در تاریخ ملتها لحظههایی فرا میرسد که خون، رساتر از هر سخن و گویاتر از هر بیانی با جهان سخن میگوید. شهادت مردان بزرگ، پایان راه آنان نیست؛ آغاز فصلی تازه در حیات یک ملت است.
شهادت شخصیتهایی چون رهبر مظلوم و مقتدر و شهیدان سلیمانی، لاریجانی، خطیب و دیگر مجاهدان راه حق، نه حادثهای صرف در عرصه سیاست و قدرت، بلکه جلوهای از حضور یک ملت در یکی از مقدسترین میدانهای نبرد تاریخ است؛ نبرد جبهه حق علیه باطل. آنان با آگاهی، اخلاص و ایمان قدم در مسیری نهادند که سرانجام آن چیزی جز افتخار بزرگ شهادت نبود؛ همان قلهای که اولیای الهی و مجاهدان راستین تاریخ به سوی آن شتافتهاند.
دشمنان میپندارند با ریختن خون مردان بزرگ، اراده یک ملت شکسته میشود؛ حال آنکه سنت تاریخ چیز دیگری است. خون شهیدان هرگز به خاموشی نمیگراید، بلکه به نیرویی زاینده تبدیل میشود که ارادهها را استوارتر و صفوف را فشردهتر میسازد.
از همین روست که شهادت این مجاهدان، نه تنها جمهوری اسلامی را تضعیف نمیکند و از قدرت آن نمیکاهد، بلکه روح تازهای در کالبد آن میدمد و بر اقتدار، پایداری و عزم تاریخی آن میافزاید. ملتی که فرهنگش با شهادت پیوند خورده است، از فقدان نمیشکند؛ از آن نیرو میگیرد و راه را استوارتر ادامه میدهد.
این خونهای پاک که بر خاک این سرزمین و بر پهنه جبهه مقاومت جاری شدهاند، قطرههایی پراکنده نیستند؛ جریانی خروشاناند که به سیلی عظیم بدل خواهد شد؛ سیلی که ستمگران و متجاوزان را در مسیر تاریخ به عقب خواهد راند و تا تحقق وعده بزرگ الهی و پیروزی موعود بر مستکبران و اشغالگران، آرام نخواهد گرفت.
آری، شهیدان میروند، اما راه را روشنتر از همیشه باقی میگذارند؛ و هر قطره خون آنان، پرچمی است که بر قلههای آینده برافراشته خواهد شد.
والعاقبه للمتقین.



















هیچ نظری وجود ندارد