چگونه شيعه به وجود آمد؟
نبايد شيعه را در اسلام، اقليتى فرض كرد كه با اكثريتى كه در مقابل خود داشته در اصول و مبادى دين مقدس اسلام كه محتويات كتاب (قرآن كريم) و سنت قطعيه بوده باشد، اختلاف نظر داشته و پارهاى از آنها را نمىپذيرفتهاند، لذا با اكثريت به مقام مخاصمه و مشاجره درآمده و مذهب نوبنيادى تأسيس نموده است.
و يا به عللى سياسى يا تعصبات قومى يا ملى يا انتقامهاى دينى، دستخوشِ اميال ديگران و بازيچه دست بيگانگان قرار گرفته و در نتيجه، گروه قابل توجهى را از جماعت مسلمين جدا كرده و وحدتاسلامى را به هم زده و اختلاف كلمه به وجود آورده است. بلكه شيعه طايفهاى است از مسلمين كه بهواسطه مخالفتهايى كه از اكثريت نسبت به مُسلمات كتاب و سنت مشاهده كرده، در مقام اعتراض و انتقاد برآمده و به ملازمت مسلمات كتاب و سنت برخاسته و دعوت كرده است. و البته طايفهاى را كه در راه چنين منظور مقدسى در طول تاريخ و قرنهاى متمادى، هر بلا و مصيبت و هر آزار و شكنجه قابل تصور را از دست مخالفين خود كشيده است. نبايد مخالف اصول مسلمه ديانت و هدم كننده سنت و جماعت مسلمين ناميد.
نظريات مخالفين درباره پيدايش شيعه
مخالفين شيعه مىگويند: مذهب تشيع مولود افكار ابنسبأ يهودى است كه در ظاهر به لباس اسلام متلبّس شده و در زمان خليفه سوم، عثمان بن عفان، در «عراق» و «شامات» مردم را عليه خلافت شورانيده و به قتل خليفه تحريص و ترغيب مىنمود!
وى يك سلسله عقايد يهوديت را با مشتى از معارف اسلامى آميخته و در شعاع غلوّ در حق اميرالمؤمنين، علىبنابىطالب عليه السلام، در ميان جمعى رواج داد كه بعداً به نام شيعه علوى معروف شدند.
مخالفين مىگويند: مذهب تشيع روى اساس سياست انتقام گذاشته شده و در اثر داغ دلى است كه ايرانىها از خليفه دوم عمربن خطاب- كه ايران را فتح كرده و تاج و تخت كهنسال كيان و اكاسره را به باده داده، و مجوسيت و آتشپرستى را ريشهكن نمود- داشتند.
و از سوى ديگر به پاس خويشاوندى كه امام دوم و سوم شيعه از راه مصاهرت با «كسرى» داشتند، مجوس مذهب تشيع را در لباس اتباع اهلبيت پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله به وجود آورده و اختلاف كلمه در ميان مسلمين انداختند.
همچنين مىگويند: مذهب تشيع نتيجه مساعى ائمه اهلبيت، و به ويژه امام پنجم و ششم شيعه اماميه مىباشد كه به منظور اشغال مقام روحانيت عمومى، مردم را به غلوّ در حق خودشان رهبرى كرده، و احاديثى عليه خلفاى راشدين و صحابه گرامى و خلفاى بنىاميه و بنىعباس كه زمامداران اسلام بودند، وضع كرده و شيعهگرى را به وجود آوردند.
باز مىگويند: مذهب تشيع ساخته ملوك آلبويه بوده كه در قرن چهارم هجرى چندى حكمرانى كردند.
و يا مىگويند: مذهب تشيع آفريده سياست سلاطين صفويه مىباشد كه در اوايل قرن دهم هجرى به هواى سلطنت به دستيارى عدهاى از دراويش صفوى، قيام كرده و سالهاى متمادى با خلفاى عثمانى و اوزبكها جنگيدند؛ و همين صفويه بودند كه عقايدى درويشانه و غلوّآميز با ماسك تشيع به هم بافته، و سر و صورت يك مذهب اسلامى را به آن دادند.
اينها و نظاير اينها تهمتهايى است كه به مذهب تشيع مىزنند در صورتى كه حقيقت مطلب غير از اين است.
معرفى واقعى شيعه و مذهب تشيع
به شهادت تاريخ، طريقه تشيع از روز رحلت پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله طلوع كرده و جماعتى با اين روش تعيّن و تميز پيدا كردهاند.
يعنى در همان موقعى كه هنوز جسد مقدس پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله دفن نشده بود 8 و اهلبيت عليهم السلام و عدهاى از اخيار صحابه، سرگرم لوازم سوگوارى و تجهيز جنازه شريفش بودند، عده ديگرى- كه بعداً اكثريت را بردند- با كمال دستپاچگى در «سقيفه بنىساعده» تجمع كرده و براى عامه مسلمين در قيافه مصلحتجويى و خيرخواهى، خليفه و جانشين پيغمبر تعيين مىكردند.
و در خلال اين جريان، حتى كمترين اطلاعى به اهلبيت و خانواده پيغمبر اسلام و به ويژه به اميرالمؤمنين على عليه السلام كه در فضايل اسلامى و انواع فداكارى، در تمام دوره بعثت، پيشتاز همه مسلمين بوده و به نص ولايت 9 اختصاص يافته بود، ندادند.
اميرالمؤمنين على عليه السلام و جمعى از ياران او مانند سلمان، ابوذر، مقداد و غير آنها، پس از اطلاع از جريان انتخاب خليفه، در مقام اعتراض و انتقاد برآمده و با استناد به نص ولايت، به طريقه انتخاب خليفه اعتراض كرده و به احتجاج پرداختند 10. البته جوابى كه شنيدند همين بود كه مصلحت در اين بود و مسلمين چنين صلاح ديدند!
معترضين كه اولين افراد شيعه و پايهگذاران اين طريقه بودند، جمعى از صحابه كرام رسولاكرم صلى الله عليه و آله و از مسلمين دوره اول و از ياران اميرالمؤمنين على عليه السلام بودند كه در ملازمت پيغمبر اسلام و اتباع كتاب و سنت و پيروى از سيرت نبى اكرم و فداكارى و مجاهده در راه دعوت دينى، كمترين مخالفتى به خرج نداده، و هيچگونه فروگذارى نكرده بودند؛ و در تمام دوره بعثت در صف مسلمين و جزو جمع آنها بودند، و با اين اعتراض و انتقاد نمىخواستند هدف جديد ديگرى را جايگزين اين آيين نوبنياد نمايند.
بلكه غرضشان از اين انتقاد، دفاع از يك رشته نصوص مسلمهاى بود كه به موجب آنها، ولايت عموم مسلمين به دست اميرالمؤمنين على عليه السلام سپرده شده بود، نصوصى 12 كه به موجب آنها اهل بيت پيغمبر، پيشوايان دين و مرجع جميع شئون علمى و عملى اسلام معرفى شده بودند و همين نصوص، هماكنون نيز به نحو تواتر در دست فريقين- اهل سنت و شيعه- موجود مىباشد.



















هیچ نظری وجود ندارد