«إنّ الحسین مصباح الهدى وسفینه النجاه»
اهلبیت عصمت و طهارت و ائمه هدی(ع) تمام اعمال و رفتار و حرکات آنها مایه هدایت و رشد مردم بوده است که «کلامکم نور وامرکم رشد». و به عبارتی تمام میت و ممات آنان بر مردم امامت داشت.
حتی مرگ و شهادت آنها به هدایت و ارشاد دیگران بوده است. و یکی از اهداف مهم قیام سیدالشهداء و شهادت جانسوز این میوه دل رسول الله(ص) بیداری و هدایت مردم و نجات آنها از گمراهی و ضلالت بوده است و چنان که در زیارت آن حضرت عرض میکنیم: «وبذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله وحیره الضلاله».(التهذیب/ج۶/ص۱۱۳) یعنی خدایا امام حسین خون خویش را در راه تو نثار کرد تا بندگانت را از جهالت و حیرت و گمراهی نجات دهد.
اما در این شهادت میان شهادت امام حسین(ع) جلوه و تلألؤ خاصی دارد.
نوع شهادت مظلومانه آن حضرت به گونهای است که هر انسانی که از فطرت انسانی خویش به طور کلی دور نشده باشد را تحت تأثیر قرار میدهد. شهادت امام حسین(ع) از همان عصر عاشورای سال ۶۱ هجری تا به امروز باعث بیداری از خواب غفلت عده زیادی شده است و این نور عالمگیر همچنان پرتو افشان است.
یکی از عواملی که باعث استبصار عده زیادی و گرایش آنان به مذهب حقه اهل بیت(ع) و شیعه اثنی عشریه شده است همین مسئله شهادت امام حسین و پرتو این چراغ هدایت است.
و اگر شیعیان این مکتب عاشورا و شهادت و مظلومیت امام حسین را استفاده خوبی کنند میتوانند تمام بشریت را از خواب غفلت بیدار کرده و به تشیع دعوت کنند.
و بر تمام متصدیان امور فرهنگی لازم است تا در این زمینه اهتمام ویژه داشته باشند و با معرفی صحیح اهلبیت(ع) و بیان مظلومیت و شهادت آنها خصوصاً واقعه کربلا نور یقظه و استبصای را قلوب اهل عالم پرتوافکن نمایند.
شواهدی بر این ماجرا:
شیخ ظهیر الحسّون میگوید: من از کتابخانه واتیکان در رم دیدن کردم در بخش اختصاصی کتابهای اسلامی بیش از هزار جلد کتاب چاپ شده خطی درباره امام حسین(ع) یافتم. از مدیر کتابخانه در این باره سؤال کردم او در جوابم گفت: بزرگان واتیکان اخیراً مشاهده کردهاند که تشیع در سطح عالم انتشار پیدا کرده و افراد بسیاری در عالم، مذهب اهل بیت(ع) را پذیرفتهاند، آنان پس از بررسی در عظمت این حادثه پی بردهاند که سبب آن انتشار مظلومیت امام حسین(ع) و برپایی دستههای عزاداری از جانب شیعیان است به همین خاطر به نمایندگان واتیکان دستور دادند در سرتاسر عالم هرچه کتاب درباره امام حسین(ع) تألیف شده جمعآوری کنند تا از آنها در نشر و گسترش مسیحیت از طریق نشر مظلومیت مسیح استفاده کنند چرا که معتقدند مسیح همانند امام حسین(ع) مظلومانه کشته شده است.(اقناع الأئمه/ص۳۵۶)
استاد مصری ابو شریف معروف به عبدالمجید
در نامهای به یکی از خطبای حسینی مینویسد: یک روز در حالی که رادیو کوچکی دستم بود دنبال موج قاهره میگشتم در همان حال که موج را میچرخاند، ناگهان صدای دلانگیزی به گوشم خورد که توجهم را به خودش جلب کرد فهمیدم شخصی درباره امام حسین(ع) و حادثه تلخ کربلا سخن میگوید تا آن روز مسأله گریه بر امام حسین(ع) را نمیدانستم ولی با شنیدن بخشی از واقعه کربلا از آن خطیب در دلم حزنی شدید احساس نمودم و زار زار گریستم چنان گریهای تلخ و پرحرارت داشتم که هرگز در طول عمرم مثل آن را یاد ندارم … بعد از این زمان بود که افقهای جدیدی گسترده نسبت به کشته شده اشکها امام حسین(ع) در پیش چشمانم گشوده شد.(الدور المنبر الحسینی فی التوعیه الاسلامیه دکتر مقدسی/ص۱۱۲وص۱۱۳)
استاد صائب عبدالحمید
او در کتاب خود «منهج فی الانتماء المذهبی» در مورد جریان استبصار خود چنین میگوید: «شروع آن با حسین(ع) چراغ هدایت بود … او مرا قصد نمود و دستم را گرفته و به قبههای آن میرساند … آن واقعه قصه مقتل امام حسین(ع) با صوت شیخ عبدالزهرا کعبی(ره) در روز دهم محرم ۱۴۰۲ هجری قمری بود من به آن ندا گوش میدادم و مقام جوارحم از آن میلرزید و این همراه اشک و عبرت بود و چیزی در خونم … گویا انقلابی در جوارحم … که لبیک یا سیدی یابن رسول الله … نوری که از قبل محجوب و مستور بوده است، این نور برانگیخت و قضا را شکافت، فروزش که پیروی و اقتدای به حسین(ع) را در برداشت…».(المنهج فی الانتماء المذهبی/ص۳۲و۳۲)
استاد ادریس حسینی مغربی
در کتاب خود «لقد شیعنی الحسین(ع)» مینویسد: یک نفر از نزدیکان از من سؤال کرد که چه کسی تو را شیعه نمود؟ و به چه کتابهایی اعتماد نمودی؟ گفتم: آن شخص جدم حسین(ع) و فاجعه ناگواری بود که برام افتاق افتاد.
به جان خودم سوگند! این مشهد کسی است که همیشه فریاد او در مقدسترین مقدسات من به صدا در آمده و در حرکت است و در تمام حالاتم مرا محزون نموده است.
من از قرائت کشتار کربلا با تفاصیل جانکاهش خلاصی نیافتم جز آن که کربلا در نفس و فکرم قیام نمود و از این جا نقطه انقلاب شروع شد انقلابی بر ضدّ تمام مفاهیم و مسلّمات به ارث گذاشته برای او را نخواهد پوشاند.
آری این حسین(ع) بود که مرا از لابه لای مصیبتی که او و اهل بیتش به آن مبتلا شدند شیعه نمود… و کربلا محل و زمان ورود من به تاریخ است.(لقد شیعنّی الحسین(ع)/ص۳۱۵ـ۳۱۳)
دکتر محمد تیجانی تونسی
در کتاب خود «ثم اهتدیت» این چنین مینویسد: دوستم منعم آمد و با هم به کربلا رفتیم در آنجا به مصیبت سرورمان حسین(ع) ـ مانند شیعیان ـ پی بردم، در آنجا تازه فهمیدم که حسین(ع) نمرده است، سخنان سخنرانان را میشنیدم پس از آن شیون احساس آرامش کردم که پیش از این، چنان چیزی ندیده بودم تو گویی در صف دشمنان در همان حال سخنران حالات مرا بررسی میکرد. درست در همین لحظه بود که دیگر نتوانستم طاقت بیاورم شیون کنان خود را بر زمین افکندم و گویا نقش حر را پیاده میکردم و از حسین(ع) میخواستم که: ای فرزند رسول خدا! آیا توبهای برایم هست؟ یابن رسول الله از من در گذر و مرا ببخش!»… لحظاتی بود که در آن گریه واقعی را درک کرده بودم و احساس میکردم اشکهایم قلبم را شستشو میدهند و تمام وجودم را از درون تطهیر میکنند… .(آنگاه هدایت شدم/ص۹۷ـ۹۶)
علامه دکتر محمّد حسن شحّاته
او از اساتید سابق دانشگاه الأزهر است که پس از مطالعات فراوان درباره شیعه امامیه پی به حقانیت آن برده است او در سفری به ایران در سخنرانی خود برای مردم اهواز گفت: عشق من به امام حسین(ع) سبب شد که از تمام موقعیتهایی که داشتم دست بردارم. اگر از من سؤال کنند که امام حسین(ع) را در شرق میتوان یافت یا غرب؟ میگویم: امام حسین(ع) را میتوان در قلب من دید و خداوند توفیق تشرّف به ساحت مقدس امام حسین(ع) را به من داده است.(نقل از روزنامه جمهوری اسلامی/شماره۷۷۱)
منبع : شیعه شناسی محرم الحرام ۱۴۳۳ سال ۱۳۹۰

















هیچ نظری وجود ندارد