دوران امامت امام باقر (عليه السّلام) مصادف با ادامه فشار هاى خلفاى بنى اميه و حكّام آنها بر شيعيان عراق بود. عراق مركز اصلى شيعه محسوب مى گرديد.
شيعيان هر ساله در مراسم حج، با امام تماس داشتند. اين تماس ها معمولاً يا در مكه و يا در بازگشت و عبور از ميدنه، صورت مى گرفت. با توجه به برخى اخبار، مردم عراق از رفتن نزد امام باقر (عليه السّلام) در ميدنه، نهى شده بودند.[74]
مشكل «غُلات» در اين دوران، يكى از مشكلات براى شيعيان بود. شمار اين گروه رو به فزونى بود. وقتى كه امام (عليه السّلام) آنها را از خود طرد كرد، اصحاب آن حضرت نيز « غُلات » را از جمع خود بيرون راند. « مغيره بن سعيد » و « بيان بن سمعان »، كه هر دو از معروفترين شخصيت هاى غاليان و از رهبران آنها بودند، توسط اصحاب امام باقر (عليه السّلام) تكفير شدند.
تأكيد امام باقر (عليه السّلام) به عمل گرايى شيعيان، به طور غير مستقيم، در مقابل تمام فرقه هايى كه به عمل صالح اعتنايى نداشتند، صورت مى گرفت.
بسيارى از شيعيان عراق در اثر فشار و اختناق موجود، انتظار داشتند كه امام (عليه السّلام) به عراق آمده و دست به شمشير ببرد.
ولى امام باقر (عليه السّلام) مأمور به تقيه بود. لذا، برخى از آنها نسبت به امامت آن حضرت دچار ترديد گشتند. آگاهى كافى درباره امامت به آنها نمى رسيد و به همين جهت گروهى به « زيد » برادر امام گرويدند و انشعابى را بوجود آوردند. هر چند زيد هفت سال زودتر از برادرش ، در كوفه وفات يافت. اما در همين دوره و پس از آ” ريشه هاى گرايش به زيد در ميان شمار زيادى از شيعيان رشد كرد.
مخالفت با مصالح « امويان » موجب اختلافات كمترى در ميان شيعيان مى گشت. اما به موازات فروكش كردن فشار هاى سياسى برآنان، مسئله « غُلات » به تدريج دامنه بيشترى گرفت؛ به طورى كه مسأله مهم در زمان امام صادق (عليه السّلام) مسأله « غُلات » محسوب مى گرديد. فشار امويها، جز در دو سال حكومت « عمر بن عبد العزيز »، (از سال 99 تا 110) در تمام دوران حكومت آنان به شدت ادامه داشت.
پی نوشت:
[74] . مختصر تاريخ دمشق، ج23، ص 83 .
منبع : شيعه شناسى و پاسخ به شبهات، على اصغر رضوانى، ص57

















هیچ نظری وجود ندارد