اشاره:
کمالالدین علی مُحْتَشَم کاشانی (۹۰۵ -۹۹۶ ه ق)، شاعر فارسیسرای سدهٔ دهم در عهد صفوی (سده دهم) است. معروفترین اثرش، ترکیب بند اوست که در ایام عزاداری سید الشهدا «ع»، مساجد، تکایا و مجالس سوگواری را با کتیبههای منقوش به این اشعار، سیاهپوش میکنند. این ترکیببند در دوازده بند، سروده شده و پس از او شاعران بسیاری در استقبال از این ترکیببند شعر سرودهاند. محتشم با آنکه در عصر شاعران سبک هندی بوده، از پیروان مکتب وقوع است. او در کاشان به بزازی یا شَعربافی مشغول بوده است. محتشم کاشانی در ۹۱ سالگی درگذشت و در زادگاهش، کاشان دفن شد.
شهرت ادبی محتشم به خاطر دوازده بند عاشورایی اوست اما در یکی از نسخ خطی دیوان او، چند ترکیببند در خور دیگر نیز وجود دارد. محتشم علاوه بر شعر، در عرصۀ نثر نیز توانا بوده و این امر را دو رسالۀ جلالیه و نقل عشاق -که آمیزهای از نثر و نظم است- نشان میدهد. وی در سرودن «ماده تاریخ» نیز مهارت داشته و در دیوان اشعار او میتوان نمونههایی از آن را یافت.
دیوان محتشم مشتمل بر: قصاید، غزلیات، مراثی، مدایح، قطعات، رباعیات و مثنویات است که قسمت قصاید را «جامع اللطایف» و قسمت غزلیات را «نقل عشّاق» نامیده است. تقی الدین کاشی، از سه دیوان صبائیه، جلالیه و شبابیه که روی هم هفت هزار بیت میشوند و دیوان قصاید ائمه (ع) و مدح پادشاهان که هشت هزار بیت است و رساله معمیات و تواریخ به عنوان آثار محتشم کاشانی نام میبرد. «کلیات محتشم» شامل هفت دیوان: «صبائیه» ، «شبابیه» ، «شیبیه» ، «جلالیه» ، «نقل عشاق» ، «ضروریات» و «معمیات» است که به دست میر تقی الدین کاشی تنظیم شده.
محتشم و نعت پیامبر
از بس که چهره سوده تو را بر در آفتاب / بگرفته آستان تو را بر زر آفتاب
از بهر دیدنت چو سراسیمه عاشقان / گاهی ز روزن آید و گاه از در آفتاب
گرد سر تو شب پره شب پر زند نه روز / کز رشک آتشش نزند در پر آفتاب
گر پا نهی ز خانه برون با رخ چه مهر / از خانه سر به در نکند دیگر آفتاب
گرد خجالت تو نشوید ز روی خویش / گردد اگر چه ریگ ته کوثر آفتاب


















هیچ نظری وجود ندارد