درسهای امام شناسی
استاد: حضرت حجت الاسلام والمسلمین گنجی
عصمت مطلقه حضرت فاطمه(علیها السلام)
ممکن است گفته شود معمولاً بحث عصمت درباره رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(علیهم السلام) مطرح و بازگو میشود، حال این موضوع نسبت به حضرت زهرای اطهر(علیها السلام) چگونه است؟ لذا بحث، پیرامون عصمت مطلقه بانوی عالمیان است.
استدلال اوّل
حضرت صدیقه طاهره(علیها السلام) در همهی آیاتی که به نحو اشتراک دربارهی اهل بیت(علیهم السلام) وارد شده است مانند آیات نور (نور/۳۵)، صراط مستقیم (حمد/۵)، کلمات (بقره/۳۷و۱۲۴)، مودت (شوری/۲۳)، تطهیر (احزاب/۳۳)، صادقین (توبه/۱۱۹) و… تشریف داشته و در عصمت با رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(علیهم السلام) اشتراک دارند و همان طور که امیرالمؤمنین(ع) معصوم و صدیق اکبر هستند، حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) نیز معصومه و صدیقه کبری میباشند.
استشهادی به آیه تطهیر
حضرت امیرالمؤمنین(ع) در احتجاج فدکیه به عمر فرمودند: «اگر شهودی قیام کنند و بگویند نعوذ بالله از حضرت صدیقه طاهره(علیها السلام) گناهی سر زده است، چه میکنی؟» عمر گفت: حد جاری میکنم. امیرالمؤمنین(ع) به او فرمودند: «إذاً فتکفر»: در این صورت کافر شدهای.
پرسید: چرا کافر میشوم؟ حضرت فرمودند: «به دلیل آیهی تطهیر، که خداوند شهادت به طهارت و عصمت مطلقه حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) داده و تو شهادت خدا را رد کرده و شهادت کذب شهود را پذیرفتهای.»
استدلال دوم
حضرت رسول الله(ص) همواره میفرمودند: «فاطمه بضعه منّی»: فاطمه پارهی تن من است.
این حدیث شریف را محدثان شیعه و سنی همگی به اتفاق نقل کردهاند و در وقایع مختلف از رسول خدا(ص) صادر شده است و برخی ادامهی آن را نیز با کمی اختلاف روایت کردهاند مانند: «فمن أغضبها أغضبنی، یؤذینی ما آذاها، ینصبنی ما أنصبها، یریبنی ما رابها، یسؤنی ما ساءها، فمن غاضها فقد غاضنی، من ساءها فقد ساءنی و…».
هر که فاطمه را خشمگین، ناراحت، اندوهگین و آزرده خاطر سازد مرا خشمگین، ناراحت، غمگین، اندوهگین و آزرده خاطر ساخته است (من لا یحضره الفقیه/۴/۱۲۴؛ امالی شیخ صدوق/۵۷۵؛ امالی شیخ طوسی/۲۴، اعتقادات شیخ صدوق/۱۰۵، بخاری/۴/۲۱۰و۲۱۹ ،۶/۱۵۸، مسلم/۷/۱۴۱، ترمذی/۵/۳۵۹و۳۶۰، ابن ماجه/۱/۶۴۴، مسند احمد ۴/۵ و ۳۲۶، مستدرک حاکم/۳/۱۵۹ و…).
بررسی سندی
این روایت: ۱ ـ صحیح السند؛ ۲ ـ متواتر لفظی؛ ۳ ـ متواتر معنوی است لذا قابل خدشه نیست.
بررسی دلالت
وجه اول: پیامبر اکرم(ص) نمیخواستند فقط بفرمایند: فاطمه پارهی تن من است؛ زیرا این خبری واضح و روشن است؛ همان طور که از رسول خدا(ص) وارد شده: «اولادنا أکبادنا»: (فرزندان، جگر و پارهی تن پدر و مادر هستند) (جامع الاخبار/ص۱۰۵). لذا این مطلب که فرزند پاره تن پدر است مسلم بوده، همه قبول دارند و توضیح واضحات است، بنابراین مراد رسول خدا مطلبی بسیار والاتر و عالیتر است. مراد رسول خدا(ص) این است که عصمت فاطمه همان عصمت من، علم او همان علم من، ولایت او همان ولایت من، نور او همان نور من، عفت و حیای او همان عفت و حیای من، اخلاق او همان اخلاق من، آزردن او آزردن من، سرور او سرور من، وصل به او وصل به من، جدایی از او جدایی از من است. لذا اشتراک کلی بین حضرت زهرا(علیها السلام) و پیامبر اکرم(ص) وجود دارد مگر آنچه با دلیل خارج شده باشد که نبوت ظاهری است ولی در بقیه امور با رسول خدا اشتراک دارند و یکی از این اشتراکات عصمت است.
لذا بیان فرمایش رسول خدا(ص) این گونه میشود: از آنجایی که فاطمه(علیها السلام) پارهی تن من است و من معصوم هستم، فاطمه(علیها السلام) نیز معصوم بوده و از او نیز خلاف و گناهی سر نخواهد زد.
چنانچه در زیارت نامهی حضرت زهرای اطهر(علیها السلام) که از ناحیه امام صادق(ع) وارد شده و در مفاتیح نیز آمده است، این گونه به ما تعلیم داده شده که شهادت دهیم: «وأشهد أنّ من سرّک فقد سرّ رسول الله ومن جفاک فقد جفا رسول الله ومن وصلک فقد وصل رسول الله ومن قطعک فقد قطع رسول الله لانک بضعه منه وروحه التی بین جنبیه».
وجه دوم: اگر کسی گناه، خلاف یا ترک واجبی انجام دهد باید او را امر به معروف و نهی از منکر کرد و این قاعدهی مسلم قرآنی، روایی و دینی است و لازمه امر به معروف و نهی از منکر آزرده خاطر و اذیت شدن روحی گناهکار است و این لازمه هیچ منعی از سوی شارع ندارد.
از طرف دیگر بر اساس روایات مذکور ایذاء حضرت زهرای اطهر(علیها السلام) حرام است و حتی نه حرام عادی بلکه حرامی در حد ایذاء پیامبر(ص) و خداوند متعال میباشد. در حدی که هر کس حضرت زهرا(علیها السلام) را اذیت کند میتوان او را لعنت کرد و خداوند متعال عذابی دردناک برای او در جهنم مهیا خواهد کرد؛ زیرا بر اساس روایات مذکور هر کس حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) را بیازارد، خشمگین و ناراحت کند رسول خدا(ص) را آزرده، خشمگین و ناراحت کرده و هر که رسول خدا(ص) را بیازارد، خشمگین و ناراحت کند، خداوند متعال را آزرده، خشمگین و ناراحت کرده است و هر که خدا را غضبناک و خشمگین کند، وارد جهنم خواهد شد به دلیل آیه {… وَمَن یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوَى} (طه/۸۱) (هر کس مرا به غضب در آورد وارد جهنم خواهد شد).
پس ایذاء حضرت زهرا(علیها السلام) با ایذاء افراد معمولی فرق میکند؛ حتی با مؤمنان هم تفاوت دارد و ایذاء حضرت زهرا(علیها السلام) همان ایذاء رسول الله(ص) و ایذاء الله جلّ جلاله است و کسی که خدا و رسول را بیازارد، گرفتار لعن خداوند و عذابی خوارکننده میشود؛ به دلیل آیه {إِنّ الّذِینَ یُؤْذُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّهُ فِی الدّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدّ لَهُمْ عَذَاباً مّهِیناً} (احزاب/۵۷): به درستی کسانی که خدا و رسولش را بیازارند خداوند آنها را در دنیا و آخرت لعن کرده و عذابی خوارکننده برایشان مهیا کرده است.
همچنین آیه شریفهی {وَالّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ} (توبه/۶۱): کسانی که رسول خدا(ص) را بیازارند عذابی دردناک پیشرو دارند.
بنابراین حضرت زهرا(علیها السلام) باید معصوم بوده و گناهی از ایشان سر نزند زیرا در صورت ارتکاب گناه، نهی از منکر ایشان واجب شده و سبب ناراحتی و ایذاء ایشان میشود؛ در حالی که ایذاء ایشان موجب کفر، لعن و دخول ابدی در جهنّم است پس ایشان معصوم بوده و گناهی از ایشان متصور نیست.
استشهاد به روایت
ابن قتیبه دینوری از علمای بزرگ و متقدم اهل تسنّن (م ۲۷۶ ق) ـ که هم عصر امام حسن عسکری(ع) بوده است ـ در کتاب خود نقل میکند: (پس از همهی اذیتها، آزارها، ظلم، جفا، غصب خلافت، غصب فدک، شهادت حضرت محسن(ع)، احراق بیت حضرت زهرا(علیها السلام) ، سیلی زدن، پهلو شکستن و…) عمر به ابوبکر میگوید: (برای فریب افکار عمومی) به عیادت حضرت زهرا(علیها السلام) برویم «إنا قد أغضبناها»: (زیرا ما او را غضبناک کردیم). هنگام ملاقات، حضرت زهرا(علیها السلام) به آن دو فرمودند: شما را به خدا قسم! سؤال مرا جواب دهید. آیا از رسول خدا(ص) نشنیدید که میفرمود: «خشنودی فاطمه خشنودی من و خشم او خشم من است. هر که دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته است؛ هر که فاطمه را خشنود سازد، مرا خشنود ساخته و هر که او را به خشم آورد مرا خشمگین ساخته است؟ آن دو در جواب گفتند: «بله این سخن را از رسول خدا(ص) شنیدیم». آنگاه حضرت فاطمه(علیها السلام) فرمودند: «به درستی که خدا و ملائکه را شاهد میگیریم که شما دو نفر مرا خشمگین ساخته و اذیت کردید و هرگاه رسول خدا(ص) را ملاقات کنم شکایت شما را به او خواهم کرد.»
و سپس به ابوبکر فرمودند: «به خدا قسم در هر نمازی که میخوانم تو را لعن میکنم!» (الإمامه والسیاسه/ج۱/ص۲۰).
تذکر
یکی از مصادیق و مواردی که برای صدور حدیث شریف «فاطمه بضعه منی…» ذکر گردیده واقعه جعلی و ساختگی خواستگاری امیرالمؤمنین(ع) از دختر ابوجهل و ناراحت شدن حضرت زهرا(علیها السلام) است که البته مخالفان اهلبیت(علیهم السلام) هنگام نقل این روایت شریفه، همواره این داستان جعلی را مطرح کرده و قصد تحریف و براندازی استدلال این حدیث شریف را دارند، در حالی که اولاً این جریان حتی به اعتراف و بر اساس رجال اهل تسنّن نیز از نظر سندی موضوعه، کذب و جعلی است و راویان این داستان دروغین همگی از دشمنان امیرالمؤمنین(ع) بودهاند مانند عبدالله بن زبیر؛ همچنین در فرمایشی از امام صادق(ع) نیز این داستان دروغین، رد و انکار شده است. (امالی شیخ صدوق/ص۵۷۵)
ثانیاً ناقلان این داستان و خواستگاری دروغین، در کتب خود نقل کردهاند که رسول خدا(ص) در حالی از دنیا رفتند که از امیرالمؤمنین علی(ع) راضی بودند (بخاری/کتاب فضائل الصحابه/باب قصه/البیعه). بنابراین خدا و حضرت زهرا(علیها السلام) نیز از ایشان راضی بودند. ولی حضرت زهرا(علیها السلام) هنگامی که از دنیا رفتند از ابوبکر ناراضی و خشمگین بودند (بخاری/باب فرض الخمس/ح۳).
بنابراین خدا و رسولش نیز از ابوبکر غضبناک و خشمگین بودند.
استدلال سوم
بیبی دو عالم یکی از لقبهایشان به لسان مبارک رسول خدا(ص) و ائمه معصومین(علیهم السلام) صدّیقه است و در ابواب و روایات مختلف و متعدد این لقب برای آن حضرت ذکر شده است و صدیقه یعنی معصومه؛ یعنی شخصی که دارای مقام عصمت است.
برخی از آن روایات را نقل میکنیم:
روایت اول: امام صادق(ع) میفرمایند: «لفاطمه تسعه اسماء عندالله، فاطمه والصّدیقه والمبارکه والطاهره والزکیّه والراضیه والمرضیه والمحدَّثه والزهراء» برای حضرت فاطمه(علیها السلام) نزد خداوند ۹ اسم است: فاطمه، صدیقه و… (خصال/ص۴۱۴/امالی شیخ صدوق/ص۶۶۸) لذا دومین اسم و لقب حضرت زهرا(علیها السلام) نزد خداوند صدیقه است.
روایت دوم: امام کاظم(ع) فرمودند: «إنّ فاطمه صدیقه شهیده»: به درستی که حضرت فاطمه(علیها السلام) صدیقه (معصوم) هستند و به شهادت رسیدهاند (کافی/۱/۴۵۸).
مرحوم علامه مجلسی دربارهی این روایت میفرمایند: «الحدیث الثانی صحیح»، «اولاً خبر صحیح، ثانیاً محفوف به آلاف الوف قرینه و ثالثاً مؤید بأحادیث الکثیره» (مرآه العقول/ج۵/ص۳۱۵).
هم «صدیقهٌ» محفوف به قرائن بسیار است و هم «شهیدهٌ» و هر دو مؤید به روایات بسیار هستند.
روایت سوم: رسول خدا(ص) در لحظات آخر عمر شریف خویش به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «إنّی قد أوصیتُ فاطمه ابنتی بأشیاء و أمرتها أن تلقیها إلیک، فأنفذها، فهی الصادقه الصدوقه»: به درستی که من به دخترم فاطمه دربارهی اموری وصیت کردهام و به او دستور دادهام آن مطالب را به شما بگوید، پس به گفتههای او عمل کن زیرا او معصوم و بسیار راستگوست. (صدوق صیغهی مبالغه است یعنی کسی که بسیار بسیار راستگوست.) در ادامه رسول خدا(ص) ، حضرت زهرا(علیها السلام) را به سینه مبارکشان چسباندند و سر مبارک حضرت زهرا(علیها السلام) را بوسیدند و فرمودند: «ای فاطمه! پدرت فدایت شود» (الطرف/سید بن طاووس/ص ۳۸ ـ ۴۱)؛ کسی که رسول خدا(ص) فدای او شود حتماً معصوم و صدیقه است.
روایت چهارم: مفضل از اصحاب امام صادق(ع) میگوید از ایشان سؤال کردم: «چه کسی حضرت فاطمه(علیها السلام) را غسل داد؟» امام صادق(ع) فرمودند: «امیرالمؤمنین(ع)»؛ مفضل میگوید: بر من سخت گذشت و گفتم: آقا جان، خانم ها که بودند: ام سلمه، ام ایمن، اسماء و… آنها مخفیانه بدن مطهر را غسل میدادند، چرا امیرالمؤمنین(ع) غسل دادند؟ حضرت به مفضل فرمودند: کار را بر خودت سخت نگیر «فإنّها صدیقه لم یکن یغسلها إلاّ صدیق»: حضرت زهرا(علیها السلام) صدیقه و معصوم بودند و لذا فقط به دست معصوم باید غسل داده میشدند. و در ادامه فرمودند: «اما علمت أن مریم لم یغسلها إلا عیسى»(کافی/ج۱/ص۴۵۹): چرا خانمها حضرت مریم(علیها السلام) را غسل ندادند؟ چون مریم صدیقه بود، باید صدیق او را غسل دهد و این مقام عصمت است.
روایت پنجم: امام صادق(ع) فرمودند: «وهی الصدیقه الکبرى وعلى معرفتها دارت القرون الأولى» (امالی شیخ طوسی/ص۶۶۸) حضرت فاطمه(علیها السلام) بزرگترین صدیق در میان زنان است و بر محور معرفت ایشان امم گذشته اداره میشده است.
خداوند منان در قرآن کریم میفرمایند: {وَأُمّهُ صِدّیقَهٌ} (مائده/۷۵) مادر عیسی صدیقه است.
و از طرف دیگر حضرت رسول الله(ص) میفرمودند: «فاطمه سیده نساء اهل الجنه» (بخاری/کتاب المناقب/باب علامات النبوه/ح۵۴) «هی سیده نساء العالمین من الأوّلین والآخرین» (معانی الاخبار/ص۱۰۷): فاطمه سرور زنان بهشت، سرور و برتر زنان از ابتدا تا انتهای عالم است.
بنابراین وقتی قرآن کریم شهادت به عصمت و صدیقه بودن حضرت مریم(علیها السلام) میدهد، حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) که صدیقه کبری و به مراتب افضل و برتر از مریم هستند، دارای عصمت مطلقه میباشند.
منبع : نشریه امام شناسی ، شماره ۳۸

















هیچ نظری وجود ندارد