مختصری از واقعه ی غدیر
غدیر روزی است که پیامبر است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به امر خدای متعال، حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) را که به منزله جان اوست به عنوان ولی مؤمنان(۱۱) و امیر المؤمنین و وصی خویش و خلیفه خدا در زمین به همه مسلمانان معرفی فرمود.
حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرموده است:
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با جمعی بیش از هفتاد هزار نفر از اهالی مدینه و اطراف آن برای انجام مناسک حج به مکه رفتند. و در آنجا جبرئیل – امین – بر آن حضرت فرود آمد و گفت: ای محمد! خدای عز و جل تو را سلام می رساند و می فرماید: تا پایان عمرت نزدیک است، و تو را به جایی خواهم برد که چاره ای از آن نیست. پس به عهد خود وفا کن، و وصیت خود را به انجام برسان، و میراث پیامبران پیشین و معجزاتی که از آنان نزد تو است به وصی و جانشین پس از خودت، حجت تام و تمام من بر خلقم، علی بن ابی طالب تسلیم کن، و او را برای مردم، پرچم – هدایت – و نشانه ای آشکار قرار بده؛ عهد و پیمان و بیعت او را بار دیگر تجدید کن: و بیعت و پیمان مرا که درباره او از مردم گرفتی به آنان یادآور شو. یعنی همان عهدی که از آنان در مورد ولایت ولی من علی بی ابی طالب که مولای آنان و مولای هر مرد و زن مؤمنی است. گرفتی. من جان هیچ پیامبری از پیامبرانم را نگرفتم مگر پس از کامل کردن دینم و تمام کردن نعمتم به دوستی کردن با دوستانم و دشمنی کردن با دشمنانم. این کمال توحید و دین من است و تمام نعمت من بر خلقم به پیروی و اطاعت از ولی من می باشد. این سنت من است که زمین را بدون ولی و قیم نگذارم تا حجتی از سوی من بر آفریدگانم باشد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از قوم خود و منافقان و تفرقه افکنان ترسید که به عهد جاهلیت برگشته و بت پرست شوند زیرا دشمنی. و خصومت آنان با علی (علیه السلام) را می دانست و از اتفاق نظر و همبستگی آنان در عداوتشان آگاه بود. لذا از جبرئیل خواست تا از آسیب مردم در امان باشد؛ و چشم به راه بود تا وعده حفظش را دریافت کند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مسجد خیف رسید و بار دیگر جبرئیل فرود آمد و به عنوان نشانه ای آشکار برای مردم قرار دهد تا به وسیله آن هدایت شوند، ولی وعده حفظ ابلاغ نشد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به محلی به نام کراع الغمیم که حد فاصل مکه و مدینه بود رسید و بار دیگر جبرئیل فرود آمد و پیام پیشین را ابلاغ کرد اما خبری از حفظ نبود. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ای جبرئیل! من ترس آن دارم که قوم من مرا تکذیب کنند و سخن مرا در حق علی (علیه السلام) نپذیرند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به راه خود ادامه داد و هنگامی که به محل غدیر خم – در سه مایلی جحفه – رسید، پنج ساعت از روز گذشته بود، که جبرئیل با آیه ای توأم با عتاب و خبر محفوظ ماندن، فرو آمد و گفت:
ای محمد خدای عز و جل تو را سلام می رساند و می گوید: یا أیها الرسول بلغ ما انزل من ربک ای پیامبر! آنچه را که بر تو از جانب پروردگارت نازل شده است – در باره علی (علیه السلام) – ابلاغ کن. و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس و اگر چنین نکنی رسالتش را انجام نداده ای؛ و بدان که – خدا تو را از – شر – مردم حفظ می کند(۱۲) و آن حضرت امر فرمود تا مردمی که پیش رفته اند باز گردند و آنان که عقب مانده بودند رسیدند. آنگاه از سنگ هایی که در اطرافشان بود چیزی شبیه منبر ساختند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر آن بالا رفت و سخنان رسایی را ایراد فرمود که در آن، مردم را پند و اندرز داده و از عذاب الهی بیم داد. و در وصف حضرت علی بن ابی طالب و امامان معصوم (علیه السلام) و فرمانبرداری از ایشان تأکید بسیار کرده و در آخر کلام شریف خود فرمود:
ای مردم! آیا من بر شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟ گفتند: بلی ای پیامبر خدا. سپس فرمود: ای علی برخیز! علی (علیه السلام) برخاست، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دست آن جناب را گرفت و بلند کرد – تا جایی که سفیدی زیر بغل آن دو بزرگوار و فرمود:
الا من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله آگاه باشید! هر که من مولای اویم این علی مولای اوست. خداوندا! دوست بدار هر که او را دوست بدارد و دشمنی کن با آن که با وی دشمنی کند و هر که او را یاری کرد یاری اش کن و هر که او خوار ساخت ذلیلش کن.
آگاه باشید! من از پیش شما می زروم و شما فردای – قیامت – در حوض بر من وارد می شوید و آن حوضی است که پهنای آن به اندازه فاصله بصری تا صنعاء(۱۳) است و در آن جامهای نقره ای به عدد ستارگان آسمان است.
آگاه باشید! فردا که در حوض بر من وارد شوید از شما می پرسم با آنچه من در این روز، خدا را در مورد آن را بر شما شاهد گرفتم، چه کردید؟ پس از من با دو امانت گرانقدر چه کردید؟ در نظر داشته باشید که هنگام ملاقات با من – در قیامت، از شما می پرسم – با آندو چه کرده اید؟ اصحاب گفتند: ای پیامبر خدا این دو امانت گرانقدر چیست؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: امانت بزرگتر کتاب عز و جل است – آن – ریسمانی کشیده شده از سوی خدا و من می باشد که در اختیار شماست، یک سر آن در دست خدا و سر دیگر آن در دست شماست، در آن کتاب، دانش – مربوط به – گذشته و آینده – جهان آفرینش – تا روز قیامت است. امانت کوچکتر که از قرآن ناگسستنی است، علی بن ابی طالب و فرزندان او (علیه السلام) می باشند؛ و آن دو – امانت – هیچگاه از هم جدا نخواهند شد تا وقتی که در حوض بر من وارد شوند.
پیامبر عظیم الشأن اسلام پس از ابلاغ امر ولایت امیر المؤمنین و دیگر پیشوایان معصوم (علیه السلام) از منبر فرود آمد، و همراهان آن حضرت به نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده و ولایت آن جناب را تبریک گفتند. و نخستین کسی که به آن حضرت تبریک گفت عمر بن خطاب بود که اظهار داشت: ای علی! اکنون تو مولای من و مولای هر زن و مرد مؤمنی! – در این هنگام جبرئیل (علیه السلام) با این آیه فرود آمد: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا
















هیچ نظری وجود ندارد