11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

قرآن ، عقلانیت و پرسش گری (۱)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

عقلانیت و پرسش گری
سؤال در آیات قرآن به دو معنی است: یکی به معنای درخواست و دیگری به معنای پرسیدن. به دیگر بیان، یکی به معنای پرسیدن از سرنداری است که می شود بیان خواسته و درخواست و دیگری پرسیدن از سرندانی است که می شود پرسش. «یسالک اهل الکتاب ان تنزل علیهم کتابا من السماء فقد سالوا موسی اکبر من ذلک فقالوا ارناالله جهره فاخذتهم الصاعقه بظلمهم ثم اتخذوا العجل من بعد ما جاءتهم البینات فعفونا عن ذلک و اتینا موسی سلطانا مبینا.»(1) اهل کتاب از تو می خواهند که کتابی از آسمان [یک باره] بر آنان فرود آوری. البته از موسی بزرگتر از این از خواستند و گفتند خدا را آشکارا به ما بنمای پس به سزای ظلم شان صاعقه آنان را فرو گرفت، سپس بعد از آن که دلایل آشکار برای شان آمد گوساله را [به پرستش] گرفتند و ما از آن هم در گذشتیم و به موسی برهانی روشن عطا کردیم. (۲) «ام تریدون ان تسالوا رسولکم کما سئل موسی من قبل و من یتبدل الکفر بالایمان فقد ضل سواء السبیل.» (3) آیا می خواهید از پیامبر خود هما را بخواهید که پیش از این، از موسی خواسته شد و هرکس کفر را با ایمان عوض کند، بی گمان از راه راست گمراه شده است. «یساله من فی السّماوات و الارض، کل یوم هوفی شان.» (4) هر که در آسمانها و زمین است از او درخواست می کند. هر زمان او در کاری است. در این آیه یسألک به معنای پرسیدن و در پی پاسخ بودن نیست، بلکه به معنای درخواست و طلب است. و در بسیاری از آیات سؤال به معنای پرسیدن از برای دانستن است و منظور ما از سؤال در این نوشتار معنای پرسش و پرسیدن است. در نگاه اولی و ابتدایی به نظر می رسد که باید در آیات قرآن پرسشهای مطرح شده نقش کلیدی و اساسی داشته باشد. پرسشهای قرآنی می تواند نماد و یا نشانه ای از وضعیت جامعه ای باشد که قرآن در باره ی آن سخن می گوید. به نظر می رسد به میزانی که از نظر تاریخی از آدم به پیش می آییم، به جهت افزایش حجم پرسشها، این پیشرفت و توسعه در دانش و آگاهی بشری دیده می شود. بدین جهت اگر قرآن کریم جدای از هر متن و محتوای دیگر، به دقت مورد مطالعه و تحلیل قرارگیرد؛ به دو نکته ی اساسی اشاره شده است: ۱٫ روند تاریخی زندگی بشر از آغاز آن که آدم است تا نوح و موسی و… که نوبت به پیامبر خاتم می رسد. ۲٫ تحول عقلانی بشر را نیز به روشنی به نمایش می گذارد. می توان به راحتی در ضمن آیات الهی، تحول تاریخی کمال گرای انسان را از آغاز تا عصر رسول الله (ص) فهم کرد. و این روند تحول رو به جلو و پیشرفت بوده است. یعنی شما به راحتی می توانید دوره های انسانی را در فراز و نشیب آیات قرآن ببینید و هر دوره را با دوره ی پیش و پس از آن مقایسه کنید. در ادوار گذشته بین دوره ی پیش از نوح و بعد از نوح به نظر می رسد تحول و دگردیسی چنان ژرف و محسوس است که شاید بتوان با دوره پیش و پس از رنسانس اروپا مقایسه کرد که یک شکاف عمیق تاریخی ایجاد می شود و تا اندازه ای بین قبل و بعد ارتباط بریده می شود. و عمده دگردیسی در حوزه ی آگاهی و معرفت، بلکه از آن مهمتر در عقلانیت بشر رخ می دهد. تمامی تلاش ما این است تا با درنگ در آیات الهی این مدعا را مورد بررسی قرار دهیم و شاخص ما در این بررسی پرسشهایی است که در کتاب الهی مطرح شده است. به نظر می رسد پرسشهای قرآنی، به ما زمینه ها و واقعیتهای موجود هر دوره خاص را می نمایاند.
نخستین پرسش
آن جا که سخن از خلقت آدم ابوالبشر است، گفت و گو و مناظره بین خداوند و فرشتگان مطرح است و به نظر می رسد نفس همین پرسش آعاز زندگی جدید در عرصه ی تاریخ است. «و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک…» (5) و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشینی خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند: آیا در آن کسی را می گماری که در آن فساد انگیزه و خونها بریزد و حال آن که ما باستایش تو [تورا] تنزیه می کنیم و به تقدیست می پردازیم. نکته ای که در آیه بیش تر نمود دارد این است که: فرشتگان به فضای یک نواخت و آرام موجود خو گرفته اند و نمی خواهند که دگردیسی در آن رخ دهد. آنان به اقتضای: «و ماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون.» (6) جن و انس را نیافریدم جر برای آن که مرا بپرستند. می پنداشتند که راز و فلسفه ی آفرینش، پرستش آن است. و این پرستش با تسبیح و تقدس فرشتگان الهی روی می دهد و آنان همیشه بدان مشغول اند. پس وجهی در آفرینش انسان نخواهد بود. چون آمدن انسان ساختار آرام و یک نواخت تسبیح و تقدیس را در هم خواهد شکست. این ناسازگاری گذشته و آینده و ایجاد تحول، سبب طرح پرسش از جانب فرشتگان می شود. نکته اساسی آن که فرشتگان این پرسش را باخدای خود در میان می گذارند و نمی هراسند که مبادا به جهت اصل پرسش دچار عقوبت و مؤاخذه شوند. به نظر می رسد به لحاظ تاریخی این نخستین پرسشی باشد که مطرح شده است و پرسش از طرف فرشتگان است.
دومین پرسش
«قال ما منعک الاتسجد اذ امرتک قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین.» (7) فرمود چون تو را به سجده امرکردم چه چیز تو را بازداشت از این که سجده کنی؟ گفت من از او بهترم مرا از آتشی آفریدی و او را از گل آفریدی. در این جا پرسشی است که خداوند از شیطان می کند. به نظر می رسد این پرسش بعد از پرسش فرشتگان و پیش از پرسش خداوند از ذریه ی آدم باشد که در آیه بعد می آید. «واذ اخذ ربک من بنی آدم من ظهور هم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست بربکم؟ قالوا بلی شهدنا ان تقولوا یوم القیامه انا کنا عن هذا غافلین .» (8) و هنگامی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند چرا گواهی دادیم تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این غافل بودیم. گرچه با توجه به نوع تفسیری که از این آیه ارائه شده است، به نظر برخی شاید این پرسش، نخستین باشد، زیرا سخن از عالم ذر و ذریه ی انسان و اقرار به یگانگی خداوند است. ولی به اعتبار بنی آدم به نظر می رسد این پرسش باید بعد از خلقت آدم، به حقیقت پیوسته و از آدم و نسل او باید چیزی باشد که چنین پرسشی با آنان مطرح گردد و گرنه پیش از این که آدم و بنی آدم آفریده شوند، معنی نخواهد داشت. بنابراین از نظر ترتب، پرسش فرشتگان از خداوند، مقدم بر پرسش خداوند از ذریه ی آدم است.
آغاز دوره احساس و عاطفه
بعد از این که خداوند آدم را می آفریند اتفاق مهمی رخ می دهد: «وقلنا یا آدم اسکن انت وزوجک الجنه و کلا منها رغدا حیث شئتما و لاتقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین». (9) گفتیم این آدم خود و همسرت در این باغ سکونت گیر [ید] و از هر کجای آن خواهید فراوان بخورید و[لی] به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود. در حقیقت آدم ابوالبشر، با دو حکم الهی رو به رو بوده است که یکی به صورت امری است و دیگری به صورت نهیی. یکی خوردن از همه چیز بر اساس تمایل و خواسته درونی خود. و دیگری نزدیک نشدن به درختی خاص. و آدم ابوالبشر دستور نخست را می پذیرد و بدان تن در می دهد؛ ولی نسبت به دستور دوم، گویا مهار نفس خویش را ندارد. خواسته ها بر عقلانیت و حقایق، سایه افکنده است. نکته ی مهم این است که از طرف آدم هیچ پرسشی مطرح نمی شود که چرا نباید به این درخت نزدیک شوم؟ مگر تفاوت این درخت با دیگر درختها در چیست؟ چرا نباید من از آن بهره ببرم؟ وجه و علت پیشگیری و بازدارندگی را آدم نمی پرسد. چون هنوز فضا به گونه ای نیست که آدم نیک دریابد که وجه و علتی باید برای آن باشد. جالب آن که در کشمکش بین دو نفر فرزند آدم، به روایت قرآن کریم، این که یکی قربانی اش پذیرفته می شود و دیگری پذیرفته نمی شود نیز طرح پرسش مطرح نیست. حتی یکی به دیگری می گوید اگر مرا هم بکشی، من تو را نخواهم کشت. « واتل علیهم نبا ابنی آدم بالحق اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما ولم یتقبل من الاخر قال لاقتلنک قال انما یتقبل الله من المتقین. لئن بسطت الی یدک لتقتلنی ما نا بباسط یدی الیک لاقتلک انی اخاف الله رب العالمین».(10) داستان دو پسر آدم را به درستی برایشان بخوان هنگامی که قربانی ای پیش داشتند. پس از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. [قابیل] گفت: حتماً تو را خواهم کشت. [هابیل] گفت: خدا فقط از تقوا پیشگان می پذیرد. اگر دست خود را به سوی من دراز کنی تا مرا بکشی، من دستم را به سوی تو دراز نمی کنم تا تو را بکشم. من از خداوند پروردگار جهانیان می ترسم. در ادامه ی ماجرا، در ضمن درگیری، هابیل کشته می شود. و قابیل نمی داند که با جنازه برادرش چه کند. کلاغی یا زاغی به یاری او می آید: «انی ارید ان تبوء باثمی و اثمک فتکون من اصحاب النار و ذلک جزاء الظالمین. فطوعت له نفسه قتل اخیه فقتله فاصبح من الخاسرین. فبعث الله غرابا یبحث فی الارض لیریه کیف یواری سوءه اخیه قال یا ویلتا و اعجزت ان اکون مثل هذا الغراب فاواری سوءه اخی فاصبح من النادمین.» (11) من می خواهم تو با گناه خودت باز گردی و از اهل آتش باشی و آن است سزای ستمگران. پس نفس اش او را به کشتن برادرش واداشت و او را کشت و از زیانکاران گردید. خدا زاغی را بر انگیخت که زمین را می کاوید تا نشان اش دهد، چگونه جسد برادرش را پنهان کند.[قابیل] گفت: وای بر من آیا عاجزم که مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم. پس از پشیمانان گردید.
اوج دوره عاطفی
به نظر می رسد این وضعیت و همین روند، تا اندازه ای تا زمان نوح ادامه پیدا می کند. زیرا در ماجرای نوح وقتی که به او گفته می شود کشتی بسازد. و از هر حیوانی جفت آن را بار کشتی کند، هیچ پرسشی از طرف نوح مطرح نمی شود که چرا؟ «واصنع الفلک باعیننا و وحینا تخاطبنی فی الذین ظلمواانهم مغرقون.» زیر نظر ما و [به] وحی ما کشتی را بساز و درباره کسانی که ستم کرده اند با من سخن مگوی، چرا که آنان غرق شدنی اند. «و یصنع الفلک و کلما مر علیه ملا من قومه سخروامنه قال ان تسخروا منا فانا نسخرمنکم کما تسخرون.» و [نوح] کشتی را می ساخت و هر بار که اشرافی از قوم اش بر او می گذشتند، او را مسخره می کردند می گفت: اگر ما را مسخره می کنید ما [نیز] شما را همان گونه که مسخره می کنید مسخره خواهیم کرد. «فسوف تعلمون من یاتیه عذاب یخزیه و یحل علیه عذاب مقیم.» به زودی خواهید دانست چه کسی را عذابی خوار کننده در می رسد و بر او عذابی پایدار فرود می آید. «حتی اذا جاء امرنا و فار التنور قلنا احمل فیها من کل زوجین اثنین و اهلک الا من سبق علیه القول و من امن و ما امن معه الا قلیل.» تا آن گاه که فرمان ما در رسیده و تنور فوران کرد فرمودیم در آن [کشتی] از هر حیوانی یک جفت، با کسانت، مگر کسی که قبلاً درباره او سخن رفته است و کسانی که ایمان آورده اند، حمل کن و با او جزء [عده] اندکی ایمان نیاورده بودند. «و قال ارکبوا فیها بسم الله مجراها و مرساها ان ربی لغفور رحیم.» [نوح] گفت در آن سوار شوید به نام خداست روان شدن اش و لنگر انداختن اش بی گمان پروردگار من آمرزنده مهربان است. «و هی تجری بهم فی موج کالجبال و نادی نوح ابنه و کان فی معزل یا بنی ارکب معنا و لاتکن مع الکافرین.» و آن [کشتی] ایشان را در میان موجی کوه آسا می برد و نوح پسرش را، که در کناری بود، بانگ درداد ای پسرک من با ما شوار شو و با کافران مباش. «قال ساوی الی جبل یعصمنی من الماء قال لا عاصم الیوم من امر الله إلا من رحم و حال بینهما الموج فکان من المغرقین.» گفت به زودی به کوهی پناه می جویم که مرا از آب در امان نگاه می دارد. گفت امروز در برابر فرمان خدا هیچ نگاهدارنده ای نیست، مگر کسی که ‍[خدا بر او] رحم کند و موج میان آن دو حائل شد و [پسر] از غرق شدنگان گردید. «و قیل یا ارض ابلعی ماءک و یا سماء اقلعی و غیض الماء و قضی الامر واستوت علی الجودی و قیل بعدا للقوم الظالمین.» و گفته شد ای زمین، آب خود را فرو بر و ای آسمان [از باران] خودداری کن و آب فروکاست و فرمان گزارده شد و [کشتی] برجودی قرار گرفت و گفته شد مرگ بر قوم ستمکار. «و نادی نوح ربه فقال رب ان ابنی من اهلی و ان و عدک الحق و انت احکم الحاکمین.» نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت: پروردگارا پسرم از کسان من است و قطعاً وعده تو راست است و تو بهترین داورانی. «قال یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح فلا تسالن ما لیس لک به علم انی اعظک ان تکون من الجاهلین.» فرمود این نوح او در حقیقت از کسان تونیست او [دارای] کرداری ناشایسته است. پس چیزی را که بدان علم نداری از من مخواه. من به تو اندرز می دهم که مبادا از نادانان باشی. «قال رب انی اعوذ بک ان اسالک مالیس لی به علم والا تغفرلی و ترحمنی اکن من الخاسرین.» (12) گفت پروردگار من به تو پناه می برم که از تو چیزی بخواهم که بدان علم ندارم و اگر مرا نیامرزی و به من رحم نکنی از زیانکاران باشم. همچنان که خود نیک شاهد و ناظر هستید، در آیات بالا هر آن چه خداوند دستور می دهد، نوح پیروی می کند و از سوی نوح هیچ پرسش و اشکالی مطرح نمی شود. نوح می توانست بپرسد که چرا کشتی بسازد؟ به گونه ای دیگر نجات پیدا کند. نوح می توانست نسبت به فرزندش سؤال کند. زمینه برای طرح پرسش به نظر ما وجود دارد که این زمینه برای نوح وجود ندارد. چنان که خداوند هم در ضمن همین آیه به راز و علت آن می پردازد که علم و آگاهی است. نوح نسبت به اموری که اتفاق می افتد، هیچ آگاهی و وقوفی ندارد. و خواسته های او، نه از سرآگاهی و دانایی است، بلکه از سرگرایشهای نفسانی است. چون فرزندش هست می خواهد که نجات پیداکند. به نظر می رسد تا زمان و دوره نوح، هنوز چندان تحول عقلانی فراهم نیامده است. به اقتضای آیه ی بالا، امور و خواسته ها از ناآگاهی سرچشمه می گرفته است. نمی خواهم مسأله را تعمیم دهم، بلکه می خواهم بگویم چنین فهمیده می شود. اینک فضا فراهم است که این آیات و دسته های همانند را که مربوط به آیات آدم تا نوح می شود را کنار هم قرار داد که آیات زیادی خواهد بود. در این آیات، راز این که چرا مردمان آن عصر و دوره امت واحده بودند روشن می شود.
پی نوشت :

۱٫ نسا، ۱۵۳٫ ۲٫ تمامی توجه ها از مهدی فولادوند است که در پاره ای موارد اندکی دستکاری شده است. ۳٫ بقره، ۱۰۸٫ ۴٫ الرحمن، ۲۹٫ ۵٫ بقره، ۳۰٫ ۶٫ ذاریات،۵۶٫ ۷٫ اعراف، ۱۲٫ ۸٫ اعراف، ۱۷۲٫ ۹٫ بقره،۳۵٫ ۱۰٫ مائده، ۲۷-۲۸٫ ۱۱٫ مائده، ۳۱٫۳۰٫۲۹٫ ۱۲٫ هود،۳۷-۴۶٫

نوشته قبلی

قرآن ، عقلانیت و پرسش گری (۲)

نوشته‌ی بعدی

طهارت و شکوفایی قلب از منظر قرآن کریم

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

طهارت و شکوفایی قلب از منظر قرآن کریم

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا