شواهد شأن نزول:
1 – تطبيق رسول خدا |
مسلمانان – با همه فرقههاى گوناگون و اختلاف سليقهاى كه دارند – بر اين باورند كه قرآن بر رسولخدا | نازل شده است و او اولين فردى است كه پيام خداوند را توسط فرشته وحى دريافت كرده و با امانت كامل و بدون هيچگونه دخل و تصرفى، آن را به مردم رسانده است.
او گذشته از وظيفه ابلاغ وحى، وظيفه تفسير و تبيين وحى را در موارد ابهام نيز برعهده داشته است.
بنابراين سخن او مهمترين سند و بهترين دليل براى فهم قرآن و تطبيق آيات آن است؛ يعنى اگر براى ما ثابت شود كه اين سخن كه آيهاى را تفسير يا شأن نزول آيهاى را بيان مىكند، سخن رسول خدا | است، همان براى ما حجت و كافى است و تفسير و يا توجيه ديگران در برابر سخن رسول خدا | ارزشى ندارد.
رسول خدا | در تطبيق آيه بر اصحاب كساء به دو شيوه زیر عمل كرده است:
الف – تطبيق عملى يا رفتارى:
رسول خدا | براى تبيين جايگاه اهلالبيت ^ در موارد متعددى به معرفى آنان پرداخته است كه به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
1- نزول آيه مباهله:
هنگامى كه آيه مباهله نازل شد و بنا شد که رسول خدا | جمعى را براى مباهله به آن ميدان ببرد([1])، رسول خدا | از اصحاب كساء دعوت كرد.
روايات در اين زمينه فراوان است؛
«عن سعد بن ابى وقاص قال لمّا نزلت هذه الآية: قل تعالوا… دعا رسول الله | عليّا و فاطمة و حسناً و حسيناً فقال: اللهم هولاء اهلى.»([2])
«سعد بن ابى وقاص مىگوید: وقتى اين آيه نازل شد، رسول خدا – كه درود خدا بر او باد- على و فاطمه و حسن و حسين را گرد آورد و به خداوند عرض كرد: خداوندا اينان اهلبيت من هستند».
زمخشرى، پس از آن كه امتناع هيأت مسيحيان نجران از مباهله را نقل مىكند، نزول آيه تطهير در شأن اصحاب كساء را از طريق عايشه نقل و سپس چنين قضاوت مىكند:
«و فيه دليل لا شئ اقوى منه على فضل اصحاب الكساء^»([3])
«در اين آيه دليلى بر برترى اصحاب كساء بر بقيه امت وجود دارد كه دلیلی قويتر از آن وجود ندارد».
2- نزول آيه الصلاة:
در پى نزول آيه: {و أمر اهلك بالصلوة و اصطبر عليها}([4])؛
«خانوادهات را به نماز فرمان بده و بر انجام آن شكيبا باش»
پيامبر | مامور شد به اين دستور خداوند عمل كند.
نكته قابل توجه در اين آيه آن است كه كلمه اهل مضاف به كاف خطاب به كار رفته است كه با مشخص شدن اين اهل، مصداق اهلالبيت هم كه منسوب به بيت رسولالله | است، روشن مىشود.
با نزول اين آيه، رسول خدا | هر روز صبح كه براى نماز از خانه خارج مىشد، رفتار بخصوصى انجام مىداد؛ ابتدا به درِ منزل امام على × مىآمد و يك دست را به يك طرف در و دست ديگر را به طرف ديگر مىنهاد و مىفرمود:
«الصلاة، رحمكم الله، انّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهلالبيت و يطهّركم تطهيرا.»
در اين رفتار، رسول خدا | هم به آيه {وَأْمُرْ أَهْلَكَ} عمل كرد و هم مصداق اهلالبيت را مشخص نمود. در اين كه اين عمل رسول خدا | چه مدت ادامه داشته روايات متفاوت است كه به بخشى از آنها اشاره مىكنيم:
1-2- روايتى كه دلالت دارد، رسول خدا | شش ماه به در خانه على× مىآمد و آنان را با همين لفظ صدا مىزد؛
«عن انس بن مالك: انّ رسول الله | كان يمرّ بباب فاطمة ستّة اشهر اذا خرج الى صلاة الفجر يقول: الصلاة يا اهلالبيت، انّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهلالبيت و يطهّركم تطهيرا.»([5])
«انس بن مالك مىگوید: شش ماه رسول خدا | را ديدم هنگامى كه براى نماز صبح بيرون مىآمد، به درِ خانه فاطمه ÷ مىآمد و مىفرمود: نماز! اى اهلالبيت. خداوند مىخواهد تنها شما اهلبيت را از هر پليدى دور گرداند و چنان كه بايد و شايد شما را پاك گرداند».
2-2- روايتى كه دلالت دارد رسول خدا | هشت ماه به درِ خانه على× مىآمد و آنان را با همين لفظ صدا مىزد؛
«عن ابى الحمراء رضىاللهعنه قال حفظت من رسول الله| ثمانية أشهر بالمدينة ليس من مرة يخرج الى صلاة الغداة الا اتى الى باب على فوضع يده على جنتى الباب، ثم قال: الصلاة، الصلاة، انّما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا تطهيراً»([6])
«ابوحمراء مىگوید: به خاطر دارم كه رسول خدا | در مدينه هشت ماه هر وقت براى نماز صبح از منزلش خارج مىشد، درِ خانه على × مىآمد و دستش را روى دو طرف در مى گذاشت و مىفرمود: نماز، نماز، بدون ترديد خداوند مىخواهد پليدى را تنها از شما دور كند و شما را پاك سازد».
روايات ديگرى نيز در اين زمينه وجود دارد كه مدت زمان اين كار را متفاوت بيان مىكنند كه به دليل كثرت از بيان آنها خوددارى كرديم.
در تفاوت اين زمان بايد به اين نكته توجه داشت كه هر يك از اين راويان مقدار زمانى را كه خود شاهد بوده است بيان مىكند؛ از اين رو روايات قابل اعتماد هستند.


















هیچ نظری وجود ندارد