12 ژوئن 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

علوم بشرى و مثال هاى علمى در قرآن

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

در عصر جاهليت عرب كه ظلمت و سياهی بر تمام جهان سايه افكنده بود و حتی اروپاييان در اوهام و خيالات اوايل قرون وسطی به سر می‏بردند و می‏رفتند تا ده قرن از تاريكترين دوره های تاريخ خود را بگذرانند – دورانی كه مردمان را به جرم اظهار نظرهای علمی می‏سوزاندند و در دادگاههای تفتيش عقايد انسانهای بهره‏مند از دانش را به محاكمه می‏كشيدند – قرآن با روشنگريهای علمی و توجه وافر به علم و علما و دعوت به تفكر پا به ميدان مبارزه با جهل و ظلمت گذاشت.
لكن در اينجا بحث‏بر سر اين مطلب است كه آيا تمام علوم بشری (علم به معنی عام كه شامل علوم عقلی و نقلی و تجربی و شهودی می‏شود) با تمام دقايق و ظرايف آنها در لابه‏لای آيات قرآن نهفته است؟ به طوری كه هر زمان مقداری از آن توسط دانشمندی كشف می‏شود؟ و يا قرآن منشا بسياری از علوم و توجه به علم و علماست اما كتاب فيزيك و شيمی و… نيست، بلكه كتاب هدايت و تربيت است و فقط اين علوم را تشويق می‏كند.
در اين جا دو ديدگاه وجود دارد و هر كدام برای خود دلايلی دارند كه ما به بررسی آنها می‏پردازيم:
الف) دلايل كسانی كه معتقدند همه علوم در قرآن كريم موجود است:
1 – ظاهر آيات قرآن دلالت‏بر اين دارد كه همه چيز در قرآن هست:
مثال: قال الله تعالی: لا رطب ولا يابس الا فی كتاب مبين‏». (1)
هيچ ترو خشكی نيست مگر آنكه در كتاب مبين الهی وجود دارد.
قال الله تعالی: ونزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شی‏ء» (2) هيچ چيزی را در كتاب فروگذار نكرديم در حالی كه روشن كننده هر چيز است.»
قال الله تعالی: ما فرطنا فی الكتاب من شی‏ء» (3) هيچ چيزی را در كتاب فروگذار نكرديم‏».
اينان معتقدند كه قرآن وجود كتبی جهان تكوين و خلاصه ای از اسرار آفرينش است، پس همه علوم در قرآن وجود دارد و از آن الهام گرفته است و حتی مسائل فيزيك و شيمی و رياضی در قرآن هست و اگر ما نتوانيم آنها را پيدا كنيم علتش اين است كه عقل ما از درك و استخراج آنها از قرآن قاصر است. در آينده بشريت پيشرفت می‏كند و همه مسائل را از قرآن به دست می‏آورد.
مرحوم فيض كاشانی در استدلال به آيه دوم اينطور می‏فرمايد: كه علوم انسان دو گونه است اول علوم مستفاد از حس كه به وسيله تجربه و حواس به دست می‏آيد و اين علوم متغير و فاسد شدنی و محصور و متناهی است و اكثر علوم مردم اين گونه است. دوم علومی كه از مبادی و اسباب و غايات به صورت علوم واحد كلی بسيط بر وجه عقلی و غير متغير به دست ميآيد. و آن علم به مسبب الاسباب هر چيزی است و اين علم ضروری و كلی و محيط به همه امور و احوال است و شك و تغيير و غلط در آن نيست و اين علم مثل دانش خدا به اشيا و علم ملائكه و انبياء و اوصياست كه به احوال موجودات در گذشته و آينده آگاهی دارند. هر كس كيفيت اين علم را بداند معنی آيه تبيانا لكل شی‏ء را می‏فهمد و متوجه می‏شود كه همه علوم و معانی در قرآن هست و هر امری خودش يا مقومات و اسباب و مبادی و غايات آن در قرآن وجود دارد.» (4)
برخی در مخالفت‏با اين نظر استدلال می‏كنند كه: بعد از كلمه لكل شي‏ء در آيه شريفه آمده است هدی و رحمة‏» پس معلوم می‏شود كه هدايت قرآن غير از بيان همه چيز است و لذا می‏توان گفت كه بيان همه چيز عبارت است از بيانات تربيتی و هدايتی قرآن كه برای بشر آورده است.
اين امر (وجود همه علوم دنيايی و علوم بشری و معارف دينی در قرآن) در تفسير مجمع البيان (5) به عنوان يك احتمال ذكر شده است. جلال الدين سيوطی نيز در الاتقان همين قول را انتخاب كرده و به آيات ياد شده استشهاد كرده است. (6) در احياء العلوم غزالی نيز چنين آمده است: پس علوم همه آنها در افعال و صفات خدا داخل است و خداوند در قرآن افعال و ذات و صفات خود را توضيح می‏دهد و اين علوم بی نهايت است و در قرآن به اصول و كليات (مجامع) آنها اشاره شده است‏» (7)
2 – دليل دوم بر اين كه تمام معارف بشری در قرآن وجود دارد آياتی است كه اشاره به علوم مختلف می‏كند.
غزالی در كتاب جواهر القرآن بر اين مطلب اصرار می‏ورزد و مثالهای فراوان می‏زند كه علوم مختلف از قرآن نشات گرفته است. او بعد از اين كه بيان می‏كند تمام علوم دينی و علوم وابسته به آنها (مثل لغت، نحو، قرائات، علم مخارج حروف، علم تفسير، علم قصص اولين، علم كلام، علم فقه، علم اصول فقه و…) از قرآن منشا گرفته است‏سرچشمه ساير علوم را هم قرآن می‏داند، مثل علم طب، علم هيئت و نجوم، علم تشريح اعضا و علم سحر و طلسمات و… آنگاه می‏گويد: اين علوم (آنچه شمرديم و نشمرديم) اوائل و اصول آنها از قرآن است و منشا علم طب را آيه و اذا مرضت فهو يشفين‏» (8) می‏داند كه خداوند از قول حضرت ابراهيم عليه السلام نقل می‏فرمايد و می‏گويد اين فعل واحد را كسی نمی‏شناسد مگر كسی كه علم پزشكی را كامل بداند و… (9)
دكتر ذهبی نيز در كتاب التفسير و المفسرون مثالهای زيادی از ادعاهای كسانی كه معتقدند همه علوم در قرآن يا از قرآن سرچشمه می‏گيرد آورده است; مثل علم طب و جدل و هيئت و هندسه و جبر و مقابله و…و برای هر مورد نيز آياتی ذكر می‏كند (10)
3 – دليل سوم بر وجود همه علوم در قرآن اين است: رواياتی دراين زمينه وارد شده است كه مؤيد عموميت مستفاد از لفظ آيات است‏به علاوه ائمه عليهم السلام در مورد علوم مختلف (همچون پزشكی و فضائی و …) سخن گفته اند و سپس فرموده اند كه تمام علوم ما از قرآن است. پس معلوم می‏شود كه علوم مختلف در قرآن وجود دارد، لكن افراد خاصی از آن مطلع هستند. برای مثال به چند روايت اشاره می‏كنيم:
امام باقر عليه السلام: ان الله تبارك و تعالی لم يدع شيئا تحتاج اليه الامة الا انزله فی كتابه و بينه لرسوله. (11) خداوند تبارك و تعالی هيچ چيز را كه مسلمانان به آن محتاج باشند فرو گذار نكرده است و آنها را در قرآن نازل فرموده و برای پيامبر صلی الله عليه وآله بيان كرده است‏».
از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه: انی لاعلم ما فی السموات و ما فی الارض و اعلم ما فی الجنة و اعلم ما في النار و اعلم ما كان و ما يكون. قال: ثم مكث هنيئة فرای ان ذلك كبر علی من سمعه منه فقال: علمت ذلك من كتاب الله عزوجل. ان الله عزوجل يقول: فيه تبيان كل شی (12) از امام صادق علیه السلام نقل شده كه فرمودند: به درستی كه من هر چه در آسمانها و زمين است می‏دانم، هر چه در بهشت و جهنم است می‏دانم، هر چه واقع شده يا می‏شود می‏دانم، سپس كمی مكث فرمود. ملاحظه كرد كه اين مطلب برای شنوندگان دشوار آمده، پس فرمود: اين مطالب را از قرآن می‏دانم كه خداوند فرمايد: قرآن بيان كننده همه چيز است.»
4 – دليل ديگر بر وجود همه علوم در قرآن مساله بطون قرآن است. در بسياری از روايات اسلامی به بطون قرآن و اين كه هر آيه ای چندين بطن دارد اشاره شده است. (13) اين اعجاز قرآن است كه عارف و فقيه و فيلسوف و فيزيكدان هر كدام يك برداشت جداگانه از آيات قرآن دارند، و هر كدام از يك آيه چيزی متوجه می‏شوند كه ديگران از آن غفلت می‏كنند. پس هيچ كدام نبايد برداشت ديگری را رد كند زيرا اگر فيلسوف هم فيزيكدان بود شايد مثل او برداشت می‏كرد.
غزالی در احياءالعلوم به اين مطلب استشهاد كرده و تعداد علوم قرآن را تا هفتاد و هفت هزار و دويست علم ذكر كرده است و بعد می‏گويد: اين عدد چهار برابر می‏شود، چون هر كلمه ظاهر و باطن دارد و حد و مطلع دارد (14) .»
ب) دلايل كسانی كه معتقدند همه علوم بشری در قرآن كريم موجود نيست:
اول:
قرآن كتاب هدايت اخلاقی و تربيتی و دينی انسان است و نازل شده تا انسانها رابه سوی فضيلتها و خداشناسی هدايت كند تا از خرافه پرستی دور شوند، و حقوق (افراد و خانواده و اجتماع) را به صورت كلی بيان كرده تا مردم با رعايت احكام الهی زندگی سالم داشته باشند و بر جهانشناسی و معرفت طبيعت تكيه می‏كند تا رابطه انسان و جهان با خدا روشن شود و مردم معرفت‏بهتری به خدا پيدا كنند.
پس ضرورتی ندارد كه قرآن همه مسائل علوم تجربی و عقلی ونقلی را با تفصيلات و فرمولهای آنها بيان كرده باشد، بلكه به آيات الهی در زمين و آسمان برای سير در ملكوت و تفكر در صنع الهی اشاراتی دارد تا به هدف تربيت و تزكيه انسانها نايل شود و بعيد نيست منظور از بيان همه چيز در قرآن مسائل دينی و هدايتی مردم باشد همان طور كه بعضی از مفسران هم گفته اند. (15)
خلاصه كلام اين كه هدف قرآن، تربيت معنوی انسان است و در اين راه لازم نيست همه معارف تجربی و غير تجربی را برای بشر بيان كند چون انسان عقل و احساس دارد و خود می‏تواند مسائل تجربی و علوم را به دست آورد، به علاوه اين علوم لازمه لاينفك تربيت معنوی انسان نيست.
يكی از اساتيد صاحبنظر می‏گويد: لازم نيست قرآن در يك مساله علمی حتما نظريه داده باشد، زيرا قرآن در صدد و در جايگاه حل مسائل علمی نيست، البته آنچه فرموده باشد حق است. اگر اشاره ای به نكته ای علمی داشته باشد و براستی لفظ قرآن بر آن دلالت كند حق است و جای هيچ حرفی نيست (16) .»
دوم:
ظهور آياتی كه دلالت‏بر اين دارد كه هر چيزی كه در قرآن هست قابل اخذ نيست، يعنی نمی‏توان عموميت آنها را پذيرفت و گفت همه علوم بشری و همه معارف دينی با هم و به صورت مفصل در قرآن موجود است و برای رفع اين ظهور سه شاهد داريم:
الف – اين ظهور خلاف بداهت است چون بسياری از مسائل علوم جديد مثل فرمولهای شيمی و فيزيك و رياضی در ظواهر قرآن موجود نيست، و اين مطلب را هر كس كه يك بار قرآن را با دقت مطالعه كند متوجه می‏شود (البته مساله بطون قرآن و علم ائمه علیهم السلام بحث ديگری است كه مستقلا به آن اشاره می‏كنيم).
ب – بعضی از مفسران قرآن صريحا اين ظهور را انكار كرده اند و جالب اين كه در ميان اين مفسران كسانی به چشم می‏خورند كه از سردمداران تفسير علمی قرآن هستند. برای مثال، سيد محمد رشيد رضا در ذيل آيه شريفه ما فرطنا فی الكتاب من شي‏ء» (17) می‏گويد: اگر مراد از كتاب علم الهی يا لوح محفوظ باشد پس عموميت آيه بظاهرش محفوظ است (يعنی تمام چيزها و امور دين و دنيا در علم الهی موجود است).
لكن اگر منظور از كتاب قرآن باشد شی‏ء منظور موضوع دينی است و آن هدايت الهی است پس همه چيز كه مربوط به اقسام هدايت است در قرآن بيان شده است و اين قول را كه بعضی می‏گويند قرآن تمام علوم موجودات را در بر دارد كسی از صحابه و علمای تابعين و غير آنها نگفته است و هيچ كس آن را قبول نمی‏كند مگر كسی كه قائل شود هر چه در كتابهای گذشتگان است‏حق است اگر چه مخالف عقل و نقل و لغت ‏باشد (18) .»
طنطاوی نيز در تفسير خود لكل شي‏ء را امور دينی (كه گاهی به تفصيل و گاهی به اجمال ذكر شده) می‏داند (19) . همچنين ابواسحاق ابراهيم بن موسی الشاطبی در كتاب الموافقات ظهور آيات را شديدا انكار می‏كند (20) و دكتر ذهبی نيز در التفسير و المفسرون با او همراهی می‏كند.
ج – در مورد كتاب در آيات شريفه چند احتمال ذكر شده است كه يكی از آنها اين است كه منظور قرآن می‏باشد. پس به طور قطعی نمی‏توان گفت كه قرآن كريم می‏فرمايد همه چيزها و علوم و معارف دينی و دنيايی در قرآن موجود است (بلی اين يكی از احتمالات در مورد آيه شريفه است. ولی چون اين ظهور مخالف عقل است آن را كنار می‏گذاريم). و اما احتمالاتی كه مفسران در مورد كتاب در آيات شريفه داده اند، چنين است:
1 – منظور از كتاب قرآن كريم می‏باشد، پس همه امور دين و دنيا در قرآن موجود است یا اين كه منظور از كتاب قرآن كريم است، اما فقط امور شرعی و دينی در قرآن موجود است، چنانچه در تفسير مجمع البيان (21) كشاف (22) و الميزان (23) آمده است.
2 – منظور كتابی است كه نزد خداست و همه امور گذشته و آينده را در بر دارد و آن لوح محفوظ است، همان طور كه بعضی از تفاسير شيعه (24) عليه السلام و اهل سنت‏به آن تصريح كرده اند. (25)
3 – شايد منظور از كتاب در آيه شريفه ما فرطنا فی الكتاب من شي‏ء» اجل باشد، يعنی هيچ چيزی را ترك نكرديم مگر آن كه مرگ او را واجب كرديم. و چنين احتمالی را نيز در آيه شريفه ولا رطب ولايابس الا فی كتاب مبين‏» داده اند (26) و مجمع البيان غير آن احتمال را ذكر نكرده است.
4 – احتمال دارد منظور از كتاب علم خدا باشد چنانچه بعضی به آن تصريح كرده اند (البته شايد منظور از علم خدا همان لوح محفوظ باشد، اما در بعضی تفاسير جدا شده است). (27)
5 – در بعضی از روايات كه در تفسير برهان آورده است كتاب را به امام مبين معنی كرده اند. (28)
سوم:
در مورد آيات قرآن كه اشاراتی به علوم طبيعی و تجربی و شناخت طبيعت دارد می‏توان پرسيد آيا هدف آن بيان و كشف فرمولهای هندسه و شيمی است یا به طور استطرادی و تطفلی (حاشيه ای) اين بحثها را مطرح كرده است. در اينجا بسياری معتقدند كه ذكر مثالهای علمی در قرآن موضوعيت ندارد يعنی مثال است و هدف آموزش علوم نيست‏بكله مثال را برای هدف ديگر آورده است.
در اين مورد ذكر اين مطلب لازم است كه آياتی كه برای پيدايش علوم شيمی و ماشين سازی و هندسه به آنها استشهاد كرده اند دلالت‏بسيار ضعيفی دارد و يا اصلا بر موارد فوق دلالت ندارد. برای مثال، آيه رفيع الدرجات هيچ ربطی به دايره و 360 درجه بودن آن ندارد. در اين مورد درجات دايره يك قرارداد و اعتبار رياضی است و آيه شريفه هم اشاره ای به دايره ندارد و استفاده عدد 360 از اعداد ابجد هم بلا دليل است و هيچ دليل نقلی يا عقلی نداريم كه قرآن بر اساس حروف ابجد صادر شده باشد.
بلی بعضی آيات قرآن اشاراتی به علوم دارد و يا حتی تشويق به علم می‏كند و گاهی ممكن است اشاره قرآن به يك مطلب موجب توجه انسان به آن رشته علمی شده باشد، لكن اين مطلب غير از اين است كه كسی ادعا كند تمام فرمولها و طرز ساخت ماشين و هواپيما در قرآن آمده است.
چهارم:
اما در مورد بطون قرآن و اين كه منشا علم ائمه عليهم السلام به تمام معارف و علوم گذشته و آينده از طريق قرآن است و يا علم به مبادی و مقومات اسباب كه فيض كاشانی در مورد قرآن مطرح می‏فرمود، به چند صورت می‏توانيم پاسخ دهيم:
الف – در ضمن احتمالات در تفسير آيات شريفه بيان كرديم كه بعضی كتاب را به معنی امام يا لوح محفوظ يا علم الهی گرفته اند، و بنابراين تفسير مساله حل می‏شود، چون علوم و معارف نزد امام مبين است یا همه علوم در علم الهی يا لوح محفوظ است كه پيامبرصلی الله عليه وآله و امام عليه السلام از آن اطلاع دارند. پس مساله وجود جميع علوم در قرآن مطرح نمی‏شود، و اگر در روايات هم اشاره ای به كتاب الله (و اين كه منشا علوم ائمه علیهم السلام از آنجاست) شده است اشاره به همان لوح محفوظ يا علم الهی اشاره دارد و شايد منظور فيض كاشانی هم همين مطلب باشد) و قرينه جالب اين است كه در روايتها كلمه كتاب الله (نه كلمه قرآن) آمده است.
ب – احتمال دارد كه علوم ائمه علیهم السلام يا باطن قرآن هم مربوط به همان چيزی باشد كه ظواهر قرآن مربوط به آن است‏يعنی در ارتباط با احكام الهی و هدايت الهی باشد، نه اين كه تمام علوم و معارف بشری مثل شيمی و فيزيك در باطن قرآن باشد.
اين مطلب از بعضی روايات كه در ذيل آيات مورد بحث آورده شده است استنباط می‏شود، (29) چون در اين روايات به حلال و حرام و حدود مثال می‏زنند و سپس كل ما يحتاج اليه الناس (هر چيزی را كه مردم به آن احتياج دارند) را ذكر می‏كنند پس ممكن است منظور احتياجات دينی و هدايتی مردم باشد، هر چند علم پيامبرصلی الله عليه وآله و امام‏ عليه السلام به علوم و معارف بشری از طريق باطن قرآن يا از ناحيه وحی يا الهام ممكن است، اما بحث در اين است كه آيا اين آيات دلالت‏بر اين مطلب دارد يا ندارد.
ج – ممكن است در اينجا تفصيل قائل شويم يعنی بگوييم:
1 – ظواهر قرآن كه مردم می‏فهمند عبارت است از بيان معارف دينی و هر چه مربوط به هدايت انسان است، پس بيان علوم جديد با تمام جزئيات آن هدف ظاهر قرآن نيست.
2 – اما قرآن (كه شامل ظاهر و باطن است) همه علوم و معارف دينی و غير دينی را دربر دارد. لكن مخاطب آن پيامبر صلی الله عليه وآله و ائمه عليهم السلام هستند و فقط آنها می‏توانند اين علوم را استخراج كنند. يعنی قرآن تبيان همه چيز (علوم دينی و علوم بشری) هست، لكن فقط برای پيامبر و اوصيای او.
در اين مورد علامه طباطبايی (ره) سخن جالبی دارد. ايشان در ذيل آيه شريفه ونزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شی‏ء» (30) می‏گويد: ظاهرا مراد از كل شی‏ء هر چيزی است كه به هدايت مربوط باشد، هر چه كه مردم در مورد مبدا و معاد و اخلاق فاضله و شرايع الهيه و قصص و موعظه ها احتياج دارند، قرآن به آن هدايت كرده است و بيان نموده است و ما از ظاهر الفاظ قرآن و مقاصد آن همين مطلب را متوجه می‏شويم، لكن در روايات نقل شده است كه در قرآن علم گذشته و آينده تا قيامت موجود است و اگر اين روايات صحيح باشد، منظور از تبيان اعم از دلالت لفظی است پس شايد اشاراتی از غير طريق دلالت لفظی دارد و اسراری را كشف می‏كند كه فهم عرفی به آنها راهی ندارد (31) .»
پس اگر منظور از بطون قرآن و علم ائمه علیهم السلام به اين طريق باشد از محل بحث ما خارج است چون اختلاف در اين بود كه آيا ظواهر همين قرآن موجود، صرف نظر از روايات و بيان پيامبر صلی الله عليه وآله و ائمه علیهم السلام، جميع علوم بشری و دينی را در بردارد يا ندارد و اگر بگوييم كه پيامبر و ائمه عليهم السلام از باطن و رموز قرآن همه علوم را در می‏يابند ربطی به بحث ما ندارد. شايد اين وجه جمع بين دو قول (موافق و مخالف) در اين مس.له باشد. به عبارت ديگر اين جا دو بحث مطرح است.
نخست اين كه آيا ظاهر قرآن با همين كلمات و الفاظ و معانی عرفی آن بر تمام علوم و معارف دينی و بشری مثل شيمی و فيزيك دلالت دارد يا ندارد. كه البته كسی شك ندارد كه چنين دلالتی وجود ندارد.
دوم اين كه آيا قرآن با توجه به علم پيامبر صلی الله عليه وآله و ائمه علیهم السلام و باطن آن و رموز آن دلالت‏بر جميع معارف دينی و بشری می‏تواند داشته باشد يا نمی‏تواند داشته باشد.
كه در اين مورد هم شكی نيست كه اگر روايات وارده در بحث‏بطون قرآن و علوم ائمه از طريق قرآن صحيح باشد و آنها را بپذيريم (32) در اين مطلب بحثی نيست، اما از محل بحث ما خارج است.
پنجم:
دليل ديگر بر اين كه نمی‏توان گفت همه علوم بشری در قرآن وجود دارد اين است كه بر اساس اين قول اشكالات و محظورات متعدد بوجود می‏آيد، كه مابه آنها اشاراتی می‏كنيم:
الف: تفسير به رای و تاويل خطر اين تفكر است، چون قرآن در همه مسائل علمی صراحت ندارد و كسی كه می‏گويد همه مسائل در قرآن هست ناچار می‏شود بعضی آيات را تاويل كند و آيات را از معانی صحيح و روشن خود منحرف و آن را به طور واژگونه تفسير كند، (كه نمونه آن را در تفسر آيه رفيع الدرجات ديديم) در حالی كه پيامبر صلی الله عليه وآله و ائمه علیهم السلام از تفسير به رای نهی كرده اند و وعده آتش بر آن داده اند.
ب: باعث می‏شود تا قرآن كه كتاب مبين و هدايت است‏به صورت يك كتاب مجمل و مبهم و پر از اسرار كشف نشده نشان داده شود، زيرا بسياری از علوم و جزئيات آنها در قرآن يافت نمی‏شود و لذا بعضی افراد ناچار می‏شوند دامنه اسرار را توسعه دهند و كم كم بگويند ظواهر قرآن را ما نمی‏فهميم و برای ما حجت نيست.
ج: تعصب و جمود و تهمت‏به طرف مقابل از پيامدهای اين تفكر است. زيرا بسياری از مطالب علمی در قرآن قابل اثبات نيست و لذا بعضی افراد اظهار نظر بی دليل می‏كنند و در مقابل انكار مخالفان به تهمت عدم ايمان به قرآن، ملحد، معاند و… دست می‏يازند. (33)
د: الفاظ قرآن معانی معينی دارد كه در لغت و اصطلاحات شرعی و معانی عرفی مذكور است و اگر بگوييم قرآن بر تمام علوم دلالت دارد لازم می‏آيد الفاظی كه در عصر نزول نازل شده معانی جديدی را كه نسلها بعد می‏آيد (مثل فرمولهای شيمی و فيزيك) قصد كرده باشد. اين مطلب در نظر هيچ انسان عاقلی صحيح به نظر نمی‏آيد، كه اعراب با يك فهم معين با الفاظ معين خطاب شوند اما معانی هزار سال بعد از آن الفاظ مراد باشد. (34)
ه : چون علوم جديد و نظريات علمی در معرض خطا و تغيير است پس هر چند سال يك نظريه باطل و نظر جديدی ارائه می‏شود و گاهی اين نظريات با هم تنافی و تضاد دارند و اگر قرآن بر اين نظريات تطبيق شود و بگوييم همه علوم در قرآن هست پس لازم می‏آيد كه الفاظ و آيات قرآن هم در معرض اين آفات قرار گيرد در حالی كه قرآن از باطل به دور است.
جمع ‏بندی و نتيجه ‏گيری:
از تمام مطالب گذشته به اين نتيجه می‏رسيم كه ظاهر آيات قرآن بر تمام علوم بشری (با تمام فرمولها و جزئيات آن) دلالت ندارد، و اگر با توجه به بطون و علم پيامبر صلی الله عليه وآله و ائمه علیهم السلام كسی چنين چيزی اثبات كند از محل بحث ما خارج است و علم آن مختص به پيامبر صلی الله عليه وآله و ائمه علیهم السلام است.
بلی در قرآن اشاراتی به بعضی علوم و مطالب علمی شده است كه استطرادی و عرضی است، ولی همه علوم بالفعل در قرآن مذكور نيست، و اين آيات (مثل آيه 89 سوره نحل و 38 و 59 سوره انعام) دلالت‏بر اين مطلب دارد كه تمام احتياجات دينی و هدايتی مردم در قرآن به طور مفصل يا مجمل ذكر شده است.
مثال‏ های علمی قرآن
مقدمه:
قرآن در آيات زيادی به حركت زمين و خورشيد و زوجيت گياهان و… اشاره دارد. به طوری كه انسان را در مقابل عظمت علمی خود خاضع می‏كند. ولی آنچه مهم است اين است كه روشن شود هدف قرآن از ذكر مثالهای علمی چيست؟
در اين مورد می‏توانيم سه نظريه ارائه كنيم:
الف: ذكر مطالب و مثالهای علمی در قرآن كريم هدف اصلی و نهايی قرآن نيست‏بلكه هدف اصلی قرآن هدايت انسان به سوی خداست اما برای مثال و شاهد آوردن از مطالب علمی واقعی استفاده می‏كند. پس علوم تجربی و پرداختن به آنها از اهداف اصيل و اوليه قرآن محسوب نمی‏شود. اين قول مطابق نظر بعضی بزرگان و كسانی است كه می‏گفتند قرآن تبيان هر چيزی است كه در رابطه با هدايت دينی باشد. (36)
ب: همان طور كه بيان هدايت و معنوی انسان و معارف الهی از اهداف اوليه و اصيل قرآن كريم است، بيان مطالب علمی هم از اهداف اصيل قرآن است و لذا قرآن به علوم طبيعی و شناخت طبيعت توجه زيادی كرده است. اين كلام می‏تواند مطابق نظر كسانی باشد كه می‏گفتند در قرآن همه علوم و معارف دينی و بشری و تجربی وجود دارد. (37)
ج: قرآن در داستانها و مثالهای علمی به صورت سمبليك و طبق فرهنگ مخاطبان خود سخن می‏گويد و هدف آن بيان مطالب علمی به صورت اصلی يا عرضی نيست و چون در بحث قبل، ما وجود همه علوم در ظواهر قرآن را رد كرديم، پس مبنای قول دوم باطل شده است لكن برای روشن‏تر شدن مطلب كلام يكی از نويسندگان را در مورد مطالب علمی قرآن می‏آوريم: بعضی از بزرگان معاصر اين طور فرموده اند در قرآن كريم بحث درباره جهان و طبيعت و انسان به طور استطرادی و تطفلی به ميان آمده است و شايد هيچ آيه ای نيابيم كه مستقلا به ذكر آفرينش جهان و كيفيت وجود آسمانها و زمين پرداخته باشد، هماره اين بحثها به منظور ديگر عنوان شده است. در موارد بسيار گفتگو از آفرينش جهان و انواع آفريده ها برای آگاهانيدن انسان و رهنمونی اوست‏به عظمت الهی و سترگی حكمتهايی كه خدا در آفرينش به كار برده است. در همه جا نيز اين هدف ممكن است منظور باشد كه انسان با نگرش به عالم از آن جهت كه آفريده خدا و در چنبره تدبير اوست معرفت فطری و شناخت‏ حضوری خود را شكوفايی دهد، و شدت و نيروی بيشتری بخشد (و عقربه دل او را در جهت‏خدا نگاه دارد.)
به عبارت ديگر، قرآن كتاب فيزيك، گياه شناسی، زمين شناسی و يا كيهان شناسی نيست. قرآن كتاب انسان سازی است و نازل شده است تا آنچه را كه بشر در راه تكامل حقيقی (تقرب به خدای متعال) نياز دارد به او بياموزد و لذا آيات مربوطه به جهان و كيهان در هيچ زمينه هيچ گاه به بحث‏های تفصيلی در مورد موجودات نپرداخته بلكه به همان اندازه ای كه هدف قرآن در هدايت مردم تامين می‏شده بسنده كرده است. به همين جهت، بر خلاف بسياری از آيات ديگر اين آيات دارای ابهامهايی است و كمتر می‏توانيم يك نظر قطعی به قرآن نسبت دهيم (38) ».
فوايد ذكر مثالهای علمی در قرآن كريم:
1 – راه قرآن را در زمينه خداشناسی هموار می‏كند. چون هدف قرآن بيان آيات الهی و توجه دادن مردم به جلوه های فيض و قدرت الهی بوده است تا مردم را بيشتر متوجه خدا كند اين از راه ذكر مثالهای علمی و آيات الهی در آسمانها و زمين و درياها و عجايب خلقت انسان و جانوران تامين شده است، لذا احتياج به ذكر فرمولها و تفاصيل هر مطلب يست‏بلكه اشاره ضمنی كافی است.
2 – اعجاز علمی قرآن را ثابت می‏كند. اين مثالهای حق و واقعی كه با مطالب اثبات شده و يقينی علوم (به نظريات متزلزل و ظنی) مطابقت دارد، ما را متوجه می‏كند كه قرآن اين مسائل را از محيط اجتماعی خود الهام نگرفته است، چون نزول قرآن در جزيرة‏العرب انجام شده كه فاقد تمدن قوی بوده است و حتی تمدنهای آن زمان كه در ايران و روم بر پا بوده چنين پيشرفتهای علمی نداشته اند تا بتواند نظريات علمی قرآن را به پيامبر صلی الله عليه وآله القا كرده باشند. پس اين قرآن از طرف خدای حكيم و عالم نازل شده است.
نكته جالب اين جاست كه بعضی از مسائل مطرح شده در قرآن مثل حركت زمين و يا زوجيت گياهان و يا توده عظيم گازها و اتمها با تفكر علمی موجود در اعصار بعد از نزول قرآن مطابقت نداشت ولی قرآن با شجاعت مطالب علمی و محكم و به دور از خرافات را بيان می‏كند. (39)
3 – مثالهای علمی واقعی در قرآن موجب كنجكاوی بشر و تفكر او در عجايب آسمانها و خلقت انسان و ديگر موجودات می‏شود و بشر را متوجه نيروهای ناشناخته طبيعت می‏كند. يعنی كار مهم قرآن ايجاد سؤال در ذهن انسان است زيرا تا انسان سؤال نداشته باشد به دنبال كشف علمی نمی‏رود، چون گمان می‏كند همه چيز را می‏داند و دچار يك جهل مركب می‏شود ولی قرآن مسائل ناشناخته كهكشانها و موجودات ناشناخته را بزرگ جلوه می‏دهد و دعوت به تفكر در طبيعت می‏كند، و اين موجب پيشرفت علوم و صنايع بشر می‏شود، چنان كه در چند قرن اوليه تمدن اسلامی، همين امر موجب پيشرفت‏بلكه جهش علمی مسلمانان شد. (40)
4 – همين توجه اسلام و قرآن به علم و مطالب علمی است كه منشا بسياری از علوم و الهام بخش بسياری از معارف بشری شد هر چند بيان كرديم كه تمام علوم با جزئيات آنها در قرآن وجود ندارد و يا رشد علوم را تسريع كرد.
برای مثال توجه اسلام به آسمانها و حركت‏ خورشيد و ستارگان و سيارات موجب شد تا علم نجوم در ميان مسلمانان به سرعت رشد كند هر چند مساله قبله در نماز و احتياج جهت ‏شناسی هم در آن تاثير زيادی داشت.
جمع‏ بندی و نتيجه‏ گيری:
در اين جا به چند مطلب مهم اشاره می‏كنيم:
اول: در مورد مطالب علمی قرآن چند هدف قابل توجه است:
الف – ظاهر مطالب علمی قرآن گاهی درباره شناخت آيات الهی و توجه به مبدا هستی است قال الله تعالی: ان فی خلق السموات والارض واختلاف الليل والنهار لآيات لاولی الالباب‏» (41) در پيدايش آسمانها و زمين آمد و شد شب و روز نشانه هايی برای صاحبان خرد وجود دارد».
ب – گاهی آيات علمی قرآن نشانه عظمت آن مطلب است، يعنی گوينده سخن قصد دارد كه اهميت‏يك مطلب علمی را برساند پس آن را ذكر می‏كند برای مثال، قسمهای قرآن به خورشيد، ماه و… (42) از اين قبيل است.
ج – گاهی آيات علمی قرآن برای اثبات معاد است، برای مثال می‏فرمايد: فلينظر الانسان مم خلق خلق من مآء دافق يخرج من بين الصلب والترائب انه علی رجعه لقادر» (43) پس آدمی بنگرد از چه چيز آفريده شده است از آبی جهنده آفريده شده است كه از ميان پشت و سينه بيرون می‏آيد خداوند به باز گردانيدن او قادر است.»
دوم: می‏توان گفت كه قرآن يك هدف اصلی و عمده دارد و آن به كمال رساندن انسان (كه همانا تقرب الی الله است) می‏باشد، و اهداف فرعی ديگری هم دارد كه در طول و راستای همان هدف اصلی است، از جمله آن اهداف اثبات معاد و نبوت و اعجاز خود قرآن (كه مقدمه ای برای پذيرش وحی توسط مردم است) می‏باشد.
پس بيان مطالب علمی از اهداف قرآن است، چون اعجاز قرآن را ثابت می‏كند ولی هدف اصلی و عمده قرآن نيست. اين مطلب … خصوصا با توجه به اين نكته روشن می‏شود كه بيان كرديم آياتی كه همه چيز را به قرآن نسبت می‏دهد در مورد هدايت و دين است. بنابراين، هدف اصلی هدايت انسان و بيان معارف دينی است لكن يكی از اموری كه مربوط به دين است اثبات اعجاز قرآن است و يكی از ابعاد اعجاز قرآن اعجاز علمی آن است. از اين رو، مطالب علمی قرآن (در بعضی موارد) خود از اهداف قرآن است لكن هدف عمده و اصلی نيست.

———————————————————————————
پی نوشتها :
1- انعام 59.
2- نحل 89.
3- انعام 38.
4- تفسير صافی، جلد 1، ص 57 (فيض كاشانی ره‏»).
5- تفسير مجمع البيان، جلد چهارم، ص 289 ذيل آيه شريفه 38 سوره انعام (طبع اسلاميه).
6- الاتقان، جلد 4، ص 38، طبع رضی.
7- الاحياء، جلد 1، ص 289، طبع دار المعرفة.
8- شعراء 80.
9- جواهر القرآن، فصل چهارم، ص 18.
10- التفسير و المفسرون (دكتر ذهبی) جلد 2، ص 475 – 484.
11- تفسير نور الثقلين، جلد 3، ص 74.
12- اصول كافی، جلد اول، ص 388، حديث دوم (چاپ تهران)، دفتر نشر فرهنگ اهل البيت‏عليهم‏السلام).
13- ميزان الحكمه، جلد 8، ص 94 – 95.
14- احياء العلوم، جلد 1، ص 289، طبع‏دار المعرفة.
15- تفسير مجمع البيان، جلد 4، ص 298; تفسير كشاف، جزء ثانی، ص 628; الميزان، جلد 14، ص 325.
16- معارف قرآن (استاد مصباح يزدی) ص 229.
17- انعام 38.
18- تفسير القرآن الحكيم، معروف به المنار، جلد 7، ص 395.
19- تفسير الجواهر (طنطاوی)، جلد 8، ص 130، ذيل آيه 89 سوره نحل.
20- به نقل از التفسير و المفسرون، جلد 2، ص 489.
21- تفسير مجمع البيان، جلد 4، ص 298 و جلد 6، ص 380 (طبع اسلاميه).
22- تفسيرالكشاف، طبع بيروت جزءالثانی، ص 628، ذيل آيه 89 سوره نحل
23- الميزان، طبع بيروت جلد 14، ص 325.
24- تفسير مجمع البيان، طبع اسلاميه جلد چهارم، ص 298، ذيل آيه شريفه 38 سوره انعام.
25- تفسير الكشاف زمخشری، طبع بيروت جزءالثانی، ص 21 و ص 31 (سوره انعام) – تفسير الجواهر (طنطاوی) جلد 4 ص 37 چاپ اسلاميه.
26- تفسيرمجمع‏البيان، طبع اسلاميه جلد چهارم، ص 311 ذيل آيه شريفه 59 سوره انعام.
27- تفسير الكشاف زمخشری، طبع بيروت جزءالثانی، ص 31، ذيل آيه 59 سوره انعام.
28- تفسير البرهان، جلد اول، ص 529.
29- تفسير البرهان، جلد اول، ص 524.
30- نحل 89.
31- الميزان، جلد 14 ص 325 طبع بيروت با تلخيص.
32- ما در اين‏جا درصدد بررسی اسناد و متون احاديث‏بطون و علم ائمه علیهم السلام نيستيم و به بحث ما هم ربطی ندارد و اين مطلب بايد در جای خود بررسی شود و روايات زيادی در اين مورد وارد شده است.
33- در اين دليل از كتاب رابطه علم و دين تاليف عباسعلی سرفرازی، ص 49 به بعد استفاده شد.
34- التفسير و المفسرون، جلد 2، ص 491 با تلخيص و اضافات.
35- التفسير و المفسرون، جلد 2، ص 492 با تلخيص و اضافات.
36- مثل مؤلف الميزان، جلد 14، ص 325 و مجمع البيان، جلد 4، ص 298 در يك احتمال كه ذكر كرده و صاحب كشاف، جزء الثانی، ص 21 و 31.
37- مثل مرحوم فيض كاشانی ره‏» در تفسير صافی (جلد 1، ص 57) و صاحب مجمع الببان در يكی از احتمالاتی كه ذكر كرده است (جلد 4، ص 298).
38- استاد محمدتقی مصباح يزدی، معارف قرآن، ص 225 و 226 و 228 با تلخيص.
39- برای اطلاع بيشتر دراين مورد به كتاب درآمدی بر تفسير علمی نوشته نويسنده مقاله مراجعه فرمائيد.
40- در اين قسمت از كتاب علم و دين (سرفرازی) از ص 43 به بعد استفاده شده است (با تلخيص و اضافات).
41- آل عمران 190.
42- و الشمس 1 به بعد.
43- الطارق 5 – 8.

برچسب ها: اعجاز قرآن
نوشته قبلی

درباره حدیث «فاطمه(س) پاره تن پیامبر گرامی(ص)»

نوشته‌ی بعدی

تبيين فصاحت و بلاغت قرآن كريم

مرتبط نوشته ها

احیای دین در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

احیای دین در عصر ظهور

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.
محور مقاومت

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

مروری بر واقعه تاریخى مباهله
تاریخ شیعه

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف
امام عسکری (ع)

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

بصیرت و مواطن آن در نهج البلاغه
امام علی (ع)

بصیرت و مواطن آن در نهج البلاغه

الو سلام حاج آقا / ۵۰
الو سلام حاج آقا

الو سلام حاج آقا / ۵۰

نوشته‌ی بعدی

تبيين فصاحت و بلاغت قرآن كريم

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

احیای دین در عصر ظهور

احیای دین در عصر ظهور

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

ایران از فروپاشی آتش‌بس هراسی ندارد.

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

مروری بر واقعه تاریخى مباهله

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

امام حسن عسكرى (ع) و تصوّف

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا