18 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

علی همزمان با رسول خدا پیامبر بوده؟

اگر علی (علیه السلام) پسر پیامبر بود...
0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

رهبرى هم زمان

از شبهاتى كه بر استدلال شيعه به اين آيه تبلیغ وارد كرده‏اند؛ اين است كه اگر اين آيه بر امامت دلالت كند بايد امام على × هم‏زمان با رسول خدا | امام باشد و اين مسأله‏اى است كه شيعه به آن اعتقادى ندارد. به اين شبهه توجه كنيد:

«ولو دلّ على الامامة عند الخطاب لكان اماما مع وجود النبى| و الشيعة لا تقول بذلك.»([1])

نقد

1- اين مسأله مورد اتفاق مخالفان و موافقان است كه مقصود از جانشينى، رهبری امت بعد از رسول خدا |است. اين مسأله هم در روايات شيعه و هم در روايات اهل سنت آمده است. در روايات اهل سنت آمده است:

«عن عمران بن حصين قال بعث رسول الله | سريّة و امرّ عليهم على بن ابى طالب رضى الله تعالى عنه فاحدث شيئا فى سفره فتعاهد اربعة من اصحاب محمد| ان يذاكروا امره لرسول الله قال عمران و كنّا اذا قدمنا من سفر بدأنا برسول‏الله| فسلّمنا عليه، قال فدخلوا عليه فقام رجل منهم فقال: يا رسول اللّه انّ عليّا فعل كذا و كذا فاعرض عنه، ثم قام الثانى، فقال: يا رسول الله انّ عليّا فعل كذا و كذا فاعرض عنه، ثم قام الثالث فقال: يا رسول الله انّ عليّا فعل كذا و كذا فاعرض عنه، ثم قام الرابع، فقال: يا رسول الله انّ عليّا فعل كذا و كذا قال فاقبل رسول‏الله| على الرابع و قد تغير وجهه فقال: دعوا عليّا، دعوا عليّا، انّ عليّا منّى و انا منه و هو ولىّ كلّ مؤمن بعدى.»([2])

«عمران بن حصين مى‏گويد: پيامبر | يك نيروى نظامى به فرماندهى على × براى عملياتى فرستاد. على × در سفر كارى انجام داد (كه عده‏اى خوششان نيامد). چهار نفر از اصحاب رسول خدا | با هم عهد كردند كه گزارش اين رفتار على × را به پيامبر| بدهند. عمران مى‏گويد: ما چنين بوديم كه در بازگشت از سفر ابتدا خدمت رسولخدا| مى‏رسيديم و بر او سلام مى‏كرديم. پس از سلام بر رسولخدا|، يكى از آن چهار نفر برخاست و گفت: اى رسول‏خدا| على × در سفر چنين و چنان كرده است. پيامبر | صورتش را برگرداند؛ نفر دوم برخاست و گفت: اى رسول خدا | على × در سفر چنين و چنان كرد. پيامبر| صورتش را برگرداند؛ نفر سوم برخاست و گفت: اى رسول خدا | على × در سفر چنين و چنان كرد. پيامبر| به نفر چهارم رو كرد و در حالى كه رنگ رخسارش تغيير كرده بوده، فرمود: على را رها كنيد! على را رها كنيد! بدون ترديد على از من است و من از على هستم و او بعد از من ولىّ هر مؤمنى است».

همان طور كه ملاحظه مى‏كنيد، رسول خدا | در اين روايت تصريح مى‏فرمايد كه بعد از من على × ولىّ هر مؤمنى است.

در روايات شيعه مسأله جانشينى، براى بعد از رسول خدا | بسيار روشنتر بيان شده است. ابوبصير از امام باقر ×روايت زیر را در نزول اين آيه در شأن امام على × نقل مى‏كند؛

«فاخذ رسول الله | بيد عليّ × فقال: يا ايهاالناس انّه لم يكن نبىّ من الانبياء ممّن كان قبلى الاّ و قد عمّره الله ثم دعاه فاجابه فاوشك ان ادعى فاجيب و انا مسؤول و انتم مسؤولون فماذا انتم قائلون؟ فقالوا نشهد انّك قد بلّغت و نصحت و اديت ما عليك فجزاك الله افضل جزاء المرسلين، فقال: اللهم اشهد – ثلاث مرّات – ثم قال: يا معشرالمسلمين هذا وليّكم من بعدى، فليبلّغ الشاهد منكم الغائب.»([3])

«پس رسول خدا | دست على × را گرفت و فرمود:

اى مردم! خدا همه پيامبران پيش از مرا عمرى معين داد و سپس به جانب خود خواند و آنها هم اجابتش كردند (از دارفانى به عالم باقى رهسپار شدند) و نزديك است كه مرا هم بخواند و اجابت كنم. من مسؤوليت دارم و شما هم مسؤوليت داريد، اكنون شما چه مى‏گوييد.

آنها گفتند: گواهى مى‏دهيم كه تو ابلاغ كردى و خيرخواهى نمودى و آنچه بر تو بود رساندى، خدا بهترين پاداش پيامبران را به تو دهد.

پيامبر | سه مرتبه فرمود: خدايا شاهد باش، سپس فرمود: اى گروه مسلمانان! اين (شخصى كه روى دست من و نامش على بن ابى طالب است) بعد از من ولىّ شماست؛ شما كه حاضريد به غائبان برسانيد».

بدين سان رسول خدا | تصريح مى‏كند كه على × بعد از من ولىّ شماست.

2- مخالفان حضرت على × نیز از نصب امام در غدير جانشينى بعد از رسول‏خدا| را فهميدند.اين مسأله هم در روايات اهل‏سنت مطرح شده است و هم در روايات شيعه؛ در روايات اهل سنت که پيشتر نقل كرديم، بعد از نصب امام و انتشار خبر آن «حارث بن نعمان فهرى» خدمت رسول خدا | رسيد و به شدت به اين نصب اعتراض كرد و وقتى آن حضرت اين امر را از طرف خداوند دانست، بيشتر ناراحت شد و از خداوند خواست كه اگر پيامبر| راست مى‏گويد عذابى نازل كند كه چنين شد و سپس آيه اول سوره معارج نازل شد.([4])

در روايات شيعه نيز اين مسأله منعكس شده است كه مخالفان حضرتامير× از اين نصب، نصب براى بعد از رسول خدا | را فهميده‏اند.

رسول خدا | در مسجد خيف سخنرانى کرد و در ضمن آن تمسك به ثقلين را مطرح كرد:

«فاجتمع قوم من اصحابه و قالوا يريد محمد ان يجعل الامامة فى اهل بيته، فخرج اربعة نفر منهم الى مكة و دخلوا الكعبة و تعاهدوا و تعاقدوا و كتبوا فيما بينهم كتابا ان مات محمد او قتل ان لايردوا هذالامر فى اهل بيته ابدا.»([5])

«به دنبال سخنرانى رسول خدا | عده‏اى از اصحاب آن حضرت گردآمدند و گفتند: محمد | تصميم دارد كه امامت و رهبرى را در اهل‏بيت خودش قرار دهد و چهار نفر از آنان به مكه آمدند و وارد كعبه شده و در آنجا با هم پيمان بستند و عهد كردند و قراردادى بين خودشان نوشتند كه چه محمد | بميرد يا كشته شود، هرگز نگذارند رهبرى در اهل‏بيت او قرار گيرد».

3- بايد توجه داشت كه مسأله رهبرى امام على × از سالهاى آغازين بعثت مطرح بوده و از همان آغاز، بحث جانشينى و خليفه و وصى مطرح بوده است؛ يعنى در روايات عناوينى كه رسول خدا | براى اين مسؤوليت، به كار برده است؛ عنوان خليفه، وصى و … است و همه مى‏دانند كه اين عناوين براى دوران عدم حضور شخص به كار مى‏رود.

 

 

 

([1]) تفسير المنار، ج 6، ص 466.

([2]) مسند، احمد بن حنبل، ج 5، ص 606، حديث 19426 و ج 6، ص 498، حديث 22503؛ خصائص، نسايى، ص 144 و 143، حديث 89 و 90.

([3]) الكافى، كتاب الحجة، ج 2، ص 50.

([4]) تفسير، القرطبى، ج 18، ص 278.

([5]) تفسير، القمى، ج 1، ص 173.

نوشته قبلی

عدم احتجاج به حديث غدير

نوشته‌ی بعدی

آیا پیامبر در روز غدیر چیزی در مورد جانشین خود نگفته؟

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
عدم اطاعت از علی علیه السلام و کفر به خدا

آیا پیامبر در روز غدیر چیزی در مورد جانشین خود نگفته؟

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

بعثت در كلام خاندان رسالت

بعثت در كلام خاندان رسالت

پویایی و بالندگی فقه شیعه

پویایی و بالندگی فقه شیعه

واژه شناسی شیعه و تشیّع

شیعه از دیدگاه امام علی (ع)

خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر

خیزش مردم سرآغاز بعثتِ هنر

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا