اشاره
علوی در لغت به معنای منسوب به علی(علیهالسلام) است و در اصطلاح به کسی گفته میشود که آن حضرت را بر سه خلیفه دیگر ترجیح داده و پیرو اوست.
علویان حدود هشت قرن پیش به سرزمین آناتولی آمدند و اکنون حدود یک سوم جمعیت ترکیه را تشکیل میدهند و ۲۰ الی ۲۵ میلیون جمعیت دارند. علویان در تمام مناطق ترکیه زندگی میکنند، ولی بیشتر آنها در غرب ترکیه هستند.
علویان از حیث ادب و هنر بسیار غنیاند و از زمانی که به آناتولی آمدند صدها تن شاعر و متفکر تربیت کردند. فشارهای عثمانی باعث شد که آنان از منابع و ارزشهای خود دور بمانند. از زمان تشکیل حکومت ترکیه نیز چون تمام مراکز دینی بسته شد، مراکز علویان هم تعطیل شد و این نیز تأثیر بسزایی در دور ماندن آنها از ارزشهای خود داشته است.
علویان از حیث اعتقاد شیعه دوازده امامی و از حیث مذهب، جعفری هستند. این را هم در کتابهای خود ذکر کردهاند و هم بزرگان و ددههای آنها بدون استثنا در تحقیقات میدانی ما گفتهاند.
مقدمه
علویگری با مسلمان شدن ترکمنها شروع میشود. ترکمنها زندگی کوچی داشتند و پس از مسلمان شدن نیز مثل اقوام دیگر بعضی از آداب و رسوم خود را حفظ کردند. از قرن یازدهم میلادی ترکمنها به آناتولی آمدند و در این سرزمین با تمدنهای دیگر آشنا شدند. آنان در حکومت عثمانی با مجاهدتهای بسیار، خود را حفظ کردند و اکنون بخش زیادی از مردم ترکیه را تشکیل میدهند.
اکنون این پرسش مطرح است: علویانی که گروه عظیم جمعیت ترکیه را تشکیل میدهند، از کدام مذهب محسوب میشوند؟ آیا گروه مستقلی هستند؟
در نگاهی عمومی، علویان مسلماناند. چون نه از غلاتاند و نه از کسانی که یکی از ضروریات دین را انکار کرده باشند. آنان قطعاً سنی نیستند، چون با ارزشهای اهلسنت سرسخت مخالفاند. علویان ترکیه از مذهب اثناعشریاند. ادبیات آنان پر است از اشعاری در مدح دوازده امام که در آنها محبت و وابستگی و ارادت خویش را نسبت به اهلبیت(علیهمالسلام) اظهار میکنند.
الف) ریشههای پیدایش علویان در صدر اسلام
همانطوری که گذشت، کلمه علوی با کلمه شیعه معنای مترادف دارد. این معنا هم از لغتنامهها و هم از دایرهالمعارفها و هم کتابهای علویان روشن میشود. کلمه علوی در لغت ترکی استانبولی نیز با شیعه دوازده امامی مترادف است. اگرچه مهم نیست گروهی که در سرزمین آناتولی زندگی میکنند، در چه زمانی علوی نامیده شدهاند ولی با این حال، بنابر ادعای یکی از نویسندگان، علویها را حدود ۲۵۰ سال پیش به این نام نامیدهاند تا آنها را از شیعه جدا کنند.(۱)
بنابراین آغاز پیدایش علویان را باید از زمان حیات پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) دانست. البته در کتابهای تاریخی و روایی آنان نه علوی بلکه شیعه علی(علیهالسلام) نامیده شدهاند. مثلاً جابر میگوید:
نزد پیغمبر بودم که علی از دور نمایان شد. پیغمبر فرمود: سوگند به کسی که جانم در دست اوست، این شخص و شیعیانش در قیامت رستگار خواهند بود.
ابنعباس نیز میگوید:
وقتی که آیه هفتم سوره بینه نازل شد، پیغمبر به علی فرمود: مصداق این آیه تو و شیعیانت میباشید که در قیامت خشنود خواهید بود و خدا هم از شما راضی است.(۲)
تعبیر شیعه علی در سخنان حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) برای خیلی از اصحاب به کار برده شده است و اصلاً بعضی از اصحاب به این نام مشهور بودند که مشهورترین آنها سلمان فارسی، مقداد، ابوذر و عماریاسرند. در روایتی چنین آمده است:
حضرت امام رضا(علیهالسلام) در پاسخ به گروهی که پرسیدند چرا دو روز به ایشان اجازه ملاقات با خود نداد، فرمود: چون شما ادعا میکنید که شیعه امیرالمؤمنین علیبنابیطالب(علیهالسلام) هستید. وای بر شما، شیعه او، در حقیقت، حسن(علیهالسلام)، حسین(علیهالسلام)، سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و محمدبنابیبکر هستند که با هیچ یک از دستورهای آن حضرت مخالفت نکردند و هیچ یک از نواهی وی را مرتکب نشدند ….(۳)
ب) علویان در حکومت عثمانی
علویها در حکومت عثمانی تا جنگ چالدران که در سال ۱۵۱۴م رخ داد، آسوده خاطر بودند.
از سرزمین ایران کسانی به نام داعی میآمدند و مردم را با فرهنگ اهلبیت(علیهمالسلام) ارشاد و تعلیم و تربیت میکردند. هر چه شد بعد از جنگ چالدران شد. از طرف حکومت عثمانی فشارهایی بر سر علویها وارد آمد. البته این موضوع هم تحقیق مستقلی میخواهد.(۴)
ج) علویان بعد از حکومت جمهوری ترکیه
۱. نگاهی به تشکلهای علویان
از ابتدای تشکیل حکومت جمهوری ترکیه، تمام مؤسسههای دینی از طرف آتاترک بسته شد. مؤسسههای علویان نیز از آن جمله بود. آنان به هیچ وجه نمیتوانستند فعالیت کنند. فقط اوقاف دیانت ترکیه، آن هم به مقداری که دولت اجازه میداد، فعالیت میکرد. ماهیت فعالیت آن را هم دولت مشخص میکرد. فعالیتهای اوقاف دیانت چنان بود که نمیتوانستند در مورد آیاتی که درباره حکومت ظالمان و فاسقان است حرفی بزنند و سخنرانی کنند. از جمله آن آیات، آیات ۴۴ و ۴۵ و ۴۷ سوره مائده است. این روند تا ۲۵ سال اخیر نیز ادامه داشت، ولی اکنون استبداد حکومتی کمرنگتر شده است. در ۲۵ سال اخیر تشکلهای دینی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی علویان خیلی زیاد شده است. مسبب اساسی این تشکلها چیست؟ اولین دلیل و مهمترین آنها این است که بعد از فروپاشی شوروی، گونهای خلأ در عقاید علویان به وجود آمد. همزمان نسیم بهشتی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران نیز از شرق وزیده بود. حکومت ترکیه دید که علویان اگر به هویت اصلی خویش باز گردند، با مشکل مواجه میشود. پس تصمیم گرفت آنها را با تشکلهای ظاهری و توخالی مدتی سرگردان کند. از این رو اجازه داد که با این تشکلها به کارهای فرهنگی و هنری مشغول شوند و در مورد اعتقادات فکر اساسی نکنند. سبب دوم ایجاد این تشکلها هم حوادث چندگانه در ۲۵ سال اخیر است. اولین حادثه در شهر قهرمانماراش در سال ۱۹۷۸ رخ داد و در آن بیش از صد علوی کشته شد. حادثه دوم در سال ۱۹۸۰ در شهر چوروم رخ داد و آن هم با کشته شدن حداقل ۲۵ علوی تمام شد. حادثه سوم در سال ۱۹۹۳ در شهر سیواس رخ داد و با کشته شدن ۳۷ علوی به پایان رسید. حادثه چهارم هم در سال ۱۹۹۵ در محله فاضی استانبول رخ داد و در نتیجه در آنجا هم ۱۸ علوی کشته شد. این حوادث روح علویان را که بر اثر ماتریالیسم مرده بود حیاتی دوباره بخشید و در مقابل اعمال ظالمانه دولت، به عکسالعمل وا داشت. پس از این بود که آنان به انواع تشکلها روی آورند.
این حوادث در یک اعتراض مردمی در مورد یک بیدادگری حکومتی رخ داده است. و سران آنان نیز نوعاً افرادی سیاسی و چپی بودند. دانستن این مطالب میتواند به ما کمک کند که بدانیم در کدام فضا با علویان برخورد میکنیم.
اکنون به سبب سوم ایجاد این تشکلها اشاره میکنیم. بعد از انقلاب اسلامی که حضرت امام خمینی(قدسسره) فرمود «انقلاب ما انفجار نور بود»، در همه جای دنیا تمام حرکتهای اسلامی به برکت انقلاب ایران رشد و نمو پیدا کرد. در ترکیه هم تمام گروهها از انقلاب اسلامی متأثر شدهاند و در میان آنها جوانهای تحصیل کرده علویان نیز یافت میشوند. البته تعداد آنان کم است، ولی قبلاً هرگز کسانی که تفکر شیعی داشته باشند در این اندیشهها نبودند. وقتی یک نفر از این جوانان از کتابهای امام خمینی(قدسسره) و شهید مطهری(قدسسره) استفاده میکند و به شهر خود بر میگردد، در نزدیکان خود تأثیر زیادی میگذارد.
شاید سبب چهارم هم این باشد که رهبران علویان نسبت به قبل آگاهتر شدهاند و میخواهند نیازهای جامعه علوی را جوابگو باشند. ولی این سبب از جوی که ناخواسته به وجود آمده بود، نشأت گرفته بود.
علویها اولین بار در سال ۱۹۶۶م «حزب وحدت ترکیه» را تشکیل دادند. پرچم آن حزب زمینه قرمز داشت و در آن دوازده ستاره به عنوان نمادی از دوازده امام و در میان آنها شیری به عنوان نماد حضرت علی(علیهالسلام) بود. بنیانگذاران آن حزب همگی علوی بودند و در انتخابات سال ۱۹۶۹م با رای ۸/۲ درصد ۸ نماینده را به مجلس فرستادند. اما بعد از آن ضعیف شدند و در انتخابات ۱۹۷۳م شکست خوردند. پس از آن، اعضای این گروه به حزب جمهوریت خلق و بعد از کودتای ارتشی سال۱۹۸۰م هم به حزب خلق دموکرات سوسیال تمایل پیدا کردند. از آن روز تاکنون علویها یک حزب مستقل ندارند و همیشه از طرف احزاب چپ سوسیالیستی و گروههای کمونیستی استثمار میشوند.(۵)
۲. آداب و رسوم
الف) مراسم جمع
مهمترین مراسم رایج در میان علویان مراسم جمع است. این مراسم با ارکان دوازدهگانه اجرا میشود. این عدد دوازده را بعضی الهام گرفته از دوازده خدمتکار حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) میدانند که اهل مدینه بعد از بیعت عقبه در اختیار آن حضرت گذاشتهاند و یا الهام گرفته از دوازده امام میشمارند.(۶)
این ارکان دوازدهگانه در بیشتر کتابهایی که در مورد علویگری نوشته شده موجود است.
این ارکان عبارتند از:
۱. مرشد: از حیث وظیفه وی در تمثیل در جای حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و حضرت علی(علیهالسلام) و حاج بکتاش ولی نشسته است. به نام آنها اقرار میگیرد و نصیب میدهد. آیین جمع را اجرا میکند. طالب و درویش را تربیت و تعلیم میکند و او را به آدم رسیده میسازد و به حالی میآورد که به انسان و انسانیت مقید باشد. مرشد، کسی است که امر و ارشاد میکند.
2. رهبر: او به کسی که میخواهد به طریقت وارد شود، قوانین و شرایط را یاد میدهد.
اگر کسی به مشکل بر بخورد به کمک او میشتابد. و به او علم طریقت را یاد میدهد.
وی همیشه مراقب طالب است و از رفتارهایی که با طریقت و اخلاق عمومی و قوانین منافات دارد جلوگیری میکند. وی از طرف مرشد مسئول تربیت طالب است.
3. دیدهبان: وی معاون رهبر و مراقب کسانی است که به تازگی وارد طریقت شدهاند و به درجه درویشی رسیدهاند. او به اجتناب تازهواردان از کردارهای بیهوده کمک میکند و آنها را در ذکر و عبادات تقویت مینماید. در وقت آیین جمع، جانها را مراقب است و کوچکترین حرکتی را که از آنها صادر میشود میبیند و کسانی را که اشتباه کردهاند، بدون اینکه کسی ببیند یا بشنود، آگاه میسازد. همچنین مانع ورود کسانی که پست۷ و یا مجرم هستند به جمع میشود. در مقابل کسانی که میخواهند از خارج، مانع جمع شوند میایستد و به رهبر و مرشد خبر میدهد و مواظبت میکند که کار جمع در حال آرامش به پایان برسد.
۴. چراغچی: او مأمور چراغهایی است که در خانه جمع است. قبل از اینکه آیین جمع شروع شود، تمام شمعدانها را پاک میکند، گازها را پر میکند، شمعها را به جای خود میگذارد و آنها را روشن میکند. به این ترتیب او خانه جمع را همیشه روشن نگه میدارد. همچنین بخوردانها را پاک میکند و آنها را با گلاب و عطرهای خوشبو پر میسازد.
۵. ذاکر: (که نوعاً از بین کسانی انتخاب میشود که صدای خوبی دارند) به امر مرشد در حال آیین جمع، ذکر گفتن را به عهده میگیرد. قرآن و الهی و سرود و نفس(۸) و دوازده امامه (۹) را میخواند. وی مرثیه و نوروزیه(۱۰) نیز میخواند و نزدیک به مرشد مینشیند.
۶. فراش: مسئول نظافت خانه جمع است. او قبل از شروع آیین جمع، خانه جمع را جارو میزند و نظافت میکند و آن را برای آیین جمع آماده میکند.
۷.میدانچی: دوازده پستی را که در خانه جمع است قبل از شروع آیین جمع پاک میکند و در جای خود میگذارد. همچنین افرادی را که به خانه جمع میآیند برای نشستن راهنمایی میکند. نشستن افراد بر اساس وارد شدن به طریقت و مصاحب (برادر صیغه) شدن است. مرتبه مادی و سن مهم نیست. گاهی کسی که از حیث مادی ثروتمند است و سنش بالاست (اگر تازه وارد شده باشد)، عقب مینشیند. سن در خانه میدان از وارد شدن به طریقت شروع میشود. کسی که جلوتر وارد شده، پیرتر محسوب میشود.
۸. نیازچی ـ قربانچی: او لقمههایی (غذاهایی) را که به خانه جمع میآید، تحویل میگیرد و به میدانچی میدهد. قربانیهایی را که میآید تکبیرشان را میگوید و ذبح میکند و میپزد و به وقتش لقمه (احسان) را آماده میکند. در آخر آیین جمع نیز سفره را پهن میکند و غذاها و لقمهها را پخش میکند و در هنگام غذا هم نواقص را برطرف میکند. به او فراش و سقا و آفتابهدار کمک میکنند.
9. سقا: او در هنگام آیین جمع به کسانی که تشنه میشوند آب میدهد. اگر در حین مراسم شیر آورده شود آن را پخش میکند. علاوه بر این به نیازچی نیز کمک میکند.
۱۰.آفتابهدار: بعد از غذا با آفتابه و لگن در دست و حوله بر دوش، به دستهای همه کسانی که در جمع شرکت کردهاند آب میریزد و حوله آماده میکند. در اوقات دیگر نیز به نیازچی کمک میکند.
11.پیک ـ پروانه: به امر مرشد برای مراسم جمع به خانههای تمام جانها میرود و به آنها خبر میدهد. غیر از این در مراسم سماع را کسانی که میخواهند به سماع بایستند دعوت میکند. او هم در اوقات آزاد به میدانچی کمک میکند.
۱۲.نگاهبان: از خانههای جانهایی که در مراسم جمع شرکت کردهاند محافظت میکند. وظیفه او کاملاً بیرون از خانه جمع است، ولی در دعاها فراموش نمیشود.(۱۱) این مراسم تا امروز در تمام گروههای علویها برگزار میشود و از طرف آنها خیلی با اهمیت شمرده میشود. اشعاری که در آنجا خوانده میشود، در مورد عشق خدا و مدح اهلبیت(علیهمالسلام) است.
ب) سماع
سماع نمایشی است که همراه با ساز و پایکوبی و دستافشانی، به صورت فردی یا جمعی با آداب و تشریفات خاصی انجام میگیرد. این مراسم در داخل مراسم جمع است و جزو آن مراسم محسوب میگردد.
ج) سوگ عاشورا
این مراسم خیلی اهمیت دارد و مفصل است و با روزه گرفتن و غسل کردن و اوراد خاص و خواندن قرآن و دعا همراه است.
علویها از عوام و خواص به ماه محرم خیلی اهمیت میدهند و در هر فرصتی به این عمل افتخار میکنند. در کتابهای مختلف علویها درباره کیفیت مراسم ماه محرم توضیحات زیادی داده شده است. ما در اینجا برخی از آن مطالب را به صورت خلاصه نقل میکنیم.
جانهای محب حقیقت محرم را حفظ اسلام میدانند و با این اعتقاد عمل میکنند. آنان از این حقیقت الهام میگیرند و به عشق دوازده امامی که در راه اسلام شهید شدند، دوازده روز روزه و ماتم میگیرند.(۱۲)
یک روز قبل از ماه محرم تمام افراد خانواده به حمام میروند و غسل میکنند. دوازده روز حمام نمیکنند و لباس نمیشویند و اصلاح سر و صورت نمیکنند. همه آنها مثل نور چشم رسول کبریا امام حسین(علیهالسلام) خودشان را در مورد آب در حال حسرت میگذارند و در تشنگی با او شریک میشوند. بعد از غسل لباسهای سفید نمیپوشند و لباسهایی میپوشند که رنگ ماتم است. وقتی که شب میشود، در خانه جمع، گرد میآیند. در آنجا غذاهایی که لذیذ نیست و روغن حیوانی و گوشت ندارد آماده میشود.
با آغاز غروب نیز مراسم آغاز میشود.(۱۳)
مرشد با ذکر صلوات شروع میکند. و بعد آیات ۱۸۳ و ۱۸۴ سوره بقره را که در مورد روزه محرم است میخواند.(۱۴) سپس از سوره آلعمران آیه ۶۱ (آیه مباهله) و از سوره احزاب آیه ۳۳ (آیه تطهیر) و از سوره شورا آیه ۲۳ (آیه مودت) نیز خوانده و بعد ترجمه و تفسیر میشود.
بعد از این، اوراد(۱۵) خوانده میشود. بعد از اوراد هم به ترتیب زیارتنامه(۱۶) و سلامنامه(۱۷) و سورههای ناس، فلق، اخلاص و فاتحه خوانده میشود و ثواب آنها به فخر کائنات محمد مصطفی(صلیاللهعلیهوآله)، خدیجه کبری(سلاماللهعلیها)، فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها)، علی مرتضی(علیهالسلام)، دوازده امام و چهارده معصوم پاک(علیهمالسلام)، شهدای کربلا و کسانی که برای آنها شهید شدند و جمله اهل ایمانی که از دنیا رفتهاند هدیه میشود.
سپس مرشد برای استجابت دعا دو رکعت با همه نماز میخواند. بعد از نماز از کتابهای قُمری و گلزار حسنین و حدیقه، مرثیههایی خوانده میشود. سپس برای شهدای کربلا و شهدایی که ادامهدهنده راه آنها هستند اشک چشم ریخته میشود.(۱۸) برای دشمنان حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و اهلبیت او(علیهمالسلام) و نسل پاک او نیز از خداوند لعنت درخواست میشود.
برنامه تا سحر ادامه مییابد. در این هنگام سفره باز میشود و دستهجمعی سحری میخورند. بعد از غذا مرشد بر سر دیگی که پر از آب است میآید و با دست خود به تمام محبها آب میدهد تا سیراب شوند. هنگام آب دادن، افراد مراسم جمع همگی میگویند:
«سلامالله و صلواتالله یا حسین!» و بعد از آب دادن نیز میگویند: «لعنتالله ای یزید و ال اتباع یزید!» سپس مرشد دعا میخواند و مراسم جمع خاتمه مییابد.(۱۹)

















هیچ نظری وجود ندارد