9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

علل لشکرکشی مسلمانان به هند در قرون اولیه اسلامی

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

موقعیت جغرافیایی هند شبه قاره هند نزدیک به ۳/۹۶۰/۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد و شامل کشورهای هند،بنگلادش ، پاکستان ، نپال و بوتان می شود. ویل دورانت به منظور مجسم ساختن نقشه شبه قاره هند می نویسد:مثلث عظیمی است که از منطقه برف های جاودانی هیمالیا تا گرمای همیشگی سیلان به تدریج باریک شده و پیش رفته است و کشور ایران در گوشه چپ آن قرار گرفته که از نظر مردم و زبان و ایزدان با هند دوران ودایی نزدیکی بسیار دارد.(۱)هند به علت وجود کوه های هیمالیا در سرتاسر شمال و آب های اقیانوس هنددر سراسر ضلع شرقی و غربی آن، تنها از دو گوشه شمال غربی و شمال شرقی با مناطق جغرافیایی و فرهنگی سرزمین های دیگر ارتباط دارد. می توان هند را یک جزیره دانست که دریاهای بزرگ دو سمت جنوب شرقی و جنوب غربی آن را بخشی از دنیا جدا کرده و کوهستان های بلند و تقریباً غیر قابل عبور شمال غربی و شمال شرقی نیز آن را از بقیه دنیا جدا کرده و بدان شکل جزیره داده است .با توجه به این جغرافیا صعب العبور شبه قاره هند ، به نظر می آید که حمله به هند بعد از فتح ایران و ماوراء النهر و پس از دست یابی به راه شمال غربی صورت گرفته باشد و مسلمانان تا قبل از آن حمله جدی به این سرزمین پهناور و ثروتمند نکرده اند.اما علل فتح آسان این سرزمین کهن و پهناور به دست مسلمانان را باید در درون جامعه هند جست وجو کنیم. مسلمانان در حمله به دو امپراتوری عظیم ساسانی و روم با یک قدرت ظاهری روبه رو شدند که بسیاری از عوامل داخلی آن را کاملاً ضعیف ساخته بود و فروپاشی آنها با یک تهاجم نظامی میسرگشت . برای بررسی علل سقوط جامعه ، هند ، به تبیین وضعیت اجتماعی هند در آستانه حمله مسلمانان می پردازیم.
موقعیت هند در آستانه ورود مسلمانان وضعیت سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی هند از قرن پنجم میلادی وارد دوره انحطاط گردید . در همین دوران حمله خرد کننده صحرا گردان به سرزمین هند نیز اتفاق افتاد.(۲) عوامل این انحطاط را باید در نظام اجتماعی هند جست و جو کرد . نظام طبقاتی و نظام فئودالی ، وفور خدایان کوچک و بزرگ بی شمار ،جنگ های خانوادگی و متعاقب آن سست شدن پایه های اقتصادی ، نبود حکومت مرکزی مقتدر و ازهمه مهم تر ، دگرگون شدن و پوسیدگی نظام های فکری حاکم بر جامعه ، زمینه پذیرش نیروهای بیگانه و تسخیر آسان آن را فراهم ساخت.در آستانه هجوم مسلمانان به این سرزمین ،حکومت در دست راجپوت ها بود و یک نهاد فئودالی نامتمرکز از نظر سیاسی و نظامی ،اهرم های قدرت را در دست داشت. بنابراین یک انسجام سیاسی متمرکز و یکپارچه در سراسر هند وجود نداشت.در این دوره ، هند هنوز درگیر جنگ مذهبی بین بوداییان و هندوهای مورد حمایت راجپوت ها بود . اگر چه در بسیاری مناطق دین هندو بر بودایی چیره شده بود، اما آثار خرد کننده جنگ مذهبی هنوز در جامعه هند دیده می شد.(۳)
آشنایی مسلمانان با هند عاملی که مردمی را به فتح سرزمینی بر می انگیزد شناخت آنان از آن سرزمین و از ثروت و موقعیت مناسب آن سرزمین است .علت بیشتر لشکرکشی ها دست یابی به قدرت ، ثروت و موقعیت مناسب یک کشور است.اعراب ازگذشته دور با سرزمین هند آشنایی داشتند . روابط شبه قاره هند با اعراب ،ریشه در عهد سومریان دارد. در ایام باستان بین عربستان به ویژه یمن و حضرموت و سند و سواحل مالابار روابط بازرگانی وجود داشت .(۴) مناسبات بازرگانی میان هند و کشورهای غربی ، چون عربستان ، فلسطین و مصر از روزگاران قدیم رواج داشته است و اعراب در تجارت میان شرق وغرب نقش عمده ای داشتند. خان بهادر فصل الله لطف الله فریدی در فرهنگ جغرافیایی بمبئی می نویسد که اعراب قبل از ظهور اسلام درچول ، کالیان و سوپارا اقامت داشتند. در روزگار آگاتار سیدها، اعراب در گروه های بسیار در کرانه های مالابار زندگی می کردند و بومیان مذهب آنان را اختیار کرده بودند .(۵) احتمالاً اعراب مذاهب صابئی داشتند . بازرگانان عرب در مسیر خود به طرف چین از ساحل کوروماندل می گذشتند وهنوز هم آثاری از اعراب قبل از اسلام در کانتون به چشم می خورد .(۶)دین اسلام قرن ها قبل از حمله مسلمانان ، به هند راه یافت . تماس های بازرگانی میان دنیا عرب و هند رو به افزایش بود . مسافران از دو سو در رفت و آمد بودند و این تماس ها و مبادلات فراوان موجب می شد هندی ها با مذهب جدید عرب ها آشنا شوند . به تدریج مبلغان مذهبی مسلمان به هند آمدند و به نشرمذهب جدید پرداختند و مورد استقبال نیز قرار گرفتند .شواهدی وجود دارد که اسلام کمی پس از تثبیت در شبه جزیره عربستان از طریق بازرگان به شبه قاره هند وارد شد. نخستین نقاط شبه قاره که در معرض این انتقال فرهنگی قرار گرفت ، سواحل جنوبی و غربی ، به ویژه نواحی مالایا، خلیج کابیله ، گجرات ، دکن و سیلان بود.(۷) از همان قرن اول هجری نفوذ مسلمانان رو به فزونی نهاد . بیش از یک قرن مسلمانان در سواحل مالابار ساکن بودند . مردم نیز آنها را به عنوان تاجران خارجی گرامی می داشتند و حتی امکاناتی برای راحت تر بودن آنها فراهم می ساختند. آنها به تدریج در آنجا صاحب زمین و املاک شدند و شروع به تبلیغ و انتشار دین خویش کردند . این مسلمانان مورد احترام خاص بومیان بودند ؛ زیرا آنان مانند مسیحیان شامات از مملکت خویش رانده نشدند ، بلکه مغرور و پراز شور مذهبی و به اعتبار یک فاتح پای به هند گذاشتند، (۸) درباره موفقیت اسلام و پیشرفت آن در این سرزمین داستان هایی نیز در متون تاریخی آورده شده است ؛ برای مثال گزارش شده که من پرومال ، پادشاه مالابار، در پی خوابی که دیده بود، از مذهب خود کناره گیری کرد و به اسلام روی آورد . گویا قافله سالار کاروان مسلمانان که از سیلان می آمد خواب او را تعبیر کرد و وی را به اسلام مشرف کرد و نام عبدالرحمان سامری بر او نهاد . او سپس به عربستان سفر کرد و در همان جا درگذشت . او مالک بن دینار ،جعفر بن مالک و مالک بن حبیب را با اهل بیت خویش به مالابار فرستاد و حکمی به آنها داد تا در آن دیار از آنها به گرمی استقبال شود.ایشان در مالابار مساجدی ساختند گفته شده که در یازده محل مسجد بنا کردند. تغییر مذهب سلطان اثر عمیقی بر مردم مالابار داشت.(۹)مسعودی در قرن سوم هجری به هند مسافرت کرد. او می گوید بیش از ده هزار مسلمان از سیراف ، عمان ، بصره و بغداد به «سیموراچال» امروزی ، مهاجرت کرده اند. علاوه برایشان ، تعداد زیادی از مردمان عرب تبار در آن ناحیه ساکن بودند . آنان سرکرده هایی به نام «حزمه» داشتند که از جانب سلطان هند اختیاراتی به او تفویض شده بود . ابودلف مهلل مسجدهایی در بندر سیمور دیده است . ابن سعید در قرن هفتم هجری می نویسد که مسلمانان در میان ساکنان جنوبی هند زندگی می کنند.ابن بطوطه در سفر خود در تمام بنادر توقف کرد و بسیاری از هم کیشان خویش را در این نواحی دید. او معتقد است همگی از شرایط خوب و دلخواهی برخوردار بودند . او توانسته بود با درباریان مسلمان نیز ملاقات کند.(۱۰)
لشکرکشی مسلمانان به هند درباره حمله مسلمانان به هند روایتی افسانه آمیز وجود دارد که این فکر را به زمان پیامبر نسبت می دهد . روایت شده است که پیامبر اسلام همیشه آرزوی فتح هند و سند را داشته است . به همین دلیل اکنون بین مسلمانان هند مرسوم است که امام جماعت پس از نماز در تأسی به پیامبر به جانب شمال روی می گرداند . می گویند که پیامبر همیشه بعد از نمازشان به جانب شمال متوجه می شدند و آرزوی تسخیر هندوستان را داشتند .(۱۱)در زمان خلافت عمر مسلمانان به بخش شمال هند هجوم بردند و اولین کوشش های آنان برای تسلط بر بخش شمالی هند پس از تصرف ایران در مکران بود و از آنجا رفتن آنان به سوی سند آغاز گردید . در قرن هفتم میلادی حمایت بسیاری به مرزهای بلوچستان و سند انجام گرفت و به طورکلی راه نفوذ زمینی و منطقه های مؤثر برای لشکرکشی شناسایی شد. نخستین سردارعرب که تصمیم گرفت از طریق دریا به هند دست یازد ، علاء بن حضرمی، والی بحرین در زمان عمر بود که بدون اجازه خلیفه برای تسخیر سواحل خلیج فارس به دریا نوردی پرداخت ؛اما کاری از پیش نبرد و به دستورعمر بازگشت.(۱۲)در زمان خلافت عثمان ، هنگامی که سپاهیان مسلمان به تسخیر خراسان ،سیستان ، قهستان ، سرخس و بادغیس مشغول بودند ، برای نخستین بار مهلب بن ابی صفره از حوالی مرو به کابل و زابل و سپس هندوستان رفت و با کفار به جنگ پرداخت .(۱۳) در زمان خلافت حضرت علی (علیه السلام) تنها یک گزارش از بلاذری در دست است که در سال ۳۸ و آغاز سال ۳۹ ه. حمله ای به هند صورت گرفت . بلاذری می نویسد:به روزگارخلافت علی بن ابی طالب ـ رضی الله عنه ـ چون پایان سال سی و هشت و آغاز سال سی و نه بود، حارث بن مره عبدی به فرمان علی ـ رضی الله عنه ـ لشکر به آن حدود کشید و پیروز شد ، غنیمت بسیار و برده بی شمار به دست آورد. تنهادر یک روز هزار برده میان یاران خویش پخش کرد و لیکن سرانجام خود و یارانش ، جزو گروهی اندک ، در سرزمین قیقان کشته شدند . قیقان در دیار سند نزدیک سرحد خراسان واقع است.(۱۴)بلاذری در فتوح البلدان آورده است:درسال چهل و چهار هجری یعنی در روزگار معاویه ، مهلب بن ابی صفر به هندوستان رفت که در لاهور با دشمن برخورد کرد و با ایشان جنگید . معاویه عبدالله بن عامر و سپس عبدالله بن سوار عبدی را ولایت مرزهای هند داد. ابن سوار به جنگ قیقان رفت و غنیمت بسیار به دست آورد و سپس به نزد معاویه بازگشت و به او اسبانی قیقانی هدیه داد… اما سرانجام سپاهیان ترکستان به یاری اهل قیقان شتافتند و او را کشتند.(۱۵)در کتاب چاچ نامه آمده است :چون حوالت سند از دارالخلافه به حجاج بن یوسف رسید ، محمد قاسم ،که پسر عم او و دامادش بود و دختر حجاج را در کابین خود داشت را به ولایت هند نصب کرد. او در آن زمان در سن هفده سالگی بود.(۱۶)اما قبل از محمدبن قاسم سه تن به نام های سعید بن اسلم کلابی ، مجاعه بن سعد تمیمی و محمدبن هارون نیمری از طرف حجاج مأمور فتح مکران و ثغر هند شده بودند ، ولی کاری از پیش نبرده بودند . در زمان محمد بن هارون نیمری دزدان دریایی، کشتی حامل زنان مسلمان را که یاقوت ، پادشاه جزیره ، برای حجاج می فرستاد ،ربودند. حجاج از داهر ، پادشاه سند ،خواست تا زنان را نجات دهد ، اما داهر اقدامی در این باره نکرد .(۱۷) محمدبن قاسم را به این مأموریت فرستاد . محمدبن قاسم در حمله به هندوستان ، ابتدا مکران را که بلوچستان کنونی است گرفت و در سال ۹۳ هـ .(۷۱۰م) سند را مطیع خویش ساخت.(۱۸)محمدبن قاسم ارض سند و قسمتی از نواحی سیستان را گشود .و پس از فتح ،شهر «بمهنوا» را «منصوره» و ولایت «مولتان» را «معموره» خواند. او در هند تا شهر «کنوج» پیش رفت و هنگام بازگشت ،گاه به ستیز و گاه به آشتی ، از قندهار و کشمیرگذشت و جزآنان که مسلمان شدند بقیه را به قتل رساند و این تخم کینه را در دل هندوان پاشید.(۱۹) سرانجام محمدبن قاسم در روز جمعه یازدهم رمضان ۹۳(اول جولای سال ۷۱۲) داهر را کشت و بر سند تسلط یافت.اگر چه حمله مسلمانان نخستین بار در سال ۹۳هـ . به دست محمدبن قاسم صورت گرفت ،اما مؤثرترین گام ها را در اشغال هند،غزنویان به ویژه سلطان محمود در قرن چهارم هجری برداشتند. سبکتگین برای نخستین بار در قرن چهارم هجری به هند حمله کرد و حاکمیت خود را بر بخش عظیمی از منطقه مستقر ساخت . چند سال پس ازاو ،محمود غزنوی به هند حمله کرد و تا آخر پادشاهی اش پانزده یا هفده به هند هجوم برد.در زمان سلسله غزنوی قسمت های وسیعی از گجرات ، بنارس ،سند و گنگ به تصرف مسلمانان درآمد و پس از آن لاهور و بخش مرکزی هند جزو قلمرو دولت غزنوی شد.در لشکرکشی های محمود به هند ،حمله به مولتان به بهانه دیگری بود. سلطان محمود در چند مرحله وارد مولتان شد و آنجارا غارت کرد. اولین حمله در ۳۹۶ هـ. رخ داد. ابوالفتح ، حاکم مولتان ،همه خزاین خود را به جزیره سیلان منتقل کرد و خود گریخت و چون محمود برمولتان دست یافت ، بسیار بی رحمانه رفتار کرد . حمله محمود به این سرزمین که ساکنان آن مسلمان بودند به بهانه قرمطی بودن ایشان صورت گرفت.(۲۰) بنا به گفته مقدسی ،مردم مولتان شیعه بودند و بندهای اقامه را جفت می آوردند .(۲۱)قدرت اسماعیلیه در مولتان به دست جلم بن شیبان در سال ۳۷۳هـ . مستقر گردید و این حکومت اطاعت فاطمیان را گردن نهاد . نفوذ اسماعیلیان ـ هر چند به اسم ـ بیش از یک قرن ادامه یافت .محمود غزنوی در سال های ۳۹۶ و ۴۰۱ هـ. قوای ابوالفتح داود، فرمانروای قرمطی مولتان را در هم شکست و آن شهر را اشغال کرد، اما نتوانست نفوذ اسماعیلیه را در آنجا از بین ببرد. سرانجام در ۵۷۱ هـ. محمودبن سام غوری مولتان را فتح کرد و به قدرت و نفوذ اسماعیلیه پایان داد.(۲۲)
علل لشکر کشی مسلمانان به هند درآغاز این بحث به علل مختلف تهاجم مسلمانان به هند می پردازیم که درآثار تاریخی بیان شده است .بلاذری درباره حمله مسلمانان به هند در دوره عثمان می نویسد:چون عثمان به خلافت رسید،عبدالله بن عامر را ولایت عراق داد و وی را نامه نوشت که کسی را به حدود هند فرستد تا در حال آن دیارنظر کند و خبرنزد وی آورد. عبدالله ،حکیم بن جبله عبدی را به آنجا فرستاد. چون بازآمد ،وی را روانه درگاه عثمان کرد. خلیفه احوال آن دیار باز پرسید . گفت : ای امیرالمؤمنین ، آن دیار را نیک بشناختم . عثمان گفت: آنجای را وصف کن . گفت : در آنجای آب اندک ریزد، میوه بر درخت های بلند آویزد و دزد آن خود دلیری انگیزد . اگر سپاهی اندک بدانجای رود ، ره نیستی گیرد،چون بسیار شود از گرسنگی بمیرد . عثمان گفت : سجع می پردازی یا خبر می گویی ؟ گفت : این خبری است سراپا حقیقت ؛پس هیچکس به جنگ آن دیار نرفت.(۲۳)بنابراین مسلمانان تا زمانی که احساس نکردند که حمله به هند برای ایشان منفعتی دارد به این سرزمین حمله نکردند.اما در کتاب فتحنامه سند علت حمله به هند را این گونه گفته اند:ملک سراندیب برای حجاج ،توسط کشتی ،تحفه و هدایا فرستاد و از در و جواهر و غلامان و کنیزکان وحشی و دیگر تحفه ها به دارالخلافه فرستاد و زنان مسلمان برای زیارت کعبه و دیدن دارالخلافه با ایشان روان شدند ؛اما در راه باد مخالف کشتی را از راه درست بیرون آورد و سرانجام در ساحل به دست دزدان افتاد؛و سرانجام دادخواهی زنان مسلمان که به دست دزدان افتاده بودند به گوش حجاج رسید و سعی کرد تا این همکیشان را نجات دهد و به همین دلیل حجاج حوالت سند را از دارالخلافه گرفت و به آنجا لشکرکشی کرد.(۲۴)براساس گزارش بلاذری دلیل دیگری برای این حمله وجود داشته و آن انتقام از داهر بوده است :چون حجاج نیک نظرکرد،دریافت که نفقه جنگ های محمدبن قاسم شصت هزار هزار درهم شده است و مالی که نزد وی آورده اند صد و بیست هزارهزار درهم شده است ،پس گفت : آتش خشم خویش فرونشاندیم ،انتقام بگرفتیم و باز شصت هزار هزار درهم با سرداهر زیاد آمد .(۲۵)در نامه ای که محمد بن قاسم به حجاج نوشت چنین آمده بود : «این مکتوب از محمد قاسم ثقفی که کشنده انتقام مسلمانان از متمردان و متعندان است…»(26)ازجمله انگیزه های مختلفی که برای حمله مسلمانان به هند در دوره حجاج بیان شده ،دستیابی به غنایم فراوان هند،که در حملات پیشین به آن پی برده بودند،ایجاد امنیت برای بازرگانان مسلمان در سرزمین سند و هند و انتقام جویی حجاج را می توان برشمرد.در نقد برخی از این عوامل می توان گفت (۲۷) کسب امنیت برای بازرگانان مسلمان در سرزمین سند و هند نمی تواند صائب باشد ،حتی اگر حادثه غارت کشتی به دست دزدان دریایی نیز درست باشد؛زیرا مسلمانان در هند موقعیت بسیارخوبی داشتند . بنا به برخی روایات ،بازرگانان عرب در عهد عمر بن خطاب با مسلمانان بومی جنوب و سواحل غربی هند مصاحبت داشتند و آنگاه که شمار مسلمانان در سال های بعد فزونی گرفت حاکم هندی برای نو مسلمانان آنجا قاضی مسلمان گماشت تا امورحقوقی را بر پایه احکام اسلامی رسیدگی کند.(۲۸) در بعضی منابع درباره ورود اسلام به هند در دوران پیامبر سخن گفته اند. بنا بر روایتی در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ،راجه مالابار هیئتی را به جزیره العرب فرستاد تا درباره دین اسلام پرس وجو کنند؛اما پیامبر در این زمان وفات یافته بود و در نتیجه این هیئت با ابوبکر در مدینه صحبت کردند و اسلام آوردند و پس از بازگشت ، مردم سرزمین خویش را به اسلام دعوت کردند ، (۲۹) به گفته نهرو دولت های جنوب هند به ویژه راشترا کوتاها که در سواحل غربی هند حکومت می کردند با عرب ها روابط بازرگانی داشتند. این تماس ها موجب آشنایی هندوان با مذهب جدید اسلام شد و به تدریج مبلغان مسلمان نیز به هند سفر کردند و مورد استقبال واقع شدند و مساجدی نیز در هند ساختند.بنابراین می توان گفت که اولین حمله مسلمانان به هند در دوره خلافت ولید بن عبدالملک در جهت قدرت یابی ،کشورگشایی و دست یافتن به ثروت هند و انتقام جویی بوده است و با شناختی که ازحکومت امویان داریم ،مسلماً تهاجم شان با هدف گسترش اسلام نبوده است.اما درحمله غزنویان به هند نیز در پشت ادعای ایشان مبنی بر غزو با کفار ،می توان قدرت طلبی و ثروت اندوزی آنها را آشکارا مشاهده کرد. سلطان محمود در لشکرکشی های پدرش به هند از حکایات و افسانه های دولت بی پایان و ثروث حیرت انگیز سلاطین هند با خبرشده و آتش حرص و طمع وی برافروخته شده بود. بنابراین سلطان محمود با توجه به سختی حمله به مناطق شمال و غرب قلمروش که تحت سلطه قراخانیان بود،هند را به جهت آسان بودن حمله به آن برگزید . از طرفی سرزمین شرقی غزنویان غیر مسلمانان بودند و این انگیزه ای برای مجاهدان دینی برای پیوستن به سپاه محمود می شد و می توانست توجیه خوبی برای این حملات باشد ؛از این رو حمله به هند نه تنها سپاهیان محمود وخود او را به جواهرات و ثروت بی کران هند می رسانید ، بلکه باعث شهرت محمود به عنوان غازی بت شکن تا نقاط دور دست قلمرو اسلامی می شد. بنابراین محمود هرگاه خزانه اش را خالی می دید و یا طبق گزارش فرماندهان نظامی منطقه ای را مستعد تصرف احساس می کرد .به سرعت لشکر آرایی می کرد.البته اطرافیان محمود به خصوص شاعران و مداحان دربار او تنها به یک علت برای تهاجم او به هند اشاره کرده اند و آن غزا و نابودکردن کافران است. عنصری بلخی در اشعار خود به نیت محمود لشکرکشی به هند اشاره کرده و آن را تنها در جهت گسترش اسلام می داند:صلاح دین را امروز نیت و فکرش زدی به است وز امروز بود فردا
 
تو رنجه از پی دینی نه از پی دنیا زبهرآنکه نیرزد به رنج تو دنیا (۳۰)
باز آن از آب داده تیغ او خیزد اگر درجهان برکافران بار دگر طوفان بود(۳۱)
عنصری در توجیه حمله محمود به مولتان ،که مسلمان بودند ، جنگ با فرمانروای ملحد مولتان بهانه قرار داده است.فرخی نیز در مورد کشتار سلطان محمود غزنوی در مولتان می گوید:ژنده پیلان کز در دریای سند آورده ایسال دیگر بگذرانی از لب دریای نیل
قرمطی چندان کشی کز خونشان تا چند سالچشمه های خون شود در بادیه ریک مسیل
و آن سگ ملعون که خوانند اهل مصر اورا عزیز بسته و خسته به غزنین اندر آورده ذلیل
همچنین فرخی در رثائیه محمود چنین می سراید :
آه و دردا که اکنون قرمطیان شاد شوندایمنی یابند از سنگ پراکنده و را(۳۲)درحقیقت ثروت بی کران این سرزمین هدف اصلی سلطان محمود از لشکرکشی به هند بوده است . لذا در اینجا به بررسی ثروت هند و تجارت این سرزمین که پرجاذبه ترین عوامل حمله مسلمانان به این سرزمین بودند می پردازیم .۱٫ثروت هندکشور هند دارای ثروت عظیم طبیعی است که در دل کوهساران و بیابان ها و در ناهمواری های این سرزمین نهفته است .همین عامل باعث شده کشورهای شمالی و غربی هندوستان درطول تاریخ به حسرت بر ثروت این کشور بنگرند، از این رو همسایگان هند در حوالی قرن چهارم هجری به شمالی ترین نقاط این کشور هجوم آوردند . اولین گروه این مهاجمان هون های آسیای مرکزی بودند. این قوم وحشیانه به هندوستان هجوم بردند و معابد این سرزمین را که در آنها گنج های گرانبهای بسیار و ظروف زرین و سیمین و هدایای بی شمارمردم وجود داشت ،غارت کردند .(۳۳)شرایط اقلیمی مساعد هند از دیرباز عامل مثبتی برای جلب توجه دولت های مختلف به این سرزمین بوده است. این امر به ویژه در زمانی که سطح تمدن جامعه های انسانی پیشرفت چندانی نداشت و گشاد دستی طبیعت در یک منطقه و چشم تنگی آن در منطقه ای دیگر ازعوامل نیرومند در زندگی انسان ها به شمار می آمد،اهمیت بیشتری داشته است.مقدسی ،از سیاحان و تاریخ نگاران مسلمان درباره منابع طبیعی هند می نویسند:اینجا سرزمین زر و بازرگانی است . داروها ، وسایل ، پایند، محصولات شگفت ،برنج و موز ، ارزانی را با داد ، انصاف و سیاست و نیز نخلستان و خرما.و کالاهای دیگر و سود و درآمد سرشار را با سرافرازی و بازرگانی و صنعت ،جمع دارد . مرکزی آبرومند شهرها و قصرهای مرفه با بهداشت و بهزیستی و امانت دارد. در کرانه دریا است و نهر آن را می شکافد ، نخلستان در دشت و کشتزار برتپه ها دارد… جز با پذیرش خطرهای دریا و صحرا و تحمل رنج و دلتنگی نتوان بدان رسید.(۳۴)در کتاب مرآت الاحوال راجع به هند آمده است:هیچ کشوری مانند این کشور زرخیز نیست. دولت سلاطین این دیار درجمیع اعصار ضرب المثل بوده است؛ نه در لباس و نه در خوراک و نه در سایر امور معیشت به خارج احتیاج ندارند، بلکه سایر بلاد را در اقشمه نفیسه از پشمینه و غیره به او احتیاج است… پس هر که مالک هند است فارغ البال و محل صاحت اهالی سایر ممالک خواهد بود.(۳۵)در مورد ثروتی که مسلمانان در حمله اول در سال ۹۵هـ. به آن دست یافتند نیز می توان دلایلی را بر طمع ایشان به این ثروت عظیم دراین لشکرکشی دید . ابن خردادبه در شرحی که از مولتان می دهد می گوید:مولتان را فرج بیت الذهب نامیده اند،چون محمدبن یوسف برادر حجاج بن یوسف درخانه ای از آنجا (مولتان) چهل بت طلا به دست آورد که هر بتی از آن بت ها سیصد و سی و سه من وزن داشته است. به همین جهت فرج بیت الذهب نامیده شده و فرج به معنای ثغر است و مقدار آن ثغر به طلا دو هزار هزار و سیصد و نود و هفت هزار و ششصد مثقال نقره است.(۳۶)اما اصطخری در شرح علت اینکه مولتان را فرج بیت الذهب خواندند می گوید:مسلمانان در تنگی بودند ،چون مولتان بستدند و دُرّ بسیاری یافتند و برگ ها بساختند و قوت گرفتند.(۳۷)بلاذری در مورد فتح مولتان به دست محمد بن قاسم می گوید:محمدبن قاسم همه جنگجویان را کشت و ششصد تن از کودکان و متولیان بتکده شهر را به اسارت گرفت و زر بسیار به دست آورد. گویند وی اتاقی به طول ده ذراع و پهنای ۸ ذراع برگزید و روزنی در بام آن گشود و هر چه زر نزد وی می آوردند، از روزن بام به درون اتاق می افکند. بدین سبب مولتان را فرج الذهب نامیده اند.(۳۸)هر کدام از این روایت ها که درست باشد مهم آن است که نشان دهنده ثروتی است که در این لشکرکشی نصیب مسلمانان شد و چون غنایم نزد حجاج رسید نتیجه کار را بسیارخوب ارزیابی کرد و ثروت سبب شده را دو برابر خرج این لشکرکشی دانست.اما در مورد ثروتی که در جریان لشکرکشی های محمود به دست مسلمانان افتاد داستان دیگری است که هر خواننده ای را به تعجب و حیرت وا می دارد. در شرح حال فتوحات سلطان محمود ،آنچه بیش از هرچیزی جلب توجه می کند توجه او به طلا ،جواهر و غنیمت است .بتکده ها هم اگر ویران می شدند ، اغلب بتکده های پر از طلا و جواهر بودند.به سلطان محمود خبر رسید که تنها نیسر نزد کفار در عزت و احترام بلا تشبیه ،همچون مکه معظمه است و در آنجا بتخانه ای است از قدیم الایام ،بت بسیار در آن نصب کرده اند و اعظم این بتان جکسوم نام دارد… سلطان محمود قبل از اجتماع لشکر به آن دیار رسید و چون شهر و اهالی را دید غارت بسیارکرد و تمامی اصنام را شکست ، چندان خزاین در بتکده یافتند که شمار آن از حد بیرون بود. در یکی از بتکده ها قطعه یاقوتی سرخ یافتند که وزن آن ۴۵۰ مثقال بود و هرگز هیچ کس چنین گوهری به چشم ندیده بود.(۳۹)یکی از حملات محمود به تانسور بود . این شهر قدیمی پر از ثروت و دارای جواهرات نفیس قیمتی زیادی بود که محمود در مقابل مقاومتی مختصر آن را فتح کرد. تمام بت ها منهدم شده و خزاین و اموال بی پایان بت خانه ها و معابد غارت شد . سپاهیان محمود،غنایم و اموال غارتی بسیاری را بر چهارپایان بار کردند و همراه صدها غلام و کنیز راهی غزنه کردند . در حمله محمود به دو شهر مترا و کانوج ـ این دو شهر از حیث زیبایی و ثروت و دولت در تمام هند ممتاز و معروف بودند ـ بتخانه ها ،معابد ،قصور،عمارات و حتی مساکن و منازل عمومی غارت شدند. لشکریان دست به غارت این شهر زدند و شهر را ویران گذاشتند و با غنایم و غلامان و کنیزان بی شمار راهی غزنه شدند.(۴۰)از جمله غنایمی که در حمله محمود به پیشاور به دست آمد، گردنبندهای جواهرنشانی بود که به گردن چیپال و فرماندهان سپاه او آویزان بود.بنا به روایت گردنبندی که برگردن چیپال بود یکصد و هشتاد هزار دینار ارزش داشت . در این جنگ نیز تعداد زیادی از هندیان اسیر شده به عنوان برده به دست سپاه محمود گرفتار شدند.(۴۱)در شانزدهمین حمله محمود که بزرگترین لشکرکشی او نیز محسوب می شد،سومنات غارت شد. این شهر در جنوب گجرات قرار داشت و بتخانه معروف سیسوا در آنجا قرار داشت. این بتخانه معروف ترین و مقدس ترین و ثروتمند ترین معبد هندوها بود.(۴۲)در غارتی از یکی از معابد هند که در نوشته های کهنه روایت شده است خانه ای از نقره خام که چون قصر مردم ثروتمند می درخشید به طول سی متر و عرض پانزده متر بود. می شد این خانه را قطعه قطعه کرد و باز آن را بهم وصل کرد،و سایبانی داشت که از دیبای روم بافته بودندو چهل متر طول و بیست متر عرض داشت و بر روی دو تیرک طلا و نقره که قالب ریزی کرده بودند قرار داشت و نیز از سنگ های گرانبها و مروارید ناسفته و یاقوت هایی به رنگ شراب که چون آتش می درخشید و زمردهایی که چون مورد خرم بهاری بود والماس هایی که در اندازه و وزن به یک انار می مانست ،سخن می گوید.(۴۳)۲٫ تجارت هندمحققی به نام مجیب می گوید: تمدن مسلمانان شهرنشینی بوده و اسلام اصولاً شهرنشینی را تقویت می کرد. دلیل این امر این است که اعراب مهاجر مسلمان،به خاطر شرایط طبیعی صحرای عربستان در کشاورزی تجربه ی چندانی نداشتند و بازرگانی محورعمده فعالیت شغلی آنها بود.(۴۴)آنچه مسلم است اینکه اعراب حجاز تا حدودی با تجارت دریایی و دریانوردی آشنا بودند .شعری که در معلقات سبعه آمده است نشان دهنده این آشنایی است.(۴۵)سرزمین های بحرین و عمان کشتیرانی داشتند؛اما تجارت اصلی در شبه جزیره عربستان متعلق به جنوب عربستان به خصوص یمن و حضرموت بود،این رسته می گوید : «که پیش از اسلام کشتی های دریا رو از هند می آمدند و در دجله تا مداین پیش می رفتند».(46)به گفته ی بلاذری و طبری ،در زمان کشورگشایی مسلمانان ، «اُبله» بندری برای کشتی ها از چین ،هند،عمان و بحرین بود. (۴۷) اعراب در سال ۱۴هـ. بر عراق و نیز بندرابله ، یعنی بزرگترین و مشهورترین منطقه تجاری در خلیج فارس در نزدیکی بصره ،چیره شدند. تجارت ابله با هند چنان رونقی یافته بود که اعراب آنجا را تکه ای از خاک هندوستان می شمردند .کشتی هایی که از هند و چین می آمدند،در ابله (برای تهیه آذوقه) پهلو می گرفت و از همانجا به سوی هند و چین به راه می افتاد .(۴۸)سنت هایی که هنوز هم در کارالول پاتی هند با احترام انجام می گیرد و افسانه هایی که به مسلمانان نسبت می دهند و نیز آنچه مورخان و سیاحان مسلمان نقل کرده اند و تجارت پیوسته اعراب با هند از زمان های بسیار قدیم ،نشان می دهد که مسلمانان مدت کوتاهی پس از رحلت پیغمبر در سواحل هند حضوریافتند و خیلی سریع در میان حکام هندوی مالایار نفوذ و اعتبار کسب کردند.(۴۹)اما دیدگاه اعراب در مورد تجارت با هند را می توان در پاسخ جهان گردی عرب به عمربن خطاب درباره اوضاع هند دید. او می گوید :« در دریای آنجا گوهر است و کوهش یاقوت و درختانش عطر»(50) این علاقه شدید مسلمانان و اعراب به تجارت هند را می توان درموقعیت سرزمین عربستان ،خلیج فارس و دریای هند جست و جو کرد.سرزمین عربستان را از سه جهت دریا در بر می گیرد ؛ بیشتر این سرزمین را دشت های بی آب و علف یا کوه های برهنه و غیرقابل عبور پوشانده است و دیگر مناطق آن نیز زمین های کم حاصل است . با توجه به این شرایط سخت طبیعی ،لزوم تجارت برای مردم این مناطق مبین بود. بحرین ، عمان ،حضرموت ،یمن و حجاز که بر ساحل دریای سرخ ، اقیانوس هند و خلیج فارس قرار داشتند،مناطق مناسب تری برای تجارت دریایی بودند. کشتی های مسلمانانی که از هند باز می گشت در سواحل یمن لنگر می انداخت و کالاها به وسیله کاروان های شتر از خشکی کناره دریای سرخ به شام و مصر منتقل می شد.نکته شایان ذکر اینکه دریای هند دریای آرامی بود و موقعیت بهتری نسبت به دریای مدیترانه داشت و همین باعث شد در دوره پس از اسلام در دریای هند بازرگانی گسترش یابد .(۵۱) اما راهی که در تجارت با هند بسیار مؤثر بود خلیج فارس بود. خلیج فارس یکی از راه های دریایی بود که سرزمین های عربی و هند را به هم متصل می ساخت . این راه همواره برای مسلمانان گشوده بود. ساکنان سواحل خلیج فارس ،اعم از ایرانی و عرب ، همواره به بازرگانی دریایی و زمینی می پرداختند . اینان در مسیر هندوستان از جزایر اقیانوس هند عبور می کردند و در راه چین از بنگال و آسام نیز می گذشتند . راه بازگشت از چین و هندوستان به یمن بود. سلیمان و ابوزید صیرفی و مسعودی درباره این مسیر دریایی و حوادث آن گزارش هایی داده اند که نشان دهنده شهرت دیرینه راه مزبور است . کشتی های زیادی به مال التجاره های گوناگون از این طریق رفت و آمد کرده است و داد و ستدهای بسیاری میان کشورهای مسلمان و هند انجام می گرفته است.(۵۲)تجارت با هند با فتح سند رونق بسیار گرفت. بصره از همین زمان به بازاری برای تجارت با هندوستان تبدیل شد و عوارض گمرکی کالای تجارتی که برکشتی ها مقرر می شد چنان فزونی یافت که از منابع مهم درآمد خزانه خلیفه به شمار می رفت.(۵۳)در روزگاری که عرب ها بر مصب رود سند تسلط داشتند، راه بازرگانی از آنجا به داخل قلمرو پارس از سیستان می گذشت و از شمال این راه کاروان های پنجاب کالای بازرگانی را از ارتفاعات افغانستان عبور می دادند و به کابل و دگر شهرها می رسانیدند که بعدها از مراکز معتبر بازرگانی شد و از آنجا کاروان ها به سوی غرب تا خراسان و سوی شرق تا بخارا می رفت .ادویه هند در این نواحی رواج داشت و در بخارا با کالای چینی که از راه آسیای مرکزی رسیده بود به بازار می رسید.(۵۴) از طرفی با گشوده شدن سند به دست حجاج ، بندرهای پر ارزش دیبل و منصوره نیز به دست عرب ها افتاد .بدین سان ایشان یک پایگاه به شرق دورنزدیک تر شدند.تجارت با هند در دوران عباسیان به اوج خود رسید. بنابر روایات از روزگارمنصور،خلیفه دوم عباسی،راه از بصره تا چین پیموده شد . نخستین اطلاع ما از روابط دریایی عرب و ایران با هندوستان گزارشی از سفرهای سلیمان تاجر و دیگر تجار مسلمان در قرن سوم هجری است. اساس این تجارت بر داد و ستد ابریشم،از چین به مغرب زمین قرار داشت .(۵۵) از داستان سند باد و هزار و یک شب ، که در دوران هارون ساخته شد، معلوم می شود که اعراب در دوران عباسیان سفرهای دراز دریایی داشتند که از بغداد آغاز می شد و از خلیج فارس می گذشت و تا شبه جزیره مالایا می رسید. بازرگانان این سفرها ،ادویه و عطر هند و حریرچین را به بازار بغداد می رسانیدند . در دوران اول عباسی عرب ها از جزیره سیلان گذشتند و چینیان که تا آن روزگار پیوسته در دریاهای اطراف هند به تکاپو بودند از آن پس به ندرت به خلیج فارس راه یافتند که عرب ها ضمن سفرهای دراز تا چین می رفتند.در قرن سوم ،ابوالقاسم بن خردادبه برای مسافران راهنمایی نوشت و راه دریایی را که از دجله نزدیک ابله آغاز می شد و به هندوستان و چین می رسید توصیف کرد. به گفته او کشتی های عرب از کناره های خلیج فارس و دریای هند به مالایا می رفت .انتخاب کناره ها به این علت بود که کشتی ها بتوانند از بندرهای مختلف بار بگیرند و بار پیاده کنند و این کشتی ها وقتی از کناره های کرماندل لنگر می گرفت به رسم کشتیبانان ،خلیج بنگال را به خط مستقیم می پیمود این مسیر سه ماه طول می کشید و اگر باد موافق می وزید این راه در یک ماه طی می شد. جهانگردان عرب در قرن سوم و چهارم از توجه و مهربانی شاهان هند یاد کرده اند و گفته اند که گروهی از بازرگانان مالایا به مسلمانی رو کرده بودند و به عرب ها اجازه داده بودند در آنجا مسجد بسازند .از اوایل قرن هشتم اعراب در بندرها و بعضی شهرهای داخل هند مناطق عرب نشین پدید آوردند.مردم یمن ،حجاز ،حبشه و مصر نیز با آسیای شرقی روابط بازرگانی داشتند و جواهر و زمرد را از بندرهای شرقی هند از راه عدن و مکه به آفریقا می بردند. بندرعدن بازار این گونه کالاها و لنگرگاه کشتی هایی بود که از بندرهای آسیا و آفریقای شرقی می رسید.شایان ذکر است که پیروزی های سلطان محمود در هندوستان بر رواج تجارت میان این کشور وسیع و دیگر ولایت های امپراتوری عباسیان اثرگذاشت . بیشتر سکه های اسلامی که در شمال اروپا کشف شده مربوط به قرن چهارم هجری ، دوره سامانیان ،است که بیشتر این سکه ها به وسیله بازرگانانی که از راه روسیه گذشته اند از مشرق به شمال اروپا رفته است.(۵۶) از طرفی تسلط محمود بر قسمتی از جاده ابریشم نیز موجب توسعه مناسبات تجاری و فرهنگی با هند و چین گردید.(۵۷)راه های تجاری که یهودیان رومی از اروپا می پیمودند تا با سرزمین های شرقی تجارت کنند دو مسیر بود: یکی از راه فرات تا بغداد که از دجله و ابله عبور می کرد و از طریق دریای عمان به هند و چین می رسید؛مسیر دیگر که در دوران عباسیان رونق داشت از روسیه به دریای قزوین ،مرو ، بلخ و بخارا و سمرقند می گذشت و با عبوراز ماوراء النهر تا هندو چین می رسید . بازرگانان این مسیر، پوست خز، روباه ، شمشیر ،موم و عسل تجارت می کردند.(۵۸) جهانگردی مسلمان درباره تجارت هند می گوید :در دریای هند و چین ،مروارید و عنبر، در کوهستان های آن سنگ های گرانبها و معادن طلادر دهان حیوانات آنجا عاج در کارگاه های آن چوب ساج و نی خیزران و عود و کافور وگیاه نیلوفر و پرنیان و جوز بوا و بتم و چوب صندل و مواد خوشبوی دیگر، در میان پرندگانش طاووس و طوطی و در رستنی های زمینش مشک و زباد و جوز دارد.(۵۹)مقدسی درباره مال التجاره هایی که از هند می آمد می نویسد:از توران ،پایبند خیزد که از «ماسکان» بهتر است ،سندان ، برنج بسیار و پارچه دارد. در دیگر شهرها فرش و مانندش می بافند و همان گونه که در قهستان خراسان ،بافته می شود . نارگیل بسیارو پارچه های نیکو نیز بیرون می دهد . از منصوره ،کفش کنباتی نیکو و پیل و عاج و چیزهای گرانبها و داروهای سودمند خیزد.(۶۰)این خردادبه نیز درباره مال التجاره های هند می گوید :از هند انواع عود و چوب صندل و کافور و آب کافور و جوز بویا و قرنفل و قاقله و کبابه و نارگیل و لباس های بافته شده از الیاف گیاهی و لباس های پنبه ای کرکدار و فیل از سر ندیب همه نوع یاقوت های رنگارنگ و سنگهای عقیق و الماس و دُرّ و بلورآبگینه ، گز شفاف و سنگ سنباده که به وسیله آن جواهر را می تراشند و از سند گیاه دارویی و خرما و خیزران می آمدند.(۶۱)از میوه جات نویات ،نارنج و ترنج نیز از هند به عربستان تجارت می شد. مسعودی در این باره می گوید : از قرن سوم از هند آوردند و در عمان ،بصره ،عراق و شام کاشتند و در بیشترخانه های طرسوس و انطاکیه و دیگر شهرهای شام و فلسطین و مصر فراوان کشتند که قبل از آن شناخته نبود؛ اما عطرو رنگی را که در هند داشت و از آب و خاک و اقلیم آن دیار بود نداشت.(۶۲)
جمع بندی و نتیجه گیری مسلمانان در دو مرحله مؤثر و به صورت وسیع به سرزمین هند حمله بردند . اولین بار قاسم بن محمد در قرن اول هجری به سرزمین سند لشکرکشی کرد که در این حمله سرزمین های سند و بلوچستان فتح شد ؛ولی حمله اصلی و موفق به هند در دوران محمود غزنوی اتفاق افتاد . این حملات ،در ظاهر با انگیزه حمایت از مسلمانان و غزو با کفار انجام شد،اما با بررسی دقیق این حملات می توان دید که علت اصلی ،دست یافتن به سرزمین هایی بود که ثروت و موقعیت تجاری شان در شرق در طول تاریخ مورد توجه قدرت های دنیا بوده است و تنها حرص و طمع و ثروت طلبی غازیانی چون سلطان محمود ،او را به این سرزمین کشاند. آنان به هند یورش می بردند ، مناطق مختلف را نابود می کردند و بسیاری از کسانی را که مقاومت می کردند ،می کشتند و بقیه را به اسارت و بردگی می گرفتند . ثروت های معابد،قصرها و حتی خانه های مردم را غارت می کردند و با ثروتی کلان به سرزمین خویش باز می گشتند،بدون آنکه تلاشی در جهت تبلیغ دین مبین اسلام بکنند.درحقیقت ،تجارو بعد صوفیه بودند که اسلام را به سرزمین های شرقی بردند و آن را تبلیغ کردند. موقعیت خوب بسیاری از تجار و صوفیان در این سرزمین ها حاکی از آن است که ایشان با هیچ مزاحمتی از طرف هندوها فعالیت می کردند . آنها به راحتی برای خویش خانه و زندگی و مسجد می ساختند. تمام سفرنامه هایی که از این سرزمین و اوضاع مسلمانان ساکن آن سخن گفته اند ،موقعیت خوب آنها را در این سرزمین شرح داده و تصدیق کرده اند. به نظر می رسد اگر اسلام با شکل تهاجمی سلطان محمود به هند منتقل نشده بود، شاهد صدها سال جدال و خون ریزی بین مسلمانان و هندوها نبودیم.
پی نوشت ها :

*دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز۱٫ فرهنگ ارشاد، مهاجرت تاریخی ایرانیان به هند (قرن هشتم تا هجدهم میلادی) ـ (تهران : موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی ، ۱۳۶۵) ص ۵۲-۵۳٫۲٫ همان ، ص ۸۳٫۳٫ ت.ف. دولافوز ، تاریخ هند، ترجمه محمد تقی فخر داعی گیلانی(تهران : نشریات کمیسیون معارف، ۱۳۱۶) ص ۸۳٫۴٫ آنه ماری شیمل ،ادبیات اسلامی هند، ترجمه یعقوب آژند (تهران :امیرکبیر، ۱۳۷۳) ص ۱٫۵٫ تارا چند ،تأثیراسلام در فرهنگ هند، ترجمه علی پیرنیا و عزالدین عثمانی (تهران : باژنگ ، ۱۹۹۵م) ص ۷۱٫۶٫ همان ،ص ۷۹۷٫محمد تقی جمشیدی بروجردی ،علل ریشه ای درگیری های مسلمانان و هندوها (تهران، موسسه چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه، ۱۳۷۲) ص ۲۱٫۸٫ تارا چند، پیشین، ص ۷۳٫۹٫ همان ، ص ۷۴٫۱۰٫ همان ، ص ۷۷٫۱۱٫خانبهادر خدادخان ، لب تاریخ سند، تصحیح نبی بخش بلوچ (کراچی :سندی ادبی بورد، ۱۹۰۹م) ص ۱۵٫۱۲٫ جرجی زیدان ، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام(تهران : امیرکبیر ، ۱۳۸۴)ص ۱۵۹٫۱۳٫ فرهنگ ارشاد ، پیشین ، ص ۹۰٫۱۴٫ احمد بن جابر بلاذری ،فتوح البلدان ، ترجمه و مقدمه متوکل (تهران : نشر نقره ، ۱۳۶۷) ص ۳۲۶٫۱۵٫همان ، ص ۳۲۶-۳۲۷٫۱۶٫علی بن حامد بن ابوبکر کوفی ، فتحنامه سند (معروف به چاچ نامه) تصحیح محمد داود بوته (تهران : اساطیر ، ۱۳۸۴) ص ۹۴٫۱۷٫ جمال ،موسوی ، «نخستین مراحل ورود اسلام به هند» (پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی ،دفتر ۶۴ ، ۱۳۷۷) ص ۱۲۱٫۱۸٫ فیلیپ .ک. حتی ، تاریخ عرب ، ترجمه منوچهر صدوق سها (تبریز : ناشر کتابفروشی حاج محمد باقر کتابچی حقیقت ، ۱۳۴۴) ج ۱، ص ۲۳۷٫۱۹٫ ابوریحان بیرونی ، تحقیق ماللهند ،ترجمه منوچهر صدوق سها (تهران : موسسه مطالعات وتحقیقات فرهنگی ، ۱۳۶۲) ص ۱۲٫۲۰٫ یعقوب آژند ،«قرمطیان مولتان» پژوهشنامه علوم انسانی ، ص ۶٫۲۱٫ ابوعبدالله محمدبن احمد ، مقدسی ، احسن التفاسیم فی معرفه الاقالیم ، ترجمه علینقی منزوی (تهران : شرکت مؤلفان و مترجمان ایران ، ۱۳۶۱) ص ۷۰۷٫۲۲٫ حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام ، ترجمه ابوالقاسم پاینده (تهران :بردقه جاویدان ، ۱۳۸۵) ص ۳۳-۳۴٫۲۳٫احمد بن جابر بلاذری ، پیشین ، ص ۳۲۵-۳۲۶٫۲۴٫علی بن حامد بن ابوبکرکوفی ، پیشین ، ص ۴-۱۸٫۲۵٫احمد بن جابر بلاذری ، پیشین ، ص ۳۳۵٫۲۶٫علی بن حامد بن ابوبکر کوفی ، پیشین ، ص ۱۱۳٫۲۷٫جمال موسوی ، پیشین ، ص ۱۲۲٫۲۸٫همان ، ص ۱۱۷٫۲۹٫همان ، ص ۱۱۶٫۳۰٫عنصری بلخی ، دیوان عنصری بلخی ، تصحیح محمود دبیرسیاقی (تهران : انتشارات کتابخانه سنایی ، ۱۳۴۲) ص ۲-۳٫۳۱٫ همان، ص ۲۲٫۳۲٫ یعقوب آژند ، پیشین ، ص ۹٫۳۳٫ مانورا ماراموداک ، سرزمین و مردم هند، ترجمه فریدون گردکانی (تهران : انتشارات بنگاه ، نشر کتاب ، ۱۳۴۵) ص ۹۳٫۳۴٫ ابوعبدالله محمدبن احمدمقدسی ، پیشین ، ص ۷۰۰٫۳۵٫ احمدبن محمد علی بهبهانی ، مرآت الاحوال (جهان نما) ـ (قم : انتشارات انصاریان ، ۱۳۷۳) ص ۲۷۲٫۳۶٫ قاسم بن خردادبه ،المسالک و الممالک ، ترجمه حسین قره جانلو (تهران : قلم ، ۱۳۷۰) ص ۴۲٫۳۷٫ ابوالاسحاق ابراهیم اصطخری ، المسالک و الممالک ، به کوشش ایرج افشار (تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، ۱۳۴۰) ص ۱۴۹٫۳۸٫ جمال موسوی ، پیشین ، ص ۱۲۶٫۳۹٫ محمد تقی جمشیدی بروجردی ، پیشین ، ص ۵۵٫۴۰٫ ت.ف. دولافوز، پیشین ، ص ۸۶-۸۷٫۴۱٫ ابوالقاسم فروزانی ، غزنویان : از پیدایش تا فروپاشی (تهران :سمت ، ۱۳۸۴) ص ۱۱۳٫۴۲٫ ت.ف. دولافوز ، پیشین ، ص ۸۸٫۴۳٫ مانورا مارموداک ، پیشین ، ص ۹۴٫۴۴٫ فرهنگ ارشاد ، پیشین ، ص ۹۱٫۴۵٫ جرج فالدو حورانی ،دریانوردی عرب در دریای هند(در روزگار باستان و در نخستین سده های میانه ) ترجمه محمد مقدم (تهران : ابن سینا ، ۱۳۳۸) ص ۱٫۴۶٫ همان ، ص ۵۴٫۴۷٫ همان ، ص ۶۳٫۴۸٫ سلیمان ، ندوی ، «رابطه بازرگانی مسلمانان با هندوستان» ، ترجمه علی بحرانی پور، تاریخ پژوهان ، سال اول (۱۳۸۴) ص ۱۳۳٫۴۹٫ تارا چند ، پیشین ، ص ۷۸٫۵۰٫ سلیمان ندوی ، پیشین ، ص ۱۳۴٫۵۱٫ جرج فالدو حورانی ،پیشین ، ص ۸۲٫۵۲٫ تارا چند ، پیشین ، ص ۸۰٫۵۳٫ سلیمان ندوی ، پیشین ، ص ۳۴٫۵۴٫ حسن ابراهیم حسن ، پیشین ، ص ۹۵۶٫۵۵٫ فلیپ ک. حتی ، پیشین ، ص ۴۳۵٫۵۶٫ حسن ابراهیم حسن ،پیشین ، ص ۹۵۵-۹۵۸٫۵۷٫ ابوطالب سلطانیان ،غزنویان و شالوده های فرهنگ ایران در شبه قاره هند (مجله دانشکده علوم انسانی دانشگاه اصفهان، ۱۳۸۳) ص ۱۰۰٫۵۸٫ حسن ابراهیم ،پیشین ، ص ۹۵۸٫۵۹٫ سلیمان ندوی ،پیشین ، ص ۱۴۱٫۶۰٫ ابوعبدالله محمد بن احمد مقدسی ، پیشین ، ص ۷۰۸٫۶۱٫ قاسم بن خردادبه ، پیشین ، ص ۹۴۷٫۶۲٫ حسن ابراهیم حسن ،پیشین ، ص ۹۴۷-۹۴۸٫

منبع:نشریه تاریخ اسلام،شماره ۳۶-۳۵٫

 

نوشته قبلی

علویان ترکیه و علویان سوریه

نوشته‌ی بعدی

الحمرا نمود هنر و معماری بنی نصر

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

الحمرا نمود هنر و معماری بنی نصر

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا