۳۰ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

مردم شناسى کوفه

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 

جمعیت شناسى کوفه

الف) جمعیت کوفه در زمان نهضت
شهر کوفه در سال ۱۷ هجرى به دستور عمر خلیفه دوم و به دست سعدبن ابى وقاص فرمانده سپاه مسلمانان در جنگ با ایرانیان پى ریزى شد. هدف از تاسیس این شهر، بنیانگذارى یک پادگان نظامى در نزدیکى ایران به منظور پشتیبانى نیروهاى عمل کننده در داخل ایران بود. (۱) عمر دستور داده بود که گنجایش مسجد این شهر به گونه اى باشد که بتواند تمام جمعیت نظامى را درخود جاى دهد و مسجدى که طبق این دستور ساخته شد، مى توانست چهل هزار نفر را درخود جاى دهد، (۲) بنابراین مى توانیم به این نتیجه برسیم که شهر کوفه در آغاز تاسیس حدود چهل هزار نفر جمعیت نظامى داشته است و با توجه به اینکه بسیارى از افراد این جمعیت، زن و فرزند خود را نیز همراه داشته اند، با احتساب حداقل یک زن و یک فرزند براى هر سرباز به جمعیتى معادل یکصد و بیست هزار نفر براى این شهر در هنگام تاسیس دست مى یابیم. پس از بنیانگذارى کوفه، به عللى همچون داشتن آب و هواى خوش، نزدیکى به رود پرآب فرات، مجاورت با ایران و وضعیت اقتصادى مناسب که از راه خراج و غنایم سرزمینهاى فتح شده به دست آمده بود، این شهر پذیراى سیل مهاجرت اقوام، قبایل و مردم مختلف از سرتاسر مملکت وسیع اسلامى اعم از حجاز، یمن و ایران گردید، به گونه اى که پس از مدتى کوتاه شهر آباد و تاریخى حیره را که پایتخت دودمان عربى آل منذر بود، تحت الشعاع قرار داده و آن را به سمت ویرانى کشانید. این مهاجرتها در سال ۳۶ هجرى که حضرت على، علیه السلام، این شهر را پایتخت خود قرار داد، شدت بیشترى یافت، به گونه اى که مورخان در بیان تعداد سپاهیان کوفى حضرت على، علیه السلام، در جنگ صفین (در سال ۳۷ هجری) ارقامى چون ۶۵ هزار (۳) ، ۹۰ هزار (۴) و ۱۲۰ هزار (۵) را ذکر مى نمایند. چنانچه روشن است این اعداد تنها بیانگر قسمت اعظم نیروى نظامى مستقر در آن شهر مى باشد (و نه تمام نیروى نظامى و نه همه جمعیت کوفه). در سال ۵۰ هجرى که زیادبن ابیه از سوى معاویه عهده دار امارت کوفه شد، با توجه به فراوانى شیعیان حضرت على، علیه السلام، در کوفه و ترس شام از کوفیان، دست به انتقال عظیم نیروى انسانى از کوفه به شام، خراسان و نقاط دیگر زد، به گونه اى که گفته شده او تنها ۵۰ هزار نفر را به خراسان منتقل نمود (۶) در دوران حکومت زیاد جمعیت کوفه به ۱۴۰ هزار نفر تقلیل پیدا کرد به گونه اى که «زیاد» هنگامى که اقدام به گسترش مسجد جامع کوفه کرد، آن را به اندازه گنجایش ۶۰ هزار نفر وسعت داد. (۷) پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجرى، بعضى از کوفیان با نوشتن نامه به امام حسین، علیه السلام، سخن از سپاه صدهزار نفرى آماده به دمت به میان آوردند. (۸) این سخن گرچه نسبت به آمادگى کوفیان اغراق آمیز است، اما مى تواند تعداد تقریبى جمعیت نظامى کوفه را در آن زمان مشخص نماید. از مطالب فوق مى توانیم به نتایج زیر برسیم: ۱- ذکر رقم ۱۲ هزار نامه از سوى کوفیان خطاب به امام حسین، علیه السلام، رقم معقولى به نظر مى رسد. ۲- تعداد بیعت کنندگان با مسلم را از ۱۲ هزار تا ۴۰ هزار نفر (۹) نوشته اند، اما در حدیثى که منسوب به امام باقر، علیه السلام، (۱۰) است، تعداد آنها ۲۰ هزار نفر ذکر شده است (۱۱) که حدود یک پنجم نیروى جنگجوى کوفه در آن زمان مى باشد. ۳- رقم ۳۰ هزار نفرى لشکر عمربن سعد که در روایتى از امام صادق، علیه السلام، نقل شده است، (۱۲) با توجه به بسیج عمومى اعلان شده از سوى عبیدالله بن زیاد، رقم معقولى به نظر مى رسد واز این جا نیز مى توانیم کثرت سپاهیان مختار را که ۶۰ هزار نفر ذکر شده (۱۳) توجیه نماییم. زیرا سپاهیان او را افرادى تشکیل مى دادند که در کربلا جزو سپاهیان عمربن سعد نبودند. ۴- از اینجا دور از واقعیت بودن بعضى از ارقام که در کتب غیر معتبره اما مورد استناد بعضى از واعظین وارد شده روشن مى گردد، به عنوان مثال در این نوشته ها چنین آمده که تعداد لشکریان ابن سعد در روز ششم محرم یک میلیون پیاده نظام و ۶۰۰ هزار سواره نظام بوده است که از این تعداد ۱۵۰ هزار نفر کشته شدند که تنها ۵۰ هزار یا صد هزار نفر آنها به دست امام حسین، علیه السلام، به هلاکت رسیدند. (۱۴)
ب) ترکیب جمعیتى کوفه
1- ترکیب قومی: جمعیت کوفه به دو بخش عرب و غیرعرب تقسیم مى شد. بخش عظیمى از عربهاى ساکن کوفه قبایلى بودند که با آغاز فتوحات اسلامى در ایران، ازنقاط مختلف شبه جزیره عربستان براى شرکت در جنگ، به عراق کوچ کردند و سرانجام پس از پایان یافتن فتوحات در دو شهر بزرگ کوفه و بصره سکنى گزیدند. عرب ها که هسته اولیه شهر کوفه را تشکیل مى دادند، از هر دو بخش اصلى قوم عرب یعنى قحطانى و عدنانى بودند که در اصطلاح به آنها یمانى و نزارى اطلاق مى شد. در آغاز یمانیها علاقه بیشترى نسبت به اهل بیت ابراز مى داشتند، به همین جهت معاویه سرمایه گذارى بیشترى روى آنها نموده و آنها را به خود نزدیکتر ساخت. (۱۵) بخش دیگرى از عربها را قبایلى همچون «بنى تغلب» تشکیل مى دادند که قبل از اسلام در عراق سکنى گزیده و پیوسته با ایرانیان در جنگ بودند. پس از آغاز فتوحات اسلامى این قبایل به مسلمانان پیوستند و آنها را در فتوحات یارى نمودند و سپس بخشى از آنها در کوفه سکنى گزیدند. (۱۶) عناصر غیرعرب کوفه را گروههایى همچون موالى، سریانیها و نبطیها تشکیل مى دادند. (۱۷) «موالى» که بزرگترین گروه غیرعرب کوفه را شامل مى شد، عمدتا ایرانیهاى مسلمانى بودند که با قبایل مختلف عرب پیمان بسته و ازنظر حقوقى همانند افراد آن قبیله به شمار مى آمدند. رشد جمعیت موالى در کوفه بیشتر از عربها بود، به گونه اى که پس از گذشت چند دهه از آغاز فتوحات، نسبت یک به پنج بین جمعیت موالى و عربها برقرار بود، (۱۸) و همین رشد معاویه را به هراس افکند و به زیاد دستور انتقال آنها را از کوفه به شام، بصره و ایران را داد. (۱۹) اما با این حال کثرت وجود موالى در سپاه مختار در سال ۶۶ هجرى – که بعضى تعداد آنها را ۲۰ هزار نفر نوشته اند (۲۰) نشانگر فراوانى این گروه در زمان شروع نهضت امام حسین، علیه السلام، در کوفه است. «سریانیها» قومى سامى نژاد بودند که در شمال عراق (بین النهرین) و سوریه اقامت داشتند. (۲۱) و عده اى از آنها از زادگاه خود مهاجرت کرده و در دیرهاى اطراف حیره در نزدیکى کوفه سکنى گزیده و دین مسیحیت را پذیرفته بودند و پس از فتوحات عده اى از آنها به شهر کوفه آمده بودند. (۲۲) «نبطیها» که بعضى آنها را تیره اى از عرب مى دانند، به کسانى گفته مى شد که قبل از فتوحات در اطراف و اکناف عراق و در سرزمینهاى جلگه اى زندگى مى کردند و پس از تاسیس کوفه به این شهر آمده و به زراعت مشغول گشتند. (۲۳) دو گروه اخیر بخش اندکى از جمعیت کوفه را تشکیل مى دادند. ۲- ترکیب عقیدتی: ازنظر عقیدتى مى توان جامعه آن روز کوفه را به دو بخش مسلمان و غیرمسلمان تقسیم کرد: بخش غیرمسلمان کوفه را مسیحیان عرب بنى تغلب، نجران، نبطى و نیز یهودیانى که در زمان عمر از شبه جزیره عربستان بیرون رانده شده بودند و همچنین مجوسیان ایرانى تشکیل مى دادند که در مجموع بخش ناچیزى از کل جمعیت کوفه را دربر مى گرفتند. (۲۴) بخش مسلمان کوفه را مى توان شامل شیعیان، هواداران بنى امیه، خوارج و افراد بى طرف دانست که شیعیان خود به دو قسمت رؤسا و شیعیان عادى تقسیم مى شدند. از رؤساى شیعه مى توان از افرادى همچون سلیمان بن صرد خزاعى، مسیب بن نجبه فرازى، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر اسدى و ابوثمامه صائدى نام برد که از یاران حضرت على، علیه السلام، در صفین بودند. این افراد عمیقا به خاندان اهل بیت، علیه السلام، عشق مى ورزیدند و همانها بودند که پس از مرگ معاویه، باب نامه نگارى با امام حسین، علیه السلام، را گشودند. (۲۵) شیعیان عادى که بخش قابل توجهى از مردم کوفه را تشکیل مى دادند، گرچه به اهل بیت علاقه وافرى داشتند، اما در دوره تسلط بنى امیه و بخصوص در زمان والیانى چون زیاد و پسرش عبیدالله، زهرچشم سختى از آنها گرفته شده بود، به گونه اى که تا احتمال پیروزى را قطعى نمى دیدند وارد نهضتى نمى شدند و شاید علت اصلى نامه نگارى آنها و نیز پیوستنشان به نهضت مسلم و قیام مختار به جهت قطعى دیدن پیروزى آنها بوده است و لذا پس از استشمام بوى شکست نهضت مسلم از دور او پراکنده شدند. اما اینکه چه تعداد از این افراد در لشکر عمربن سعد شرکت کرده اند، اطلاع دقیقى دردست نداریم. با توجه به تعداد فراوانى این افراد در نهضتهایى همچون توابین و قیام مختار و با عنایت به اینکه تنها کسانى در این نهضت ها شرکت مى نمودند که در جنگ کربلا بى طرف بوده و جزو سپاهیان عمربن سعد نبوده اند، مى توان گفت که تعدادى از این گروه در لشکر عمربن سعد حضور نداشته اند. این نکته را نیز نباید از یاد ببریم که امضاى هر فردى در پاى نامه به امام حسین،علیه السلام، دلیل بر تشیع او نمى شود; زیرا در آن زمان با نزدیک دیدن پیروزى، حتى افراد باند اموى نیز به امام حسین، علیه السلام، نامه نوشته بودند. هواداران بنى امیه که از آنها با عنوان «باند اموى» یاد مى کنیم، درصد قابل توجهى از مردم کوفه را تشکیل مى دادند و در مدت بیست سالى که از حکومت بنى امیه بر کوفه مى گذشت، آنها بسیار قوى شده بودند. افرادى همچون عمروبن حجاج زبیدى، یزیدبن حرث، عمروبن حریث، عبدالله بن مسلم، عماره بن عقبه، عمربن سعد و مسلم بن عمر و باهلى را مى توان از سران این باند به شمار آورد. (۲۶) رؤسا و متنفذان بیشتر قبایل نیز جزو این باند بودند و این امر خود باعث گرایش بسیارى از مردم به این گروه شده بود. افراد همین باند هنگامى که از پیشرفت کار مسلم بن عقیل و ضعف و فتور نعمان بن بشیر، حاکم کوفه احساس خطر نمودند، به شام نامه نوشتند و به یزید هشدار دادند. (۲۷) خوارج کوفه در زمان معاویه، قوت گرفته بودند و در دوره تسلط بنى امیه توانسته بودند شورشهاى متعددى را علیه والیان کوفه ساماندهى نمایند; اما در آخرین قیام خود در سال ۵۸ قمرى بشدت سرکوب شدند. (۲۸) شاید بتوان گفت بیشترین بخش جمعیت کوفه را افراد بى تفاوت و ابن الوقتى تشکیل مى دادند که همتى جز پر کردن شکم و پرداختن به شهواتشان نداشتند. آنها هنگامى که پیروزى مسلم را نزدیک دیدند، به او پیوستند، اما با ظهور آثار شکست بسرعت صحنه را خالى کردند و فشار روانى فراوانى به طرفداران واقعى نهضت وارد آوردند. سپس به دنبال وعده و وعیدهاى «ابن زیاد» به سپاه عمر سعد پیوستند و به جنگ با امام حسین، علیه السلام، پرداختند و او را به شهادت رساندند، درصورتى که اگر نهضت مسلم به پیروزى مى رسید، همین افراد بیشترین طرفدارى را از حکومت او مى کردند و شاید همینها باشند که فرزدق در ملاقات خود با امام حسین، علیه السلام، این چنین به معرفى آنها مى پردازد: «قلبهاى آنها با تو است، اما شمشیرهایشان علیه تو کشیده شده است». (29) 3-ترکیب طبقاتی: مردم کوفه به دو گروه اجتماعى اشراف و عادى تقسیم مى شده اند. از زبان یکى از یاران امام حسین، علیه السلام، نقل شده است هنگامى که در کربلا به امام پیوست و امام، علیه السلام، احوال کوفیان را از او پرسید، در جواب گفت: «اما اشراف مردم، به وسیله رشوه هاى کلان، محبت آنها به حکومت خریده شده است و اما سایر مردم، دلهایشان با تو و فردا شمشیرهایشان علیه تو کشیده خواهد شد.» (30) از اشراف کوفه مى توان افرادى همچون «عمرو بن حریث»، «اشعث بن قیس» و پسرانش و «شبث بن ربعى» را نام برد. مردم عادى شامل طبقات مختلف اجتماعى همچون کشاورزان، پیشه وران و صنعتگران مى شد. اما مهمترین گروه، این طبقه، موالى بود که یکى از ضعیفترین طبقات اجتماعى کوفه به شمار مى رفت و بعد از آن طبقه عبید (بردگان) قرار داشت.با آنکه طبق عقد ولاء، مولى باید همانند دیگر افراد قبیله از همه حقوق اجتماعى برخوردار باشد و با آنکه پیامبر اکرم، صلى الله علیه وآله، فرموده بود: «مولى القوم مثلهم، یعنی; مولاى هر قومى مانند افراد آن قوم است» اما تا قبل از حکومت حضرت على، علیه السلام، حاکمان عرب آنها را از بسیارى از حقوق اجتماعى خود محروم مى کردند. (۳۱) که یکى از آنها حق مساوات در تقسیم بیت المال بود و حضرت على، علیه السلام، براى اولین بار موالى را با دیگر کوفیان در پرداخت «عطاء» یکسان قرار داد. یکى دیگر از تبعیضاتى که اعراب کوفه نسبت به موالى روا مى داشتند، این بود که از آنها زن مى گرفتند، اما زن عرب به آنها نمى دادند. در زمان تسلط بنى امیه، این تبعیضات بیشتر شد که در اینجا به چند نمونه اشاره مى کنیم: ۱- اجازه نمى دادند موالى با عربها در یک صف حرکت کنند; ۲- براى توهین به موالى مى گفتند: نماز را تنها [دیدن] سه چیز باطل مى کند: الاغ، سگ و موالى (۳۲) و گاهى از آنها با عنوان «عکوج» یعنى خر وحشى فربه یاد مى کردند; (۳۳) ۳- هیچگاه آنها را با کنیه که نشانه احترام بود، صدا نمى زدند; ۴- در بعضى از مواقع در محاکمه قضایى گواهى موالى را نمى پذیرفتند; (۳۴) ۵- در جنگها به آنها اجازه سوار شدن بر اسب نمى دادند و تنها به عنوان پیاده نظام از آنها استفاده مى کردند. لذا هنگامى که مختار به موالى اجازه سوار شدن بر اسب را داد، عده زیادى از آنها به سوى او جذب شدند; (۳۵) ۶- پستهاى مهمى همچون فرماندهى لشکر را به آنها نمى دادند. (۳۶) همین تبعیضات باعث مى شد تا موالى به جریانهاو شورشهاى مخالف حکومت اموى همچون خوارج و علویان بپیوندند. (۳۷) اما ازنظر اقتصادى موالى که خود را محروم از عطاى مناسب مى دیدند، بنا به سفارش حضرت على، علیه السلام، به امر تجارت پرداختند. (۳۸) و در آغاز به کارهایى همچون نظافت جاده ها، کفشدوزى، لباس دوزى و حجامت پرداختند، (۳۹) اما طولى نکشید که به علت مهارت آنان در امر صنعت و تجارت و نیز سرباز زدن عربها از صنعت و حرفه، بیشتر کارهاى صنعتى و تجارى کوفه به دست آنان افتاد. (۴۰) بردگان که پایین ترین طبقه اجتماعى کوفه بودند، در کارهاى دولتى همچون پاسدارى از شهر و زندان و بیت المال و حفر کانالها و قناتها مشغول شدند، بدون اینکه مزدى به آنها پرداخت شود. کنیزکان نیز براى کارهایى همچون کارهاى خانه و نیز آوازه خوانى و استفاده جنسى نگهدارى مى شدند. (۴۱)

روان شناسى جامعه کوفه
هر ملت و امتى ممکن است تلفیقى از صفات و خلقیات مثبت و منفى را دارا باشد و به تناسب زمان و در مقاطع مختلف تاریخ خود یک یا چند صفت را آشکار کند، به گونه اى که در آن مقطع صفات دیگر تحت الشعاع آن صفت قرار گرفته و حوادثى متناسب با آن به وجود آید. این امر سبب خواهد شد که تاریخ، مردم آن سامان را با آن صفت یا ویژگیها بشناسد. مردم کوفه نیز در مقطع تاریخى مورد بحث، داراى هر دو دسته صفات فضایل و رذایل بودند، اما از آنجا که صفات و خلقیات منفى آنها در برخورد با امامان شیعه همانند امام على، علیه السلام، امام حسن و امام حسین، علیهماالسلام، و نیز دیگر افراد خاندان اهل بیت همانند زیدبن على، علیه السلام، نقش ماندگار زشتى بر روى این شهر گذاشته است، لذا بیشتر نویسندگان و تحلیلگران تاریخ اسلام، این صفات را به عنوان ویژگیهاى کوفیان ذکر نموده و از صفات مثبت آنان غافل مانده اند.
1- صفات و ویژگیهاى مثبت کوفیان
الف) شجاعت: هسته اولیه جمعیت کوفه را مردمى تشکیل مى دادند که جهت جنگ با امپراطورى پرقدرت ایران از سراسر شبه جزیره عربستان به سمت مرزهاى ایران سرازیر شده بودند. (۴۲) این مردم با سلاحهاى ابتدایى در مقابل سپاه تا دندان مسلح ایران با شجاعت تمام جنگیدند و در معرکه هایى همچون قادسیه، نهاوند و جلولا سپاهیان ایرانى را شکست دادند و سرانجام موجبات سقوط این امپراطورى را که روم نتوانسته بود آن را نابود سازد، فراهم آوردند. حضرت على، علیه السلام، هنگام حرکت به سمت بصره براى رویارویى با ناکثین، وقتى که سپاهیان کوفه در «ذى قار» به او پیوستند، به آنها خوشامد گفت و از شجاعت آنان در شکست شوکت ایرانیان چنین یاد کرد: اى اهل کوفه! شما شوکت عجم و پادشاهان آنها را دگرگون ساختید و جمعیت آنها را پراکنده کردید تا آنکه میراثهاى آنها به شما رسید و حوزه خود را با آنها بى نیاز ساختید و مردم را در مقابله با دشمنانشان یارى نمودید… (۴۳) عنصر شجاعت کوفیان درجنگهاى سه گانه حضرت على، علیه السلام، یعنى جمل، صفین، (تا قبل از پیش آمدن جریان قرآن بر سر نیزه کردن) و نهروان به یارى آن حضرت آمده و موجبات پیروزى سپاه حضرت را فراهم آورد. اما پس از وقوع اختلاف در میان آنان در جنگ صفین، این عنصر کم کم رنگ باخت به گونه اى که ترس از سپاه شام در دل آنها جاى گرفت و لذا در مقابل شبیخونها و غارتهاى شامیان به شهرهاى تحت فرمان حضرت على، علیه السلام، در سال ۳۹ هجرى عکس العمل مناسبى از خود نشان ندادند و همین امر موجب گلایه شدید حضرت على، علیه السلام، از آنها شد، به گونه اى که خطاب به آنان فرمود: اى اهل کوفه [شما را چه شده است] هرگاه خبر حرکت لشکرى از سپاه شام را مى شنوید، به خانه هاى خود پناه مى برید و در خانه را به روى خود مى بندید، چنانچه سوسمار و کفتار به خانه خود مى خزد! (۴۴) این عنصر در زمان حکومت عبیدالله زیاد در کوفه نیز به علت دنیاپرستى کوفیان کارآیى خود را ازدست داد و باعث تنها گذاشتن مسلم در مقابل سپاه عبیدالله گردید. (۴۵) اما بعد از جریان کربلا در قیامهایى همچون قیام توابین و مختار شاهد بروز دوباره این عنصر هستیم. ب) حمیت دینی: ایمان اعراب، نقش عظیمى در پیروزى آنان بر سپاه ایران ایفا کرد. همین ایمان و حمیت دینى آنان بود که در سال ۳۰ هجرى باعث عزل فرماندار شرابخوار و فاسق کوفه یعنى ولیدبن عقبه گردید، به گونه اى که عثمان خلیفه سوم را مجبور به اجراى حد شرابخوارى بر او در مدینه نمودند. (۴۶) این حمیت و تعصب دینى باعث شد تا کوفیان با دیدن خلاف کاریهاى عثمان و زیرپا گذاشته شدن بعضى از مقررات اسلامى، به صورت یکى از کارگردانان قیام علیه او درآیند و عاقبت، او را از خلافت عزل کنند. (۴۷) حضرت على، علیه السلام، قبل از شروع جنگ صفین این چنین از ایمان کوفیان یاد مى نماید: اهل شام نسبت به دنیا حریصتر از اهل کوفه نسبت به آخرت نیستند. (۴۸) اما این ایمان و حمیت دینى با مسلط شدن بنى امیه و تبلیغات آنان و اجتهادات نابجا و سستى هاى آنان در دفاع از حضرت على، علیه السلام، و بالاخره با تمایل هرچه بیشتر آنها به دنیاطلبى، کم رنگتر شد، به گونه اى که در سال ۶۱ هجرى فرزند رسول خدا، صلى الله علیه وآله، را تنها گذاشتند و به جنگ با او اقدام نمودند. و نیز مى توان ایمان سخت و بدون بینش صحیح را در پیدایش گروه خوارج که نقش عظیمى در اضمحلال حکومت حق ایفا نمودند، مؤثر دانست. ج) علم: کوفه برخلاف شام شهرى مملو از عالمان به قرآن و حدیث نبوى بود، زیرا این شهر نوبنیاد به وسیله سپاهى ساخته شده بود که بسیارى از آنان دوران پیامبر اکرم، صلى الله علیه وآله، را درک کرده و به وسیله آن حضرت، صلى الله علیه وآله، با معارف اسلامى آشنا گشته بودند. شاهد این مطلب آن است که عمر خلیفه دوم هنگامى که بعضى از انصار را که به سوى کوفه عازم بودند، مشایعت مى کرد، خطاب به آنها چنین گفت: شما به سمت مردمى مى روید که قرآن در سینه هاى آنان است و صداى قرآن خواندن آنان همانند همهمه زنبوران عسل به گوش مى رسد. (۴۹) با پایتخت قرار دادن این شهر توسط حضرت على، علیه السلام، در سال ۳۶ هجرى، مهاجرت اصحاب از شهرهاى بزرگ اسلامى به کوفه رشد بیشترى یافت، به گونه اى که تعداد اصحاب شرکت کننده در جنگ صفین را ۲۰۸۰ نفر ذکر کرده اند که ۹۰۰ نفر آنان از شرکت کنندگان در بیعت شجره و ۷۸ نفر آنان از شرکت کنندگان در جنگ بدر بودند. (۵۰) درباره رشد آگاهى کوفیان نسبت به بعضى از علوم اسلامى ذکر همین نکته کافى است که اکثریت گروه ۱۲ هزار نفرى خوارج را که بعد از جنگ صفین از سپاه حضرت على، علیه السلام، کناره گرفتند، قراء و حافظان قرآن تشکیل مى دادند. (۵۱) به نظر مى رسد مجموع صفات سه گانه فوق است که باعث ورود روایاتى از زبان ائمه اطهار در مدح کوفه گردیده است. روایاتى که در آنها از کوفه با عناوینى همچون «جمجمه الاسلام»، «کنزالایمان»، (گنج ایمان) و «شمشیر و نیزه خدا که آن را هرجا بخواهد قرار مى دهد» یاد شده است. (۵۲)
2- صفات و ویژگیهاى منفى کوفیان
قبل از بیان این صفات دو نکته قابل ذکر است: اول آنکه این صفات و ویژگیها درباره همه افراد اهل کوفه صادق نیست و دوم آنکه این صفات خود را در مرحله خاصى بروز داده است و چه بسا در مراحل دیگر به ضد این صفات در میان کوفیان برخورد نماییم. الف) دنیاطلبی: گرچه بسیارى از مسلمانان صدر اسلام با هدفى خالص و به جهت پیشرفت اسلام و به دست آوردن رضاى خداوند در فتوحات اسلامى شرکت جستند، اما افراد و قبایل فراوانى نیز وجود داشتند که به قصد به دست آوردن غنایم جنگى در این جنگها شرکت کردند. (۵۳) این عده که پس از تاسیس کوفه در آن ساکن شده بودند، بر اخلاقیات دیگر مردم نیز تاثیر مى گذاشتند. اینان حاضر به ازدست دادن دنیاى خود نبودند و به محض احساس خطرى نسبت به دنیاى خود عقب نشینى کرده و برعکس هرگاه احساس حظ و بهره اى مى نمودند، فورا در آن داخل مى شدند. وجود این خصیصه در کوفیان باعث شده بود از هر جریان و حکومتى که دنیاى آنان را تامین نماید، طرفدارى نمایند که جریانات مختلف تاریخى مؤید این مدعاست. در جنگ جمل که احتمال پیروزى حضرت على، علیه السلام، بر سپاه دشمن کم بود، تعداد کمى از کوفیان به آن حضرت پیوستند، یعنى دوازده هزار نفر (۵۴) که شاید حدود ده درصد جمعیت کوفه را تشکیل مى داد. گرچه این تعداد کم از میان افراد با ایمان و شجاع کوفه بودند و توانستند سرنوشت جنگ را تغییر دهند. اما در جنگ صفین که حکومت على، علیه السلام، را سامان یافته دیدند و امید فراوانى به پیروزى داشتند، رغبت بیشترى به شرکت در جنگ نشان دادند، به طورى که تعداد سپاهیان آن حضرت، علیه السلام، را در این جنگ بین ۶۵ تا ۱۲۰ هزار نفر نگاشته اند (۵۵) که تعداد افراد غیرکوفى آن، ناچیز بود. پس از حضرت على، علیه السلام، تعداد فراوانى از کوفیان به سپاه امام حسن، علیه السلام، پیوستند، اما هنگامى که ضعف آن سپاه را مشاهده نمودند، دسته دسته خود را از آن بیرون کشیدند. تعداد فراوان بیعت کنندگان با مسلم که رقم آنها را بین ۱۲ تا ۴۰ هزار نفر نوشته اند، (۵۶) نیز مى توان طبق همین اصل توجیه نمود; زیرا در آن هنگام از سویى به علت مرگ معاویه و جوانى و خامى یزید، حکومت مرکزى شام را در ضعف مى دیدند و از سوى دیگر به علت ضعف فرماندار کوفه یعنى «نعمان بن بشیر» او را قادر به مقابله با یک قیام جدى نمى دانستند. حتى پس از ورود عبیدالله به کوفه و تهدید کردن مردم، هنوز امید به پیروزى داشتند و لذا تعداد زیادى از آنها به همراه مسلم در محاصره قصر عبیدالله شرکت کردند; (۵۷) اما هنگامى که احساس خطر نمودند، مسلم را تنها گذاشته و به خانه هاى خود گریختند، این احساس خطر هنگامى شدت گرفت که شایعه حرکت سپاه شام از سوى طرفداران عبیدالله میان مردم انتشار یافت، (۵۸) ترس از سپاه شام را نیز مى توان یکى از نتایج دنیاطلبى کوفیان دانست. و از اینجا به عمق کلام امام حسین، علیه السلام، هنگام فرود در سرزمین کربلا پى مى بریم که فرمود: الناس عبید الدنیا والدین لعق على السنتهم یحوطونه ما درت معائشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون مردمان بندگان دنیایند و دین مانند امرى لیسیدنى بر زبان آنها افتاده است،تا هنگامى به دنبال دین مى روند که معیشت آنها برقرار باشد، اما هنگامى که در امتحان افتند، دینداران اندک خواهند بود. (۵۹) ب) نظام ناپذیری: بیشتر ساکنان کوفه را مردمى تشکیل مى دادند که قبل از شهرنشین شدن، در میان قبایل خود، در صحراها و بیابانها ساکن بودند و بدویت عربى بر آنها حاکم بود و این اولین بار بود که شهرنشینى را تجربه مى کردند. (۶۰) یکى از ویژگیهاى این صحرانشینان، آزادى بى حدو حصرى بود که در صحرا و بیابان داشتند، این ویژگى باعث مى شد تا در مقابل قوانین و مقررات یک نظام منسجم تحمل کمترى داشته باشند و این درست نقطه مقابل مردم شام بود که قرنها از شهرنشینى آنها مى گذشت و لذا در مقابل حکومت، مردمى مطیع و آرام بودند. معاویه هنگام شمردن برتریهاى خود بر حضرت على، علیه السلام، مى گوید: من در میان مطیعترین لشکریان بودم، درحالیکه او (حضرت على، علیه السلام،) در میان نافرمانترین سپاه به سر مى برد. (۶۱) نظام ناپذیرى کوفیان باعث مى شد تا آنها از آغاز تاسیس کوفه دائما با امیران و والیان خود در کشمکش باشند، به گونه اى که عمر خلیفه دوم را ازدست خود به ستوه آوردند، او در مقام شکوه از آنها گفت: چه مصیبتى بالاتر از این که با صدهزار جمعیت (مقاتل) روبرو باشى که نه آنها از امیران خود خشنودند و نه امیران ازدست آنها رضایت دارند. (۶۲) در میان قومى این چنین تنها والیانى مى توانند حکومت کنند که یا چنان رفتار نمایند که با عقاید و خواست هاى مردم برخوردى نداشته باشند و یا آنکه با شدت عمل و دیکتاتورى به سرکوب اعتراضات مردم بپردازند. لذا مى بینیم یکى از حاکمانى که طولانى ترین مدت حکمرانى را تا سال ۶۱ هجرت در کوفه داشت مغیره بن شعبه است که از سال ۴۱ هجرى تا سال مرگش در سال ۵۰ هجرى از سوى معاویه عهده دار حکومت کوفه بود. او سعى مى کرد، طورى رفتار نماید که کمترین تعارض را با مردم وگروه هاى مختلف داشته باشد و لذا وقتى به او مى گفتند: فلانى داراى عقیده شیعى یا خارجى است، جواب مى داد: خداوند چنین حکم کرده که مردم مختلف باشند و او خود بین بندگانش حکم خواهد کرد. (۶۳) مى توان چنین گفت که چنین جامعه اى امیر عادل و آزاداندیش را برنمى تابد، در این جامعه از اینگونه والیان سوءاستفاده مى کنند و در مقابل آنها به معارضه برمى خیزند که نمونه آن را در رفتار کوفیان با حضرت على، علیه السلام، مشاهده مى کنیم. امیر مناسب این جامعه افرادى همانند «زیاد بن ابیه»، «عبیدالله بن زیاد» و «حجاج بن یوسف ثقفى» مى باشند که با خشونت و ظلم آنها را وادار به اطاعت از حکومت نمایند. ج) اجتهادات نابجا: این خصیصه را درحقیقت مى توان از نتایج خصیصه قبل دانست. کوفیان که در میان آنها صحابه و قاریان فراوانى بودند، خود را در بیشتر مسائل و حتى مسائل حکومتى و جنگى صاحب نظر دانسته و در مقابل حکومت بر دیدگاه خود پافشارى مى کردند. (۶۴) نمونه بارز این نوع اجتهاد را مى توانیم در جنگ صفین ببینیم که مخالفت با آن حضرت از سوى تعداد فراوانى از قراء ابراز شد و به تشکیل گروه خوارج منجر گردید. همچنین در جریان صلح امام حسن، علیه السلام، با اظهار نظر گروههاى مختلف در مقابل امام برخورد مى نماییم. د) احساساتى بودن: این خصیصه را مى توان با مطالعه مقاطع مختلف تاریخ کوفه بخوبى مشاهده نمود. شاید بتوان علت اصلى آن را عدم رسوخ ایمان در قلبهاى بسیارى از آنها دانست. در طول تاریخ کوفه و بویژه در همان نیم قرن اول حیات آن به بسیارى از جریانها برخورد مى نماییم که کوفیان تحت تاثیر احساسات و به وسیله سخنرانى و یا هر عامل دیگرى وارد جریانى شده، اما پس از فروکش نمود. احساسات از عزم خود برگشته و از ادامه کار منصرف شده اند. نمونه هاى واضح آن را مى توانیم درمواردى همچون بیعت با مسلم، حمله به قصر عبیدالله بن زیاد و سپس تنها گذاشتن مسلم (۶۵) و همچنین محاصره قصر عبیدالله به وسیله قبیله «مذحج» در اعتراض به دستگیرى «هانى» (66) و نیز گریه کردن کوفیان بعد از جریان کربلا و پس از سخنرانى ام کلثوم و امام سجاد، علیه السلام، (۶۷) مشاهده نماییم. این خصیصه در میان کوفیان تا به آن حد رسیده بود که فرماندهان و حکمرانان لایقى همچون حضرت على و امام حسین، علیه السلام، نیز براى تشویق و ترغیب مردم به جنگ، چاره اى جز استفاده از ابزار تحریک کننده احساسات یعنى سخنرانى نداشتند نمونه آن را در جنگ جمل مشاهده مى کنیم که بالاخره با سخنرانى افرادى همچون امام حسین، علیه السلام، و عمار یاسر نیرویى درخور توجه به کمک حضرت على، علیه السلام، شتافتند. (۶۸) و طبعا هرگاه طرف مقابل نیز از ابزار تحریک احساسات استفاده مى نمود، این حکمرانان دچار مشکل مى شدند، چنانچه این امر را در جنگ صفین و هنگام برافراشتن قرآن ها بر سر نیزه ها بخوبى مى توانیم ببینیم (۶۹) یکى از موفق ترین افرادى که توانست از احساسات کوفیان بخوبى بهره بردارى نماید، مختار بن ابى عبید ثقفى بود که البته باز همین که کوفیان احساس نمودند ورق علیه او برگشته است، دور او را خلوت کردند تا براحتى به دست مصعب بن زبیر کشته شود. (۷۰) ه) غدر و فریبکاری: این خصیصه بقدرى در میان کوفیان مشهور شد که عرب ضرب المثل هاى «الکوفى لا یوفی; کوفى وفا ندارد» و «اغدر من الکوفی; فریبکارتر از کوفى» را از آن ساخت. این خصیصه، معلول دنیاطلبى و احساساتى بودن آنان است. در ذیل به ذکر بعضى موارد دراین باره مى پردازیم: ۱- حضرت على، علیه السلام، خطاب به کوفیان مى فرماید: شما در هنگام آرامش مانند شیر هستید و در هنگام جنگ شبیه روباهید. (۷۱) ۲- و نیز آن حضرت در مقام شکایت به خداوند از دست کوفیان مى گوید: خدایا هرچه براى آنان خیرخواهى کردم، جواب مرا با فریب دادند و هرگاه آنان را امین شمردم، به من خیانت کردند. (۷۲) ۳- جناب مسلم در آخرین لحظات زندگى خود مى گوید: خدایا تو خود میان ما و گروهى که ما را فریب دادند و تکذیب نمودند و آنگاه ما را خوار کرده و کشتند، حکم فرما! (۷۳) ۴- امام حسین، علیه السلام، در آخرین ساعات حیات خود مى گوید: اللهم ان اهل العراق غرونى و خدعونی. (۷۴) ——————————————–
پى نوشت ها :
×. برگرفته از ره توشه راهیان نور، ج ۱، ویژه محرم الحرام و صفر المظفر ۱۴۲۲، دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم. ۱. تاریخ الطبرى، محمد بن جریر طبرى، بیروت، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، ج ۳، ص ۱۴۵. ۲. معجم البلدان، یاقوت حموى، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۱۳۹۹ ق، ج ۴، ص ۴۹۱. ۳. تاریخ الطبرى، ج ۴، ص ۴۹. ۴. مروج الذهب و معادن الجوهر، على بن حسین مسعودى، تحقیق محمد محیى الدین عبدالحمید، بیروت، دارالمعرفه، ج ۲، ص ۳۸۵. ۵. همان، ج ۲، ص ۳۸۵. ۶. حیاه الامام الحسین بن على، علیه السلام، باقر شریف القرشى، چاپ دوم: قم، دارالکتب العلمیه، ۱۳۹۷، ق، ج ۲، ص ۱۷۸. ۷. معجم البلدان، ج ۴، ص ۴۹۱. ۸. تاریخ الطبرى، ج ۴، ص ۴۹۴. ۹. بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، تصحیح محمد باقر بهبودى، تهران، المکتبه الاسلامیه،۴۴،۳۳۴. ۱۰. همان، ص ۳۳۷. ۱۱. همان، ص ۶۸. ۱۲. همان، ج ۴۵، ص ۴. ۱۳. الاخبار الطوال، ابوحنیفه احمد بن داود دینورى، تحقیق عبدالمنعم عامر، چاپ اول: قاهره، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۹۶۸ م، ص ۳۰۵. ۱۴. اسرار الشهاده، فاضل دربندى، تهران، منشورات اعلمى، ص ۴۱۸. ۱۵. تاریخ التمدن الاسلامى، جرجى زیدان، بیروت، منشورات دار مکتبه الحیاه، ج ۴، ص ۳۳۸. ۱۶. الحیاه الاجتماعیه والاقتصادیه فى الکوفه فى القرن الاول الهجرى، محمد حسین زبیدى، بغداد، جامعه بغداد، ۱۹۷۰، ص ۴۲. ۱۷. حیاه الامام الحسین، علیه السلام، ج ۲،۴۳۸. ۱۸. تاریخ التمدن الاسلامى، ج ۴، ص ۳۷۰. ۱۹. فتوح البلدان، ص ۲۷۹. ۲۰. الاخبار الطوال، ص ۲۸۸. ۲۱. فرهنگ فارسى، محمد معین، چاپ هشتم: تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۱، ج ۵، ص ۷۵۴. ۲۲. تخطیط مدینه الکوفه عن المصادر التاریخیه والاثریه، کاظم جنابى، چاپ اول، بغداد، مجمع العلمى العراقى، ۱۳۸۶ ق، ص ۲۶. ۲۳. همان، ص ۴۳. ۲۴. حیاه الامام الحسین، علیه السلام، ج ۲، ص ۴۴۱ و پس از آن. ۲۵. تاریخ الطبرى، ج ۴، ص ۲۶۱. ۲۶. مقتل الحسین، علیه السلام، عبدالرزاق موسوى مقرم، چاپ پنجم: [قم]، دارالکتاب الاسلامى، ۱۳۹۹ ق، ص ۱۴۹; حیاه الامام الحسین، علیه السلام، ج ۳، ص ۴۴۱. ۲۷. الکامل فى التاریخ، عزالدین ابوالحسن على بن ابى الکرم معروف به ابن اثیر، تحقیق على شیرى، چاپ اول: بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۱۳۰۸ ق، ج ۲، ص ۵۳۵. ۲۸. تاریخ الطبرى، ج ۴، ص ۱۳۲. ۲۹. تجارب الامم، ابوعلى مسکویه رازى، تحقیق ابوالقاسم امامى، چاپ اول، تهران، دار سروش للطباعه والنشر، ۱۳۶۶، ج ۲، ص ۵۷. ۳۰. حیاه الامام الحسین، علیه السلام، ج ۲،۳۷۰. ۳۱. تاریخ التمدن الاسلامى، ج ۳، ص ۳۲۶. ۳۲. همان، ج ۴، ص ۳۴۱. ۳۳. همان، ج ۲، ص ۲۷۱. ۳۴. الحیاه الاجتماعیه…، ص ۷۸-۷۷. ۳۵. همان، ص ۹۱. ۳۶. تاریخ التمدن الاسلامى، ج ۲، ص ۲۷۱. ۳۷. الحیاه الاجتماعیه…، ص ۸۳. ۳۸. وسائل الشیعه، محمدبن حسن حر عاملى، تصحیح عبدالرحیم ربانى شیرازى، چاپ ششم: تهران، مکتبه الاسلامیه، ۱۴۰۳ ق، ج ۱۴، ص ۴۶، ح ۴. ۳۹. تاریخ التمدن الاسلامى، ج ۴، ص ۳۴۱. ۴۰. الحیاه الاجتماعیه…، ص ۸۱. ۴۱. همان، ص ۱۰۱-۹۶. ۴۲. به عنوان مثال براى آگاهى از قبایل شرکت کننده در جنگهایى همچون قادسیه و تعداد نفرات آنها ر.ک: به کوفه، پیدایش شهر اسلامى، هشام جعیط، ترجمه ابوالحسن سرو مقدم، چاپ اول، مشهد، بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، ۱۳۷۲، ص ۴۰ و ۴۱. ۴۳. تاریخ الطبرى، ج ۲، ص ۵۰۲. ۴۴. همان، ج ۴، ص ۱۰۳. ۴۵. مروج الذهب، ج ۳، ص ۶۹; تجارب الامم، ج ۲، ص ۵۰; الاخبار الطوال، ص ۲۳۹. ۴۶. تاریخ الطبرى، ج ۳، ص ۳۲۹ و پس از آن. ۴۷. الحیاه الاجتماعیه…، ص ۲۶۳. ۴۸. مروج الذهب، ج ۳، ص ۲۳. ۴۹. الطبقات الکبرى، محمدبن سعد کاتب الواقدى، تحقیق سخاد، بیروت، دار صادر، ۱۳۷۷ ق، ج ۶، ص ۷. ۵۰. مروج الذهب، ج ۲، ص ۳۴۷. ۵۱. همان، ص ۴۰۵. ۵۲. فضل الکوفه و مساجدها، محمد بن جعفر مشهدى حائرى، تحقیق محمد سعید طریحى، بیروت، دارالمرتضى، ص ۷۱. ۵۳. کوفه، پیدایش شهر اسلامى، ص ۱۲۹. ۵۴. تاریخ الطبرى، ج ۳، ص ۵۱۳. ۵۵. تاریخ التمدن الاسلامى، ج ۴، ص ۶۴. ۵۶. حیاه الامام الحسین، علیه السلام، ج ۳،۳۲۷. ۵۷. الاخبار الطوال، ص ۳۸. ۵۸. تاریخ الطبرى، ج ۴، ص ۲۷۷. ۵۹. موسوعه کلمات الامام الحسین، علیه السلام، محمود شریفى و دیگران، چاپ اول: قم، معهد تحقیقات باقرالعلوم، ۱۴۱۵ ق، ص ۳۷۳. ۶۰. کوفه، پیدایش شهر اسلامى، ص ۸۰. ۶۱. العقد الفرید، احمدبن محمد بن عبدربه اندلسى، تحقیق عبدالمجید الترحینى، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۳۱۷ ق، ج ۵، ص ۱۱۵. ۶۲. تاریخ الطبرى، ج ۳۰، ص ۲۴۳. ۶۳. تجارب الامم، ج ۲، ص ۱۵. ۶۴. الامامه والسیاسه المعروف بتاریخ الخلفا، ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینورى، تحقیق على شیرى، چاپ اول، قم، منشورات الشریف الرضى، ۱۳۷۱، ج ۱، ص ۱۲۷. ۶۵. تاریخ الطبرى، ج ۴، ص ۲۷۵ و ۲۷۶. ۶۶. همان، ص ۲۷۴. ۶۷. مقتل الحسین، علیه السلام، مقرم، ص ۳۱۶ و ۳۱۷. ۶۸. تاریخ الطبرى، ج ۳، ص ۵۰۰. ۶۹. همان، ج ۴، ص ۳۴. ۷۰. همان، ص ۵۵۸ و پس از آن. ۷۱. مهره خطب الوب، ج ۱، ص ۴۲۰ و پس از آن. ۷۲. مختصر کتاب البلدان، ص ۱۷۱. ۷۳. مروج الذهب، ج ۳، ص ۶۹. ۷۴. موسوعه کلمات الامام الحسین، علیه السلام، ص ۵۰۰.
منبع :نشریه موعود، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۰، شماره ۲۵،

نوشته قبلی

نقش یزید بن معاویه در حادثه عاشورا

نوشته‌ی بعدی

مختار و توابین ؛ (تأملى در دو جنبش و تعاملات آنها)

مرتبط نوشته ها

امام علی علیه السلام و عدالت
امام علی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت
برگزیده ها

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید
ویژه جنگ رمضان

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا
امام حسین (ع)

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)
علوم شیعه

راویان قم در عصر امام (ع)

نوشته‌ی بعدی

مختار و توابين ؛ (تأملى در دو جنبش و تعاملات آنها)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی علیه السلام و عدالت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا