(حکمت متشابهات ـ تأویل متشابهات ) ۱ ـ مقدمه اشتمال قرآن بر آیات متشابه به استناد نص صریح « مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهاتٌ » و اختلاف نظر در فهم متشابهات و برتافتن معانی متعدد که موجب گردیده است تا قرآن « حَمَالٌ ذُو وُجوه » گردد.۱ و امر به تدبر در همهی قرآن: « کِتَابٌ أنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ » و لزوم پرهیز از گفتار به غیرعلم « وَلَاتَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ » [ اسراء (۱۷)، 36] همه و همه ضرورت پژهشی پیرامون مسألهی محکم و متشابه را روشن میکند. از آن جا که قرآن برای عموم مردم نازل شده و همگان مورد خطاب آن هستند و مردم نیز از نظر درک و فهم معارف مختلفاند، آیات قرآن نیز بخشی محکم و بخشی متشابه نازل شده و طبیعی است وجود محکمات و متشابهات موجب بروز اختلاف نظر و ظهور آرای گوناگون در فهم آیات و استخراج معانی آن خواهد شدم. ۲ ـ معنای لغوی محکم برخی از دانشمندان علوم قرآن محکم را از ریشهی « حکم » ،به معنای « منع» گرفتهاند و لذا گویند آیت محکم آن است که از حیث لفظ و معنا شبههای بر آن عارض نگردد ۲ اما در لغت معنای دیگری هم برای « اَحْکَمَ » آمده و آن توقیق و اتقان است . ابن منظور میگوید: « اَحْکَمْتُ الشَّیْءَ فَاسْتَحْکَمَ : صَارَ مُحْکَماً وَ احْتَکَمَ الْاَمْرَ وَ اسْتَحْکَمَ : وثق» شاید بتوان گفت که مفهوم « منع » لازمهی اتقان و استحکام است . لذا نتیجه میگیریم که محکم اولاً مشتق از « اَحْکَمَ »است . ثانیاَ معنای اصلی این دو،اتقان و توثیق میباشد که یک معنای ایجابی است . ثالثاً « اِحکامِ شیء » مستلزم منع از فساد است که یک معنای سلبی است . بنابراین دلالت اِحکام بر « منع » ،از نوع دلالت التزام است، نه مطابقه. ۳ ـ معنای لغوی متشابه با دقت در موارد استعمال تشابه چنین فهمیده میشود که این لفظ به معنای مناسبت و مشاکلت دو چیز از نظر شکل و صورت ظاهر، در عین اختلاف در ماده و ذات است و همین امر موجب دشواری در شناخت امتیاز آن دو میگردد. بنابراین نفس تشابه، معنای ایجابی دارد اما چون مشابهت دو چیز مستلزم التباس آن دو با یکدیگر است، گاه از تشابه، مماثلتی که به التباس و اشتباه میانجامد، اراده میشود و از همین رو فیروزآبادی در قاموس میگوید: « تَشَابَهَا وَاشْتَبَهَا : اَشْبَهَ کُلٌّ مِنْهُمَا الْآخَرَ حَتَّی الْتَبَسا» 3 4 ـ محم در اصطلاح علوم قرآن در مورد معنای اصطلاحی محکم اقوال متعددی وجود دارد که مهمترین آنها به اختصار عبارتند از : ۴ ۱ ـ آیات محکم آیاتی است که عهدهدار بیان حلال و حرام و اوامر و نواهی هستند، مانند « أَقِیمُوا الصَّلَاهَوَ اٌتُوا الزَّکَاهَ » [ بقره (۲) ،43] 2 ـ آیات محکم آیاتی است که مورد نسخ قرر نگرفته است و آن عبارت است از ۱۷ حکم از احکام که در آیهی ۱۵۱ سورهی انعام: « قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ …» و آیهی ۲۳ سورهی بنی اسرائیل « وَ قَضَی رَبُّکَ أَلاَّتَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ … » به آن اشاره شده است . ۳ ـ محکمات همان نواسخ است . ۴ ـ محکمات، آیات فرائض و وعده و وعید است . ۵ ـ محکم امری است که بر آن وعده ثواب یا عقاب داده شده است . ۶ ـ محکمات آیاتی است که تأویل و تنزیل آن یکی است و به مجرد شنیدن، قابل فهم میباشد نظیر « قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ » [ اخلاص (۱۱۲) ،1] یا « لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ » [شوری(۴۲)،۱۱] ۷ ـ محکم آیهای است که جز یک معنا ندارد . ۸ ـ محکمات آیاتی است که الفاظ آن تکرار نشده است. ۵ ـ متشابه در اصطلاح علوم قرآن زرکشی مهمترین تعاریفی را که برای متشابه آوردهاند به قرار زیر نقل کرده است : ۵ ۱ـ متشابه همان آیات منسوخه است که نباید بدان عمل کرد. ۲ـ متشابه قصص و امثال است . ۳ـ متشابه آن است که باید مورد ایمان قرار گیرد و علم آن به خدا احاله شود. ۴ ـ متشابه همان فواتح سور و حروف مقطعه است . ۵ ـ متشابه آن است که جز با تأویل وانصراف از معنای ظاهری دانسته نمیشود. ۶ـ متشابه آن است که متضمن امور غیبی است و علم آن منحصراً نزد خدا است نظیر وقت قیامت، زمان نزول باران، زمان مرگ و مانند آن. ۷ ـ متشابه آن است که قابل حمل بر وجوه متعددی است . ۸ ـ متشابه آن است که جز با عرضهی آن به غیر فهمیده نمیشود یعنی وابسته به غیر است . ۶ـ معنای برگزیده از محکم و متشابه در میان این تعاریف، آنچه بیشتر از همه مورد تأکید دانشمندان علوم قرآن است این که محکم بر آیاتی اطلاق میشود که تأویل و تنزیلش یکی است یعنی دلالت آن بر معنا به قدری روشن و بیابهام است که نمیتوان معنای دیگری برای آن در نظر گرفت . بنابراین « إحکام» ، صفت معنا است ، یعنی خصوصیات لفظ از قبیل تخصیص، تقیید ، نسخ و مانند آن در احکام و عدم آن نقش ندارد، چه بسا آیهای که مورد نسخ، تخصیص یا تقیید قرار گرفته اما دلالتی روشن و محکم دارد. نتیجهی طبیعی این سخن آن است که « اِحکام» و نیز « تشابه» ،هم در جمله و کلام مرکب ظاهر میشود و هم در مفردات، با این تفاوت که در جمله صفت احکام تا تشابه به اسناد و نحوهی ربط موضوع به محمول مربوط میشود، نظیر این که در آیهی « وَجَاءَ رَبُّکَ …» نسبت « آمدن» به خدا، نسبتی متشابه است، زیرا از آن بوی تجسیم به مشام میرسد،در حالی که در آیاتی نظیر آیهی « لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ » [ (42) ، ۱۱] نسبت ، نسبتی محکم است . اما در مفردات، وصفِ « اِحکام » یا « تشابه» به معانی مفرد و تصورات برمیگردد . به این ترتیب حروف مقطعه به وصف احکام یا تشابه متصف نمیشوند زیرا بر معنای خاصی دلالت ندارد، بلکه رموزی هستند میان خدا و رسول. ۷ـ حکمتِ وجود متشابهات در قرآن از آن جا که آیات متشابه میتواند دست آویز فتنهجویان و آشوب طلبان قرار گیرد، به طور طبیعی این پرسش مطرح میشود که اساساَ سرّ وجود متشابه در قرآن چیست؟ چرا همهی آیات به صورت « محکم» نازل نشد؟ شبهاتی که پیرامون مسألهی ورود متشابهات طرح شده به اشکال گوناگونی مطرح شده است از جمله: ۱ـ اگر قرآن کتاب بیان و هدایت است، چرا متشابه که امری خلاف بیان است، در آن ذکر شده است . ۲ـ همانطور که قرآن به مقتضای حکمت به عربی نازل شد، حکمت اقتضا میکند کلام به گونهای القا شود که مراد واقعی از ظاهر آن به دست آید. بنابراین تشابه برخلاف حکمت است ، زیرا لازمهی آن حمل بر غیر معنای ظاهر است. ۳ ـ اگر هدف نزول قرآن، تبیین معارف و هدایت بشر است، عقل حکم میکند که حکیم از بالاترین مراتب بیان، یعنی محکمات به پایینترین مراتب ، یعنی متشابهات نزول نکند. ۴ـ ایجاد التباس و اشتباه و در نتیجه، گمراهی مخاطبان از نظر عقلی قبیح است . چگونه میتوان متشابهات را که ظاهری برخلاف توحید و عدل دارد، مطابق حکمت دانست؟ ۵ ـ جایز نیست متکلم حکیم به گونهای سخن گوید که بیتردید اهل باطل به آن تمسک کنند و این خود نوعی تحریک به فساد است. ۶ ـ تشابه باعث رویگردانی از حق میشود و لذا ورود آن خلاف حکمت است۶٫ همانطور که ملاحظه میشود شبهات فوق همه به یک اصل برمیگردد و آن قبح ورود متشابه است؛ یعنی ممکن است گفته شود چون قرآن مشتمل بر متشابهات است، معلوم میشود صدور امر قبیح از خدا جایز است. این همان نزاع قدیمی اشاعره و معتزله پیرامون حسن و قبح عقلی است . اشاعره میگویند : الحسن ما حسنه الله و القبیح ما قبحه الله ؛ امر حسن آن است که خدا آن را حسن نموده و امر قبیح آن است که خدا آن را قبیح کرده است » . به عبارت دیگر ، آنان معتقدند اصولاً نفس صدور فعل از خدا ملاک حسن یا قبح فعل است ، گر چه عقل آن را تقبیح یا تحسین کند. بر همین اساس پاسخ اشاعره به پرسشهای مذکور آن است که قرآن فعل خدا است و فعل خدا از آن جهت که فعل خدا است حسن است و لذا شبهی قبح ورود متشابهات در قرآن پایه و اساسی ندارد.۷ معتزلیان یک گام فراتر نهاده و قایل به حسن و قبح عقلیاند و میگویند : بیان واقع ، منحصر به صراحت یا ظهور کلام نیست ، چه بسا متکلم مراد خود را به وجهی بیان کند که در آن از تشابه ، استعاره ، مجاز و مانند آن استفاده شده باشد . متشابه از حدود لغت و محتمل لفظ خارج نیست. از طرفی مسألهی متشابهات بالاتر از شبهی شرور و آلام و اسقام در نظام هستی نیست. با همان استدلالی که ثابت میشود شرور و اسقام مطابق حکمت است،همسویی حکمت و مسألهی تشابه نیز قابل اثبات است . نقطهی اشتراک دو تفکر اشعری و اعتزالی آنجاست که هر دو گروه متشابهات قرآنی را فی الجمله مطابق حکمت میدانند ، با این تفاوت که، اشاعره برای آن « حسن ذاتی » قایل نیستند ، اما معتزله آن را مطابق ادلهی عقلی و وجوه حکمت دانسته ، حکمتهای اشتمال قرآن بر متشابهات را برشمردهاند. به هر حال از این نزاع کلامی که بگذریم دانشمندان ، به ویژه معتزله در تبیین حکمت ورود متشابهات نظریههای مختلفی ابراز داشتهاند که مهمترین آنها را به اختصار در پیمیآوریم. ۷ـ۱ـ نظریهی متکلمان دستهی از متکلمان بر این عقیدهاند که وجود متشابهات ، زمینهساز معرفت عمیقتر و دقت بیشتر در قرآن میباشد، چه اینکه ، زمانی ضرورت به کارگیری عقل و مراجعه به عالمان احساس میشود که تشابهی در مطلب وجود داشته باشد.۸ ۷ـ۲ـ نظریهی عارفان ارباب معرفت و سیر و سلوک معتقدند: چون مراتب، درجات و احوال سالکان الی الله متفاوت است، برخی از مقام طبع گذشته به مقام نفس رسیدهاند و عدهای از مقام نفس به مرتبهی عقل و امثال آن نایل آمدهاند . آیات قرآن نیز متناسب با درجات معرفت و مراحل نفسبندگان نازل گردیده است .۹ ۷ـ۳ـ نظریهی فیلسوفان در گفتار فیلسوفان، حکمت ورود متشابهات چنین تبیین میشود که قرآن، مشتمل بر دعوت همهی طوایف ،از خواص و عوام است و چون طبایع عوام نیز غالباً عاجز از درک حقیقت است به طوری که مثلاً اگر در ابتدای امر از موجودی که فاقد جسمانیت و عوارض مادی است سخن به میان آید چنین موجودی را انکار کرده ، گرفتار تعطیل میشوند، به همین جهت لازم است به فراخور فهم عوام آیاتی نازل شود که به ظاهر، اوصاف و اعراض جسمانی را به خداوند نسبت میدهد و از الفاظی که متناسب با عالم وهم و خیال است استفاده شود، اما در کنار این آیات، آیاتی نیز به عنوان محکمات، واقعیت امر را بیان کند. در این صورت عامهی مردم،به تدریج از موجودی با مختصات اولی به موجود مجرد تامی که مبرا از صفات امکانی است منتقل میشوند. حکیمان بر این مطلب نیز که ورود متشابهات منشأ تدبر و تفکر در قرآن شده و موجب تمییز عالم و جاهل و شناخت مراتب عالمان میگردد تأکید دارد.۱۰ ۷ـ۴ـ نظریهی مفسران مفسران در بحث حکمت ورود متشابه در قرآن و در ذیل آیهی هفتم از سورهی آل عمران نظریههای مختلفی اظهار کردهاند . آنچه در پی میآید به مهمترین آنها اشاره دارد: ۷ـ۴ـ۱ـ مصلحت اقتضا میکند که قرآن مشتمل بر متشابهات باشد تا مردم جهت آشنایی با مراد قرآن ناگزیر از تدبر گردند و درست به همین علت از سایر صناعات ،نظیر ایجاز و اطناب،اختصار و اسهاب و مانند آن استفاده شده است. ۱۱ همچنین طرح متشابهات موجب میگردد اهل علم متشابه را به محکم برگردانند و بدین وسیله هم درجات و مراتب علم و عالمان دانسته میشود و هم دیگر اقشار مردم میآموزند که باید برای فهم قرآن به عالمان رجوع کنند.۱۲ ۷ـ۴ـ۲ـ چون خداوند بندگان را برای رسیدن به ثواب و نیل به بالاترین مراتب کمال خلق کرده است و از طرفی بهترین ثوابها و طاعتها، پرمشقتترین آنهاست، به همین جهت آیات متشابه در قرآن آمده تا انسانها با تحمل رنج و مشقت ـ در مسیر فهم متشابهات ـ استحقاق منزلت و مرتبت بالایی پیدا کنند.۱۳ ۷ـ۴ـ۳ـ چون قرآن با عرب احتجاج کرد و همهی افتخار و شرافت عرب نیز، زبانش بود، قرآن به همان اسلوبهایی که بلیغان و فصیحان عرب سخن میگفتند و میان آحاد مردم متداول بود نازل شد . کلام عرب بر دو قسم است : یکی کلام صریح، روشن و غیر قابل تأویل و دیگری کلام آمیخته با محسنات لفظی از مجازات، کابات، اشارات ، تلویحات و در یک کلام، سخن قابل تأویل. قسم دوم از نظر عرب کلامی مستحسن و نیکو قلمداد میشد . قرآن به هر دو سبک با عرب تحدی نمود اما میدانداران عرصهی فصاحت و بلاغت از آوردن هر دو قسم محکم و متشابه عاجز ماندند. فقدان هر یک از این دو، قرآن به هر دو سبک با عرب تحدی نمود اما میدانداران عرصهی فصاحت و بلاغت از آوردن هر دو قسم محکم و متشابه عاجز ماندند. فقدان هر یک از این دو،قرآن را از متداول عرب خارج میساخت و زمینه برای بهانهتراشی اعراب فراهم میگردید.۱۴ ۷ـ۴ـ۴ـ وجود متشابهات از باب امتحان و تمییز مؤمن از منافق است تا میزان بندگی و تعبد افراد محک زده شود، چه این که، اهل ایمان در برابر متشابهات توقف نموده وامر آن را به خدا واگذار میکنند یعنی تنها بدان ایمان میآورند اما عمل نمیکنند.۱۵ ۷ـ۴ـ۶ـ خداوند بندگان را به متشابهات مشغول ساخت تا در هر حال ، در عجایب حکم و فواید قرآن بیندیشند . در عین حال هیچ گاه به همهی ابعاد اسرارآمیز قرآن و حکمتهای بیپایان آن نمیرسند و این ، رمز غضاضت و طراوت همیشگی قرآن است.۱۶ ۷ ـ ۵ـ نظریهی دانشمندان علوم قرآنی دانشمندان علوم قرآنی معتقدند متشابه بر چند قسم است و ورود هر قسم، حکمت یا حکمتهای خاص خود را دارد.۱۷ این اقسام عبارتاند از : الف ـ متشابهاتی که علم آن تنها نزد خدا است، نظیر علم به زمان وقوع رستاخیز، زمان فرا رسیدن اجلها و نظایر آن . برای این قسم پنج حکمت متصور است: ۱ـ انسان موجودی ضعیف است و ظرفیت هر معرفتی را ندارد . اگر خداوند میخواست خود را با همهی حقیقت و صفات خویش معرفی کند، بیشتر نفوس تحمل آن را نداشتند. اموری نظیر معرفت به زمان رستاخیز یا علم به اَجَلها نیز چنین است. ۲ـ بدین وسیله انسانها مورد آزمایش واختبار قرار میگیرند تا معلوم شود این انسان در آنجا که معرفت جزمی و یقینی پیدا نمیکند، آیا به غیب ایمان میآورد یا نه؛ و بدین وسیله راسخان از زائغان ( الذین فی قلوبهم زیغ ) بازشناخته شوند. ۳ ـ چون قرآن مشتمل بر دعوت همهی آحاد مردم از عام و خاص است و طبع عوام در بسیاری از امور از ادراک حقایق عاجز است، ناگزیر پارهای از معارف باید به گونهای القا شود که در خور فهم همگان بوده و موجب فرار و دوری آنان از حقیقت نشود. برای مثال، اگر در آغاز ، سخن از واجب الوجود به میان آید یعنی موجودی که نه جسم است نه متحیر و نه قابل اشارهی حسی، مردم عادی چونتنها محسوسات را میشناسند و وجود را مساوی جسمانیت میدانند، تصور میکنند چنین چیزی ناممکن است و به ورطهی تعطیل خواهندافتاد. بنابراین مصلحت اقتضا میکند این قبیل معارف با الفاظی بیان شود که با قوهی متخیله و متوهمه مردم تناسب دارد و آنگاه با بیانات محکم دیگر مراد واقعی نمایانده شود و جهات نقص و محدودیت از ذات واجب سلب گردد. ۴ـ متشابهات دلیل خوبی بر عجز و جهل انسان و شاهد صدفی بر احاطه و علم حق است : « وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْ ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ » [بقره (۲)، 255] آگاهی از صعف خویش و خود را در برابر علم بیکران خدا دیدن، روح تسلیم و عبودیت را در انسان زنده میکند، به طوری که با فرشتگان همآواز میشود که : « سُبْحَانَکَ لَاعِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ » [بقره۰۲) ، ۳۲] به همین جهت اهل معرفت معتقدند عقل آدمی با متشابهات، در معرض آزمون قرار گرفته تا اظهار خضوع کند. اگر قرآن فاقد این قبیل معارف متشابه بود محلی برای این اظهار عجز باقی نمیماند، بلکه انسان با تکیهی کامل بر دریافتهای خویش متمرادنه به جلو میتاخت. شاید به همین علت در پایاه آیهی سورهی آل عمران میفرماید: « وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُوْلُوا الْأَلْبَاب» 5ـ اگر همهی قرآن ، محکم نازل میشد به صراحت تنها بر یک مذهب قابل تطبیق بود و دیگر مذاهب را ابطال میکرد و این امر سبب دوری و دلزدگی ارباب مذاهب میشد،در حالی که وجود محکم و متشابه باعث میشود هر مذهبی به دنبال تأیید مذهب خود از قرآن باشد و همین توجه، چه بسا او را از باطل برهاند و به حق برساند. ب ـ متشابهاتی که با دقت نظر علمی و درس و بحث قابل فهم است. ج ـ متشابهاتی که تنها با اشراق و افاضهی حق بر قلب اهل معرفت دانسته میشود. این دو نوع خود مشتمل بر حکمتهایی است به شرح زیر : ۱۸ ۱ـ این دسته از آیات متضمن مفاهیم و معانی بسیاری است که اگر به تفصیل در قرآن میامد حجم قرآن به چندین برابر حجم فعلی میرسید و نه تنها حفظ آیات ، که محافظت آن از تحریف نیز مشکل میشد. ۲ـ وجود این دو نوع متشابه، اقرب به اعجاز قرآن است، چه این که ، درک متشابهات ـ که نیاز به دقت داردـ در گرو کشف اسراسر الفاظ از قبیل حقیقت و مجاز، ذکر و حذف ،تقدیم و تأخیر ،ایجاز و اطناب و مساوات و مانند آن است . ۳ـ اشتمال قرآن بر متشابهات، زمینهی تعمق، تدبر و شکوفایی عقل را فراهم ساخته، انسان را از تقلیدگرایی صرف نجات میدهد. ۴ـ اشتمال قرآن بر این قبیل متشابهات مستلزم فراگیری علوم و معارف گوناگون همچون صرف، نحو، بلاغت، فقه، اصول، کلام، تاریخ و دیگر علوم است که این خود منشأ ظهور متفکران و عالمان بیشتر در عرصهی معارف قرآنی خواهد شد. ۵ـ تلاش و مجاهدت به منظور درک متشابهات قرآن و کشف حق. ثواب زایدی به همراه دارد. عالمان با بحث و مناقشه در غوامض ایات به بالاترین درجهی قرب به حق میرسند، چه این که جد و جهد در فهم معنای قرآن از بزرگترین وسایل قرب به خداست .۱۹ ۸ ـ روشهای تفسیر آیات متشابه ۸ ـ ۱ـ روش عالمان و مفسران در تفسیر متشابهات شیوهی برخورد مفسران با آیات متشابه متفاوت است. ملاصدرا در رساله متشابهات القرآن چهار مسلک رایج تفسیری را برشمرده است . که خلاصه مطالب ایشان را یادآور میشویم: ۸ـ۱ـ۱ـ مسلک اهل لغت، اصحاب حدیث و حنابله این گروه معتقدند الفاظ متشابه را باید بر معنا و مفهوم ظاهری آنها حمل کرد . عدول از ظاهر آیه، حتی اگر منافی قواعد عقلی باشد، جایز نیست. در این بینش ، هر نوع تأویلی نامقبول و ناپسند است . ۸ ـ ۱ـ ۲ـ مسلک محققان و بیشتر متکلمان معتزله این گروه، الفاظ متشابهات را تأویل نموده، بر معانیی که موافق قواعد عقل است، حمل میکنند . مبنای ایشان تنزیه حق تعالی از صفات امکانی و نقص است. ۸ـ۱ـ۳ـ مسلک اکثر اشاعره و برخی از معتزله این گروه قایل به تفصیل شده، نسبت به برخی آیات و اخبار، روش تنزیه و نسبت به برخی دیگر، روش تشبیه و تنزیل را در پیش گرفتهاند. آنچه مربوط به معاد است، بر ظواهر خود باقی گذارده ، قایل به تشبیه شدهاند. ۸ ـ ۱ـ۴ـ مسلک راسخان در علم ملاصدرا این مسلک را چنین توضیح میدهد: راسخان، از راه کشف و شهود و اشراق باطن ، مراد واقعی متشابهات را درک میکنند و از تنزیه صرف و تشبیه محض و خلط میان آن دو در اماناند. کشف معانی متشابهات از طریق نورانیت باطن و مشکات نبوت است که انسان را نه به ورطهی ظواهر و تشبیه و تعطیل میکشاند و نه به دام تأویل میاندازد.۲۰ ۸ـ۲ـ روش اهل بیت در تفسیر متشابهات در عیون اخبار الرضا از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که : « مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ اِلَی مُحکَمِهِ فَقَدْ هُدِیَ اِلَی صِراطِ مُسْتَقِیمٍ » آنگاه فرمود: در اخبار ما نیز متشابهاتی نظیر متشابهات قرآن وجود دارد که باید به محکمات کلام ما ارجاع داده شود « فِی اَخْبَارِنَا مُتَشَابِهٌ کَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ فَرُدَّوا مُتَشَابِهَها اِلَی مُحْکَمِهَا وَ لا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دوُن مُحْکَمِهَا فَتَضِلُّوا »21 .آن چه قابل توجه است این که همهی قرآن حتی متشابهات، قابل تفسیر است و دریافت معنا و مقصود آن ممکن،لیکن متشابهات میبایست در سایهی محکمات تفسیر شود تا دستگیرهی تیرهدلان قرار نگیرد و زمینهی فتنه و فساد را فراهم نکند. بنابراین در مکتب اهل بیت ، هرگز امر به توقف در برابر متشابهات نمیشود، برخلاف آن چه برخی از مذاهب معتقدند و علم متشابه را تنها مختص خدا میدانند. برخی از عالمان علوم قرانی، اصول و ضوابطی برای رد متشابه به محکم تعیین کردهاند که میتواند مفسر را در مقام تفسیر متشابهات مدد رساند. از جملهی این اصول موارد زیر است: ۱ـ آیات متشابه مربوط به ذات و صفات را باید به محکم « لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ » [شوری (۴۲)،11] برگرداند. ۲ـ آیات متشابهی که ـ معاذلله ـ موهم انتساب افعال شر به خدا است ، باید به محکمِ « فَلِلَّهِ الْحُجَّهُ الْبَالِغهُ» [انعام (۶) ، ۱۴۹] و نیز آیاتی نظیر « وَمَاأَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ » [ نساء (۵) ، ۷۹ ] ارجاع گردد. ۳ـ آیات متشابهی که موهم تشبیه و تجسیم است باید به محکماتی نظیر « لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ » و « وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَی » [ نحل (۱۶) ، ۶۰ ] و « قَلْ هُوَ الله أَحَدٌ » [ اخلاص (۱۱۲)، ۱ ] برگردانده شود. ۴ ـ آیات متشابهی که ایهام نقص و عصیان در نبوت و کیفیت القای وحی دارد ، میبایدد به آیات محکمی نظیر « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِکْرَ وإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ » [ حجر (۱۵)، 9 ] و « وَمَا یَنْطِقُ عَنْ الْهَوَی » [نجم (۵۳) ، 3] ارجاع شود. ۲۲ ۹ ـ نتیجه اصولاً مسألهی محکم و متشابه برگرفته از خود قرآن است و برای این که حقیقت این دو اصطلاح ،کشف شود چارهای جز رجوع به قرآن و سنت نیست. قرآن ، به صراحت، پیروی از متشابه را سرزنش میکند، در این خصوص مفسران دو دیدگاه ابراز کردهاند: عدهای پیروی از متشابه را به طور مطلق مذموم دانسته ، علم متشابه را مختص خدا میدانند ؛ دستهای هم معتقدند پیروی از متشابه به یکی از دو غرض فاسدی که خود آیهی هفتم از سورهی آل عمران بهآن اشاره دارد (فتنهانگیزی و تأویل ناصحیح) نکوهش شده است.۲۳ با دقت نظر در آیه، علت نهی از پیروی متشابه معلوم میشود . قرآن دربارهی متشابهات میفرماید کسانی که در قلب خود فتنه میپرورند به دنبال متشابه میروند. از این مطلب معلوم میشود که متشابهات ابزار مناسبی برای کسانی است که در قلبشان زیغ است، زیرا متشابهات به گونهای است که شبههانگیز است و تودهای مردم هم آن را قبول میکنند. با این بیان روشن میشود که متشابه آیه ای است که اولاً در معنای خود ظهور دارد؛ ثانیاً آن معنای ظاهر،حق نما است، ثالثاً طوری است که تودهی مردم میپذیرند و لذا میتواند دستآویز خوبی برای زیغدلان باشد.
منابع و پی نوشتها * دکتر عباس نقیئی در سال ۱۳۴۲ ش در کرمانشاه چشم به جهان گشود . تحصیلات دورهی متوسطه را در تهران سپری کرد و در سال ۱۳۵۹ در رشتهی علوم تجربی دیپلم گرفت. سپس به مدت دو سال به تدریس و فعالیتهای پرورشی در دبیرستانهای تهران پرداخت . در سال ۱۳۶۱ در اولین دورهی کارشناسی ارشد پیوستهی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) در رشتهی الهیات و معارف اسلامی، تحصیل دانشگاهی خود را آغاز کرد . در سال ۱۳۶۷ با عرضهی پایاننامهی خود با عنوان « پژوهشی پیرامون مصونیت قرآن کریم از تحریف » این دوره را به اتمام رساند . در سال ۱۳۶۸ در مقطع دکتری علوم قرآن و حدیث دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد. در سال ۱۳۷۴ از پایاننامهی خود با عنوان « بررسی مسألهی محکم و متشابه در قرآن » دفاع کرد. وی از سال ۶۸ تاکنون به عنوان عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) به تدریس و تحقیق مشغول بوده و هماکنون استادیار و معاون گروه علوم قرآن و حدیث آن دانشگاه است . نامبرده از سال ۷۴ تاکنون مدیریت گروه معارف و قرآن شبکهی صدای عربی ـ آفریقایی از بخش برون مرزی صدا و سیما را به عهده دارد. ۱ـ نهج البلاغه، نامه ۷۷٫ ۲ـ ر.ک : راغب اصفهانی : المفردات فی غریب القرآن ، ماده(حکم) ، تحقیق محمد سید گیلانی، بیروت ، دارالمعرفه. ۳ـ ر. ک: فیروزآبادی : القاموس المحیط ،مادهی « شبه». 4 ـ زرکشی : البرهان فی علوم القران ، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ، دارالمعرفه،2/79. 5ـ همان،ص ۸۰ ـ ۸۱ ۶ـ قاضی عبدالجبار: المغنی فی ابواب التوحید و العدل، الجمهوریه العربیه المتحده، وزاره الثقافه، ۱۶/۳۷۱ و ۳۷۲ . ۷ ـ همان. ۸ ـ همان . ۹ـ به نقل از سید جلال الدین آشتیانی : متشابهات القرآن ، دانشگاه فردوسی، بیتا، ص ۱۶۰ ـ ۱۶۱ . ۱۰ ـ همان، ص ۱۴۵ . ۱۱ ـ شیخ طوسی: التبیان فی تفسیر القرآن ،بیروت ، دارلمعرفه ، ج ۱ ، ص ۱۰ . ۱۲ ـ طبرسی : مجمع البیان لعلوم القرآن، بیروت ، دارالمعرفه، ج۲،ص۷۰۲ . ۱۳ ـ عبده: المنار، قاهره، مکتبه القاهره ، ۱۳۷۹ ق، ج ۳، ص ۱۶۹ ، ذیل آیهی ۴۲ سورهی آل عمران . ۱۴ ـ ابن عطیه : مقدمتان، تحقیق آرتور جفری، قاهره، مکتبه الخانجی، ۱۹۵۴ ق. ۱۵ ـ همو. ۱۶ ـ ابن عطیه : پیشین ، ص ۱۰۸ . ۱۷ ـ زرقانی : مناهل العرفان، قاهره ، داراحیاء ،ج ۲، ص ۱۷۸ ـ ۱۷۹ . ۱۸ ـ همان،ج ۲ ، ص ۱۸۰ ـ181 . 19 ـ زرکشی : پیشین ، ص ۷۵٫ ۲۰ ـ ر.ک : ملاصدرا: متشابهات القرآن ،تصحیح آشتیانی ،مشهد، دانشگاه فردوسی، ص ۷۶، ۷۷، ۷۹، 90 و ۹۱ . ۲۱ ـ به نقل از فیض کاشانی : الاصول الاصلیه،ص ۵۶ . ۲۲ ـ بدرالدین زرکشی : پشین ، ج ۲ ،ص ۷۲ ـ ۷۱٫ ۲۳ ـ بیضاوی: انوار التنزیل ، بیروت، مؤسسه شعبان، ج ۲ ،ص ۴٫
منبع:کتاب قرآن در آینه پژوهش تهیه وتنظیم:محمد کاظم شاکر الف

















هیچ نظری وجود ندارد