پاسخ روایات تدوین قرآن
پاسخ۱- تناقض در روایات تدوین قرآندر مقاله پیش روایات جمع آوری قرآن را آوردیم و گفتیم که عده ای از آن روایات، سوء استفاده کرده و آن ها را دلیل بر تحریف قرآن گرفته اند، ولی هیچ یک از این روایات صحیح به نظر نمی رسد تا دلیل بر تحریف قرآن نیز بوده باشد. چنان که در این مقاله و مقالات آینده، این روایات را مورد بررسی قرار داده و جهات ضعف و عدم صحت آن ها را مشخص و یادآور می شویم.اولین جهت ضعف و سستی، وجود تناقض و تضادهایی است که در میان آن ها به چشم می خورد و موجب سلب اعتماد از آن ها می شود. اینک ما به صورت چند سؤال و جواب به این تناقض ها اشاره می کنیم:
جمع آوری قرآن در چه زمانی صورت گرفته است؟- روایات مذکور در این مورد بر سه گروهند: از روایت دوم چنین برمی آید که جمع آوری قرآن در دوران خلافت عثمان صورت گرفته است، ولی از چند روایت دیگر، مانند روایت اول و سوم و چهارم و پاره ای دیگر چنین استفاده می شود که قرآن در دوران ابوبکر جمع آوری شده است و آن چه از روایات هفتم و دوازدهم ظاهر می شود، این است که جمع آوری قرآن، نه در دوران ابوبکر و نه در دوران عثمان، بلکه در دوران خلافت عمر به وقوع پیوسته است.
در دوران ابوبکر چه کسی متصدی جمع آوری قرآن بود؟-روایت اول و دوازدهم می گوید: متصدی و مباشر جمع آوری قرآن زیدبن ثابت بوده است، ولی روایت چهارم می گوید: متصدی این کار خود ابوبکر بوده و زید بن ثابت طبق دستور ابوبکر تنها به صحیفه ها و کتیبه های جمع آوری شده، نگاه می کرد و از روایت پنجم و غیر آن در می آید که زید بن ثابت و عمر هر دو متصدی این عمل بوده اند.
آیا جمع آوری قرآن به زید بن ثابت محول شده بود؟- از روایت اول بر می آید که ابوبکر جمع آوری قرآن را به زید محول کرده بود، زیرا گفتار ابوبکر به زید بن ثابت که « تو جوانمرد و عاقل هستی، راستگو و مورد اطمینان می باشی و در پیش خود رسول خدا نیز نوشتن وحی را به عهده داشتی، امروز هم نوشتن قرآن را به عهده بگیر!» این جملات به صراحت می رساند که ابوبکر جمع آوری قرآن را به زیدبن ثابت واگذار کرده بود و از بعضی روایات دیگر استفاده می شود که مسئله ی تفویض و محول نمودن در میان نبوده است و چند نفر متصدی این کار بوده است.
آیا قسمتی از آیات قرآن تا دوران عثمان نوشته شده بود؟- از اکثر این روایات ظاهر می گردد و بلکه در این معنی صراحت دارند که تمام آیات قرآن در صحیفه ها، اوراق و قطعات مختلف به طور پراکنده ضبط شده بود، ولی از روایت دوم چنین برمی آید که قسمتی از آیات قرآن تا دوران عثمان نوشته نشده بود، فقط در حافظه های قرآن محفوظ بود.
آیا عثمان از آن چه قبل از وی نوشته شده بود، چیزی کم کرد؟از اکثر قطعات به صراحت استفاده می شود که عثمان از آن چه که قبل از وی نوشته شده بود، چیزی کم نکرد ولی روایت چهاردهم تصریح می کند که قسمتی از آنچه را که قبل از وی نوشته شده بود، از بین برد و به مسلمانان نیز دستور داد، آن چه را که او از بین برده است، آنان نیز از بین ببرند.
عثمان، مصحف خویش را از کدام مأخذ جمع آوری کرد؟روایت دوم و چهارم تصریح می کنند که عثمان به صحیفه هایی که ابوبکر جمع کرده بود، اعتماد نموده و مصحف خویش را از آن ها استنساخ و جمع آوری کرد و در مقابل این روایت، روایت هشتم، چهاردهم و پانزدهم بر این معنی تصریح دارند که عثمان مصحف خویش را با شهادت دو نفر و با تضمین خود آن شخص که آیه را از رسول خدا شنیده بود، جمع آوری کرد.
چه کسی از ابوبکر تقاضای جمع آوری قرآن را کرد؟روایت اول می گوید: این عمر بود که از ابوبکر خواست قرآن را جمع آوری کند و ابوبکر امتناع ورزید و بعد از اصرار زیاد و پافشاری با وی موافقت کرد، آن گاه زید را خواست و تقاضای عمر را به وی پیشنهاد نمود. زید نیز پس از ابا و امتناع بالأخره با وی موافقت کرد، ولی در مقابل این روایت، روایت دهم می گوید که زید و عمر یک چنین درخواستی را از ابوبکر کردند و او نیز پس از مشاوره با مسلمانان به آنان جواب مثبت داد.
چه کسی قرآن اصلی (مرجع) را جمع آوری کرد و نسخه های چندی از آن را به شهرها فرستاد؟-روایت دوم تصریح می کند که قرآن اصلی به وسیله عثمان جمع آوری شده است، ولی از روایت دوازدهم چنین برمی آید که تدوین کننده آن عمر بوده است.«لَقَد جائَکُم…»(1)
این دو آیه در چه زمانی به آخر سوره ی برائت ملحق شد؟- از روایت اول و یازدهم و بیست و دوم استفاده می شود که الحاق این دو آیه به آخر سوره ی برائت در دوران خلافت ابوبکر بوده است، ولی روایت هشتم و روایت های دیگر دلالت دارند که این الحاق در دوران خلافت عمر واقع شده است.
همان دو آیه را چه کسی آورد و به نویسندگان قرآن ارائه کرد؟-روایت اول و بیست دوم تصریح می کنند که این دو آیه را ابوخزیمه آورد، ولی روایت هشتم و یازدهم صراحت دارند در این که آورنده ی آن دو آیه خزیمه بن ثابت بوده است. ابن عبدالبر در این مورد می گوید:(۲) خزیمه و ابوخزیمه دو نفر هستند و هر یک شخص جداگانه ای بوده است و در میان آنان کوچک ترین نسبت و قوم و خویشی هم وجود نداشته است.
قرآن بودن این دو آیه چگونه و از چه راهی ثابت شد؟- در این مورد، روایت ها سه گروهند: بنا به روایت اول، قرآن بودن این دو آیه به وسیله ی شهادت تنها یک نفر ثابت شده است، ولی در روایت نهم و بیست و دوم شهادت عثمان نیز اضافه شده است و طبق تصریح روایت یازدهم شهادت عمر به شهادت نفر اول اضافه شده است.
عثمان چه کسی را برای املا و نوشتن قرآن معین کرد؟روایت دوم تصریح می کند که عثمان، زید و ابن زبیر و سعید و عبدالرحمان را برای کتابت و املای قرآن معین نمود، ولی طبق صراحت روایت پانزدهم او زید را برای کتابت و سعید را برای املا معین ساخت و طبق روایت شانزدهم وی خاندان ثقیف را برای کتابت و هذیل را برای املای آیات قرآن نامزد کرد، ولی روایت هیجدهم آن را تکذیب می کند و صراحت در این دارد که نویسنده از ثقیف و املا کننده از هذیل نبوده است.و در برابر این روایات، در روایت نوزدهم تصریح شده است که املا کننده ی آیات ابی بن کعب بوده، آن چه را که زید می نوشته، سعید غلط گیری می کرده است و به همین مطلب در روایت بیستم نیز تصریح شده، منتها در این روایت عبدالرحمان بن حرث برای غلط گیری اضافه شده است.
پاسخ۲- تعارض در روایات تدوین قرآن
قرآن به وسیله خود پیامبر جمع آوری شده استدومین خدشه و ایراد، تعارض مفهوم این روایات که جمع آوری قران را به دوران بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مستند می سازند با مفهوم روایات دیگری است که جمع آوری قرآن را در زمان خود آن حضرت می دانند و این تعارض، همه ی روایات را که در قسمت گذشته آوردیم، از اعتبار و حجیت ساقط می کند.اینک نمونه هایی چند از روایاتی که می گویند: جمع آوری قرآن در عصر رسول خدا با دستور مستقیم آن بزرگوار انجام گرفته است:۱- گروهی از محدثین مانند ابن ابی شیبه، احمد بن حنبل، ترمذی، نسائی، ابن حبان، حاتم، بیهقی و ضیاء مقدسی از ابن عباس نقل کرده اند که به عثمان گفتند: چه عاملی سبب شد که شما سوره ی «انفال» را که از «مثانی» بود و سوره ی «برائت» که از «مئین» بود، یک جا و پهلوی هم نوشتید و از میان آن ها «بسم الله» را برداشتید و هر دو را در کنار سوره های بزرگ «طوال» قرار دادید؟ عثمان گفت: در دوران زندگی پیغمبر سوره ای که دارای آیات متعدد بود؛ نازل شد، آن بزرگوار نویسندگان وحی را می خواست و دستور می داد که این سوره را در کنار فلان سوره قرار دهید و گاهی نیز چند آیه نازل می شد و دستور می داد که این آیات را در فلان سوره ای که دارای فلان آیات است قرار دهید، همه ی این ها به دستور پیامبر اسلام و با نظر وی انجام می گرفت. عثمان اضافه کرد که سوره ی انفال اولین سوره ای است که در مدینه نازل شده و سوره ی برائت آخرین سوره ی قرآن است که فرود آمده است ولی داستان نزول هر دو سوره شبیه هم بود و دستورات و مضمون آیاتشان با هم سنخیت داشت. بدین جهت من فکر کردم که هر دو سوره از یک باب و مقوله و از نوع واحد است و از طرف دیگر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) که از دنیا رحلت نمود، بیان نکرد که آیا سوره ی برائت از انفال است یا نه؟ روی این اصل، من هم آن ها را پهلوی هم و بدون این که «بسم الله» در میان شان فاصله باشد، نوشتم و در کنار سوره های بزرگ قرار دادم.(۳)۲- طبرانی و ابن عساکر از شعبی نقل کرده اند که در زمان رسول خدا شش نفر از انصار، قرآن را جمع آوری کرده بودند: ابی بن کعب، زید بن ثابت، معاذبن جبل، ابودرداء، سعد بن عبید و ابوزید و علاوه بر آنان مجمع بن جاریه نیز به جز دو یا سه سوره، همه ی قرآن را ضبط کرده بود.(۴)۳- قتاده نقل می کند که از انس بن مالک پرسیدم در دوران رسول خدا چه کسی قرآن را جمع آوری کرده بود؟ گفت: چهار تن که همه ی آن ها را «انصار» بودند: ابی بن کعب، معاذبن جبل، زید بن ثابت و ابوزید.(۵)۴- مسروق می گوید: روزی عبدالله بن عمر از عبدالله بن مسعود یاد کرد، سپس گفت: من تا زنده هستم او را دوست خواهم داشت زیرا از رسول خدا شنیدم که می فرمود: قرآن را از چهار نفر فرا گیرید: عبدالله بن مسعود، سالم، معاذ، و ابی بن کعب.(۶)۵- نسائی با سند صحیح از عبدالله به عمر نقل می کند که من قرآن را جمع آوری کرده بودم و هر شب یک بار می خواندم و چون این جریان به گوش پیامبر رسید، فرمود: آن را آرام و با حوصله و هر ماه یک بار بخوان!…(۷)و در این باره روایت های دیگری نیز وجود دارد که بعضی از آن ها را در همین کتاب خواهید خواند و از همه ی این روایت ها استفاده می شود که قرآن در زمان خود رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با دستور و نظارت مستقیم شخص آن حضرت جمع آوری شده بود و کوچک ترین احتمال تحریف در آن وجود ندارد.
اشکال و پاسخ:شاید کسی در این جا بگوید که: منظور از جمع آوری قرآن در دوران پیامبر که در این روایت ها به آن اشاره شده است، حفظ نمودن و جمع کردن در سینه هاست نه جمع کردن و نوشتن آن در اوراق.ولی این، تصوری است باطل و پنداری است نابجا زیرا:اولاً: دلیلی بر این تصور و پندار نیست.و ثانیاً: اگر منظور از جمع آوری قرآن، جمع آوری آن در سینه ها بود، چگونه این عمل به طوری که در این روایت ها آمده است، تنها به شش نفر یا چهار نفر اختصاص یافته است؟ در صورتی که تعداد حافظان قرآن در عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بیش از آن بود که با نام و نشان قابل شمارش باشد.بنابراین، منظور از جمع آوری که در این روایت ها یاد شده است، جمع آوری کتبی است نه حفظی، چنان که اگر کسی در تاریخ زندگی پیامبر و یاران آن بزرگوار دقت کند، برای وی این حقیقت کاملاً روشن و ثابت می شود که در زمان خود آن حضرت قرآن جمع آوری شده بود و تعداد گردآورندگان آن هم کم نبوده است.و روایت بخاری از انس که گردآورندگان قرآن را در عصر پیامبر تنها چهار نفر معرفی می کند، روایت درست و قابل قبولی نیست، زیرا:اولاً: با روایت های گذشته، مخصوصاً با روایت دیگر بخاری که گردآورندگان را بیش از چهار نفر معرفی می کند، سازش ندارد.و ثانیاً: راوی از کجا به دست آورده که در هنگام درگذشت پیامبر جز چهار نفر کسی دیگر قرآن را جمع آوری نکرده بود؟ او چگونه توانست که به اوضاع و احوال تمام مسلمانان که در شهرهای مختلف اسلامی پراکنده بودند، احاطه داشته باشد و از میان آنها تنها چهار نفر را حافظ قرآن معرفی کند؟ کسانی که قرآن را جمع آوری کرده بودند، به چهار تن منحصر سازد؟ این گفتار به حدس و تخمین و گزافه گویی نزدیک تر است تا به تحقیق و حقیقت گویی.
نتیجه ی گفتاربا در دست داشتن چنین روایت هایی که جمع آوری قرآن را تا به دوران خود پیامبر و اولین روزهای نزول قرآن پیش می برد، چگونه می توان پذیرفت که قرآن بعد از پیامبر اکرم به وسیله ی ابوبکر و یا افراد دیگر جمع آوری شده است و چگونه می توان ابوبکر را نخستین کسی دانست که در دوران خلافتش قرآن را جمع آوری نموده است؟اگر این نظریه و گفتار را بپذیریم، ایراد دیگری نیز پیش می آید و آن این که ابوبکر چرا به عمر و زید بن ثابت مأموریت داد که آیات را از ورق پاره ها و تخته ها و از سینه های مردم جمع آوری کنند، اما به عبدالله بن مسعود و معاذ و ابّی که در آن زمان زنده بودند، این مأموریت را نداد، در صورتی که خود پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آنان را به نام معلم قرآن معرفی نموده و دستور داده بود که مسلمانان قرآن را از این چند نفر و سالم فرا بگیرند و تنها سالم بود که در جنگ یمامه کشته شده بود. علاوه بر این، زید بن ثابت که طبق بعضی از روایت ها از طرف ابوبکر مأموریت یافته بود قرآن را جمع آوری کند، خود وی در زمان رسول خدا یکی از نویسندگان وحی و گردآورندگان قرآن بود، با این وصف لزومی نداشت که در جمع آوری قرآن تا آن حد تحقیق و تفحص و بررسی و یا شک و تردید کند و مخصوصاً این که خود ابوبکر درباره ی وی می گوید او مردی است عاقل و غیرمتهم به دروغگویی. گذشته از همه ی این ها، اخبار «ثقلین» که به طور «متواتر» و فراوان نقل شده، ما را به این معنی هدایت و راهنمایی می کند که قرآن در عصر خود رسول خدا جمع آوری و به صورت کتاب و مجموعه ای درآمده بود که قابل امانت گذاشتن باشد که در این باره بعداً بحث و گفت و گو خواهیم داشت.
پاسخ ۳ و ۴- روایات جمع آوری قرآن از نظر قرآن و عقل
روایت های تدوین قرآن از نظر قرآنروایات تدوین قرآن همان طور که با یکدیگر و همچنین با گروه دیگری از روایات معارض بود با مضمون بعضی از آیات قرآن نیز مخالف و معارض است، زیرا:اولاً: تعداد زیادی از آیات قرآن کریم دلالت دارند، بر این که از زمان نزول قرآن سوره ها از همدیگر، متمایز و هر یک از آن ها جداگانه در میان مردم و حتی در میان مشرکان و اهل کتاب منتشر شده بود زیرا رسول خدا طبق دستور قرآن، کفار و مشرکین را به مبارزه و معارضه خویش دعوت کرد و در این مبارزه، آوردن سخنانی همانند قرآن و سپس آوردن ده سوره و در نهایت، آوردن یک سوره مانند سوره های قرآن را به آن ها پیشنهاد نمود و معنای این مبارزه و پیشنهاد این است که سوره های قرآن حتی در دسترس کفار و مشرکین نیز قرار گرفته بود.ثانیاً: در آیات زیاد و در حدیث معروف «ثقلین» قرآن مجید« کتاب» نامیده شده است و از این نام گذاری چنین برمی آید که قرآن جمع آوری شده بود زیرا قرآنی که در سینه ها بود و یا در لوحه های پراکنده و تخته پاره ها و استخوان های متفرق نوشته شده باشد، کتاب نامیده نمی شود و معمولاً کتاب مجموعه ای را گویند که دارای وجود واحد مشخص بوده، صورت مدونی داشته باشد. نوشته های پراکنده و قطعه قطعه، کتاب نامیده نمی شود تا چه رسد به آن چه اصلاً نوشته نشده، و جای آن دل ها و سینه ها باشد.
روایت های جمع آوری قرآن از نظر عقلاین روایت ها که جمع آوری قرآن را به خلفا و دوران بعد از رسول خدا مستند می سازند با حکم عقل نیز موافق و سازگار نیستند، زیرا عظمت خود قرآن، اهتمام فوق العاده پیامبر به خواندن و حفظ نمودن آن، اهمیت فراوانی که مسلمانان به قرآن قائل بودند، اجر و ثواب بی پایان قرآن خواندن و… اقتضا می کند که قرآن از نخستین روز نزولش و در عصر خود رسول خدا جمع آوری و تدوین شده باشد.و هر روایتی که جمع آوری قرآن را به دوران بعد از پیامبر مستند می کند، با این حقایق مسلم تاریخی و افکار مسلمانان و با احتیاج و نگرش خاص مسلمانان نسبت به قرآن و با ده ها مطلب دیگر، کوچک ترین سازشی ندارد بلکه مخالف همه ی این ها می باشد.علاوه بر این، قرآن دارای خصوصیاتی است که هر یک از این خصوصیات در جلب افکار مسلمانان به سوی قرآن کافی بوده و می توانست در میان تمام مسلمانان حتی در میان زنان و کودکان نیز اهمیت آن را جلوه گر و نمایان سازد.اینک قسمتی از امتیازات و خصوصیات قرآن را که اهمیت آن را کاملاً روشن می سازد، در این جا می آوریم تا معلوم شود کتاب مقدسی که دارای این چنین خصوصیات عالی و در نتیجه دارای اهمیت غیرقابل وصف باشد، پیامبر و همچنین مسلمانان مدت مدیدی در جمع آوری آن غفلت نمی کردند و آن را به آیندگان و به دست حوادث تحویل نمی دادند.
بلاغت قرآن۱- عرب ها که به حفظ کردن هر کلام بلیغ و سخن شیوا اهمیت خاص و فراوان قائل بودند و در این راه سعی و کوشش بی حد مبذول می داشتند و تمام اشعار و خطبه های دوران جاهلیت را حفظ می کردند، چگونه متصور است که این افراد در برابر قرآن ساکت باشند و برای حفظ کردن آیات بلیغ و شیرین قرآن که تمام بلغا و سخن سرایان را با همین حلاوت و بلاغتش به مبارزه دعوت نموده و با فصاحتش هر خطیب زبان دار را خاموش می نمود، آرام و ساکت بنشینند و اهمیتی برای آن قائل نشوند؟!آری تمام عرب ها- اعم از مؤمن و کافر- توجه خاصی به قرآن داشته، آیات آن را حفظ می کردند ولی هر کسی به یک هدف و آرزو. افراد مؤمن در اثر ایمان و عقیده و افراد بی ایمان به امید پاسخگویی و معارضه در میدان مبارزه.۲- پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) که در میان مسلمانان از قدرت و نفوذ فوق العاده ای برخوردار بود، علاقه و اشتیاق فراوان به حفظ قرآن ابراز می فرمود و در این قسمت تأکید زیاد می کرد. بدیهی است که اگر زعیم و پیشوای یک جمعیت، به حفظ نمودن یا خواندن یک کتاب اظهار علاقه و اشتیاق بکند مسلماً آن کتاب در میان آن امت و جمعیت رواج پیدا می کند و برای جلب رضای رهبر و پیشوایشان در حفظ آن کتاب بر همدیگر سبقت می جویند.۳- حفظ نمودن قرآن موجب عظمت و شخصیت در میان مردم بوده و مسلمانان نسبت به حافظ قرآن با نظر تکریم و احترام فوق العاده می نگریستند و اگر کسی اطلاع از تاریخ داشته باشد، به مقام ارجمند و موقعیت خاصی که قاریان و حافظان قرآن از آن برخوردار بودند، پی خواهد برد. این ها عواملی بودند که می توانستند، انگیزه و موجب آن شوند که مسلمانان به جمع آوری و حفظ قرآن اهمیت فراوان قائل شوند و مجموع قرآن یا هر مقداری که بتوانند از آیات قرآن را حفظ کنند تا از این رهگذر چنین مقام عالی و ارجمندی را حائز شوند.۴- اجر و ثوابی که خواننده و حفظ کننده ی قرآن به آن قائل می شود، از مهم ترین عواملی است که مسلمانان را به قرائت و حفظ کردن قرآن وادار می ساخت و به همین علت بود که مسلمانان نسبت به قرآن و حفظ کردن آن بیش از آن چه به مال و جان شان و به اولاد و فرزندان شان اهمیت بدهند، اهتمام می ورزیدند تا جایی که در تاریخ آمده است که بعضی از زنان نیز همه ی قرآن را جمع آوری نموده بودند.ابن سعد در طبقات می گوید: فضل بن دکین چنین آورده است که ولید فرزند عبدالله بن جمیع از مادر بزرگش نقل می کند، ام ورقه دختر عبدالله بن حارث تمام قرآن را جمع آوری کرده بود و رسول خدا او را شهید می نامید، می گفت: هنگامی که رسول خدا به جنگ بدر حرکت می کرد، عرضه داشتم یا رسول الله! به من نیز اجازه بدهید که با شما حرکت کنم و در این جنگ مداوا و معالجه رزمندگان و مجروحان جنگی را به عهده بگیرم تا خداوند به من نیز پاداش و اجر شهادت عنایت فرماید. رسول خدا در پاسخ من فرمود: خدا برای تو شهادت را آماده کرده است.(۸)آن جا که زنان بر جمع کردن و حفظ نمودن قرآن این چنین اهمیت دهند، معلوم است که اهتمام مردان و سعی و کوشش آنان در این مورد تا چه حد خواهد بود.آمار و تعداد کسانی که در دوران خود رسول خدا قرآن را حفظ کرده بودند، در کتاب های معتبر تاریخ آمده است.قرطبی می گوید: هفتاد تن از قراء در جنگ یمامه به قتل رسیدند و در دوران خود پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در بئرمعونه به همین مقدار کشته شدند.(۹)در روایت دهم که قبلاً آوردیم تعداد قاریانی که در جنگ یمامه کشته شدند چهارصد نفر گزارش شده است.گذشته از قاریان و حفاظ قرآن که به جمع آوری آیات قرآن اهتمام می ورزیدند خود رسول خدا نیز برای حفظ آیات قرآن اهمیت فوق العاده ای قائل بود و نویسندگان متعددی داشت و مخصوصاً قرآن هم نجوماً و تدریجاً در مدت بیست و سه سال نازل شده است.هم این ها گواه و مؤید این مطلب است که خود رسول خدا در دوران زندگیش دستور به کتابت قرآن داده بود.زید بن ثابت نقل می کند: ما در حضور پیغمبر بودیم و قرآن را از روی رقعه ها و ورق پاره های پراکنده در یک جا تدوین و جمع آوری می کردیم.حاکم در ذیل این حدیث می گوید: این حدیث بنا به شرط شیخین (بخاری و مسلم) صحیح است ولی آن را در کتاب های خویش نقل نکرده اند، آن گاه می گوید: به هر حال این حدیث دلیل روشنی است بر این که همه ی قرآن در دوران خود رسول خدا جمع آوری شده بود.(۱۰)و اما حفظ کردن بعضی از سوره ها و یا بخشی از آیات قرآن در میان مسلمانان انتشار و اشتهار کامل داشت و کم تر مرد و زن مسلمان پیدا می شد که چند سوره و آیه در نزد وی نباشد.عباده بن صامت نقل می کند هر گاه کسی از جایی به پیش رسول خدا می آمد. وی به علت اشتغالات زیاد و نداشتن فرصت بیش تر او را به یکی از ما واگذار می کرد تا قرآن را بر وی بیاموزیم.(۱۱)کلیب نیز نقل می کند که من به همراه علی(علیه السّلام) بودم، آن حضرت صدای ضجه ی مسلمانان را که در مسجد به قرائت قرآن مشغول بودند، شنید و فرمود: خوشا به حال آنان!…(۱۲)باز از عباده بن صامت نقل است که هرگاه کسی از نقطه ی دیگر به حضور رسول خدا می آمد، آن حضرت وی را تحویل یکی از ما می داد که به او قرآن یاد بدهیم و همیشه از مسجد رسول خدا، صدای مردم به خواندن قرآن طنین انداز بود تا این که رسول خدا دستور داد، مسلمانان قرآن را آهسته بخوانند و یکدیگر را در خواندن قرآن به اشتباه نیندازند.(۱۳)آری، حفظ کردن قرآن در میان مرد و زن مسلمان رایج و معمول بود تا جایی که زنان مسلمان یاد گرفتن سوره ای از قرآن و یا بیش تر از آن را به مهر خویش قرار می دادند.خواننده ی ارجمند! آیا با این اهتمام فوق العاده می توان ادعا کرد که جمع آوری قرآن تا دوران خلافت ابوبکر به تأخیر افتاده و ابوبکر در جمع آوری قرآن به شهادت و نظارت دو نفر احتیاج پیدا کرد؟با در نظر گرفتن اوضاع و احوال مسلمانان در دوران پیامبر و اهمیتی که آنان به خواندن و حفظ کردن قرآن قائل بودند، نمی تواند این گفتار قابل قبول باشد.
پاسخ ۵ و ۶- روایات جمع آوری قرآن و اجماع مسلمانان
اجماع مسلمانان به عدم ثبوت قرآن با غیر تواترقسمتی از جنبه های ضعف و تزلزل روایاتی که جمع آوری قرآن را به دوران های بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مستند می سازند توضیح داده شد. اینک در این مقاله به پنجمین و ششمین عامل ضعف آن ها می پردازیم و می گوییم:مسلمانان در دو مسئله اتفاق نظر و اجماع دارند؛ یکی این که می گویند: قرآن بودن هیچ سخنی ثابت نمی شود مگر از راه تواتر و نقل های پیاپی و یقین آور، دوم این که می گویند: زیادتی به قرآن راه نیافته است ولی روایات تدوین که مورد بحث ماست با این دو مسئله اجماعی، تضاد و منافات دارد.تمام مسلمانان برای اثبات قرآن بودن کلامی، راهی به جز تواتر و نقل های فراوان و یقین آور نمی دانند ولی روایات تدوین قرآن دلالت می کنند بر این که در موقع جمع آوری قرآن تنها مدرک و مرجعی که برای اثبات قرآن بودن کلامی، در اختیار بود و به وسیله ی آن، آیات قرآن از غیر آیات تشخیص داده می شد. عبارت بود از شهادت دو نفر مسلمان و گاهی یک نفر که شهادت وی مطابق شهادت دو نفر باشد و لازمه این سخن این است که قرآن با خبر واحد نوشته شده است نه از طریق تواتر آیا واقعاً یک نفر مسلمان می تواند به این مطلب ملتزم باشد یا چنین سخنی را بر زبان براند؟!ما نمی دانیم صحیح بودن این گونه روایت ها که به ثبوت قرآن به وسیله ی خبر واحد و یا شهادت دو نفر و یا یک نفر شاهد دلالت دارند، با اجماع و عقیده تمام مسلمانان به این که قرآن به جز تواتر از راه دیگر ثابت نمی شود، چگونه می تواند توافق و سازش داشته باشد؟!آیا قطعی بودن این که قرآن باید از راه تواتر ثابت شود نه از راه خبر واحد و شهادت دو نفر، دلیل بر دروغ بودن تمام این روایات نیست؟!تعجب در این است که بعضی از دانشمندان مانند ابن حجر، «شهادت» را که در این روایات آمده، به «کتابت» و «حفظ کردن قرآن» تأویل و تفسیر کرده اند.(۱۴)ما فکر می کنیم همان لزوم تواتر در قرآن که اشاره کردیم، ابن حجر را به چنین تأویل و تفسیر واداشته، شهادت را به معنای کتابت و حفظ گرفته است.در هر صورت این تفسیر از جهانی قابل خدشه و ایراد است، زیرا:۱- این تفسیر با دلالت صریح این روایات که در مسئله ی تدوین قرآن آوردیم هیچ گونه سازش ندارد و با توجه مختصر معلوم می شود که شهادت در این روایت ها به حفظ و کتابت، قابل تأویل نمی باشد.۲- لازمه این تفسیر این است که جمع کنندگان قرآن آیاتی را که در نزد اشخاص بوده ولی نوشته نشده بود، وارد مصحف نمی کردند، گرچه قرآن بودن آن ها از راه تواتر ثابت بود و برگشت این مطلب به این است که قسمتی از قرآن که قرآن بودنش با تواتر ثابت نگردیده بود، در قرآن نوشته شده است.۳- آیه ای را که می خواستند بنویسند؛ اگر با تواتر ثابت بود، دیگر نیازی به حفظ و کتابت نداشت و اگر به وسیله ی تواتر ثابت نبود، با حفظ و کتابت نمی توانستند آیه بودن آن را ثابت کنند و در قرآن وارد سازند، بنابراین در جمع آوری قرآن، حفظ و کتابت، کوچک ترین فایده و اثری نداشت تا شرط پذیرش آیات قرآن بوده باشند. خلاصه ی گفتار این که، این روایت ها با این گونه تأویلات قابل پذیرش نمی باشند و به جز دور انداختن آن ها چاره دیگری نیست زیرا از این روایت ها چنین بر می آید که آیات قرآن از راه غیر تواتر نیز پذیرفته شده و در قرآن جمع آوری می گردید و بطلان این سخن به اجماع مسلمین و در نزد تمام مسلمانان روشن و مسلم است.
اجماع مسلمانان به عدم زیادت در قرآناگر روایت های جمع آوری قرآن بعد از دوران پیامبر را بپذیریم- چنان که طرفداران تحریف می گویند- و ازاین طریق راهی برای احتمال تحریف در قرآن بگشاییم، در این صورت فرقی نخواهد داشت که این تحریف از راه نقصان باشد یا زیادت و احتمال تحریف به هر دو معنا به قرآن راه خواهد یافت، زیرا وقتی که در جمع آوری قرآن، خود پیامبر، آن کسی که قرآن به او فرود آمده است، نظارت مستقیم نداشت و دیگران با حدس و گمان سخنانی را می توانستند وارد قرآن کنند، در این صورت ممکن بود که سخنانی را هم اشتباهاً به نام آیه قرآنی به قرآن اضافه کنند، در صورتی که مسئله ی زیادت را در قرآن کسی از مسلمانان نمی پذیرد و به اجماع تمام مسلمانان زیادتی به قرآن راه نیافته است و این اجماع و اتفاق نظر مسلمین با آن روایات، تضاد و منافات کامل دارد، این جاست که یکی دیگر از جهات ضعف این روایات آشکار می شود.
اشکالی و پاسخی:شاید کسی بگوید، چون قرآن جنبه ی اعجاز دارد با سخنان دیگر مشخص است و هر سخنی که از قرآن نباشد، در برابر قرآن به خوبی شناخته می شود و جایی برای اشتباه باقی نمی ماند تا به قرآن وارد شود.به عبارت دیگر، اعجاز قرآن ملاک شناخت قرآن است و می تواند جلو هرگونه زیادت را بگیرد، ولی این ملاک در نقیصه جریان ندارد، زیرا چیزی که به دست نرسیده است و موجود نیست، قابل سنجش نمی باشد، این است که طرفداران تحریف، زیادت را در قرآن مردود دانسته، نقصان را می پذیرند.در پاسخ این پندار می گوییم: اعجاز و بلاغت بی حد قرآن گرچه مانع از این است که بتوان سوره ای مانند سوره های قرآن را وارد ولی از این مانع نیست که یک یا دو کلمه و حتی سخنی به اندازه یک آیه ی کامل ساخت و بر قرآن اضافه کرد، مخصوصاً اگر آن آیه کوتاه باشد و اگر این عمل امکان نداشت، نیازی به شهادت دو نفر نبود و هر کس آیه ای را می آورد، قرآن بودن آن از راه بلاغت و شیوایی فوق العاده روشن می شد.بنابراین، آنان که روایت های جمع آوری قرآن بعد از عصر پیامبر را می پذیرند و در نتیجه به وقوع تحریف در قرآن قائل می شوند، چاره ای ندارند جز این که تحریف به معنای زیادت را نیز در قرآن ملتزم شوند، در صورتی که این نظریه مخالف اجماع مسلمانان است.
نظریه ی صحیح در تدوین قرآنخلاصه ی تمام آن چه در این بخش تا به این جا گفته شد، این است که نسبت دادن جمع آوری قرآن به خلفا و دوران بعد از پیامبر امری است موهوم و پنداری است غلط و بی اساس که با قرآن، سنت، اجماع و عقل مخالف می باشد و طرفداران تحریف نمی توانند از این راه، نظریه غلط و بی اساس خویش را اثبات نمایند، بلکه چنان که در بخش های پیش یادآور شدیم، قرآن در دوران خود پیامبر و به دستور و نظارت وی انجام گرفته است.اگر بر فرض، قبول کنیم که قرآن را ابوبکر در دوران خلافتش جمع آوری کرده است، کیفیت آن به شکلی که در این روایات آمده است، مسلماً دروغ است، زیرا جمع آوری قرآن بر پایه قطع و یقین استوار بود، یعنی آیات قرآن در اثر تواتر و نقل های فراوان و یقین آور در میان مسلمانان، معروف و شناخته شده بود و همان آیات قطعی و شناخته شده که در دل ها و سینه ها بود و مسلمانان با آن ها انس و آشنایی داشتند، در قرآن آورده شده و در یک جا جمع آوری شد.آری، جای تردید و شک نیست که عثمان در دوران خویش قرآن را جمع آوری کرده است، ولی نه به آن معنی که سوره ها و آیات قرآن را در یک مصحف تدوین کند و از پراکندگی به صورت مجموعه واحد در بیاورد، بلکه بدین معنی که او تمام مسلمانان را در قرائت یک قاری مخصوص، جمع و متحد نمود و تمام قرآن های دیگر را که با آن قرائت مورد نظر موافق نبود، سوزاند و به تمام بلاد و شهرها نوشت که چنین قرآن ها را بسوزانند و بدین وسیله مسلمانان را از هرگونه اختلاف قرائت نهی و منع نمود که آن را در اصطلاح «توحید المصاحف» می نامند.عده ای از بزرگان اهل سنت نیز بدین معنی تصریح نموده اند، چنان که حارث محاسبی می گوید: در میان مردم مشهور است که جمع کننده ی قرآن عثمان است ولی چنین نیست، بلکه عثمان از اختلافی که در میان اهل شام و اهل عراق در قرائت حروف و کلمات قرآن به وجود آمده بود، به ترس و وحشت افتاد و مردم را وادار کرد که قرآن را با یک قرائت و با همان روشی که خود او و عده ای از مهاجر و انصار اختیار کرده بودند، بخوانند.(۱۵)
مؤلف:اما این که عثمان، همه ی مسلمانان را به یک قرائت جمع کرد و آن همان قرائتی بود که در میان مسلمانان معقول و متعارف بوده، با «تواتر» و نقل های یقین آور از خود رسول خدا اخذ شده بود و او از این راه مسلمانان را از قرائت های دیگری که مبتنی بر احادیث بی اساس(نزول قرآن با حروف هفت گانه) بود، منع و جلوگیری کرد.آری، این اقدام و عمل عثمان شایسته بود و لذا مورد انتقاد هیچ یک از مسلمانان واقع نشد، زیرا همان اختلاف در قرائت سبب اختلاف بیش تری در میان مسلمانان و موجب پاشیده شدن صفوف آنان و در هم ریختن پایه های اتحاد و یگانگی پیروان قرآن می شد و بلکه این اختلاف و تشتت به جایی می رسید که عده ای از مسلمانان عده ی دیگر را تکفیر و تفسیق کنند.در مقالات گذشته به روایاتی نیز اشاره شد که رسول خدا از اختلاف در قرآن شدیداً نهی نموده است. بنابراین، روش عثمان در این مورد جای رد و انکار و مورد خدشه و ایراد نیست، ولی آن چه درباره ی این موضوع سبب ایراد و انتقاد از عثمان شده است، مسئله سوزندان قرآن هاست که به وسیله ی خود او صورت گرفته و به مردم شهرها نیز این دستور را صادر کرده است.آری، عده ای از مسلمانان در این موضوع به عثمان اعتراض کردند تا جایی که او را «حَرّاقُ المَصاحِف» یعنی سوزاننده ی قرآن ها، نامیدند.
نتیجهاز همه ی آن چه در این بخش و بخش قبلی راجع به تحریف قرآن آوردیم به طور کلی برمی آید که داستان تحریف قرآن یک داستان واهی، بی اساس و سخن خرافی است و شخص عاقل یک چنین داستان را قبول و باور نمی کند مگر آن که در اطراف این موضوع تحقیق و تدبّر ننماید و یا افرادی که غرض و انگیزه آنان را به چنین گفتار بی اساس وادار سازد، زیرا اغراض انسان را کر و کور می کند و اما شخص عاقل، با انصاف و مدبر در بطلان و خرافی بودن تحریف قرآن، شک و تردیدی به خود راه نمی دهد.
پی نوشت ها :
۱-توبه۱۲۸، ۱۲۹٫۲-تفسیر قرطبی، ۵۶/۱٫۳-منتخب کنزالعمال، ۴۸/۲٫۴- همان ۵۲/۲٫۵- صحیح بخاری، ۱۰۲/۶٫۶-همان، ۱۰۲/۲٫۷-اتقان، نوع۲۰، ج/۱۲۴٫۸- اتقان، نوع۲۰، ج۱۲۵/۱٫۹-همان، نوع ۱۲۲/۲۰٫۱۰- مستدرک، ۶۱۱/۲٫۱۱-مسند احمد، ۳۲۴/۵٫۱۲- کنزالعمال، فضائل القرآن، چ۲، ج۱۸۵/۲٫۱۳- کنزالعمال، ۱۸۵/۲٫۱۴-اتقان، نوع ۱۰۰/۱۸٫۱۵- اتقان، نوع ۱۸، ج۱۰۳/۱٫منبع مقاله :خوئی، حضرت آیت الله حاج سیدابوالقاسم خوئی(ره)(۱۳۸۵)، البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد صادق نجمی- هاشم هاشم زاده هریسی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ دوم
















هیچ نظری وجود ندارد