۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

قربانى در حج تمتع

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

قربانى، محل و مصرف آن
اصل «وجوب ذبح قربانى در حج تمتع» از مسائل مسلّم در فقه شیعه و مورد اتّفاق همه فقیهان است. قرآن کریم و نیز روایات متعدد، به صراحت بر وجوب آن دلالت دارد.خداى متعال مى فرماید:«فَمَن تمتَّع بالعُمرهِ إلى الحَجِّ فما استَیسَرَ مِنَ الهَدی» (1)لازم به گفتن است که ما در این مقال در پى اثبات اصل «وجوب قربانی» نیستیم بلکه بر آنیم که با استفاده از منابع معتبر دینى، درباره «مکان و کیفیت مصرف آن» مطالبى را تقدیم کنیم.
مکان قربانىفقیهانى چند، تنها به ذکر «منا» به عنوان مکان ذبح اکتفا کرده و در این باره که «آیا در غیر منا نیز مى توان ذبح کرد یا نه» سخنى نگفته اند. مرحوم شیخ صدوق در اعمال منا مى نویسد:«ثُمَّ امْضِ إلى منی… ثمَّ اشترِ هدیکَ…» (2)شیخ مفید مى نویسد:«فإذا طَلَتِ الشَّمّ فَلیفضِ مِنها إلى مِنی… ثمَّ یشترى هدیه…» (3)ابوالصلاح حلبى مى نویسد:«ثمَّ یرجع إلى منى فیشترى هدیا لمتعته إن کان متمتّعا» (4)گروهى دیگر از فقیهان تصریح کرده اند که ذبح واجب براى حج تمتع، در غیر منا جایز نیست و اولین فقیهى که به این مطلب تصریح نموده مرحوم شیخ طوسى است، آن فرزانه جاوید چنین فرموده است:«الهدى واجب على المتمتّع بالعُمره إلى الحجّ… ولا یجوز أن یذبحَ الهدى الواجب فى الحجّ إلاّ بمنی» (5)پس از مرحوم شیخ، ابن ادریس ـ رحمه اللّه ـ به این مطلب تصریح کرده، مى نویسد:«ولا یجوزُ أن یذبح الهدى الواجب إلاّ بمنى یومَ النحرِ أو بعده، فإن ذبح بمکّه أو بغیر منى لم یجزه» (6)
ادلّه وجوب ذبح در منا:
مهمترین دلیل وجوب ذبح در منا، روایات رسیده از پیامبر ـ ص ـ و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ است. لازم است ابتدا روایات را نقل کرده و از نظر سند و دلالت مورد دقت قرار دهیم و آنها را جمع بندى نماییم.روایات رسیده در این موضوع را به چند دسته مى توان تقسیم نمود:۱ ـ روایاتى که دلالت دارد بر وجوب ذبح بر حاجى و زائرى که حجّ تمتع انجام مى دهد، و از محل ذبح سخنى به میان نیاورده است؛ مانند روایت زراره بن اعین:«عن زراره بن اعین، عن أبى جعفر ـ ع ـ فى المتمتّع، قال علیه الهدی»؛ (۷)زراره از امام باقر ـ ع ـ در مورد متمتّع مى پرسد، حضرت مى فرماید: «بر او لازم است قربانى کند.»2 ـ دسته دیگر روایاتى است که به صراحت دلالت مى کند بر وجوب ذبح در منا و عدم کفایت ذبح در غیر منا؛ مانند روایات ذیل:الف: عن ابراهیم الکرخى عن أبى عبداللّه ـ ع ـ فى رجلٍ قدم بهدیه مکه فى العشر فقال: «إن کانَ هدیا واجبا فلا ینحره إلاّ بمنی»؛ (۸)ابراهیم کرخى از امام صادق ـ ع ـ در مورد کسى که هدى (قربانی) را در دهه اوّل ذیحجّه به مکه آورده سؤال مى کند، حضرت پاسخ مى فرماید: «اگر هدى، هدى واجب است جز در منا حق ندارد قربانى کند.»این روایت از نظر سند مشکل دارد و ابراهیم کرخى توثیق نشده است.ب: عن مسمع عن أبى عبداللّه ـ ع ـ قال: «مِنى کُلُّهُ مَنحر…»؛ (۹)مسمع از امام صادق ـ ع ـ نقل مى کند که آن حضرت فرمود: «همه جاى منا قربانگاه است…»در سند این روایت لؤلؤى واقع شده که وى تضعیف گردیده است.ج: عن عبدالأعلى قال: قال أبوعبداللّه ـ ع ـ : «لا هَدى إلاّ مِنَ الإبلِ ولا ذبح إلاّ بمنی»؛ (۱۰)این عبدالأعلى مردّد است بین «عبدالأعلى بن اعین بجلی» که توثیق شده،«عبدالأعلى بن اعین» آل سام که تضعیف گردیده است. بنابراین روایت از اعتبار مى افتد.د: عن منصور بن حازم، عن أبى عبداللّه ـ ع ـ فى رجل یضلّ هدیه فوجده رجل آخر فینحره، فقال: «إن کان نحره بمنى فقد أجزأ عن صاحبه الذى ضلّ عنه وإن کان نحره فى غیر منى لم یجز عن صاحبه». (11)این روایت از نظر سند صحیح است.۳ ـ دسته سوم روایاتى است که دلالت دارد بر این که قربانى کردن در مکه نیز جایز است؛ مانند:عن معاویه بن عمار، قال: قلت لأبى عبداللّه ـ ع ـ : «إنّ أهلَ مکه أنکروا علیک أنّک ذبحت هدیک فى منزلک بمکّه، فقال: إنّ مکّه کلّها منحر». (12)این روایت از نظر سند مشکلى ندارد.۴ ـ دسته چهارم آیه قرآن و روایتى در تفسیر آن است که دلالت دارد منا مکان ذبح است امّا از بیان این که در غیر منا ذبح جایز است یا نه، ساکت است.خداى متعال مى فرماید:«اتمّوا الحجّ والعمره للّه ِ فإن أُحصرتم فما استیسر من الهدى ولا تحلقوا رؤوسکم حتّى یبلغَ الهَدیَ مَحِلّه». (13)از آیه اجمالاً فهمیده مى شود که براى قربانى محل خاصى است امّا آن محل کجا است، آیه بر آن اشاره نکرده، و در روایت معتبرى «محل» به «منا» تفسیر شده است:عن زرعه قال: «سألته عن رجل أحصر فى الحجّ، قال: فلیبعث بهدیه إذا کانَ معَ اصحابه ومحلّه أن یبلغ الهدى محلّه ومحلّه منى یوم النحر إذا کان فى الحجّ» (14)اگر از آیه به ضمیمه روایت فهمیده شود که محل ذبح «منا» است و در غیر منا ذبح صحیح نیست، این دسته به دسته دوم از اخبار ملحق خواهد بود و دسته مستقلى محسوب نمى گردد.
جمع بندى روایات:
روایات دسته اوّل که از محلّ ذبح سخن به میان نیاورده و دسته چهارم، با گروههاى دیگر هیچگونه تنافى ندارد، مهم جمع میان روایات دسته دوّم و چهارم با دسته سوّم است. دسته دوّم و چهارم دلالت مى کنند که ذبح در خارج از منا کفایت نمى کند و دسته سوّم دلالت دارند بر کفایت ذبح هدى (قربانی) در مکه که لازمه اش جواز ذبح در خارج منا است.باید دید چگونه میان این دو دسته از روایات مى توان جمع کرد.براى جمع بندى این دو گروه از روایات، شیوه هاى مختلف پیش گرفته شد. جهت دست یافتن به راه حل صحیح لازم است این شیوه ها را با معیارهاى فنى محک زده و سره را از نا سره جدا سازیم. و اینک به طرح و رسیدگى این راه حل ها مى پردازیم:
1 ـ راه حل پیشنهادى شیخ طوسىمرحوم شیخ طوسى بعد از نقل روایت معاویه بن عمار، در مقام جمع بندى مى نویسد:«فلیس فى هذا الخبر أنّه ذبح هدیهُ الواجب ویحتمل أن یکون هدیه کان تطوّعا وذلک جائز ذبحه بمکّه بدلاله الخبر الأوّل والحکم بالخبر الأوّل أولى لأنّه مفصّل وهذا الخبر مجمل محتمل». (15)این روایت دلالت ندارد که امام قربانى واجب را در مکه ذبح نموده و احتمال دارد هدى مستحبى بوده، و روایت اول (ابراهیم کرخی) دلالت دارد که قربانى مستحب را حاجى مى تواند در مکه ذبح کند. [و در صورت تعارض] اولى این است که طبق خبر اوّل حکم شود زیرا خبر اوّل (روایت ابراهیم کرخی) میان واجب و مستحب تفصیل داده و این خبر از این جهت مجمل است و هر یک از واجب و مستحب را محتمل است.بعد از شیخ این توجیه در کلام فقیهان رایج شده و تعدادى از فقیهان با حمل روایت معاویه بن عمار بر هدى مستحب، دو دسته روایات را جمع کرده اند. (۱۶)اشکال محقّق اردبیلى بر راه حل شیخمرحوم محقق اردبیلى بعد از نقل راه حل شیخ مى نویسد:«وفى هذا التأویل تأمّل لعدم ظهور سند الخبر الاوّل و ظهور کون الثانى فى هدى التمتع و لو لم یکن اجماع لکان القول بالجواز فى مکّه جیدا» (17)«این تأویل شیخ مورد تأمل است زیرا سند خبر أوّل «ابراهیم کرخی» روشن نیست [چون ابراهیم کرخى مجهول است] و روایت معاویه بن عمّار هم ظهور در حج تمتع دارد. و اگر اجماعى نباشد قول به جواز ذبح قربانى در مکه پسندیده خواهد بود.»
بررسىروایات دسته اوّل منحصر در روایت ابراهیم کرخى نیست تا به خاطر ضعف سند کنار گذاشته شود بلکه در میان آن روایات، روایت صحیحه اى نیز وجود دارد؛ مانند صحیحه منصور بن حازم که دلالت دارد بر عدم جواز ذبح در غیر منا.
2-راه حل پیشنهادى محقق سبزوارى، نراقى و صاحب حدائقمرحوم محقّق سبزوارى در مقام جمع بندى روایات و بعد از نقل جمع بندى شیخ مى نویسد:«ویحتمل حملها على سیاق العمره یؤیده ما رواه الشیخ فى الموثق عن إسحاق بن عمار أنّ عبّاد البصرى جاء إلى أبى عبداللّه ـ ع ـ وقد دخل مکّه بعمره مبتوله وأهدى هدیا، فأمر به فنحر فى منزله بمکّه فقال له عبّاد: نحرتَ الهدى فى منزلک وترکت أن تنحره بفناء الکعبه وأنت رجل یؤخذ منک؟ فقال له: ألم تَعلم أنّ رسول اللّه ـ ص ـ نحر هدیه بمنى فى المنحر وأمر النّاس فنحروا فى منازلهم وکان ذلک موسعا علیهم فکذلک هو موسّع على من ینحر الهدى بمکّه فى منزله إذا کان معتمرا». (18)مرحوم نراقى مى نویسد:«امّا بعض الأخبار المتضمّنه لهدى الإمام فى غیر منى فقضایا فى وقایع لا یفید عموما ولا إطلاقا فلعلّ هدیه کان فى عمره أو مندوب». (19)
بررسىروایت فوق نه تنها نمى تواند شاهد حمل روایت معاویه بن عمار بر عمره باشد، بلکه ظاهرش مؤیّد مفاد روایت معاویه بن عمار است و بر جواز ذبح در مکه دلالت دارد؛ زیرا وقتى عبّاد بصرى به امام اعتراض مى کند که چرا هدى عمره را در منزل خود ذبح نمودی؟ امام ـ ع ـ در پاسخ مى فرماید: همچنانکه در هدى تمتع پیامبر خود، در منا ذبح کرد و براى مردم توسعه داد و اجازه داد در منازل خود ذبح کنند در عمره نیز چنین است و مردم در توسعه هستندمى توانند در منازل خود ذبح نمایند (اگر چه پیامبر ـ ص ـ خود در کنار کعبه ذبح نمودند).
نتیجه گیرى
تا کنون ثابت شد راه حلهایى که براى جمع میان اخبار ارائه گردیده هیچ کدام تمام نیست و از نظر فنى وقتى جمع عرفى میان اخبار متعارض ممکن نشد نوبت مى رسد به اجراى قواعد «تعادل و تراجیح». از این زاویه وقتى این دو دسته از روایات مورد ملاحظه قرار گیرد، معلوم مى گردد که از دو جهت ترجیح با روایاتى است که دلالت بر عدم جواز ذبح در غیر منا دارد؛ زیرا این دسته از روایات هم موافق با عمل مشهور فقها است.مرحوم ملا محمّد باقر سبزوارى مى نویسد:«الثالث وجوب ذبحه بمنى وهذا الحکم مقطوع به فى کلام الأصحاب واسنده فى المنتهى والتذکره إلى علمائنا». (20)و هم مخالف با عامّه است؛ زیرا اکثر مذاهب عامّه ذبح در غیر منى را جایز مى دانند. و در جاى خود ثابت شده که این دو (موافقت با مشهور و مخالفت با عامه) جزء مرجحات هستند و در نتیجه تقدم با اخبارى است که دلالت بر عدم جواز ذبح در غیر منا دارد.لیکن مشکلى وجود دارد و آن این است که تقدّم دسته دوّم از روایات منوط بر این است که از نظر سند و دلالت تمام باشند تا توان معارضه با روایات دسته سوم که دلالت بر توسعه محل ذبح دارد، را داشته باشند لذا باید سند و دلالتِ یکایک این اخبار رسیدگى بشود.روایت اوّل روایت ابراهیم کرخى است، این روایت گرچه از نظر دلالت روشن است ولى از نظر سند مشکل دارد؛ زیرا ابراهیم کرخى مجهول بوده و توثیق نشده است. روایت عبدالأعلى هم از نظر سند مشکل دارد و هم از نظر دلالت؛ زیرا در سند آن عبدالأعلى قرار دارد که مردّد است بین ضعیف و موثّق و از نظر دلالت نیز قابل مناقشه است؛ زیرا جمله «لا ذبح إلاّ بمنی» در سیاق جمله «لا هدى إلاّ من الإبل» قرار گرفته. جمله «لا هدی…» مسلم در مقام بیان کمال است نه صحت روى اتحاد سیاق جمله «لا ذبح…» نیز مرتبه کامل ذبح را بیان کند و کمال ذبح آن است که در منا واقع شود و یا لا اقل احتمال این معنا در روایت هست در نتیجه مجمل مى شود.روایت مسمع نیز هم از نظر سند مشکل دارد و هم از نظر دلالت. از نظر سند ضعف آن به خاطر قرار گرفتن حسن لؤلؤى در سلسله سند است و از نظر دلالت نیز مورد مناقشه است؛ زیرا این روایت مى گوید: تمام منا منحر (محل نحر) است امّا دلالت ندارد، که غیر منا منحر نیست. (اثبات شیء نفى ما عدا نمى کند) بله از جمله «منا کلّه منحر» استفاده مى شود که براى منا خصوصیتى است امّا شاید آن خصوصیت این باشد که دلالت کند همه منا منحر است، بخلاف جاهاى دیگر که ممکن است یک قسمت آن منحر باشد.باقى مى ماند تنها روایت منصور بن حازم، این روایت گرچه از نظر سند صحیح است اما از نظر دلالت قابل مناقشه است و مرحوم صاحب جواهر با یک جمله کوتاه به آن مناقشه اشاره کرده، مى نویسد:«لکن فیه أنّه مبنیٌ على اجزاء التبرّع وإلاّ کان مطرحا». (21)«لیکن اشکال روایت این است که روایت مبتنى است بر کفایت ذبح تبرعى والاّ روایت مطروحه خواهد بود.»چنانکه مرحوم صاحب جواهر اشاره کرده، دلالت روایت مبتنى بر این است که نیابت تبرّعى در ذبح مجزى باشد؛ زیرا روایت در مورد نیابت تبرّعى وارد شده است و فقها قائل به عدم اجزاء نیابت تبرعى هستند بنابراین عملاً این روایت را طرح کرده و به آن عمل نکرده اند تنها دلیلى که باقى مى ماند سیره عملى مسلمانان است که از زمان پیامبر تا کنون ادامه داردردعى هم از ناحیه شارع نشده است.
مصرف قربانى
بى شک هر یک از اعمال پر از حرکت و برکت حج، داراى اسرار و حکمت هاى فراوانى است؛ یکى از این اعمال، عمل قربانى در روز عید قربان در صحراى منا است. از آیات قرآن روایات امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ استفاده مى شود که یکى از حکمتهاى بسیار مهم قربانى، اطعام مساکین و سیر کردن گرسنگان است. در نصوص دینى مصرف گوشت قربانى به عنوان یک واجب در کنار ذبح معرفى شده و در حقیقت از ارکان قربانى محسوب مى گردد لذا فقیهان نامدار شیعه هر گاه از قربانى بحث مى کنند بلافاصله از مصرف آن نیز سخن به میان مى آورند و کیفیت مصرف آن را نیز بیان مى کنند. مرحوم صدوق ـ ره ـ مى نویسد:«ثمَّ امض الى منی… ثمَّ اشتر هدیک… ثمَّ کل وتصدّق واطعم واهدِ إلى من شئت». (22)ابى الصلاح حلبى مى نویسد:«ثمَّ یرجع إلى منى فیشترى هدیا لمتعته… والیأکل من هدیه ویطعم الباقی». (23)و همچنین مرحوم شیخ در «النهایه»، (۲۴) ابن برّاح در «المذهب فى الفقه»، (۲۵) ابن حمزه در «الوسیله»، (۲۶) کیذرى در «اصباح الشیعه» (27) و… درباره مصرف گوشت قربانى فتوا داده اندگروهى قائل به وجوب تقسیم آن به سه قسمت شده که قسمتى را خودش مصرف کند و قسمتى از آن را هدیه دهد و قسمتى را نیز به مستمندان بدهد.
دلائل لزوم مصرف گوشت قربانى
الف: آیاتدر تعدادى از آیات قرآن به صراحت دستور به خوردن و خوراندن گوشت قربانى داده شده؛ از آن جمله است:۱ ـ «وأذّن فى النّاس بالحجّ یأتوک رِجالاً وعلى کُلّ ضامرٍ یأتین مِن کلّ فجٍّ عمیق لیشهدوا منافِعَ لهم و یذکروا اسمَ اللّه فى ایّام معلومات على ما رزقهم من بهیمه الانعام فکلوا منها واطعموا البائس الفقیر»؛ (۲۸)«مردم را به حج دعوت کن، تا پیاده و سواره بر مرکب هاى لاغر از هر راه دورى به سوى تو بیایند تا شاهد منافع گوناگون خویش (در این برنامه حیاتبخش) باشند. و در ایّام معیّنى نام خدا را بر چهار پایانى که روزیشان کرده ایم (به هنگام قربانی) ببرند. پس از گوشت آنها بخورید و بینوایان فقیر را نیز اطعام نمایید.»در آیات فوق بهره برداى از گوشت قربانى را از جمله منافع حج برشمرده و جالب این است که خداى متعال از میان همه منافع حج روزى «بهیمه الأنعام» را مطرح ساخته و دستور داده است که خود حاجى از این نعمت الهى بخورد و انسانهاى بیچاره و مستمند را از آن بخوراند.۲ ـ «والبُدْنَ جعَلناها لَکُم مِن شعائرِ اللّه ِ، لکم فیها خیرٌ فاذکُروا اسمَ اللّه ِ علیها صوافَّ فإذا وجَبَت جُنُوبُها فَکُلوا منها وأطعموا القانع والمُعترّ، کذلک سخّرناها لکم لعلّکم تشکرونَ لَن ینالَ اللّه َ لُحومُها ولا دماؤها ولکن یناله التَّقوى منکم کذلک سَخَّرنا لکم لتُکَبِّروا اللّه على ما هداکُم وبَشّرِ المحسنین»؛ (۲۹)«شترهاى چاق و فربه را (در مراسم قربانى حج) براى شما از شعائر الهى قرار دادیم. در آنها براى شما خیر و برکت است؛ نام خدا را (هنگام قربانى کردن) در حالى که به صف ایستاده اند بر آنها ببرید؛ و هنگامى که پهلویشان آرام گرفت (و جان دادند) از گوشت آنها بخورید و مستمندان قانع و فقیر را نیز از آن اطعام کنید. این گونه ما آنها را مسخّرتان ساختیم، تا شکر خدا را به جا آورید نه گوشتها و نه خونهاى آنها، هرگز به خدا نمى رسد. آنچه به او مى رسد تقوا و پرهیزکارى شماست. این گونه خداوند آنها را مسخّر شما ساخته، تا او را به خاطر آن که شما را هدایت کرده است بزرگ بشمرید و بشارت ده نیکوکاران را.»3 ـ جعل اللّه الکعبه البیتَ الحرامَ قیاما للنّاس و الشَّهر الحرام والهَدیَ والقلائدَ ذلک لِتَعْلَمُوا أنّ اللّه َ یعلمُ ما فى السمواتِ وما فى الأرض وأنَّ اللّه بکلّ شیء علیمٍ.» (30)«خداوند، کعبه ـ بیت حرام ـ را وسیله اى براى استوارى و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داد؛ و همچنین ماه حرام، و قربانیهاى بى نشان و قربانیهاى نشان دار را؛ این گونه احکام (حساب شده و دقیق) به خاطر آن است که بدانید خداوند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است مى داند خدا به هر چیزى داناست.»در آیه فوق «الشهر الحرام والهدى والقلائد» عطف بر «الکعبه» و درحقیقت آنها نیز مفعول اول براى «جعل» مى باشند و مفعول دوم آن؛ یعنى «قیاما للناس» به قرینه ما قبل حذف شده و در حقیقت آیه قربانى هاى بى نشان و بانشان حج را به عنوان قیام و قوام زندگى انسانها معرفى کرده و از جهت «قیاما للناس» بودن در ردیف کعبه قرار داده است و در قسمت دوم آیه فرمان به ذبح قربانى را، فرمانى برخاسته از علم گسترده خداوند معرفى کرده که نشان دهنده اسرار و حکمتهایى است که در این تکلیف الهى نهفته است.
ب: روایاتروایات فراوانى دلالت بر مصرف قربانى و کیفیت مصرف آن دارد که چند نمونه از آن را مى آوریم:۱ ـ «عن معاویه بن عمّار، عن أبى عبداللّه ـ ع ـ قال: إذا ذبحتَ أو نحرتَ فکل وأطعم کما قال اللّه : «فکلوا منها واطعموا القانع والمعتر» فقال القانع الذى یقنع بما أعطیته والمعتر الذى یعتریک والسائل الذى یسألک فى یدیه، والبائس الفقیر». (31)2 ـ «عن عبدالرحمن بن أبى عبداللّه ، عن أبى عبداللّه ـ ع ـ فى قول اللّه ـ جلّ ثنائه ـ «فإذا وجبت جنوبها» قال إذا وقعت على الأرض فکلوا منها واطعموا القانع والمعترّ…». (32)3 ـ «محمّد بن على بن الحسین قال، قال رسول اللّه ـ ص ـ انّما جعل اللّه هذا الأضحى لتشبع مساکینهم من اللّحم فاطعموهم». (33)شایان ذکر است که منظور آن دسته از فقیهان که تقسیم گوشت قربانى را به سه قسمت مستحب مى دانند، این است که شخص نسبت به تثلیث گوشت قربانى تکلیف وجوبى ندارد، نه این که نسبت به اصل مصرف گوشت قربانى تکلیفى نداشته باشد و مجاز باشد در این امر اسراف کند، بلکه ظاهر آیات و روایات باب دبح این است که خوراندن قربانى به فقیران مستمندان لازم است. و به فرض که ادلّه این باب دلالت بر وجوب مصرف نکند، ادلّه حرمت اسراف و تبذیر شامل مورد مى شود و دلالت مى کند بر حرمت دور انداختن بى مصرف گذاشتن گوشت قربانی. وقتى به مصرف نرساندن گوشت قربانى حرام بود، مصرف آن واجب مى شود.
مشکل کنونى قربانى در منا:
پیشتر ثابت گردید که واجب است قربانى حج، تمتع در سرزمین منا ذبح شود و گوشت آن به مصرف فقیران و مستمندان برسد. لیکن با کمال تأسف در حال حاضر هیچ یک از این دو واجب امکان اجرا ندارد؛ زیرا از طرفى قربانگاه هاى فعلى که حجاج وظیفه دارند در آن جا قربانى کنند در منا نیست بلکه در وادى محسّر و وادى معیصم قرار دارد. و از طرف دیگر با توجه به کثرت قربانى و کم بودن فقیران و محتاجان و نیز رعایت بهداشت بخش اعظم این گوشت ها بى مصرف مانده، سوزانده و از بین مى رود. حال چه باید کرد؟
راه حل هاى پیشنهادی:
براى حلّ مشکل قربانى چند راه حل پیشنهاد شده که در ذیل طرح و بررسى مى گردد:
کشتن قربانى در (وطن)براى جلوگیرى از هدر رفتن واسراف این نعمت خدا و رعایت ترتیب میان اعمال روز عید در منا لازم است حجاج محترم هنگام حرکت از وطن یا با تلفن به یکى از اعضاى خانواده و یا فامیل خود وکالت دهد که روز عید قربان در ساعت معیّن گوسفندى یا گاو و … را به نیّت قربانى ذبح نموده و گوشت آن را میان مستمندان تقسیم کنند و حجاج در روز عید پس از اطمینان از ذبح، حلق یا تقصیر نمایند.
دلیل این راه حلاین راه حل مبتنى بر چند عضو مهم است که به ترتیب نقل مى شود:۱ ـ هیچ یک از قربانگاههاى فعلى در منا نیست پس شرطیّت منااز بین رفته و هیچ دلیلى بر تقدم وادى محسِّر یا رعایت اقربیّت به منا وجود ندارد.۲ ـ آیات و روایات قربانى، ناظر به قربانى هایى است که مصرف مى شود. و هیچ یک از آیات و روایات قربانى اطلاقى ندارند که شامل قربانى هایى که مصرف نمى شود و سوزانده و از بین مى رود، نیز بشود.۳ ـ به فرض که ادلّه قربانى اطلاق داشته باشد، نسبتِ میان ادلّه قربانى و ادلّه حرمتِ اسراف، عموم من وجه است و ماده اجتماع همین قربانى هایى است که بى مصرف رها شده از بین مى رود. ادلّه قربانى در منا دلالت دارد بر وجوب این قبیل قربانى ها و ادلّه حرمتِ اسراف دلالت مى کند بر حرمت آنها. چه کسى گفته تقدم با ادلّه وجوب قربانى در منا است. افزون بر این که در وضع فعلى دعایت شرطیت منا در هیچ صورتى ممکن نیست، در حقیقت، امر دایر است میان قربانى در وادى محسّر که نه رعایت شرطیت منا شده و نه رعایت مصرف گوشت و قربانى در وطن که تنها شرطیّت منا مقصود است امّا مصرف آن کاملاً رعایت مى شود.طبیعى است که راه دوّم محذور کمترى دارد و باید رعایت شود.مرحوم آیت اللّه خوئى، مسأله فوق را از مسائل مستحدثه شمرده و در صورتى که تعذر ذبح در منا تا آخر ذى حجه ادامه داشته باشد، شرطیّت ذبح در منا را ساقط دانسته و فرموده است: هر جا که بخواهد مى تواند قربانى کند.آیه اللّه خویى براى اثبات مدعاى خود این گونه استدلال کرده است:«کتاب و سنت به اتفاق دلالت مى نمایند بر اصل وجوب هدی. ما به دلیل روایات متعددى که دلالت بر وجوب ذبح در منا داشت، اطلاقات را مقید کردیم به منا. لیکن ادلّه مقید ما اطلاق ندارد و دلالت نمى کنند بر تقیید مطلق بلکه دلالت دارند بر اصل تقیید به طور اجمال. حال که عمل به این ادلّه متعذر است و قید «منا» متعذر است مرجع اطلاقات، ادله اى است که دلالت مى کند بر اصل وجوب ذبح و مقتضاى این اطلاقات جواز ذبح است در هر جایى که باشد.» (34)بیان فوق به صورت فنى راه حل پیشنهادى را تقویت مى نماید.بررسىاکثر دلایل این راه حل، قابل مناقشه است که اینک یکایک آنها را مى آوریم:
پاسخ دلیل اول:مهمترین دلیل راه حل فوق، همان دلیل اوّل است که از جهات گوناگون قابل نقد است و در حقیقت این دلیل مبتنى بر پیش فرض هایى است که هیچکدام تمام نیست؛ زیرا:اولاً: مبتنى بر این است که هیچ یک از قربانگاه هاى فعلى در «منا» نباشد یا اگر هست ذبح در آن قربانگاهها عسر و حرج یا منع قانونى داشته باشد و این امر ثابت نیست و طبق اظهار نظر بعضى از افراد مطّلع، هنوز در خود منا مذبحهایى هست که بدون هیچ مشکل تعدادى مى توانند در آنجا قربانى کنند و همچنین قسمتى از مسلخ هاى جدید نیز در «منا» واقع است.ثانیا: مبتنى بر این فرض است که بین روز دهم و روزهاى یازده و دوازده از جهت ذبح در منا تفاوتى نباشد. امّا اگر امکان داشته باشد که در روزهاى بعد بدون عُسر و حرج و منع قانونى در منا قربانى کند طبق نظر کسانى که تأخیر را خلاف احتیاط وجوبى مى دانند وظیفه دارد تأخیر بیندازد؛ زیرا امر دایر است بین کنار رفتن احتیاط وجوبى (زمان ذبح از عید قربان تأخیر نیفتند) و کنار رفتن فتواى مسلّم (که ذبح باید در منا واقع شود). روشن است که باید به خاطر رعایت فتوا، از احتیاط وجوبى دست بکشد. اما طبق نظر کسانى که صریحا فتوا مى دهند به عدم جواز تأخیر ذبح از روز عید امر دایر است میان دو فتوا یکى تعیّن ذبح در روز عید قربان و دیگرى تعیّن ذبح در منا و فرض این است که جمع میان آن دو هم ممکن نیست و طبق صناعت باید قائل به تخییر باشیم نه سقوط تکلیف ذبح در منا.ثالثا: این دلیل مبتنى بر این است که وادى محسِّر جزء منا نباشد. در حالى که بعضى از فقها بر این باورند که وادى محسّر جزء منا است و مرحوم شهید ثانى این نظریه را به بسیارى از فقها نسبت داده، مى نویسد:«و (محل الذبح) لهدى التمتّع (والحلق منى وحدها من العقبه) وهى خارجه عنها (إلى وادى محسِّر) ویظهر من جعله حدّا خروجه عنها ایضا والظاهر من کثیر انّه منها». (35)«محل ذبح هدى تمتع و حلق، منا است و حد منا از عقبه (و خود عقبه خارج از منا است) تا وادى محسر است. از این که وادى محسر را حد منا قرار داده ظهور در خروج وادى محسّر از منا است. در حالى که ظاهر از کلمات بسیارى از علما این است که وادى محسّر جزء منا است.»و بدون شک حجاج مى توانند بدون هیچ عسر و حرج و منع قانونى، در مسلخ هاى جدیدى که در وادى محسر ساخته شده قربانى کنند و امکان قربانى در وادى محسّر طبق این نظر در حقیقت امکان قربانى در منا است.رابعا: مبتنى بر این است که اقربیت به منا و اتصال به آن، بعد از تعذّر ذبح در منا، خصوصیّتى نداشته باشد و این مطلب ثابت نیست؛ زیرا محتمل است اقربیّت به منا در امر ذبح نقش داشته باشد، وقتى این احتمال داده شد، امر دایر مى شود بین تعیّن (وادى محسّر)تخییر (میان وادى محسر و سایر امکنه) و در دوران بین تعیین و تخییر، عقل حکم مى کند به احتیاط و اخذ به آن فردى که احتمال تعیّن را دارد؛ زیرا تنها در این صورت است که فراغ یقینى حاصل مى شود.خامسا: از ظاهر بعضى آیات هم تعیّن امکنه متصل به منا قابل استفاده است؛ مثلاً در آیه: «والبدنَ جعلناها لکم من شعائر اللّه » قربانى را از شعائر الهى معرفى مى کند. شعائر الهى معمولاً عبارت است از عباداتى که به صورت گروهى و دسته جمعى انجام مى پذیرد؛ مثلاً نماز جماعت از شعائر اللّه شمرده شده امّا نماز فرادا چنین نیست. این امر اقتضا دارد که قربانى ها در روز عید به صورت گروهى در مکان خاصّى انجام پذیرد بنابراین فتوا به ذبح قربانى در وطن، این عمل بسیار مهم را از حالت شعائر الهى بودن خارج مى سازد.دیگر این که در ادامه آیه مى فرماید: «فإذا وجبت جنوبها فکلوا منها واطعموا القانع والمعترّ»، معنایش این است که قربانى به گونه اى باشد که امکان خوراندن و خوردن خود حاجى وجود داشته باشد (به نحو وجوب یا استحباب) و این اقتضا مى کند که ذبح اگر در خود منا هم امکان نداشت در خارج منا منتهى متصل به منا انجام بگیرد تا امکان خوردن خوراندن آن فراهم گردد.این که فرمود: آیات و روایات اطلاق ندارد و منصرف است به قربانى هایى که مصرف مى شود، ادعایى بیش نیست و ظاهر این است که خوردن و خوراندن گوشت قربانى در فرض وجوب، وجوب مستقلى است در کنار وجوب ذبح. بنابراین وجهى براى انصراف اطلاقات ادلّه وجوب ذبح باقى نمى ماند وانگهى انصراف گسترده اى نیست و اسباب و عواملى دارد که هیچ کدام در اینجا نیست.
امّا مسأله اسراف گوشت هاى قربانی:
اولاً: مبتنى بر این است که هیچ راهى براى جمع میان ذبح در منا یا مکانهاى متصل به منا و مصرف صحیح قربانى نباشد و این اوّل کلام است و در طرحهاى بعدى میان آن دو جمع شده است.ثانیا: مبتنى بر این است که به این قبیل کارها که شخص براى اداى تکلیف انجام مى دهد و ممکن است ده ها حکمت دیگر غیر از مصرف گوشت قربانى در آن باشد و… اسراف صدق کند.ثالثا: بر فرض صدق اسراف ثابت شود که این گونه اسرافها حرام است و از بعضى روایات استفاده مى شود که اسراف در امر حج مبغوض شارع نیست. ابن ابى یعفور از امام صادق ـ ع ـ نقل مى نماید که آن حضرت از پیامبر گرامى اسلام نقل نموده که فرمود:«ما من نفقه أحبّ إلى اللّه عزّوجلّ من نفقه قصد ویبغض الإسراف إلاّ فى الحجّ والعمره…». (36)
راه حل پیشنهادى دیگر:این راه حل به چند امر به ترتیب ذیل مبتنى است:۱ ـ به اندازه مصرف روز عید قربانى شود. ۲ ـ بقیه در طول ذیحجه و در منا یا سراسر حرم، قربانى و تقسیم گردد. ۳ ـ اضافه مصرف ذیحجه در حرم در یخچالها و سردخانه ها به نفع فقرا نگهدارى گردد. ۴ ـ در صورت عدم امکان زمانى و مکانى قربانى یا عدم امکان تقسیم یا نگهدارى گوشتها پولهایش میان فقراى منا و در مرحله دوم فقراى حرم، از همان روز عید تا آخر ذیحجه تقسیم شود و مازاد آن به سایر فقراى مسلمان داده شود. (۳۷)بررسىاین راه حل از چند جهت در حال حاضر قابل اجرا نیست؛ زیرا:اولاً: اجراى این طرح منوط به وجود یک تشکیلات منظم است که ناظر به امر ذبح باشد تا بتواند اندازه مصرف روز عید را مشخص کند، از گوشت مازاد به طور کامل نگهدارى نماید و… و راه اندازى چنین تشکیلاتى با چنین اختیارات و امکانات در حال حاضر یک ایده آل بیش نیست.ثانیا: این که فرمود: در صورت عدم امکان رعایت زمان و مکان قربانى و…، قربانى تبدیل به قیمت مى شود، نیازمند به اثبات است و نویسنده محترم به اثبات آن نپرداخته است. طرح فوق ایرادهاى دیگرى هم دارد که براى رعایت اقتصار از آنها صرف نظر مى کنیم.
راه حل عملى و قابل اجرا:راه حلى که هم قابل اجرا و هم از نظر شرعى کمترین محذور را دارد و عبارت است از ذبح در مسلخ هاى جدیدى که اخیرا به صورت مکانیزه توسط بانک توسعه اسلامى وابسته به کشورهاى اسلامى و همکارى دولت عربستان تأسیس شده؛ زیرا:اولاً: گوشت حاصل از قربانى در این مسلخ ها با وسائل پیشرفته بسته بندى شده و براى نیازمندان کشورهاى اسلامى ارسال مى گردد.ثانیا: از نظر رعایت مکان ذبح این مسلخ ها، گر چه از بعضى مسلخ هاى دیگر دورتر است و لیکن در مجموع مسأله اتّصال به منا و حفظ شعاریّت قربانى در آن، محفوظ است.ثالثا: از نظر رعایت زمان ذبح: با هماهنگى قبلى امکان ذبح قربانى، در روز عید در این مسلخ ها فراهم است و شرط زمانى قربانى نیز رعایت مى شود.رابعا: از جهت رعایت شرایط دیگر ذبح و قربانى نیز مشکلى وجود ندارد و با هماهنگى قبلى، رعایت همه شرایط ممکن است. به همین جهت در استفتایى که جناب حجه الاسلام المسلمین سید على قاضى عسکر معاون آموزش و تحقیقات در بعثه مقام معظم رهبرى از محضر آیات عظام مرحومان گلپایگانى و اراکى نمودند، هر دوى این بزرگواران فتوا به جواز ذبح در این مسلخ هاى مکانیزه داده اند. این نوشتار را با نقل فتواى این دو بزرگوار به پایان مى بریم:آیت اللّه گلپایگانی: «در فرض مسأله، چنانچه سایر شرایط صحّت ذبح در مذابح مذکور، محقّق باشد رعایت اقربیّت به منا واجب نیست اگر چه اولى و مطابق احتیاط است.»آیت اللّه اراکی: «ذبح در مسلخ هاى جدید التأسیس در فرض عدم امکان ذبح در منا در صورتى که شرایط شرعیِ ذبح رعایت شود مانعى ندارد، هر چند نسبت به سایر مسلخ ها از منا دورتر باشد و رعایت اقربیّت به منا لازم نیست.»
——————————————–پى نوشت ها :

۱ ـ بقره، آیه ۱۹۶۲ ـ المقنع فى الفقه، سلسله الینابیع، ج۷، ص۵۶۳ ـ المقنعه فى الفقه، سلسله الینابیع، ج۷، ص۸۱۴ ـ الکافى فى الفقه، سلسله الینابیع، ج۷، ص۱۶۱۵ ـ النهایه فى بحر الفقه والفتوى، ج۷، ص۲۰۰ و۲۰۴۶ ـ السرائر، سلسله الینابیع، ج۸ ، ص۵۵۷ ـ وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۱۰۱، (باب۱۰، ابواب الذبح، حدیث۵)۸ ـ وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۹۲، باب۴، ابواب الذبح، ح۱۹ ـ همان، ج۷، ص۹۳۱۰ ـ همان.۱۱ ـ وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۱۲۷، باب۲۸، ابواب الذبح، ح۲۱۲ ـ همان، ج۱۰، ص۹۲، باب۴، ابواب الذبح، ح۲۱۳ ـ بقره: ۱۹۶۱۴ ـ وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۰۶، باب۲، ابواب الاحصار و الصدّ، ح۲۱۵ ـ تهذیب الاخبار فى شرح المقنعه للشیخ المفید، ج۵ ، ص۲۰۲، ح۱۰، فى الذبح، بیروت ـ دار صعب.۱۶ ـ مانند شیخ حسن صاحب جواهر، جواهر الکلام، ج۱۹، ص۱۲۱۱۷ ـ مجمع الفائده والبرهان فى شرح ارشاد الأذهان، ج۷، ص۲۵۷، چاپ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.۱۸ ـ ذخیره المعاد فى شرح الإرشاد، ص۱۶۳۱۹ ـ مستند الشیعه فى احکام الشریعه، ج۲، ص۲۵۹۲۰ ـ ذخیره المعاد فى شرح الإرشاد، ج۱، ص۶۶۳۲۱ ـ جواهر الکلام، ج۱۹، ص۱۲۱۲۲ ـ المقنع فى الفقه، سلسله الینابیع، ج۷، ص۳۷۲۳ ـ الکافى فى الفقه، سلسله الینابیع، ج۷، ص۱۶۱۲۴ ـ النهایه، سلسله الینابیع، ج۷، ص۲۰۴۲۵ ـ المذهب فى الفقیه، سلسله الینابیع، ج۷، ص۳۱۲۲۶ ـ الوسیله، سلسله الینابیع، ج۸ ، ص۴۴۳۲۷ ـ اصباح الشیعه، سلسله الینابیع، ص۴۶۴۲۸ ـ حج: ۲۸ ـ ۲۷۲۹ ـ الحج آیات ۳۶ و ۳۷۳۰ ـ مائد: ۹۷۳۱ ـ وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۱۴۲، باب۴۰، ابواب الذبح، ح۱۳۲ ـ همان، ص۱۴۴، باب۴۰، ح۱۲۳۳ ـ وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۱۴۷، باب۴۰، ابواب الذبح، ح۲۲۳۴ ـ المعتمد فى شرح المناسک (کتاب الحج)، ج۵ ، ص۲۱۱ و۲۱۲۳۵ ـ الروضه البهیه فى شرح اللمعه الدمشقیه، ج۲، ص۳۰۰۳۶ ـ وسائل الشیعه، ج۸ ، ص۱۰۶، باب۵۵ ، ابواب وجوب حج، ح۱۳۷ ـ اسرار مناسک، ادله حج، محمد صادقى، ص۳۸۴

 

نوشته قبلی

اسلام در آیینه حج

نوشته‌ی بعدی

سرشت انسان؛ خیر یا شر؟

مرتبط نوشته ها

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران
ویژه جنگ رمضان

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد
علوم شیعه

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام
ولایت و امامت

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی
عقاید شیعه

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور
امام عسکری (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

نوشته‌ی بعدی

سرشت انسان؛ خير يا شر؟

یک نظر

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • حسن
    • ۰۳/۰۳/۲۸ در ۱۰:۲۲
    با تشکر وافر متاسفانه پاورقی قابل استفاده نیست محقق گرامی مگر نمی‌داند که آدرس هر مطلبی را باید جداگانه با شماره معین در پاورقی معلوم نماید؟!
    0 0 • پاسخ
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

قدرت خاموش ساختار غیرنظامی ایران

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

امتیاز شیعه در حوزه اجتهاد

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

اعتقاد به عصمت ائمه علیهم السلام

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا