هر جامعه ای برای دور ماندن از فساد و گام برداشتن در راه کمال و خوبیها به قانون صحیح نیاز دارد. جامعهای که قانون نداشته باشد و یا قانون صحیح بر آن حاکم نباشد راه به ساحل سعادت نخواهد برد. بنابراین قانون صحیح، سنگ بنای هر جامعه متمدن و سعادتمند است؛ اما آیا تنها قانون صحیح و کامل برای دستیابی یک جامعه به سعادت کافی است؟ آیا قانون، آرزوهای بشر را برای رسیدن به پیشرفت و کمال برآورده میکند؟
بیتردید، پاسخ منفی است و تنها وجود قانون صحیح، سعادت جامعه را تضمین نخواهد کرد؛ بلکه افزون بر وجود قانون، اجرای صحیح آن نیز شرط است. قانون صحیح ضامن اجرایی قوی لازم دارد و افراد یا نهادهایی باید وجود داشته باشند تا بر اجرای این قوانین نظارت کنند؛ زیرا طبع بشر و ترکیب هر جامعه به گونهای است که تا نظارت قوی و دقیق بر اجرای قوانین وجود نداشته باشد آن قانون یا اصلاً اجرا نمیشود و یا به خوبی اجرا نخواهد شد؛ بر همین اساس در تمام نظامهای سیاسی دنیا، بعد از وضع قوانین، نهادهایی خاص را مأمور اجرای قانون و نظارت مستقیم بر آن میکنند.
اسلام نیز برای رسیدن بشر به سعادت و رفاه، قوانینی را به نام واجبات و محرمات دین تشریع نموده و برای اینکه این قوانین به خوبی اجرا شود نهادها و افرادی را ناظر بر اجرای این قوانین قرار داده است؛ اما نظام اسلامی هم از جهت وضع قوانین و هم از جهت اجرا و نظارت، با دیگر نظامهای سیاسی دنیا متفاوت است.تفاوت قوانین اسلامی با قوانین دیگر نظامهای سیاسی دنیا در این است که قوانین و احکام اسلامی فراتر از حیطه دنیا، به سعادت فرد نیز نگریسته و افزون بر تضمین رفاه و سعادت دنیوی انسانها به سعادت و رفاه اخروی آنان نیز توجه نموده است. از جهت نظارت نیز تنها به نظارت نهادهایی خاص همچون؛ نهاد قضایی یا انتظامی اکتفا نکرده بلکه یکایک افراد جامعه را ناظر بر اجرای این قوانین کرده و این نظارت را وظیفه همه افراد جامعه دانسته است. برای کسانی که به این وظیفه عمل نمایند پاداشهای عظیمی در نظر گرفته و برای افرادی که از این وظیفه سرپیچی کنند مجازاتهای سنگینی را وضع نموده است. این سیستم نظارتی اسلام، «امر به معروف و نهی از منکر» نام دارد.
ممکن است برخی ایراد بگیرند که امر به معروف و نهی از منکر فضولی در کار دیگران و موجب سلب آزادی افراد است و کسی حق ندارد با اقدام به این امر در کار دیگران دخالت کند و آزادی آنان را سلب نماید.
در پاسخ باید گفت: منطق و عقل حکم میکند که انسانها در برابر جامعهای که در آن زندگی میکنند، مسئول باشند و برای سلامتی و پاک نگاه داشتن آن جامعه از آلودگی تلاش نمایند. جامعهای میتواند سالم باقی بماند که افراد آن جامعه در سلامتی قرار داشته باشند. اگر فردی آلوده و ناسالم شد، آلودگی او به نقاط دیگر اجتماع نیز سرایت نموده، آنها را نیز آلوده خواهد کرد؛ بر این اساس همه افراد موظفاند نسبت به آلودگی و انحراف تک تک افراد جامعه احساس مسئولیت نمایند و اگر در مواردی فردی از مسیر قوانین اسلامی و اجتماعی سرپیچی نمود، انحراف او را به وی گوشزد نمایند.
پیامبر اکرم (ص) در اینباره میفرماید:«وجود یک فرد گناهکار در میان جامعه و مردم، همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی میشود و به هنگامی که در وسط دریا قرار میگیرد تبری برداشته و به سوراخ کردن موضعی که در آن نشسته، میپردازد و هرگاه به او اعتراض کنند در جواب بگوید: من در سهم خود تصرف میکنم و اگر دیگران او را از این عمل خطرناک باز ندارند طولی نمیکشد که آب دریا به داخل کشتی نفوذ میکند و یکباره همگی در دریا غرق میشوند». [۱]
پیامبر با این مثال جالب، منطقی بودن وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را مجسم ساخته و حق نظارت فرد بر اجتماع را حق طبیعی ـ که ناشی از پیوند سرنوشتها با یکدیگر است ـ میداند. علاوه بر این، عمل به این دو فریضه، تکلیفی الهی است که خداوند متعال و رسول او در آیات و روایات فراوان، آن را وظیفه تمام مؤمنان، و گاه حق آنان نسبت به یکدیگر دانستهاند. از اینرو در مقابل انجام وظیفه و عمل به تکلیف، نمیتوان به کسی اعتراض کرد که چرا به وظیفهات عمل میکنی؟
منبع
[۱]. تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳۷.
برگرفته از کتاب”سیمای شیعه از نگاه اهل بیت” نوشته ی سید جعفر صادقی فدکی
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
















هیچ نظری وجود ندارد