بیاعتنائی نكنید. زیرا هر یك از آنها برای جمعیتی به اندازه عده دو قبیله ربیعه و مضر (دو قبیله پر جمعیت عرب) شفاعت میكنند.»
28 ـ امام كاظم ـ علیه السّلام ـ میفرماید: « شعیتنا الذین یقیمون الصلواه و یؤتون الزكوه و یحجون البیت الحرام و یصومون شهر رمضان و یوالون اهل البیت و یتبرؤن من اعدائهم … و ان احدهم لیشفع فی مثل ربیعه و مضر فیشفعه الله فیهم لكرامته علی الله عزوجل».[65]
29 ـ امام رضا ـ علیه السّلام ـ از علی ـ علیه السّلام ـ نقل میكند: «من كذب بشفاعه رسول الله لم تنله».[66] «كسی كه رسول خدا را تكذیب كند و به آن اعتقاد نداشته باشد شفاعت آن حضرت به او نمیرسد». 30 ـ امام رضا ـ علیه السّلام ـ میفرماید: « مذنبوا اهل التوحید لایخلدون فی النار و یخرجون منها و الشفاعه جائزه لهم …»[67] «گناهكارانی كه موحد و خداشناس باشند مخلد در آتش نخواهند بود پس از مدتی از آتش خارج میشوند و شفاعت برای آنها رواست». 31 ـ امام رضاـ علیه السّلام ـ از پدرانش از امیرمؤمنان و او از پیامبر نقل میكند كه رسول گرامی فرمود: « اربعه انالهم شفیع یوم القیامه المكرم لذریتی و القاضی لهم حوائجهم و الساعی فی امورهم عند ما اضطروا الیه و المحب لهم بقلبه و لسانه».[68] «چهارنفرند كه من در روز قیامت شفیعشان خواهم بود:
1 ـ كسی كه ذریه و فرزندان مرا گرامی دارد و احترام كند. 2 ـ كسی كه حوائج آنها را بر آورد. 3 ـ كسی كه در انجام كار آنها سعی و كوشش كند هنگامی كه به آن كار احتیاج و اضطرار دارند. 4 ـ كسی كه آنها را با زبان و دل دوست داشته باشد.»
32 ـ امام هشتم از پدرانش از امیرمؤمنان از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نقل میكند: « من لم یؤمن بشفاعتی فلا اناله شفاعتی ثم قال ـ علیه السّلام ـ انما شفاعتی لاهل الكبائر من امتی فاما المحسنون فما علیهم من سبیل قال الحسین بن خالد فقلت للرضا ـ علیه السلام ـ یا بن رسول الله فما معنی قول الله عزوجل « و لا یشفعون الا لمن ارتضی» قال لا یشفعون الا لمن ارتضی الله دینه».[69]
« هركس به شفاعت من ایمان نداشته باشد او را شفاعت نمیكنم سپس فرمود شفاعت من برای آن افراد از امت من است كه مرتكب گناهان بزرگ شدهاند و اما نیكوكاران كه خود اهل نجات هستند. حسین بن خالد راوی حدیث میگوید: به امام هشتم ـ علیه السّلام ـ گفتم پس معنای این آیه «لا یشفعون الا لمن ارتضی: شفاعت نمیكنند مگر برای كسی كه مورد رضایت خدا باشد» چیست؟ حضرت فرمود: معنایش این است كه شفاعت نمیكنند جز برای كسی كه دین او مورد رضایت و پسند خدا باشد»، (و مسلمان هر چه گناه كار باشد دین او مورد پسند خداوند است).
33 ـ امام دهم ـ علیه السّلام ـ در زیارت جامعه میفرماید: « ولكم الموده الواجبه و الدرجات الرفیعه و المقام المحمود عندالله عزوجل و الجاه العظیم و الشأن الكبیر و الشفاعه المقبوله ….».[70]
برای شما (ائمه اطهار) است مودتی كه قرآن واجب كرده است، و درجههای بلند و مقام محمود و مقام معلوم در نزد خدا و قدر و منزلتی بزرگ و شفاعت مورد قبول». 34 ـ از امام حسن عسكری از امیرمؤمنان ـ علیه السّلام ـ روایت شده است كه در ضمن حدیثی فرمود: « لا یزال المؤمن یشفع حتی یشفع فی جیرانه و خلطائه و معارفه…». [71] «مؤمن پیوسته شفاعت میكند تا شفاعت او درباره همسایهها و دوستان و آشنایانش پذیرفته میشود»
35 ـ امام زمان در صلواتی كه از آن حضرت رسیده است میفرماید: « اللهم صل علی سید المرسلین و خاتم النبیین و حجه رب العالمین … المرتجی للشفاعه».[72] « بارلها! درود بفرست بر آقای پیامبران مرسل و آخرین پیامبران و حجت خدای عالمیان … همانكه امید به شفاعت او هست».
– توضیحاتی درباره روایات شفاعت 1ـ از روایات بخوبی بر میآید كه پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و پیشوایان معصوم ـ علیه السّلام ـ نخواستهاند با این گفتارها مردم را به گناه و خلافكاری جری كنند و به آنان جرأت معصیت بدهند، بلكه منظور بیان یك واقعیتی است كه در جهان پس از مرگ واقع خواهد شد و از این رو در برخی از روایات تصریح یا اشاره شده است كه مردم نباید به اتكاء شفاعت، خود را به گناه آلوده كنند و از انجام وظائف دینی سر پیچی نمایند. به حدیث 21 و 26 و 37 و 55 و 73 و 85 و 88 و 91 مراجعه شود.
2ـ در روایت2 و 47 كه از طریق شیعه و سنی هر دو وارد شده است مقام شفاعت از امتیازات رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ شمرده شده، با اینكه در روایات دیگر، سایر پیامبران ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ هم به عنوان شفاعت كننده معرفی شدهاند. جمع بین این دو دسته از روایات به این است كه؛ میتوان گفت مقام شفاعتی كه برای رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ثابت است؛ عمومیتی دارد كه عمومیّت از امتیازات آن حضرت است و به عبارت دیگر در موارد ویژهای رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ میتواند شفاعت كند كه سایر پیامبران اجازه شفاعت كردن ندارند و كوتاه سخن این كه چون مقام آن حضرت از همه بالاتر است مقام شفاعت آن حضرت هم از همه بالاتر و گستردهتر میباشد، از این رو در حدیث 12 خواندیم كه پیامبر فرمود: هنگامی كه قیامت برپا شود من پیشوای انبیاء و سخن گو و صاحب شفاعت ایشان هستم.
3 ـ این كه در روایات مربوط به شفاعت مؤمنین عبارات مختلفی آمده است در برخی آمده است كه، مؤمن جمعیتی بیش از جمعیت دو قبیله بزرگ عرب را شفاعت میكند (حدیث 32) و در برخی آمده است بیش از یك قبیله بزرگ (حدیث 31) و در برخی یك قبیله (حدیث 34) و در برخی 40 نفر (حدیث 54) و در برخی 30 نفر (حدیث 71) و در برخی 10 نفر (حدیث 29) و در برخی دونفر و یك نفر؛ گویا به خاطر درجات ایمان و بیش و كمی اعمال صالحه آنها است چنانچه در روایت (70) خواندیم: « یشفع الرجل فی القبله و یشفع الرجل لاهل البیت و یشفع الرجل للرجلین علی قدرعمله»
4 ـ این كه در قمستی از روایات خواندیم روزه، امانت، تقوی، صلوات و درود بر محمد و آل او فرستادن، قرائت قرآن و توسل به رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ از انسان شفاعت میكند بنابراین تجسم اعمال معنایش بسیار روشن است و احتیاجی به توضیح ندارد.
5 ـ در برخی از روایات مانند (حدیث 89) آمده است كه روز قیامت همه مردم به شفاعت رسول اكرم نیازمند هستند؛ و درمقابل از برخی روایات مانند (حدیث 76 و 80 و 97 )برمیآید كه، كسانی كه گناهكار نباشند و یا از گناه توبه كرده باشند بدون شفاعت اهل نجات هستند جمع میان این دو دسته روایات به این است كه بگوئیم رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ دو جور شفاعت دارد.
الف ـ شفاعتی كه عمومی است و دامنهاش حتی پیامبران را هم میگیرد یعنی همه افراد حتی پیامبران به توسط آن بزرگوار از رحمت الهی برخودار میشوند و نتیجه آن ترفیع درجه و نیل به مقامات بلند خواهد بود و شفاعت به این معنی درباره همه متصور است.
ب ـ شفاعت به معنای خاص كه مربوط به گناهكارانی است كه بدون توجه از دنیا رفته باشند. و واضح است كه نیكوكاران و كسانی كه اهل گناه نبوده و یا اگر بودهاند توبه كردهاند بدون شفاعت وارد بهشت میشوند و بلكه همانطور كه از روایات استفاده میشود خودشان، دیگر افراد را شفاعت میكنند.
6 ـ روایات شفاعت چهار دسته است: دسته اول ـ روایاتی است كه میگوید شفاعت باعث میشود كه شخص گناهكار از رفتن به جهنم بخشوده شود.
دسته دوم ـ روایاتی است كه دلالت میكند بر این كه شفاعت موجب میشود گناهكاری كه به جهنم رفته است از جهنم نجات یابد.
دسته سوم ـ روایاتی است كه از آنها استفاده میشود برخی از گناهكاران پس ازآنكه مدتها در جهنم میمانند آنگاه اذن داده میشود كه شفاعت كنندگان، آنان را شفاعت كنند (به روایت 26 مراجعه شود).
دسته چهارم ـ روایاتی است كه میگوید عدهای اصلاً شفاعت نمیشوند و برای همیشه باید در عذاب و جهنم باشند.
بنابراین روایاتی كه میگویند هركس ذرهای ایمان داشته باشد شفاعت میشود با روایاتی كه میگویند كسی كه مثلاً نماز را سبك بشمارد شفاعت نمیشود منافات ندارد زیرا كسی كه ایمان به خدا داشته باشد سرانجام شفاعت خواهد شد اما ممكن است سالیان دراز به خاطر برخی از گناهان و خلافكاریهایش معذب باشد تا اجازه شفاعت او صادر گردد.
7 ـ برخی از روایاتی كه در این بخش نقل شد مورد قبول همه مسلمانان است و واضح است كه چنین روایتی برای هر شخص با انصافی اطمینان آور است مثلاً مرحوم طبرسی در مجمع البیان، ج 1، ص 104 درباره حدیث « ادخرت شفاعتی لاهل الكبائر من امتی» كه از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ روایت شده مینویسد: این روایت را همه مسلمین (سنی و شیعه ) قبول كردهاند.
8 ـ پس از مطالعه و دقت در این روایات به این نتیجه میرسیم كه روایات تفصیل همان مطالبی هستند كه اجمالاً از آیات قرآن مجید استفاده میشود (به بحث شفاعت از نظر قرآن مراجعه كنید) و روایاتی كه در قرآن مجید مضامین آنها را تأكید كند احتیاج به بحث در سند ندارند به ویژه كه در این مقاله در صدد اثبات جزئیاتی كه در روایات آمده است نبوده و نیستم.
4 ـ مدارك روایات شفاعت در پایان لازم است به نام خصوصیات كتابهائی كه متون احادیث را، ازآن كتابها گرفتهایم اشاره كنیم تا روشن گردد كه این روایات از مدارك معتبر و دست اول شیعه و سنی نقل شده است. كتابهای شیعه: 1 ـ كافی، تألیف محمد بن یعقوب كلینی، متوفای 328 چاپ آخوندی. 2 ـ من لا یحضره الفقیه، تألیف شیخ صدوق، متوفای 381 چاپ نجف. 3 ـ تهذیب الاحكام، تألیف شیخ طوسی، متوفای 460 چاپ نجف. 4 ـ صفات الشیعه، تألیف شیخ صدوق، متوفای 381چاپ نجف. 5 ـ فضائل الشیعه، تألیف شیخ صدوق، متوفای 381 چاپ نجف. 6 ـ ثواب الاعمال، تألیف شیخ صدوق، متوفای 381 چاپ غفاری. 7 ـ امالی، تألیف شیخ صدوق، متوفای 381 چاپ قم. 8 ـ عیون اخبار الرضا، تألیف شیخ صدوق، متوفای 381 چاپ قم. 9 ـ خصال، تألیف شیخ صدوق، متوفای 381 چاپ غفاری. 10 ـ امالی، تألیف شیخ طوسی، متوفای 460 چاپ قدیم. 11 ـ تفسیر علی بن ابراهیم قمی، (سده سوم) چاپ خشتی. 12 ـ تفسیر عیاشی، (سده سوم) چاپ قم. 13 ـ نهج البلاغه علی ـ علیه السّلام ـ ، تألیف سید رضی، متوفای 406 چاپ مصر با شرح عبده. 14 ـ تفسیر مجمع البیان، تألیف شیخ طبرسی، متوفای 548 چاپ اسلامیه. 15 ـ مناقب ابن شهر آشوب، متوفای 588 چاپ نجف. 16 ـ بشاره المصطفی، تألیف عمادالدین طبری، (سده ششم) چاپ دوم نجف. 17 ـ محاسن برقی، (سده سوم) چاپ تهران. 18 ـ تفسیر فرات كوفی، (سده سوم) چاپ نجف. 19 ـ اختصاص، تألیف شیخ مفید، متوفای 413 چاپ تهران. 20 ـ صحیفه سجادیه، دعاهای حضرت سجاد ـ علیه السّلام ـ ، چاپ آخوندی. 21 ـ مصباح المتهجد شیخ طوسی، متوفای 460 چاپ قدیم. و بدین ترتیب مدارك ما از كتابهای شیعه مربوط به سده سوم تا ششم هجری میباشد. كتابهای اهل تسنن: 22 ـ صحیح بخاری، تألیف محمدبن اسماعیل بخاری متوفای 256 چاپ كتاب الشعب 9 جزء درسه جلد. 23 ـ صحیح مسلم،متوفای 261 چاپ مصر 1334 هـ .ق 8 جزء در دوجلد. 24 ـ مسند احمد حنبل، متوفای 241 چاپ مصر در شش جلد.
کتاب منشور جاوید جلد 8 صفحه 154 ————————–
پی نوشتها
[1] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1440. و در كتابهای زیر به همین عبارت یا با مختصر تفاوت بر میخورید. مسند احمد، ج 1، ص 281. موطأمالك، ج 1، ص 166. سنن ترمذی، ج 5، ص 238. سنن دارمی، ج 2، ص 328. صحیح مسلم، ج 1، ص 130. صحیح بخاری، ج 8، و ج 9، ص 170. [2] . مسند احمد،ج1، ص301. و به همین عبارت یا با مختصر تفاوت در كتابهای زیر بجویید. سنن نسائی،ج1، ص172،سنن دارمی،ج1، ص323 و ج2،ص224. صحیح بخاری،ج1، ص92، 119، مسند احمد، ج4، ص416. [3] . مسند احمد، ج2، ص426. [4] . مسند احمد، ج 2، ص 528. و با مختصر تفاوت در ج 2، ص 444 و 478. و در سنن ترمذی، ج 4، ص 365، وجود دارد. [5] . سنن ترمذی، ج 5، ص 248 و سنن دارمی، ج 1 ، ص 26 و 27. [6] . مسند احمد، ج 2، ص 307 و 518. [7] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1441. و در كتابهای زیر با مختصر تفاوت همین عبارت وجود دارد. مسند احمد ج 3، ص 213. سنن ابی داود، ج 2، ص 537. سنن ترمذی، ج 4، ص 45. [8] . مسند احمد، ج 6، ص 428. [9] . صحیح بخاری، ج1، ص36. [10] . صحیح مسلم، ج 1، ص 130. سنن دارمی، ج 1، ص 27. [11] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1444. [12] . سنن ترمذی، ج 5، ص 247. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1443. [13] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1440 و با مختصر تفاوت در صحیح مسلم، ج 7، ص 59، و مسند احمد، ج 2، ص 540. [14] . مسند احمد، ج 5، ص 347. [15] . سنن ترمذی، ج4، ص114. و سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1443. و با مختصر تفاوت در مسند احمد، ج 4، ص 434، و سنن ابی داود، ج 2، ص 537. و شاید ترجمه حدیث این باشد: «گروهی از امتم كه به این نام «جهنمیها» نامیده میشوند به شفاعت من از آتش جنهم آزاد میشوند» . [16] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1441. [17] . مسند احمد،ج5، ص149. [18] . صحیح بخاری، ج 9 ص 160 . و با مختصر تفاوت در مسند احمد، ج 3، ص 94. [19] . صحیح مسلم، ج 1، ص 122، و با مختصر تفاوت در صحیح بخاری، ج 8، ص 143. [20] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1443 . [21] . سنن نسائی، ج 2، ص 181. [22] . مسند احمد، ج 5، ص 43 با اختصار . [23] . مسند احمد، ج 3، ص 325. [24] . مسند احمد، ج 3، ص 12. [25] . مسند احمد، ج 3، ص 26. [26] . مسند احمد، ج 3، ص 79، و با مختصر تفاوت در كتابهای زیر میباشد سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1441. و سنن دارمی، ج 2، ص 332. و نیز مسند احمد، ج 3، ص 5. [27] . مسند احمد، ج 3، ص 345. [28] . سنن ابی داود، ج 2، ص 15. و با مختصر تفاوت در ضمن حدیثی در مسند احمد، ج 4، ص 131، و سنن ترمذی، ج 3، ص 106. وجود دارد. [29] . سنن ترمذی، ج4، ص 245. سنن بن ماجه، ج1، ص 78. مسند احمد، ج1، ص148و149. [30] . مسند احمد، ج2، ص89. و با مختصر تفاوت در ج3، ص 218 همین عبارت وجود دارد. [31] . مسند احمد، ج3، ص20، و با مختصر تفاوت نیز در مسند احمد، ج3 ص63. و سنن ترمذی، ج4 ص 46 وجود دارد. [32] . سنن ابن ماجه، ج2،ص1215. [33] . موطأمالك، ج 2، ص201. مسند احمد، ج 2، ص 19 و 133. و در چند جای دیگر از همین كتاب این عبارت وجود دارد. [34] . مسند احمد، ج 3، ص 500. و با مختصر تفاوت در ج 4، ص 59، وجود دارد . [35] . مسند احمد، ج 4، ص 108. [36] . صحیح بخاری، ج 1، ص 159. و با مختصر تفاوت در كتابهای زیر وجود دارد. مسند احمد، ج 3، ص 354. سنن ابن ماجه، ج 1، ص239. سنن ترمذی، ج 1، ص 136. ستن تسائی، ج 2، ص 22. سنن ابی داود، ج 1، ص 126. [37] . سنن ابی داود، ج 1، ص 124. صحیح مسلم، ج 2، ص4، ستن ترمذی، ج 5، ص 246 ـ 247. سن نسائی، ج 2، ص 22. مسند احمد، ج 2، ص 168. [38] . مناقب ابن شهر آشوب ج 2، ص 15، و با مختصر تفاوت در مجمع البیان، ج 1، ص 104 وجود دارد. [39] . من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 155. [40] . امالی شیخ طوسی، ص 36. [41] . مجمع البیان، ج 10، ص 392. [42] . من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 376. [43] . مناقب، ج 2، ص 14. [44] . خصال صدوق، ص 624. [45] . خصال، ص 156. [46] . من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 279. [47] . نهج البلاغه، خطبه 171. [48] . امالی صدوق، ص 177. [49] . خصال، ص 355. [50] . مكاتیب الائمه، ج 2، ص 41. [51] . دعای دوم سجادیه. [52] . دعای چهل و دوم صحیفه. [53] . محاسن برقی، ص 184. [54] . تهذیب، ج 2، ص 455. [55] . مناقب، ج 2، ص 14. [56] . مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 14. [57] . صفات الشیعه صدوق، ص 181، حدیث سی و هفتم. [58] . من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 376. [59] . امالی صدوق ص 177. [60] . تفسیر عیاشی، ج 1، ص 136. و با مختصر تفاوت در محاسن برقی ص 183 وجود دارد. [61] . محاسن برقی، ص184. [62] . فضائل الشیعه صدوق ص159، حدیث چهل و پنجم. [63] . كافی، ج3، ص270، وج6، ص104، و تهذیب ج9، ص 107، و با مختصر تفاوت در من لایحضره الفقیه، ج1، ص133، و همین روایت با مختصر تفاوت از امام صادق ـ علیه السّلام ـ از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در تهذیب، ج9، ص 106 وجود دارد. [64] . بحار الانوار، ج8، ص59، چاپ جدید، و با مختصرات تفاوت در امالی طوسی، ص63، و بشاره المصطفی، ص55، وجود دارد. [65] . صفات الشیعه، ص 164، حدیث پنجم. [66] . عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 66. [67] . عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 125. [68] . عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 24، و با مختصر تفاوت در بشاره المصطفی، ص 140 وجود دارد. [69] . امالی صدوق، ص 5. [70] . من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 616. [71] . بحار الانوار، ج 8، ص 44، چاپ جدید. [72] . مصباح المتهجد شیخ طوسی، ص 284.
















هیچ نظری وجود ندارد