عنوان اصلی:
«المسندُ الصحیح المختصر من السنن بنقل العدل عن العدل عن رسولالله(صل الله علیه و آله)».([1])
به اختصار آن را «المسند الصحیح» گویند ولی آنچه بر سر زبانهاست همان «صحیح مسلم» است.
گردآورنده آن:
«خطیب» در «تاریخ» او را چنین معرفی کرده است: «أبوالحسینمسلم بن الحجّاج بن مسلم القشیری النیسابوریّ»([2]). و «ذهبی» در «سیر أعلام النبلاء» چنین مینویسد: «أبوالحسین مسلم بن الحجاج بن مسلم بن ورد بن کوشاذ النیسابوری»، سپس میافزاید: «ولعلّه من موالی قُشیر»([3]) (قُشیر، تیرهای از تازیاناند.)
تولدش:
آوردهاند که در سال ۲۰۴ ه.ق در نیشابور چشم بهجهان گشود.([۴])
وفاتش:
در روز یکشنبه، ۲۵ رجب سال ۲۶۱ بود([۵]) و گورش در نیشابور است.([۶]) «أحمد بن سلمهًْ» گوید: «در مجلس درس، حدیثی خوانده شد، مسلم آنرا نشناخت، پس به خانه رفته چراغی روشن کرد و گفت: کسی بر من وارد نشود. گفتند: خرما بر ایمان آوردهاند. گفت: بیاورید. پس تا سپیده دم میخورد و میخواند تا حدیث را یافت.» گویند بر اثر این خرما خوران مُرد.([۷])
زندگی علمی او:
آغاز سماعش سال ۲۱۸، از «یحیی بن یحیی تمیمی»([8]) بود. در سال ۲۲۰ به حج رفت و هنوز موی بر چهره نداشت. در مکه از «قَعْنبی»([9]) شنید، و او پیرترین شیخش بود. در کوفه نیز از «أحمد بن یونس»([10]) و گروهی دیگر شنید. سپس به نیشابور بازگشت و بار دیگر در سال ۲۲۵ سفر آغاز کرد، و زیاد از «علی بن جعد»([11]) شنید، ولی از او در صحیحش روایت نکرده است. به عراق و حرمین و مصر هم رفته و در آنجا هم حدیث شنید.([۱۲]) مسلم میگوید:
«صنفت هذا المسند الصحیح من ثلاثمائه ألف حدیث مسموعه».([13])«أحمد بن سلمه» گوید: «کنت مع مسلم فی تألیف صحیحه خمس عشره سنه وهو اثناعشر ألف حدیث»([14])
«مکی بن عبدان» گوید: شنیدم که مسلم میگفت:
«عرضتُ کتابی هذا المسند علی أبی زرعه فکل ما أشار عَلیّ فی هذا الکتاب أنّ له علّه وسبباً ترکته وکلّ ما قال: إنّه صحیح لیس له علّه، فهو الذی أخرجتُ».([15])
ستایش پیروان خلفا از او و کتابش:
صحیح مسلم نیز همانند بخاری از جایگاه ویژهای نزد عامه برخوردار است و ایندو را «صحیحین» گویند.
گاه از سخنان برخی نیز بوی برتری مسلم و کتابش بر بخاری شنیده میشود.([۱۶]) برای نمونه «ذهبی» در «سیر أعلام النبلاء» به نقل از «أبوعمرو بن حمدان» آورده است:
«سألت الحافظ إبن عقده([۱۷]) عن البخاری ومسلم: أیهما أعلم؟ فقال: کان محمدٌ عالماً ومسلم عالمٌ. فکرّرت علیه مراراً، فقال: یا أبا عمرو، قد یقع لمحمّدٍ الغلطُ فی أهل الشام، وذلک أنه أخذ کتبهم، فنظر فیها، فربما ذکر الواحد منهم بکُنیته ویذکره فی موضع آخر باسمه، یتوهّم أنهما اثنان، وأما مسلم فقلّما یقع له من الغلط فی العلل، لأنّه کتب المسانیدَ ولم یکتب المقاطیع ولا المراسیل».([18])
«ابنکثیر» (م ۷۷۴ ه.ق) در «البدایهًْ والنهایهًْ» گوید:
«وذهبت المغاربه وأبوعلی النیسابوری من المشارقه، إلی تفضیل صحیح مسلم علی صحیح البخاری».([19])
«ابن حجر عسقلانی» نیز در «تهذیب التهذیب» سخنی گفته که از آن برتری مسلم بر بخاری از دیدگاه او را میتوان فهمید.
دیگر آثارش:
او افزون بر صحیح، آثار دیگری نیز دارد. که «حاکم»([20]) در «تاریخ نیشابور» بیان کرده است:
1ـ المسند الکبیر علی الرجال.
2ـ الجامع الکبیر علی الأبواب.
3ـ کتاب الأسامی والکنی.
4ـ کتاب التمییز.
5ـ کتاب العلل.
6ـ کتاب الوحدان.
7ـ کتاب الأفراد.
8ـ کتاب الأقران
9ـ کتاب سؤالات أحمد بن حنبل.
10ـ کتاب مشایخ مالک بن أنس.
11ـ کتاب ذکر من لیس له اِلاّ راوٍ واحدٍ من رواهًْ الحدیث.
12ـ کتاب المخضرمین.
13ـ کتاب اولاد الصحابهًْ فمن بعدهم من المحدثین.
14ـ کتاب طبقات التابعین.
15ـ کتاب ذکر اوهام المحدثین.([۲۱])
بیشتر آثار وی از بین رفته و آنچه بهچاپ رسیده یا در دسترس است، اندک است. کتابهای «الأسامی والکنی»، «التمییز»، «المنفردات والوحدان» و«الطبقات» او به چاپ رسیده است.
شروح صحیح مسلم:
به صحیح مسلم نیز همچون بخاری، زیاد پرداخته شده و کتابهای زیادی درباره آن نگاشته شده است. از جمله مشهور ترین شرحهایی که بر آن نوشته شده شرح «نووی»([22]) است، بهنام «المنهاج».
برای آشنایی با شروح صحیح مسلم و دیگر آثاری که درباره آن نوشته شده، کتاب «صیانهًْ صحیح مسلم» نوشته «ابن الصلاح الشهرزوری» (م ۶۴۳ ه.ق)، بهتحقیق «موفق بن عبدالله بن عبدالقادر» را ببینید.([۲۳])
صحیح مسلم را «نورالحق بن عبدالحقّ الدّهلوی» (م ۱۰۷۳) به فارسی شرح کرده است.([۲۴])
ویژگیهای صحیح مسلم:
1ـ دومین کتاب حدیثی با عنوان صحیح نزد عامّه.([۲۵])
2ـ کمی تکرار احادیث (دربرابر بخاری).
3ـ جای گرفتن احادیث در بخش مربوط به خود و آسانی رسیدن به آن.
4ـ نام ننهادن مسلم بر ابواب کتاب.
«ابن الصلاح»([26]) گوید:
«ثم إنّ مُسلماً رَحمهُ الله وإیّانا، رتّبَ کتابَهُ علَی الأبواب، فهو مبوبٌ فی الحقیقه ولکنّه لم یذکر فیه تراجم الأبواب لئلا یزداد بها حجم الکتاب أو لغیرذلک».([27])
گمان نمیرود که مسلم برای کم کردن از حجم کتاب، این کار را نکرده باشد. مگر آوردن عنوان هر بخش از کتاب چه اندازه میتواند بر حجم کتاب بیفزاید؟
5ـ اندک بودن تعلیق حدیث نسبت به بخاری.([۲۸])
شروط مسلم:
مسلم نیز همچون بخاری، برای احادیثی که نقل کرده شرطی یادآور نشده و کسانی که بعد از او آمدهاند با دقت در صحیح و احادیثش شروطی را مطرح کردهاند.
«ابن الصلاح» میگوید:
«شرط مسلمٍ فی صحیحه أن یکونَ الحدیث متّصل الاسناد، بنقل الثقه عن الثقه، من أوّله إلی منتهاه، سالماً من الشذوذ ومن العلّه، وهذا هو حَدُّ الحدیث الصحیح فی نفس الأمر، فکلّ حدیثٍ اجتمعت فیه هذه الأوصاف فلا خِلافَ بین أهل الحدیث فی صحته…».([29])
«ابن طاهر مقدسی» گوید:
«إعلم أن البخاری ومسلماً ومن ذکرنا بعدهم([۳۰]) لم ینقل عن واحد منهم أنه قال: شرطت أن أخرج فی کتابی ما یکون علی الشرط الفلانی وإنّما یعرف ذلک من سبر کتبهم فیعلم بذلک شرط کل رجل منهم. فاعلم أن شرط (البخاری ومسلم) أن یخرجا الحدیث المتفق علی ثقه نقله إلی الصحابی المشهور من غیر اختلاف بین الثقات الأثبات، ویکون اسناده متصلاً غیر مقطوع فان کان للصحابی راویان فصاعداً فحسن وإن لم یکن له إلا راو واحد إذا صح الطریق إلی ذلک الراوی أخرجاه، اِلاّ أن مسلماً أخرج أحادیث أقوام ترک البخاری حدیثهم لشبهه وقعت فی نفسه، أخرج مسلم أحادیثهم بازاله الشبهه».([31])
استاد علامه، مرحوم «شانهچی» پس از ذکر شرایط بخاری و مسلم، که پیش از این در شرط بخاری یادآوری شد، تنها مورد اختلاف میان بخاری و مسلم را در «لقاء» میدانند. بخاری روایتی را نقل میکند که راویِ آن را دیده باشد ولی مسلم دیدار راوی را شرط نمیداند.([۳۲]) (در احادیث معنعن، که باید در یک عصر باشند.)
سخن درباره شرط مسلم و بخاری فراوان است؛ امّا آنچه باید گفت این است که شرط مسلم و بخاری صحت روایت نزد آنها بوده و بس. چهبسا روایتی نزد مسلم صحیح و نزد بخاری غیر صحیح باشد یا اینکه روایتی نزد بخاری صحیح و نزد مسلم ناصحیح باشد.([۳۳])
بخشبندی صحیح مسلم:
صحیح مسلم نیز به شیوه کتاب بندی تنظیم شده است، و هر کتاب دارای ابوابی است، اما همانگونه که گفته شد، مسلم خود نامی بر این ابواب ننهاده و دیگران پس از او این کار را کردهاند که از همه بهتر کار «نووی» است.
این کتاب پس از مقدمهای که مسلم آورده با «کتاب الایمان» آغاز شده و با «کتاب التفسیر» (کتاب پنجاه و چهارم) به پایان میرسد.
این کتاب دارای ۷۵۶۳ حدیث است (درباره آمار احادیث صحیح مسلم در آینده سخن گفته خواهد شد).
سبب گردآوری صحیح:
همان گونه که خود در مقدمه صحیحش بدان اشاره کرده، پیشنهاد کسی از دوستان یا شاگردانش، سبب شد تا مسلم دست به این کار بزند.([۳۴])
خلفای روزگار مسلم:
او در پنجاه و هفت سالی که زندگی کرد (۲۰۴ـ ۲۶۱ ه.ق) خلفای عباسی معاصر بخاری، را درک کرد جز آنکه بخاری «المعتمد علی الله» (256ـ ۲۷۹ ه.ق) را نیز درک کرده است. البته بخاری نیز روزگار خلافت معتمد را درک کرده ولی بسیار کوتاه، چه آنکه بخاری در شوال ۲۵۶ مرده و معتمد در رجب ۲۵۶ به خلافت رسید.
زمان گردآوری صحیح:
«عراقی»([35]) در «التقیید والایضاح» میگوید: «مسلم کتاب خود را در سال ۲۵۰ ه.ق نوشت.»([36])
باتوجه به اینکه نوشتن این کتاب پانزده سال بهدرازا کشید، مسلم باید در حدود سال ۲۳۵ ه.ق کار خود را آغاز کرده باشد. ولی این را بهسختی میتوان پذیرفت؛ چرا که در این صورت او نزدیک به سیسالگی نوشتن صحیح را آغاز کرده است و در سال ۲۳۵، هنوز ۲۱ سال به مرگ بخاری مانده بود.
از طرفی «ابن عساکر» میگوید: «مسلم پیش از آنکه کتابش را بهانجام برساند درگذشت، و از این روست که برای ابواب کتابش نامی ننهاد».([37])
از این رو شاید مسلم صحیح را در پانزده سال پایانی زندگانی خود نوشته باشد.
توصیفی از نیشابور:
«یاقوت» در «معجم البلدان» درباره نیشابور چنین میگوید:
«… هی مدینه عظیمه ذات فضائل جسیمه، معدن الفضلاء ومنبع العلماء، لم أر فیما طَوّفتُ من البلاد مدینه کانت مثلها… واختلف فی تسمیتها بهذا الاسم، فقال بعضهم: إنّما سمیت بذلک لأن سابور مرّ بها وفیها قصب کثیر، فقال: یصلح أن یکون ههنا مدینه، فقیل لها نیسابور… ومن أسماء نیسابور «أبرشَهر» وبعضهم یقول «إیرانشهر»، والصحیح أن ایرانشهر هی مابین «جیحون» إلی «القادسیه»؛ ومن الرّی إلی نیسابور مائه وستون فرسخاً… وعهدی بها کثیره الفواکه والخیرات، وبها «ریباس» لیس فی الدنیا مثله، تکون الواحده منها منّاً أو اکثر… وکان المسلمون فتحوها فی أیام عثمان بن عفّان، والأمیر «عبدالله بن عامر بن کُریز» فی سنه (۳۱ ه.ق) صلحاً وبنی بها جامعاً، وقیل إنها فتحت فی أیام عمر، علی ید «الأحنف بن قیس»، وإنما انتقضت فی أیام عثمان فأرسل إلیها عبدالله بن عامر ففتحها ثانیهً… وقد خرج منها من أئمه العلم من لا یُحصی…»([38])
«حاکم» کتابی نوشت و نامش را «تاریخ نیشابور» گذاشت و «محمد بن حسین خلیفه نیشابوری» آن را ترجمه کرد. او از زبان حاکم در وصف نیشابور میگوید:
«نشابورست، هوای او صافی، به صحتِ ابدان وافی، خالی از خطایا، عاری از وبا و اکثرِ بلایا،… عروس بُلدان، خزانه خراسان، دار امارت، لطیف عمارت، معدن فتوّت، مخزن مروّت، موطن ادیبان، مقر سلطان، موضع اعلام هدی، مطلع انوار تُقی، رحمت در وِی نازل، برکت به او واصل، بدلِ آنکه در سرخس دُنیشها به نیشها تنها خونین کند، در نشابور زنبورِ کندو، جهان پر انگبین کند. ریزه او فیروزه، حجر او جوهر، کمر او نقره و زر… سلاطین به امارت آن متفاخر، در انتزاع آن از یکدیگر متظاهر، منازل کُبرا، مناهل عظما، مأوایِ اشراف، مثوای عدل و انصاف، همهچیز او موصوف، سکّان او به سخا و جود موصوف، اهل کمال را درو مقام، همه کمالات او تمام…».([39])
[۱]) تحقیق إسمی الصحیحین واسم جامع الترمذی؛ أبوغدّهًْ؛ ص۳۳.
[۲]) تاریخ بغداد؛ ج۱۳، ص۱۰۱.
[۳]) سیر أعلام النبلاء؛ ج۱۲، ص۵۵۷.
[۴]) تهذیب الکمال؛ ج۲۷، ص۵۰۷ مؤسسهًْ الرسالهًْ؛ و تایخ الاسلام؛ الذهبی؛ ج۲۰، ص۱۸۳؛ و سیر أعلام النبلاء؛ الذهبی؛ ج۱۲، ص۵۵۸.
[۵]) تهذیب الکمال؛ ج۲۷، ص۵۰۷.
[۶]) سیر أعلام النبلاء؛ ج۱۲، ص۵۸۰.
[۷]) تهذیب الکمال؛ ج۲۷، ص۵۰۶.
[۸]) أبوزکریا التمیمى المنقرى النیسابورى. قال الحاکم: …عنه إسحاق والذهلی والبخاری ومسلم و… ۱۴۲ـ۲۲۶ هـ.ق.
[۹]) عبدالله بن مسلمه بن قعنب، المدنی نزیل بالبصره ثم مکه. عنه الذهلی وأبوزرعه والبخاری ومسلم بن الحجاج و… قال أبوزرعه: ما کتبت عن أحد أجل فی عینی من القعنبی ۱۳۰ـ ۲۲۱هـ.ق، تذکره الحفاظ؛ ج۱، ص۲۸۳.
[۱۰]) أحمدبن عبدالله بن یونس الیربوعی الکوفی،… عنه أبوزرعه والبخارى ومسلم وأبوداود و… قال أبوداود: نهانی أحمدبن یونس أن أصلی خلف من یقول القرآن مخلوق، وقال: هؤلاء کفار. ۱۳۲ ـ ۲۲۷هـ.ق، تذکره الحفاظ؛ ج۱، ص۴۰۰.
[۱۱]) أبوالحسن الهاشمی مولاهم الجوهری… عنه البخاری وأبوداود وأبوزرعه وأبوحاتم وأبویعلى الموصلی… وقد رأی الأعمش، ۱۳۴ ـ ۲۳۰هـ.ق، تذکره الحفاظ، ج۱، ص۳۹۹.
[۱۲]) سیر أعلام النبلاء، ج۱۲، ص۵۵۸.
[۱۳]) تاریخ بغداد؛ الخطیب البغدادی؛ ج۱۳، ص۱۰۲.
[۱۴]) سیر أعلام النبلاء؛ الذهبی؛ ج۱۲، ص۵۶۶. (نووى در مقدمه شرح صحیح مسلم گفته شانزده سال به درازا کشید.)
[۱۵]) همان؛ ص۵۶۸.
[۱۶]) تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۱۰۲.
[۱۷]) أبوالعباس أحمدبن محمدبن سعید الکوفی، مولى بنىهاشم، …قال أبوعمر بن حیویه: کان إبن عقده یملی مثالب الصحابه فترکت حدیثه، ۲۴۹ـ ۳۳۲ هـ.ق؛ تذکره الحفاظ؛ ج۳، ص۸۴۱.
[۱۸]) سیر أعلام النبلاء؛ الذهبی؛ ج۱۲، ص۵۶۵، و تاریخ بغداد؛ الخطیب البغدادی؛ ج۱۳، ص۱۰۲، و تاریخ نیشابور؛ حاکم نیشابورى؛ ص۱۰۰.
[۱۹]) البدایه والنهایه؛ ابنکثیر؛ ج۱۱، ص۳۶. دارالحدیث.
[۲۰]) أبوعبدالله محمد بن عبدالله بن محمد النیسابورى، المعروف بابن البیع… سمع سنه ثلاثین ۳۳۰ ورحل إلى العراق وهو ابن عشرین و…. حدث عنه الدار قطنی و… (۳۲۱ـ ۴۰۵ هـ)؛ تذکره الحفاظ؛ ج۳، ۱۰۳۹.
[۲۱]) تاریخ نیشابور، ص۱۰۰، نیز نک: تاریخ الاسلام؛ الذهبی؛ ج۲۰، ص۱۸۸.
[۲۲]) محیی الدین أبوزکریا یحیى بن شرف بن مری الشافعی صاحب التصانیف النافعه. مولده فی المحرم سنه ۶۳۱ هـ.ق وقدم دمشق سنه (۶۴۹ هـ.ق)… من تصانیفه شرح مسلم وریاض الصالحین والأذکار والأربعین والارشاد فی علوم الحدیث والتبیان فی آداب حمله القرآن، (م ۶۷۶ هـ.ق)، صحیح مسلم بشرح النووی؛ ج۱، ص۶.
[۲۳]) صیانه صحیح مسلم؛ ابن الصلاح؛ ص۱۹. نیز نک: کشف الظنون؛ الجلبی؛ ج۱، ص۴۴۰.
[۲۴]) همان؛ ص۲۸.
[۲۵]) ابن صلاح گوید: «هذا الکتاب ثانی کتاب صنّف فی صحیح الحدیث ووُسِم به، ووضع له خاصهً، سبقه البخاری إلى ذلک»، صیانه صحیح مسلم، ص۶۷.
[۲۶]) شیخ الاسلام، تقی الدین أبوعمرو عثمان بن عبدالرحمن بن عثمان بن موسى الکُردی الشهرزوری الموصلی الشافعی، ۵۷۷ـ ۶۴۳ هـ.ق؛ صیانه صحیح مسلم؛ ص۹.
[۲۷]) همان؛ ص۱۰۳.
[۲۸]) همان؛ ص۷۶. «وهو فی کتاب البخاری کثیر وفی کتاب مسلم قلیل».
[۲۹]) صیانه صحیح مسلم؛ ابن الصلاح؛ ص۷۲.
[۳۰]) یعنى ابنماجه، ترمذى، ابوداود و نسائى.
[۳۱]) شروط الأئمه السته؛ المقدسی، ص۱۳ دارالهجرهًْ.
[۳۲]) تاریخ حدیث؛ شانهچى؛ ص۴۰. نیز نک: مقدمه نووى بر شرح صحیح مسلم؛ ج۱، ص۲۱.
[۳۳]) براى آگاهى از شروط مسلم و بخارى، باید به کتابهاى زیر مراجعه کنید: هدی الساری ابن حجر، شرح نووى بر صحیح مسلم (ج ۱)، الحطه فی ذکر الصحاح الستّه (القنوجی)، صیانه صحیح مسلم (ابن الصلاح)، شروط الأئمه الستّه (المقدسى)، شروط الأئمه الخمسه (الحازمی)، تدریب الراوى (سیوطى)، و… .
[۳۴]) شرح صحیح مسلم؛ النووی؛ ج۱، ص۴۶.
[۳۵]) زیدالدین عبدالرحیم بن الحسین العراقی م ۸۰۶ هـ.ق.
[۳۶]) التقیید والایضاح شرح مقدمه ابن الصلاح؛ العراقی؛ ص۱۴.
[۳۷]) کشف الظنون؛ الجلبی؛ ج۱، ص۴۳۹.
[۳۸]) معجم البلدان؛ یاقوت الحموی؛ ج۵، ص۳۳۱.
[۳۹]) تاریخ نیشابور؛ حاکم نیشابورى؛ ص۲۱۲.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی















هیچ نظری وجود ندارد