عامل پیروی شیعه از علی علیه السلام و فرزندان معصومش ـ که در واقع دلیل اصلی پیدایش شیعه و جدایی این فرقه از دیگر مسلمانان به شمار میرود ـ آیات و روایات متعددی است که در مورد ولایت و جانشینی اهل بیت (علیهم السلام) پس از پیامبر (صل الله علیه و آله) وارد شده است و در آن پذیرش ولایت و محبت این خاندان و پیروی از آنان به عنوان تکلیفی الهی بر همه مسلمانان واجب گردیده است.
موضوع ولایت و جانشینی این خاندان پس از پیامبر (صل الله علیه و آله) از چنان اهمیتی برخوردار بوده است که مشاهده میکنیم این امر به ایام پایانی رسالت پیامبر اسلام موکول نگردیده است، بلکه پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) از همان ایام آغازین بعثت خود ـ چه با نزول وحی و چه با بیان و حدیث خود که آن هم برگرفته از وحی و سخن خداوند است ـ مأمور میگردد تا آن را به مردم گوشزد نماید و مسلمانان را با جانشینان واقعی خود آشنا نماید که در این جا به برخی از عمدهترین آیات و روایاتی که در این مورد وارد گردیده است، اشاره میکنیم:
حدیث «یوم الدّار»
در سال سوم بعثت که آیه {و اَنذِر عَشیرَتک الاقربین}[۱] نازل شد و پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) بر اساس این آیه مأمور شد ابتدا خویشاوندان خود را به اسلام دعوت نماید، آن حضرت حدود چهل نفر از بستگان نزدیک خود را به خانه حضرت ابوطالب دعوت کرد که از جمله آنان حمزه و ابولهب بودند. پس از صرف غذا هنگامی که پیامبراکرم (صل الله علیه و آله) قصد اعلام این مأموریت را داشت ابولهب با سخنان خود زمینه ابلاغ این پیام الهی را از میان برد. فردای آن روز پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) دوباره غذایی تهیه کرد و آنان را به خانه ابوطالب دعوت نمود و پس از صرف غذا فرمود: ای فرزندان عبدالمطلب! به خدا سوگند! هیچ جوانی را در عرب نمیشناسم که برای قومش چیزی بهتر از آنچه من آوردهام آورده باشد. من خیر دنیا و آخرت را برای شما آوردهام و خداوند به من دستور داده که شما را به آیین اسلام دعوت نمایم. سپس فرمود:
«اَیکم یؤازِرُنی لِیکونَ أَخی و وارِثی وَ وَزیرِی وَ وصیای و خَلیفَتی فیکم بَعدی؟»؛کدام یک از شما مرا یاری میدهد تا پس از من برادر و وارث و وزیر و وصی و جانشین من در میان شما باشد؟»همه جمعیت از پاسخ دادن به پیامبر امتناع ورزیدند، جز علی (علیه السلام) که با وجود سن کم، برخاست و عرض کرد: ای پیامبر خدا، من در این راه یار و یاور تو خواهم بود. پیامبر (صل الله علیه و آله) دست بر شانه آن حضرت نهاد و فرمود:«انّ هذا أَخِی (و وارِثِی وَ وَزیرِی) وَ وصیای وَ خَلیفَتِی فیکم (بَعدِی) فَاسمِعُوا لَهُ و أَطیعُوا؛ این (علی (علیه السلام) ) برادر من و وارث و وزیر و وصی و جانشینم بعد از من در میان شما خواهد بود؛ به امر او گوش فرا دهید و از او فرمان برید». [۲]
این حدیث را افزون بر مفسران و محدثان شیعه، بسیاری از مورخان، محدثان و مفسران اهل سنت نیز از جمله، طبری، ابن اثیر، ابن کثیر، ابن ابی حاتم، ابن مردویه، ابی نعیم، بیهقی، ثعلبی و ابن ابی الحدید در کتب تاریخ، تفسیر و حدیث خود نقل کردهاند. [۳] هرچند برخی از اینان به جهت تعصبات مذهبی، حق و امانت را رعایت نکرده، این حدیث را به طور ناقص نقل کردهاند؛ از جمله اینان میتوان از ابن جریر طبری و ابن کثیر دمشقی – دو نفر از مفسران مشهور اهل سنت – یاد کرد که جملات «و وارثی و وزیری و خلیفتی فیکم بعدی» را که بر وصایت و جانشینی علی (علیه السلام) پس از پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) دلالت دارد از این حدیث مهم حذف کرده و به جای آن کلمات «و کذا و کذا» را گذاشتهاند. این دو مفسر، این حدیث را اینگونه نقل کردهاند:«قالَ: اَیکم یؤازِرُنِی عَلی هذا الاَمرِ علیان یکونَ اَخِی و کذا و کذا… قُلتُ: اَنَا یا نَبِی اللّهِ اَکونُ وَزیرَک، فَاَخَذَ بِرَقَبَتِی ثُمَّ قالَ: اِنَّ هذا اَخِی و کذا وَ کذا فَاَسمِعُوا لَهُ و اَطیعُوا»؛ «(پیامبر (صل الله علیه و آله) ) فرمود: کدام یک از شما مرا در این امر یاری میدهد تا پس از من، برادرم و چنین و چنان باشد. (علی (علیه السلام) گوید:) گفتم: ای پیامبر خدا! من وزیر شما هستم. پس پیامبر دستش را بر گردنم گذاشت و فرمود: این علی برادرم و چنین و چنان است؛ پس به [سخنان] او گوش فرا دهید و از او اطاعت کنید». [۴]
آیه «مودّت»
قرآن کریم در آیه ۲۳ شوری خطاب به پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) میفرماید:«قُل لا اَسـلُکم عَلَیهِ اَجرًا اِلاَّ المَوَدَّهَ فِی القُربی ومَن یقتَرِف حَسَنَهً نَزِد لَهُ فیها حُسنـًا اِنَّ اللّهَ غَفورٌ شَکور»؛ «(ای پیامبر) بگو: من هیچ پاداشی از شما نمیخواهم جز دوست داشتن نزدیکانم و هرکس عمل نیکی انجام دهد بر نیکیاش میافزاییم؛ خداوند آمرزنده و شکرگزار است»؛ [۵]
در شأن نزول آیه یاد شده آمده است: هنگامی که پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله) وارد مدینه شد و پایههای اسلام محکم گردید، انصار گفتند: ما خدمت رسول خدا (صل الله علیه و آله) میرسیم و عرض میکنیم: اگر مشکلات مالی برای شما پیدا شد تمام اموال ما در اختیار شما قرار دارد. هنگامی که این سخن را به پیامبر عرض کردند، آیه «قُل لا اَسـٔلُکم عَلَیهِ اَجرًا اِلاَّ المَوَدَّهَ فِی القُربی» نازل شد و مسلمانان را به دوست داشتن خویشاوندان پیامبر فرمان داد. [۶]
در اینکه مقصود از خویشاوندان پیامبر در این آیه چه کسانیاند اقوال مختلفی نقل گردیده است. ولی نظریهای که مفسران شیعه و بیشتر مفسران اهلسنت آن را پذیرفتهاند این است که مقصود از خویشاوندان پیامبر، علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) هستند.
زمخشری و قرطبی از مفسران اهل سنت در ذیل این آیه چنین آوردهاند:«لَمّا نَزَلَت «قُل لا اَسـلُکم عَلَیهِ اَجرًا اِلاَّ المَوَدَّهَ فِی القُربی» قالُوا: یا رَسولَ اللّهِ، مَن قَرابَتُک؟ مَن هؤُلاءِ الَّذینَ وَجَبَتْ عَلَینا مَوَدَّتُهُم؟ قال: عَلِی و فاطِمَهُ و اِبناهُما و قالها ثَلاثا»؛ «هنگامی که آیه «قُل لا اَسـلُکم عَلَیهِ اَجرًا اِلاَّ المَوَدَّهَ فِی القُربی»نازل شد، اصحاب عرض کردند: ای رسول خدا، خویشاوندان تو که محبت نمودن به آنان بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ پیامبر فرمود: علی و فاطمه و دو فرزند آنان، و این سخن را سه بار تکرار فرمود». [۷]
بر پایه آیه فوق و روایاتی که در شأن نزول این آیه از پیامبراکرم (صل الله علیه و آله) نقل گردیده، نه تنها بر شیعه، بلکه بر همه مسلمانان واجب است که اهلبیت پیامبر را دوست داشته، نسبت به آنان محبت ورزند؛ بر همین اساس بسیاری از بزرگان اهل سنت در کتب و سخنان خود بر وجوب محبت به اهل بیت تأکید کرده، آن را یکی از عقاید مسلم خود دانستهاند؛ از جمله این افراد «شافعی» ـ رئیس یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت ـ است که در این مورد، اشعار فراوانی دارد. [۸]افزون بر آیه مودّت و روایاتی که در شأن نزول این آیه نقل گردیده، در روایات فراوان دیگری نیز مسلمانان نسبت به محبت اهل بیت (علیهم السلام) مأمور شدهاند. تا آنجا که در برخی روایات که از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده، محبت اهل بیت (علیهم السلام) اساس اسلام شمرده شده است. [۹] حال سخن این است که فلسفه این محبت چیست؟ و چرا خدا و رسول او همه مسلمانان را مکلف نمودهاند که اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) را دوست داشته باشند و به آنان محبت ورزند؟یکی از عمدهترین دلایلی که میتوان برای این موضوع ذکر کرد، جهت دادن به مسلمانان برای انتخاب راه و عقیده صحیح پس از پیامبر اکرم است. بدین معنا که خدا و رسول او با وجوب این تکلیف در پی آن بودهاند تا مسلمانان پس از رحلت آن حضرت، به سوی این خاندان متمایل گردند و آنان را مقتدا و الگوی خود قرار دهند؛ زیرا اهل بیت (علیهم السلام) از همگان نسبت به رسالت پیامبر و آنچه خدا بر آن حضرت نازل کرده آگاهترند و بهتر میتوانند مسلمانان را به شریعت الهی و وظایفشان آشنا سازند و از انحراف آنان جلوگیری نمایند.
از این رو، مودت به خاندان وحی، محبتی شخصی و برخاسته از علایق خانوادگی ـ که هر پدری نسبت به فرزندان خود دارد ـ نیست بلکه محبتی الهی است که هدف از آن حفظ دین، ایمان و عقاید مسلمانان است و منفعت آن به خود مسلمانان باز میگردد؛ نه به پیامبر و فرزندان او؛ چنانکه قرآن در آیهای دیگر خطاب به پیامبر (صل الله علیه و آله) آورده است:
{قُل ما سَاَلتُکم مِن اَجرٍ فَهُوَ لَکم}؛ «بگو (ای پیامبر،) مزد و اجری که از شما طلب کردم (محبت اهل بیت (علیهم السلام) ) این به نفع خود شماست». [۱۰]
آیه «ولایت»
قرآن کریم در آیه ۵۵ مائده خطاب به مسلمانان میگوید:{ِنَّما وَلِیکمُ اللّهُ ورَسولُهُ والَّذینَ ءامَنوا اَلَّذینَ یقِیمونَ الصَّلوهَ ویؤتونَ الزَّکوهَ وهُم رکعون}؛ «سرپرست و ولی شما تنها خدا است و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند و نماز را به پا میدارند و در حال رکوع، زکات میپردازند». [۱۱]
ابوذر غفاری در مورد شأن نزول این آیه میگوید:«روزی با رسول خدا در مسجد نماز میخواندم. سائلی وارد شد و از مردم تقاضای کمک کرد، ولی کسی چیزی به او نداد. او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا، شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم، اما کسی جواب مرا نداد. در همین حال علی (علیه السلام) که در حال رکوع بود، با انگشت دست راست خود به سائل اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد. پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) که در مسجد حضور داشت پس از نماز سر را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: خداوندا، برادرم موسی (علیه السلام) از تو تقاضا کرد که سینه او را وسیع گردانی و کارها را بر او آسان نمایی و برادرش هارون را وزیر و یاورش قرار دهی. خداوندا، من محمد برگزیده و پیامبر تو هستم. سینهام را گشاده کن و کارها را بر من آسان ساز و از خاندانم علی (علیه السلام) را وزیر من گردان تا به وسیله او پشتم قوی و محکم گردد. هنوز دعای پیامبر (صل الله علیه و آله) به پایان نرسیده بود که جبرئیل نازل شد و آیه ولایت را نازل نمود». [۱۲]
علاوه بر ابوذر غفاری، این روایت از طریق دیگر اصحاب پیامبر از جمله: عبداللّهبن عباس، عمار یاسر، عبداللّه بن سلام، مقدادبن اسود، انس بن مالک، عتبه بن حکیم، عبداللّه بن اُبی و جابر بن عبداللّه انصاری نیز نقل گردیده است. [۱۳]
حسان بن ثابت، شاعر معاصر پیامبر نیز این واقعه را در مورد امام علی (علیه السلام) به شعر درآورده و میگوید:
أَبَا الحَسَنِ تُفدِیک نَفسِی و مُهجَتِی و کلُّ بَطیءٍ فِی الهُدی و مُسارِعٍفَأَنتَ الَّذِی أعطَیتَ اِذ کنتَ راکعا فَدَتک نفُوسُ القَومِ یا خَیرَ راکعٍفَأَنزَلَ فیک اللّهُ خَیرَ وِلایهٍ وَ بینها فِی مُحکماتِ الشَّرایعِ
«ابالحسن، جانم فدای تو باد و نیز جان تمام کسانی که آهسته یا سریع در راه هدایت گام برمیدارند! تو بودی که در حال رکوع به سائل صدقه دادی. جان به فدای تو باد! ای بهترین رکوع کنندگان و به دنبال آن خداوند بهترین ولایت را درباره تو نازل کرد و قرآن نیز آن را بیان و ثبت نمود». [۱۴]این ماجرا در بیش از شصت منبع از منابع تفسیری و حدیثی معتبر اهل سنت با عبارتهای گوناگون نقل گردیده است [۱۵] و شهرت آن به حدّی است که «قاضی ایجی» متکلم معروف اهل سنت در کتاب «مواقف» تصریح کرده که مفسران بر نزول این آیه در شأن علی (علیه السلام) اتفاق نظر دارند. [۱۶]
وجه دلالت آیه بر ولایت علی (علیه السلام) چنین است که این آیه با کلمه «انّما» ـ که در لغت عرب بر انحصار دلالت دارد ـ آغاز شده و معنای آیه این است: «ولی و سرپرست شما تنها خداوند و رسول او و کسی است که در حال رکوع در راه خدا انفاق مینماید». و طبق روایتی که هم شیعه وهم اهل سنت آن را در شأن نزول آیه یاد شده نقل کردهاند، این شخص تنها علیبن ابیطالب (علیه السلام) است.برخی از مفسران اهل سنت در رد این استدلال و نفی دلالت آیه بر ولایت و خلافت بلافصل علی (علیه السلام) اشکالها و شبهات متعددی را مطرح نمودهاند که عمدهترین این اشکالها به شرح ذیل است:
واژه «ولی» در آیه مذکور به معنای دوست و یاور است. پس معنای آیه این است «همانا دوست و یاور شما خدا و رسول او و کسانیاند که در حال رکوع انفاق مینمایند». افزون بر این گفتهاند: جمله «الذین آمنوا…» جمع است و جمع، قابل تطبیق بر یک نفر نیست. میگویند: با توجه به عنایت خاصی که علی (علیه السلام) به خداوند متعال داشت و در حال نماز غرق در مناجات بود، چگونه ممکن است آن حضرت صدای فقیری را بشنود و به او انفاق کند؟اگر ولایت به معنای سرپرستی باشد، لازمهاش این است که پیامبر و علی علیهماالسلامدر یک زمان ولی و سرپرست مسلمانان باشند؛ زیرا در این آیه ولایت برای پیامبر و کسی که در حال رکوع انفاق مینماید در یک زمان ـ که زمان نزول آیه باشد ـ ثابت شده است و نمیشود در یک زمان دو نفر ولی و سرپرست مردم باشند. [۱۷]
پاسخ: هرچند یکی از معانی ولی در لغت دوست و یاور است، ولی معانی دیگر آن سرپرستی و متصرف در امور بودن است. ولی طفل به کسی گفته میشود که صاحب اختیار او بوده، سرپرستی او را بر عهده دارد. ولی زن کسی است که اختیار ازدواج وی به دست اوست. ولی یتیم به کسی گفته میشود که اختیار تصرف در اموال و دیگر امور وی به او واگذار گردیده است. [۱۸]
مقصود از ولی در آیه مذکور، معنای دوم یعنی سرپرستی و متصرف در امور بودن است؛ نه دوستی؛ زیرا ولایت به معنای دوستی و یاری کردن اختصاص به کسانی که در حال رکوع انفاق میکنند ندارد؛ بلکه یک حکم عمومی است که شامل همه مسلمانان میشود. افزون بر این، اینکه ولایت انفاق کننده در حال رکوع در ردیف ولایت خدا و رسول او قرار گرفته و هر سه با یک جمله بیان گردیده، مؤید دیگری بر این معناست.اما علت آنکه جمله «الذین آمنوا…» با لفظ جمع بیان شده آن است که در ادبیات عرب مرسوم است که به جهات مختلف از جمله تعظیم و تکریم افراد، برای یک نفر تعبیر جمع به کار میبرند؛ چنانکه قرآن در آیات متعدد دیگری نیز از این شیوه استفاده نموده است؛ مثلاً در آیه ۶۱ آل عمران کلمه «نساءنا» به صورت جمع آمده، در حالی که طبق شأن نزولهای متعدد مقصود از «نساءنا» تنها فاطمه زهرا ÷ است و «انفسنا» نیز به صورت جمع آمده در حالی که از مردان جز علی (علیه السلام) کس دیگری همراه پیامبر نبود و همچنین در آیات ۲۱۵ و ۲۷۶ بقره، ۵۲ مائده و ۸ منافقون، تعبیر جمع به کار رفته است در حالیکه طبق روایات شأن نزول، مقصود از این آیات تنها یک نفر بوده است.در پاسخ این شبهه که چگونه علی (علیه السلام) صدای فقیر را در نماز شنید، میگوییم: آنچه در نماز مذمت گردیده توجه به غیر خدا و غفلت از اوست. شنیدن صدای فقیر و کمک به او نه تنها توجه به غیر خدا نیست، بلکه این عمل نیز عبادتی از عبادات و عین توجه به خداوند است. در احوال پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) نیز نقل شده است که گاهی آن حضرت نماز جماعت را به خاطر شنیدن صدای گریه بچهها سریعتر میخواندند تا آنان اذیت نشوند. [۱۹]
اما پاسخ اشکال دیگر که میگویند: در یک زمان وجود دو ولی و سرپرست امکانپذیر نیست، این است که در تعبیرهای ادبی و عرفی فراوان دیده میشود که اسم یا عنوانی را بر شخص اطلاق میکنند که آن را بالقوه و در آینده داراست؛ نه در حال حاضر؛ به طور مثال، شخص در حال حیات خود وصیت میکند و کسی را «وصی» یا «قیم» اطفال خویش تعیین مینماید و از همان وقت عنوان وصی و قیم به آن شخص گفته میشود؛ در حالیکه هنوز زمان عمل به وصایت و قیمومیت او فرا نرسیده است. در روایاتی که در مورد علی (علیه السلام) نیز از طریق شیعه و اهل سنت نقل گردیده است، پیامبر آن حضرت را وصی و خلیفه بلافصل خود خطاب نموده، در حالی که هیچ یک از این عناوین در زمان پیامبر نبوده است.افزون بر ادلّه فوق، در روایات اهل بیت (علیهم السلام) نیز آیه یاد شده مربوط به علی (علیه السلام) دانسته شده و واژه «ولی» در این آیه به متصرف در امور و سرپرستی مسلمانان تفسیر شده است؛ امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«خداوند پیامبرش را به ولایت علی (علیه السلام) فرمان داد و بر او چنین نازل کرد:«اِنَّما وَلِیکمُ اللّهُ ورَسولُهُ والَّذینَ ءامَنوا اَلَّذینَ یقِیمونَ الصَّلوهَ ویؤتونَ الزَّکوهَ وهُم رکعون»ونیز خداوند ولایت «اولیالامر» را واجب کرد، اما مسلمانان نمیدانستند که این ولایت چیست؟ پس خداوند به محمد فرمان داد تا ولایت را برای آنان تفسیر کند؛ همانگونه که نماز و زکات و روزه و حج را تفسیر میکند. چون این فرمان رسید حضرت دلتنگ شد و نگران بود که مردم از دینشان برگردند و آن حضرت را تکذیب کنند. پس به پروردگارش رجوع کرد و خداوند به او چنین وحی نمود: «یـاَیهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک مِن رَبِّک واِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ و…». پس از نزول این آیه، پیامبر، امر ولایت را به فرمان خدا آشکار کرد و ولایت علی (علیه السلام) را در روز غدیر خم، برای عموم مردم اعلام نمود». [۲۰]
منابع
[۱]. شعراء ۲۶ ۲۱۴. [۲]. مجمع البیان، ج ۷ ـ ۸، ص ۳۲۳؛ کنزالعمال، ج ۱۳، ص ۱۱۴ و ۱۳۳؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۶۳. [۳]. برای اطلاع بیشتر ر. ک: الغدیر، ج ۲، ص ۲۷۸؛ المراجعات، ص ۱۳۰ به بعد؛ احقاق الحق، ج ۴، ص ۶۲. این روایت به تفصیل، از کتب اهل سنت در این کتابها نقل شده است. [۴]. جامع البیان، ج ۱۹، ص ۱۴۸ ـ ۱۴۹؛ التفسیر القرآن العظیم، ج ۳، ص ۳۴۳ ـ ۳۴۴. [۵]. شوری ۴۲ ۲۳. [۶]. مجمعالبیان، ج ۹ ـ ۱۰، ص ۴۳. [۷]. الکشاف، ج ۴، ص ۲۱۹ و ۲۲۰؛ الجامع لاحکام القرآن، ج ۱۶، ص ۲۱ و ۲۲. [۸]. ینابیع الموده، ج ۲، ص ۴۳۴؛ النصائح الکافیه، ص ۲۲۴. [۹]. شرح الاخبار، ج ۳، ص ۵۱۵؛ کنزل العمال، ج ۱۲، ص ۱۰۵ و ج ۱۳، ص ۶۴۵؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴۳، ص ۲۴۱. [۱۰]. سبأ ۳۴ ۴۷. [۱۱]. مائده ۵ ۵۵. [۱۲]. مجمع البیان؛ ج ۳ ـ ۴، ص ۳۲۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۲۶. [۱۳]. المراجعات، ص ۱۵۵ به بعد. [۱۴]. الغدیر، ج ۲، ص ۵۸؛ نظم درر السمطین، ص ۸۸. [۱۵]. الغدیر، ج ۲، ص ۱۵۶ ـ ۱۶۲. [۱۶]. شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۶۰. [۱۷]. التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۲۵ ـ ۳۱. [۱۸]. لسان العرب، ج ۱۵، ص ۴۰۱؛ مجمع البحرین، ج ۲، ص ۵۵۳. «ولی».[۱۹]. الکافی، ج ۶، ص ۴۸؛ وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۴۱۸. [۲۰]. الکافی، ج ۱، ص ۲۸۹؛ دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۱۵؛ التفسیر الصافی، ج ۲، ص ۵۲.
برگرفته از کتاب”سیمای شیعه از نگاه اهل بیت” نوشته ی سید جعفر صادقی فدکی
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی















هیچ نظری وجود ندارد