۱٫ معنای تألیف قلوبواژه ی مرکب « تألیف قلوب » را باید از دو نظر بشناسیم: یکی از نظر لغوی و دیگری اصطلاح فقهی.
الف) معنای لغوی« تألیف » از کلمه ی « الفت » گرفته شده و در لغت به معنای ارتباط پیدا کردن و جوش و پیوند خوردن می باشد.کلمه ی « التیام » نیز به معنای پیوند و جوش خوردن است، اما فقط در امور مادی و مربوط به جسم استعمال می شود، مانند التیام زخم.اما الفت و تألیف، پیوند و جوش خوردن معنوی دو چیز و دو موجود را می گویند؛ مانند: این که دو قلب متعلق به دو انسان به واسطه علاقه و محبت، الفت پیدا کنند و به هم جوش بخورند و نیز مانند این که مفاهیم و معانی متعددی با هم تألیف شوند و جوش بخورند و مقصود واحدی را تداعی نمایند.کلمه ی الفت و تألیف، در قرآن مجید نیز به این معنا و منظور استعمال شده است آن جا که می فرماید:« إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً؛ (۱)هنگامی که شما ( مسلمانان پیش از اسلام و در حال کفر ) با یکدیگر دشمن بودید، اما خداوند به وسیله نعمت اسلام، میان دل های شما « تألیف » و پیوند داد و همه برادر هم گشتید. »و در جای دیگر می فرماید:« لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ؛ (۲)[ ای پیامبر !] اگر تمام آن چه را که در روی زمین است مصرف می کردی، نمی توانستی آن چنان که خداوند به واسطه ی اسلام میان دل های مردم الفت و پیوند داد، تألیف و پیوند بدهی! »بنابراین، معنای تألیف قلوب از نظر لغت؛ یعنی ارتباط پیدا کردن و پیوند دل ها.
ب) تعریف فقهیاز نظر فقهی تألیف قلوب عبارت است از: « حمایت اقتصادی مسلمین و یا کفار توسط پیامبر، امام و یا ولی امر مسلمین به منظور جلب آنان برای جهاد و اسلام و دفاع از آن. »برای این حمایت اقتصادی اسلام بودجه ی خاصی را اختصاص داده و آن قسمتی از زکات است که به عنوان مالیات اسلامی، از مردم مسلمان گرفته می شود.کسانی که چنین مورد کمک و حمایت قرار می گیرند « مؤلفه قلوبهم» و یا « مُؤَلَّفَهُ القُلُوب » نامیده می شوند.در قرآن مجید برای بودجه ی هنگفت زکات هشت مورد مصرف بیان گردیده است. متن آیه ی شریفه در این باره چنین است:« إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاکِینِ وَ الْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَ الْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقَابِ وَ الْغَارِمِینَ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَهً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ؛ (۳)همانا زکات مخصوص: فقرا، مسکینان، بینوایان، کارمندان دولت اسلامی که مسؤول جمع آوری زکاتند، مؤلفه القلوب، آزادی بردگان، مقروضات و ورشکستگان، فی سبیل الله ( کارهای عام المنفعه، مانند: ساختن مسجد، پل، بیمارستان، کتابخانه و… ) ، ابن سبیل ( کسانی که در حین مسافرت و دور از وطنشان خرج راه خود را تمام کرده و به آن نیاز دارند )… .»این ها موارد مصرف بودجه ی زکات اسلامی است و فقهای شیعه و سنی نیز همه متفقند که موارد مصرف زکات این هشت مورد است که خداوند به طور صریح بیان فرموده است. (۴)اما فقها، بعد از اتفاقشان بر این هشت مورد، در مورد کیفیت هر یک از عناوین، اختلاف فتوا و نظر جزئی پیدا کرده اند.چنان که ملاحظه فرمودید یکی از موارد هشت گانه « مؤلفهُ القُلُوب » می باشد که باید از زکات سهمی به آنان داده شود تا در جهاد و مبارزه شرکت کنند؛ اینان را خداوند به این خاطر « مُؤلَّفَهُ القُلُوب » نامیده است که رهبر و امام مسلمین با پشتیبانی و حمایت مالی جدی آنان، دل هایشان را نسبت به اسلام و مسلمین تألیف و پیوند می دهد و آنان را برای دفاع از اسلام و یا مبارزه علیه دشمنان اسلام، تشویق و دلگرم می سازد.پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم در دوران حیاتش، اصل تألیف قلوب را به کار می بست. مثلاً از مشرکان شخصی به نام « صفوان بن امیه » و از منافقان، ابوسفیان تألیف قلوب شدند. (۵)صفوان بن امیه در جنگ حنین به همراه مسلمین جنگید و از غنایم نیز سهم برد.
نتیجهنتیجه ی مطالب مذکور این است که دین مقدس اسلام، برای تشویق و تقویت ایمان مسلمانان ضعیف الایمان و نیز برای جلب کفار به جهاد و مبارزه علیه طاغوت ها و یا جلب آنان برای شرکت در دفاع از وطن اسلامی، بودجه ی مالی ویژه ای را در نظر گرفته و اعمال چنین سیاستی در سیاست خارجی « تألیف قُلوب » نامیده می شود.
۲٫ قلمرو عملکرد تألیف قلوبدقیقاً چه کسانی مؤلفه القلوب نامیده می شوند ؟ آیا مسلمانان ؟ یا کفار ؟ یا مستضعفان و بی چارگان و قاصران ؟ کدام یک از این ها ؟ آیا اصل تألیف قلوب اختصاص به یکی از این موارد دارد و یا بر عکس، عام است و شامل همه ی این ها می گردد ؟نظریات فقها در این مسأله گوناگون است به طوری که شیخ یوسف بحرانی یکی از فقهای برجسته ی تشیع در این باره می گوید:« سخنان اصحاب ما در تفسیر کلمه ی مؤلفه القلوب و تعیین حوزه عملکرد اصل تألیف بسیار پراکنده و گوناگون است و احتمال های زیادی را در بردارد به طوری که برخی آن را مخصوص غیر مسلمانان و کفار می دانند.برخی دیگر منافقان را مصداق مؤلفه القلوب می شمارند و عده دیگر، دسته ای از مسلمانان را مشمول آن قرار می دهند…و شگفت انگیز و عجیب است که با وجود اخبار و روایات روشن و صریح درباره ی مؤلفه القلوب، چرا فقهای ما این همه دچار احتمالات شده اند و … .» (6)به هر حال ما مصمم هستیم که اقوال و نظریات فقها را در قالب یک ترتیب و نظم خاص بیان کرده و سرانجام نتیجه مطلوب را بگیریم.نظریات و اقوال فقها در مورد این که منظور از مؤلفه القلوب چه کسانی هستند، از قرار زیر است:
الف) فقط کفارعده ای از فقها معتقدند که تألیف قلوب فقط شامل کفار است که امام مسلمین بدین وسیله آنان را نسبت به اسلام خوش بین کرده و به همکاری در جهاد و مبارزه جلب می کند. شیخ مفید از جمله ی طرفداران این قول است. (۷)اما شهید اول صاحب متن لمعه در کتاب « بیان » خود خلاف این قول را به شیخ مفید نسبت داده و گفته است: « شیخ – رحمه الله علیه – تألیف قلوب مسلمانان را نیز جایز می داند ». (8)محقق حلی در کتاب معتبر خود شیخ طوسی را از جمله ی طرفداران انحصار تألیف قلوب به کفار می شمارد. (۹)
ب) منافقانقول دیگر این است که : اصل تألیف قلوب فقط شامل منافقان می شود تا بدین وسیله آنان دلشان نرم شده و از نفاق خود دست بردارند. شهید اول در کتاب « بیان » این قول را به ابن جنید نسبت داده است که یکی از بزرگان فقهای شیعه می باشد. (۱۰)در سیره ی پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم نیز مواردی مشاهده می شود که در آن ها منافقان را « تألیف قلوب » کرده است؛ مانند: ابوسفیان و … .در این رابطه صاحب حدائق الناضره داستانی را نقل می کند که دانستن آن بی فایده نیست:پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم در جنگ حنین، با توجه به اصل تألیف قلوب عده ای از سران عرب، مانند: ابوسفیان و عینیه بن الحصین الفراری و امثال آنان را در جنگ شرکت داد و از غنایم جنگی نیز سهمی برای آنان قائل شد. عده ای از اصحاب ناراحت شدند و به همراهی « سعدبن معاذ » به حضور رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم رفتند و سعد بن معاذ از طرف آنان خطاب به پیامبر عرض کرد:اگر تقسیم مال میان مسلمانان واقعی و منافقان- و نیز کفار و مشرکان، مانند: صفوان بن امیه- بر طبق آیه ای است که از جانب خدا نازل شده ما آن را می پذیریم و اگر غیر آن باشد، ما به آن راضی نیستیم. پیامبر از آن جماعت پرسید: آیا همه ی شما در رأی با سرپرست خودتان سعد موافقید ؟ گفتند: سرپرست و سیّد ما خدا و پیامبر اوست، اما رأی ما در این مسأله مثل رأی سعد است و لذا خداوند در پاسخ آیه ی تألیف قلوب را نازل کرد و سهمی برای مؤلفه القلوب قائل شد. » (11)اسکافی نیز مؤلفه القلوب را فقط منحصر به منافقان می داند. (۱۲)با توجه به اسناد و مدارک می توان گفت: منافقان یکی از مصادیق مؤلفه قلوبهم هستند و نه تنها مصداق منحصر به فرد آن.
پ) مسلمانان ضعیف الایمانقول دیگر این است که اصل تألیف قلوب شامل حال مسلمانانی است که به توحید خدا و نبوت حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم اعتراف دارند، اما دارای ایمانی ضعیف و متزلزل و مضطرب هستند؛ با به کار گرفتن اصل تألیف و تحبیب قلوب گرایش آنان به اسلام زیادتر می گردد و از تزلزل و اضطراب بیرون می آیند.شیخ یوسف بحرانی صاحب « حدائق الناضره » از جمله ی قائلان و طرفداران این قول است.او در کتاب خود برخی از احادیث ائمه اطهار را برای تأیید نظر خود نقل کرده است؛ اما این نظر صحیح به نظر نمی رسد؛ زیرا برخی از احادیث را توجیه کرده و از برخی نیز اصولاً صرف نظر و نقل نکرده است. مثلاً وقتی که داستان جنگ حنین را نقل می کند فقط از منافقان نام می برد و وجود صفوان بن امیه را در جنگ اصلاً ذکر نمی کند که از کفار و مشرکان بود. (۱۳)
ت) کفار، منافقان و مسلمیننظریه و قول دیگر این است که اصل تألیف قلوب، یک اصل « عام » است شامل همه ی مصادیق ذکر شده مانند کفار، منافقین، مسلمین ضعیف الایمان، مسلمانان مرزنشین و … می شود و همه را در بر می گیرد و هیچ گاه اختصاص و انحصار به یکی از آن مصادیق نداشته و ندارد.این قول در میان فقها، اعم از فقهای امامیه، اهل سنت و زیدیه، طرفداران بیشتری دارد و اکنون اهم این اقوال را ملاحظه خواهید کرد.
۱) فقهای شیعه ی امامیهدر رأس علما و فقهای شیعه ی اثناعشری می توان از شهید اول و شهید ثانی به عنوان طرفداران قول و نظریه ی عمومیت اصل تألیف قلوب یاد کرد. فشرده ی نظریات شهیدین چنین است:« مؤلفه قلوبهم، هم کفار و هم مسلمانان را شامل می شود. مؤلفه القلوب از کفار، آن کسانی هستند که برای جلب آنان به جهاد و مبارزه، سهمی برایشان قرار داده می شود و مؤلفه القلوب از مسلمانان چهار دسته اند:اول، آن دسته از مسلمانانی که از مشرکان و کفار، هم چشم داشته باشند، در این مورد، مسلمین تألیف قلوب می شوند تا کفارِ هم چشم آنان نیز راغب به اسلام شوند.دوم، آن دسته از مسلمین که نیت و ایمانشان ضعیف است و در امر دین متزلزلند، اینان نیز تألیف قلوب می شوند تا شاید ایمانشان تقویت گردد و از تزلزل خارج شوند.سوم، آن دسته از مسلمین که در هم جواری محل جمع آوری زکات باشند.چهارم، آن دسته از مسلمین که مرزنشین باشند، آن ها نیز تألیف قلوب می شوند تا در دفاع و حراست از مرزها، قوی تر و مصمم تر باشند. » (14)از سخنان شیخ الطائفه ابو جعفر طوسی در کتاب « نهایه » نیز چنین بر می آید که مانند شهدین، معتقد به شمول و عمومیت اصل تألیف قلوب است؛ زیرا شیخ در نهایه به طور عام گفته است:« مؤلفه قلوبهم کسانی هستند که بدین واسطه به امر جهاد و مبارزه، ترغیب و تشویق می گردند. » (15)و هیچ توضیحی نداده است.همچنین محقق حلی نیز تصریح کرده است که تألیف قلوب شامل مسلمین و کفار هر دو می شود. (۱۶)همچنین از متأخرین، حاج آقا ضیاء الدین عراقی نیز معتقد است که تألیف قلوب عمومیت دارد و شامل کفار و غیر مسلمانان نیز می شود. (۱۷)و نیز فقیه مجاهد و مرجع بزرگ اسلام آیه الله العظمی امام خمینی (ره) معتقد به عمومیت و شمول اصل تألیف قلوب بر کفار و مسلمین می باشد. ایشان در تحریر الوسیله چنین می فرماید:« مؤلفه قلوبهم آن عده از کفار هستند که با تألیف قلوب، قصد می شود که آنان به جهاد و مبارزه ترغیب شوند و یا این که گرایش پیدا کنند به دین اسلام. همین طور آن عده از مسلمانان که عقیده ی آنان نسبت به اسلام ضعیف است، مشمول تألیف قلوب هستند. » (18)تا این جا نظریات و فتاوای فقهای شیعه در مورد این که اصل تألیف قلوب عمومیت دارد و منحصر به کفار و یا مسلمین نمی باشد را ملاحظه فرمودید و اکنون ببینیم فقهای اهل سنت در این باره چه نظریه ای دارند.
۲) فقهای اهل سنتفقهای اهل سنت نیز در این مسأله چندان اختلافی با فقهای شیعه ندارند و معمولاً عمومیت تألیف قلوب را با شکل ویژه ای تصریح می کنند. اختلاف آنان فقط در نسخ و عدم نسخ حکم تألیف قلوب بعد از رحلت پیامبر است که در آینده به آن خواهیم پرداخت.در کتاب « دلیل الطالب » که بر اساس فقه احمدبن حنبل نوشته شده است درباره ی مسأله ی مورد بحث ما چنین می گوید:« منظور از مؤلفه القلوب آن کسی است که در میان عشیره و قبیله خود صاحب نفوذ و مطاع باشد؛ چنین کسانی تألیف می شوند: یا به خاطر این که به اسلام ایمان بیاورند و یا برای این که ایمان ضعیفشان تقویت گردد و یا عاملان زکات را در برابر بازدارندگان آن حمایت کند. » (19)چنان که از کتاب « الفقه علی المذاهب الخمسه » استفاده می شود، بقیه ی مذاهب فقهی اهل سنت نیز عموماً قائلند که حکم تألیف قلوب عمومیت دارد به مسلمان و غیر مسلمان، مشروط بر این که این حمایت اقتصادی و تألیف، به مصلحت اسلام و جامعه اسلامی باشد. (۲۰)سیّد محمد شیخ الاسلام از علمای شافعی ایران در کتاب خود، مؤلفه القلوب را به چهار قسم زیر تقسیم کرده است:۱٫ تازه به اسلام گرویده ای که ایمان او ضعیف باشد؛۲٫ کسی که مسلمان شده و در میان قبیله ی خود عنوان و وجهه ای دارد و همراهی مالی با او از طریق اعطای زکات، باعث اسلام آوردن دیگران بشود؛۳٫ مسلمان قوی الایمان که به وسیله ی زکات دادن به او، مسلمانان از شر قبیله ی کافر او مصون بمانند؛۴٫ کسی که در وصول زکات و گرفتن آن از مانع الزکات، مسلمانان را حمایت کند؛ (۲۱) در این جا قسم چهارم مطلق است و می توان آن را عمومیت داد.قرضاوی نویسنده ی کتاب محققانه و ارزشمند « فقه الزکات » ضمن یک بررسی فقهی همه جانبه از مسأله ی تألیف قلوب، در مورد اقسام مؤلفه قلوبهم چنین می نویسد:« مؤلفه قلوبهم اعم از کافر و مسلمان دارای انواع و اقسام ذیل می باشد:۱٫ دسته ای از آن ها کسانی هستند که با عطا و کمک اقتصادی، امید آن می رود که خود و یا قبیله و اقوامشان اسلام را بپذیرند؛ مانند صفوان بن امیه که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در روز فتح مکه به او امان داده بود، پیامبر چهار ماه به او مهلت داد که در کار خویش بیندیشد و راهش را انتخاب نماید و در این مدت، غایب بود و لیکن در جنگ حنین، قبل از آن که مسلمان شود، شرکت جست و پیامبر هنگام عزیمت به حنین اسلحه او را به عاریت گرفت و شتران بسیاری به او بخشید و …، سپس او مسلمان شد و در این باب احمد با اسناد خود از انس روایت کرده است که :پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در مورد جلب دیگران به اسلام از عطا کردن و بخشیدن، هیچ ابا و امتناعی نداشت؛ چنان که مردی از آن حضرت چیزی در خواست کرد و حضرت دستور فرمود: گوسفندان زیادی به او بدهند و آن گاه که او به میان قبیله ی خود بازگشت چنین گفت:ای قوم! اسلام را بپذیرید، زیرا که محمد در بخشش چون کسی است که هرگز از فقر و تنگدستی نمی هراسد.۲٫ دسته ی دیگر از مؤلفهُ القُلُوب کسانی هستند که به خاطر دفع شر آنان و وابستگانشان، مورد تألیف قرار می گیرند، چنان که ابن عباس نقل کرده است که : هرگاه جماعتی نزد پیامبر می آمدند و آن حضرت چیزی از زکات را به آنان می پرداخت و آن ها نیز زبان به مدح اسلام می گشودند و می گفتند: این دین، دین خوبی است و اگر آن حضرت چیزی به آن ها نمی داد، می گفتند این، دین بدی است.۳٫ گروه دیگر آن هایی هستند که تازه مسلمان شده اند، اینان نیز به این دلیل مورد حمایت اقتصادی و تألیف قرار می گیرند که در اسلامِ خود ثابت قدم بمانند.از زهری درباره ی « مؤلفه القلوب » پرسیدند که چه کسانی هستند ؟ او پاسخ داد: کسی که از نصارا و یهود به دین اسلام بگروند؛ گفته شد: آیا اگر غنی باشد چطور ؟ پاسخ داد: هر چند که غنی باشد.همچنین حسن ( بصری ) نیز گفته است: مؤلفه القلوب کسانی هستند که تازه مسلمان شده اند.و این مسأله به این دلیل است که فرد تازه مسلمان شده به خاطر نفی دین سابق خود و پذیرش اسلام، موقعیت خود را در میان خانواده از دست می دهد و چه بسا با او به مبارزه بپردازند و به طور کلی وی را طرد کنند، در این صورت، زندگی اقتصادی او به مخاطره می افتد و بی شک به کمک و حمایت اقتصادی نیاز دارد تا بتواند در عقیده ی انتخابی خود ثابت قدم بماند.۴٫ از جمله ی مصادیق مؤلفه القلوب، بزرگان و زعمای مسلمانانی هستند که از کفار، نظیر و هم چشم داشته باشند، با تألیف قلب شخصیت های مسلمان، نظیر آن ها از کفار نیز به اسلام تمایل پیدا می کنند، چنان که ابوبکر در مورد « عدی بن حاتم » و « برقان بن بدر » چنین عمل نمود، با این که اسلامشان نیک بود و لیکن این کار به خاطر منزلتی بود که در پیش اقوام و قبیله خود داشتند.۵٫ از مصادیق دیگر مؤلفه القلوب، زعما و شخصیت های ضعیف الایمان مسلمین هستند که در میان قوم خود، دارای نفوذ کلام باشند، اینان نیز مورد تألیف قرار می گیرند تا در دین خود استوار شوند و احتمالاً در امور مربوط به جهاد کمک نمایند، چنان که رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم اموال زیادی از غنایم جنگ « هوازن » را به « طُلقای مکّه » عطا کرد، در حالی که در میان آن ها، هم ضعیف الایمان وجود داشت و هم منافقان بودند، اما بعد از آن جریان، ایمان اکثر آن ها تقویت و تثبیت گردید. (۲۲)۶٫ دسته ی دیگر از گروه مؤلفه القلوب، مسلمانانی هستند که در مرزهای کشور اسلامی زندگی می کنند، اینان نیز بدین طریق مورد حمایت قرار می گیرند تا در مقابل تجاوزِ احتمالی دشمن، تقویت شوند.۷٫ و از مصادیق مؤلفه القلوب کسانی هستند که با استفاده از نفوذ کلام خود، در میان بعضی از اقوام که از پرداخت زکات به دولت اسلامی امتناع دارند، آن ها را ترغیب به پرداخت زکات نمایند و بدین وسیله زکات دهندگان را یاری کنند.همه ی این ها که بر شمردیم، تحت عنوان کلی و عمومی « مؤلفه قلوبهم » داخل هستند و استثنا ندارند. » (23)
۳) فقهای زیدیهاحمد بن یحیی المرتضی یکی از علمای برجسته و مهم فرقه ی زیدیه ( در قرن هشتم هجری ) در کتاب فقهی خود، درباره ی معنای تألیف قلوب و مصادیق خارجی آن چنین می نویسد:« وَ تَألیفُ کُلّ أحَدٍ جائِز للإمام فَقط لِمَصلحَهٍ دینیّهٍ وَ مَن خالَفَ فیما أَخَذَ لأجلِهِ ردَّ؛ (۲۴)تألیف قلوب هر کسی که امام و رهبر مسلمین به صلاح اسلام تشخیص دهد، جایز است؛ اما اگر پول را آن شخص در آن منظوری که امام داشته است مصرف نکند و یا آن کارِ مطلوبِ امام را به جای نیاورد، پول پس گرفته می شود.
نتیجه گیریاز سخنان فوق معلوم می شود که طبق آرای همه ی مکاتب و مذاهب فقهی اسلام ( با اختلاف نظر جزئی ) اصل تألیف قلوب، یک اصل عام است شامل دسته های مختلف مسلمین و کفار و منافقان می شود؛ یعنی امام و رهبر جامعه ی اسلامی می تواند در تألیف قلوب هر کس و یا قبیله و دسته ای که برای اسلام مصلحت ببیند، از زکات بپردازد و قلب آنان را تألیف کند.شیخ ضیاء الدین عراقی، از علما و فقهای برجسته ی متأخر شیعه ی اثناعشری به صراحت می گوید:« تألیف قلوب شامل مسلمان و کافر، هر دو می گردد، نه تنها برای این که مستقیماً در جهاد با کفار دیگر همراه مسلمین بشوند، بلکه برای دفاع از اسلام و نیز افزودن به شوکت و عظمت نام آن، می توان پول خرج کرد و تألیف قلوب نمود، حتی نه تنها مسلمان بودن مؤلفه القلوب شرط نیست، بلکه فقیر بودن آنان نیز شرط نیست؛ در صورت غنی بودن آنان نیز اگر مصلحت اسلام اقتضا کند، باید پول به آنان داد تا تألیف قلوب گردند. » (25)چنان که قبلاً بیان گردید نظر و فتوای امام خمینی – رضوان الله تعالی علیه – نیز در تحریر الوسیله، عمومیت تألیف قلوب بر مسلمان و غیر مسلمان است و لذا امروزه می توان از این اصل استوار فقهی در سیاست خارجی دولت اسلامی، در مورد نهضت های آزادی بخش و تز صدور انقلاب، استفاده کرد.با اصل تألیف قلوب می توان تمام نهضت های ضد استعماری و استبدادی جهان- اعم از اسلامی و غیر آن- را متوجه انقلاب اسلامی گردانید. که در آینده در این باره با تفصیل بیشتر بحث خواهیم کرد.
۳٫ آرای فقها در نسخ و عدم نسخ حکم تألیف قلوبمسأله دیگری که در این جا باید مطرح و بررسی شود این است که آیا حکم تألیف قلوب که در زمان حضرت خاتم الانبیا صل الله علیه و آله و سلم مورد عمل بوده بعد از رحلت آن حضرت نیز به قوت خود باقی است یا این حکم بعد از آن حضرت نسخ شده است ؟پاسخ به این سؤال بر عهده ی مذاهب فقهی شیعه و سنی به طور عموم است، اما سؤال دیگری نیز در این مقام وجود دارد که پاسخ آن صرفاً بر عهده ی فقهای شیعه است:بر فرض این که مسلم گردید حکم تألیف قلوب نسخ نشده و بعد از پیامبر نیز به قوت خود باقی است، آیا در دوران غیبت امام زمان (عج) و در زمان رهبری و مرجعیت فقها نیز این حکم وجود دارد یا خیر ؟این ها دو پرسش مهم هستند که باید پاسخ داده شوند و با استفاده ی از متون فقهی، پاسخ آن ها چنین است:
پاسخ سؤال اولاز نظر تمام فقهای شیعه، حکم تألیف قلوب بعد از رحلت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به قوت خود باقی است. فقها در این عقیده چنین استدلال می کنند که این مسأله در زمان حیات پیامبر تا آخرین لحظه مورد قبول و عمل بوده و پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نیز هیچ سخنی در نسخ آن نازل نشده و لذا چه دلیلی است بر این که گفته شود بعد از پیامبر نباید به اصل تألیف قلوب عمل کرد ؟ هیچ دلیلی از قرآن و سنت در این باره وجود ندارد و برای همین، باید حکم به بقای آن کرد.محقق در کتاب معتبر می گوید:« حکم تألیف قلوب بعد از پیامبر باقی است، چون آن حضرت تا هنگام وفاتش به آن عمل می کرد. » (26)شهید اول نیز در کتاب بیان همین نظریه را تأیید می کند. (۲۷)از حدائق الناضره ی بحرانی نیز استفاده می شود که بعد از رحلت حضرت رسول و در زمان ائمه علیهم السلام این حکم باقی بوده است.بحرانی از طبرسی، صاحب « مجمع البیان » نیز نقل می کند که به شرط وجود امام عادل، حکم تألیف قلوب باقی است و می تواند مورد عمل قرار بگیرد. (۲۸)از فقهای متأخر شیعه حاج آقا ضیاء الدین عراقی و امام خمینی را می توان به عنوان قائلان به بقای حکم تألیف قلوب بعد از پیامبر ذکر کرد. (۲۹)من از فقهای شیعه کسی را نیافتم که معتقد به نفی و نسخ حکم تألیف قلوب بعد از پیامبر باشد. این که چرا بعضی از آنان، در زمان غیبت امام معصوم آن را منتفی دانسته اند، در محل خود ذکر خواهیم کرد.اکنون که نظریات فقهای شیعه در این مسأله روشن گردید بهتر است نظر فقهای اهل سنت را بدانیم.احمد بن رشد قرطبی، یکی از علما و فقهای مالکی، می گوید:« قول حق این است که : اصل تألیف قلوب، بعد از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم باقی است و نسخ نشده است و امام مسلمین با صلاح دید خود، سیاست تألیف قلوب را به کار می برد. » (30)شیخ یوسف بحرانی، از شافعی نقل می کند که : حکم تألیف قلوب در هر زمانی ثابت بوده و نسخ نشده است. (۳۱)نویسنده ی کتاب « اَلفِقهُ عَلی المَذاهِبِ الخَمسَه » می گوید:« فقط حنفی ها معتقدند که بعد از رحلت پیامبر، اصل تألیف قلوب نسخ شده است، چون آن زمان مسلمین ضعیف بودند و به آن نیاز داشتند و اکنون دیگر نیازی به آن ندارند! و بقیه مذاهب معتقدند که حکم باقی است. »از فقهای زیدیه نیز چنان که از صاحب عیون الازهار فی فقه الائمه الاطهار نقل گردید، معتقد به بقای حکم تألیف قلوب هستند. (۳۲)مرحوم استاد محمد جواد مغنیه در این مسأله، کلام جامعی دارد که دقت در آن می تواند پاسخی به این سؤال باشد:« فقها اختلاف نظر پیدا کرده اند در این که آیا مؤلفه القلوب آنانی هستند که اظهار اسلام نمی کنند و یا منظور، مسلمانان شاک و ضعیف الایمان می باشند ؟ مسلم این است که پیامبر، مشرکان را تألیف قلوب می کرده که صفوان بن امیه از جمله ی آن هاست و همین طور منافقان را نیز تألیف قلوب می کرده که ابوسفیان از جمله ی آن هاست و در این باره روایاتی از اهل بیت وارد شده است؛ لذا می توان گفت: تألیف قلوب به هر دو گروه عمومیت دارد.برخی از مذاهب فقهی معتقدند: حکم تألیف قلوب، بعد از پیامبر ساقط شده است، چون آن وقت مسلمین ضعیف بودند و به آن نیاز داشتند، ولی دیگر نیازی به آن ندارند؛ اما فقهای شیعه معتقدند : مادامی که در روی زمین، غیر مسلمانی باقی است، حکم تألیف قلوب نیز به قوت خود باقی است، چون محال است که مسبب از بین برود و سبب آن باقی بماند و معلول ساقط شود، در حالی که علتش موجود باشد. » (33)یوسف القرضاوی، یکی از علمای معاصر اهل سنت، ضمن یک بحث نسبتاً مفصل در این که تألیف قلوب نسخ نشده و به قوت خود باقی است، سخنان تازه تری دارد که چکیده ی آن ها چنین است:آنان که ادعا کرده اند: حکم تألیف قلوب نسخ شده است، تمام دلایل و برهانشان در دو چیز خلاصه می شود:۱٫ این که صحابه بر نسخ آن اجماع کرده اند؛۲٫ این که حکم تألیف قلوب به خاطر کمی تعداد مسلمین، در ابتدای کار، مورد نیاز بود و اکنون با انتشار جهانی اسلام، نیازی به مسأله ی تألیف و جلب حمایت دیگران وجود ندارد.قرضاوی آن گاه این دو دلیل را به این صورت مردود می کند:۱٫ بیهودگی ادعای نسخ: حقیقت این است که ادعای نسخ شدن حکم تألیف با اجماع صحابه، چیز بی اساس و بیهوده ای می باشد، چون مدعیان می گویند: بعد از رحلت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم عمر سهم مؤلفه القلوب را قطع کرد و صحابه نیز از او در این باره نهی و انتقاد نکردند و این دلیل نسخ شدن حکم تألیف قلوب می باشد در حالی که اولاً عمر احساس کرد که آن قبایل و افرادی که سهم تألیف قلوب می گرفتند، دیگر در شرایط جدید نمی توانند جزء مصادیق و مستحقان این حکم باشند و این مسأله به هیچ وجه به معنای نسخ شدن آیه و حکم نمی باشد، زیرا تغییر مصداق، به معنای ابطال و یا رفع حکم نیست. در طول زمان، مصادیق و موارد احکام شرع عوض می شود، اما اصل حکم مرتفع نمی گردد و نص تعطیل نمی شود.ثانیاً « نسخ » ابطال حکمی است که شارع و خداوند آن را تشریع کرده و ابطال حکم در اختیار کسی است که تشریع حکم نموده است نه غیر آن، و تشریع کننده ی حکم، همانا خداوند می باشد که به واسطه ی پیامبرش انجام داده است و لذا نسخ، فقط در دوران پیامبر صل الله علیه و آله و سلم درست می باشد نه در دوران صحابه و هیچ آیه ای تا وفات پیامبر صل الله علیه و آله و سلم حکم تألیف قلوب را نسخ نکرده است. به دلیل این که به حکم تألیف قلوب تا آخرین لحظات عمر مبارک پیامبر عمل می شد و این عمر بود که بعد از آن حضرت، آن سهم را قطع کرد و لذا هیچ نسخی در کار نبوده است.علاوه بر این که بسیاری از علما و مفسران نیز، مانند : ابو عبید و طبری و … گفته اند این آیه از محکمات بوده و نسخ نشده است.پس، معلوم گردید که ادعای نسخ شدن آیه ی تألیف قلوب، بی اساس می باشد.۲٫ وجود نیاز به تألیف قلوب در این زمان: ادعای این مطلب که در زمان کنونی و بعد از پیامبر، با افزایش تعداد مسلمین، دیگر نیازی به تألیف قلوب نمی باشد، یک ادعای نادرست بوده و نادرستی این سخن به سه دلیل است:الف) آن چنان که بعضی از فقهای مالکی گفته اند؛ دادن سهمی از زکات برای تألیف قلوب افراد و اقوام، صرفاً به این دلیل نیست که به ما کمک بکنند، تا کسی بتواند بگوید که فعلاً ما به کمک دیگران نیاز نداریم، بلکه مقصود از اعمال تألیف قلوب، ترغیب دیگران به دین اسلام و نجات آن ها از ضلالت و کفر و آتش جهنم است.بعد از پیامبر، در عصر ما نیز این مسأله باقی است و چه بسا افرادی که ابتدا به خاطر مال و ثروت، به اسلام بپیوندند و به تدریج ایمانشان استوار و اصلاح شود.ب) علت اقدام به تألیف قلوب از طرف امام مسلمین، ضعف دین اسلام و یا فقر کسانی نیست که مورد تألیف قرار می گیرند، این قبیل چیزها، قیدهای بی دلیلی است که ناآگاهانه بر اطلاعات و عمومات نصوص زده می شود و مخالف حکمت شرایع می باشد؛ در حالی که حتی می بینیم حمایت و تعاون اقتصادی اقوام و ملل کافر را نسبت به همدیگر نقش عمده ای دارد، مانند کمک اقتصادی ممالک اروپا و آمریکا نسبت به یکدیگر.پیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم بعد از فتح مکه و در اوج پیروزی و عزت اسلام و مسلمین افراد و اقوام و قبایل را تألیف قلوب می کرد و لذا کسی نمی تواند با اسناد به افزایش جمعیت مسلمین در این عصر، استدلال کند که : دیگر نیازی به تألیف قلوب نیست.پ) دلیل سوم این است که ما نمی توانیم بپذیریم که اسلام، اکنون بی نیاز از کمک و یاری دیگران است، در حالی که اسلام، در این زمان دچار غربت و تنهایی شده و در مظلومیت کامل می باشد و ملت های مسلمان، از هر سو مورد هجوم قرار گرفته اند و برخی از آنان دچار ذلت و خود کم بینی شده اند ، بنابراین، در چنین موقعیتی، اسلام نیازمند اتحاد کامل مسلمانان است و این که آنان، حمایت دیگران را نسبت به خود جلب کنند و لذا تألیف قلوب در این زمان، بیش از هر وقت دیگر می تواند مشکل گشا باشد. (۳۴)تا این جا با نقل آرا و نظریات فقها و علمای شیعه و سنی، پاسخ سؤال اول داده شد.
پاسخ سؤال دومسؤال دوم این بود که آیا در زمان غیبت امام علیه السلام نیز حکم تألیف قلوب به قوت خود باقی است و یا اختصاص به زمان حضور امام معصوم علیه السلام دارد ؟فقهای شیعه با اکثریت قاطع می گویند که اختصاص به زمان حضور امام معصوم ندارد، بلکه در زمان غیبت نیز اِعمال سیاست تألیف قلوب جایز می باشد.فقط تعداد نادری از علما، آن را مخصوص زمان حضور امام علیه السلام پنداشته اند.بحرانی، این نظریه را به شیخ طوسی نسبت داده و گفته است: چون شیخ، تألیف قلوب را فقط در رابطه با جهاد ابتدایی و از لوازم آن می داند و از طرفی، در زمان غیبت امام زمان علیه السلام جهاد ابتدایی جایز نیست و لذا نتیجه گرفته است که در زمان غیبت امام، تألیف قلوب نیز جایز نمی باشد.سپس بحرانی این قول را نقد و بررسی کرده و رد می کند و می گوید:« کلمه ی جهاد، فقط به جهاد ابتدایی گفته نمی شود، جهاد دفاعی نیز جهاد است و در زمان غیبت، جایز می باشد و لذا بنابراین قاعده، می توان گفت که در زمان غیبت امام نیز تألیف قلوب جایز است. » (35)اما قائلان به جواز تألیف قلوب در زمان غیبت امام معصوم، زیادند، از جمله می توان محقق حلی و شهید اول از قدما و حاج آقا ضیاء الدین عراقی و امام خمینی (ره) از فقهای متأخر و معاصر را به عنوان نمونه نام برد.امام خمینی در تحریر الوسیله می فرماید:« ظاهر این است که حکم تألیف قلوب در زمان ما نیز باقی است. » (36)عراقی نیز می گوید:« تألیف قلوب هر کسی که موجب شوکت و عظمت اسلام باشد، جایز است و اختصاص به کافر یا مسلمان، فقیر یا غنی ندارد، چنان که اختصاص به زمان حضور امام زمان ندارد و آن ها که پنداشته اند در رابطه با جهاد ابتدایی، تألیف قلوب نیز جایز نیست، ظاهراً حرفشان بی مورد و ممنوع است. » (37)
۴٫ کیفیت کاربرد اصل تألیف قلوب در این عصرآخرین مسأله ای که باید در این بحث به آن پاسخ داده شود این است که اصل تألیف قلوب را در عصر حاضر چگونه می توان در سیاست خارجی به کار برد و چگونه از آن استفاده ی عملی کرد ؟ و چه کسان و دسته هایی مصادیق مؤلفه القلوب می باشند ؟با توجه به مطالبی که تا این جا گفته شد می توان گفت:اصل تألیف قلوب را اکنون می توان در مورد تمام حرکت ها و نهضت های آزادی بخش جهان، به کاربرد؛ یعنی جمهوری اسلامی می تواند با به کارگیری این اصل انقلابی اسلام، تمام حرکت های ضد استعمار و ضد ظلم و استبداد جهان را، زیر چتر حمایتی خود قرار دهد.این کار را می توان از طریق وزارت خارجه و سفارتخانه ها انجام داد و نیز می توان دایره مستقلی در وزارت خارجه به نام « دایره تألیف قلوب » به وجود آورد تا مسؤولیت حمایت و کمک به نهضت های آزادی بخش را در سطح جهانی به عهده بگیرد.برخورد وزارت خارجه ی حکومت اسلامی، با دولت ها و رژیم ها، باید براساس اصل « تولّی و تبرّی » استوار باشد. براساس موازین اسلامی، از برخی آن ها تبری جوید و با برخی دیگر، رابطه ی دوستانه برقرار سازد، البته این بسته به ماهیت و عملکرد آن رژیم ها می باشد. همچنین، حکومت اسلامی در رابطه با نهضت ها و حرکت ها، باید از اصل تألیف قلوب استفاده نماید.اگر وزارت خارجه کشور اسلامی بتواند به این دو اصلی که گفتیم- در خارج- جامه ی عمل بپوشاند و آن ها را تحقق بخشد، در آن صورت، آن چه که صدور انقلاب اسلامی می نامیم عملاً تحقق یافته و یا حداقل زمینه ی بسیار مساعدی برای صدور پیدا کرده است.فقه شیعه، فقه آزادی و نجات و انقلاب است و باید آن را احیا کرده و بشر را در جریان فیض سعادت بخش آن قرار بدهیم، به امید آن روز.بنابراین، می توان به طور خلاصه در پاسخ این سؤال که مصداق کنونی مؤلفه القلوب چه کسانی هستند ؟ گفت: مصدایق کنونی مؤلفه القلوب، حرکت های ضد کفر و یا ضد استعمار و امپریالیسم و استبدادی جهان هستند که امروزه اصطلاحاً « نهضت های آزادی بخش » نامیده می شوند و دامنه ی این نهضت ها، از آمریکای لاتین گرفته تا سیاه پوستان تحقیر شده ایالات متحده آمریکا و تا قاره ی زرخیز آفریقا و خاورمیانه و آسیا گسترده است و در میان آن ها، حرکت های اصیل اسلامی نیز فراوانند این ها هستند مصادیق کنونی مؤلفه القلوب.برای مزید فایده در شناسایی مصادیق مؤلفه القلوب در عصر ما و آشنایی دقیق تر با حوزه ی عملکرد آن در شرایط کنونی، قسمتی از کتاب فقه الزکات را که به این مسأله مربوط می شود در این جا نقل می کنیم.نویسنده ی کتاب مزبور، ضمن طرح این سؤال که در عصر کنونی موارد مصرف سهم مؤلفه القلوب چیست ؟ چنین پاسخ می دهد:« از مطالبی که گفته شد معلوم گردید که منظور شارع اسلام از تعیین این سهم ( سهم مؤلفه القلوب از زکات ) همانا متمایل ساختن و گرایش دادن دل ها نسبت به دین اسلام و یا تثبیت مؤمنان در مقام ایمان و یا تقویت ایمان ضعیف الایمان ها و کسب یار و هوادار برای اسلام و یا در مصون نگاه داشتن اسلام و دولت آن از شرّ و ضرر احتمالی می باشد. و این منظور شارع، گاهی با اعطای کمک اقتصادی به برخی از دولت ها- مانند: دولت های جهان سوم- و گاهی نیز با حمایت اقتصادی جمعیت ها و دسته ها و قبایل مسلمان و غیر مسلمان عملی می شود که آن ها را بدین وسیله نسبت به اسلام خوش بین و متمایل بسازیم و یا بدین وسیله بتوانیم برخی از نیازهای دفاعی خود را تهیه کنیم.چنان که این افرادی که گروه گروه به اسلام می پیوندند هیچ گونه حمایت و کمکی از جانب حکومت های موجود مسلمین دریافت نمی کنند، در حالی که شدیداً به حمایت و کمک نیازمند می باشند و سهم مؤلفه القلوب باید در این موارد مصرف شود، چنان که قبلاً از زهری و حسن بصری نقل کردیم.مگر نمی بینید که مبشران مسیحی، کسانی را که نام مسیحی برای خود بر می گزینند چگونه مورد حمایت قرار می دهد و حکومت های استعماری نیز این دسته های تبشیری را با میلیون ها دلار پول حمایت می کنند، در حالی که در مذهب مسیحیت بودجه ای برای تبلیغات در نظر گرفته نشده است.لیکن در آیین مقدس اسلام، هزینه و سهم ویژه ای برای تبلیغ و جلب قلوب دیگران به اسلام، اختصاص داده شده است که همان سهم مؤلفه القلوب از بودجه ی هنگفت زکات است.از آن جا که دین اسلام بر فطرت بشری استوار است، در بسیاری از نقاط جهان خود به خود رشد می کند ولیکن به دلیل این که این اسلام گرایان به هیچ وجه مورد حمایت قرار نمی گیرند، لذا امکان آن بینش و بصیرت ژرف را نسبت به اسلام پیدا نمی کنند و یا آن چه را که از لحاظ مادی به خاطر پذیرفتن این دین و حمایت از آن، از دست داده اند، نمی توانند جبران کنند.بسیاری از جمعیت های اسلامی در ممالک مختلف، سعی در رفع چنین کمبودهایی دارند و لیکن هیچ گونه پشتوانه ی کمکی ندارند.قاره ای، مانند آفریقا محل برخوردها و کشمکش های مذهبی و سیاسیِ حادّی است، حکومت ها، مردم و شخصیت های آن، مورد رقابت قدرت طلبان جهانی است. تبشیر استعماری و یا استعمار تبشیری به نام مسیحیت از یک طرف و غُده سرطانی صهیونیسم و اسراییل نیز از طرف دیگر و الحاد مارکسیستی نیز از سویی آن جا را مورد هجوم خود قرار داده اند و می خواهند هر کدام به تنهایی این قاره را ببلعند و جایز نیست اسلام در مقابل این همه فتنه و توطئه، بی موضع و ساکت بماند، اسلام باید با این توطئه ها مقابله کند تا شریعت خدا را در زمین نشر بدهد.دین اسلام که زمانی از موضع تهاجمی در مقابل ضلالت و کفر و ظلم برخوردار بود، اکنون متأسفانه آن را دچار موضع دفاعی ساخته ایم و لذا چنان که سیّد رشید رضا نیز می گوید: در زمان ما یکی از مصادیق مؤلفه القلوب مسلمانانی هستند که مورد هجوم همه جانبه ی کفار استعمارگر قرار گرفته اند و در تحت بردگی و استعمار به سر می برند، مگر نه این که اکنون تمام ملت های مسلمان زیر چکمه های استعمار لگدکوب می شوند ؟پس مسلمانان باید بدانند که تألیف قلوب در این زمان نیز مصداق دارد. » (38)در این جا سؤال دیگری نیز ممکن است مطرح شود و آن این که آیا برای کمک به حرکت ها و جمعیت های متمایل به اسلام و آزدی بخش و یا دولت های غیر مسلمان، به منظور تألیف قلوب جز مورد زکات که سهم تعیین شده از طرف خداوند به طور منصوص در قرآن مجید می باشد، می توان به طور کلی، از بیت المال مسلمین در چنین مواردی استفاده کرد یا خیر ؟پاسخ این پرسش با توجه به وجود ولایت امام معصوم علیه السلام و نیز ولایت فقیه جامع الشرایط به نیابت از معصوم، در بینش اسلامی شیعی، مثبت است؛ زیرا امام و فقیه، با استفاده از ولایت خود می توانند در صورت صلاح دید خود، در بیت المال تصرف بکنند و آن را در موارد مختلف به مصرف برسانند.از لحاظ فقه اهل سنت نیز پاسخ صاحب کتاب فقه الزکات به این پرسش مثبت می باشد. (۳۹)
پینوشتها:
۱٫ آل عمران (۳) آیه ی ۱۰۳٫۲٫ انفال (۸) آیه ی ۶۳٫۳٫ توبه (۹) آیه ی ۶۰٫۴٫ ر.ک: البیان ( شهید اول )، ص ۱۹۳ به بعد و بدایه المجتهد، ج۱، ص ۲۰۰٫۵٫ فقه الامام جعفر الصادق، ج۲، ص ۹۰٫۶٫ حدائق الناضره، ج۵، کتاب زکات، ص ۳۶٫۷٫ شرح لعمه، ج۱، ص ۱۷۰٫۸٫ البیان، ص ۱۹۴٫۹ و ۱۰٫ المعتبر، ص ۲۷۹٫۱۱٫ الحدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره، ج۵، ص ۳۶٫۱۲٫ مستمسک العروه، ج۹، ص ۲۴۶٫۱۳٫ الحدائق الناضره، ج۵، ص ۳۷٫۱۴٫ شرح لعمه، ج۱، ص ۱۷۰٫۱۵٫ النهایه فی الفقه و التفاوی، ص ۱۸۴٫۱۶٫ المعتبر فی شرح المختصر، ص ۲۷۹٫۱۷٫ شرح تبصره المتعلمین، ج۳، ص ۱۲۷٫۱۸٫ تحریر الوسیله، ج۱، ص ۳۳۶، مسأله ۱۲٫۱۹٫ مرعی بن یوسف حنبلی، دلیل الطالب، ص ۷۴٫۲۰٫ الفقه علی المذاهب الخمسه، ص ۱۸۰٫۲۱٫ راهنمای مذهب شافعی، ج۱، ص ۹۹٫۲۲٫ پس از فتح مکه، پیامبر اسلام (ص) گروهی از مشرکان را از مجازات معاف داشت و فرمود: « أنتم الطُّلَقاءِ؛ شما آزادید ». از جمله ی طلقا ابوسفیان پدر بزرگ یزیدبن معاویه بود که حضرت زینب در دوران اَسارت خود خطاب به او با لحن تحقیر آمیز فرمود: « یَابنَ الطُّلَقاء. »23. فقه الزکاه، ج۲، ص ۵۹۵٫۲۴٫ عیون الازهار فی فقه الائمه الاطهار، ص ۱۳۵٫۲۵٫ شرح تبصره المتعلمین، ج۳، ص ۲۱۷٫۲۶٫ المعتبر فی شرح المختصر، ص ۲۷۹٫۲۷٫ البیان، ص ۱۹۵٫۲۸٫ حدائق الناضره، ج۵، ص ۳۷٫۲۹٫ شرح تبصره المتعلمین، ج۳، ص ۱۲۷؛ تحریر الوسیله، ج۱، ص ۳۳۶٫۳۰٫ بدایه المجتهد، ج۱، ص ۲۰۱٫۳۱٫ حدائق الناضره، ج۵، ص ۳۷٫۳۲٫ ص ۱۳۵٫۳۳٫ فقه الامام جعفر الصادق، ج۲، ص ۹۰٫۳۴٫ ر.ک: فقه الزکاه، ج۲، ص ۵۹۸ و ۶۰۸٫۳۵٫ حدائق الناضره، ج۵، ص ۳۷٫۳۶٫ تحریر الوسیله، ج۱، ص ۳۳۶٫۳۷٫ شرح تبصره المتعلمین، ج۳، ص ۱۲۷٫۳۸٫ فقه الزکاه، ج۲، ص ۶۱۰ ( البته برخی موارد، ترجمه ی آزاد و مفهومی شد ).۳۹٫ ر.ک: فقه الزکاه، ج۲، ص ۶۱۱٫منبع مقاله :شکوری، ابوالفضل؛ (۱۳۷۷)، فقه سیاسی اسلام، قم: مؤسسه بوستان کتاب، چاپ دوم

















هیچ نظری وجود ندارد