فضائل حضرت امام زين العابدين ×
امام زين العابدين × چهارمين امام است از ائمه اهل بيت و در علم و زهد و عبادت و سخا و کرم و عفو و بزرگواري و ساير سجاياي رفيعه جانشين پدر بزرگوار خويش. آن حضرت بهنگام وضو گرفتن رنگش به زردي ميگرائيد. در اين باره از حضرتش پرسيدند فرمود: نميبينيد در حضور چه کسي ميايستم؟ از آن حضرت حکايت کنند که در شبانه روزي هزار رکعت نماز ميگذارد.
ابن محمد از زهري نقل کند که: عبدالملک بن مروان، امام زين العابدين را با بندهاي گران و نگاهبانان از مدينه حمل نمود. زهري براي وداع به حضور آن حضرت رفت و بگريست و گفت: دوست دارم من به جاي تو بودم. فرمود: آيا گمان ميبري اين مرا سخت آيد، اگر بخواهم نيست. چيزي هست، آن است که عذاب خداي را فرياد من ميدهد. سپس پاهاي خود را از زنجير و دستهاي خود را از غل بيرون آورد. آنگاه فرمود دو روز از مدينه با آنها ميروم. روز سوم که آمد هنگام طلوع فجر از آنها ناپيدا گشت مستحفظين او را هر چند جويا شدند نيافتند.
زهري گفت نزد عبدالملک رفتم، مرا از وي بپرسيد او را آگاه ساختم گفت: روز ناپيدائيش از مستحفظين نزد من آمد. بر من وارد شد، پس گفت: من و تو چه کارهئيم، گفتم پيش من بمان، گفت: دوست ندارم. آنگاه از نزد من خارج شد قسم به خداي دل من پر شد از ترس او. و از همان دم عبدالملک نامهيي به حجاج نوشت که از ريختن خون اولاد عبدالمطلب خودداري کند او را نيز امر کرد که اين موضوع پوشيده باشد.
امام زين العابدين اين راز را کشف کرد و نامه به عبدالملک نوشت که تو در فلان روز، نامة سري در بارة ما اولاد عبدالمطلب به حجاج نوشتي و چنان و چنين دستور دادي و خداي تعالي را اين کار تو خوش آمد. وي ديد درست تاريخش مطابق تاريخ نامهايست که خود به حجاج نوشته. و رفتن غلام آن حضرت نزد او، و رفتن رسول او نزد حجاج موافق بود. عبدالملک دانست که امام زين العابدين بنور مکاشفه نامة او را دانسته. و اين موضوع را پوشيده ميداشت. عبدالملک بار شتر آن حضرت درهم را با مقداري کالا همراه غلامش تقديم کرد و از آن حضرت مسئلت دعاي خير نمود.
امام زين العابدين × مردي بزرگ بخشايش و با حياء و سخا و کرم و بزرگي و عفو و اغماض بود، تا آنجا که مردي او را بد گفت: امام از روي تغافل فرمود، آن مرد گفت: ترا ميگويم. امام فرمود و از تو اعتراض ميکنم. اشاره به آيه کريمه {خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلينَ} فرمود شتران سرخ موي مرا به اندازة نصيب من از ذلت مسرور نميسازد.

















هیچ نظری وجود ندارد