۲۸ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

مجازات حرام خواری انسان در روز قیامت (۲)

0
SHARES
11
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

آثار سوء لقمه حرام در بنی اسرائیل در خبر است که در زمان بنی اسرائیل هفت سال متوالی قحطی آشکار شد و کار بدانجا رسید که استخوان و مردار و فضولات داخل مزبله ها را می خوردند و حتی گوشت بدن همدیگر را هم می خوردندو در کوهها به تضرع و زاری پرداخته و از خداوند متعال طلب باران می کردند. تا اینکه ازسوی خداوند متعال به پیامبر آن زمان وحی رسید که به آنها بگو چرا دست خود را به جانب من بلند می سازید و دعا می کنید در حالی که آنچه حرام گردانیده ام خورده اید و شکم خود را از حرام مملو ساخته اید الحال غضبم بر ایشان شدت یافته و رحمت من شامل حال شما نمی شود مگر اینکه از حرام دوری کنید و اگرآن قدر به درگاه من تضرع کنید و پاهای خود بر زمین بکوبید که از راه رفتن باز بمانید و دستهای خود را آنقدر به دعا بلند سازید که به آسمان برسد و آن قدر دعا کنید که زبانهایتان کند شود و آنقدر گریه کنید که نهرها از چشم شما جاری شود دعای شما را مستجاب نمی کنم و رحمت و شفقتم شامل حال شما نمی شود مگر آنکه مال مردم را به صاحبانشان تسلیم کنید.پس آنها شروع به پرداختن حقوق مردم کردند و به انصاف و ترحم به همدیگر روی آوردند تا اینکه ابرهای رحمت الهی بر ایشان بارید و آن قدر باران رحمت الهی بر آنها نازل شده که مزارع و صحراهای آنها سیراب شد و زمینهای آنها سرسبز و خرم گشته و از قحطی نجات یافتند. (۶۰) امام باقر علیه السلام فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجه الوداع خطاب به مردم فرمودند: «وَ لَا یَحْمِلَنَّکُمُ اسْتِبْطَاءُ شَیْ‏ءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ تَطْلُبُوهُ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ مَعْصِیَهِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى قَسَمَ الْأَرْزَاقَ بَیْنَ خَلْقِهِ حَلَالًا وَ لَمْ یَقْسِمْهَا حَرَاماً فَمَنِ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَبَرَ أَتَاهُ اللَّهُ بِرِزْقِهِ مِنْ حِلِّهِ وَ مَنْ هَتَکَ حِجَابَ السِّتْرِ وَ عَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ قُصَّ بِهِ مِنْ رِزْقِهِ الْحَلَالِ وَ حُوسِبَ عَلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ».(61) یعنی: «ای مردم مبادا تنگی رزق و روزی شما را وادار کند که آن را از راه معصیت و گناه فراهم کنید چرا که خداوند متعال روزی ها را بین خلق خودش به صورت حلال تقسیم کرده و هرگز آن را به حرام تقسیم نکرده پس هر کس تقوای الهی پیشه کند و صبر کند بر تنگدستی خداوند متعال از روزی های حلال خود او را روزی دهد و هر کس پرده اطاعت الهی را پاره کند (و روی به گناه و حرام بیاورد) و آن را زودتر از موعد الهی از راه حرام به دست آورد هم از روزی حلالش کم می شود و هم روز قیامت بر آن حساب پس خواهد داد».رزقش را با دست خود حرام کردروزی امیر المؤمنین علیه السلام درب مسجد از اسب پیاده شده و آن را به شخصی سپرده و وارد مسجد شدند. آن شخص لجام اسب را برداشته و اسب را رها کرده و فرار کرد. هنگامی که امیرالمؤمنین علیه السلام از مسجد بیرون آمدند و اسب را بدون لجام رها شده دیدند دو درهم به غلام خود داده و فرمودند: برو و یک لجام (افسار) برای اسب خریداری کن. غلام رفت و لجامی خریده و خدمت حضرت آورد. هنگامی که حضرت لجام را دیدند فرمودند: این همان لجام اسب خودم است. معلوم شد آن شخص لجام اسب را پس از دزدیدن به بازار برده و فروخته است. سپس حضرت فرمودند: «همانا بنده رزق و روزی خود را با شتاب کردن و صبر نکردن حرام می کند در حالی که بیش از آنچه مقدرش بوده به دست نیاورده است.» (62)
حدیث قدسی و نیز در حدیث قدسی آمده است که خداوند متعال می فرماید: «از تو درخواست و تقاضا نمودن است و از من اجابت و دعای هیچ کس از من محجوب نمی ماند مگر دعای حرام خواران». و نیز از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمودند: «هر کس دوست دارد دعا و درخواستش به هدف اجابت برسد باید خوراک و کسب خود را از حرام پاک سازد و نگهداری کند و نگذارد لقمه حرام از گلویش فرو رود». امام صادق علیه السلام فرمودند: «کسی که آرزو دارد مستجاب الدعوه باشد باید کسبش را از حرام پاکیزه کند و نیز فرمودند ترک لقمه حرام نزد خدا محبوب تر از هزار رکعت نماز مستحبی است».و نیز رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «حُرْمَهُ مَالِ الْمُسْلِمِ کَحُرْمَهِ دَمِهِ»(63) یعنی: «حرمت مال مؤمن همچون خون او است ». کنایه از این که کسی که به مال برادر مؤمن خود تجاوز کند گویا خون او را بر زمین ریخته است. و نیز امام رضا علیه السلام فرمودند: «اعْلَمْ یَرْحَمُکَ اللَّهُ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمْ یُبِحْ أَکْلًا وَ لَا شُرْباً إِلَّا لِمَا فِیهِ الْمَنْفَعَهُ وَ الصَّلَاحُ وَ لَمْ یُحَرِّمْ إِلَّا مَا فِیهِ الضَّرَرُ وَ التَّلَفُ وَ الْفَسَاد».(64) یعنی: «خداوند هیچ خوردنی و آشامیدنی را حلال نکرده است مگر آنکه نفع و صلاح بشر در آن بوده و هیچ یک را حرام نکرده است مگر آنکه مایه زیان و مرگ و فساد است».و نیز امام صادق علیه السلام به نقل از جد بزرگوار خود رسول خداصلی الله علیه و آله فرمودند: «أَزْهَدُ النَّاسِ مَنِ اجْتَنَبَ الْحَرَامَ».(65) یعنی: «زاهد ترین مردم کسی است که از محرمات الهی پرهیز نماید.»امام صادق علیه السلام فرمودند: «خوراک بنده مؤمن در دنیا خوراک مضطرین است و با وجود اینها همه باید طالب نجات مأیوس نباشد از تحصیل حلال و دست و شکم خود را به هر غذایی نیالاید».رسول خدا صلی الله علیه و آله در وصایای خود به امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «یَا عَلِیُّ وَ أَکلُ الحَرَامِ‏ یَطرُدُ الإِیمَانَ».(66) یعنی ای علی خوردن مال حرام ایمان را از انسان دور می کند.
خوردن خون، مال یتیم و شراب دیگر از مصادیق خوردن مال حرام خوردن خون و مال یتیم و شراب است که در روایات مذمت بسیاری درباره این موارد وارد شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «إِذَا وَقَعَتِ اللُّقْمَهُ مِنْ حَرَامٍ فِی جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ کُلُّ مَلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا دَامَتِ اللُّقْمَهُ فِی جَوْفِهِ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ مَنْ أَکَلَ اللُّقْمَهَ مِنَ الْحَرَامِ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ فَإِنْ تَابَ تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ إِنْ مَاتَ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ». (67) یعنی: «هنگامی که لقمه حرامی در شکم بنده ای واقع شود همه ملائکه زمین و آسمانها او را لعنت می کنند و تا زمانی که آن لقمه در داخل شکم اوست خداوند متعال نظر رحمت به او نمی افکند و هر کس لقمه حرامی را بخورد پس گویا غضب خداوند متعال را بر خود مباح نموده پس اگر توبه کند خدا او را می بخشد و اگر در همان حال بمیرد آتش سزاوار او خواهد بود».
اجتناب از غذای مضرّ و نیز امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «مَا لِی أَرَى النَّاسَ إِذَا قَرُبَ إِلَیهِمُ الطَّعَامُ لَیلاً تَکَلَّفُوا إِنَارَهَ المَصَابِیحِ لِیَبصُرُوا مَا یَدخُلُونَ بُطُونَهُم وَ لاَ یَهتَمُّونَ بِغَذَاءِ النَّفسِ بِأَن یُنِیرُوا مَصَابیِحَ أَلبَابِهِم بِالعِلمِ لِیَسلِمُوا مَن لَوَاحِقِ الجَهَالَهِ وَ الذُّنُوبِ فِی اعتِقَادَاتِهِم وَ أَعمَالِهِم».(68) یعنی: «نمی دانم چرا مردم موقع غذا خوردن در شب چراغ روشن می کنند تا با چشم خود ببینند چه طعامی می خورند ولی در تغذیه روح و روان خود اهمیتی نمی دهند که چراغ عقل را با شعله علم روشن کنند تا از غذای آلوده مصون بمانند و دچار عوارض نادانی و گناه در عقاید و اعمال خود نشوند».و نیز رسول خدا صلی الله علیه واله فرمودند: «إِنَّ أَحَدَکُمْ لَیَرْفَعُ یَدَیْهِ إِلَى السَّمَاءِ فَیَقُولُ یَا رَبِّ یَا رَبِّ وَ مَطْعَمُهُ حَرَامٌ وَ مَلْبَسُهُ حَرَامٌ فَأَیُّ دُعَاءٍ یُسْتَجَابُ لِهَذَا وَ أَیُّ عَمَلٍ یُقْبَلُ مِنْهُ وَ هُوَ یُنْفِقُ مِنْ غَیْرِ حِلٍّ إِنْ حَجَّ حَجَّ حَرَاماً وَ إِنْ تَصَدَّقَ تَصَدَّقَ بِحَرَامٍ وَ إِنْ تَزَوَّجَ‏ تَزَوَّجَ‏ بِحَرَامٍ وَ إِنْ صَامَ أَفْطَرَ عَلَى حَرَامٍ فَیَا وَیْحَهُ مَا عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ طَیِّبٌ لَا یَقْبَلُ إِلاَّ الطَّیِّبَ وَ قَدْ قَالَ فِی کِتَابِهِ‏ إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِین‏».(69) یعنی: «همانا یکی از شما دستهای خود را به طرف آسمان بلند نموده و می گوید: یا رب یا رب در حالی که غذای او حرام است و لباس او نیز حرام است با این حال کجا دعای او مستجاب می شود ؟ اگر صدقه بدهد از مال حرام است و اگر حج برود سفر حرام رفته و اگر صدقه بدهد با مال حرام صدقه داده و اگر ازدواج کند با مال حرام ازدواج کرده و اگر روزه بگیرد با مال حرام افطار نموده.
فصل سوم: انفاق از مال حرام شامل احادیث و روایات و سخنان امام علی علیه السلام از نهج البلاغههمانگونه که باغبان و کشاورز هنگام کشت و زرع سعی دارند که هسته و دانه ای را که می کارند دارای مغز و سالم باشد تا بتواند محصول شایسته از آن برداشت کند در مورد انفاق هم انسان باید سعی کند انفاق از مال حلال و طیب باشد زیرا انفاق از مال حرام مانند بذر پوک و بی مغز است که چنین بذری هرگز حصال نخواهد داشت بلکه انفاق از مال حرام دو عقاب و کیفر دارد یکی برای اصل کسب حرام و دوم بازخواست این که چرا مال را در حرام صرف کردی؟
فرمایش امام سجاد علیه السلام در مورد انفاق مال امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق خود در مورد انفاق مال می فرمایند:«وَ أَمَّا حَقُ‏ الْمَالِ‏ فَأَنْ لَا تَأْخُذَهُ إِلَّا مِنْ حِلِّهِ- وَ لَا تُنْفِقَهُ إِلَّا فِی حِلِّهِ- وَ لَا تُحَرِّفَهُ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ لَا تَصْرِفَهُ عَنْ حَقَائِقِهِ- وَ لَا تَجْعَلَهُ إِذَا کَانَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْهِ وَ سَبَباً إِلَى اللَّهِ- وَ لَا تُؤْثِرَ بِهِ عَلَى نَفْسِکَ مَنْ لَعَلَّهُ لَا یَحْمَدُکَ- وَ بِالْحَرِیِّ أَنْ لَا یُحْسِنَ خِلَافَتَکَ فِی‏تَرِکَتِکَ- وَ لَا یَعْمَلَ فِیهِ بِطَاعَهِ رَبِّکَ فَتَکُونَ مُعِیناً لَهُ عَلَى ذَلِکَ- أَوْ بِمَا أَحْدَثَ فِی مَالِکَ- أَحْسَنَ نَظَراً لِنَفْسِهِ فَیَعْمَلُ بِطَاعَهِ رَبِّهِ- فَیَذْهَبُ بِالْغَنِیمَهِ- وَ تَبُوءُ بِالْإِثْمِ وَ الْحَسْرَهِ وَ النَّدَامَهِ مَعَ التَّبِعَهِ».(70) یعنی: «و اما حق مال این است که آن را از راه حرام به دست نیاوری و در راه حرام صرف نکنی، از جای لازم دریغ ننمایی و در جای غیر لازم خرج ننمایی، و در صورتی که مال خداست جز به راه خدا مصرف نکنی، آن کس را که ممکن است تو را نستاید و قدر زحماتت را نشناسد (یعنی وارث) بر خود مقدم نداری که البته پس از تو نیز در اموالت جانشنین خوبی نخواهد بود، و آن ها را به راه اطاعت خدای تو مصرف نخواهد کرد، در نتیجه تو خود او را بر این تصرفات ناروا در مالت کمک کرده ای، و چنانچه وارث به حال خود بیندیشد (دلسوز خویش باشد) و میراث تو را در طاعت خدا صرف کند، غنیمت را بر دو گناه حسرت، پشیمانی و کیفر گریبان تو را گیرد».حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: «انَّ الحَرامَ لاَ یَنمِی وَ اِن نَمی لاَ یُبَارَکُ لَهُ فِیهِ وَ مَا اَنفَقَهُ لَم یُؤجَر عَلَیهِ وَ مَا خَلَّفَهُ کَانَ زَادُهُ اِلَی النَّارِ».(71) یعنی: «مال حرام زیاد نمی شود و اگر هم زیاد شود در آن برکت نخواهد بود و اگر انفاق شود هیچ اجری ندارد و آنچه به جای بگذارد توشه اوست به سوی آتش».تبدیل آبهای اندک به سیل:شیرفروشی آب در میان شیر میکرد و می فروخت، روزی سیل آمد و تمام گوسفندان او را ربود، از نابود شدن گوسفندانش گریه می کرد و در حال گریه می گفت: «اِجتَمَعَت تِلکَ القَطَرَاتُ فَصَارَت سَیلاً» یعنی: قطره ها را جمع کردم تا به صورت سیل در آمد.(۷۲) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «إِنَّ اللهَ تَعَالَى طَیِّبٌ لاَ یَقبَلُ إِلاَّ الطَّیِّبَ‏».«همانا خداوند تعالی پاکیزه و طاهر است و قبول نمی کند مگر پاکیزه را».
انفاق از بیت المال امیر المؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه در نامه ای خطاب به مصقله بن هبیره الشیبانی فرمودند: «بَلَغَنِی‏ عَنْکَ‏ أَمْرٌ إِنْ کُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ إِلَهَکَ وَ عَصَیْتَ إِمَامَکَ أَنَّکَ تَقْسِمُ فَیْ‏ءَ الْمُسْلِمِینَ الَّذِی حَازَتْهُ رِمَاحُهُمْ وَ خُیُولُهُمْ وَ أُرِیقَتْ عَلَیْهِ دِمَاؤُهُمْ فِیمَنِ اعْتَامَکَ مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِکَ فَوَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ وَ بَرَأَ النَّسَمَهَ لَئِنْ کَانَ ذَلِکَ حَقّاً لَتَجِدَنَّ لَکَ عَلَیَّ هَوَاناً وَ لَتَخِفَّنَّ عِنْدِی مِیزَاناً فَلَا تَسْتَهِنْ بِحَقِّ رَبِّکَ وَ لَا تُصْلِحْ دُنْیَاکَ بِمَحْقِ دِینِکَ فَتَکُونَ مِنَ الْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا أَلَا وَ إِنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَکَ وَ قِبَلَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ فِی قِسْمَهِ هَذَا الْفَیْ‏ءِ سَوَاءٌ یَرِدُونَ عِنْدِی عَلَیْهِ وَ یَصْدُرُونَ عَنْهُ».(73) یعنی: «به من خبری از تو رسیده که اگر تو انجام داده باشی خدای خود را به خشم آورده ای و امام پیشوایت را غضبناک ساخته ای (شنیده ام ) اموال مسلمانها را که نیزه و اسبهایشان آن را گرد آورده و خونهایشان بر سر آن ریخته شده در بین عربهای خویشاوند خود که تو را گزیده اند قسمت می کنی و می بخشی ! سوگند به آن خدایى که دانه را شکافت، و پدیده‏ها را آفرید، اگر این گزارش درست باشد، در نزد من خوار شده و منزلت تو سبک گردیده است! پس حق پروردگارت را سبک مشمار، و دنیاى خود را با نابودى دین آباد نکن، که زیانکارترین انسانى. آگاه باش، حق مسلمانانى که نزد من یا پیش تو هستند در تقسیم بیت المال مساوى است، همه باید به نزد من آیند و سهم خود را از من گیرند.امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «إِنَّ أَعْظَمَ‏ الْحَسَرَاتِ‏ یَوْمَ الْقِیَامَهِ حَسْرَهُ رَجُلٍ کَسَبَ مَالًا فِی غَیْرِ طَاعَهِ اللَّهِ- [فَوَرَّثَهُ رَجُلًا فَوَرِثَهُ رَجُلٌ فَأَنْفَقَهُ فِی طَاعَهِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَدَخَلَ بِهِ الْجَنَّهَ وَ دَخَلَ الْأَوَّلُ بِهِ النَّارَ».(74) یعنی: «همانا بزرگ ترین حسرتها در روز قیامت حسرت مردی است که مالی را از راه حرام کسب کرده باشد و آن را مردی به ارث برده پس او آن مال را در راه خدا انفاق کند و به واسطه آن مال داخل بهشت شود ولی مرد اولی با همان مال به جهنم برود».مرحوم کلینی از سماعه نقل می کند که گفت از امام صادق علیه السلام درباره شخصی سؤال کردم که برای بنی امیه کار می کند و از اجرت کار خود صدقه می دهد و صله رحم می کند و حج انجام می دهد تا آنچه که کسب کرده بخشیده شود و می گوید نیکی ها بدی ها را از بین می برد امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِنَّ الْخَطِیئَهَ لَا تُکَفِّرُ الْخَطِیئَهَ وَ لَکِنَّ الْحَسَنَهَ تَحُطُّ الْخَطِیئَه».امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا گناه و زشتی کفاره بدی و زشتی نخواهد شد ولی نیکی بدی را از بین می برد. (۷۵) محمد بن یحیی می گوید: محمد بن حسن نامه ای به امام مجتبی علیه السلام نوشته و در آن سؤال کرد که مردی از مرد دیگر باغ و یا غلام و یا کنیزی می خرد و در مقابل مالی که از دزدی و یا راهزنی به دست آورده، آیا حلال است که ثمره آن باغ را مصرف کند و یا از کنیز خود استفاده کند در حالی که از سرقت و یا راهزنی به دست آورده؟ امام فرمودند: «لَا خَیْرَ فِی شَیْ‏ءٍ أَصْلُهُ حَرَامٌ وَ لَا یَحِلُّ اسْتِعْمَالُهُ». هیچ خیری در چیزی که اصل آن حرام است نیست و استفاده از آن حرام است. مرحوم کلینی از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمودند: «أَرْبَعَهٌ لَا یَجُزْنَ فِی أَرْبَعٍ الْخِیَانَهُ وَ الْغُلُولُ وَ السَّرِقَهُ وَ الرِّبَا لَا یَجُزْنَ فِی حَجٍّ وَ لَا عُمْرَهٍ وَ لَا جِهَادٍ وَ لَا صَدَقَهٍ».(76) یعنی: «در چهار مورد اجر و مزدی بر عمل داده نمی شود: خیانت، دزدی در معاملات، دزدی و ربا در حج و عمره، و جهاد و صدقه دادن پاداش ندارد».ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که حضرت فرمودند: دو چیز است که از خدا است و دو چیز است که از شیطان است. پس آن دو چیز که از خدا است یکی مغفرت بر معاصی و دیگری زیادتی در روزی و آن دو چیز که از شیطان است یکی ترس از فقر و دیگری امر به بدی و معاصی. علی بن ابراهیم قمی در تفسیر آیه «اَلشَّیطَانُ یَعِدُکُمُ الفَقرَ» می گوید: «همانا شیطان می گوید: انفاق نکنید به جهت آنکه فقیر می شوید و خدا وعده می فرماید شما را اینکه بیامرزد شما را اگر انفاق کنید برای خدا و فضل که عوض دنیایی باشد عطا فرماید».(77) امام صادق علیه السلام فرمودند: «اگر مردم بگیرند آنچه امر فرموده است خدا به آن پس انفاق کنند در آنچه نهی فرموده، قبول نفرماید از ایشان و اگر اخذ کنند آنچه را که نهی فرموده پس انفاق کنند در آنچه امر فرموده، قبول نفرماید از آنها مگر آنها از محل حق بگیرند و به حق خرج کنند».در تفسیر منهج الصادقین در ذیل آیه شریفه «وَ لا تَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ» می فرماید: «حق تعالی فرموده مقصد مکنید تباه فاسد و حرام را از آن چیزی که انفاق می کنید یا خبیث و فاسد و ضایعِ مال را انفاق نکنید بلکه طیب و طاهر را برای خدا بدهید». (78)
داستانی در مورد انفاق از مال دزدی چندى بود که در میان مردم عوام نام شخصى بسیار برده مى‏شد و شهرت او به قدس و تقوا و دیانت پیچیده بود. همه جا عامه مردم سخن از بزرگى و بزرگوارى او مى‏گفتند. مکرر در محضر امام صادق سخن از آن مرد و ارادت و اخلاص عوام الناس نسبت به او به میان مى‏آمد. امام به فکر افتاد که دور از چشم دیگران آن مرد «بزرگوار» را که تا این حد مورد علاقه و ارادت توده مردم واقع شده از نزدیک ببیند. یک روز به‏طور ناشناس نزد او رفت، دید ارادتمندان وى که همه از طبقه عوام بودند غوغایى در اطراف او بپا کرده‏اند. امام بدون آنکه خود را بنمایاند و معرفى کند ناظر جریان بود. اولین چیزى که نظر امام را جلب کرد اطوارها و ژستهاى عوام فریبانه وى بود. تا آنکه او از مردم جدا شد و به تنهایى راهى را پیش گرفت.امام آهسته به دنبال او روان شد تا ببیند کجا مى‏رود و چه مى‏کند و اعمال جالب و مورد توجه این مرد از چه نوع اعمالى است؟. طولى نکشید که آن مرد جلو دکان نانوایى ایستاد. امام با کمال تعجب مشاهده کرد که این مرد همینکه چشم صاحب دکان را غافل دید، آهسته دو عدد نان برداشت و در زیر جامه خویش مخفى کرد و راه افتاد. امام با خود گفت شاید منظورش خریدارى است و پول نان را قبلا داده یا بعدا خواهد داد. ولى بعد فکر کرد اگر این‏طور بود پس‏ چرا همینکه چشم نانواى بیچاره را دور دید نانها را دزدید و راه افتاد.باز امام آن مرد را تعقیب کرد و هنوز در فکر جریان دکان نانوایى بود که دید در مقابل بساط یک میوه فروش ایستاد، آنجا هم مقدارى درنگ کرد و تا چشم میوه فروش را دور دید، دو عدد انار برداشت و زیر جامه خود پنهان کرد و راه افتاد.بر تعجب امام افزوده شد. تعجب امام آن وقت به منتهى‏ درجه رسید که دید آن مرد رفت به سراغ یک نفر مریض و نانها و انارها را به او داد و راه افتاد. در این وقت امام خود را به آن مرد رساند و اظهار داشت: «من امروز کار عجیبى از تو دیدم.» تمام جریان را برایش بازگو کرد و از او توضیح خواست.او نگاهى به قیافه امام کرد و گفت: «خیال مى‏کنم تو جعفر بن محمدى.».گفتم: بلى درست حدس زدى، من جعفر بن محمدم.گفت: البته تو فرزند رسول خدایى و داراى شرافت نسب مى‏باشى، اما افسوس که این اندازه جاهل و نادانى.گفتم: چه جهالتى از من دیدى؟.گفت: همین پرسشى که مى‏کنى از منتهاى جهالت است، معلوم مى‏شود که یک حساب ساده را در کار دین نمى‏توانى درک کنى، مگر نمى‏دانى که خداوند در قرآن فرموده: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ امْثالِها» هر کار نیکى ده برابر پاداش دارد. باز قرآن فرموده: «وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلا یُجْزى‏ الّا مِثْلَها» هر کار بد فقط یک برابر کیفر دارد.روى این حساب پس من دو نان دزدیدم دو خطا محسوب شد، دو انار هم دزدیدم دو خطاى دیگر شد، مجموعا چهار خطا شد؛ اما از آن طرف آن دو نان و آن دو انار را در راه خدا دادم، در برابر هر کدام از آنها ده حسنه دارم، مجموعا چهل حسنه نصیب من مى‏شود. در اینجا یک حساب خیلى ساده نتیجه مطلب را روشن مى‏کند و آن اینکه چون چهار را از چهل تفریق کنیم، سى و شش باقى مى‏ماند. بنابراین من سى و شش حسنه خالص دارم. و این است آن حساب ساده‏اى که گفتم تو از درک آن عاجزى.به او گفتم: خدا تو را مرگ بدهد. جاهل تویى که به خیال خود این‏طور حساب مى‏کنى. آیه قرآن را مگر نشنیده‏اى که مى‏فرماید: «انَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ» خدا فقط عمل پرهیزگاران را مى‏پذیرد. حالا یک حساب بسیار ساده کافى است که تو را به اشتباهت واقف کند. تو به اقرار خودت چهار گناه مرتکب شدى، و چون مال مردم را به نام صدقه و احسان به دیگران دادى نه تنها حسنه‏اى ندارى، بلکه به عدد هر یک از آنها گناه‏دیگرى مرتکب شدى. پس چهار گناه دیگر بر چهار گناه اوّلى تو اضافه شد و مجموعا هشت گناه شد، هیچ حسنه‏اى هم ندارى.امام این بیان را کرد و در حالى که چشمان بهت زده او به صورت امام خیره شده بود او را رها کرد و برگشت.امام صادق وقتى این داستان را براى دوستان نقل کرد، فرمود: «این گونه تفسیرها و توجیه‏هاى جاهلانه و زشت در امور دینى سبب مى‏شود که عده‏اى گمراه شوند و دیگران را هم گمراه سازند.» (79)لَن تَنَالُوا البِرَّ حَتَّی تُنفِقُوازآنچه داری دوست یعنی ده بر اونیست تنها بذل مال انفاق و بِرّحق به مالت ننگرد بیند به سرنیست تنها بذل مال انفاق و بربر هدایت می دهی یا بر ضلالعاشق مخلوق اندر راه دوستبگذرد از هر چه او دارای اوستروایتی از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله به جابرجابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت فرمودند: «لَعَنَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَ شَارِبَهَا وَ عَاصِرَهَا وَ سَاقِیَهَا وَ بَائِعَهَا وَ آکِلَ ثَمَنِهَا». یعنی: «خداوند لعنت کرده شراب را و خورنده آن را و کسی که آن را بفشارد و کسی که آن را به دیگری بخوراند، و کسی که آن را بفروشد و کسی که سود فروش آن را بخورد».شخصی از جا برخاسته و عرض کرد: ای رسول خدا! من مردی هستم که تجارت شراب می کنم مال من از فروش شراب حاصل می شود آیا این مال برای من نفعی دارد اگر آن را در راه اطاعت خداوند صرف نموده یا انفاق کنم؟حضرت فرمودند: «لَوْ أَنْفَقْتَهُ فِی حَجٍّ أَوْ جِهَادٍ لَمْ یَعْدِلْ عِنْدَ اللَّهِ جَنَاحَ بَعُوضَهٍ إِنَّ اللَّهَ لَا یَقْبَلُ إِلَّا الطَّیِّبَ».اگر آن را در حج یا جهاد انفاق کنی خداوند آن را به اندازه بال پشه ای قبول نمی کند. همانا خداوند قبول نمی کند مگر پاکیزه و طاهر را. (۸۰)در تفسیر نمونه ذیل تفسیر آیه شریفه «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ». چنین می خوانیم: یعنی: « بدانید خداوند بى نیاز و شایسته ستایش است » یعنى نه تنها نیازى به انفاق شما ندارد، و از هر نظر غنى است، بلکه تمام نعمتها را او در اختیار شما گذارده، و لذا حمید و شایسته ستایش است. بعضى احتمال داده‏اند که” حمید” در اینجا به معنى اسم فاعل باشد (ستایش کننده) نه به معنى محمود و ستایش شده، یعنى در عین اینکه از انفاق شما بى نیاز است شما را به خاطر اموال پاکیزه‏اى که انفاق مى‏کنید، شمارا مورد ستایش قرار مى‏دهد. (۸۱)
نتیجه گیری: اندرز: غذای حلال در نورانیت قلب و غذای حرام در تاریکی و سلب سعادت تأثیر به سزایی دارد و لذا کسانی که طالب سعادتند در کمال جدیت و مراقبت از خوردنی های خویش مراقبت دارند که مبادا مبتلا به لقمه حرامی بشوند.محدّث بزرگوار حاج شیخ عباس قمی رحمه الله علیه از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل کرده که حضرت فرمودند: «فِی الْإِنْسَانِ مُضْغَهٌ إِذَا هِیَ سَلِمَتْ وَ صَحَّتْ سَلِمَ بِهَا سَائِرُ الْجَسَدِ فَإِذَا سَقِمَتْ سَقِمَ لَهَا سَائِرُ الْجَسَدِ وَ فَسَدَ وَ هِیَ الْقَلْب». ‏ یعنی: «در بدن انسان قطعه گوشتی است که هر گاه سالم بماند تمام بدن سالم می باشد و هر گاه مریض شد تمام بدن مریض می شود و آن قلب انسان است و سلامتی قلب در در خوردن غذای حلال و خرابی آن در خوردن غذای حرام می باشد».(82) و نیز از امام صادق در کتاب مصباح الشریعه نقل شده که فرمودند: «فَسَادُ الظَّاهِرِ مِنْ فَسَادِ الْبَاطِنِ وَ مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِیَتَه‏».(83)یعنی فساد ظاهر هر شخصی نشأت گرفته از فساد باطن و درون او است و هر کس باطن خود را اصلاح کند خداوند متعال ظاهر او را نیز اصلاح می نماید. از این حدیث نتیجه می گیریم که هر کس قلب خود را اصلاح کند ظاهر او نیز اصلاح می شود و اگر کسی دارای باطن خراب باشد اعمال ظاهری او نیز فاسد و خراب است. مرحوم آیه الله حاج شیخ علی اکبر نهاوندی در کتاب خزینه الجواهر می فرماید: بدان بهترین صفات انسانی آن که معاش خود را از راه کسب و طریق حلال قرار دهد و به کسب و تجارت تحصیل معاش کند. اگر به واسطه ارث حلال از احتیاج بیرون نرفته باشد و زنهار تا بتوانی از وجوهات و تصدقات و بیت المال صرف ننمایی. معروف است که سلطانی از عالمی سؤال کرد که سبب چیست که بعضی از اولادهای ما خوب واقع می شود و بعضی از اولادهای شما علماء بد واقع می شوند ایشان فرمودند: که شما چون با ما مراوده دارید پس احیانا از غذاهای حلال ما خورده و با همسر خود مجامعه نموده و آن غذا منشاء نطفه طفلی شود که خوب باشد و ما از غذای حرام شما احیانا بخوریم و با همسر خود مجامعت کرده و آن غذا منشاء نطفه طفلی شود که بد واقع شده است.
 
پی نوشت ها :

۱.کلینی، کافی، ۱ / ۴۴۳۲.مجلسی، بحارالانوار: ۴۵ / ۸۳.نوری، مستدرک الوسائل: ۵ / ۲۱۸۴.ابن فهد حلی، عده الداعی: ۱۳۹۵.ابن فهد حلی، عده الداعی: ۱۳۹۶.انبیاء / ۴۷۷.تویسرکانی، لئالی الاخبار: ۳۴۱۸.تویسرکانی، لئالی الاخبار: ۳۴۱۹.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: ۸ / ۵۲۱۱۰.تویسرکانی، لئالی الاخبار: ۱۵۱۱۱.تویسرکانی، لئالی الاخبار: ۳۴۱۱۲.نوری، مستدرک الوسائل: ۵ / ۲۱۸۱۳.مجلسی، بحارالأنوار: ۷۵ / ۲۱۴۱۴.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: ۶ / ۲۱۵۱۵.نوری، مستدرک الوسائل: ۶ / ۳۲۱۱۶.فرقان / ۲۵۱۷.آمدی، غرر الحکم: ۱ / ۲۱۷۱۸.آمدی، غرر الحکم: ۱ / ۲۱۷۱۹.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: ۶ / ۱۴۵۲۰.نوری، مستدرک الوسائل: ۴ / ۳۲۵۲۱.طوسی، امالی: ۶۸۰۲۲.نهج الفصاحه: ۹۷۲۳.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: ۷ / ۱۱۵.۲۴.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: ۷ / ۱۳۵۲۵.مجلسی، بحارالأنوار: ۱۰۰ / ۱۷۲۶.مجلسی، بحارالأنوار: ۱۶ / ۵۳۲۷.نهاوندی، خزینه الجواهر: ۳۵۶۲۸.نوری، مستدرک‏الوسائل: ۱۳/ ۲۹۵۲۹.نباء / ۱۹۳۰.نوری، مستدرک الوسائل: ۱۳ / ۳۳۰۳۱.نوری، مستدرک الوسائل: ۱۱ / ۲۸۰۳۲.سیّد رضی، نهج البلاغه: ۳۵۵۳۳.مجلسی، بحارالأنوار: ۷۳ / ۳۶۰۳۴.مفید، امالی: ۱۳۳۳۵.مجلسی، بحارالانوار: ۶۶ / ۳۸۲۳۶.مجلسی، بحاراالانوار: ۷۲ / ۳۱۳۳۷.مجلسی، بحاالانوار: ۷۲ / ۳۰۵۳۸.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: کتاب جهاد النفس: ۵۲۳۳۹.نوری، مستدرک الوسائل: ۱۲ / ۱۰۵۴۰.حجر / ۱۴۴۱.طیّب، تفسیر اطیب البیان: ۱. ۳۲۴۴۲.صدوق: أمالی: ۴۴۶۴۳.خمینی(امام خمینی) توضیح المسائل: ۲۱۷۴۴. مجلسی، بحارالأنوار: ‏66 / 38845.حرّانی، تحف العقول: ۲۵۸۴۶.سیّد رضی، نهج البلاغه: ۴۵۸۴۷.سیّد رضی، نهج البلاغه: ۴۱۷۴۸.مجلسی، مشکاه الأنوار: ۱۵۴۴۹.مجلسی، مشکاه الأنوار: ۱۵۴۵۰.دیلمی، ارشاد القلوب: ۱/ ۱۹۱۵۱.ابن فهد حلی، عده الداعی: ۱۵۲۵۲.مجلسی، بحار الأنوار: ‏63 / 41253.دیلمی، إرشادالقلوب: ۱ / ۶۹۵۴.دیلمی، إرشادالقلوب: ۱ / ۶۹۵۵.دیلمی، إرشادالقلوب: ۱ / ۶۶۵۶.مجلسی، بحارالأنوار: ۹۰ / ۳۷۳۵۷.مجلسی، بحارالأنوار: ۹۰ / ۳۷۳ باب ۲۴۵۸.مجلسی، بحارالأنوار: ۹۰ / ۳۲۱۵۹.مجلسی، بحارالأنوار: ۶۳ / ۳۱۴۶۰.علوی عاملی، مناهج الشارعین: ۳۲۵۶۱.کلینی، کافی: ۵ / ۸۰۶۲.صدوق، معانی الاخبار: ۱۵۱۶۳.مجلسی، بحارالأنوار: ۲۹ / ۴۰۷۶۴.نوری، مستدرک‏الوسائل: ۱۶ / ۱۶۵۶۵.مجلسی، بحارالأنوار: ۷۰ / ۳۴۷۶۶.مشکینی، مواعظ العددیه: ۳۸۷۶۷.مجلسی، بحار الانوار: ۶۳ / ۳۱۴۶۸.ابن ابی الحدید، شرح‏نهج‏البلاغه: ۲۰ / ۲۶۱۶۹.دیلمی، إرشادالقلوب: ۱ / ۶۹۷۰.مجلسی، بحار الأنوار: ‏71 / 1871.نراقی، جامع السعادات: ۲ / ۳۵۷۲.کاشانی، منتخب قوامیس الدرر: ۳۵۷۳.سید رضی، نهج البلاغه: ۴۱۵ نامه ۴۳ ‏74.سید رضی، نهج البلاغه: ۵۵۲.۷۵.کلینی، کافی: ۵ / ۱۲۶.۷۶.کلینی، کافی: ۵ / ۱۲۴۷۷.قمی، تفسیر القمی: ۱ / ۹۲.۷۸.کاشانی، منهج الصادقین: ۲ / ۱۲۶.۷۹.مطهری، داستان راستان: ۲۱۱.۸۰.احسائی، عوالی اللئالی: ۲ / ۱۱۰.۸۱.مکارم شیرازی، تفسیر نمونه: ۲ / ۳۳۴.۸۲.مجلسی، بحارالأنوار: ۶۷ / ۵۰.۸۳.مجلسی، بحارالأنوار: ۷۰ / ۳۹۵.فهرست منابع و مآخذ:۱. قرآن کریم۲. آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، نشر فرهنگ اسلامی، قم، ۱۳۷۷.۳. ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، دار الاحیاء الکتب العربیه، بیروت، ۱۳۴۳ش.۴. ابن بابویه، محمد بن علی، امالی شیخ صدوق، تهران: کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۳۸ش.۵. ابن بابویه، محمد بن علی، معانی الأخبار، قم، جماعه المدرسین فی حوزه العلمیه، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۳۶۱ ش.۶. احسایی، ابن ابی الجمهور، عوالی الئالی، مطبعه سید الشهداء، قم، ۱۴۰۳ق۷. تویسرکانی، محمد نبی، لئالی الأخبار، نشر علامه، قم، ۱۳۷۲ ش.۸. حرّ عاملی، محمد بن حسن، ۱۰۳۳ – ۱۱۰۴، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، تهران: اسلامیه ۱۳۴۶ش.۹. حرانی، حسین بن علی بن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، قم، مکتبه بصیرتی، ۱۳۹۴ ق۱۰. حلّی، احمد بن محمد بن فهد، عدّه الداعی و نجاح الساعی، بیروت، دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۰۷ ق.۱۱. خمینی، روح الله موسوی، رساله توضیح المسائل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۸ ش.۱۲. دیلمی، حسین بن محمد، ارشاد القلوب، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۸ ق۱۳. سید رضی، ابوالحسن محمد بن الحسین، نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۶ ش.۱۴. شریف کاشانی، ملاحبیب الله، منتخب قوامیس الدرر، چاپ اسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ش.۱۵. طیّب، سید عبدالحسین، متوفای ۱۴۰۷ ق، تفسیر اطیب البیان، چاپ اول، انتشارات اسماعیلی، قم ۱۳۵۲ ش علوی عاملی، ۱۶. عبدالحسیب، مناهج الشارعین، ارمغان، تهران، چاپ اول، ۱۴۰۲ ق.۱۷. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، دارالکتاب جزایری، قم، ۱۳۶۷ش.۱۸. کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین، تهران، کتابفروشی اسلامیه،، ۱۳۴۶ ش.۱۹. کلینی، محمد بن یعقوب، ۳۲۹ ق، اصول کافی، تهران: علمیه اسلامیه، ۱۳۶۳۲۰. مجلسی، محمد باقر، مشکات الانوار در فضائل و آداب قرائت قرآن، قم، مسجد مقدس جمکران، ۱۳۷۹ ش.۲۱. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار الجامعه لدرر اخبار الأئمه الأطهار، ۱۱۰ جلد، تهران، مکتبه اسلامیه، ۱۳۴۷ ش.۲۲. مشکینی، علی، المواعظ العددیه، قم، دفتر نشر الهادی، ۱۴۰۶ ق.۲۳. مطهری، مرتضی، داستان راستان، ۲ جلد، قم، انتشارات صدرا، ۱۳۷۵ ش.۲۴. مفید، محمد بن محمد بن نعمان عکبری (شیخ مفید)، امالی مفید، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۳ ق۲۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۲ ش.۲۶. نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، نجف اشرف، مطبعه الزهراء، ۱۳۶۸ ق.۲۷. نهاوندی، علی اکبر، خزینه الجواهر، تهران، انتشارات شریعت، چاپ پنچم، ص ۱۴۰۵ ق.۲۸. نوری، حاج میرزا حسین بن محمد تقی، ۱۲۵۴ – ۱۳۲۰ ق، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ۱۴۰۷ ق۳۰. ورام، محمد بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهه النوادر (مجموعه ورام)، بیروت، دار صعب، ۱۳۷۶ق.

 

برچسب ها: قيامت
نوشته قبلی

مجازات حرام خواری انسان در روز قیامت (۱)

نوشته‌ی بعدی

بررسی آیه «محمد رسول الله…» و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)(۲)

مرتبط نوشته ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت
برگزیده ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید
ویژه جنگ رمضان

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا
امام حسین (ع)

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)
علوم شیعه

راویان قم در عصر امام (ع)

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران
ویژه جنگ رمضان

۵ بازنده‌ی نظم جدید در نبرد با ایران

نوشته‌ی بعدی

بررسی آیه «محمد رسول الله...» و تبرئه خلفاء از حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)(۲)

یک نظر

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • ناشناس
    • ۰۱/۱۰/۱۰ در ۲۲:۰۴
    از زمان انقلاب به این سو قبح محرمات شکسته شده و کمتر کسی نان حلال از گلویش پایین میرود کارمند با کم کاری یا تخلف و کاسب با گرانفروشی و نماینده با خرید رای از طریق غذا یا دادن وعده پست و دیگر مسئولین مملکت با اختلاس و غیره . قبل از انقلاب اگر کسی را قاچاقچی مواد مخدر خطاب میکردند، بزرگترین توهین بود اما حالا هیچکس به شیوه درامد افراد توجه ندارد و وضع ظاهری انها ملاک احترام و شخصیت است. سود درصدی و مالیات بر ارث توسط غربیها تعریف و غیراسلامی است.
    0 0 • پاسخ
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا