بدعت، مقولهای است که هر عقل سلیمی قباحت آن را درک میکند و قبح بدعت نزد عقل از بدیهیات است. در کنار عقل، نقل نیز بدعت را بسیار مذمت نموده است و منابع حدیثی فریقین و بالتبع منابع کلامی و همچنین فقهی آنان بدعت و بدعتگذار را بسیار مورد نکوهش قرار داده و دستور به طرد او از جامعه داده است.
مذمت بدعت در مصادر حدیثی اهل تسنّن
در تمامی منابع حدیثی اهل تسنّن با تعابیر مختلف از بدعت نهی شده است. یکی از نقلهایی که با کمی اختلاف در صحاح ستِّه اهل تسنّن از رسول خدا (ص) ذکر گردیده، این چنین است: «شرّ الأمور محدثاتها، وكلّ محدثة بدعة، وكلّ بدعة ضلالة، وكلّ ضلالة في النار»: هر امر جدید ساختگی خلاف قرآن و سنّت، بدترین امور است و اینچنین امری بدعت بوده و هر بدعتی ضلالت و گمراهی است و هر گمراهی در آتش جهنّم جای دارد. (سنن نسائی/ج3/ص189؛ سنن ابن ماجه/ج1/ص16و17و18؛ صحیح مسلم/ج3/ص11؛ سنن دارمی/ج1/ص45و69؛ سنن ابن داوود/ج2/ص393؛ مستدرک علی الصحیحین/ج1/ص96و97؛ مسند احمد حنبل/ج3/ص310 و 371 و ج4/ص126و127؛ السنن الکبری بیهقی/ج3/ص207و214 و ج 10/ص114 و…).
حتی از رسول خدا(ص) نقل میکنند: «خداوند متعال هیچ یک از نماز، روزه، صدقه، حج، عمره، جهاد، انفاق، نیکی و احسان بدعتگذار را قبول نمیکند». و در ادامه فرمودند: «يخرج من الاسلام كما تخرج الشعرة من العجين»: بدعتگذار از اسلام خارج میشود همانگونه که مو از خمیر خارج میشود.(سنن ابن ماجه/ج1/ص19/ب اجتناب البدع)
رسول خدا(ص) بدعتگذار را علاوه بر تحمل گناه خود، متحمل گناه دیگران نیز معرفی نموده و فرمودند: «هر که بدعتی پایهگذاری کند، خدا و رسولش از او راضی نبوده و گناه عملکنندگان به آن بدعت بر عهدۀ بدعتگذار است ولی از گناه عاملان به آن بدعت نیز چیزی کاسته نمیشود». (سنن ترمذی/ج4/ص150؛ و سنن ابن ماجه/ج1/ص76)
مذمت بدعت در مصادر شیعه
در مصادر شیعه نقل یک فرمایش از رسول خدا(ص) ما را کفایت میکند زیرا اولاً از لحاظ سند، مسند و صحیح بوده، ثانیاً از لحاظ دلالت بسیار روشن و آشکار است و ثالثاً بزرگانی همچون شیخ اعظم شیخ انصاری(رحمه الله) و صاحب جواهر(رحمه الله) ، بر اساس آن نظر فقهی خود را در این زمینه بنا نهادهاند.
امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) اینچنین نقل فرمودهاند: «إذا رأيتم أهل الريب والبدع من بعدي فأظهروا البراءة منهم، وأكثروا من سبّهم والقول فيهم والوقيعة و باهتوهم»: (هر گاه پس از من اهل شک و شبهه و بدعتگذار را دیدید از آنان اعلان بیزاری کرده، بسیار سب، ناسزا، بدگویی، بهتان و تهمت نسبت به آنان روا دارید.) سپس حضرت دلیل امر و فرمایش خود را فرمودند: «كيلا يطمعوا في الفساد في الاسلام و يحذرهم الناس ولا يتعلمون من بدعهم»: (برای اینکه کسی طمع نکند در اسلام فساد به بار آورد و بدعتگذاران را از مردم دور کرده تا مردم از بدعتهای آنان اطلاع پیدا نکنند.) جالب این که بر این نوع رفتار یعنی سب و بدگویی به بدعتگذار، ثواب نیز مترتب میشود: «يكتب الله لكم بذلك الحسنات ويرفع لكم به الدرجات في الآخرة»: (خداوند متعال به سبب این رفتار برای شما نیکی ثبت کرده و بر درجات شما در آخرت میافزاید.) (اصول کافی/ج2/ص375، ب مجالسة اهل المعاصی)
مصداقی از بدعتگذار
بخاری در صحیحش نقل میکند در شبی از شبهای ماه مبارک رمضان، عمر بن خطاب وارد مسجد النبی(ص) شد و دید طبق سنّت رسول خدا(ص) هر یک از مسلمانان در گوشهای از مسجد مشغول عبادت و خواندن نماز مستحبی به صورت فرادی است ولی عمر بر خلاف سنّت رسول خدا(ص) دستور داد نماز مستحب را به جماعت بخوانند، شب دیگری وارد مسجد شد و دید همگی نماز مستحب را به جماعت میخوانند و «قال عمر: نعم البدعة هذه» عمر گفت: این عمل بهترین بدعت است. (بخاری/کتاب صلاة التراويح/ح3؛ شرح مسلم نووی، ج6/ص155؛ السنن الکبری بیهقی/ج2/ص493)
این گفته عمر اقراری است بر این که او بدعتهای بسیاری را پایه نهاده و در میان انبوه بدعتهایش، این بدعت (صلاة تراویح) بهترین بدعت او بوده است.
مرحوم علامه مجلسی -اعلی الله مقامه الشریف- برخی دیگر از بدعتهای عمر را این گونه ذکر فرموده است: تحريم متعة الحج، تحريم متعة النساء، تحريم طواف نساء در حج، امر به ترک نماز در فقدان آب، ابداع نماز ضحی، تغییر در احکام، مسح روی کفش و… (بحار/ج30و31).
برخی دیگر از بدعتهای عمر عبارتند از: حذف «حی علی خیر العمل» از اذان (کتاب سلیم/ح14)،
وارد کردن «الصلاة خير من النوم» در اذان صبح (جامع الاصول/ج5/ص286)، اضافه کردن «آمین» به نماز (الاستغاثه)، تکتّف در نماز (صراط مستقیم/ج3/ص21)، حذف «بسم الله الرحمن الرحیم» از نماز (صراط مستقیم/ج3/ص21)، برگرداندن مقام ابراهیم به مکان زمان جاهلیّت (کتاب سلیم/ح14)، تحریف قرآن (زاد المعاد/ص329) و… .
منبع : نشريه امام شناسي ، شماره 37

















هیچ نظری وجود ندارد