13 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

الحمرا نمود هنر و معماری بنی نصر

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

وجه تسمیه نام الحمرا و موقعیت بنا قبل از بنی نصرنام الحمرا قبل از قرن سوم هجری و شاید کمی قبل از آن پدید آمد.(۱)اصل بنای اولیه بر روی بقایای ایبریایی و رومی ساخته شد.(۲) این نام ،درباره دژی کوچک به کار می رفت، که اعراب در قرن سوم هجری به هنگام شورش بومیان بدان پناه می بردند. ظاهراً این نام در زمان امیرعبدالله، حاکم اموی اندلس ، مطرح شد. دژالحمرا در این زمان ،باید در غربی ترین نقطه فلات سابیکا ساخته شده باشد؛ در حالی که الحمرا گسترش یافته عهد بنی نصر تمام فلات را در بر می گرفت . این دژ پس از سقوط اولیه امویان اندلس و در طی نیمه اول قرن پنجم رها شد. تجدید بنا و توسعه اولیه آن به دست ساموئل بن ناگرلو ، وزیریهودی، بین سال های ۴۴۳ تا ۴۴۷ صورت گرفت . امیربنی زیری عبدالله آن را با الهام از سبک دژ مسیحی بلیلوس که به تصرفش درآمده بود، مرمت کرد. بعد از آن امیران محلی اسپانیای از وجود این دژ بر ضد مرابطون و موحدون بهره بردند. ابعاد این دژ برای سپاهیان مسیحی کوچک بود و در نتیجه مجبور می شدند در بیرون از دژ اقامت کنند. بقایای دژ که به صورت برج های سنگی و آجری موجود است نشان می دهد که بنای اولیه نسبت به مجموعه عهد بنی نصر بسیار ساده و ابتدایی بوده است.(۳)نکته بعدی ،دلیل معروف شدن این بنا به نام الحمرا است. هیلن براند دراین باره می نویسد : نام محوطه ، احتمالاً تحریف شده نام قسمتی از آن یعنی قلعه (ارگ) الحمرا یا همان قلعه قرمز است که از رنگ برج در برگیرنده آن گرفته شده است .(۴) اگر نام بنا تحریف شده ،این تحریف نمی تواند در قرن سوم صورت گرفته باشد، چون بسیاری از رنگ های قرمز مجموعه ،مربوط به دوران های بعد است . برخی معتقدند نام الحمرا از نام مؤسس سلسله بنی نصر محمد بن یوسف بن الاحمر معروف به ابن الاحمر گرفته شده است که منطقی به نظر نمی رسد. در واقع آغاز اطلاق این نام به بنا ، در منابع مربوط به قرن سوم هجری / نهم میلادی می باشد؛ (۵) در حالی که ابن الاحمر حکومت خود را در سال ۱۲۳۱ م تأسیس کرد. برخی از محققان می گویند در زمان ابن الاحمر و در سال ۱۲۳۸ م بنا دارای رنگ قرمزی گردید که انعکاس خاصی داشت و به این دلیل به دژالحمرا معروف گردید.(۶) با اینکه رنگ های استفاده شده در الحمرا شامل سفید خاکی ، بنفش ، قهوه ای ، سبز و گاه آبی کمرنگ است ، ولی به نظر می رسد در قرن سوم ، رنگ غالب قرمز بوده از این رو به الحمرا مشهور شده است.
حکومت بنی نصر در اسپانیا مسلمانان در قرن اول هجری وارد اسپانیا شدند و برخلاف تصورشان خیلی سریع در آن کشور پیشرفت کردند. مقاومت های بربرها که در شمال افریقا مسلمانان را با دشواری های سختی روبه رو کرده بود،در اسپانیا وجود نداشت . موسی بن نصیر پس از مشاهده پیروزی های برق آسای طارق ، برای این که موقعیت ها به نام فرمانده زیر دستش تمام نشود به اسپانیا و جهاد گران پیوست . پس از تصرف اسپانیا و پیشروی در خاک فرانسه ،مسلمانان آن گونه که گوستاولوبون فرانسوی می گوید قصد توطن در فرانسه را نداشتند و لذا آثار تمدنی از خود در آن کشور به یادگار نگذاشتند(۷) و جز قتل و غارت در آنجا کاری انجام ندادند و نسبتاً زود از آنجا بیرون رانده شدند؛ اما موقعیت مسلمانان در اسپانیا متفاوت بود، هشت قرن حکومت آنان بر اسپانیا با وجود فراز و نشیب بسیار ، باعث پیدایش آثار متعددی شد که بسیاری از آن آثار هنوز هم پابرجاست . حکومت بنی نصر ،آخرین حکومت مسلمانان در اسپانیا بود که دو قرن و نیم دوام آورد.بنی نصرخود را از نسل سعدبن عباده خزرجی ، صحابی انصاری پیغمبر ، می دانستند .(۸) در مورد حکومت بنی نصر ،یکی از مسائل که جلب توجه می نماید ، دوام این حکومت کوچک در برابر دولت های قدرتمند مسیحیان است . در برخی از مقالات ، دلیل بقای بنی نصر را تحمل دولت های مسیحی در قبال این حکومت دانسته اند.(۹) که صحیح به نظر نمی رسد.وات در کتاب اسپانیایی اسلامی در این زمینه می نویسد : محمد اول مؤسس بنی نصر دست نشانده خوبی برای فردیناند و پسراو بوده است و به هنگام مرگ وی پذیرش استقلال غرناطه نکته ثابتی در سیاست قشتاله بوده است . دیگر اینکه قشتاله وجود دولت مسلمان همسایه را مفید تشخیص می داده تا اتباع مسلمان ناراضی کشورش بدانجا پناه برند و عامل جغرافیایی نیز در استقلال و بقای غرناطه و بنی نصر تأثیرمهمی داشته است. وجود دژهای مستحکم مثل الحمرا ، نزدیکی به افریقا و امکان کمک گرفتن از مسلمانان مغرب ،مانع ازتصرف آن به دست مسیحیان می شده است. علاوه بر این کوشش در جهت توسعه مرزها ارزش هزینه های نظامی را برای مسیحیان نداشت .(۱۰)جریلین دادز هم تقریباً به همین عوامل تأکید دارد و می گوید :فرمانروایان این حکومت (بنی نصر) از طریق خراج و اتحاد از جمله رابطه مداوم با حکومت مسیحی قشتاله … روزگار می گذرانیدند.(۱۱)درست است که دولت بنی نصر طی پیمان هایی سیادت قشتاله را گردن نهاد،ولی با وجود کوچکی قلمروش (۱۲) نسبت به کل اسپانیا ،در امور داخلی خود کاملاً مستقل بود و همان گونه که وات اشاره می کند به طور کاملاً آگاهانه ای اسلامی بود. این دولت از پناهندگان سایر قسمت های اسپانیا استقبال می کرد. در این دولت ،تنها زبان عربی استفاده می شد. همچنین تأکید براسلام و دفاع از آن در برابر مسیحیان در سال های زیادی دغدغه دولتمردان بنی نصر بود.(۱۳) آثار دولت بنی نصر و از جمله الحمرا دارای خصلت های اسلامی و متأثر از آموزه های قرآنی است.
الحمرا مجموعه ای از ابنیه بنای معروف بنی نصر و مهم ترین اثر باقی مانده از آنان الحمراست که در منابع با نام «کاخ الحمرا» یا «قصرالحمرا» از آن یاد می شود. الحمرا در واقع مجموعه ای از ابنیه است که قصرهای سه گانه فقط بخشی از این مجموعه را تشکیل می دهد. با اینکه اصل بنا از قرن سوم یا قبل از آن است ولی بخش عمده این مجموعه مربوط به عهدبنی نصر است . حاکمان این سلسله هرکدام بنایی به این مجموعه ،افزودند . این دولت کوچک اسلامی که از غنای بازرگانی ،کشاورزی و صنعتی بهره مند بود،بانی بناهای بسیاری بر روی تپه مشرف به شهر غرناطه گردید.اگرچه یوسف اول و محمد پنجم بناهای مهمی را ساختند ، ولی تقریباً همه فرمانروایان بنی نصر از خود یادگاری هایی در این مجموعه به جای گذاشتند. همچنین مسیحیانی که بعد از مسلمانان بر این شهر مسلط گردیدند و البته در این دوران و پس از آن تخریب هایی صورت گرفت و بسیاری از شاهکارهای هنر اسلامی مغربی نابود گردید. تقریباً همه محققان معتقدند محل انتخاب این مجموعه بسیار مناسب و با صفا بوده و چشم انداز مناسبی را در بر داشته است. به دلیل اضافات دوره های مختلف است که هیلن براند در کتاب معماری اسلامی ،پس از بحث مشکلات بررسی کاخ های اسلامی می گوید مشکل عمده در بررسی کاخ الحمرا بررسی اضافات لایه های بعدی و الحاقات به بنای اولیه است . وی در این زمینه می نویسد:الحمرا در واقع لایه هایی از اقامتگاه های سلطنتی و در شکل نهایی آن می تواند به عنوان اکروپلیس مغربی توصیف شود و یا به عنوان شهر سلطنتی خود کفایی که به صورت یک مقر حکومتی عملکرد داشته است…آرایشی از کوشک هایی که در میان باغ ها و پارک ها قرار داشته و در بسیاری از آنها حیواناتی نگهداری می شده و به طور اجمال یک پردیس وسیع بوده است.(۱۴)اچ تراسی در مقاله «غرناطه بخس الحمراء» می نویسید: ضمایم دژ و قصرها شامل ادارات دولتی ، سازمان ها ، ضرابخانه ها ، سربازخانه ها برای نگهبانی ، جایگاه هایی برای خدمتکاران قصرها و تعدادی رجال بزرگ و به طور مختصر همه ارگان های ضروری اداری برای زندگی عادی شهری مثل کارگاه ها، مغازه ها و مسجد بزرگ و حمام ها می شده است. وی در ادامه ،مجموعه الحمرا را به سه بخش دژها، قصرها و شهر سلطنتی تقسیم نموده است .(۱۵) وات هم تأکید دارد که الحمرا مثل سایر کاخ های مراکشی محل ادارات دولتی نیز بود و علاوه بر این دژ محکمی نیز محسوب می شد. برای تهیه آب مجموعه بر روی تپه نیز تدابیری اندیشیده شده بود و آب مورد نیاز را از کوه های مجاور به وسیله پلی به مجموعه می رساندند.(۱۷) به دلیل اهمیت این مجموعه تاریخی با ارزش است که در دوران معاصر،ابنیه بالای این تپه در بین مردم شهر به عنوان اثر تاریخی ملی معرفی شده است(۱۸) و زیبایی های واقع شده در این واحه (سیر نوادا) شهر غرناطه را یک مرکز جاذب توریستی نموده است ،چرا که ذخایر هنری و غنای تاریخی آن در سطح بالایی قرار دارد.(۱۹) در واقع هر کس که از الحمرا بازدید نموده است به مجموعه بودن این ابنیه اشاره دارد و این مجموعه ،ارگ ، قصرشاهان و اقامتگاه های مورد استفاده برای ادارات ، تالارها ، خوابگاه ها ، حیاط های باز و وسیع مثل حیاط شیران و نیز پاساژهای دارای ستون های سنگ مرمر را بر می گیرد . با وجودی که بسیاری از این ابنیه در طول زمان به دست ویرانگر انسان های هواپرست ، متعصب و مخرب هنر از بین رفته ، ولی آثار باقی مانده آنقدر هست که بتوان به آن عنوان مجموعه را داد.در مورد تخریب های این مجموعه گوستاولوبون می نویسد:هرکس از اهل ذوق و صنعت که به تماشای الحمرا رفته با زبانی پر از شکایت و قلبی مجروح از مراتب صنعت کشی و بی عدالتی اسپانیایی ها که بی محابا به خرابی و ویرانی این بنای ارجمند مبادرت کرده اند حکایت می کند.(۲۰)وی در ادامه اشاره می کند که قسمت هایی از عمارت به دست شارل پنجم تخریب گردید و بسیاری راهم حاکمان بعدی بی توجه رها کرده و مصالحش را فروختند .شایان ذکر است که بیشتر گسترش بناهای مجموعه ، مربوط به عهد بنی نصر است (۲۱) بازسازی و توجه مجدد به آن مربوط به دوران معاصر می باشد.
ویژگی های هنری و معماری بناهای الحمرا،نمونه بارز رشد هنر اسلامی مغربی در اسپانیا است . در این ساختمان ها سبک جدیدی به وجود آمد که بیشتر متأخر از آموزه های اسلام و شمال آفریقا بود و کمتر به خود اسپانیا مربوط می شد.(۲۲)در زمان محمد اول ،پل آبگذر ساخته شد که برای تهیه آب مجموعه ،بسیار مفید بود،به خصوص که باغ ها و گل و گیاه نقش عمده ای در تزیین بناها و با صفا نمودن آنها داشته است.در زمان محمد دوم دیوارها و برج ها مستحکم شد و حالت تدافعی آن افزایش یافت ،زیرا بنی نصر در تهدید دایمی مسیحیان قرار داشتند . اچ تراسی در مقاله اش اشاره دارد که همین برج های مستحکم بارها مسیحیان را درتصرف دولت بنی نصر ناکام گذاشت . در زمان یوسف اول بناها فوق العاده افزایش یافت . او بناها را گسترش داده و تزیین نمود و آنها را به طرح ها و الگوهای اسلامی آراست.(۲۳) تالار دو خواهران ،حیاط بوته های مورد و دروازه عدالت در زمان وی ساخته شد. محمد پنجم نیز بانی حیاط و تالار معرف شیران بود که نگین طبیعی مجموعه به شمار می رود.(۲۴) همه این مجموعه ، بعدها نیز تغییرات بسیار به خود دیدند .ارنست کونل که مهم ترین بانیان و سازندگان بنا را یوسف اول و به اشتباه به جای محمد پنجم ، محمد چهارم می داند، (۲۵) معتقد است به تبعیت از کاخ های سه گانه الحمرا ، کاخ ادرنه عثمانی در عهد مراد اول با همان تقسیم بندی ایجاد شد.(۲۶)یکی از ویژگی های بارز معماری الحمرا درون گرایی آن است. در الحمرا تزیینات درونی بسیار بیشتر از هیبت بیرونی است وگوستاولوبون، مونتگمری وات ، هیلن براند و برخی دیگربراین ویژگی آن اذعان دارند .گوستاولوبون می نویسد در بیرون بناها و در راه رسیدن به آن انسان اصلاً نمی تواند درک کند که در درون آن چه طرح ها و تزییناتی به کار رفته است. وات نیز می گوید ستون های ظریف الحمرا وبنای سنگین و پر از تزییناتی که بر این ستون ها قرار گرفته ، بیانگر فرود ارزش ها و اعتبارات ابدی از فضای ملکوتی است ، درحالی که سایر بناها کوشش بشر را در برپا ساختن و دست یافتن به ملکوت آسمان ها نشان می دهند؛ نخستین زیبایی را نمی توان با بیانی استدراکی عرضه داشت.(۲۷) تراسی نیزبخش مهمی از مقاله اش را به توصیف آرایش درونی مجموعه اختصاص داده است.(۲۸) دقت و ریزه کاری های فوق العاده الحمرا آن هم با گچ کاری ها و کنده کاری ها، تعجب بینندگان را همواره به همراه داشته است ؛ چنانکه یکی ازسیاحان در این زمینه می نویسد:اشخاصی که ازاقطارعالم به تماشای عمارت الحمرا می روند ، محال است باور کنند که زینت ها و طرح های بدیع که به انواع مختلف به در و دیوار و هرگوشه و کنار این عمارت مشاهده می شود از مصالحی غیر از سنگ خام باشد و مشکل است به آنها فهماند آنچه می بینند گچبری است.(۲۹)به قول مونتگمری وات بسیاری از تزیینات ظریف کاری بنا مثل رقاصی است که به سر پنجه پا ایستاده باشد و با این حال شش قرن مقاومت داشته و دوازده زلزله را پشت سرگذاشته است.(۳۰) ویل دورانت نیز در مورد این ظرافت کاری می گوید راستی هنراسلامی چه دامنه دار و چه مایه دار است . در این دوران (دوره بنی نصر) هدف معماری ظرافت کاری بود و به قوت و جلالی که در مسجد دمشق ، قرطبه و قاهره می بینیم توجه نداشت و بیشتر به ریزه کاری ها و زیبایی اهمیت می داد و همین مهارت هنری در زمینه تزیین به کار می رفت و مجسمه ساز معمار را زیر نفوذ گرفته بود.(۳۱)آیینه کاری ها ، مقرنس کاری ها ، سنگ مرمر به رنگ های مختلف ،گنبدهای هندسی و طرح های اسلامی (سرستون های گلدار ،اسلیمی ها ، نوشته های کوفی الوان ) به وفور در ساختمان های الحمرا به کار رفته است . این همه عظمت و زیبایی که قسمتی از آن امروز باقی است آنقدر هیجانی بود که وقتی شارل پنجم از بالکن یکی از پنجره های سالن باغ ها ، بستان ها و رودخانه را که از آنجا روان بود ، دید و پس از اندیشه بسیار گفت :« چه بیچاره است کسی که همه این چیزها را از دست داده است»(32) به جهت همین تزیینات فوق العاده و استفاده از ذوق علما وادبای وقت ،در عالم آن روز بوده که «… دربار اندلس که مهد علم و ادب و مأمن اهل هنر و صنعت بوده است،طبیعی است که صاحبان این عظمت و دستگاه بر خود ببالند…» (33) همین نویسنده در جایی دیگر می نویسد:هر چیز و هر جزء و کل این بنا اسباب حیرت و عبرت است . مشاهده در و دیوار عمارت که تمام در زیر حجاری و نقش و نگارهای لطیف مشبک و برجسته مستتر است (تمام در ودیوار دارای تزیین است) مقایسه انواع و اقسام قوس ها و طاق های دندانه دار و بالأخره تأمل در آویزه های مقرنس رنگارنگ سرخ و زد و لاجورد که تمام سطح داخل گنبد بدانها آراسته است انسان را مبهوت و از دیدن آن همه لطف و تناسب ، دیده بیننده خیره می شود.(۳۴)در ادامه این نویسنده بهترین توصیف دل انگیز از الحمرا را در اشعار ویکتورهوگو می یابد.(۳۵) معمولاً در آثار محققان ، تأکید بر هنرتجمل گرایی و تزیین نمایی بنی نصر زیاد است . کریستین پرایس در مقایسه هنر اسلامی مغربی بنی نصر با هنر تیموری می گوید: «سلاطین بنی نصر در غرناطه گونه ای مینیاتور و هنرهای دقیق را تشویق می کردند ؛ ولی آن جهانگیر ستمکار(تیمور) هنری می خواست که بزرگ و چشمگیر باشد همچون کارزارهای او؛ با این همه تیمور نیز مانند سلاطین غرناطه از باغ و زیبایی لذت می برد.(۳۶) همین نویسنده در جایی دیگر از کتاب خویش از طرح های بسیارجالب در الحمرا برای تزیین باغ ها و خنک کردن هوا و مطبوع نمودن آن برای عابران سخن رانده است.(۳۷)در عین حال نوعی تضاد در قسمت هایی از الحمرا مشاهده می شود که گوستاولوبون از آن تعریف نموده و هیلن براند آن را نوعی نقص تلقی کرده و یا اینکه آن را حمل بر ذوق و طبع معماران آن نموده است . وی می نویسد نمادهای ساده اشاره ای به فراوانی درون نمی دهد . سقف های سنگین به طور معجزه آسایی روی دیوارهای مشبک سبک حمل می شوند، جزرهای حجیم با ستون های بلند و نازک و ازاره های کاشی دار جای خود را به اسپرهای گچ بری شده توری مانند می دهد که با تغییرهماهنگ رنگ ها با بازی نور آن را بیشتر روح می دهد.(۳۸) مهم ترین قسمت ابنیه الحمرا کاخ های آن است که منابع،به سه بخشی بودن آن اشاره دارند. هیلن براند در کتاب معماری اسلامی می نویسد هسته اصلی در مجموعه الحمرا ، گروه کاخ های آن است که خود از طرحی سه بخشی پیروی می کند.قسمتی از کاخ ها شامل سرسرای بار عمومی و محل شور و دادرسی و شامل اتاق های محافظین ،اصطبل ها و یک نمازخانه است . عنصردوم ، دیوان است که مشتمل بر اتاق های کارمندان درباراست که دراطراف حیاط ترتیب یافته است. این دیوان خود به تالارسلام ـ سرسرای سفیران ـ راه دارد که یک باستیون آن را فراگرفته است.جزءسوم ،حرم است که حیاط شیران ، کانون آن را تشکیل می دهد .حرم ،مشتمل بر بخش مسکونی و خصوصی خود سلطان است که با دو تالار بزرگ ـ سرسرای دو خواهران و ابن سراج ـ اتاق های کوچک تر و یک نمازخانه کوچک و باغ ها کامل می شود.(۳۹)در الحمرا انواع طرح های اسلامی و الگوهای متناسب به کار رفته است ،ولی شگفت انگیزترین قسمت بنا مقرنس کاری های آن است . مقرنس کاری های سقف تالار دو خواهران ، فاخرترین مقرنس کاری های گنبد را در جهان اسلامی داراست.(۴۰) این مقرنس ها به صورت توده ای خیال انگیز ، پنج هزار سلول منفرد را تشکیل می دهد که به نظر در حرکت دایم می آید . بی جهت نیست که کسی چون مونتگمری وات وقتی پارنتون (بنایی باشکوه و معروف از یونان باستان) را با الحمرا مقایسه می کند دومی را می ستاید و با تأکید به اینکه تمدن اسلامی دشمنی است که حتی در لحظه تحسین باید از آن ترسید،آن را تحسین کرده و برتر از پارنتون می شمارد.(۴۱)
تأثیر و نمود دین در بنای الحمرا الحمرا جزء بناهای هنر و معماری اسلامی و جزء آثار مسلمانان محسوب می شود ،زیرا با وجود مشارکت برخی از غیر مسلمانان در ساختن قسمت هایی از آن ، نمود اسلامی طرح ها و الگوهای آن کاملاً مشهود است . این بنا در قلمرو دولت مسلمان ساخته شده است . آثار و ابتکارات اهل کتاب در قلمرو حکومت هایی چون دولت بنی نصر به جهت تسامح حکومت های مسلمان و مجال دادن به غیر مسلمانان و برنامه ریزی مناسب و مدیریت صحیح جزو مفاخرجهان اسلام به شمار می رود.علاوه بر وجود طرح ها و الگوهای اسلامی در بنا و وجود معرق کاری ها ، مقرنس کاری ها و کاشی کاری ها به سبک اسلامی ،بعضی از طرح های کل بنا در اساس نیز اسلامی یا ملهم از آیات قرآنی است که به نمونه هایی از این طرح ها اشاره می شود:۱٫نقش آب و باغ در الحمرا متأثر از توجه قرآن به این دو است .باغات ،در مجموعه الحمرا بسیار زیاد و بیشتر از ساختمان هاست و برای آوردن آب از کوه مقابل به تپه الحمرا نیز آبگذر ویژه ای ساخته شده بود که اگر چه بعداً مسیحیان تخریب کردند ،ولی در اوایل قرن بیستم مجدداً بازسازی شده است .براند متوجه این موضوع شده و می نویسد:آب ،کارکردهای عملی و زیبا شناختی و نیز روان شناختی دارد،چون احساس صلح و آرامش در انسان به وجود می آورد.در واقع قرآن بهشت را به عنوان باغی با انهار جاری توصیف می کند. این جو به بهترین وجه در جنه العریف (احتمالاً ساخته شده در ۷۱۹ ق/ ۱۳۱۹م) تجلی می کند که کوشکی تابستانی خارج از الحمرا ولی در واقع گسترشی از آن است .(۴۲)۲٫هنراسلامی مقرنس کاری ، که از ایران آغاز شد و به مصر و آسیای صغیر رسید در اندلس و الحمرا به اوج کمال رسید و معماران این مجموعه آن را بسیار آراسته تر ساختند .(۴۳) چنانکه ذکر شد، فاخرترین مقرنس کاری های موجود درجهان اسلام که ویژه هنراسلامی است در مجموعه الحمرا موجود است و هر بیننده ای را به تحسین و شگفتی وادار می کند.۳٫ در حیاط شیران نیز می توان آثار توجه به موزه های اسلامی را مشاهده کرد. در این حیاط کوچک با فواره ای میان آن و حوض سنگی که به پشت دروازه شیر گذاشته شده ، در چهارسو چهار نهر داردکه از حوض می رود و این چهار نهر نشانه چهاررود بهشت است .(۴۴) بناهای الحمرا تأثیرات زیادی از بناهای اسلامی در شرق و به خصوص شمال افریقا وعلی الخصوص مراکش داشته و معماران آن ابتکاراتی را داشته اند که برهنر اسپانیا ، شمال افریقا و حتی مهاجران اسپانیایی در آمریکای لاتین تأثیراتی داشته است. بنا به گفته ویل دورانت دژهای الحمرا ، سبک تکامل یافته شیوه معماری جنگی در بلاد شرقی است.(۴۵)۴٫ از دیگر نمودهای اسلامی الحمرا ،طرح ها ، خطوط و شعائراسلامی بناست.طرح های گل بوته ای با تأکید بر میوه کاج ،نخل و برگ نخل و خط است . در این بنا خط شکسته با انعطاف پذیری فراوان و با سادگی به چشم می آید و در قاب های مکرر و با ضرباهنگ شعار لاغالب الاالله تکرار می شود.(۴۶)۵٫ یکی از مهم ترین قمست های مجموعه حیاط شیران است که از آن به نگین طبیعی مجموعه تعبیر می شود. در واقع وجه تسمیه این حیاط بی ارتباط با مفاهیم دینی نیست . نام این حیاط از سنگابه مرمرینی اخذ شده که بر گرده دوازده شیرسوار است. این طرح یادآور خود آگاه دریای برنجی است که در معبد سلیمان (کتاب اول ، باب هفتم شماره های ۲۳ تا ۲۶ از عهد عتیق) بر دوازده گاو حمل می شده و همچنین ممکن است مفهومی نجومی داشته باشد.(۴۷)۶٫درکتیبه های الحمرا نیز کم و بیش مفاهیم دینی را می توان ردیابی نمود . در یکی از کتیبه های حیاط شیران درباره فواره این حیاط آمده است و خداوند خواست این (فواره) فراتر از هر زیبایی در جهان باشد.(۴۸) اشعار زیادی به زبان عربی در الحمرا وجود دارد که در آن سعی شده سلطنت را ستوده و رنگ و لعاب دینی به آن بدهد. این ابیات سلطنت را به زبانی که پژواکی قرآنی و طنینی از فلسفه نظام جهانی دارد، می ستاید.(۴۹) برخی از بناها به عنوان یادمان ساخته شده است ؛ برای مثال به یادبودن آخرین پیروزی مسلمانان بر مسیحیان در جنگ الخسیراس به سال ۷۷۰ق/۱۳۶۹ م بنایی ساخته و به مجموعه اضافه گردید. مقرنس کاری های تالار دو خواهران براساس بیان کتیبه اش با این نیت بوده که آسمان های دوار را در نظر مجسم کند.(۵۰) تعداد فراوان کوشک ها نیز بی تأثیر از اندیشه مذهبی بانیان نیست و به سادگی بناهایی را تداعی می کند که درقرآن توصیف شده اند.(۵۱)
دلایل بقای الحمرا معمولاً بناهایی عمر طولانی دارند که از سنگ ساخته شده و حجیم و غول پیکر هستند یا به عبارت دیگر ظرافت کاری در آنها نیست یا کم هست و به ویژه ریزه کاری های پیچیده ندارد؛ اما الحمرانه از سنگ است و نه حجیم ، و توجهی به ظاهر وعظمت بیرونی بنا و غول پیکری در آن نشده ،بلکه توجه به ظرافت کاری و طرح های پیچیده آن هم از خمیر و ملات گچی است .با وجود این ، مجموع الحمرا از قرن چهارده تاکنون ـ قرن ۲۱ ـ باقی مانده و بیش از دوازده زلزله را نیز پشت سرگذرانده و سالم مانده است.تقریباً تمامی محققان از این موضوع اظهارشگفتی می کنند، ولی دلایلی که ارائه می کنند، متفاوت است . تعجب ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن مشهود و بدون جواب رها شده است.(۵۲) وات دلیل ماندگار ماندن مجموعه را اتفاقات خویش یمن و مراقبت پیوسته نسل های پی در پی می داند؛ (۵۳) اما حقیقت آن است که نه تنها مراقبتی در برخی دوره ها در کار نبوده ، بلکه تلاش برای ویرانی آثار دولت بنی نصر در برخی از دوره ها صورت گرفته است.(۵۴) براند با اظهار تعجب از بقای الحمرا در این مورد می نویسد:اتفاق عجیبی است که کاخی با چنین شکنندگی تقریباً تنها بازمانده از اقامتگاه های سلطنتی مسلمانان در قرون وسطی می باشد.(۵۵)در توجیه دلیل دوام آوردن بنا چنین سخن رانده است:کاخ الحمرا درجوار اروپاست ، تأثیر کاخ های اروپایی بر آنها و بهره گیری مستمر از آنها و مکان استقرار کاخ ها به لحاظ آب و هوایی از دلایل بقای آنها محسوب می شوند.(۵۶)مفصل تر و البته منطقی تر از همه گوستاولوبون درباره این ابنیه بحث نموده و تحلیل هایی را درباره تداوم آن ارائه داده است .وی می نویسد : برای ساخت الحمرا استادان ماهر طبقه های ضخیم گچ را بریده و بیرون آورده اند و در بدو امر به نظر می رسد که جنس اشکال و نقوش از سنگ مرمر باشد؛ در حالی که واقعیت این است که املاح گچی با ترکیبات خاص و ویژه باعث استحکام ابنیه به طرز شگفت انگیزی گردیده است .(۵۷) وی ابتکار و خلاقیت معماران مسلمان در خلق آثاری از طریق ساخت ملات های خاص را عامل بقای ابنیه الحمرا می داند. وی در این زمینه می نویسد:البته این نکته را باید مسلم داشت که زمینه تزیینات و غیره که درعمارت های الحمرا دیده می شود همه از خمیر گچ است ، ولی این خمیرخالص نیست و به تناسب ، برخی از مواد آلیه با آن سرشته است و باید اعتراف نمود که همین امر یکی از عجایب معماری و استادکاری مسلمین است که مصالح خود را طوری محکم و سفت ترتیب می داده اند که هنوز بعد از پنج قرن ،ریزه کاری های آنها به حال اصلی پابرجا مانده و سرپنجه بی عدالتی بر آنها رخنه نیافته است .(۵۸)از قرن نوزدهم و به خصوص از قرن بیستم به آثار تاریخی و معماری اسپانیا و از جمله الحمرا توجه زیادی صورت گرفت و بازسازی ،تعمیر و مرمت شد. امروزه یکی از مراکز گردشگری کشوراسپانیا مجموعه الحمرا است.
پی نوشت ها :

*عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان**دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه اصفهان۱٫ H. Terasse, Gharntata, see Encyclopaedia of Islam, v. 4, p. 1016.2. روبرت هیلن براند، معماری اسلامی ، ترجمه آیت الله باقرزاده شیرازی (تهران : انتشارات روزنه ، چاپ اول ، ۱۳۸۰) ص ۴۵۰٫۳٫ H, Terasse, Ibid, V. 4, p. 1016.4. هیلن براند ،پیشین ، ص ۴۵۰٫۵٫H. Terasse, Ibid, V. 4, p. 1016.6.Ibid, p. 1016.7. گوستاولوبون ، تاریخ تمدن اسلام و عرب ، ترجمه سید محمد تقی فخرداعی گیلانی (تهران : مطبعه مجلس ملی ، بی تا ) ص ۳۸۵ و ۳۸۷ و ۳۹۱٫۸٫J. D. Latham, Nasrids, see Encyclopaedia of islam, v. 5, p. 1020.9.http;//tuspain. Com/ Alhambra. Htm.10. مونتگمری وات ، اسپانیای اسلامی ، ترجمه محمد علی طالقانی (تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب چاپ اول ، ۱۳۵۹) ص ۱۷۵٫۱۱٫ جریلین دادز، پیشین ، ص ۵۷-۵۸٫۱۲٫ قلمرو بنی نصر نسبت به کل سرزمین اسپانیا کم بود و به نوشته حسین مونس ،اندلس بنی نصر یک هشتم مساحت شبه جزیره ایبری بوده است . ر.ک: حسین مونس ، تاریخ و تمدن مغرب ،ترجمه حمید رضا شیخی (تهران : بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس و انتشارات سمت ، چاپ اول، ۱۳۷۴) ج ۲ ، ص ۳۹۵٫۱۳٫مونتگمری وات، پیشین ، ص ۱۷۶٫۱۴٫هیلن براند، پیشین ، ص ۴۵۰٫۱۵٫ H. Terrasse, Ibid, V, 4, P. 1016.16. موتمگمری وات ، پیشین ، ص ۱۹۵٫۱۷٫ حسین مونس ، پیشین ، ج۲ ، ص ۳۹۴۱۸٫http; //tuspain. Com / Alhambra. Htm.19.WWW. History channel. Com. Perl.20. گوستاولوبون ، پیشین ، ص ۳۶۵-۳۶۶٫۲۱٫ دیوید تالبوت رایس ، هنر اسلامی ، ترجمه ماه ملک بهار (تهران: انتشارات علمی و فرهنگی ، ۱۳۷۵) ص ۱۶۹٫۲۲٫ پاکباز، رویین ؛ دائره المعارف هنر (تهران : انتشارات فرهنگ معاصر ، چاپ دوم ، ۱۳۷۹)ص ۷۱۰٫۲۳٫هیلن براند، پیشین ، ص ۴۵۰٫۲۴٫ همان ، ص ۴۵۱٫۲۵٫ ارنست کونل ، هنراسلامی ، ترجمه هوشنگ طاهری (انتشارات توس ، چاپ دوم ، ۱۳۵۵) ص ۱۶۵٫۲۶٫ همان ، ص ۲۳۱٫۲۷٫ مونتگمری وات، پیشین ، ص ۲۱۰؛ مقایسه شود با : گوستاولوبون ، پیشین ، ص ۳۶۱ و ارنست کونل ، پیشین ، ص ۱۶۶٫۲۸٫ H. Terasse, Ibid, V. 4, 1018-9.29. گوستاولوبون ، پیشین ، ص ۳۶۳٫۳۰٫ مونتگمری وات، پیشین ، ص ۳۱۲٫۳۱٫ ویل دورانت ، تاریخ تمدن، ترجمه ابوالقاسم پاینده (تهران : انتشارات اقبال ، چاپ اول ، ۱۳۴۳) ج۱۱ ، ص ۲۷۴٫۳۲٫ همان ، ج ۱۱ ، ص ۲۷۶٫۳۳٫ گوستاولوبون ، پیشین ، ص ۳۶۲٫۳۴٫همان ، ص ۳۶۱٫۳۵٫ همان ، ص ۳۶۱٫۳۶٫ کریستین پرایس ، تاریخ هنر اسلامی ، ترجمه مسعود رجب نیا (تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، ۱۳۵۶) ص ۱۱۹٫۳۷٫همان، ص ۱۱۶-۱۱۷٫۳۸٫همان ، ص ۴۵۲ و ۴۵۵٫۳۹٫همان ، ص ۴۵۱-۴۵۲٫۴۰٫همان ، ص ۴۵۳٫۴۱٫مونتگمری وات، پیشین ، ص ۲۰۹٫۴۲٫هیلن براند، پیشین ، ص ۴۵۳٫۴۳٫ارنست کونل ، پیشین ، ص ۱۱۲-۱۱۴٫۴۴٫کریستین پرایس ،پیشین ، ۱۱۱-۱۱۲٫۴۵٫ویل دورانت ، پیشین ، ج۱۱ ، ص ۲۷۶٫۴۶٫هیلن براند، پیشین ، ص ۴۵۵٫۴۷٫همان ، ص ۴۵۲٫۴۸٫همان ، ص ۴۵۳٫۴۹٫ارنست کونل ، پیشین ، ص ۱۱۶٫۵۰٫ هیلن براند، پیشین ، ص ۴۵۳٫۵۱٫ همان ، ص ۴۵۵٫۵۲٫ ویل دورانت ، پیشین ، ج۱۱ ، ص ۲۷۵٫۵۳٫ مونتگمری وات ، پیشین ، ص ۱۹۶٫۵۴٫ گوستاولوبون ، پیشین ، ص ۳۵۷٫۵۵٫هیلن براند، پیشین ، ص ۴۵۵٫۵۶٫ همان ، ص ۴۵۵٫۵۷٫ گوستاولوبون ، پیشین ، ص ۳۶۳٫۵۸٫ همان.منبع:نشریه تاریخ اسلام،شماره ۳۶-۳۵٫

 

نوشته قبلی

علل لشکرکشی مسلمانان به هند در قرون اولیه اسلامی

نوشته‌ی بعدی

رابطه پیامبر اسلام با یهودیان

مرتبط نوشته ها

احیای دین در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

احیای دین در عصر ظهور

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

نوشته‌ی بعدی

رابطه پیامبر اسلام با یهودیان

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

احیای دین در عصر ظهور

احیای دین در عصر ظهور

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا