شواهد شأن نزول
همه كسانى كه با روايات – بخصوص روايات تفسيرى – آشنایی دارند، بر اين باورند كه اين روايات آميخته به اسرائيليات، مجعولات و … هستند و براى تشخيص روايات درست از نادرست بيشتر به بررسى سند آنها پرداختهاند، ولى بايد توجه داشت کسانی که جسارت جعل روايت و انتساب آن به رسولخدا| را داشتند، از جسارت جعل سند قابل قبول در جامعه اسلامى و انتساب آن به راویان ثقه و مورد اعتماد نيز بهرهمند بودند! گذشته از آن كه علماى رجالى همه راويان را نمىشناختند و بر اين اساس نام بسيارى از راويان در اين علم مطرح نشده است و دلايل ديگر كه جاى بحث آنها نيست.
براين اساس نمىتوان براى پى بردن به صدور يك روايت از رسولخدا| تنها به سند آن اكتفا كرد، به گونهاى كه اگر در روايتى نتوانستيم سند آن را درست كنيم، آن را كنار بگذاريم، بلكه با بررسى متن روايت و يافتن شواهد قرآنى، حديثى، تاريخى و … نيز مىتوان به صحت آن پى برد. بدين سان گرچه رواياتى كه درباره شأن نزول اين آيه وارد شده متفاوت است امّا با بررسى شواهد زیر مىتوان ثابت كرد كه كدام دسته از روايات درست و صحیح هستند
1- تطبيق رسول خدا |
مسلمانان – با همه فرقههاى گوناگون و اختلاف سليقهاى كه دارند – بر اين باورند كه قرآن بر قلب رسولخدا | نازل شده است و او اولين فردى است كه پيام خداوند را توسط فرشته وحى دريافت كرده و با امانت كامل، بدون هيچگونه دخل و تصرفى، آن را به مردم رسانده است.
او گذشته از وظيفه ابلاغ وحى، وظيفه تفسير و تبيين وحى را در موارد ابهام نيز برعهده داشته است. بنابر اين سخن او مهمترين سند و بهترين دليل براى فهم قرآن و تطبيق آيات آن است؛ يعنى اگر براى ما ثابت شود كه اين سخن رسولخدا | است، آن سخن براى ما حجت و كافى است و تفسير و يا توجيه ديگران در برابر سخن رسول خدا | ارزشى ندارد.
براساس منابع شيعه، رسول خدا | شأن نزول اين آيه را اميرالمؤمنين × مىداند. خطبه رسولخدا | را در مراسم غدير، شيعه و سنى، نقل كردهاند، ولى به دلايل متعدد هر مورخ، محدث و مفسرى بخشى از آن را نقل كرده و از نقل تمام آن پرهيز كردهاند. در بعضى از منابع شيعه مشروح اين خطبه آمده است.
همان طور كه معقول و معمول است كه هنگام معرفى فردى فضايل او را بيان مىكنند، رسول خدا | نيز كه در آن مراسم مىخواست امام على × را به عنوان جانشين خود معرفى كند، بعضى از آياتى را كه در گذشته درشأن امامعلى× نازل شده بود براى امت بيان فرمود.
رسول خدا | در اين خطبه پس از بيان مقدماتى و اين كه مأمور شده است اين وظيفه را ابلاغ كند، مى فرمايد:
«…لانّه قد اعلمنى انّى ان لم ابلّغ ما انزل الىّ فى حقّ علىّ فما بلّغت رسالته و قد ضمن لى العصمة من الناس و هو اللّه الكافى الكريم و اوحى الىّ بسم اللّه الرحمن الرحيم يا ايّها الرسول بلّغ ما انزل اليك من ربّك و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و اللّه يعصمك من الناس.
معاشر الناس ما قصرت فى تبليغ ما انزله الىّ و انا مبيّن لكم سبب نزول هذه الآية انّ جبرئيل هبط الىّ مرارا ثلاثا يأمرنى من السلام ربّى و هو السلام ان اقوم فى هذا المشهد فاعلم كل ابيض و اسود انّ على بن ابى طالب اخى و وصيّى و خليفتى و الامام من بعدى الذى محلّه منّى محلّ هارون من موسى الاّ انّه لا نبىّ بعدى و هو وليّكم بعد اللّه و رسوله و قد انزل اللّه تبارك و تعالى علىّ بذلك آية من كتابه: إِنَّما وَلِـيُّـكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِـيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ و على بن ابى طالب اقام الصلاة و آتى الزكوة و هو راكع يريد اللّه عزوجل فى كلّ حال و سألت جبرئيل ان يستعفى لى عن تبليغ ذلك اليكم…» ([1])
زيرا خداوند مرا آگاه كرد كه اگر آنچه را كه درباره على بر من نازل شده است تبليغ نكنم، رسالت او را انجام ندادهام، در حالى كه حفاظت مرا از مردم تضمين كرده است و او خداى كريم و كافى است، به من وحى كرده است؛ به نام خداوند بخشنده مهربان: اى پيامبر! آنچه از پروردگارت به تو رسيده است تبليغ كن. اگر اين كار را نكنى رسالت او را تبليغ نكردهاى و خداوند نگهدار تو است.
اى گروه مردم! من در تبليغ آنچه بر من نازل شده است كوتاهى نكردهام. من سبب نزول اين آيه را برايتان شرح مىدهم: بدون ترديد جبرئيل سه بار بر من نازل شده و از طرف پروردگارم، مرا مأمور كرد كه در اين نقطه توقف كنم و به همه – چه سياه چه سفيد – اعلام كنم كه على بن ابى طالب برادر من، وصى من، جانشين [بلافصل] من و امام و رهبر بعد از من است. جايگاه او نسبت به من همانند جايگاه هارون نسبت به موسى است، جز اين كه بعد از من پيامبرى نخواهد آمد. بعد از خدا و رسول او، على، ولى و سرپرست شماست و خداوند در كتابش در اين زمينه آيهاى را بر من نازل كرده است كه تنها سرپرست شما خدا و رسول او و كسانى هستند كه نماز را به پا دارند و در حال ركوع زكات را پرداخت مىكنند و على بن ابى طالب كسى است كه نماز را به پا داشته و در حال ركوع زكات پرداخت كرده است. على هميشه براى خدا كار مىكند و من از جبرئيل خواستم كه مرا از تبليغ اين وظيفه شما معاف دارد كه اين آيه نازل شد: «يا ايها الرسول بلّغ…».
بدين سان رسول خدا | به روشنى بيان مىفرمايد كه اين آيه در شأن امامعلى × نازل شده است.
([1]) روضة الواعظين، ص 92؛ اليقين فى امرة اميرالمؤمنين، ص 117، باب 127؛ الاحتجاج، ج 1، ص 73؛ بحارالانوار، ج 37، ص 206؛ التحصين لاسرار مازاد من اخبار كتاب اليقين، ص 58.، باب 29.

















هیچ نظری وجود ندارد