۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home جغرافیای شیعه

علویان ترکیه (قسمت دوم)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۳. علویان در آینه عقاید
در عقاید علوی‌گری پنج اساس وجود دارد:(۲۰) توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد.
اعتقاد به امامت، ‌عصمت و غیبت و ظهور حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) از عقاید آنان است.
تمام شاخه‌های علوی‌گری به تمام اصول دین اسلام که در قرآن و سنت صحیح بیان شده اعتقاد دارند. آنان وحدانیت خدا و رسول بودن حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله) را قبول دارند و به مذاهب سنی اعتقادی ندارند. آنان قبر حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله) و تربتهای امامان را زیارت می‌کنند.(۲۱)
الف) توحید
وقتی به منابع اصلی، اشعار، زندگی‌نامه و مناقب بزرگان علویان در کتابهای قدیم و جدید نگاه کنیم، در مورد اعتقاد آنان به توحید تردید نخواهیم کرد. علاوه بر این، دده‌هایی که ما با آنها در شهرهای مختلف ملاقات و گفت و گو کردیم، همه در مورد اعتقاد به توحید خداوند متعال همفکر بودند.
کتابی که منسوب به حاج بکتاش ولی است و علویها می‌خوانند، مقام اول در طریقت را ایمان معرفی می‌کند و چنین می‌گوید: ایمان شش اساس دارد: ایمان به خدا، ملائکه، کتابها، پیامبران، روز قیامت و قدر الهی. کسانی که می‌گویند ایمان بر بدن یا جان است خطا می‌کنند. ایمان بر اساس زبان و دل است. کسی که به خدای معبود با دل شهادت ندهد کافر است و هر کس با زبان شهادت بدهد، ولی با دل شهادت ندهد منافق است.(۲۲) این مطالب در کلمه توحید معنای خود را پیدا کرده است. علوی‌گری این کلمه را تکرار می‌کند و بر این کلمه این را هم علاوه می‌کند: «علی(علیه‌السلام) ولی خدا است» (علی ولی الله).(۲۳) توحید اعتقاد به یکی بودن خداوند و شناختن او و بندگی اوست.(۲۴) الله تعالی یکی است، همتا ندارد، قدیم است، اول و آخر ندارد و کیفیت خلقتش هر آن ادامه دارد. آیه «و او هر روز در شأن و کاری است»،(۲۵) این را اثبات می‌کند. همه چیز به او نیازمند است و او به هیچ چیز نیازمند نیست. او آدم را بنابر صفت خود آفرید و با آیه «و ما به او از رگ جان نزدیک‌تریم»،(۲۶) نزدیک بودن خود را به آدم بیان کرد. خداوند به استناد آیه «و از روح خویش در او دمید»،(۲۷) به انسان حیات داد، همان‌طوری که به عالم حیات بخشید. مؤلف کتاب مذکور بعد از این، سوره اخلاص و صد اسم از اسمای حسنای خداوند را ذکر می‌کند.(۲۸)
علویان اعتقاد دارند که خداوند یگانه است، همتا و شریکی ندارد، مادی و غیرمادی را خلق کرده و حاکم و قادر بر همه چیز است. او از چیزی جدا نشده و به هیچ چیز نیازی ندارد و بالاتر از وصف ماست.(۲۹) این اعتقاد در جمله «لا اله الا الله» خلاصه می‌شود که اساس اعتقادات تمام مسلمانان را تشکیل می‌دهد و کلید بهشت است.(۳۰)
مؤلف کتاب بویروک توحید را دو قسمت می‌کند: توحید خواص و توحید عوام. توحید عوام، این اعتقاد است که معبودی جز خدا وجود ندارد. توحید خواص، پذیرفتن این حقیقت با یقین است. در این صورت وجود موجودات غیر خدا، در مقایسه با وجود خدا بدون حکم می‌ماند.(۳۱) در همین کتاب نشانه‌های مؤمن نیز بیان شده است. کسی که واقعاً ایمان دارد، راست راه می‌رود، راست حرف می‌زند، به دروغ نزدیک نمی‌شود، غیبت کسی را نمی‌کند، حرفهای بی‌فایده نمی‌شنود، عیب دیگران را می‌پوشاند، از حق می‌‌ترسد و از خلق حیا می‌کند. همچنین مؤمن، حلیم و معتدل و خوش‌خلق است.
یکی از نشانه‌های ایمان این است که مؤمن در کارهایی که توانایی انجامش را دارد کنار نمی‌کشد و اگر از خلق به او جفایی برسد صبر و تحمل می‌کند، بر قضای حق صبر می‌کند و همیشه شکر می‌کند و به ذکر ادامه می‌دهد.(۳۲)
توحید، خدا را یکی دانستن و او را از همه چیز تنزیه کردن و به هیچ چیز تشبیه نکردن و عبادت را فقط برای او انجام دادن و شریک قرار ندادن برای اوست.(۳۳) علویان وقتی می‌خواهند اعتقادات خود را بیان کنند، در کنار دلایل قرآنی و روایات از معصومان(علیهم‌السلام) از اشعار خود نیز استفاده می‌کنند و شاید هیچ موضوعی نیست که در مورد آن شعر نگفته باشند. از باب مثال در همین موضوع شاه اسماعیل خطائی در شعری چنین می‌گوید:
شاه خطائیم توحید یک دریاست از پیرم شیخ صافی سرمایه ماست کسی که توحید ندارد از ما نیست توحیدی که ارکان دوازده امام است(۳۴)
 
یک مطلب مهم این است که در اصول اعتقادات علویان تعبیری هست که به آن تکیه می‌شود و آن «حق ـ محمد ـ علی» و یا «الله ـ محمد ـ علی» است. این فقط یک شعار نیست، بلکه از یک شعور قوی دینی برخاسته است. بعضی از نویسندگان مثل لطفی قلعه‌لی می‌خواهند این را به تثلیث نصرانیت تشبیه کنند و بگویند که این دو هیچ فرقی ندارد.(۳۵) بدرالدین نویان که دده بابای بکتاشیهاست در مقابل اینها می‌گوید:
این تثلیث مثل تثلیث نصرانیت که می‌گویند پدر ـ پسر ـ روح‌القدس نیست. زیرا پدر حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله) و حضرت علی(علیه‌السلام) معلوم است و خودشان هم نگفته‌اند که از آسمان آمدند و باز به آنجا می‌روند. هر دو همیشه کراراً گفته‌اند که ما بنده خدا هستیم. علاوه بر این در اسلام تثلیث الوهیت و نبوت و ولایت هست. در اساس بکتاشیها و علویها خدا، حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله) و حضرت علی(علیه‌السلام) را خیلی دوست می‌دارند و با عشق عمیق به آنها محبت دارند.(۳۶)
یکی از نویسندگان دیگر، حیدر کایا نیز می‌گوید:
این تثلیث اعتقاد به توحید و نبوت و امامت را بیان می‌کند. این فلسفه اساسی اصول اعتقادات علوی‌گری ـ  بکتاشی‌گری است. به عبارت دیگر، این سه‌گانه، ذات و رسالت و ولایت و شرط مسلمانی است. این سه موجود را با هم دوست داشتن بالاترین محبت است. در مورد این محبت که باعث نجات انسان است نیز در قرآن آیات زیادی داریم.(۳۷)
همان‌طور که ملاحظه می‌کنید اعتقاد علویان در مورد توحید با اعتقاد شیعه که اسلام ناب است، یکی است و در آن توحید از طریق نبوت و امامت گرفته می‌شود. وقتی به مجموع روایات نگاه می‌کنیم، در تمام معارف اسلامی، بعد از قرآن، اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را به عنوان مرجع علمی به ما معرفی می‌کنند. بنابر ادله، آنها هستند که معارف اسلامی ناب را برای ما درست تفسیر و بیان می‌کنند. پس نبوت و امامت در طول توحید است. به خاطر این ولایت و امامت، بعد از شهادت به وحدانیت خدا و نبوت حضرت محمد(صلی‌الله‌علیه‌‌وآله)، در تمام اجزای دین ظهور کرده است. شهادت به ولایت حضرت علی(علیه‌السلام) در اذان و اقامه از این ظهور ناشی می‌شود و در کتابهای ما آمده است.(۳۸)
ب) عدل
در حقیقت یکی از صفات الهی عدالت است. در دیدگاه علویان عدل اعتقاد به عدالت الهی و عادل شدن است. کسی که عادل نیست نمی‌تواند مسلمان شود. خداوند نیز ظلم و ظالم را رد می‌کند.(۳۹) عدالت به معنای لغوی گذاشتن هر چیز به جای خود است.(۴۰) عدالت دو جهت دارد: عدالت الهی و عدالت اجتماعی.
عدل الهی به این معناست که خداوند مطلقاً عادل است و هیچ وقت ظلم نمی‌کند.(۴۱) خداوند چنین می‌فرماید: «خداوند به اندازه ذره‌ای نیز ستم نمی‌کند».(42)
حوادث ناگواری نیز که انسانها با آن روبه‌رو می‌شوند، جزاهایی هستند که انسانها با دست خودشان کسب کرده‌اند.(۴۳)
خداوند چنین می‌فرماید:
به خاطر کار و کردار مردم، تباهی در بر و بحر فراگیر شده است. تا ]خداوند[ جزای بخشی از کار و کردارشان را به آنان بچشاند، باشد که بازگردند.(۴۴)
اما عدالت اجتماعی نیز به معنای تأسیس عدالت در جامعه و اجرای قوانین خداوند است.
انسان با اراده خویش یک دنیای سعادتمند بدون استثمار و ظلم را تأسیس می‌کند.(۴۵)
علویان در این قسمت در جامعه ترکیه شاخص هستند. آنان همیشه در مقابل عملکردهای ظالمانه اعتراض می‌کنند. حتی یکی از عواملی که بعضی از علویان به سوسیالیسم گرایش یافتند، حساسیت آنها در مقابل ظلم بود، چون یکی از شعارهای سوسیالیستها عدالت اجتماعی بود.
در مجموع عدالت ایمان آوردن به این است که خداوند به هیچ کس ظلم نمی‌کند و از شرور و بدیهایی که عقل سلیم آن را درک می‌کند منزه است.(۴۶)
ج) نبوت
1. نبوت عامه
وقتی به منابع اصلی علوی‌گری و اشعار و زندگی‌نامه و مناقب بزرگان علویان و به نتیجه تحقیقات میدانی علویان نگاه کنیم، می‌بینیم که علوی‌گری در مورد نبوت، چه نبوت عامه و چه نبوت خاصه، هیچ شکی ندارد. و ما در اینجا نمونه‌هایی از آن منابع را نقل می‌کنیم: نبوت وظیفه الهی و نمایندگی ربانی است. خداوند برای اینکه به بندگان خود، راه راست را نشان دهد و احکامی را که سعادت آنها را تأمین می‌کند، به آنان یاد بدهد و آنها را از بدیها و آداب و رسوم فاسد پاک کند و صاحب حکمت و معرفت سازد، از میان آنها بعضی را بر می‌گزیند و آنها را موظف می‌کند. وظیفه آنها علاوه بر اینکه اوامر و نواهی خداوند را به مردم می‌رسانند این است که نمونه و الگوی خوبی هم برای مردم باشند. اولین پیامبر، انسان اول و پیامبر اول حضرت آدم(علیه‌السلام) و آخرین پیامبر هم حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) است.(۴۷)
پیامبر کسی است که از طرف خداوند برگزیده شده است تا انسانها را به راه راست هدایت کند. خداوند می‌فرماید: «و پروردگارت آنچه می‌خواهد می‌آفریند و بر می‌انگیزد؛ اختیاری برای آنان نیست».(48) هدف انبیا، نشان دادن بهترین راه به انسان و آماده ساختن او برای رسیدن به هدف خلقت است. آیه «و آنان را پیشوایانی که به فرمان ما راه می‌نمودند، گردانیدیم»،(۴۹) وظیفه نبوت و امامت را بیان کرده است.
از حیث وظیفه میان پیامبران فرقی نیست و همه آنها موظف به تبلیغ هستند. بنابر روایتی که از پیامبر رسیده، تا زمان حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) ۱۲۴هزار پیامبر مبعوث شده است.(۵۰)
درویش محمد از شعرای قرن هفدهم چنین می‌گوید: صد و بیست و چهار هزار پیامبر حق است ولی هیچ‌کدام آنها مانند محمد نیست ارواح آنها هم از ازل پاک است انجیل، زبور، تورات، ق قرآن نازل شد(۵۱)
۲. پیامبران اولوالعزم؛ صاحبان شریعت
برخی از پیامبران نسبت به برخی دیگر از حیث مقام و منزلت برترند. به این پیامبران کتاب داده شده و صاحبان شریعت‌اند. اینان پنج تن از پیامبران خدا، حضرت محمد و عیسی و موسی و ابراهیم و نوح(صلوات‌الله‌علیهم) می‌باشند.
در قرآن کریم آمده است: «و به راستی بعضی از پیامبران را بر بعضی برتری بخشیده‌ایم».(52) همچنین آیه «اینان پیامبرانی هستند که بعضی را بر بعضی برتری بخشیده‌ایم»،(۵۳) نیز این واقعیت را بیان می‌کند.(۵۴)
پیامبرانی که شریعت و کتاب دارند، پیامبران اولوالعزم نامیده می‌شوند.(۵۵)
به حسب آنچه از قرآن کریم استفاده می‌شود، همه پیامبران خدا شریعت نیاورده‌اند، بلکه همین پنج نفر اولوالعزم و صاحبان شریعت‌اند و دیگران در شریعت، تابع آنان بوده‌اند. خدای متعال در کلام خود می‌فرماید:
خداوند آیینی از دین برای شما تشریع کرد. آنچه به نوح توصیه شده بود و آنچه به خودت وحی کردیم و آنچه به ابراهیم و موسی و عیسی توصیه کردیم این بود که دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید….(۵۶)
آیه در مقام امتنان است و معلوم است که در این صورت اگر غیر از این پنج تن که در آیه ذکر شده‌اند پیغمبری صاحب شریعت بود، ذکر می‌شد.
باز خداوند در این مورد می‌فرماید:
و وقتی که از پیغمبران پیمانشان را گرفتیم، و (همچنین) از تو و ابراهیم و موسی و عیسی‌بن‌مریم، و ما از ایشان پیمان محکمی گرفتیم.(۵۷)، (۵۸)
3. نبوت خاصه
در کلمه شهادت، بعد از شهادت به وحدانیت خداوند شهادت به پیغمبر خدا بودن آن حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) می‌آید.(۵۹) در ولایت‌نامه حاج بکتاش ولی، بعد از حمد و ثنای خداوند به پیغمبر و نسل او صلوات و سلام فرستاده می‌شود.(۶۰)
در مقالاتی که منسوب به حاج بکتاش ولی است، چنین آمده است:
خداوند وقتی که حضرت آدم را خلق کرد‌، امر فرمود که به عرش نگاه کند. وقتی که نگاه کرد، دید که آنجا نوشته شده: «لا اله الا الله محمد رسول الله». از خداوند پرسید: خدایا محمد که رسول توست کیست؟ خداوندی که حی و قیوم است چنین جواب داد: «‌او حبیب من است».(61)
در کتاب بویروک هم چنین نقلی آمده است:
یک روز خداوند متعال فرمود: «ای محمد حبیب! میان من و تو محبت ایجاد شد. بیا به نزد من و از تحت طریق عبور کن تا در روز قیامت میان من و تو دشمنی نیفتد». سپس محمد مصطفی به نزد خدا رفت. خداوند به شاه بهشت رضوان امر کرد که از درخت طوبی شاخه‌ای بیاورد. رضوان رفت و گشت و یک چوب سه شاخه از طوبی انتخاب کرد. در هر کدام آیات قرآن نوشته شده بود. محمد کلمه شهادت را گفت و در جلوی خدا نشست. در آن هنگام صدایی الهی فضا را پر کرد: «معبودی جز خدا نیست و محمد پیامبر او و علی ولی اوست. مردی شجاع‌تر از علی و بالاتر از ذوالفقار شمشیری نیست». سپس خدا با چوب سه شاخه از درخت طوبی یک‌بار به پشت محمد زد. از وسط شاخه طوبی نور چکید. شش قطره نور از پوست راست و شش قطره نور از پوست چپ آن منفجر شد و آنها دوازده امام شدند. در واقع خداوند در قرآن می‌فرماید: «(ای محمد) بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده و مهربان است».(62)
بنابراین همه چیز از محبت به وجود آمد. محبت به عنوان قدرت پراسرار خداوند در تمام طبیعت منعکس شد.(۶۳)
در علوی‌گری امروز، همه علویها بنابر معرفت خود حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) را دوست می‌دارند و صلوات می‌فرستند. و در سخنان و دعاهای خودشان نام او را بر زبان جاری می‌کنند. بی‌سواد و باسواد با گفتن «حق محمد رسول‌الله» رسول خدا بودن او را به زبان می‌آورند و مخصوصاً در مراسم جمع با گفتن «شفاعت یا رسول‌الله» شفاعت او را طلب می‌کنند.(۶۴)
آری، پذیرش اصل نبوت اعتقاد به نبوت حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) و اعتقاد به آخرین پیامبر بودن اوست.(۶۵)
پیامبرانی که نامشان در قرآن و در روایات صحیح آمده، حق هستند و از حیث مقام و درجه با یکدیگر متفاوت می‌باشند. بدون شک برترین آنها هم خاتم‌الانبیا حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) است.(۶۶)
د) امامت
۱. معنای امام و امامت
عقاید علوی بر اساس امامت استوار است. مقام امامت بعد از مقام خدا و حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) مهم‌ترین مقام است. امامت انتخابی نیست، بلکه انتصابی است، یعنی با فرمان خداوند انجام می‌گیرد. دادن امامت به شخصی که از نسل حضرت پیغمبر باشد، شرط امامت است. امامت حضرت علی(علیه‌السلام) الهی است. از این جهت دوست داشتن خدا، دوست داشتن حضرت علی(علیه‌السلام) است و دوست داشتن حضرت علی(علیه‌السلام) دوست داشتن خداست.
بعد از حضرت علی(علیه‌السلام)، امامت به فرزند او انتقال یافته است. امامان حقیقی دوازده تن هستند. امام نخست حضرت علی(علیه‌السلام) و آخرین امام از نوادگان علی(علیه‌السلام)، حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) است. او نمرده است و غایب است و روزی با فرمان الهی ظهور خواهد کرد، انسانها را به راه راست هدایت و از منکرات حفظ خواهد کرد. در آن روز ظلم را از روی زمین بر خواهد داشت و عدالت را در تمام زمین مستقر خواهد کرد.
امامت یعنی اعتقاد به اینکه بعد از پیامبر اکرم(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله)، امامان جانشینهای آن حضرت هستند و دوازده امام جانشینهای واقعی هستند.(۶۷) وظیفه پیامبر تبلیغ و انذار است، زیرا خداوند در قرآن کریم چنین می‌فرماید: «تو فقط بیم دهنده‌ای؛ و برای هر گروهی هدایت کننده‌ای است».(68)
سنت الهی این است که پس از هر رسولی به خاطر اینکه دین را محافظت کنند، یک یا چند پیامبر می‌فرستد. ولی چون بعد از رسول خدا(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) پیامبری نمی‌آید، کسانی که دین را محافظت می‌کنند و مردم را به راه راست هدایت می‌نمایند امامان هستند.(۶۹) در مکتب اهل‌بیت‌(علیهم‌السلام) امام یعنی کسی که برای راهنمایی و ارشاد امت بعد از پیامبر، به امر خداوند و از طرف پیامبران به عنوان وصی تعیین شده است. بعد از اینکه آخرین پیامبر حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) از میان ما رفت و چون بعد از آن حضرت پیامبر نخواهد آمد، با اراده خداوند و به وسیله پیامبر، برای اینکه دین حفظ شود و به نسلهای بعدی منتقل گردد این وظیفه به اوصیای آن حضرت داده شده است.(۷۰)
۲. ادله امامت
ائمه اهل‌بیت(علیهم‌السلام) که وارث این مقام هستند، به جز از دریافت وحی، در تقوا و شجاعت، حسن‌خلق و علم، جلال و جمال، پاکیزگی و ظرافت و در دور و معصوم بودن از شرک و طغیان و ظلم و همه گناهان، هر کدام آینه رسول خدا(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) هستند.(۷۱) یکی از نویسندگان علوی در کتاب خود روایتی را به این مضمون نقل کرده است: کسی که دعا می‌کند، اگر به حضرت محمد و به اهل‌بیت او صلوات و سلام نفرستد، دعای او قبول نمی‌شود.(۷۲)
بیشترین نامی که علویان بر بچه‌های خودشان می‌گذارند، نام علی است. آنان تصاویری از آن حضرت را در خانه‌ها و کارخانه‌های خود در جای خوب و با دقت نگه داشته‌اند. هر علوی ده‌ها و صدها حدیث از آن حضرت حفظ کرده ‌است.(۷۳)
محمت یامان که یکی از دده‌های علویهاست، در مقام حضرت علی(علیه‌السلام) دو روایت نقل می‌کند:
حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) قبل از اینکه آدم خلق شود، یک نور بود. با خلقت آدم آن نور به دو تقسیم شد. یکی از آن دو نور در پیشانی خود او و دیگری هم در پیشانی علی(علیه‌السلام) به وجود آمده است.
روایت دیگر هم این است:
حضرت محمد چنین فرموده است: ای علی! خداوند من و تو را از یک نور خلق کرده است.
مرا پیامبر و تو را امام انتخاب کرد. اگر کسی امامت تو را قبول نکند، پیامبری من را انکار کرده است.
مؤلف بعد از این بیانات، از یکی از شعرا به نام ویرانی این شعر را نقل می‌کند:
از قندیل قدرت آنکه می‌درخشد آنکه ظهور کرد و به لشکر کفار تاخت نور محمد و علی است و الله به خدا در دستش ذوالفقار علی است(۷۴)
در کتاب بویروک هم در مورد اینکه حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) و حضرت علی(علیه‌السلام) از یک نور خلق شده‌اند، چنین نقلی آمده است:
در روزی از روزها، خداوند بعد از اینکه همه چیز را خلق کرد، به خاطر اینکه قدرت خودش را نشان بدهد یک دریای سبز خلق کرد. وقتی خداوند به دریا نظر کرد دریا به جوش آمد و از داخل خود جوهری را بیرون انداخت. بعد از این، جوهر به دو قسمت شد: یکی سبزرنگ و دیگری سفید. جوهر سبز حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله)  شد و جوهر سفید هم حضرت علی(علیه‌السلام). از هر یک از این دو هر کدام هزار و یک نور بیرون آمد و همه جا را روشن کرد.
حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) برای اینکه این حقیقت را بیان کند، یک روز روی منبری که از پوست شتر بود بالا رفت و حضرت علی(علیه‌السلام) را به نزد خود خواست. بر روی منبر هر دو از یک پیراهن سر درآوردند و دو سر و یک بدن شدند. بعد حضرت علی(علیه‌السلام) لباسهای حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله)  را پوشید و از آنجا دور شد.
حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله)  چنین فرمود: ما با علی از یک نور هستیم. من شهر علم هستم و علی در آن است. و علی در دنیا و آخرت برادر من است و ما با او از یک گوشت و خون و روح هستیم و تمام اسرار ما یکی است و هر کس من ولی او هستم علی هم ولی اوست.(۷۵)
در قرآن کریم، آیه سوم سوره مائده، چنین آمده است:
…امروز کسانی که کافر شدند از دین شما نومید گردیده‌اند. پس، از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما برگزیدم….
از روایات استفاده می‌شود که این آیه در روز غدیرخم نازل شده است. به این آیه در کتابهای علویان هم استشهاد کرده‌اند.(۷۶) در کتب علویان استشهادات فراوانی به دیگر دلایل امامت دیده می‌شود که نشان‌دهنده شناخت عمیق آنان درباره ادله امامت است.(۷۷) در بسیاری از کتب علویان(۷۸) و مجله‌ه(۷۹) و سخنرانیهای آنها، مخصوصاً در مجالس مذهبی مثل غدیرخم(۸۰) و مصاحبه‌هایی که ما با دده‌ها و علما و تحصیل‌کرده‌های آنها در شهرهای مختلف انجام دادیم و نیز در نتایجی که از تحقیقات میدانی به دست آوردیم، به این آیات و روایات استشهاد می‌کنند.

نوشته قبلی

علویان ترکیه (قسمت اول)

نوشته‌ی بعدی

از امامیه تا اثنى عشریه (قسمت دوم)

مرتبط نوشته ها

پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران روزگار ایلخانی
جغرافیای شیعه

پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران روزگار ایلخانی

اولین تکاپوهاى تشیع در خراسان
جغرافیای شیعه

اولین تکاپوهاى تشیع در خراسان

شیعه در هندوستان
جغرافیای شیعه

شیعه در هندوستان

رجال شیعه بحرین
جغرافیای شیعه

رجال شیعه بحرین

جنبش‌‌های شیعی بحرین
جغرافیای شیعه

جنبش‌‌های شیعی بحرین

جغرافیای تشیع در افغانستان
جغرافیای شیعه

جغرافیای تشیع در افغانستان

نوشته‌ی بعدی

از امامیه تا اثنى عشریه (قسمت دوم)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا