9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

مجازات حرام خواری انسان در روز قیامت (2)

0
SHARES
11
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

آثار سوء لقمه حرام در بنی اسرائیل در خبر است که در زمان بنی اسرائیل هفت سال متوالی قحطی آشکار شد و کار بدانجا رسید که استخوان و مردار و فضولات داخل مزبله ها را می خوردند و حتی گوشت بدن همدیگر را هم می خوردندو در کوهها به تضرع و زاری پرداخته و از خداوند متعال طلب باران می کردند. تا اینکه ازسوی خداوند متعال به پیامبر آن زمان وحی رسید که به آنها بگو چرا دست خود را به جانب من بلند می سازید و دعا می کنید در حالی که آنچه حرام گردانیده ام خورده اید و شکم خود را از حرام مملو ساخته اید الحال غضبم بر ایشان شدت یافته و رحمت من شامل حال شما نمی شود مگر اینکه از حرام دوری کنید و اگرآن قدر به درگاه من تضرع کنید و پاهای خود بر زمین بکوبید که از راه رفتن باز بمانید و دستهای خود را آنقدر به دعا بلند سازید که به آسمان برسد و آن قدر دعا کنید که زبانهایتان کند شود و آنقدر گریه کنید که نهرها از چشم شما جاری شود دعای شما را مستجاب نمی کنم و رحمت و شفقتم شامل حال شما نمی شود مگر آنکه مال مردم را به صاحبانشان تسلیم کنید.پس آنها شروع به پرداختن حقوق مردم کردند و به انصاف و ترحم به همدیگر روی آوردند تا اینکه ابرهای رحمت الهی بر ایشان بارید و آن قدر باران رحمت الهی بر آنها نازل شده که مزارع و صحراهای آنها سیراب شد و زمینهای آنها سرسبز و خرم گشته و از قحطی نجات یافتند. (60) امام باقر علیه السلام فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجه الوداع خطاب به مردم فرمودند: «وَ لَا يَحْمِلَنَّكُمُ اسْتِبْطَاءُ شَيْ‏ءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ تَطْلُبُوهُ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ مَعْصِيَةِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَسَمَ الْأَرْزَاقَ بَيْنَ خَلْقِهِ حَلَالًا وَ لَمْ يَقْسِمْهَا حَرَاماً فَمَنِ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَبَرَ أَتَاهُ اللَّهُ بِرِزْقِهِ مِنْ حِلِّهِ وَ مَنْ هَتَكَ حِجَابَ السِّتْرِ وَ عَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ قُصَّ بِهِ مِنْ رِزْقِهِ الْحَلَالِ وَ حُوسِبَ عَلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ».(61) یعنی: «ای مردم مبادا تنگی رزق و روزی شما را وادار کند که آن را از راه معصیت و گناه فراهم کنید چرا که خداوند متعال روزی ها را بین خلق خودش به صورت حلال تقسیم کرده و هرگز آن را به حرام تقسیم نکرده پس هر کس تقوای الهی پیشه کند و صبر کند بر تنگدستی خداوند متعال از روزی های حلال خود او را روزی دهد و هر کس پرده اطاعت الهی را پاره کند (و روی به گناه و حرام بیاورد) و آن را زودتر از موعد الهی از راه حرام به دست آورد هم از روزی حلالش کم می شود و هم روز قیامت بر آن حساب پس خواهد داد».رزقش را با دست خود حرام کردروزی امیر المؤمنین علیه السلام درب مسجد از اسب پیاده شده و آن را به شخصی سپرده و وارد مسجد شدند. آن شخص لجام اسب را برداشته و اسب را رها کرده و فرار کرد. هنگامی که امیرالمؤمنین علیه السلام از مسجد بیرون آمدند و اسب را بدون لجام رها شده دیدند دو درهم به غلام خود داده و فرمودند: برو و یک لجام (افسار) برای اسب خریداری کن. غلام رفت و لجامی خریده و خدمت حضرت آورد. هنگامی که حضرت لجام را دیدند فرمودند: این همان لجام اسب خودم است. معلوم شد آن شخص لجام اسب را پس از دزدیدن به بازار برده و فروخته است. سپس حضرت فرمودند: «همانا بنده رزق و روزی خود را با شتاب کردن و صبر نکردن حرام می کند در حالی که بیش از آنچه مقدرش بوده به دست نیاورده است.» (62)
حدیث قدسی و نیز در حدیث قدسی آمده است که خداوند متعال می فرماید: «از تو درخواست و تقاضا نمودن است و از من اجابت و دعای هیچ کس از من محجوب نمی ماند مگر دعای حرام خواران». و نیز از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمودند: «هر کس دوست دارد دعا و درخواستش به هدف اجابت برسد باید خوراک و کسب خود را از حرام پاک سازد و نگهداری کند و نگذارد لقمه حرام از گلویش فرو رود». امام صادق علیه السلام فرمودند: «کسی که آرزو دارد مستجاب الدعوة باشد باید کسبش را از حرام پاکیزه کند و نیز فرمودند ترک لقمه حرام نزد خدا محبوب تر از هزار رکعت نماز مستحبی است».و نیز رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «حُرْمَةُ مَالِ الْمُسْلِمِ كَحُرْمَةِ دَمِهِ»(63) یعنی: «حرمت مال مؤمن همچون خون او است ». کنایه از این که کسی که به مال برادر مؤمن خود تجاوز کند گویا خون او را بر زمین ریخته است. و نیز امام رضا علیه السلام فرمودند: «اعْلَمْ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يُبِحْ أَكْلًا وَ لَا شُرْباً إِلَّا لِمَا فِيهِ الْمَنْفَعَةُ وَ الصَّلَاحُ وَ لَمْ يُحَرِّمْ إِلَّا مَا فِيهِ الضَّرَرُ وَ التَّلَفُ وَ الْفَسَاد».(64) یعنی: «خداوند هیچ خوردنی و آشامیدنی را حلال نکرده است مگر آنکه نفع و صلاح بشر در آن بوده و هیچ یک را حرام نکرده است مگر آنکه مایه زیان و مرگ و فساد است».و نیز امام صادق علیه السلام به نقل از جد بزرگوار خود رسول خداصلی الله علیه و آله فرمودند: «أَزْهَدُ النَّاسِ مَنِ اجْتَنَبَ الْحَرَامَ».(65) یعنی: «زاهد ترین مردم کسی است که از محرمات الهی پرهیز نماید.»امام صادق علیه السلام فرمودند: «خوراک بنده مؤمن در دنیا خوراک مضطرین است و با وجود اینها همه باید طالب نجات مأیوس نباشد از تحصیل حلال و دست و شکم خود را به هر غذایی نیالاید».رسول خدا صلی الله علیه و آله در وصایای خود به امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «یَا عَلِیُّ وَ أَكلُ الحَرَامِ‏ يَطرُدُ الإِيمَانَ».(66) یعنی ای علی خوردن مال حرام ایمان را از انسان دور می کند.
خوردن خون، مال یتیم و شراب دیگر از مصادیق خوردن مال حرام خوردن خون و مال یتیم و شراب است که در روایات مذمت بسیاری درباره این موارد وارد شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «إِذَا وَقَعَتِ اللُّقْمَةُ مِنْ حَرَامٍ فِي جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ كُلُّ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا دَامَتِ اللُّقْمَةُ فِي جَوْفِهِ لَا يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ مَنْ أَكَلَ اللُّقْمَةَ مِنَ الْحَرَامِ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ فَإِنْ تَابَ تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ إِنْ مَاتَ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ». (67) یعنی: «هنگامی که لقمه حرامی در شکم بنده ای واقع شود همه ملائکه زمین و آسمانها او را لعنت می کنند و تا زمانی که آن لقمه در داخل شکم اوست خداوند متعال نظر رحمت به او نمی افکند و هر کس لقمه حرامی را بخورد پس گویا غضب خداوند متعال را بر خود مباح نموده پس اگر توبه کند خدا او را می بخشد و اگر در همان حال بمیرد آتش سزاوار او خواهد بود».
اجتناب از غذای مضرّ و نیز امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «مَا لِي أَرَى النَّاسَ إِذَا قَرُبَ إِلَيهِمُ الطَّعَامُ لَيلاً تَكَلَّفُوا إِنَارَةَ المَصَابِيحِ لِيَبصُرُوا مَا يَدخُلُونَ بُطُونَهُم وَ لاَ يَهتَمُّونَ بِغَذَاءِ النَّفسِ بِأَن يُنِيرُوا مَصَابيِحَ أَلبَابِهِم بِالعِلمِ لِيَسلِمُوا مَن لَوَاحِقِ الجَهَالَةِ وَ الذُّنُوبِ فِي اعتِقَادَاتِهِم وَ أَعمَالِهِم».(68) یعنی: «نمی دانم چرا مردم موقع غذا خوردن در شب چراغ روشن می کنند تا با چشم خود ببینند چه طعامی می خورند ولی در تغذیه روح و روان خود اهمیتی نمی دهند که چراغ عقل را با شعله علم روشن کنند تا از غذای آلوده مصون بمانند و دچار عوارض نادانی و گناه در عقاید و اعمال خود نشوند».و نیز رسول خدا صلی الله علیه واله فرمودند: «إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَرْفَعُ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ فَيَقُولُ يَا رَبِّ يَا رَبِّ وَ مَطْعَمُهُ حَرَامٌ وَ مَلْبَسُهُ حَرَامٌ فَأَيُّ دُعَاءٍ يُسْتَجَابُ لِهَذَا وَ أَيُّ عَمَلٍ يُقْبَلُ مِنْهُ وَ هُوَ يُنْفِقُ مِنْ غَيْرِ حِلٍّ إِنْ حَجَّ حَجَّ حَرَاماً وَ إِنْ تَصَدَّقَ تَصَدَّقَ بِحَرَامٍ وَ إِنْ تَزَوَّجَ‏ تَزَوَّجَ‏ بِحَرَامٍ وَ إِنْ صَامَ أَفْطَرَ عَلَى حَرَامٍ فَيَا وَيْحَهُ مَا عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ طَيِّبٌ لَا يَقْبَلُ إِلاَّ الطَّيِّبَ وَ قَدْ قَالَ فِي كِتَابِهِ‏ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِين‏».(69) یعنی: «همانا یکی از شما دستهای خود را به طرف آسمان بلند نموده و می گوید: یا رب یا رب در حالی که غذای او حرام است و لباس او نیز حرام است با این حال کجا دعای او مستجاب می شود ؟ اگر صدقه بدهد از مال حرام است و اگر حج برود سفر حرام رفته و اگر صدقه بدهد با مال حرام صدقه داده و اگر ازدواج کند با مال حرام ازدواج کرده و اگر روزه بگیرد با مال حرام افطار نموده.
فصل سوم: انفاق از مال حرام شامل احادیث و روایات و سخنان امام علی علیه السلام از نهج البلاغههمانگونه که باغبان و کشاورز هنگام کشت و زرع سعی دارند که هسته و دانه ای را که می کارند دارای مغز و سالم باشد تا بتواند محصول شایسته از آن برداشت کند در مورد انفاق هم انسان باید سعی کند انفاق از مال حلال و طیب باشد زیرا انفاق از مال حرام مانند بذر پوک و بی مغز است که چنین بذری هرگز حصال نخواهد داشت بلکه انفاق از مال حرام دو عقاب و کیفر دارد یکی برای اصل کسب حرام و دوم بازخواست این که چرا مال را در حرام صرف کردی؟
فرمایش امام سجاد علیه السلام در مورد انفاق مال امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق خود در مورد انفاق مال می فرمایند:«وَ أَمَّا حَقُ‏ الْمَالِ‏ فَأَنْ لَا تَأْخُذَهُ إِلَّا مِنْ حِلِّهِ- وَ لَا تُنْفِقَهُ إِلَّا فِي حِلِّهِ- وَ لَا تُحَرِّفَهُ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ لَا تَصْرِفَهُ عَنْ حَقَائِقِهِ- وَ لَا تَجْعَلَهُ إِذَا كَانَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ وَ سَبَباً إِلَى اللَّهِ- وَ لَا تُؤْثِرَ بِهِ عَلَى نَفْسِکَ مَنْ لَعَلَّهُ لَا يَحْمَدُکَ- وَ بِالْحَرِيِّ أَنْ لَا يُحْسِنَ خِلَافَتَکَ فِي‏تَرِكَتِکَ- وَ لَا يَعْمَلَ فِيهِ بِطَاعَةِ رَبِّکَ فَتَكُونَ مُعِيناً لَهُ عَلَى ذَلِکَ- أَوْ بِمَا أَحْدَثَ فِي مَالِکَ- أَحْسَنَ نَظَراً لِنَفْسِهِ فَيَعْمَلُ بِطَاعَةِ رَبِّهِ- فَيَذْهَبُ بِالْغَنِيمَةِ- وَ تَبُوءُ بِالْإِثْمِ وَ الْحَسْرَةِ وَ النَّدَامَةِ مَعَ التَّبِعَةِ».(70) یعنی: «و اما حق مال این است که آن را از راه حرام به دست نیاوری و در راه حرام صرف نکنی، از جای لازم دریغ ننمایی و در جای غیر لازم خرج ننمایی، و در صورتی که مال خداست جز به راه خدا مصرف نکنی، آن کس را که ممکن است تو را نستاید و قدر زحماتت را نشناسد (یعنی وارث) بر خود مقدم نداری که البته پس از تو نیز در اموالت جانشنین خوبی نخواهد بود، و آن ها را به راه اطاعت خدای تو مصرف نخواهد کرد، در نتیجه تو خود او را بر این تصرفات ناروا در مالت کمک کرده ای، و چنانچه وارث به حال خود بیندیشد (دلسوز خویش باشد) و میراث تو را در طاعت خدا صرف کند، غنیمت را بر دو گناه حسرت، پشیمانی و کیفر گریبان تو را گیرد».حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: «انَّ الحَرامَ لاَ یَنمِی وَ اِن نَمی لاَ یُبَارَکُ لَهُ فِیهِ وَ مَا اَنفَقَهُ لَم یُؤجَر عَلَیهِ وَ مَا خَلَّفَهُ کَانَ زَادُهُ اِلَی النَّارِ».(71) یعنی: «مال حرام زیاد نمی شود و اگر هم زیاد شود در آن برکت نخواهد بود و اگر انفاق شود هیچ اجری ندارد و آنچه به جای بگذارد توشه اوست به سوی آتش».تبدیل آبهای اندک به سیل:شیرفروشی آب در میان شیر میکرد و می فروخت، روزی سیل آمد و تمام گوسفندان او را ربود، از نابود شدن گوسفندانش گریه می کرد و در حال گریه می گفت: «اِجتَمَعَت تِلکَ القَطَرَاتُ فَصَارَت سَیلاً» یعنی: قطره ها را جمع کردم تا به صورت سیل در آمد.(72) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «إِنَّ اللهَ تَعَالَى طَيِّبٌ لاَ يَقبَلُ إِلاَّ الطَّيِّبَ‏».«همانا خداوند تعالی پاکیزه و طاهر است و قبول نمی کند مگر پاکیزه را».
انفاق از بیت المال امیر المؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه در نامه ای خطاب به مصقلة بن هبيرة الشيباني فرمودند: «بَلَغَنِي‏ عَنْکَ‏ أَمْرٌ إِنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ إِلَهَکَ وَ عَصَيْتَ إِمَامَکَ أَنَّکَ تَقْسِمُ فَيْ‏ءَ الْمُسْلِمِينَ الَّذِي حَازَتْهُ رِمَاحُهُمْ وَ خُيُولُهُمْ وَ أُرِيقَتْ عَلَيْهِ دِمَاؤُهُمْ فِيمَنِ اعْتَامَکَ مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِکَ فَوَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَئِنْ كَانَ ذَلِکَ حَقّاً لَتَجِدَنَّ لَکَ عَلَيَّ هَوَاناً وَ لَتَخِفَّنَّ عِنْدِي مِيزَاناً فَلَا تَسْتَهِنْ بِحَقِّ رَبِّکَ وَ لَا تُصْلِحْ دُنْيَاكَ بِمَحْقِ دِينِکَ فَتَكُونَ مِنَ الْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا أَلَا وَ إِنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَکَ وَ قِبَلَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ فِي قِسْمَةِ هَذَا الْفَيْ‏ءِ سَوَاءٌ يَرِدُونَ عِنْدِي عَلَيْهِ وَ يَصْدُرُونَ عَنْهُ».(73) یعنی: «به من خبری از تو رسیده که اگر تو انجام داده باشی خدای خود را به خشم آورده ای و امام پیشوایت را غضبناک ساخته ای (شنیده ام ) اموال مسلمانها را که نیزه و اسبهایشان آن را گرد آورده و خونهایشان بر سر آن ریخته شده در بین عربهای خویشاوند خود که تو را گزیده اند قسمت می کنی و می بخشی ! سوگند به آن خدايى كه دانه را شكافت، و پديده‏ها را آفريد، اگر اين گزارش درست باشد، در نزد من خوار شده و منزلت تو سبك گرديده است! پس حق پروردگارت را سبك مشمار، و دنياى خود را با نابودى دين آباد نكن، كه زيانكارترين انسانى. آگاه باش، حق مسلمانانى كه نزد من يا پيش تو هستند در تقسيم بيت المال مساوى است، همه بايد به نزد من آيند و سهم خود را از من گيرند.امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «إِنَّ أَعْظَمَ‏ الْحَسَرَاتِ‏ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَسْرَةُ رَجُلٍ كَسَبَ مَالًا فِي غَيْرِ طَاعَةِ اللَّهِ- [فَوَرَّثَهُ رَجُلًا فَوَرِثَهُ رَجُلٌ فَأَنْفَقَهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَدَخَلَ بِهِ الْجَنَّةَ وَ دَخَلَ الْأَوَّلُ بِهِ النَّارَ».(74) یعنی: «همانا بزرگ ترین حسرتها در روز قیامت حسرت مردی است که مالی را از راه حرام کسب کرده باشد و آن را مردی به ارث برده پس او آن مال را در راه خدا انفاق کند و به واسطه آن مال داخل بهشت شود ولی مرد اولی با همان مال به جهنم برود».مرحوم کلینی از سماعه نقل می کند که گفت از امام صادق علیه السلام درباره شخصی سؤال کردم که برای بنی امیه کار می کند و از اجرت کار خود صدقه می دهد و صله رحم می کند و حج انجام می دهد تا آنچه که کسب کرده بخشیده شود و می گوید نیکی ها بدی ها را از بین می برد امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِنَّ الْخَطِيئَةَ لَا تُكَفِّرُ الْخَطِيئَةَ وَ لَكِنَّ الْحَسَنَةَ تَحُطُّ الْخَطِيئَة».امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا گناه و زشتی کفاره بدی و زشتی نخواهد شد ولی نیکی بدی را از بین می برد. (75) محمد بن یحیی می گوید: محمد بن حسن نامه ای به امام مجتبی علیه السلام نوشته و در آن سؤال کرد که مردی از مرد دیگر باغ و یا غلام و یا کنیزی می خرد و در مقابل مالی که از دزدی و یا راهزنی به دست آورده، آیا حلال است که ثمره آن باغ را مصرف کند و یا از کنیز خود استفاده کند در حالی که از سرقت و یا راهزنی به دست آورده؟ امام فرمودند: «لَا خَيْرَ فِي شَيْ‏ءٍ أَصْلُهُ حَرَامٌ وَ لَا يَحِلُّ اسْتِعْمَالُهُ». هیچ خیری در چیزی که اصل آن حرام است نیست و استفاده از آن حرام است. مرحوم کلینی از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمودند: «أَرْبَعَةٌ لَا يَجُزْنَ فِي أَرْبَعٍ الْخِيَانَةُ وَ الْغُلُولُ وَ السَّرِقَةُ وَ الرِّبَا لَا يَجُزْنَ فِي حَجٍّ وَ لَا عُمْرَةٍ وَ لَا جِهَادٍ وَ لَا صَدَقَةٍ».(76) یعنی: «در چهار مورد اجر و مزدی بر عمل داده نمی شود: خیانت، دزدی در معاملات، دزدی و ربا در حج و عمره، و جهاد و صدقه دادن پاداش ندارد».ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که حضرت فرمودند: دو چیز است که از خدا است و دو چیز است که از شیطان است. پس آن دو چیز که از خدا است یکی مغفرت بر معاصی و دیگری زیادتی در روزی و آن دو چیز که از شیطان است یکی ترس از فقر و دیگری امر به بدی و معاصی. علی بن ابراهیم قمی در تفسیر آیه «اَلشَّیطَانُ یَعِدُکُمُ الفَقرَ» می گوید: «همانا شیطان می گوید: انفاق نکنید به جهت آنکه فقیر می شوید و خدا وعده می فرماید شما را اینکه بیامرزد شما را اگر انفاق کنید برای خدا و فضل که عوض دنیایی باشد عطا فرماید».(77) امام صادق علیه السلام فرمودند: «اگر مردم بگیرند آنچه امر فرموده است خدا به آن پس انفاق کنند در آنچه نهی فرموده، قبول نفرماید از ایشان و اگر اخذ کنند آنچه را که نهی فرموده پس انفاق کنند در آنچه امر فرموده، قبول نفرماید از آنها مگر آنها از محل حق بگیرند و به حق خرج کنند».در تفسیر منهج الصادقین در ذیل آیه شریفه «وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ» می فرماید: «حق تعالی فرموده مقصد مکنید تباه فاسد و حرام را از آن چیزی که انفاق می کنید یا خبیث و فاسد و ضایعِ مال را انفاق نکنید بلکه طیب و طاهر را برای خدا بدهید». (78)
داستانی در مورد انفاق از مال دزدی چندى بود كه در ميان مردم عوام نام شخصى بسيار برده مى‏شد و شهرت او به قدس و تقوا و ديانت پيچيده بود. همه جا عامه مردم سخن از بزرگى و بزرگوارى او مى‏گفتند. مكرر در محضر امام صادق سخن از آن مرد و ارادت و اخلاص عوام الناس نسبت به او به ميان مى‏آمد. امام به فكر افتاد كه دور از چشم ديگران آن مرد «بزرگوار» را كه تا اين حد مورد علاقه و ارادت توده مردم واقع شده از نزديك ببيند. يك روز به‏طور ناشناس نزد او رفت، ديد ارادتمندان وى كه همه از طبقه عوام بودند غوغايى در اطراف او بپا كرده‏اند. امام بدون آنكه خود را بنماياند و معرفى كند ناظر جريان بود. اولين چيزى كه نظر امام را جلب كرد اطوارها و ژستهاى عوام فريبانه وى بود. تا آنكه او از مردم جدا شد و به تنهايى راهى را پيش گرفت.امام آهسته به دنبال او روان شد تا ببيند كجا مى‏رود و چه مى‏كند و اعمال جالب و مورد توجه اين مرد از چه نوع اعمالى است؟. طولى نكشيد كه آن مرد جلو دكان نانوايى ايستاد. امام با كمال تعجب مشاهده كرد كه اين مرد همينكه چشم صاحب دكان را غافل ديد، آهسته دو عدد نان برداشت و در زير جامه خويش مخفى كرد و راه افتاد. امام با خود گفت شايد منظورش خريدارى است و پول نان را قبلا داده يا بعدا خواهد داد. ولى بعد فكر كرد اگر اين‏طور بود پس‏ چرا همينكه چشم نانواى بيچاره را دور ديد نانها را دزدید و راه افتاد.باز امام آن مرد را تعقيب كرد و هنوز در فكر جريان دكان نانوايى بود كه ديد در مقابل بساط يك ميوه فروش ايستاد، آنجا هم مقدارى درنگ كرد و تا چشم ميوه فروش را دور ديد، دو عدد انار برداشت و زير جامه خود پنهان كرد و راه افتاد.بر تعجب امام افزوده شد. تعجب امام آن وقت به منتهى‏ درجه رسيد كه ديد آن مرد رفت به سراغ يك نفر مريض و نانها و انارها را به او داد و راه افتاد. در اين وقت امام خود را به آن مرد رساند و اظهار داشت: «من امروز كار عجيبى از تو ديدم.» تمام جريان را برايش بازگو كرد و از او توضيح خواست.او نگاهى به قيافه امام كرد و گفت: «خيال مى‏كنم تو جعفر بن محمدى.».گفتم: بلى درست حدس زدى، من جعفر بن محمدم.گفت: البته تو فرزند رسول خدايى و داراى شرافت نسب مى‏باشى، اما افسوس كه اين اندازه جاهل و نادانى.گفتم: چه جهالتى از من ديدى؟.گفت: همين پرسشى كه مى‏كنى از منتهاى جهالت است، معلوم مى‏شود كه يك حساب ساده را در كار دين نمى‏توانى درك كنى، مگر نمى‏دانى كه خداوند در قرآن فرموده: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ امْثالِها» هر كار نيكى ده برابر پاداش دارد. باز قرآن فرموده: «وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى‏ الّا مِثْلَها» هر كار بد فقط يك برابر كيفر دارد.روى اين حساب پس من دو نان دزديدم دو خطا محسوب شد، دو انار هم دزديدم دو خطاى ديگر شد، مجموعا چهار خطا شد؛ اما از آن طرف آن دو نان و آن دو انار را در راه خدا دادم، در برابر هر كدام از آنها ده حسنه دارم، مجموعا چهل حسنه نصيب من مى‏شود. در اينجا يك حساب خيلى ساده نتيجه مطلب را روشن مى‏كند و آن اينكه چون چهار را از چهل تفريق كنيم، سى و شش باقى مى‏ماند. بنابراين من سى و شش حسنه خالص دارم. و اين است آن حساب ساده‏اى كه گفتم تو از درك آن عاجزى.به او گفتم: خدا تو را مرگ بدهد. جاهل تويى كه به خيال خود اين‏طور حساب مى‏كنى. آيه قرآن را مگر نشنيده‏اى كه مى‏فرمايد: «انَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ» خدا فقط عمل پرهيزگاران را مى‏پذيرد. حالا يك حساب بسيار ساده كافى است كه تو را به اشتباهت واقف كند. تو به اقرار خودت چهار گناه مرتكب شدى، و چون مال مردم را به نام صدقه و احسان به ديگران دادى نه تنها حسنه‏اى ندارى، بلكه به عدد هر يك از آنها گناه‏ديگرى مرتكب شدى. پس چهار گناه ديگر بر چهار گناه اوّلى تو اضافه شد و مجموعا هشت گناه شد، هيچ حسنه‏اى هم ندارى.امام اين بيان را كرد و در حالى كه چشمان بهت زده او به صورت امام خيره شده بود او را رها كرد و برگشت.امام صادق وقتى اين داستان را براى دوستان نقل كرد، فرمود: «اين گونه تفسيرها و توجيه‏هاى جاهلانه و زشت در امور دينى سبب مى‏شود كه عده‏اى گمراه شوند و ديگران را هم گمراه سازند.» (79)لَن تَنَالُوا البِرَّ حَتَّی تُنفِقُوازآنچه داری دوست یعنی ده بر اونیست تنها بذل مال انفاق و بِرّحق به مالت ننگرد بیند به سرنیست تنها بذل مال انفاق و بربر هدایت می دهی یا بر ضلالعاشق مخلوق اندر راه دوستبگذرد از هر چه او دارای اوستروایتی از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله به جابرجابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت فرمودند: «لَعَنَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَ شَارِبَهَا وَ عَاصِرَهَا وَ سَاقِيَهَا وَ بَائِعَهَا وَ آكِلَ ثَمَنِهَا». یعنی: «خداوند لعنت کرده شراب را و خورنده آن را و کسی که آن را بفشارد و کسی که آن را به دیگری بخوراند، و کسی که آن را بفروشد و کسی که سود فروش آن را بخورد».شخصی از جا برخاسته و عرض کرد: ای رسول خدا! من مردی هستم که تجارت شراب می کنم مال من از فروش شراب حاصل می شود آیا این مال برای من نفعی دارد اگر آن را در راه اطاعت خداوند صرف نموده یا انفاق کنم؟حضرت فرمودند: «لَوْ أَنْفَقْتَهُ فِي حَجٍّ أَوْ جِهَادٍ لَمْ يَعْدِلْ عِنْدَ اللَّهِ جَنَاحَ بَعُوضَةٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يَقْبَلُ إِلَّا الطَّيِّبَ».اگر آن را در حج یا جهاد انفاق کنی خداوند آن را به اندازه بال پشه ای قبول نمی کند. همانا خداوند قبول نمی کند مگر پاکیزه و طاهر را. (80)در تفسیر نمونه ذیل تفسیر آیه شریفه «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ». چنین می خوانیم: یعنی: « بدانيد خداوند بى نياز و شايسته ستايش است » يعنى نه تنها نيازى به انفاق شما ندارد، و از هر نظر غنى است، بلكه تمام نعمتها را او در اختيار شما گذارده، و لذا حميد و شايسته ستايش است. بعضى احتمال داده‏اند كه” حميد” در اينجا به معنى اسم فاعل باشد (ستايش كننده) نه به معنى محمود و ستايش شده، يعنى در عين اينكه از انفاق شما بى نياز است شما را به خاطر اموال پاكيزه‏اى كه انفاق مى‏كنيد، شمارا مورد ستايش قرار مى‏دهد. (81)
نتیجه گیری: اندرز: غذای حلال در نورانیت قلب و غذای حرام در تاریکی و سلب سعادت تأثیر به سزایی دارد و لذا کسانی که طالب سعادتند در کمال جدیت و مراقبت از خوردنی های خویش مراقبت دارند که مبادا مبتلا به لقمه حرامی بشوند.محدّث بزرگوار حاج شیخ عباس قمی رحمة الله علیه از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل کرده که حضرت فرمودند: «فِي الْإِنْسَانِ مُضْغَةٌ إِذَا هِيَ سَلِمَتْ وَ صَحَّتْ سَلِمَ بِهَا سَائِرُ الْجَسَدِ فَإِذَا سَقِمَتْ سَقِمَ لَهَا سَائِرُ الْجَسَدِ وَ فَسَدَ وَ هِيَ الْقَلْب». ‏ یعنی: «در بدن انسان قطعه گوشتی است که هر گاه سالم بماند تمام بدن سالم می باشد و هر گاه مریض شد تمام بدن مریض می شود و آن قلب انسان است و سلامتی قلب در در خوردن غذای حلال و خرابی آن در خوردن غذای حرام می باشد».(82) و نیز از امام صادق در کتاب مصباح الشریعه نقل شده که فرمودند: «فَسَادُ الظَّاهِرِ مِنْ فَسَادِ الْبَاطِنِ وَ مَنْ أَصْلَحَ سَرِيرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِيَتَه‏».(83)یعنی فساد ظاهر هر شخصی نشأت گرفته از فساد باطن و درون او است و هر کس باطن خود را اصلاح کند خداوند متعال ظاهر او را نیز اصلاح می نماید. از این حدیث نتیجه می گیریم که هر کس قلب خود را اصلاح کند ظاهر او نیز اصلاح می شود و اگر کسی دارای باطن خراب باشد اعمال ظاهری او نیز فاسد و خراب است. مرحوم آیه الله حاج شیخ علی اکبر نهاوندی در کتاب خزینه الجواهر می فرماید: بدان بهترین صفات انسانی آن که معاش خود را از راه کسب و طریق حلال قرار دهد و به کسب و تجارت تحصیل معاش کند. اگر به واسطه ارث حلال از احتیاج بیرون نرفته باشد و زنهار تا بتوانی از وجوهات و تصدقات و بیت المال صرف ننمایی. معروف است که سلطانی از عالمی سؤال کرد که سبب چیست که بعضی از اولادهای ما خوب واقع می شود و بعضی از اولادهای شما علماء بد واقع می شوند ایشان فرمودند: که شما چون با ما مراوده دارید پس احیانا از غذاهای حلال ما خورده و با همسر خود مجامعه نموده و آن غذا منشاء نطفه طفلی شود که خوب باشد و ما از غذای حرام شما احیانا بخوریم و با همسر خود مجامعت کرده و آن غذا منشاء نطفه طفلی شود که بد واقع شده است.
 
پي نوشت ها :

1.کلینی، کافی، 1 / 4432.مجلسی، بحارالانوار: 45 / 83.نوری، مستدرک الوسائل: 5 / 2184.ابن فهد حلی، عدة الداعی: 1395.ابن فهد حلی، عدة الداعی: 1396.انبیاء / 477.تویسرکانی، لئالی الاخبار: 3418.تویسرکانی، لئالی الاخبار: 3419.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: 8 / 52110.تویسرکانی، لئالی الاخبار: 15111.تویسرکانی، لئالی الاخبار: 34112.نوری، مستدرک الوسائل: 5 / 21813.مجلسی، بحارالأنوار: 75 / 21414.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: 6 / 21515.نوری، مستدرک الوسائل: 6 / 32116.فرقان / 2517.آمدی، غرر الحکم: 1 / 21718.آمدی، غرر الحکم: 1 / 21719.حُرّ عاملی، وسائل الشیعة: 6 / 14520.نوری، مستدرک الوسائل: 4 / 32521.طوسی، امالی: 68022.نهج الفصاحة: 9723.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: 7 / 115.24.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: 7 / 13525.مجلسی، بحارالأنوار: 100 / 1726.مجلسی، بحارالأنوار: 16 / 5327.نهاوندی، خزینة الجواهر: 35628.نوری، مستدرك‏الوسائل: 13/ 29529.نباء / 1930.نوری، مستدرک الوسائل: 13 / 33031.نوری، مستدرک الوسائل: 11 / 28032.سیّد رضی، نهج البلاغه: 35533.مجلسی، بحارالأنوار: 73 / 36034.مفید، امالی: 13335.مجلسی، بحارالانوار: 66 / 38236.مجلسی، بحاراالانوار: 72 / 31337.مجلسی، بحاالانوار: 72 / 30538.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: کتاب جهاد النفس: 52339.نوری، مستدرک الوسائل: 12 / 10540.حجر / 1441.طیّب، تفسیر اطیب البیان: 1. 32442.صدوق: أمالي: 44643.خمینی(امام خمینی) توضیح المسائل: 21744. مجلسی، بحارالأنوار: ‏66 / 38845.حرّانی، تحف العقول: 25846.سیّد رضی، نهج البلاغة: 45847.سیّد رضی، نهج البلاغة: 41748.مجلسی، مشكاة الأنوار: 15449.مجلسی، مشكاة الأنوار: 15450.دیلمی، ارشاد القلوب: 1/ 19151.ابن فهد حلی، عدة الداعی: 15252.مجلسی، بحار الأنوار: ‏63 / 41253.دیلمی، إرشادالقلوب: 1 / 6954.دیلمی، إرشادالقلوب: 1 / 6955.دیلمی، إرشادالقلوب: 1 / 6656.مجلسی، بحارالأنوار: 90 / 37357.مجلسی، بحارالأنوار: 90 / 373 باب 2458.مجلسی، بحارالأنوار: 90 / 32159.مجلسی، بحارالأنوار: 63 / 31460.علوی عاملی، مناهج الشارعین: 32561.کلینی، كافي: 5 / 8062.صدوق، معانی الاخبار: 15163.مجلسی، بحارالأنوار: 29 / 40764.نوری، مستدرك‏الوسائل: 16 / 16565.مجلسی، بحارالأنوار: 70 / 34766.مشکینی، مواعظ العددية: 38767.مجلسی، بحار الانوار: 63 / 31468.ابن ابی الحدید، شرح‏نهج‏البلاغة: 20 / 26169.دیلمی، إرشادالقلوب: 1 / 6970.مجلسی، بحار الأنوار: ‏71 / 1871.نراقی، جامع السعادات: 2 / 3572.کاشانی، منتخب قوامیس الدرر: 3573.سید رضی، نهج البلاغة: 415 نامه 43 ‏74.سید رضی، نهج البلاغة: 552.75.کلینی، کافی: 5 / 126.76.کلینی، كافی: 5 / 12477.قمی، تفسیر القمی: 1 / 92.78.کاشانی، منهج الصادقین: 2 / 126.79.مطهری، داستان راستان: 211.80.احسائی، عوالی اللئالی: 2 / 110.81.مکارم شیرازی، تفسیر نمونه: 2 / 334.82.مجلسی، بحارالأنوار: 67 / 50.83.مجلسی، بحارالأنوار: 70 / 395.فهرست منابع و مآخذ:1. قرآن کریم2. آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، نشر فرهنگ اسلامی، قم، 1377.3. ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغة، دار الاحیاء الکتب العربیة، بیروت، 1343ش.4. ابن بابویه، محمد بن علی، امالی شیخ صدوق، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1338ش.5. ابن بابویه، محمد بن علی، معانی الأخبار، قم، جماعة المدرسین فی حوزة العلمیة، مؤسسه نشر اسلامی، 1361 ش.6. احسایی، ابن ابی الجمهور، عوالی الئالی، مطبعه سید الشهداء، قم، 1403ق7. تویسرکانی، محمد نبی، لئالی الأخبار، نشر علامه، قم، 1372 ش.8. حرّ عاملی، محمد بن حسن، 1033 – 1104، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، تهران: اسلامیه 1346ش.9. حرانی، حسین بن علی بن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، قم، مکتبه بصیرتی، 1394 ق10. حلّی، احمد بن محمد بن فهد، عدّة الداعی و نجاح الساعی، بیروت، دارالکتاب الاسلامی، 1407 ق.11. خمینی، روح الله موسوی، رساله توضیح المسائل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378 ش.12. دیلمی، حسین بن محمد، ارشاد القلوب، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1398 ق13. سید رضی، ابوالحسن محمد بن الحسین، نهج البلاغة، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1366 ش.14. شریف کاشانی، ملاحبیب الله، منتخب قوامیس الدرر، چاپ اسلامیه، تهران، 1365 ش.15. طیّب، سید عبدالحسین، متوفای 1407 ق، تفسیر اطیب البیان، چاپ اول، انتشارات اسماعیلی، قم 1352 ش علوی عاملی، 16. عبدالحسیب، مناهج الشارعین، ارمغان، تهران، چاپ اول، 1402 ق.17. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، دارالکتاب جزایری، قم، 1367ش.18. کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین، تهران، کتابفروشی اسلامیه،، 1346 ش.19. کلینی، محمد بن یعقوب، 329 ق، اصول کافی، تهران: علمیه اسلامیه، 136320. مجلسی، محمد باقر، مشکات الانوار در فضائل و آداب قرائت قرآن، قم، مسجد مقدس جمکران، 1379 ش.21. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار الجامعة لدرر اخبار الأئمة الأطهار، 110 جلد، تهران، مکتبه اسلامیه، 1347 ش.22. مشکینی، علی، المواعظ العددیة، قم، دفتر نشر الهادی، 1406 ق.23. مطهری، مرتضی، داستان راستان، 2 جلد، قم، انتشارات صدرا، 1375 ش.24. مفید، محمد بن محمد بن نعمان عکبری (شیخ مفید)، امالی مفید، جامعه مدرسین، قم، 1413 ق25. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1352 ش.26. نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، نجف اشرف، مطبعة الزهراء، 1368 ق.27. نهاوندی، علی اکبر، خزینة الجواهر، تهران، انتشارات شریعت، چاپ پنچم، ص 1405 ق.28. نوری، حاج میرزا حسین بن محمد تقی، 1254 – 1320 ق، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، 1407 ق30. ورام، محمد بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهة النوادر (مجموعه ورام)، بیروت، دار صعب، 1376ق.

 

برچسب ها: قيامت
نوشته قبلی

مجازات حرام خواری انسان در روز قیامت (1)

نوشته‌ی بعدی

بررسی آیه «محمد رسول الله…» و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)(۲)

مرتبط نوشته ها

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور
نهضت حسینی

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
امام حسین (ع)

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …
ویژه جنگ رمضان

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه
علوم شیعه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)
امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی
امام حسن (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

نوشته‌ی بعدی

بررسی آیه «محمد رسول الله...» و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)(۲)

یک نظر

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • ناشناس
    • 22/12/31 در 22:04
    از زمان انقلاب به این سو قبح محرمات شکسته شده و کمتر کسی نان حلال از گلویش پایین میرود کارمند با کم کاری یا تخلف و کاسب با گرانفروشی و نماینده با خرید رای از طریق غذا یا دادن وعده پست و دیگر مسئولین مملکت با اختلاس و غیره . قبل از انقلاب اگر کسی را قاچاقچی مواد مخدر خطاب میکردند، بزرگترین توهین بود اما حالا هیچکس به شیوه درامد افراد توجه ندارد و وضع ظاهری انها ملاک احترام و شخصیت است. سود درصدی و مالیات بر ارث توسط غربیها تعریف و غیراسلامی است.
    0 0 • پاسخ
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا