ب – رجال فضل و ادباز برگ ۲۲۱پ تا ۲۲۷ر فهرستی از فضلاء و ادباء آن عهد اصفهان و قم به دست میدهد که بخش قم آن از پایان برگ ۲۲۳ پ آغاز میشود. بیشتر افرادی که در این بخش نامبردار شدهاند از رجال دیوان یا وابستگان آنان بوده و در قسمت پیش ذکر شدند. چنین است نام دیگران و همچنین برخی دیگر که در تضاعیف کتاب از آنان نام آمده است:ابوجعفر قمی که وزیر زین الدین ابوالمظفر پسر سید زنجانی، ادیب و صاحب منصب برجسته این عهد و مذکور در دیباچه مرزبان نامه، در نکوهش شمس الدین ابونجیب وزیر سلجوقی به شعری از او تمثل کرد (۱۵۰ر). او طبعا همان ابوجعفر محمد بن علی عطار قمی است که نگارنده تاریخ قم: ۱۱ از او یاد کرده و میگوید به کرات از ابوالفضل محمد بن حسین بن العمید وزیر شنیده بود که تعجب میکرد که مردم قم اخبار شهر خود را ترک کرده و در آن کتابی ننوشتهاند و از جمله شعری از اشعار این ابوجعفر نزد ایشان نیست. ابن العمید که خود سر آمد ادباء عصر خویش بود شعر این ابوجعفر را از بهترین شعرها میدانست زیرا که او در آن معانی لطیفه اختراع کرده و بر نظرای خود مانند رودکی و رازی فایق شده بود. ابن العمید درباره او میگفت که ابوجعفر در روزگار خود همچون امرء القیس است در روزگار خود. مؤلف تاریخ قم از این رو مجلدی از اشعار این ابوجعفر برای خزانه ابن العمید فراهم آورد.ابوالفرج بن هندو برخی اشعار او در این اثر نقل شده است (یک بیت در ۱۹۱پ، یکی در ۱۸۸پ به نقل از دیوان او، و دو بیت در ۲۱۰ پ). این همان ابوالفرج علی بن حسین هندو قمی، ایب مشهور قرن پنجم و درگذشته ۴۲۰ است که از هندوجان قم بود (ببینید تربت پاکان ۲: ۱۸۷ت ۱۸۸پاورقی).«موفق ابوشجاع شمامه قمی که فاضل و متبحر و متین الادب بود. بر در فضل پردهای بود زربافت. اما باطنی خبیث داشت. به هجو مردم مولع بودی. مقراض اعراض بودی. ازاین عادت او را فطام نبود. سفاهت و بی خردی پیشه کرده بود. با آن که پیر و فرتوت شده و چناروار پنجه سؤال پیش داشت از بدایت حال هیچ کم نکرد…» (65پ). بیتی به عربی در نکوهش کمال ثابت (همان جا) و دو بیت دیگر از او در ۲۲۶پ هست. پیشتر شعری را که همین «موفق ابوشجاع شمامه که شمامه فضل بود» به وقت ولادت عزالدین یحیی، نقیب ری و قم در روزگار مؤلف، گفته بود دیدیم (۹۵پ). عماد کاتب در خریده القصر، بخش شعراء عجم، از این سراینده با توصیف «کان شاعراً ادیباً فاضلاً کثیر الحفظ عارفاً باللغه، قدم بغداد» ستایش و همین بیت او در ولادت عزالدین یحیی نقیب را نقل میکند.ابوالحسن کیله که مؤلف درشمار «فضلای قم که در پنجاه شصت سال بودند» نام برده و میگوید که او «باروی شهرستان علم بود و قلادههای فضل او چون ستارههای رخشان و درّفشان» (226ر). بیتی نیز به عربی از او میآورد (۲۲۶پ).امین الحضره منصور قمی، شاعری که دو بیت عربی از او در رثاء کمال ثابت در این جا هست (۹۹پ).امیر سید مجد الدین ابومحمد علوی که به هنگام تدوین کتاب زنده بوده و مؤلف درباره او با تعارفات منشیانه معمول خود میگوید:«چشم روزگار، علم عالم و علم و رهنمای جاده فضل و قلعه گشای جهل، بزرگی است از روی معنی که در این جهان بسیط عریض نگنجد». (224ر-پ)آن گاه دو بیت فارسی به عنوان نمونه شعر او میآورد.افضل الدین پسر ماهابادی که اونیز به هنگام تدوین کتاب زنده بود و مؤلف در قم جز او و شخصی که پس از وی ذکر میشود کسی را در حد فضلای پیشین شهر نمیدید. درباره او میگوید: «خرده ریز و نواله افضل الدین، جهانی مردم سیر کند و نسیم سحر علم او پشه جهل بپراکند… این دو بیت شعر اوست:ابحت لها الفؤاد فصار بیتاًحراماً ان یحلّ به سواهاتنشّت عینها من غیر خمرفهل لثمت قبیل الصبح فاها»(223پ- ۲۲۴ر). این دانشمند همان شیخ امام افضل الدین حسن بن علی بن احمد ماهابادی استاد منتجب الدین بوده که در فهرست خود: ۲۲۳ او را «علم فی الادب، فقیه صالح ثقه» خوانده و از تألیفات او شرحی بر نهج البلاغه، شرح شهاب، شرح اللمع، کتابی در رد علم نجوم، کتابی در اعراب، دیوان شعر و مجموعهای از نامهها و قطعات منثور یاد میکند. پدر بزرگ مادری او احمد بن علی ماهابادی نیز در همین فهرست: ۲۰۷-۲۰۸ به عنوان «شیخ افضل» و «فاضل متبحر» ذکر، و کتابهای شرح اللمع، کتاب البیان فی النحو، کتاب التبیان فی التصریف، و المسایل النادره فی الاعراب از وی یاد شده است. یاقوت، ماهاباد را دیهی میان قم واصفهان، و عماد کاتب در خریده القصر قریهای میان کاشان و اصفهان دانستهاند (نیز ببینید مهاباد در فهرست اماکن تاریخ قم: ۳۴۸). سید فضل الله راوندی قطعهای به خطیرالدین ابوالمعالی حسن بن احمد بن محمد ماهابادی رئیس ماهاباد نوشته بود که در سرگذشت همین راوندی درخریده القصر نقل شده است.امام زین محمد بن ابی نصر، که درباره او میگوید: در این حال در قم فذلک حساب فضلاء، زین الدین محمد بن ابی نصر است، اباً عن جد از خاندان علم و فضل. این دو بیت شعر پدر اوست:لا تعجبوا و الشمس فی وجههو حاجبیه من فروع طوالحاجبه قوس بلا مریهو الشمس فی القوس یطیل اللیال(۲۲۶پ- ۲۲۷ر). «امام زین الدین محمد ابی نصر سایه بان سر علم است. هر علم که در این عهد نشان دهند نیم خورده اوست… این بیتها شعر اوست:و لما جفانی الزمان الخؤنو اعتورتنی صروف الزمناهبت بصبری و ما خاننیایا صبر ان لم تکن لی فمنفها انا ذا مبتلی بالزمان ممتحناً فعسی الله ان»(224ر). منتجب الدین از این دانشمند نیز در فهرست خود: ۲۸۴ با توصیف «ادیب فاضل طبیب» یاد میکند. آقا بزرگ نسخهای از نهج البلاغه نزد سردار حیدر قلی خان کابلی در کرمانشاه دیده بود که آن را جمال الدین ابونصر علی بن محمد متطبب (مذکور در فهرست منتجب الدین: ۲۵۵ با توصیف «فاضل ادیب طبیب») در سال ۵۸۷ بر امام زین الدین محمد بن ابی نصر القمی خوانده و این زین الدین خود آن نسخه را بر سید فضل الله راوندی قرائت نموده بود (طبقات اعلام الشیعه ۶: ۱۹۹). از یادداشت مورخ ۶۰۱ همین جمال الدین ابونصر متطبب بر نسخه یاد شده بر میآید که این زین الدین محمد بن ابی نصر در فاصله سالهای ۵۸۷ تا ۶۰۱ درگذشته بود (همان مأخذ ۶: ۲۰۰).استدراکات بعدیقاضی نجم الدین ابو ابراهیم بن بابویه که در این مقاله ذکر شده همان است که قطب الدین ابوجعفر محمد بن علی بن حسین مقرئ نیشابوری (از دانشمندان نیمه اول قرن ششم) کتاب الحدود فی الالفاظ الکامیه خود را به ترغیب او نوشته که در هامش نسخه مخطوط این اثر از آن قاضی به صورت «مقتدی الفریقین اقضی القضات الامام نجم الدین ابوابراهیم حسن بن محمد بن حسن بن بابویه» یاد میشود (به نقل مصحح کتاب فهرست آل بویه شیخ سلیمان بحرانی: ۶۲).شیخ سلیمان ماحوزی بحرانی که نام گروهی از رجال این خاندان را در رسالهای گرد آورده و آن رساله این روزها در قم طبع شده است[۶] نام این قاضی را ندارد. در کتاب النقض جز این قاضی، از ابوطالب بن بابویه (ص ۴۰۵ چاپ جدید) از مشایخ شیعه در ری که واعظ فاضل پرهیزکار بود (همان: ۱۴۲و ۱۴۴) ولی تألیفی نداشت (ایضا: ۲۹۴) یاد میشود. در کتاب الشافی عبدالله بن حمزه ۲: ۷۲ هم روایتی از ابوالقاسم محمد بن قاسم حسنی نقیب آمل در صفر ۴۱۸ به نقل از ابوالقاسم علی بن حسین بن بابویه برادر زاده صدوق آمده است که در آن میگوید «حدثنی عمی ابوجعفر بن بابویه». خطیب هم در تاریخ بغداد ۸: ۳۵ از ابوعبد الله حسن بن حسن بن علی بن بندار بن باد بن بویه (کذا، شاید بابویه) الانماطی المعروف به ابن احما الصمصامی، در گذشته ۴۳۹، یاد میکند که میگوید از متکلمان شیعه و پدر او از مردمان قم بود (نیز ببینید انساب سمعانی ۸: ۳۲۸٫ سرگذشت این شخص بدون ذکر «باد بن بابویه» نیز در میزان الاعتدال ۱: ۵۳۲، لسان المیزان ۲: ۲۷۷، منتظم ابن جوزی ۸: ۱۳۳). در تاریخ الحکماء شهرزوری (نزهه الارواح): ۳۳۶ چاپ لیبی از ابوجعفر بن بابویه ملک سجستان در قرن چهارم، پس از ابوالفضل بن العمید قمی و حسن بن اسحاق بن محارب قمی، یادشده و شاید این، تصحیف «بویه» باشد چنان که چنین تصحیفی در نام بابویه عیار در التذکره الحمدونیه ۲: ۴۶ هم محتمل است.در ادوار متأخرتر هم افرادی نسب خود را به خاندان بویه میرسانیدهاند. در موزه متروپولیتن نیویورک در بخش هنر اسلامی در سالن B4 یک طاقچه محراب گونه کاشی فیروزهای از قرن هفتم و هشتم از کاشان هست.
به شمار انبار Pogers Fund 09087 ب www.historylib.com

















هیچ نظری وجود ندارد